فصل پنجم: حجّ بذلى
فهرست موضوعات
جستجو 

مسأله 211ـ هرگاه کسى مخارج رفتن به مکّه را ندارد، ولى دیگرى مالى به او مى بخشد، یا در اختیار او مى گذارد که با آن حج برود، و مخارج زن و فرزند او را نیز در این مدّت مى پردازد، بر چنین کسى حج واجب است; هر چند بدهکار باشد، و در موقع بازگشت نیز وسیله کافى براى امرار معاش نداشته باشد، و قبول کردن چنین هدیه اى واجب است، مگر این که منّت، یا ضرر، یا مشقّت غیر قابل تحمّلى به همراه داشته باشد، و این حج کفایت از حجّ واجب مى کند، و آن را حجّ بذلى مى نامند.

مسأله 212ـ اگر شخصى مالى معادل مخارج حجّ به دیگرى ببخشد که حج بجاى آورد، باید قبول کند و طبق شرط عمل نماید. همچنین اگر پول دهنده بگوید: «مخیّر هستى که با آن حج بجا آورى، یا در راه دیگر مصرف کنى» در این صورت نیز باید حج بجا آورد; بلکه اگر اسم حج را هم نیاورد، و فقط مال را به او ببخشد، احتیاط آن است که قبول کند و حج بجا آورد; مشروط بر این که در بازگشت زندگى او تأمین باشد، و چنین حجّى، کفایت از حجّ واجب مى کند.

 

مسأله 213ـ در حجّ بذلى، دهنده پول مى تواند از بذلش برگردد (مگر این که خویشاوند یکدیگر باشند) ولى اگر در بین راه باشد، باید هزینه بازگشت او را بپردازد، و اگر بعد از احرام باشد، بازگشت او اشکال دارد.

مسأله 214ـ قربانى در حجّ بذلى بر عهده دهنده پول (باذل) مى باشد، ولى کفّارات بر عهده وى نیست، هر چند احتیاط مستحب آن است که کفّارات غیر عمدى را بپردازد. و اگر باذل پول قربانى را ندهد حج واجب نمى شود. مگر این که در بازگشت زندگى او تأمین باشد، که در این صورت حج بر وى واجب مى گردد، و به جاى قربانى روزه مى گیرد.

مسأله 215ـ مواردى که شخص، یا نهاد، یا ارگانى، فردى را بدون این که ملزم به انجام کارى باشد به حج مى فرستد، شبیه حجّ بذلى است، و قبول آن لازم است و کفایت از حجّ واجب مى کند.

مسأله 216ـ کسى که توانایى سفر حج ندارد، و امیدى به تواناییش در آینده نیز نمى باشد، علاوه بر این، از نظر مالى نیز مستطیع نیست، اگر شخصى نفقه حج او را بدهد، حج بر او واجب نمى شود تا شخصى را نایب کند که از طرف او به حج برود، همچنین است اگر شخصى او را میهمان کند.

 

12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای