نادرستی بیان قرآن در خلقت انسان از صلب مردان و سينه زنان!

قرآن در آيه 6 و 7 سوره طارق مي گويد: «انسان از آبی جهنده خلق شده * که از صلب مردان و سينه زنان خارج می شود»، در حالی که علم ثابت کرده که جايگاه نطفه مرد و تخمک زن جايی ديگر است؛ آيا اين آيه با علم سازگار است!؟

در این دو آیه تنها سخن از نطفه مرد در ميان است؛ زيرا تعبير به «ماءٍ دافِقٍ»؛ (آب جهنده)، در آیه 6 درباره نطفه مرد صادق است نه زن. روى اين حساب شركت دادن زن در اين بحث مناسب به نظر نمى رسد. مناسب ترين تعبير همان است كه گفته شود قرآن به يكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است اشاره كرده و بنابراین منظور از «صلب» و «ترائب» قسمت پشت و پيش روى انسان است چرا كه آب نطفه مرد از ميان اين دو خارج می شود.

تناقضات تاريخی قرآن درباره «عقايد يهود در صدر اسلام»!؟

آيا اين سخن صحيح است كه: "اصلا يهود در صدر اسلام عقيده به «دست بسته بودن خداوند» نداشتند و قرآن در اين خصوص اشتباه كرده است"؟

عقيده به «دست بسته بودن خدا» را گرچه يك نفر از يهوديان عصر پيامبر گفته؛ اما چون بقيه به آن راضى بودند و هر كس كار ناشايسته‌اى را به رسميت بشناسد، شريك انجام دهنده آن است، میتوان آن را به كل قوم و جامعه‌اى نسبت داد كه گوينده به آنها منتسب است. قرآن نيز آنچه را كه گذشتگان يهود، قرنها پيش گفته و انجام داده اند ـ بنابر قاعده يكپارچگى امت ـ به همه يهود نسبت داده و اين شيوه‌اى رايج در ميان عموم مردم است.

ناسازگاری قرآن با علم در مورد «وضعیّت ستارگان»!

چرا قرآن كريم برخلاف علم نوين، كاركرد ستارگان را «راندن شياطين» معرفی نموده است؟!

پيش از هر چيز بايد دانست كه تعابير قرآن درباره موجودات ماوراى طبيعت، بر ظاهر حمل نمى‌شود؛ زيرا هم فهم بشر محدود است و هم قالب الفاظ بشرى گنجايش مفاهيم دقيق غير مادى را ندارد. مفاهيمى كه اصولاً از قلمرو حس و ماده بيرون است. به ديگر سخن، هم فهم بشر و هم الفاظ بشرى، محدود و كاربرد آنها صرفاً در گستره عالم ماده است؛ به همين دليل نمى‌توان به كمك آنها از جهان لطيف و ظريف مجردات خبر داد. بنابراين هرگاه در قرآن كريم سخن از عالم مجردات به ميان مى‌آيد، بى گمان كاربردى استعارى و تمثيلى است. آری نبايد عالم بالا را همانند جهان ماده انگاشت، با اين تفاوت كه جايگاه آن بالاتر از اين عالم است؛ زيرا چنين برداشتى انگاره‌اى مادّى از يك مفهوم فرامادّى است كه با هم تفاوت بنيادين دارند....

ناسازگاری قرآن با «علم نجوم»!؟

بیان قرآن كريم در مورد «هفت آسمان» را چطور می‌توان با علم نوين نجوم تطبيق داد؟

سيّد قطب در اين باره مى‌نويسد: «هيچ ضرورتى براى تطبيق نصوص دينى بر يافته‌هاى علمى نيست؛ زيرا دانش ما به هستى احاطه ندارد تا قاطعانه بگوييم كه اين كشف علمى، همان است كه قرآن مى‌گويد. پس به هيچ روى صحيح نيست كه ميان كشفيات علم و آموزه‌هاى قرآنى تطبيق دهيم؛ مگر روزى فرا رسد كه انسان به طور قطعى بر اسرار هستى احاطه يابد، و آن روز چه دور است!»...

اشتباه تاريخی قرآن درباره «هامان»!

آیا قرآن درباره تطبیق تاریخی «هامان» اشتباه کرده است؟!

مقصود از «هامان» در قرآن، «آمون» است و اين دو اسم از نظر تلفظ و وزن، به هم نزديكند؛ به ويژه آنگاه كه بدانيم «آمون»، «اَمانا» نيز تلفظ مى شود و نشانه اختصارى «بزرگِ كاهنان» است؛ مانند اسم فرعون كه به معناى سراى بزرگ حكومت و لقب پادشاهان مصر بوده است. در نتيجه، هامان لقب بزرگ كاهنانِ «آمون» است که در ضمن وزير فرعون هم بوده است. به عبارت دیگر هامان معرّب «آمون» يا «اَمانا» است كه لقب رؤساى كاهنان معبد آمون، بزرگِ خدايان مصريان در شهر طيبه در نيل عليا بوده است. اين مطلبِ تعجب آورى نيست؛ زيرا طبيعى است كه هر كسى كه به مكان مقدسى منسوب باشد، نام همان مكان را به عنوان لقب بر خود مى‌نهد.

تناقضات تاريخی قرآن درباره «مصالح ساختمانی مصر»!؟

آيا بيان قرآن درباره مصالح ساختمانی به‌کار برده شده در بناهای «مصر» با واقعيت‌های تاريخی تطابق دارد؟

بيان قرآن درباره مصالح ساختمانی به‌کار برده شده در بناهای «مصر» با واقعيت‌های تاريخی سازگار است؛ چراکه تاريخ صنعت آجرسازى و به كارگيرى آن در بنا و حتّى ساخت خانه‌هاى بلند، به حدود پنج هزار سال پيش از ميلاد برمى‌گردد. از اين گذشته، ساختمان‌هاى آجرى در كشورهاى ديگر مانند برج بابل و پرستشگاه‌هاى آشوريان و سومريان و نيز طاق كسرى كه توسط شاهپور اوّل در سال 241 پيش از ميلاد ساخته شد، شاهد ديگر اين مدعاست.

ناسازگاری قرآن با علم در مورد «مركز ادراك انسان»!

چرا با اينكه علم نوين «مغز» را مركز ادراكات انسان می داند، قرآن كريم «قلب» را به عنوان جايگاه ادراك معرفی نموده است؟!

«مغز» در ميان ديگر اعضاى بدن، نقشى ممتاز دارد و از ديرباز اهميّت و نقش آن در هدايت جسم معلوم بوده؛ به گونه‌اى كه براى بيان نقش محورى هر چيزى آن را به مغز تشبيه مى كردند؛ ليكن با اين همه، انسانها ادراك و ديگر صفات نَفس را كه بهره‌اى از احساس دارند، به «قلب» نسبت مى دهند. و مراد از قلب نيز «روح» است كه فرمانروا و تدبيركننده امور بدن است؛ همان گونه كه كاركردهاى مذكور را به نَفس (به معناى ذات و خود) نسبت مى دهند.

تنافی قرآن و علم در مورد «سخن گفتن با حيوانات»!

آيا بیان قرآن در مورد سخن گفتن سليمان(ع) با مورچگان، از نظر علم روز مورد تأييد است؟!

از ديدگاه علم، مورچگان و همچنين ديگر حشرات، فاقد صدا هستند و صرفاً با ارسال امواج و حسّ بويايى با هم ارتباط برقرار مى كنند و اين دو هيچ ربطى به كلام صوتى ندارد. ليكن مهم آن است كه همه جانداران راهى ويژه براى ايجاد ارتباط با همديگر دارند؛ حال يا با ايجاد صداهاى خاصّى (مانند چهارپايان و پرندگان) و يا با ارسال امواج (مانند حشرات). امروزه علم، منطق و سخن گفتن چهارپايان و حتّى برخى ماهيان را اثبات كرده است. از سوى ديگر براى خداوندِ قادر محال نيست كه به پيامبرش، حضرت سليمان(ع) فهم سخن و پيام پرندگان و ساير جانداران را بياموزد.

ناسازگاری قرآن و علم در مورد «خلقت استخوان‌ها»!

آيا دانش روز سخن قرآن را در مورد «خلقت استخوان از گوشت» تأييد می‌كند؟

مراحل آفرينش «جنين» که در قرآن به آن اشاره شده با علم منافاتي ندارد؛ زيرا تعبير قرآن درباره نطفه اين است كه: «نطفه به علقه تبديل مى‌شود». علقه يك مجموعه سلولى است كه به ديواره رحم آويزان است و از خون رحم تغذيه مى‌كند.
پس استخوان‌ها پيشتر به وجود مى‌آيد، سپس ماهيچه‌ها بر آنها مى‌رويد و آنها را مى‌پوشاند و بدين‌سان درستى سخن خداوند آشكار مى‌شود كه فرمود: «پس مضغه را آفريديم و پس از آن بر استخوان‌ها گوشت رويانديم».

تنافی قرآن با علم در مسئله «تشخيص جنسيت جنين»!

چرا با اينكه امروزه به سهولت می‌توان جنسيت جنين را تشخيص داد، قرآن كريم علم آن را مخصوص خداوند دانسته است؟

هيچ منافاتی ميان علم مخصوص خداوند به احوال جنين با تشخيص جنسیت در عصر حاضر وجود ندارد؛ چراکه آگاهى خداوند بدين معنا مى‌باشد كه تنها خداوند مى‌داند در هر لحظه‌اى از لحظات، چند رحم ـ در سراسر جهان هستى ـ بارور شده يا نشده است. و اين همانند آيه «وَ ما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ إلَّا يَعلَمُها» است؛ یعنی تنها خداوند مى‌داند در هر آنى از آنات، چند برگ از كلّ درختان جهان فرو مى‌افتد، و مقصود، يك برگ يا دو برگ نيست. در آيه مورد نظر نيز همين گونه است؛ به اين معنا كه تنها خداوند مى‌داند كه در هر لحظه ـ از كلّ رحم‌ها در كل جهان ـ چند رحم بارور مانده، و چند رحم سقوط مى‌كند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ الرّضا عليه السّلام :

فَعَلى مِثْلِ الْحُسَينِ فَلْيَبْکِ الْباکُونَ فَاِنَّ البُکاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ.

گريه کنندگان بايد بر کسى همچون حسين عليه السّلام گريه کنند، چرا که گريستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى ريزد.

بحارالانوار، ج 44، ص 284