راه كسب «نشاط» در کارها

امام علی(علیه السلام) چه راهکاری را برای به دست آوردن «نشاط» در انجام کارها ارائه می نماید؟

امام علی(ع) برای كسب «نشاط» در انجام کارها، می فرماید: «براى رفع افسردگى از دل ها و تن ها، سخنان حكمت آميز و ظريف انتخاب كنيد». انسان بر اثر محدود بودن توانش، دچار خستگي روح و جسم مى شود؛ اما خداوند جوششى از درون براى كارهاى مجدد ایجاد می کند و به انسان براى اطاعت پروردگار و مديريت امور نيرو و توانايي مى دهد. از سویی مزاح بايد در حد اعتدال و خالى از افراط و آزار ديگران باشد تا سبب خشم خداوند نشود، از این روست كه پیامبر(ص) مزاح كردن را به صورتى كه موجب معصيت نشود نشانه شخصیت انسان دانسته اند.

آثار زیان بار «غم و اندوه» در کلام امام علی(ع)

از ديدگاه امام علی(علیه السلام) «غم و اندوه» چه آثار زیان باري دارد؟

امام علی(ع) درباره آثار غم و اندوه در جسم و روح انسان مى فرمايد: «غم و اندوه نيمى از پيرى است»؛ در واقع اندوه، انسان را پير مى كند، هر چند به حسب سن و سال پير نشده باشد، اما شخص از نظر روحى احساس پيرى مى كند. البته منظور امام(ع) اين است كه انسان تا مى تواند اندوه را به خود راه نداده و از آثار سوء آن بپرهيزد. از سویی اسباب بسيارى از غم ها، امور مادى است، امورى كه انسان مى تواند به آنها بی اعتنا باشد. لذا انسان با زيارت اهل قبور آرامش می یابد، زیرا پايان كار دنيا را مى بيند.

عواقب زياد خنديدن در روايات اسلامي

در روايات اسلامي چه عواقبي براي زياد خنديدن بيان شده است؟

در روایات آمده است که خندیدن زیاد: 1. موجب حقارت انسان در قيامت مى شود. 2. موجب دل مردگی مى شود. 3. ايمان را محو می کند. 4. اعتماد دوست و همنشين انسان را نسبت به انسان كم می کند. 5. هيبت و وقار انسان را از بین می برد. 6. موجب گريه در قيامت می شود.

استثنائات «قمار»

به چه دلیل اسلام شرط بندی و قمار در مسابقه «اسب سواري» و «تيراندازي» را جايز شمرده است؟

در اسلام نه تنها به مسأله آموزش تيراندازى و اسب سوارى تشويق شده، بلكه اجازه مسابقه و شرط بندى و برد و باخت را نيز در آن داده است؛ با اينكه اسلام در مسأله قمار و برد و باخت بسيار سخت گير است و آن را يكى از گناهان كبيره مى شمرد؛ ولى اين موضوع را به خاطر فلسفه هاى روشنى كه دارد استثناء كرده است.

جایگاه و حکمت سفر و جهانگردی در اسلام

سفر و جهانگردی از دید اسلام چه جایگاه و حکمتی دارد؟

سفر و مسافرت در اسلام از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. چنانکه سفر در مواردی «واجب» یا «مستحب» دانسته شده است. مسافرت از دید اسلام حکمت و آثاری داشته و یا با اهداف خاصی توصیه شده است؛ بعضی از این حکمتها عبارتند از: عبرت آموزی درسفر به اماکن تاریخی، تدّبر در آیات و نشانه های خداوند در سفر به دامن طبیعت، صله رحم، زیارت اولیای الهی، کسب دانش و تجربه، تفریح سالم و کسب تندرستی، کسب روزی، آموختن دین و... .

برتری محبّت بر عبادت!

آیا شاد کردن یک انسان با عمل بهتر از هزار بار عبادت نیست؟

🔹 در اسلام شاد کردن و رفع گرفتاری از دیگران، علاوه بر اینکه در برخی موارد واجب است (از جمله خمس، زکات، صدقات واجب و …)، به طور مطلق مستحب بوده و عبادت محسوب می شود.

🔹 در روایات نیز به این مسأله اشاره شده است؛ به عنوان مثال در روایتی اساس دین محبت دانسته شده است و در روایت دیگری شاد کردن دل مؤمن از بهترین مصادیق نیایش الهی شمرده شده است. همچنین سفارش شده بدی را با خوبی پاسخ دهیم.

🔹 اما این مساله نباید ما را از سایر روشهای پرستش الهی بازدارد چرا که هر کدام جایگاه خاص خودش را دارد.

روز غدیر روز عبادت

چرا روز غدیر روز عبادت است و برخى از اعمال عبادى آن روز چیست؟

روز غدیر روز عبادت است چون خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر بندگانش تمام کرده است و پس از روز مبعثِ پیامبر روزى بزرگ تر از روز غدیر یافت نمی شود. از این رو در روایات اعمالى براى روز غدیر وارد شده است؛ از جملۀ آن اعمال، نماز و روزه (روزه ای معادل 60 ماه روزه گرفتن طبق مفاد حدیث نبوی صحیح) است.

معانی واژه «قرة العين» در قرآن

در قرآن واژه «قرة العين» در چند معنا به کار رفته است؟

«قرة العين» به معنی نورچشم است و عرب به آنچه مايه خوشنودى و سرور است، قرة العين گويد. در قرآن در مورد کودکی حضرت موسی(ع) و در مورد همسر و فرزندان و همچنین نماز شب قرة اعین به کار رفته است.

«چشم روشني» متقين از منظر امام علی(ع)

امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه روشنی چشم مومن را در چه چیزی می داند؟

ایشان در بيان اوصاف متقین مي فرمايد: «روشني چشمش در چيزي است كه زوال در آن راه ندارد». به عقیده شارحین سه احتمال در معنای «امور باقى و زوال ناپذير» وجود دارد: 1- مراد خداوند است؛ زیرا می دانند همه چیز غیر از خدا نابود می شود. 2- منظور نعمت های دائمی بهشت است. 3- منظور فضایل و کمالات نفسانی انسان است.

نحوه «خنديدن» اولياء خداوند و انبياء

«خنده» اولياء خداوند و انبياء چگونه است؟

خنده اولیاء الهی تبسّم است و هرگز صدایشان به قهقه بلند نمی شود. سیره پیامبران نیز تبسّم بوده است و این نشانه وقار آنها می باشد. پیامبر(ص) از خنده بلند نهی می کردند و آن را نشانه غفلت از قیامت می دانستند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال الرّضا عليه السّلام :

مَنْ کانَ يَوْمُ عاشورا يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ جَعَلَ اللّهُ عَزّوَجَلّ يَوْمَ القيامَةِ يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ

هر کس که عاشورا، روز مصيبت و اندوه و گريه اش باشد، خداوند روز قيامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى دهد.

بحارالانوار، ج 44، ص 284