توصیفات قرآن و تورات درباره شخصیت «حضرت يعقوب(ع)»؟

قرآن و تورات چه توصیفاتی را از شخصیت حضرت يعقوب(ع) ارائه می دهند؟

به اعتقاد تورات، يعقوب(ع) پيامبري را از برادرش «عيسو» مي ربايد!! این کتاب در نسبت نارواى ديگری مي گويد: يعقوب پيامبر(ع) تمام شب را با خدا كشتى گرفت و او را رها نكرد تا آن كه خدا بر كف ران او زد و به او بركت داد تا سرانجام رهايش كرد!!
اما قرآن، اسحاق و يعقوب را با زيباترين عبارات توصيف مى كند: «بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‌ور بودند به ياد آور. ما آنان را با موهبت ويژه خالص گردانيديم، و آنان در پيشگاه ما جداً از برگزيدگان نيكانند».

منافات بی تابی یعقوب(ع) در فراق یوسف(ع) با صبر جمیل!

آیا توصیف قرآن از حضرت یعقوب(ع) با عبارت «صبر جمیل»، با گریه و بی تابی ایشان در فراق یوسف(ع) سازگار است؟

طبق روایات، صبر جمیل، صبرى است كه با آن شكايت به مردم و دیگران، با ابراز کلمات زننده و سخنان برآمده از جزع و ناسپاسی نباشد و سخنی كه خدا را به خشم آورد نیز بر زبان جاری نگردد، اما گریه بدون جزع و ناسپاسی اشکالی ندارد.
گریه حضرت یعقوب در فراق حضرت یوسف به معنی ناسپاسی نیست، بلکه از روی محبت بوده است؛ چراکه قلب مردان خدا كانون عواطف است.
ضمن اینکه گاهی اشک و ناله بزرگان بخاطر مظلومیت و رنج و بلایی است که بر سر ولی خدا می آید و گریه بر مظلوم می باشد، مثل گریه امام زمان(ع) بر مظلومیت امام حسین(ع)؛ چنین گریه ای نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه ثواب اجر و ثواب فراوانی نیز دارد.

عظمت قرآن نسبت به تورات در معرفي حضرت يعقوب(ع) و برادرش «عيسو»

قرآن و تورات شخصیت حضرت یعقوب(علیه السلام) و برادرش را چگونه ترسیم می کنند؟

قرآن همواره از حضرت ابراهیم، فرزندش اسحاق و فرزندزاده اش یعقوب به نیکی یاد کرده و آنها را انسانهایی متقی، با اخلاص و با ایمان می داند. اما در تورات کنونی می بینیم که یعقوب انسانی فریبکار است که از نابینایی پدرش اسحاق سوء استفاده می کند و در غیاب برادر بزرگترش، با تقلب و دروغ مقام نبوت و جانشینی پدر را از برادرش می دزدد! و عجیب این که بعد از بازگشت «عیسو» و فاش شدن تقلب یعقوب، کار از کار گذشته و خداوند نیز به این وضعیت مهر تایید می زند و مانع پیشوا شدن انسانی دروغگو برای جامعه نمی گردد.

نسبت دروغ گوئى به حضرت يعقوب(ع) در تورات

آيا آنچه تورات درباره حضرت يعقوب(علیه السلام) بیان کرده صحیح است؟

تورات در مورد حضرت يعقوب مى گويد: اسحاق دو پسر داشت؛ پسر بزرگ «عيسو» و پسر كوچك «يعقوب». در اواخر عمر كه نابينا شده بود تصميم گرفت پسر بزرگ را جانشين خود كند و به او مقام نبوت را بسپارد ولى يعقوب با دروغ و تردستى و حيله خود را به جاى برادر بزرگ تر جا زد و پدر پير هم با اين كه صداى او را شناخت تنها به لمس دست او قناعت نمود و او را جانشين خود نمود. عجيب تر اين که خداوند نيز عمل اسحاق را تأييد نمود و مقام نبوت را به مردى حيله گر و دروغگو داد!!

نسبت شراب سازى به حضرت عيسي مسيح(ع) در انجيل

آیا نسبت شراب سازی که انجیل به حضرت عیسی داده حقیقت دارد؟

در انجيل يوحنا و در باب دوم، به عیسی(ع) نسبت شراب سازی داده می شود و آن را نخستین معجزه ایشان می داند، که حضرت با تبدیل کوزه های آب به شراب، جلال خود را جلوه داده و سبب ايمان شاگردانش می شود. این در حالی است که قرآن احترام فوق العاده اى براى آن حضرت قائل بوده و در سوره های متعدد، از عیسی(ع) به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم، نام می برد.

نا آگاهی حضرت يعقوب(ع) از سرنوشت حضرت یوسف(ع)!

مگر پیامبران الهی علم غیب ندارد، پس چرا حضرت يعقوب(ع) از به چاه افتادن يوسف بى اطلاع بود؟ چگونه حضرت يعقوب(ع) بوى پيراهن يوسف را از فاصله دور شنيد اما وقتى که حضرت يوسف در نزديکى او در چاه بود خبرى از او نداشت؟

آنچه از جمع بندی آیات و روایات به دست می آید این است که اگرچه انبیاء از علم غیب برخودارند اما اولا از آنِ خودشان نیست و ثانیاً بالقوه است نه بالفعل. یعنی منوط به اذن الهی است كه اگر از نظر خدا مصلحت باشد و انبیاء و اولیاء الهی نیز بخواهند، از آن گونه علم آگاه می شوند.
بنابراین اشکالی ندارد که حضرت یعقوب(ع) روزی مورد آزمایش خدا قرار گیرد و بنا به مشیت الهى از حوادث نزدیکش در کنعان بى خبر باشد اما روزی دیگر که دوران محنت و آزمون به پایان مى رسد بوی پیراهن فرزندش را از «مصر» احساس کند.

دستور ورود فرزندان از درب هاى مختلف به مصر

چرا حضرت یعقوب(علیه السلام) در هنگام حرکت فرزندانش به مصر به آنها گفت که از درهاى مختلف وارد مصر شوند؟

 یعقوب(ع) به فرزندانش دستور داد که هنگام ورود به مصر، چند گروه شوند و از درب های مختلف وارد شوند تا توجه مردم به آنها جلب نشود و مورد چشم زخم قرار نگیرند، یا اینکه وارد شدن دسته جمعی آنها که افراد تنومندی بودند، شاید باعث شود که مورد سوءظن یا حسادت دیگران قرار گرفته و دستگاه حکومت به آنها مشکوک شود، و یا اشاره لطیفی به این مسئله بود که براى رسیدن به یک هدف راه های مختلف را برگزینند.

گریه حضرت یعقوب(ع) براى یوسف(ع)، و صبر جمیل!

گریه حضرت یعقوب(علیه السلام) براى یوسف(علیه السلام) چگونه با صبر جمیل سازگار است؟

قلب مردان خدا کانون عواطف است، لذا جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک هایشان همچون سیلاب جارى شود؛ چنانکه پیامبر اسلام(ص) نیز بر مرگ فرزندش ابراهیم اشک مى ریخت، مهم آن است که کنترل خویشتن را از دست ندهند و سخن و حرکتى بر خلاف رضاى خدا نگویند و نکنند و این معنای«صبر جمیل» است.

چگونگی استشمام بوى پیراهن حضرت یوسف(ع)، توسط حضرت یعقوب(ع)

چگونه حضرت یعقوب(علیه السلام) بوى پیراهن حضرت یوسف(علیه السلام) را حسّ کرد؟

این مسئله را به عنوان یک «معجزه و خارق عادت» براى یعقوب(ع) یا یوسف(ع) شمرده اند. ولى با توجه به این که قرآن آن را به عنوان اعجاز یا غیر اعجاز قلمداد نمى کند، مى توان توجیهاتی مانند: مسأله «تله پاتى» و یا مسئله وسعت دائره علم پیامبران بر آن یافت. ضمن اینکه از بعضى از روایات استفاده مى شود: این پیراهن یک پیراهن معمولى نبوده، بلکه یک پیراهن بهشتى بوده که از ابراهیم(ع) در خاندان یعقوب(ع) به یادگار مانده بود.

عدم علم حضرت یعقوب(ع)، از سرانجام یوسف(ع)

چرا حضرت یعقوب(علیه السلام) از به چاه افتادن حضرت یوسف(علیه السلام) بى اطّلاع بود؟

علم پیامبران نسبت به امور غیبى، متکى به علم و اراده پروردگار است؛ آنجا که خدا بخواهد آنها مى دانند، هر چند مربوط به دورترین نقاط جهان باشد، مانند رعد و برق آسمان که لحظه ای بیابان تاریک را روشن می کند؛ لذا جاى تعجب نیست که روزى بنا به مشیت الهى و براى آزمودن یعقوب، از حوادث کنعان بى خبر باشد و روز دیگر که دوران محنت و آزمون به پایان مى رسد، از مصر بوى پیراهنش را احساس کند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام علىٌّ(عليه السلام)

اصْرِفْ إلى الآخِرةِ وَجهَکَ، واجْعَلْ للهِ جِدَّکَ

به آخرت روى آور و توان و کوشش خود را براى خدا مصروف کن

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 58