هنر 6 مطلب

مخالفت اسلام با هنر!

مدّتها نقّاشی کردن و مجسمه سازی در جامعه مسلمانان حرام بوده است، طبق آیه 69 سوره یاسین، شعر گفتن شایسته پیامبر نیست، همچنین هنوز تکلیف موسيقی در برخی از مذاهب اسلام مشخص نيست و مصداق لهو شمرده می شود؛ آيا اقتضای دين اسلام و دينداری مسلمانان مخالفت با هنر است؟!

سیره  و روایات پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نشان می دهد شعر شعرایی که ذوق هنری خود را در راه اهداف مقدس قرار دهند، از این حکم استثنا می شوند. در موسیقی نیز فقط نوع خاصی از آن که «غنا» نام می گیرد و اثرات روانی و اجتماعی زیان باری دارد حرام است. در مجسمه سازی نیز برخی پژوهش های فقهی جدید که حکم پرستش بت ها را از مجسمه سازی جدید نفی می کنند قائل به جواز آن تحت برخی شرایط است و همه اینها ادعای مخالفت اسلام را با اصل هنر نفی می کند.
از آن گذشته مطاله تاریخ تمدن اسلامی نشان می دهد ظهور اسلام و تطورات تاریخی آن موجب پدید آمدن و رشد رشته های هنری دیگری ای هم چون معماری (در مساجد و ابنیه اسلامی)، نگارگری (در کاشی کاری های مساجد و تذهیب مصاحف مشرف) و خطاطی (در نگارش مصاحف و کاشی نوشته های مساجد) شد و این موضوع دلیل دیگری برای رد مخالفت اسلام با هنر است.

علت مخالفت علمای شیعه با ترویج افکار و اشعار مولوی؟

علت مخالفت علمای شیعه با ترویج افکار و اشعار مولوی چیست؟

مولوی در اشعار خود تمثیلهای زیبایی به کار برده و بسیاری از علمای علم اخلاق از تمثیلهای او استفاده می کنند؛ اما بخاطر انحرافاتی که در برخی اشعار او وجود دارد علما با گرفتن بزرگداشت برای او مخالفت کرده اند. مولوی علاوه بر اخلاق متکبرانه صوفیانه خود، دربرابر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نیز اشعار سخیفی دارد و گاهی نیز به تمجید معاویه و شیطان می پردازد. همچنین عقایدی خلاف شرع و قرآن اتخاذ کرده که باعث می شود علما در مورد او احتیاط کنند و با برخی از افکار و اشعار او مخالفت ورزند.

دیدگاه اسلام در مورد شعر و شاعرى

دیدگاه اسلام در مورد شعر و شاعرى چیست؟

پیامبر(ص) در مورد شعر می فرماید: «بعض از اشعار حکمت است، مؤمن با جان، شمشیر و زبانش در راه خدا جهاد مى کند». حضرت علی(ع) به شعرا می فرماید: «بدانید ملاک کار شما دین ، مایه حفظ شما تقوا، زینت شما ادب و دژ آبروى شما بردبارى است». پس معیار ارزیابى، هدفى است که شعر در راه آن به کار گرفته مى شود، گذشته از شاعران فاسد و چاپلوس، اشعار سازنده و هدفدار در طول تاریخ، حماسه هاى فراوان آفریده است، مثل دوران انقلاب که ملتى را در برابر دشمنان بسیج نمود.

شعر و شعراء از ديدگاه قرآن

شعراء در قرآن چه جایگاهى دارند؟

در سوره شعراء، در آيات 224-227 اين سوره آمده است: «وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ * ... إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ ...»؛ (شاعران کسانى هستند که گمراهان از آنان پیروى مى کنند* ... مگر کسانى (از آنها) که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند...). در اين آيات، آیه: «إِلاَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ ...»، به شعرائى نظر دارد که براى رشد و شکوفائى اسلام و مبارزه با کفر و شرک شعر مى سرودند، آنها صریحاً از آیه «وَالشُّعَرَآءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ» استثنا شده اند.

اهميت شعر و شعراء نزد ائمه(ع)

شعراء و اشعارشان چه جایگاهى نزد ائمه(علیهم السلام) داشتند؟

ائمه(ع) شعراء را با خوشرویى استقبال و تعظیم نموده، جلسه شعر خوانی برایشان مهیا، انواع تحفه و هدایا را به آنان عطا می کردند. گاهى بهترین اوقات و ارزشمندترین مکان های دعا و عبادت را برای جلسات شعر خوانی در نظر گرفته و شنیدن آن را از برترین عبادات شمرده و براى آنان دعا کرده، می فرمودند: «براى خدا سخت و گران نیست که گناهان دوستداران و ستایشگران ما را بیامرزد».

جايگاه شعر و شعراء نزد بزرگان دین

شعراء و اشعارشان چه جایگاهى نزد بزرگان دین داشتند؟

بزرگان مذهب با پیروی از ائمّه(ع) از شعر براى خدمت به دین، حفظ حیثیّت مذهب و بقاء آثار و نام آل الله در بین مردم، کمک گرفتند و در استقبال، تعظیم و اعطاى پاداش به شعراى اهل بیت، همان شیوه امامانشان را در پیش گرفتند و در زمینه شعر و فنون آن اهتمام ورزیدند. لذا بزرگانی همچون شیخ صدوق، کلینی، علم الهدى... نوشته جاتى در شعر دارند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

‏عن موسى بن جعفر (عليه السلام) قال:

و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.

جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص