بیان مسائل «طبي» در اسلام

چرا بعضی از مسائل و توصيه هاي «طبي» در قرآن و روایات بیان شده است؟

امروزه كتاب هايى به نام طب النبى(ص) و طب الائمة(ع) در اختيار داريم كه در آنها دستورات بهداشتى معصومين(ع) نقل شده، که گاه اشاراتى از قرآن نیز مشاهده می شود. مثلاً امروزه دانشمندان تغذیه از آثار فوق العاده عسل می گویند، در حالى كه قرآن می فرماید: «در آن، شفا و درمانى براى مردم است». همچنین توصیه پیامبر(ص) که می فرماید: «تا گرسنه نشده ايد نخوريد و تا كاملاً سير نشده ايد دست از غذا بكشيد»، در واقع دستوراتی كه درباره غذاهاى حلال و حرام وارد شده مربوط به آثار خوب و بد آنهاست، مانند تحريم شراب، و... .

«سرمای مفید» و «سرمای مضر» برای بدن

امام علی(عليه السلام) کدام سرما را برای بدن مفید و کدام سرما را مضر معرفی می نماید؟

ايشان مى فرمايد: «از سرما در آغاز پاييز بپرهيزيد و در آخرش كه نزديك بهار است از سرما استقبال كنيد، زيرا در بدن ها همان مى كند كه با درختان انجام مى دهد؛ آغازش مى سوزاند و آخرش مى روياند و برگ مى آورد». پاييز آغاز سرما است؛ سرمايى آميخته با خشكى هوا كه از گرماى تابستان و نبودن باران سرچشمه گرفته و به همين دليل برگ هاى درختان پژمرده شده و مى ريزند؛ لکن در آغاز بهار هوا رو به گرمى رفته و معمولاً باران هاى پربارى مى بارد و رطوبت و گرمى دست به دست هم داده و سبب شكوفه كردن و برگ آوردن درختان و حيات طبيعت مى شوند.

وجود بیماری های روحی در انسان

آیا روح انسان هم مانند جسم او بیمار می شود؟

روح انسان نیز مثل جسمش دچار بيمارى مى شود کما اینکه قرآن منافقان را بیمار دل می داند. در مقابل در آیات و روایات، «قرآن» شفاء و رحمت برای مؤمنان معرفی شده است و حتی در برخی موارد شفاء برای جسم هم می باشد. امام علی(ع) در معرفي پیامبر(ص) می فرمايد: «طبیب سیاری که برای هر دردی مرهمی و داغی آماده کرده است؛ ولی برخی از بیماردلان که مثل چهار پایان نادان و مانند سنگ سخت می باشند از داروی او بهره نمی برند».

درمان بيماري هاي روحي توسط پيامبر(ص)

مطابق کلام امام علی(ع) پیامبر(ص) از چه درمانی برای بیماری های روحی استفاده مي كردند؟

علي(ع) براي پيامبر(ص) لقب «طبيبٌ دوّار»؛ (پزشك سيّار) به كار برده است؛ يعنى او به سراغ مريض ها مى رفت، اگرچه مريض تمايلى به شفاء نداشت. از عبارات امام علی(ع) در مورد پیامبر(ص) استنباط مى شود كه ایشان دو نوع درمان داشته اند: 1. «مرهم» براى زخم هاى قابل مرهم گذارى 2. «داغ» برای مرض هايى كه قابل درمان نبود. همچنانکه در بُعد جسمانى هم اين دو نوع مرهم هست، يا قابل معالجه است يا قابل معالجه نيست، مثل سياه زخم.

دستورات اسلام براي «بيمار نشدن»

اسلام برای مبتلا نشدن به بیماری ها چه دستوراتی دارد؟

آيه «كُلُوا وَ اشرَبُوا و لَاتُسرِفُوا» با وجود سادگي يكى از مهمترين دستورات بهداشتى است؛ چراكه سرچشمه بسياري از بيماريها غذاهاي اضافي است كه در بدن انباشته مي شود و منبعی مهم براي عفونت هاست. طبق روایات، معده خانه همه بيماريها است و امساك و پرهيز، سرآمد همه داروها است. همين دستور ساده اسلام بود که طبيب مسيحي را وادار کرد که به توجه عميق دين اسلام به بهداشت و سلامت انسانها اعتراف كند.

استعمال كلمه «مريض» در معناي «مريض جسمي» در قرآن

در قرآن چند بار کلمه «مریض» به معنای «مریض جسمی» بیان شده است؟

در قرآن كلمه «مریض» در چند مورد به معنای «مریض جسمی» آمده است. يكي در بحث روزه است كه در صورت بيمار شدن بايد بعد از بهبودي روزه را بگيرد. مورد ديگر مربوط به جنگ است. افراد بيمار و كساني كه عذر شرعي دارند هيچ حرجي بر آنها نيست.

تاثیر وراثت در ازدواج های فامیلی

در چه شرایطی ازدواج های فامیلی موجب ضرر می شود؟

برخی گمان می کنند که ازدواجهاى فامیلى همیشه مضرّ است. این سخنی کاملا بى اساس است، بلکه در مواردی که هر دو یا یکی از والدین  داراى یک نوع بیمارى ارثى باشند ازدواج فامیلی مضرّ است. اگر در خانواده اى بیمارى ارثى وجود داشته باشد، ازدواج دو همخون سبب  ظهور آن بیمارى در فرزندان می گردد. حال اگر دو همسر به بیمارى ارثی مبتلا باشند، حتّى الامکان، از ازدواج بپرهیزند؛ لکن اگر دو همسر هیچ گونه بیمارى ارثى نداشته باشند، ازدواج مزبور خطرى نخواهد داشت.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال ابو عبدالله (عليه السلام):

لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابک بذلک يمد الله فى عمرک و يزيد فى رزقک و يحييک‏ الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

وسائل الشيعه، چ 10 ص335