نادرستی بیان قرآن در خلقت انسان از صلب مردان و سينه زنان!

قرآن در آيه 6 و 7 سوره طارق مي گويد: «انسان از آبی جهنده خلق شده * که از صلب مردان و سينه زنان خارج می شود»، در حالی که علم ثابت کرده که جايگاه نطفه مرد و تخمک زن جايی ديگر است؛ آيا اين آيه با علم سازگار است!؟

در این دو آیه تنها سخن از نطفه مرد در ميان است؛ زيرا تعبير به «ماءٍ دافِقٍ»؛ (آب جهنده)، در آیه 6 درباره نطفه مرد صادق است نه زن. روى اين حساب شركت دادن زن در اين بحث مناسب به نظر نمى رسد. مناسب ترين تعبير همان است كه گفته شود قرآن به يكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است اشاره كرده و بنابراین منظور از «صلب» و «ترائب» قسمت پشت و پيش روى انسان است چرا كه آب نطفه مرد از ميان اين دو خارج می شود.

تنافی قرآن با علم در مسئله «تشخيص جنسيت جنين»!

چرا با اينكه امروزه به سهولت می‌توان جنسيت جنين را تشخيص داد، قرآن كريم علم آن را مخصوص خداوند دانسته است؟

هيچ منافاتی ميان علم مخصوص خداوند به احوال جنين با تشخيص جنسیت در عصر حاضر وجود ندارد؛ چراکه آگاهى خداوند بدين معنا مى‌باشد كه تنها خداوند مى‌داند در هر لحظه‌اى از لحظات، چند رحم ـ در سراسر جهان هستى ـ بارور شده يا نشده است. و اين همانند آيه «وَ ما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ إلَّا يَعلَمُها» است؛ یعنی تنها خداوند مى‌داند در هر آنى از آنات، چند برگ از كلّ درختان جهان فرو مى‌افتد، و مقصود، يك برگ يا دو برگ نيست. در آيه مورد نظر نيز همين گونه است؛ به اين معنا كه تنها خداوند مى‌داند كه در هر لحظه ـ از كلّ رحم‌ها در كل جهان ـ چند رحم بارور مانده، و چند رحم سقوط مى‌كند.

پاسداشت مقام «انسان» در قرآن

قرآن كريم در مقام تعريف «انسان» چه بياني دارد؟

هيچ توصيفى از «انسان»، بيانگر ماهيت واقعى انسان با همه ابعاد و زواياى گوناگون وى نيست؛ جز آنچه در قرآن آمده است كه با بهترين و والاترين توصيفات او را معرفي مى كند. قرآن می گوید: خداوند انسان را با دستان خود آفريد؛ از روح خود در وي دميد؛ امانت خود را به او سپرد؛ همه اسماء را به وي آموخت؛ همه فرشتگان را به سجده بر او واداشت؛ مقام خلافت خود را در زمين بدو بخشيد؛ هر آنچه را در آسمانها و زمين بود مسخر وى گردانيد و آن گاه به خود در اين آفرينش برتر تبريك گفت. آری به واسطه اين ويژگى هاى هفت گانه است كه انسان در اصل آفرينش و آغاز پيدايش بدانها مفتخر شده و بدين سان مخلوق برتر نام گرفته است.

تناقض آيات قرآن درباره «وجود چند خالق برای عالم»!

تعبير «أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» ظهور در اين معنى دارد كه براى هستى و پديده‌هاى آن، آفريدگارانى وجود دارد و خداوند بهترين آنان است! اين در حالى است كه آيه‌ «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» و آيات ديگر، وجود هر خالق ديگرى غير از خداوند متعال را نفى مى‌ كند؛ آیا این تناقض نیست؟!

واژه «خَلق» هم به معناى ايجاد و ابداع چيزى براى نخستين بار و بدون پيشينه است، که این معنی به خداوند اختصاص دارد و بر اين اساس فرمود: «ألا لَه الْخَلْقُ وَ الأمْرُ».  همچنین به معناى ابداع و ايجاد صورتى با تركيب خاص و ساختگى است و اين معنايى است عام و فراگير که به همه نسبت داده می شود؛ خداوند خود از زبان عيساى مسيح(ع) مى فرمايد: «أَنِّى أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْـَةِ الطَّيْرِ...».  پس  واژه «خلق» در سخن عرب به دو معنى است: يكى به معناى «نخستين ايجاد» و ديگرى به معناى «تقدير و ساختن». عبارت «أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ»، يعنى «أحسن المقدّرين».

ناسازگاری قرآن با علم در مورد «زوجيت» در همه موجودات!

آيا اين آيه قرآن كريم كه «تمامی موجودات را زوج آفريديم» از نظر علم روز تأييد می‌گردد؟

آنان كه ادعا كرده‌اند اين آيه قرآن «تمامى موجودات را جفت (نر و ماده) آفريديم» منافات با علم روز دارد بر اثر برداشتى است كه از تعبير «زوجين» داشته‌اند و آن را همواره به معناى جفت نر و ماده پنداشته اند. در صورتى كه «زوج» در برخی از آيات به معناى «صنف» و مراد از «تثنيه»، مطلق تعدّد و تكثّر است؛ بدين معنا كه از هر چيزى، اصناف و انواع متعدّدى آفريديم.
 أمّا اگر اشارتى هم در برخی از آیات در اين باره باشد، باز هم اعتراض معترض وارد نيست؛ زيرا در علم زيست شناسى ثابت شده است كه هيچ موجود زنده‌اى از قانون لقاح جنسى (نر و ماده) مستثنى نيست.
ضمن اینکه واژه «شىء» غير جانداران را هم در بر مى‌ گيرد و لحن برخی از آیات تأكيد مى ‌كند كه همه اشيا مانند جانداران براساس قانون زوجيت به وجود آمده اند؛ چرا که شالوده جهان هستى بر اتم استوار است و اتم نيز متشكل از يك جفت است: الكترون و پرتون.

ناسازگاری قرآن و علم در مورد «خلقت استخوان‌ها»!

آيا دانش روز سخن قرآن را در مورد «خلقت استخوان از گوشت» تأييد می‌كند؟

مراحل آفرينش «جنين» که در قرآن به آن اشاره شده با علم منافاتي ندارد؛ زيرا تعبير قرآن درباره نطفه اين است كه: «نطفه به علقه تبديل مى‌شود». علقه يك مجموعه سلولى است كه به ديواره رحم آويزان است و از خون رحم تغذيه مى‌كند.
پس استخوان‌ها پيشتر به وجود مى‌آيد، سپس ماهيچه‌ها بر آنها مى‌رويد و آنها را مى‌پوشاند و بدين‌سان درستى سخن خداوند آشكار مى‌شود كه فرمود: «پس مضغه را آفريديم و پس از آن بر استخوان‌ها گوشت رويانديم».

تفاوت های طبیعی انسان ها، و مساله عدل الهی؟!

چگونه تفاوت های طبیعی انسان ها در زیبایی، سلامت و توانایی ها و... با عدل الهی در آفرینش سازگار است؟!

اولا: یکی از لوازم و ویژگی های نظام احسن، وجود تفاوت در استعداد و توانایی ها و ظاهر مخلوقات است. اگر انسان ها همانند بودند، هرگز زندگی اجتماعی که کمال محسوب می شود، ادامه نمی یافت و مشکلات عدیده ای را در پی داشت. چرا که افراد انسان باهم يك درخت بزرگ و بارور را تشكيل مى ‏دهند كه هر دسته بلكه هر فردى رسالت خاصى در اين پيكر بزرگ بر عهده دارد، و متناسب‏ آن دارای ویژگی هایی است.
ثانیا: در ميان افراد بشر يك سلسله تفاوتهاى مصنوعى نیز وجود دارد كه یا نتيجه مظالم و «ستمگرى» بعضى از انسانها نسبت به بعض ديگر است، یا حاصل «سبک زندگی» انسان و نحوه تعامل او با طبیعت و سایر انسان ها است. مسلما اين تفاوت ها را به حساب دستگاه آفرينش نمى ‏توان گذارد.
ثالثا: هیچکدام از تفاوتهای طبیعی، مانع رشد و کمال نمی گردند. در قیامت نیز بر اساس توانایی انسانها حکم خواهد شد. از دید قرآن آنچه سعادت ابدی را در پی دارد تقوا و عمل صالح می باشد و آنچه به اقتضای حکمت الهی سبب فضیلت و برتری برخی از افراد شده، وسیله امتحان است و مسئولیّت ایشان را سنگین تر خواهد کرد.

انسان موجودی «جسمانی» و «روحانی»

از ديدگاه قرآن و روايات چگونه می توان ثابت کرد انسان دو جنبه «جسمانی» و «روحانی» دارد و منحصر به جسم و مادّه نیست؟

روحانيّت انسان جزو مسائلى است كه از ديرباز فكر بشر را به خود مشغول کرده و در قرآن و روایات بارها به آن اشاره شده است. بر این اساس انسان دارای روح و جسم است و از جانب روح متعالى و از سوى جسم متسافل است. «قرآن» در توصیف مراحل آفرينش انسان، او را به جايى مى رساند كه از جسم و جهان مادّه فراتر رفته و روح متعالى در او دميده مى شود، آنجا كه می فرماید: «آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد * سپس [اندام] او را نظام بخشید و از روح خویش [روحى شریف] در وى دمید». نكته جالب در اين آيه آن است كه روح دميده شده در انسان از سِنخ عالَم ملكوت معرفى مى شود و به خود پروردگار نسبت داده مى شود و نشان مى دهد كه روح فراتر از سنخ ماده است.

خلقتِ ناقص انسان و توصيه به تكامل؟!

چرا خداوند از ابتدا انسان را متكامل نيافريد كه نياز به اين همه سفارش و تأكيد بر انتخاب مسير تكامل نباشد؟

اگر بعضى ايراد بگيرند كه چه مانعى داشت كه از اول همه چيز به طور كامل آفريده مى شد تا بساط قانونِ تكامل ـ كه نشانه نقصانِ نسبى موجودات جهان است ـ به كلى برچيده شود؟ در پاسخ بايد گفت: اين عدّه اصولا از اين نكته غافل اند كه يك سلسله از كمالات و افتخارات، جنبه اكتسابى دارد و ما بايد با اعمالِ خود آن را به دست آوريم؛ يعنى اگر از روى اراده و اختيارِ خود آنها را انجام ندهيم به آن كمالات نمى رسيم و كمالات ذاتى و فطرى ـ كه بدون دخالتِ اراده و اختيار ما به وجود آمده ـ نمى توانند جاى كمالات اكتسابى را بگيرند.

آفرینش افراد جهنّمی با وجود علم به جهنمی شدن و مسئله عدل الهی؟!

چرا خداوند گنهکارانی که عاقبتشان جهنم است را با علم به جهنمی شدنشان آفرید؟ آیا این مسأله با عدل الهی منافات ندارد؟

اولا: اصل «وجود» انسان، به عنوان امری برآمده از فیض الهی، بر «عدم» او ترجیح دارد و سعادت و شقاوت امری عارضی و اکتسابی است؛ ذات خداوند اقتضای آفرینش موجودات را دارد و هر چیزی که اقتضای هستی یافتن را داشته باشد از سوی خدا فیض وجود را دریافت می کند.
ثانیا: خداوند انسان ها را بر فطرت پاک آفریده و انسان گنهکار از ابتدا گنهکار نبوده و با اختیار این مسیر را انتخاب کرده است؛ لذا خلقت او منافاتی با عدل الهی ندارد؛ بله خداوند از ازل می دانست چه کسانی گنهکار خواهند بود، اما این علم ازلى سبب اجبار انسان بر عملی نمى شود!
ثالثا: بهشتی شدن همه انسان ها تنها با جبر سازگار است؛ زیرا در فرض بهشتی شدن همگان، باید انسان هایی را تصور کنیم که جز خوبی چیزی را انتخاب نکنند و الا محکوم به عدم می باشند. بدیهی است که در چنین وضعیتی، اختیار معنا نخواهد داشت.
رابعا: اگر قرار بود خلقت ابنای بشر از سوی خداوند فقط به بندگانی تعلّق گیرد که اطاعت می کنند و به بهشت می روند، اصولا خود بهشت و نعمات آن نیز بیهوده بود؛ زیرا بهشت پاداش کسانی است که با انتخاب های درست خویش امتحان های سخت الهی را پشت سر گذاشته و فضیلت های وجودی خود را به فعلیت رسانده باشند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :

ان الحسين باب من ابواب الجنة.

بى گمان حسين درى از درهاى بهشت است .

احقاق الحق 9/202