قرآن 798 مطلب

مصحف فاطمه(س)‏ قرآن شیعه؟!

منظور از مصحف فاطمه(س) در منابع شیعی چیست؟ آیا آن هم نوعی قرآن است؟!

واژه‏ ‏«مصحف» در این روایات به معنای مجموعه‏ ای از نوشته‏ ها كه بین دو جلد قرار دارد، می باشد نه به معنای کتاب قرآن. حضرت زهرای مرضیه(س) که سرور زنان عالم است، همچون حضرت مریم(س) محدثّه بود و جبرئیل بر ایشان نازل می شد. پذیرش محدثه بودن حضرت زهرا(س) نباید برای مسلمانان اهل سنت که در منابع‌ خود خلیفه دوم را نیز شخصی محدَّث معرفی می کنند امر غریبی باشد. در ایّام بعد از رحلت رسول خدا(ص)، جبرییل برای تعزیت نزد حضرت فاطمه(س) می ‏آمد و ایشان را ‏از حوادثی كه درباره‏ ‏ فرزندانشان رخ می ‏دهد آگاه می ‏كرد و امام علی(ع) آنها را می‏ نگاشت؛ این نگاشته‏ ها مصحف فاطمه(س) نامیده می شود و همان طور که در احادیث اهل بیت(ع) نیز تصریح شده حکمی از حلال و حرام در آن مورد اشاره قرار نگرفته است.

راهبری قیام آخرالزمان توسط حضرت مهدی(عج) با وجود حضرت عیسی(ع)!

چرا با وجود حضرت عیسی(ع)، امام مهدی(عج) رهبری قیام آخرالزمان را بر عهده دارد؟!

اولا: اگر این ایراد مورد قبول باشد، باید این سوال قبل از ایراد شبهه گر مطرح باشد که چرا رسول خدا(ص) چون حضرت عیسی(ع) و به جای ایشان محفوظ و زنده نگاه داشته نشده که رهبر قیام آخرالزمان باشد؟! اگر طول عمر حضرت عیسی(ع) به واسطه ایمان دینی مورد قبول و از لحاظ علمی هم ممکن است، این طول عمر به طریق اولی برای رسول خدا(ص) شایسته و ممکن خواهد بود. اما اراده و مصلحت الهی چنین اقتضا کرده که حضرت رسول(ص) از دنیا برود و حضرت عیسی(ع) زنده بماند . بنابر همین اقتضای حکمت الهی امام و رهبر قیام آخرالزمان از اولاد رسول خدا(ص) است که روایات فریقین نیز آن را تایید می کند.
ثانیا: شأنیت والاتر مقام امامت در مقایسه با مقام هایی چون «نبوت» و «رسالت» که به نوعی اقامه تمامی وظایف و به ثمر رساننده ارزش ها و آرمان های آن دو مقام  است، اقتضای این را دارد که امام مهدی(عج) عهده دار چنین مأموریت خطیری یاشند. به خصوص که نور وجود ایشات امتداد نور وجودی پیامبر اکرم(ص) با تمام فضائل شان - اعم از خاتمیت، وسعت مخاطبین رسالت برای همیشه تاریخ، دایره گسترده تر علم و معارف، ابلاغ برترین کتاب آسمانی یعنی قرآن، عصمت مطلقی که با ترک اولی هم مخدوش نشده - بر تمامی انبیای دیگر است. در نتیجه قیام ایشان گویی قیام خود پیامبر(ص) است.

انتخاب ابوبکر نتیجه انتخابی دمکراتیک!

آیا ابوبکر با اجماع صحابه و در روندی دمکراتیک انتخاب شده و خلافت او مشروع است؟!

اولا: از روایات استفاده مى شود که خلافت رسول خدا(ص)، امرى الهى است که زمام آن بالاصاله به مردم واگذار نشده است؛ رسول خدا(ص) به صراحت در برابر کسانی که تقاضای سهم و جانشینی در حکومت داشتند، فرموده است: «إنَّ الْمُلْكَ لله، يَجْعَلُهُ‏ حَيْثُ‏ يَشَاء» و فرموده: «الْأَمْرُ إلَى اللَّهِ، يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ». با وجود نص الهی پیامبر(ص) بر خلافت امام علی(ع)، انتخاب ابوبکر اجتهاد در برابر نص است؛ این در حالی است که آیات قرآن به صراحت از واجب الاطاعه بودن دستورات پیامبر خبر می دهند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي‏ الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏».
ثانیا: ابوبکر هرگز با اجماع صحابه و در یک روند دمکراتیک انتخاب نشد، بلکه در زمان انتخاب او بسیاری از صحابه حضور نداشتند؛ بسیارى از اصحاب به دستور پیامبر(ص) در سپاه اسامه بوده؛ برخی خبر وفات پیامبر(ص) را دریافت نکرده بودند؛ از انصار کسى جز رهبرانشان حضور نداشت؛ از مهاجرین جز سه یا چهار نفر در سقیفه حضور نداشتند و افراد سرشناسی مانند: امام على(ع)، ابن عباس، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار، مشغول تجهیز و دفن پیامبر(ص) بودند. علاوه بر آن بسیاری از بزرگان صحابه، در موارد گوناگون مخالفت خود را با این خلافت اعلام کردند. ضمن اینکه توجه به نقش قبیله بنی اسلم و استفاده از آنها برای فشار آوردن به مردم مدینه برای بیعت اجباری، دموکراتیک بودن این خلافت را زیر سؤال می برد.

تناقض در منطق آیات قرآن و پدیده تولد عیسی(ع)!

قرآن هنگامی که می خواهد امکان فرزند دارشدن را از ساحت وجود خدا نفی کند، در آیه 101 سوره انعام می گوید: «چگونه ممكن است [خدا] فرزندى داشته باشد، حال آنكه همسرى نداشته است»؟! همچنین از زبان حضرت مریم در آیه 20 سوره مریم می گوید: «چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته»؟! اگر منطق قرآن در نفی فرزند دار شدن خدا و حضرت مریم(س) این است، تولد حضرت عیسی(ع) بدون پدر چگونه پذیرفتنی است؟!

اولا: سخن خداوند در آیه 20 سوره انعام سخنی جدلی و در پاسخ عقیده باطل مشرکین بوده و منطبق با منطق آنها بوده، نه اینکه سبب فرزند نداشتن خداوند منحصر در همسر نداشتن او باشد! چرا که همسر گزیدن براى خداى تعالى معقول نيست، زیرا همسرگزینی از عوارض موجودات جسمانی و مادی است و او از چنین عوارضی پاک و منزه است.
ثانیا: کلام حضرت مریم(س) کلامی ناظر به شیوه های طبیعی تولد فرزندان انسان است و منافاتی با اراده الهی ندارد. حضرت مریم(س) در اين حال تنها به اسباب عادى مى انديشيد، در حالی که نظام عالم طبيعت مخلوق خدا و محكوم فرمان او است و هر گاه بخواهد مى تواند اين نظام را دگرگون سازد و به وسيله اسباب و عوامل غير عادى‏ موجوداتى را بيافريند.
ثالثا: هدف از تولد حضرت عیسی(ع) از مادری بدون همسر اين بوده كه خداوند بشرى به وجود آورد كه مظهر قدرت او باشد و از اين طريق حجّت را بر ملّت لجوج بنى اسرائيل كه زير بار دعوت دیگر پيامبران پس از حضرت موسى(ع) نمى رفتند، تمام كند و از آنجا که حکمت خاصی دارد، نمی توان داستان آن را به عنوان نقض دیگر آیات قرآن در چگونگی تولد فرزندان انسان در نظر گرفت.

حیات 300 ساله اصحاب کهف در قرآن!

انسان در حالت عادی نمی تواند 300 سال عمر کند، حال چگونه می توان ادّعای قرآن درباره حیات 300 ساله و بدون آب و غذای اصحاب کهف را پذیرفت ؟!

اولا خواب اصحاب کهف خوابی معجزه آسا بود که نباید با خواب های معمولی قیاس شود و از آیات قرآن نیز برمی آید که خواب آنها متفاوت با خواب های معمولی بود. ثانیا اراده خداوند فقط به اموری محدود می شود که ذاتا و عقلا محال باشند(مانند اجتماع نقیضین یا ضدین و مانند آن) نه اموری که در ظاهر و در قیاس با دانش محدود ما ناممکن به نظر آیند و از آنجا که در علوم تجربی و زیستی ثابت شده که خواب های طولانی مدت با توضیحاتی چون زمستان خوابی یا انجماد و به حداقل رساندن میزان نیاز بدن به سوخت و ساز و انرژی، اموری قابل حصول و ممکن هستند، هیچ اشکالی ندارد که اراده خداوند متعال به پدید آمدن چنین خوابی تعلق گرفته باشد.

مفهوم و انواع تحريف در اصطلاح علوم قرآنی

مفهوم «تحريف» در اصطلاح علوم قرآنی چیست؟ و چه اقسامی دارد؟

در اصطلاح علوم قرآنی به هر نوع تغيير و دگرگونی در معنا و ساختار كلام تحريف گفته می شود. تحریف معمولا یا لفظی است و یا معنوی. در تحریف لفظی با افزودن یا کاستن یا جابه جایی یک یا چند کلمه، معنای یک گزاره تغییر می یابد و در تحریف معنوی - که به آن تفسیر به رأی نیز می گویند - بدون اینکه هیچ تغییری در ساختار و کلمات گزاره و کلام پدید آید، تفسیری وارونه و بی ربط با مقصود نویسنده یا گوینده، از آن ارائه می شود. تفسیرهای منحرف از قرآن در گفتار معصومین بسیار نکوهش شده و مرتکبان چنین تفسیرهایی به عذاب هایی بسیار سخت وعده داده شده اند.

مهمترین دلایل قائلین به تحریف قرآن کریم؟

مهمترین دلایل قائلین به تحریف قرآن کریم کدام است؟

مهمترين مستند مدعيان تحريف، مجموعه‌اى از روايات پراكنده است كه از جاهاى مختلف گردآورى شده و از نظر ايشان اينگونه روايات به صورت عام يا به صورت خاص و با تصريح به موضع تحريف، بر تحريف قرآن دلالت دارند. محدث نوری اين روايات را از منابع مختلفى كه بيشتر آنها از درجه اعتبار ساقط است گرد آورده است و اندك باقيمانده آنها هم ارتباطى با مسأله تحريف ندارد. شگفت آنكه محدث نورى با تكيه بر گستردگى تتبع خود و اخذ از منابعى كه كمتر كسى از آن آگاهى دارد مخالفان خود را به هماوردى فرا خوانده است!

کتب غیرمعتبری که محدث نوری در قول به تحریف به آنها استناد نموده؟!

محدث نوری در قول به تحریف قرآن کریم به چه کتاب‌هایی استناد کرده است؟

محدث نوری در قول به «تحریف قرآن کریم» به اسنادی اعتماد نموده که از نظر محققین و بزرگان علما قابل اعتماد نیستند. يكى از آن كتاب‌ها رساله مجهول النسبى است كه به رغم وحدت اصل، با عناوين مختلف، به افراد گوناگونى منتسب شده است. از دیگر کتبی که به آن اعتماد کرده‌اند کتاب «السقيفة» نوشته سليم‌بن‌قيس هلالى است. و همچنین «قرائات» نوشته احمدبن‌محمد سيّارى یا «تفسير ابوالجارود زيادبن‌منذر» معروف به «سرحوب» و یا تفسير «على‌بن‌ابراهيم قمى» و یا کتاب «الاستغاثه» تأليف على‌بن‌احمد كوفى و «احتجاج» نوشته طبرسى و ..... می باشد.

 

شاگردان اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن کریم

شاگردان اهل‌بیت(علیهم السلام) در تفسیر قرآن کریم که در این رشته صاحب‌نام شدند چه کسانی هستند؟

مفسرانی از «صحابه» و «تابعین» می‌شناسیم که به نوعی از ‌‌اهل‌بیت(ع) تأثیر گرفته‌اند و در واقع می‌توان آنها را شاگردان درس تفسیر ‌‌ایشان معرفی نمود. به عنوان نمونه از «صحابه» می‌توان به ابن‌عباس و عبدالله‌بن مسعود و از «تابعین» به سعید‌‌بن جبیر و سعید‌بن مسیّب و طاووس‌بن کیسان و سُدّی کبیر و ابوالجارود (زیا‌‌‌دبن منذر) و زید‌بن اسلم عَدْوی و ابوحمزه ثمالی و ضحاک‌بن مزاحم و عطیة‌‌بن سعید عوفی و ... اشاره نمود.

مبانى و قواعد راهبردی اهل‌بیت(ع) در «تفسیر» قرآن کریم؟

اهل‌بیت(علیهم السلام) در علم «تفسیر» چه مبانى و قواعد راهبردی را به شاگردان خود گوشزد می‌کردند؟

مبانى و اصول راهبردى به قواعد و اصولى مى‌گويند كه راهنماى علمى و عملى آگاهان ‌به‌شمار برود و نقشی تعيين‌كننده و اثرگذار در استنباط و فهم متن دينى داشته باشد. مهم‌ترين مبانی و قواعدی که امامان(علیهم السلام) برای شاگر‌‌‌دان‌شان بیان کرده‌اند، عبارت است از:  1. تفسير با امور علمى و قطعى. 2. توجه به باطن قرآن. 3. توجه به جامعیت قرآن. 4. توجه به اسباب نزول. 5. مراجعه به ائمه(ع).

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

مِن شِيَمِ الأبرارِ حَمْلُ النُّفوسِ على الإيثارِ

واداشتن جانها به ايثار، از خوى نيکوکاران است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22