تورات 128 مطلب

نسبت ناروی یهودیان به حضرت داوود نبی!

ماجراى حضرت داود(ع) و همسر «اوریا» چیست؟ آیا استغفار ایشان مربوط به رابطه ای است که - به ادّعای یهودیان - با همسر اوریا داشت؟!

اینکه در تورات گناه حضرت داود(ع) خیانت به یکی از سرداران سپاهش بیان شده که او را به کام مرگ فرستاده تا همسرش را برباید و با او مرتکب فحشا شود، ادعایی است خرافه ای و سست که با مقام انبیاء و اوصاف ذکر شده در قرآن برای آن حضرت تناقض دارد. به خصوص اینکه بنابر روایت تورات، داود(ع) خودش متوجه زشتی چنین عملی نشد بلکه بعداز تذکر یکی از مشاورانش پی برده که چه کار غیراخلاقی ای را مرتکب شده و تازه بعد از این تذکر بوده که توبه کرده است! چنین انتسابی حتی با ادعای خود یهود در معرفی داود(ع) به عنوان پادشاهی عادل - و نه پیامبری از انبیای الهی - نیز منافات دارد. زیرا مرتکب چنین عملی در همه فرهنگ ها و عرف های اخلاقی، انسانی پست و بی ارزش بوده و سزاوار هیچ ستایش و بزرگداشتی نیست. قرآن مجید استغفار حضرت داود(ع) را مربوط به عجله او در داوری بین دو طرف یک دعوا معرفی می کند. امری که حرام و ناقض عصمت نیست و صرفا یک ترک اولی بوده. در روایت اهل بیت(ع) نیز با تایید این روایت قرآنی از علت استغفار، نسبت فحشا به آن حضرت شدیدا تکذیب شده است.

نسخ آياتی از قرآن توسط آيات ديگر نشانه ای از بشری بودن آن!

در قرآن آياتی حکم آيات قبلی را نسخ و حکم متفاوت و جدیدی را بیان می کند؛ آیا این تناقض نیست؟! اگر قرآن وحی الهی است، چرا هر روز احکام آن تغيير می کند؟!

نسخ طبق تعریف اصطلاحی عبارت است از رفع قانون سابق ـ که هنگام تشریع بر حسب ظاهر اقتضای دوام داشت ـ به وسیله قانون بعدی، به صورتی که اجتماع آن دو با هم ممکن نباشد. در نسخ رأی جدیدی ایجاد نمی شود چون این مطلب بر خدا محال است. زیرا مستلزم تغییر رأی در اثر خطا یا نقص است و این هر دو از ذات خداوند منتفی است. نسخ تنها به ما خبر می دهد که زمان اعتبار حکم قبلی به آخر رسیده است. یعنی رأی و نظری تغییر نکرده است، زیرا که از اول بنا به این تغییر بوده است. ذات مقدس خداوند بر اساس علم بی پایان خود، از تغییر مصالح و مفاسد احکامی که تشریع کرده و به تبع آن از تغییر احکام آن موضوعات مطلع است و فقط آگاهی خود را در قالب وضع قوانین جدید و نسخ قوانین گذشته، به اطلاع بشر نیز می رساند. در صورتی نسخ، اختلاف و تناقض محسوب می شود که به معنای ابطال حکم سابق با تمام خصوصیّات آن باشد. در صورتی که نسخ به معنای پایان یافتن «زمان حکم» و نه «ابطال» آن است.

ماجرای «اناجيل اربعه»؟

«اناجیل اربعه» به چه کتاب‌هایی اطلاق می‌شود و این کتب در چه دوره‌ای نگاشته شده است؟

ماجرای «انجيل» يا «انجيل‌هاى چهارگانه» يا بيشتر ـ كه هريك منتسب به وحى آسمانى مى‌باشد و در عين حال باهم اختلاف و تناقضات فراوانى دارند ـ روشن‌تر از سرنوشت کتب عهد قديم و تورات نيست. «عهد جديد» حاوى 27 كتاب و نامه است كه اناجيل چهارگانه معروف از آن‌جمله است. اين اناجيل را كه به ترتيب، «متّى»، «مرقس»، «لوقا» و «يوحنّا» نگاشته‌اند، مدتى پس از عروج حضرت مسيح(ع) نوشته شده است. درباره هويت اين چهار تن و تاريخ نگارش اناجيل آنان و زبان آنها سخن بسيار است. انجيل ـ كه تعريب واژاگان يونانى اونگليون (زبان اصلى اناجيل) است ـ به معناى بشارت و تعليم مى‌باشد.

سرنوشت انجيلى كه بر مسيح(ع) نازل شد

انجيلى كه بر حضر ت مسيح(ع) نازل شد چه سرنوشتی پیدا کرد؟

آنچه مسلم است اين است كه كتاب اصلى و انجيلى كه بر حضر ت مسيح(ع) نازل شد در دسترس نيست و آنچه باقى مانده است شرح‌حال‌ها و پاره‌اى تعليمات دينى است كه از سخنان پيامبران برگرفته شده و در ضمن يادكرد حوادث تاريخى ذكر شده. اساسا اناجيل چهارگانه معروف، بى‌ترديد براى ثبت تاريخ حيات عيسى مسيح(ع) و سيره اخلاقى ايشان تا هنگام عروج، نوشته شد و هيچ‌يك از گردآورندگان آن مدعى نيستند كه انجيل‌شان همان كتابى است كه خداوند بر عیسی(ع) نازل كرده است.

مسأله تشابه رخدادها در گذشته و حال‌ و دلالت آن بر تحریف قرآن؟!

آیا مسأله «تشابه رخدادها در گذشته و حال» می تواند دلیلی بر تحریف قرآن باشد؟!

مقصود از تشابه امت‌هاى پيشين و امروزين، تشابه در اصول و كليات است نه شيوه‌ها و كيفيت‌ها؛ مثلا مى‌دانيم كه بنى‌اسرائيل در اثر عناد با پيامبران خود چهل سال در بيابان «سينا» گرفتار شدند و در آن مدت «منّ» و «سلوى» بر ايشان فرو فرستاده شد. معناى تشابه بين دو امت آن نيست كه مسلمانان نيز بايد چهل سال در همان بيابان گرفتار شوند و همان غذاها قوت آنان باشد، بلكه مراد اين است كه شما در اثر مقاومت و سرپيچى در مقابل امامان خود با وجود خيرخواهى آنان، در بيابان ضلالت و گمراهى و كاستى مال و جان و نظاير آن گرفتار خواهيد شد.
استاد، آيت‌الله خويى مى‌فرمايد: «روايات مذكور، جزو اخبار آحاد است؛ لذا حجيّت ندارد و ادعاى تواتر آنها سخنى گزافه است؛ زيرا در كتب اربعه اثرى از آنها وجود ندارد؛ از اين گذشته، بسيارى از حوادث پيشينيان نه درباره مسلمانان واقع شده است و نه امكان وقوع دارد. در نهايت اگر اصل تشابه صحيح باشد همين مقدار كه مسلمين حدود قرآن را ترك و به پاسدارى از حروف و الفاظ آن بسنده نمودند در تحقق تشابه كفايت مى‌كند؛ چه آنكه در حديث آورده است: «اينان حروف كتاب را پاس مى‌داشتند اما حدود آن را تحريف مى‌كردند. پس كار ايشان روايت آن بود نه رعايت معناى آن»؛ پس شباهت حوادث اين امت با رخدادهاى امت‌هاى پيشين در برخى اشكال خواهد بود».

استدلال‌های محدث نوری در کتاب فصل الخطاب

محدث نوری در کتاب «فصل الخطاب» برای مدعای خود مبنی بر تحریف قرآن کریم چه استدلال‌هایی آورده است؟

«محدث نورى» كتاب خود فصل الخطاب را در سه مقدمه و دوازده فصل و يك خاتمه تدوين كرده و در ضمن فصل‌هاى دوازده‌گانه، دلايل خود را براى اثبات تحريف آورده است. آنچه او را به نگاشتن اين كتاب واداشته، اين است كه پنداشته است مخالفان، فضائل اهل بيت(علیهم السلام) و معايب دشمنان‌شان را از قرآن حذف نموده‌اند؛ لذا با نوشتن اين كتاب در صدد بوده است كه به پرسش برخى از علماى هند كه سبب فقدان نام اهل بيت(علیهم السلام) در قرآن را از او پرسيده بودند پاسخ دهد.

سرگذشت تورات منسوب به موسی(ع)

توراتی که به حضرت موسی(ع) منسوب بود چه سرنوشتی پیدا کرد؟

پنج كتاب نخست «تورات» كه عبارت‌‌اند از: سفر پيدايش، سفر خروج، سفر لاويان، سفر اعداد و سفر تثنيه، به موسی(ع) منسوب است. لکن واضح است که اين كتب پنج گانه نمى‌تواند همان تورات اصلى باشد كه در نوشته‌هاى الواح بر موسی(ع) نازل شده است. آن الواح كه شريعت موسی(ع) در آن آمده بود، در صندوقى نگهدارى مى‌شد و در اختيار بنى‌اسرائيل قرار گرفته بود و در ميان كاهنان دست‌به‌دست مى‌گشت. اين الواح در عصر سليمان(ع) در سال 960 قبل از ميلاد يعنى 490 سال پس از وفات موسی(ع) آن هنگام كه ساختمان بيت‌المقدس را تكميل كرد و خواست تابوت (صندوق محتوى برتورات) را به محراب مقدس منتقل سازد از بين رفت. بدين ترتيب كه كاهنان وقتى در پى جستن الواح شريعت برآمدند، در ميان صندوق، جز دو لوح از آن الواح نيافتند. در آن دو لوح نيز، تنها ده حكم از شريعت موسى(ع) نوشته شده بود و بقيه ضايع شده و اثرى از آنها برجاى نمانده بود.

از بین رفتن «تورات» در حمله «بخت نصر»

ماجرای از بین رفتن «تورات» در حمله «بخت نصر» چه بود؟

«بخت‌نصر» در دوران 44 ساله حكمرانى خود (از سال 605 تا 561 قبل از ميلاد) چهار بار به «اورشيلم» حمله كرد كه در حمله دوم و چهارم ـ خصوصآ حمله اخير كه در آن همه‌چيز را نابود كرد ـ ابعاد قتل و غارت بسيار زياد بوده است و تورات و ديگر كتاب‌هاى يهود، همگى، درپى حمله لشكريان كلدان از صفحه گيتى محو شدند و از آن‌پس نشانى از آنها يافت نشده است.

احیاء دوباره «تورات»؟!

بعد از نابود شدن کتاب عهد عتیق در حمله «بخت نصر» چه کسی و در چه دوره‌ای آن را احیاء نمود؟

در حمله «بخت نصر» تمام آثار شريعت، از جمله تابوتى كه درآن كتاب شريعت نگهدارى مى‌شد، از بين رفت. تا آنكه در سال 538 قبل از ميلاد بابل توسط «كورش» پادشاه ايران فتح شد. كورش تمام اسراى بنى‌اسرائيل را آزاد كرد و فرمان بازسازى ساختمان بيت‌المقدس و مكان‌هاى يهود را صادر كرد. كار بازسازى به دست نوه او داريوش پايان يافت. سرانجام در دوره اردشير درازدست كاهن پيرى به‌نام «عزرا» در رأس جمعيتى انبوه از اسيران بنى‌اسرائيل آماده رهسپارى به بيت المقدس شدند. او به اورشليم آمد تا شريعت را بازسازى كند و عبادات و مراسم ديرين آنرا اصلاح نمايد؛ از اينرو براى خواندن دعا و نسخه‌هاى كتب قديم كليساهايى ساخت. كوشش‌هاى او براى تجديد شريعت باعث شد تا جمعى از يهود از او درخواست كنند شريعت را از نو تدوين كند و كتاب عهد عتيق را تجديد نمايد. عزرا به اجابت خواهش ايشان مصمم شد. او در حالى كه 130 سال از سقوط اورشليم و 80 سال از فتح بابل توسط كورش مى‌گذشت، با استمداد از باقى‌مانده خاطره خود و نيز با استفاده از پاره‌هاى كتب قديمى و اطلاعات پراكنده مردم، عهد قديم فعلى را گردآورى نمود.

نابودی تمام نسخه های تورات به دست امپراطور «انطوخيوس»

ماجرای از بین بردن تمام نسخه های تورات توسط امپراطور «انطوخیوس» چه بود؟

«انطوخيوس» در سال 161 قبل از ميلاد حمله سختى به اورشليم كرد. در پى آن، تمام نسخه‌هاى كتب مقدس را در هرجا مى‌يافت مى‌سوزاند. او به جارچى سپرد جار بزند: هركس نسخه‌اى از كتب مقدس نزد اوست يا مراسم شريعت را به‌ جا آورد كشته خواهد شد. او هر ماهه [در تمام شهر] به تفتيش مى‌پرداخت و هركس را كه نسخه‌اى از كتاب مقدس داشت يا مشغول انجام مراسم مذهبى بود مى‌كشت. اين حادثه سه سال و شش ماه به‌طول انجاميد. «جان ملنركاتلك» می‌گوید: «همه اهل‌علم اتفاق نظر دارند بر اينكه نسخه‌هاى تورات و عهد قديم به دست لشكريان بخت‌نصر نابود شده است و منقولات صحيح آن كه بعدها توسط عزرا گردآورى شد نيز در حادثه انطوخيوس محو شده است».

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال الصادق (عليه السلام) :

إِنَّ ضَيْفَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلٌ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ فَهُوَ ضَيْفُ اللَّهِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ.

مردى که حج يا عمره انجام دهد ميهمان خدا است و تا زمانى که به منزل خود بازگردد در اين ميهمانى قرار دارد

وسائل الشيعه: 14/586