پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

منظور از ميانه روي پرهيزکاران درباره غِنا و بي نيازي

پرسش : منظور از اين كه پرهيزکاران ميانه روي در غنا و بي نيازي دارند چيست؟
پاسخ اجمالی: امام علي(ع) مي فرمايد: «متقین، ميانه روى در غِنا و بى نيازى دارند». آنها نه زندگى را بر خود سخت مى گيرند و نه اسراف و تبذير مى كنند. برای این حدیث دو احتمال بیان شده: 1- مراد ميانه روى در طلب مال و تحصيل ثروت باشد. 2- مراد ميانه روى در حركات و سكنات و مصرف اموال بلكه در جميع افعالش دارد.

تعریف و جایگاه «قناعت» در معارف اسلامی

پرسش : «قناعت» چیست و چه جایگاهی در معارف اسلامی دارد؟
پاسخ اجمالی: در روایت آمده که ميانه روى حدى دارد كه اگر زياده بر آن كند بخيل است و نهايت ميانه روى، قناعت است. پیامبر(ص) فرمودند: «قناعت سلطنتى است كه از بين نمى رود و مَركَب رضايت خداوند است كه صاحبش را به خانه خدا سوق مى دهد». در وحی خداوند به داود(ع) آمده كه «ثروت را در قناعت قرار دادم؛ ولی مردم آن را در زيادى ثروت جستجو مى كنند و هرگز آن را نمى يابند». در روایت دیگر آمده «قناعت، انسان را ثروتمند و بى نياز مى كند». معصومین(ع) هم مردم را از اسراف و تبذیر نهی کرده اند.

چگونگي داشتن «حضور قلب» در نماز

پرسش : چگونه مي توان در نماز «حضور قلب» داشت؟
پاسخ اجمالی: برای تحصیل «حضور قلب» چند اصل لازم است 1- نماز و عشق به خدا از همه چيز براى ما بهتر باشد. 2- بداند که دنیا حقیر است و مانع حضور قلب می شود. 3- حل مشکلات تنها به قدرت خداست. 4- با فلسفه رکوع و سجود و محتوای نماز آشنا شود. 5- قبل از نماز به عظمت خدا و ضعف خویش فکر کند. 6- از گناه دوری کند. 7- از عوامل بیرونی و یا درونی حواس پرتی بپرهیزد.

منظور از «امّ الکتاب»

پرسش : منظور از «امّ الکتاب» چیست؟
پاسخ اجمالی: طبق آیه 39 سوره رعد، خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد ثابت نگه مى دارد و ام الکتاب نزد اوست. واژه «اُم» در لغت، به معنى اصل و اساس هر چیزى است؛ بنابراین ام الکتاب (کتاب مادر) به معنى کتابى است که اصل و اساس همه کتب آسمانى است و همان لوحى است که نزد خداوند از هر گونه تغییر و تبدیل و تحریفى محفوظ است و همه حقایق عالم و همه حوادث آینده و گذشته و همه کتب آسمانى در آن درج است و هیچ کس به آن راه ندارد، جز آنچه را که خدا بخواهد افشا کند.

علّت سؤال از اعمال، با وجود علم الهی

پرسش : با توجه به علم الهى، سؤال از اعمال بندگان چه معنى دارد؟
پاسخ اجمالی: سؤال خداوند براى کشف مطلب پنهان و پوشیده نیست، چرا که او از اسرار درون و برون آگاه است و چیزی بر او مخفى نیست. پس سؤال به خاطر تفهیم به خود طرف است تا به زشتى اعمالش پى ببرد و یا یک نوع مجازات روانى است؛ چرا که بازجوئى از کارهاى خلاف، آن هم توأم با سرزنش و ملامت، دردناک و زجرآور است. در حقیقت این پرسش ها بخشى از مجازات آنهاست.

فلسفه آزمایش بندگان، با وجود علم الهی

پرسش : با توجه به اینکه خدا از اسرار درون و برون همه کس و همه چیز آگاه است، چرا انسان ها را امتحان مى کند؟
پاسخ اجمالی: مفهوم آزمایش در مورد خداوند با آزمایش هاى ما متفاوت است. آزمایش هاى ما براى رفع ابهام است، اما آزمایش الهى براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته و تربیت است، همان گونه که فولاد را براى استحکام بیشتر در کوره مى گدازند تا آبدیده شود. ضمن اینکه صفات درونى انسان به تنهائى نمى تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد، مگر آن زمانى که در لابلاى اعمال انسان خودنمائى کند و انسان خود به حقیقت خود واقف شود.

علم خدا به سعادت و شقاوت و ارتباط آن با جبر

پرسش : آیا علم خداوند به سعادت و شقاوت انسان موجب جبر است؟
پاسخ اجمالی: خداوند در سوره هود، مردم را به شقى و سعید تقسیم کرده است. برخی مفسران از آن برداشت جبر کرده اند، درحالیکه طبق آیات در آن روز گروهى در پرتو اعمالشان سعادتمند و گروهى به خاطر اعمالشان شقاوتمندند و خدا مى داند چه کسانى به اراده و به خواست خود در طریق سعادت گام مى نهند و چه گروهى با اراده خود در مسیر شقاوت گام مى نهند. بر طبق عقیده جبریون، تعلیم و تربیت لغو خواهد بود و آمدن پیامبران و نزول کتب آسمانى، تشویق و توبیخ، مؤاخذه و پاداش، همگى ظالمانه محسوب مى گردند.

علم خداوند به موجودات قبل از ایجاد

پرسش : علم خداوند به موجودات قبل از ایجادشان چگونه بوده است؟
پاسخ اجمالی: در مسأله «علم خداوند به موجودات، قبل از ایجاد آنها» اشکال شده که علم خداوند، حضوری است و علم حضورى در مورد اشیایى که هنوز به وجود نیامده معنا ندارد. پاسخ اینکه: خداوند همیشه به ذات پاک خود که علّت همه اشیاست آگاه است و این علم به ذات خویش، یک علم اجمالى به همه حوادث و موجودات عالم قبل و بعد از ایجاد است. ضمن اینکه دیروز و امروز و فردا، در مورد علم و آگاهى ما متصور است، چرا که وجود ما محدود است، لکن خداوندى که ذاتش نامحدود است، زمان برایش مفهوم ندارد.

لوح محو و اثبات

پرسش : منظور از «لوح محو و اثبات» چیست؟
پاسخ اجمالی: در آیه 39 سوره رعد به لوح محو و اثبات و لوح محفوظ اشاره شده است. تحقّق موجودات و حوادث جهان، دو مرحله دارد: یک مرحله قطعیت، که هیچ گونه دگرگونى در آن راه ندارد، و دیگرى مرحله غیر قطعى. در حقیقت گاهى یک حادثه را با علل ناقصه در نظر مى گیریم، که از آن تعبیر به مرحله محو و اثبات مى شود، و گاهی با علت تامّه اش، یعنى وجود مقتضى، و عدم مانع، که در لوح محفوظ ثبت می گردد. لازم به ذکر است که محو و اثبات، هرگونه دگرگونى را بر اثر تغییر شرایط یا وجود موانع شامل مى شود.

علت آزمايش خداوند با وجود علم غيب به بندگان

پرسش : اگر برای خداوند غیب و شهود معنا ندارد و او باطن بندگان را می داند چرا آنان را آزمایش می نماید؟
پاسخ اجمالی: امحتان دو گونه است؛ گاهی برای تحصيل علم امتحان گیرنده است، همانند امتحان اولياء مدرسه از محصلين خود، و گاهی امتحانی است که استاد به مقدار پیشرفت شاگردش علم دارد، ولى او امتحان را وسیله اى قرار مى دهد تا شاگرد با مطالعه بیشتر ورزیده  شود. در امتحان نوع اول استاد ذى نفع بود و در امتحان نوع دوم شاگرد، امتحانات الهی از نوع دوم است. شخص برای تلاش و پیشرفت آزمایش می شود. امتحان الهی برای پرورش و خالص شدن روح انسان می باشد و لذا خداوند انبیائش را امتحان می کند تا بتوانند در مقابل مستکبران بایستند.

محدودیت علم بشر

پرسش : آیا انسان توانایى تشخیص سرنوشت خویش را دارد؟
پاسخ اجمالی: انسان به خاطر علم محدودش، قدرت تشخیص مسائل مربوط به سرنوشتش را ندارد، و نسبت به اسرار آفرینش کم اطلاع است و از بسیاری  مصالح و مفاسد بی خبر است. از این رو نباید در برابر احکام الهى روى در هم کشند، بلکه باید به طور قطع بدانند خداوند رحمان و رحیم اگر جهاد، زکات، روزه، حج و امثال اینها را تشریع کرده، همه به سود آنهاست. در این حال انسان باید روح انضباط و تسلیم در برابر قوانین الهى را در خود پرورش دهد.

قرآن و نفی هرگونه علمی، در آغاز تولّد

پرسش : على رغم داشتن یک سرى علوم فطرى چرا قرآن علم را به طور مطلق در آغاز تولد نفى مى کند؟
پاسخ اجمالی: طبق آیه 78 سوره نحل، انسان در آغاز تولد مطلقا علمى نداشته و هر چه کسب کرده مربوط به بعد از تولد است. حتى علوم ضرورى و فطرى هم در آن لحظه به فعلیت در نیامده بود و تنها استعداد آن در نهاد آدمى وجود داشت. به تعبیر دیگر، ما در لحظه تولد از همه چیز غافل بودیم و درک بسیارى از حقایق در ما نهفته بود. کم کم چشم، گوش و عقل ما رشد یافت و قدرت درک پیدا کرد. به تدریج قدرت تفکر ما به جائى رسید که از خویشتن به عنوان یک علم حضورى آگاه شدیم.

جایگاه علم، از منظر اسلام

پرسش : اسلام چه جایگاهى براى «علم» در نظر گرفته است؟
پاسخ اجمالی: افزون طلبى در بسیارى امور مذموم است، جز در علم که ممدوح است؛ چنان که در آیه 114 سوره طه پیامبر(ص) با آن علم سرشار، مأمور می شود تا پایان عمر از خدا فزونی علم را طلب کند. علم در اسلام هیچ مرزی ندارد؛ مرز مکانى ندارد و تا چین و ثریا نیز باید در طلبش دوید. مرز زمانى ندارد و از گاهواره تا گور ادامه دارد. از نظر معلم مرز نمى شناسد و نزد هر کس بیابد آن را مى گیرد. مرز از نظر میزان تلاش نیز ندارد. در روایات هم بر طلب علم سفارش شده، و پیامبر(ص) و امامان(ع) تا پایان جهان بر دانششان افزوده مى شود.

تحول در علوم بشرى

پرسش : سیر تحول علم بشر در مورد اجرام آسمانى چگونه بوده است؟
پاسخ اجمالی: بطلمیوس با طرح نظریه افلاک نه گانه معتقد بود که زمین مرکز عالم است و هر یک از افلاک نه گانه به غیر از فلک نهم، طىّ سالیان متمادى، یک دور به گرد زمین مى گردند و فلک نهم با حرکت سریع و شبانه روزى، تمام این افلاک را با خود به حرکت درمى آورد. با ظهور نظریّه کپرنیک، پایه هاى این نظریه متزلزل گردید و با  تکذیب مرکزیّت زمین، خورشید جایگزین آن گردید. در این نظریه، خورشید به عنوان مرکز منظومه شمسى معرفی شده است.

عالم بى عمل

پرسش : عالم بى عمل در منابع اسلامى چگونه توصیف شده است؟
پاسخ اجمالی: در تعبیرات عرفی، عالِم بى عمل به «درخت بى میوه» یا «ابر بى باران» تشبیه شده، یا چهارپائى که به آسیاب مى بندند؛ چون به دور خود مى گردد، هرگز  به جائى نمى رسد. از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «هر کس علمش افزوده شود، ولى بر هدایتش نیفزاید، این علم، جز دورى از خدا، براى او حاصلى ندارد». امیر مؤمنان على(ع) می فرماید: «علم، با عمل توأم است، هر کس چیزى را مى داند، باید به آن عمل کند و علم، فریاد مى زند و عمل را دعوت مى کند، اگر به او پاسخ مثبت نداد، از آنجا کوچ مى کند!».

اهمیت قلم و کتابت در اسلام

پرسش : اهمیت قلم و کتابت در اسلام تا چه حد است؟
پاسخ اجمالی: در نخستین آیات قرآن تکیه بر مسأله «علم» و «قلم» است، که بلافاصله بعد از نعمت بزرگ خلقت و آفرینش در این آیات ذکر شده است! پایه های اسلام از همان آغاز بر علم و قلم گذارده شده، و بى جهت نیست که قومى چنان عقب مانده، به قدرى در علوم و دانش ها پیش رفتند، که علم و دانش را ـ به اعتراف دوست و دشمن ـ به همه جهان صادر کردند، و به اعتراف مورخان معروف «اروپا»، این نور علم و دانش مسلمین بود که بر صفحه اروپاى تاریک «قرون وسطى» تابید، و آنها را وارد «عصر تمدن» ساخت.

رابطه کسب علم و پیشرفت های مادی

پرسش : کسب علم چه تاثیری بر پیشرفت های مادی دارد؟
پاسخ اجمالی: علم سرچشمه پيشرفت هاى مادى است. وقتی در سوره «قصص» قارون ثروت به دست آمده خود را ناشی از دانش خود می داند، قرآن ادعاى او را نفى نمى کند؛ بلکه می فرماید: «آیا او نمى دانست که خداوند از میان اقوام پیشین کسانى را هلاک کرد که نیرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟!». اما مسلّماً این ادعاى قارون مانع از آن نبود که ثروت خویش را در طریق منافع مردم به کار گیرد، زیرا یک انسان هر قدر آگاه و با استعداد باشد باز به تنهایى نمى تواند ثروت زیادى به دست آورد.

رابطه «علم» و «قدرت»

پرسش : آیا علم با قدرت رابطه ای دارد؟
پاسخ اجمالی: علم سرچشمه قدرت، دانايى و توانايى است. در سوره «نمل» آنجا که به ماجرای حضرت سلیمان(ع) و ملکه سبأ اشاره شده، پس از آن که حضرت سلیمان(ع) امر به حاضر کردن تخت ملکه سبأ می نماید، دو نفر برای انجام این فرمان اعلام آمادگی کردند، در اینجا خداوند قدرت کسی را که از علم و دانش کتاب بهره مند بود، بیشتر از دیگری می داند.

آفات کسب معرفت و شناخت از منظر قرآن

پرسش : از منظر قرآن کسب معرفت و شناخت چه آفات و موانعی دارد؟
پاسخ اجمالی: درقرآن کریم به آفات کسب معرفت و شناخت و انحراف تدريجى انسان از نخستين مرحله تا آخرين مرحله اشاره شده است؛ گاه سخن از عوامل بيرونى مانند تزيين شيطان مى كند؛ گاه سخن از انحراف دل و فكر است؛ گاه پرده هايى بر دل مى افتد؛ گاه مُهر بر دل مى زند و نقش ثابت به خود مى گيرد؛ گاه از اين هم فراتر مى رود و چشم و گوش نيز زير پرده ها قرار مى گيرد؛ گاه قفل هاى محكم بر دل مى زند؛ گاه به مرحله نابينايى مطلق مى رسد؛ سرانجام هويت انسانى را از او گرفته و تا مرحله چارپايان و از آن پايين تر تنزل مى دهد.

«علم»، سرچشمه پيشرفت‌هاي مادي

پرسش : سرچشمه پيشرفت‌هاي مادي چيست؟
پاسخ اجمالی: «علم» سرچشمه پيشرفت هاى مادّى است و قرآن نیز این را تأیید می کند؛ هم چنان که سخن قارون را که می گفت: «اين ثروت را بوسيله دانشى كه نزد من است به دست آورده ام» را نفى نکرده و مى فرماید: «آيا او نمى دانست خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرد كه از او نيرومندتر و ثروتمندتر بودند». امام صادق(ع) نز در این رابطه فرمود: «هيچ غنائى پربارتر از عقل نيست و هيچ فقرى بدتر از حماقت نيست».

چگونگی علم اولیاء الهى

پرسش : آیا اولیاء الهى را مى توان عالم غیب دانست؟
پاسخ اجمالی: آیات قرآن گواهى مى دهند که آگاهى بر اسرار نهان مخصوص خداوند است البته آیات و روایات بسیاری درباره پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) آمده: آنها گاهى از آینده و از اسرار نهان خبر مى دادند. این علم، نه ذاتى است و نه نامحدود، بلکه از طریق تعلیم الهى است و محدود به مقدارى است که او اراده کرده است. خداوند گاه اسرار غیب را به پیامبران و امامان تعلیم مى دهد و گاهى هم به غیر پیامبر و امام. همان گونه که در داستان مادر موسى، خداوند فرمود: «ما این کودک را به تو باز مى گردانیم، و او را از پیامبران قرار مى دهیم».

منظور از «غیب» در قرآن

پرسش : منظور از «غیب» در قرآن چیست؟
پاسخ اجمالی: «غیب» در برابر «شهود» است، و شهود در موردى گفته مى شود که چیزى قابل مشاهده و محسوس باشد؛ بنابراین غیب به کلّیه امورى اطلاق مى شود که از حسّ انسان پنهان است. در قرآن تعبیر «ایمان به غیب» در مورد ایمان به خدا یا ایمان به روز جزا آمده است. اگر چیزى بر کسى روشن و محسوس باشد و براى دیگرى به خاطر عدم حضورش در آن مکان نامحسوس حساب شود به آن نیز غیب مى گویند.

«خشوع منافقانه»

پرسش : «خشوع منافقانه» چیست؟
پاسخ اجمالی: از روايات به دست مى آيد كه یکی از امراض بزرگ قلب و بدن «خشوع منافقانه» است؛ یعنی فرد براى عوام فريبى، جوارح را خاشع مى كند؛ ولى قلب را نه. رسول گرامى(ص) در اين باره می فرماید: «بترسيد از خشوع منافقانه و آن اين است كه بدن و جسد، خاشع و قلب، غير خاشع باشد».

جایگاه علم غیب نزد فرق اسلامی

پرسش : آیاعقیده به علم غیب انبیاء و ائمه مختصّ عقائد شیعه است؟
پاسخ اجمالی: تمام فرق اسلامى نمونه هاى فراوانى را از علم غیب درباره پیغمبر اکرم(ص) یا ائمه و پیشوایان خود نقل کرده اند و ادعای اختصاص این عقیده به شیعه، یا ادعای اعتقاد شیعه به شرکت امامان با خداوند در این صفت، باطل است؛ زیرا اولا: شیعه علم غیب را «تعلّم از ذی علم» می داند (تعلّم امام از پیامبر و ایشان از خدا). ثانیا: آگاهى بر غیب براى انبیاء و اولیاء علاوه برآیات، در روایات نیز آمده و در کتب اهل سنّت علاوه بر پیامبر(ص)، از بعضی صحابه یا غیر صحابه نام برده شده که آگاهی از اسرار غیب داشته اند.

علم غیب در روایات اسلامی

پرسش : آیا روایات اسلامی مسأله علم غیب را تأئید می کنند؟
پاسخ اجمالی: در روایات اهل بیت(ع)، مسأله علم غیب به صورت گسترده دیده مى شود؛ از جمله در بحار الانوار، بابى در این زمینه وجود دارد با ده ها روایت درباره آگاهى امامان معصوم(ع) از علم غیب. در نهج البلاغه نیز سخنانی مى یابیم که از آگاهى گسترده امام على(ع) از علم غیب خبر مى دهد؛ ولى همان گونه که خود ایشان در خطبه 128 بیان فرموده: «اینها علم غیب (استقلالى ذاتى) نیست؛ بلکه اینها تعلّم از صاحب علم است». یعنى از پیامبر(ص) که او هم از خدا آموخته بود.

اهميت «خشوع در عبادات» در آيات و روايات

پرسش : در آيات و روايات چه اهميتي براي «خشوع در عبادات» بيان شده است؟
پاسخ اجمالی: درباره اهمیت خشوع در آیات و روایات امام علي(ع) فرمود: «متقین خشوع در عبادت دارند». قرآن، خشوع در عبادت را به مومنان نسبت داده است؛ «الَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ». در روايت دیگری آمده که «خشوع در نماز به قلب و به جوارح است، اما خشوع به قلب این است که قلب را با تمام همّت برای نماز خالی کند. اما خشوع به جوارح توجه به نماز و عدم التفات به غير و ترك كار عبث و بيهوده است».

شهادت ائمه ومسأله علم غیب

پرسش : چرا علم غیب ائمه مانع از شهادت آنان نشد؟
پاسخ اجمالی: در این که انبیاء و امامان معصوم(ع) از علم غیب به تعلیم الهى آگاهند بحثى نیست، ولى در چگونگى این علم و همچنین در وسعت و گسترش آن سخن بسیار است. بعضی آن را «بالقوه» و نه «بالفعل» می دانند، یعنی هر وقت اراده کنند از اسرار غیب آگاه می شوند، خداوند به آنان الهام می کند، و یا کتبى نزد آنها است که با نگاه به آن، از اسرار غیب باخبر مى شوند؛ یا این که هر زمان خدا اراده کند از این اسرار با خبر مى شوند و به اصطلاح حالت "بسط" به آنان دست دهد و در زمان حالت قبض، این علوم موقّتاً پنهان مى شود.

اثبات عقلی علم غیب برای ائمه(ع)

پرسش : آیا از طریق عقل می توان علم غیب ائمه را اثبات کرد؟
پاسخ اجمالی: دامنه مأموریت پیشوایان، جهانی و جاودانه است، از این رو، آنان از طریق علوم معمولى نمى توانند تمام اعصار و قرون را ببینند؛ یا از تمام اقوام و طوائف آگاه باشند؛ و این آگاهی تنها از طریق علم غیب ممکن خواهد بود. گذشته از این، مأموریت آنها، ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون انسان ها را شامل مى شود؛ این گستردگى مأموریت، ایجاب مى کند که اجمالا از اسرار درون مردم آگاه باشند؛ این همان چیزى است که در روایات متعدّد، به صورت یک استدلال عقلى بیان شده است.
تعداد صفحات : 234