شبهه ابن تیمیه در مورد شأن نزول آیه ولایت
صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

شبهه ابن تیمیه در مورد شأن نزول آیه ولایت

پرسش : آیا ادعاى ابن تیمیه در باره جعلى بودن شان نزولولایتنزدصحیح است؟
پاسخ اجمالی: ابن تیمیه ادعا کرده: نظر شیعه درباره شأن نزول آیه ولایت ناشی از جعل حدیثی است که به اجماع اهل حدیث آگاه کذب محض است. پاسخ: تکذیب روایتی که سندش به بسیاری از صحابه همچون امیرالمومنین، ابن عباس، ابوذر، عمار و... می‌رسد و بسیاری از امامان و حافظان حدیث آن را نقل کرده‌اند، جسارت و وقاحت بسیاری می‌خواهد. روایتی که محدّثان آن را نقل کرده اند، و حتّى برخى از آنها به صحّت آن تصریح کرده اند و اهل علم بر استدلال به آن اتفاق نظر داشته اند چگونه ممکن است بر کذب بودن آن اجماع داشته باشند؟! 
پاسخ تفصیلی: ابن تیمیه مى گوید:
بعضى از جاعلان درباره آیه: «اِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَیُوْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»(1)؛ (سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها کهآورده اند؛ همان ها کهرا برپا مى دارند، و در حال رکوع، زکات مى دهند)،دروغى وضع کرده، مى گویند: ایندرباره «على» هنگامى که انگشترش را درصدقه داد نازل شده است، در حالى که اینبهمحدّثانِ آگاه،محض است.(2)
آنگاه وى با یک سرى حرف هاى پوچ و بیهوده که زیاد اینگونه سخنان را در برابر نصوص در کتاب «منهاج السنه» خود تکرار مى کند و نمونه اش در مبحث ردّ شمس، و بحث تطهیر(3)، ومودّت(4)، ومواخات و غیره نیز آمده، بر جعلى بودن این استدلال کرده آن را ردّ مى نماید.
در پاسخ مى گوییم: تصور نمى شود که بى شرمى و وقاحت، انسان را به جایى برساند که همه حقایق را زیر پا گذارد و روایتى که سندش به [بسیاری ازاز جمله:] امیر مومنان، ابن عبّاس، ابوذر، عمّار، جابر انصارى، ابورافع، انس بن مالک، سلمه بن کهیل، و عبدالله بن سلام منتهى مى شود، و امامان و حافظانآن را نقل کرده اند، راپنداشته و در خیال باطل خود بر جعلى بودن آن ادّعاىکند. آرى، ایننیز مانند اجماع هاى دیگرش بى پایه و دور از صدق و راستى است.
نمى دانیم او چگونه مى گوید: اهل علم، بربودن آندارند، در حالى که آنان در دو جا به اینشریفه و ایناستدلال کرده و آن را از آیات الاحکام(5) شمرده اند؛ یکى: در احکامکه آیابا انجام کارهاى کوچک باطل مى شود یا نه؟ دوم: درمستحبى که آیانامیده مى شود یا خیر؟ و اینها به صراحت نشان مى دهند که آنان در صحّتاتّفاق نظر دارند.
و همچنین متکلّمانى که خواسته اند آن را مورد نقد و بررسى قرار دهند، بدون خدشه در سند، تنها پیرامون دلالتش بحث کرده اند، حتّى برخى با وجود نقدى که بر دلالتش دارند گفته اند: اصلنزد همه مفسّران ثابت است و اگر بحثى هم هست تنها درباره معناى آن است. همه اینها به خوبى نشان مى دهد که صحّتنزد همه مفسّران و متکلّمان و فقها پذیرفته شده است.
علاوه بر اینها، محدّثان و حافظاندر آثار و تالیفاتشان آن را آورده و در برابر آنو خشوع کرده و آن را نقل کرده اند، حتّى برخى از آنها به صحّت آن تصریح کرده اند. با توجّه به اینها، این پرسش مطرح مى شود کهابن تیمیّه از کجا پیدا شده و اهل اجماعِ او از کدام نقطه زمین روییده اند؟! در اینجا تعدادى از راویان یا قبول کنندگانرا بر مى شماریم:
1 ـ ابو جعفر اسکافى معتزلى، متوفّاى (240)؛ وى اینرا در رساله اى که در ردّ جاحظ نگاشته، آورده است(6).
2 ـ حافظ ابو عبدالرحمن نسائى، صاحب سنن، متوفّاى (303)، در «صحیح» خود.
3 ـ ابن جریر طبرى، متوفّاى (310)؛ وى درخودرا با چندین طریق نقل کرده است.(7)
4 ـ حافظجصّاص رازى، متوفّاى (370)، در «احکام القرآن» با چندین طریق.(8)
5 ـ ابو القاسم جارزمخشرى حنفى، متوفّاى (538)؛ وى در«کشّاف»(9) را آورده و مى گوید :
اگر کسى اشکال کند که واژه به کار رفته، یعنى «مومنین»، جمع است، پس فرد نمى تواند مراد باشد! در پاسخ مى گویم: اگر چهدهنده و سبب یک نفر بوده است، لکن به صورت جمع آورده شده تا دیگران را براى انجام چنین کارى و رسیدن به ثواب آن تشویق نماید.
6 ـ حافظ ابو القاسم ابن عساکر دمشقى، متوفّاى (571)، با طرق متعدّد در تاریخ شام.(10)
7 ـ عزّ الدین ابن ابى الحدید معتزلى، متوفّاى (655)، در «شرح نهج البلاغه».(11)
8 ـ قاضى ناصر الدین بیضاوى شافعى، متوفّاى (685)، در «تفسیر» خود.(12)
9 ـ جلال الدین سیوطى شافعى، متوفّاى (911)، در «الدرّ المنثور»(13) با چندین طریق.(14)
پی نوشت:

    
تاریخ انتشار: « 1393/02/11 »

مطالب مرتبط

فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 494