ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال دوم - شماره دهم - آبان 1395)
صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال دوم - شماره دهم - آبان 1395)

طلیعه سخن

چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعین در واقع مراسم سالانه و رسمى در اعلام انزجار از ظالمان تاریخ است و در این اعتراض عمومى ، حسین(علیه السلام) سمبل شجاعت ، پایمردى و آزادگى و یزید نماینده و مظهر جور و فجور است . در این چهل روز یاد حسین صدرنشین محفل دل­ها است و افکار عمومى بیش از هر حادثه مهم دیگرى تحت تأثیر حادثه کربلا است ، این چهل روز فرصت مناسبى است تا مردم ، عشق به حسین(علیه السلام) و کینه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و این کینه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آمیزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوه­تر از سال پیش ‍ دائر گردد.
حال در این میان باید به اجتماع عظیم اربعین اشاره نمود که در قالب مناسک آئینی عرفانی و پیام آور صلح طلبی است.لذا خروش میلیونی شیعیان، و حتی برادران اهل سنت و حضور آزادی خواهان و ظلم ستیزان از دیگر ادیان توحیدی در راهپیمایی اربعین حسینی حاکی از این مسألۀ مهم و کلیدی است که شهادت مظلومانۀ امام حسین (علیه السلام) نشان می دهد آن حضرت نه برای جنگ طلبی، بلکه برای تحقق اهدافی همچون عدالت و صلح جویی قیام کرده است، لذا راهپیمایی عظیم اربعین، ترسیم بخشی به واقعه ای تاریخی است که آینده شناسی جهانی را با مولفۀ صلح طلبی و قیام علیه ظلم را به منصۀ ظهور می رساند.
بی تردید صلح طلبی نه به معنی تسلیم در برابر ارزش های جاهلانه بلکه به معنی ایستادگی در برابر هنجارشکنی های جاهلی است،لذا حمایت از ارزش های انسانی مهمترین پیام راهپیمایی اربعین حسنی است که زمینه ساز صلح جهانی است،از این رو مخالفت آمریکا و متحدانش به ویژه رژیم آل سعود و گروه های تکفیری هم چون داعش با اجتماع عظیم اربعین حسینی به علت وجود عنصر صلح طلبی در گفتمان معنایی این راهپیمایی بی نظیر است، زیرا قدرت های استکبار ی نه با صلح بلکه با جنگ مدعی تکامل بشری اند حال آنکه حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) نه با جنگ طلبی، بلکه در راستای روشنگری از تباهی و فساد حکومت استبدادی زید، حتی خانوادۀ خود را به کربلا برد تا اینگونه پیام صلح طلبی و اصلاح طلبی را در امت اسلامی آشکار نماید.
بنابراین شکوه حضور مردم أعم از زن و مرد و پیرو جوان در این راهپیمایی عظیم عیناً تبلیغ ارزش های انسانی است، به عنوان نمونه اسکان و پذیرایی و حتی ماساژ  پای زائران که با خلوص نیت و بدون هیچ گونه چشم داشتی صورت می گیرد منبعث ازاتحاد،نوع دوستی و هم دلی میام آحاد مردم است که به نوعی ساختار حقوقی و فلسفی سبک زندگی اسلامی را رقم می زند.
هم چنین حضور پیروان ادیان دیگر به ویژه مسیحیان در این راهپیمایی، ناشی از اعتراض اجتماعات دینی به موج فزایندۀ سکولاریسم و بی دینی در جوامع مدرن غربی است. لذا خروش همۀ انسان های آزاده در اجتماع میلیونی اربعین حسینی مقدمه ای برای تشکیل جبهۀ جهانی و صلح طلب برای مقابله با استکبار جهانی به ویژه مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا است،جبهه ای که با نفی جهانی شدن برای جهانی سازی پیام امام حسین(علیه السلام) گام بر می دارد.
 با این تفاسیر باید به نقش برخی شهرهای محروم کشور از قبیل مهران و ایلام و دیگر شهرهای مهم مرزی در انتقال مطلوب زائران حسینی برای شرکت در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی اشاره نمود که نه تنها از بن بست جغرافیایی خارج شده بلکه زمینه ساز بسط و گسترش پیام جهان شمولی امام حسین علیه السلام را فراهم کرده است.
هم چنین نباید فراموش نمود آثار جهان پدیداری دینی در راهپیمایی اربعین در معنابخشی به زندگی انسانی و استحکام روز افزون عاطفه وایثارگری در نهاد خانواده غیر قابل انکار است، اینگونه است که شیعیان، اهل سنت، مسیحی ها و دیگر ادیان توحیدی با حضور در این راهپیمایی ، با زیبایی شناسی عاشورا از قبیل عاطفه ورزی و ایثارگری امام حسین (علیه السلام) و یارانش تجدید پیمان می کنند، بنابراین تجمع اربعین حسینی زمینه ساز رشد و هم­گرایی فرهنگی و افزایش اخلاق محوری در جامعه و خانواده است.
باید اذعان نمود راهپیمایی اربعین حسینی به نوبۀ خود خروج از غفلت های تاریخی است، زیرا فرهنگ از تاریخ نشأت می گیرد و این راهپیمایی انقطاع تاریخی امت اسلامی از فرهنگ ناب اهل بیت(علیهم السلام) را ترمیم می کند و در نهایت به بازتولید فرهنگی و تولید فرهنگ حماسه منتهی می شود.
لازم به ذکر است در راهپیمایی عظیم اربعین به علت تکثرگرایی و جهان شمولی درک تراژدی عاشورا، ارتقای نشانه شناسی فرهنگ حماسه شکل می گیرد و ساختار فرهنگی جبهۀ جهانی را رقم می زند.
در خاتمه باید یادآور شد تقویت ابعاد رسانه ای راهپیمایی عظیم اربعین در راستای ارتقای بصیرت افزایی و مقابله با انحرافات در سوگواری حضرت سیدالشهدا)(علیه السلام) غیر قابل انکار است، زیرا از یک سو بصیرت مهمترین شاخصۀ نهضت حسینی است و از سوی دیگر تکرار وقایعی  هم چون محرم و راهپیمایی اربعین.. به نحو غیر هدفمند و  بدون بصیرت افزایی به تقلیل گرایی و رکود در دین منجر خواهدشد.
از این رو نباید فرصت طلایی بصیرت افزایی را با اقداماتی هم چون خودآزاری و قمه زنی، به مولفه ای ضد بصیرت تبدیل نمود، بلکه ضروت تفکر و تدبر در اهداف قیام امام حسین(علیه السلام) وآسیب شناسی مناسک محرم و مقابله با تحریفات ، ونیز  بهره گیری بهینه از تکنولوژی روز به ویژه فضای مجازی می تواند با ایجاد شعور حسینی از تقلیل گرایی دینی ،تقدس زدایی و نابودی مفاهیم و ارزش های ناب اسلامی و انسانی عاشورا  در راهپیمایی عظیم اربعین جلوگیری نماید.


--------------------------------------

پیام ها و بیانات

تشکر پاپ فرانسیس از معظّم له
در پی ارسال پیام تشکر آمیز حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به جناب پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان متقابلا واتیکان طی نامه ای رسمی و محترمانه به معظم له از تشکر و عرض خرسندی پاپ خبر داد.
١٣٩٥/٠٧/١٤

نامه دبیر کل مجلس وحدت مسلمین پاکستان به معظّم له
اینجانب به مواضع مرجعیت حکیم در عصر غيبت بقيه الله الاعظم امام مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف افتخار می کنم و این مواضع را گرامی می دارم، و از خداوند علی قدیر می خواهم که سایه شما را مستدام و وجود شما را برای سرپرستی ایتام آل محمد در سر تا سر جهان حفظ نماید.
١٣٩٥/٠٧/١٧

معظم له پس از نماز ظهر عاشورا: هر کس به امام حسین علیه السلام متصل شود به دریای بیکران رحمت حق متصل شده است
همانطور که قطره آب در صورتی که تنها باشد با وزیدن نسیمی از بین می رود ولی چناچه به دریا وصل شود هیچگاه نابود نمیشود، انسانها هم همینطور هستند و با اتصال به دستگاه امام حسین علیه السلام مانند قطره ای هستند که به دریا وصل شده و به این ترتیب نه تنها نسیم بلکه هیچ طوفانی نمیتواند آنها را از بین برده و نابود کند.
١٣٩٥/٠٧/٢٢

توصیه های مهم به عزاداران و مبلغان حسینی در آستانه محرم
دشمنان سعی در نفوذ در این مراسم ها دارند و می خواهند چهره خرافی به آن بدهند و از جمله اموری که به آن دل بسته اند مساله قمه زنی است
١٣٩٥/٠٧/٠٨

وزارت ارشاد مسیر خود را اصلاح کند
تصور من اين است كه وزارت ارشاد گرفتار يك سلسله محاسبات نادرست از وضع جامعه شده است و گمان می کند اين كارها به نفع دولت است در حالى كه آثار سوءاش روز به روز آشكارتر می شود
١٣٩٥/٠٧/١٢

--------------------------------------

دیدارها

معظم له در دیدار رییس مرکز آمار
مسائل آماری از بدیهیات مسائل اجتماعی است، حتی مسائل معنوی ما نیز با آمار گره خورده است و به عنوان مثال برای ساخت مساجد در مناطق مختلف نیاز به آمار دقیق از جمعیت مردم داریم.
١٣٩٥/٠٧/١٥

معظم له در کنگره بزرگداشت شهدای روحانی مدافع حرم
شهدای روحانی نشانگر این هستند که وقتی روحانیت مردم را برای دفاع از دین و اسلام دعوت می کنند خود در صف اول هستند
١٣٩٥/٠٧/٠٨

--------------------------------------

بیانات معظم له پس از نماز ظهر عاشورا:
هر کس به امام حسین (علیه السلام) متصل شود به دریای بیکران رحمت حق متصل شده است.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی پس از اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا در شبستان امام خمینی رحمت الله علیه حرم حضرت معصومه سلام الله علیها با بیان این که عالم ماده، عالم فرسودگی است و هرچه به آن مرتبط باشد سرانجامی به جز فرسودگی نخواهد داشت، فرمودند: در مقابل عالم ماده، ذات خداوند ابدی و جاودانه است و از همین رو هر آنچه به آن متصل شود، جاوادنه خواهد شد و بر همین اساس رمز ماندگاری عاشورا اتصال به ذات خداوند است.
ایشان با تأکید بر این که در طول تاریخ رخدادهای زیادی به وجود آمده که هزاران نفر در آن به بدترین شکل ممکن کشته شده اند، افزودند: خاصیت تاریخ فراموشی است؛ زیرا گذشت زمان بر عالم ماده موجب فراموشی رخدادها میشود و مهمترین رویدادهای تاریخی در عصر حاضر از جمله جنگ جهانی دوم از این قاعده مستثنی نبوده اند و باگذشت زمان کمرنگ شده اند، اما آنچه که پس از ١٤٠٠ سال همچنان موجب ماندگاری عاشورا شده است اتصال این واقعه تاریخی به ذات اقدس خداوند است.
معظم له با اشاره به این که اتصال به ذات خداوند موجب جاودانگی و ابدی شدن امور مختلف از جمله واقعه عاشورا شده است، تصریح کردند: آیه ۱۴ سوره رعد در قرآن کریم به این موضوع اشاره دارد که باطل مانند کف روی آب شاید جلوه و سر و صدای زیادی داشته باشد ولی هیچ فایدهای نداشته و با وجود سر و صدای زیاد از بین میرود؛ اما آنچه که حق بوده و به ذات خداوند متصل است به دلیل همین خاصیت اتصال به حضرت حق با وجود اندک بودن کمیت بازهم در حافظه تاریخ ماندگار می شود، همانطور که اصحاب امام حسین علیه السلام با وجود کم بودن ولی به دلیل اتصال به ذات خداوند در طول تاریخ ماندگار شده اند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی ادامه دادند: عاشورا واقعهای است که همواره در طول تاریخ برای بشر مثمر ثمر بوده و زمینه آزادی انسانهای زیادی را از یوغ طاغوت در طول تاریخ فراهم کرده است که در این زمینه میتوان به انقلاب اسلامی و برکات جهانی این انقلاب حسینی در سطح جهان و منطقه اشاره کرد.
ایشان با تأکید بر این که عاشورا در طول تاریخ مسیر درست برای حرکت و سیر الی الله را به انسانها نشان داده است، فرمودند: نه تنها انسانهای امروز بلکه نسل های آینده هم به وسیله این مکتب میتوانند راه درست را پیدا کنند و در مسیر حق هدایت شوند به همین دلیل امام حسین علیه السلام مانند کشتی و سفینه نجاتی هستند که در طول تاریخ با هدایت انسانها آنها را از گرداب بلا و جهنمی شدن نجات می دهند.
معظم له با اشاره به این که امام حسین علیه السلام برای خدا جنگید، برای خدا اسیر و شهید داد و در راه خدا شهید شد، تصریح کردند: همانطور که قطره آب در صورتی که تنها باشد با وزیدن نسیمی از بین می رود ولی چناچه به دریا وصل شود هیچگاه نابود نمیشود، انسانها هم همینطور هستند و با اتصال به دستگاه امام حسین علیه السلام مانند قطره ای هستند که به دریا وصل شده و به این ترتیب نه تنها نسیم بلکه هیچ طوفانی نمیتواند آنها را از بین برده و نابود کند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی با اشاره به خاطره شفای جوان مسیحی به دست امام حسین علیه السلام یادآور شدند: هر کس که به امام حسین علیه السلام متصل شود به دریای بیکران رحمت حق متصل شده به همین دلیل هیچکس از درب خانه امام حسین علیه السلام ناامید و دست خالی بر نمی گردد بلکه این خانه و این مکتب حسینی به قدری غنی و پر بار است که هر تشنهای را به ظرفیت معرفت او سیراب و حاجت روا خواهد کرد: بنابراین درگاه اهل بیت علیهم السلام درگاه اتصال به رحمت و فیض بیکران حضرت حق است.

--------------------------------------

پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته) به همایش پیامدهای تکفیر و مسئولیت علمای اسلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى خَيْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ ألمَعصُومینَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ
قبل از هر چیز لازم می‎دانم تشکیل این همایش را به همه شما عزیزان در استان گلستان و شهر گنبد کاووس تبریک عرض کنم. مخصوصاً که این همایش برای مسأله مهمی تشکیل شده است که نه تنها جهان اسلام، بلکه جهان بشریت را درگیر خودش ساخته است. از مؤسسین و دست‎اندرکاران و از همه حاضرین در همایش تشکر می‎کنم که در این همایش اجتماع کردند.
عزیزان! امروز دنیای اسلام با مشکل تکفیری‎ها روبرو است. بلکه علاوه بر دنیای اسلام جهان بشریت هم با این مشکل روبروست. شاید مشکل‎ترین مشکل دنیای امروز همین تکفیری‎ها باشند. اینها چهار مشکل عظیم برای عالم اسلام فراهم کرده‎اند.
اولاً به‎راه‎انداختن قتل و کشتار و برادرکشی و خون‎ریزی‎های بسیار سنگدلانه. کارهایی که شاید در تاریخ هم سابقه نداشته و تاریخ اسلام از آن مبرّاست و تاریخ بشر هم شاید این‎گونه فجایع دلخراش عجیب را به خاطر ندارد. این یکی از مشکلاتی است که تکفیر برای عالم اسلام به سوغات آورده است.
مشکل دوم تخریب است. بخش عمده‎ای از جهان اسلام در حال تخریب است و سوریه و یمن بخش‎هایی از عراق تبدیل به ویرانه شده است. شاید پنجاه سال وقت لازم است تا این ویرانه‎ها آباد بشود و این کشورها به حالت اول خودشان برگردند.
بلای سوم ایجاد اختلاف است. آن هم اسلامی که دعوت به توحید و وحدت و یگانگی می‎کند. اصل توحید فقط در ایمان به خدا نیست. در تمام اصول و فروع دین توحید جاری و ساری است. جامعه اسلامی باید جامعه توحیدی و واحد باشد و اینها بذر عداوت و نفاق و دشمنی را در دنیای اسلام و کشورهای اسلامی پاشیده‎اند و همه جا اختلاف ایجاد کرده‎اند. نه فقط بین شیعه و سنی. حتی سنی‎ها را هم قبول ندارند و می‎گویند هر کسی که وهابی نیست، کافر است و خون و اموالش مباح است و ناموسش را هم ممکن است اسیر کنند و بفروشند.
چهارمین مشکل که از همه مهمتر است این است که نام و نشان اسلام را در دنیا با خشونت همراه کرده‎اند و دشمنان هم که اسلام‎ستیزی می‎خواهند بکنند و اسلام را مانع خودشان می‎دانند. مخصوصاً غارت‎‎گران دنیا به این نتیجه رسیده‎اند که اسلام مانع و مزاحم آنهاست و چه بهتر که از این فرصت استفاده کنند و بگویند اسلام دین خشونت است و مردم دنیا از اسلام و مسلمانان بترسید و بپرهیزید. کار را به جایی رسانده‎اند که در بعضی از کشورهای اسلامی به مساجد حمله می‎کنند. در آمریکا به مسلمانان فرقی نمی‎کند چه شیعه و سنی، حمله می‎کنند. یعنی اینها بهانه به دست‎اسلام ستیزان دادند و این بلای بزرگی است.
در حالی که اسلامی که محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده است دین محبت است. خداوند در قرآن کریم می‎فرماید: وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ و در آیه دیگر می‎فرمایند: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ
تو در میان آنها، نرم و ملایمی و محبت داری! اگر خشن بودی پراکنده می‎شدند. خود این آیه شریفه یک درس بزرگی است. مسلمانان اگر خشن باشید، دنیا از اطراف شما پراکنده می‎شود، اما اگر دین رحمت باشید، دنیا به شما جذب می‎شود.
بدانید دین آینده دنیا، دین اسلام است؛ به شرط اینکه شرّ این تکفیری‎ها از جهان اسلام قطع بشود و منزوی بشوند و بدانند که اسلام چیزی نیست که محمد بن عبدالوهّاب آورده است. بلکه اسلام دینی است که محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده است.
خداوند می‎فرماید: وَ إِنَّکَ لَعَلي‎ خُلُقٍ عَظيمٍ ‎؛ ای پیغمبر! اخلاق عظیمی داری. دوست و دشمن در مقابل اخلاق تو سر تعظیم فرود می‎آوردند. اصلاً ما معتقدیم که یکی از معجزات پیغمبر اسلام جاذبه اخلاقی پیغمبر بوده است. از محیطی برخاسته است که محیط عرب جاهلی که مملوّ از خشونت بود. اما او لطیف، روحانی، پرمحبت و مهربان بود حتی نسبت به دشمنانش. قرآن مجید به همین معنا اشاره می‎کند و می‎فرماید بدی را با نیکی پاسخ بگو: فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ؛ با محبت، دشمنان را تبدیل به دوست کن. این کجا و این برنامه تکفیری‎ها کجا؟
عزیزان! همه علمای اسلام باید دست به دست هم بدهند و ثابت کنند که اینها از ما نیستند. همایشی که در چچن برگزار شد بسیار جالب بود که بزرگان اهل‎سنّت و حتی شیخ الأزهر در آنجا جمع شدند و گفتند که وهابیت جزء فرق اسلامی نیست و خیلی از وهابی‎ها عصبانی و ناراحت شدند و مطالبی را گفتند؛ ولی فایده‎ای نداشت. شیعه‎ها هم می‎گویند وهابیت جزء اسلام نیست. بنابراین اجماع حاصل شده است و دست به دست هم بدهیم و آبروی اسلام را حفظ کنیم و آتش‎ها را از جامعه اسلامی خاموش کنیم و به همه مسلمانان، محبت و صلح و دوستی را برگردانیم و مسلمانان قدر مشترک زیادی با هم دارند. در ایام حج، همه مثل هم طواف و سعی صفا و مروه و وقوف به عرفات و منی دارند. کارها خیلی مثل هم است. در یک صف جماعت می‎ایستند و مثل هم نماز می‎خوانند و رکوع و سجود دارند. اختلافات خیلی کم است و بنابراین دست به دست هم بدهیم و کاری کنیم که اسلام، دین آینده باشد. یکی از سیاست‎مداران آمریکا گفته بود که من آینده‎ای را می‎بینم که مردم آمریکا صبح با بانگ اذان از خواب بیدار می‎شوند. یعنی اسلام این طور گسترش پیدا می‎کند. شرطش این است که ما از این جمعیت فاصله بگیریم.
من بار دیگر از همه شما، از عزیزان ترکمن و غیرترکمن و همه کسانی که در این اجتماع شرکت کرده‎اند؛ مخصوصاً از علما و دانشمندان و فضلا و مسئولین شرکت‎کننده به سهم خودم تشکر می‎کنم و خوشبختی و سعادت همه شما را در سایه لطف پروردگار از خداوند متعال خواهانم.
وَاَلسَّلامُ عَلَیكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ

گنبد کاووس ٢٨ مهر ١٣٩٥

--------------------------------------

نامه علامه راجه ناصر، دبیر کل مجلس وحدت مسلمین پاکستان به آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله

بسم الله الرحمن الرحيم
مجلس وحدت مسلمین پاکستان
آقا و استاد من حضرت آیت الله العظمی شیخ ناصر مکارم شیرازی (دام ظله)
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
اینجانب به مواضع مرجعیت حکیم در عصر غيبت بقيه الله الاعظم امام مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف افتخار می کنم و این مواضع را گرامی می دارم، و از خداوند علی قدیر می خواهم که سایه شما را مستدام و وجود شما را برای سرپرستی ایتام آل محمد در سر تا سر جهان حفظ نماید.
ما یاد گرفته ایم که اسلام را گرامی بداریم و از مظلومان دفاع کنیم و به رنج و سختی های این مسیر اهميت ندهیم. ما این تصمیم را جز برای دفاع از حقوق ملت پاکستان به صورت عام و دفاع از حقوق پیروان مکتب اهل البیت (علیهم السلام) به صورت خاص نگرفته بودیم.
پیش از ٣٥ سال است که در کشورمان سیاست های خصمانه عليه ما بكار گرفته می شود و در این مدت فداکاری های بزرگی به خاطر پایبندی به ارزش های اسلام محمدی اصیل تقدیم کرده ایم. و در این مسیر از مبلغان وحدت اسلامی بوده ایم و هنوز نیز به این موضع برای مقابله با فتنه های فرقه ای و مذهبی نفرت انگیز ایمان داریم.
اين اواخر نیز همراه برادرانم تصمیم گرفتیم که اعتصاب غذا بکنیم تا وجدان حاکمان، رهبران سیاسی و صاحبان وجدان های آزاد در داخل و خارج کشور را بیدار کنیم. هدف ما از این اقدام تحقق خواسته های ملت پاکستان به ویژه تحقق عدالت اجتماعی و مبارزه با تروریسم تکفیری بود که کشور ما را ویران کرده و بهترين فرزندان این ملت را به کام مرگ فرستاده است.
همانا که در ابتدای اعتصاب غذا صادر فرمودید تاثیر ویژه ای داشت که مشروعیت تصمیم اعتصاب را تاکید می کرد. این تایید و تصحيح به ما قدرت معنوی بزرگی بخشید و ما را بر آن داشت تا ثابت قدم بمانیم و فشارها و سختی ها را به مدت ٨٥ روز تحمل نماییم.
از این رو از طرف خودم و برادرانم در ریاست «مجلس وحدت مسلمین و ملت باکستان» کمال تشکر و تقدیر و سپاسگزاری از حضرتعالی داریم، و پیگیری و توجه شما به اقدمات و اوضاع فرزندانتان که پیروان مذهب اهل بیت علیهم السلام در پاکستان هستند را ارج می نهیم.
آقای من، تصمیم ما بر این بود که تا تحقق همه خواسته های مشروع این مسیر را ادامه دهیم، حالا فداکاری ها هر مقدار که می خواهد باشد. اما هنگامی که نامه شما به دست ما رسید و راهنمایی های شما را مطالعه نمودیم و وظیفه شرعی خود را متوجه شدیم، لذا تصمیم گرفتیم به اعتصاب پایان دهیم.
ان شاء الله تا ظهور امام عصر و زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسیر مرجعیت حکیمانه گام خواهیم برداشت. خداوند شما را به عنوان ذخیره ای برای ما و امت اسلامی مستدام بفرماید.
«وان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین»
راجه ناصر عباس جعفری
دبیر کل مجلس وحدت مسلمین پاکستان
١٤ / ٠٨ / ٢٠١٦ میلادی

--------------------------------------

تشکر پاپ فرانسیس از آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله

در پی ارسال پیام تشکر آمیز حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به جناب پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان در خصوص «مبرّا دانستن اسلام از خشونت و ترور»، متقابلا واتیکان طی نامه ای رسمی و محترمانه به معظم له اعلام کرد:
«پاپ فرانسیس از دریافت نامه جنابعالی ابراز خرسندی کرد و مراتب تشکر خود را اعلام نمود.» در ادامه این نامه که از طریق سفارت کشورمان در واتیکان ارسال شده، آمده است:
«همان طور که استحضار دارید، پیام همۀ ادیان (به خصوص ادیان توحیدی) قبل از هر چیز، پرستش مطلق خداوند و سپس احترام و مهربانی به همه انسان هایی است که با آنها دیدار می کنیم. به همین دلیل اعمال خشونت، به خصوص وقتی که به نام خدا و دین انجام می شود، اهانت به خدا و ظلم عظیم به قربانیان است».
در پایان نامه مذکور تصریح شده است: «رهبران دینی امروز باید بیش از گذشته برای حفظ کرامت همه انسان ها و حقوق اساسی آنها با هم فریاد سر دهند».
لازم به ذکر است پاپ فرانسیس طی مصاحبه ای مطبوعاتی در ضمن سفر به لهستان، نسبت دادن خشونت و ترور را به اسلام، بلکه به همه ادیان الهی مردود دانسته بود.
دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
١٤ / ٧ / ١٣٩٥

--------------------------------------

رونمایی از نرم افزار ویندوزفون استخاره

پس از رونمایی نرم افزارهای تحت وب و اندروید استخاره که با استقبال بسیار زیاد مخاطبین واقع شد، درخواست های زیادی از کاربرانی که از گوشی های ویندوز فون استفاده می کنند مبنی بر تولید نرم افزار ویندوز فون استخاره ارائه شد که این امر پس از تلاش متخصصان و ایجاد اکانت رسمی در فروشگاه نرم افزارهای ویندوزفون امکان پذیر شد و هم اکنون این کاربران می توانند با مراجعه به فروشگاه مربوطه این نرم افزار را دانلود نمایند.
این نرم افزار به کاربران این امکان را می دهد تا در مواقع لزوم خودشان از قرآن کریم استخاره بگیرند و نظر معظم له را در مورد آیه مورد نظر مشاهده کند.
جهت دانلود نرم افزار می توانید به makarem.ir مراجعه نمایید.

--------------------------------------

رونمایی از وبگاه تخصصی چند رسانه ای پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله

با توجه به واقعیت های امروز که ذائقه مخاطبان از رسانه های مکتوب به شدت به رسانه های دیداری و شنیداری میل پیدا کرده است، اصحاب دانش و معرفت نیز باید علم و اگاهی خود را متفاوت تر از گذشته به جامعه ای که هر روز نسبت به معارف ناب الهی تشنه تر می شود، عرضه کنند.
از این روی پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله که از گذشته به عرصه رسانه های دیداری و شنیداری ورود کرده بود، بر خود لازم دید که این وظیفه را به نحو شایسته تر و تخصصی تری دنبال کند.
اولین قدم در این راه ایجاد یک وبگاه تخصصی برای محصولات چند رسانه ای است که بحمدلله با عنایات الهی و توجهات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و کوشش متخصصان این بخش، این قدم برداشته شد و این وبگاه ایجاد شد.
وبگاه تخصصی چند رسانه ای پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له شامل فیلم های متنوع از دروس اخلاق، تفسیر و خارج فقه معظم له، صوت های مربوط به این دروس، کلیپ های تولیدی پایگاه در موضوعات متنوع و جذاب، عکس های معظم له و همچنین پند تصویرهای مناسبتی، فقهی و اخلاقی و موارد مختلف دیگر می باشد که بخش عمده ای از آن هم اکنون در دسترس تمامی کاربران و علاقمندان این بخش می باشد و در روزهای آینده به لطف خداوند کامل خواهد شد.
ان شاءالله که این امکان مورد استفاده و توجه مخاطبان عزیز قرار گیرد و امیدواریم ما را از نظرات و پیشنهادات خود بهره مند ساخته و در ارائه خدمات بهتر یاری فرمایید.

--------------------------------------

افتتاح پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له به زبان فرانسه

با عنایات خداوند متعال و تحت توجهات حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بخش فرانسه پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی لحظاتی پیش توسط معظم له به صورت رسمی افتتاح شد.
مخاطبین اصلی این بخش مسلمانان فرانسوی زبان سراسر جهان هستند.
زبان فرانسه نزدیک به پانصد میلیون متکلم در سراسر دنیا دارد که بسیاری از آن ها مسلمان هستند. اقبال مردم جهان به دین مبین اسلام علی رغم تمامی تلاش های استکبار در جهت اسلام هراسی، همچنان رو به افزایش است. این تعداد از مسلمانان و همچنین مردمی که به دین اسلام گرویده اند و یا در آینده مسلمان می شوند وظیفه جبهه فرهنگی شیعه را نسبت به نشر فرهنگ شیعی صد چندان می کند.
لذا بخش فرانسوی پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له علاوه بر پاسخگویی به مسائل دینی مسلمانان فرانسوی زبان، نقش به سزایی در شناساندن معارف اسلامی به جویندگان اسلام راستین خواهد داشت.
این بخش در حال حاضر شامل موارد زیر است:
ـ چندین عنوان از معارف اسلامی؛
ـ استفتائات معظم له؛
ـ بخشی از تالیفات معظم له؛
ـ مجموعه ای از مقالات؛
ـ اخبار و اطلاعیه های رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛
ـ مجموعه ای از تصاویر و مطالب صوتی تصویری در زمینه های مختلف دینی و مناسب جهت انتشار در شبکه های اجتماعی؛
علاوه بر این، سیستم پاسخگویی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی هم اکنون از طریق « ارسال سوال» که با مراجعه به سایت انجام می شود و همچنین از طریق شبکه های اجتماعی با شماره٠٠٩٨٩٠٣٠٨٩٧٨١٤ پاسخگوی سوالات و استفتائات کاربران به زبان فرانسه خواهد بود.

--------------------------------------

نقش زنان در نهضت عاشورا از منظر معظم له

با ظهور اسلام و تعليمات ويژه آن زندگى زنان وارد مرحله نوينى گرديد و از كليه حقوق فردى و اجتماعى و انسانى برخوردار شد. هم چنین امتیازها و حقوقی که به مردان تعلق داشت به همان مقدار نیزبه زنان‏ نيز تعلق گرفت. از این رو در تاريخ‏ اسلام با شخصيت‏ هاى بزرگ و با فضيلتى از جنس زنان برخورد مى‏ كنيم.‏
بی تردید نقش و جایگاه زنان در پيشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت غیر قابل انکار است، زنانی که با ايمانى محكم و تفكرى عالى، مردان خود را با تمام وجود در اين مسير حمايت مى‏ كردند، و از آنجا که زن‏ و مرد، به هنگام دفاع از حق و جهاد براى كسب عزت و شرف و جلب رضاى خدا، يكسانند، همه به ميدان آمدند و هر كدام به نوبه خود، وظيفه خود را ايفا کردند، و چه جالب است که صحنه كربلا همه درس­ها را دراین مسأله، در خود نهفته دارد.
اینچنین است که پس از شهادت امام حسين‏ عليه السلام که از همان روز عاشورا اثر بيداركننده خود را گذاشت، فرياد انتقام از يكى از زنان‏ سربازان دشمن كه از قبيله بكر بن وائل بود سر داده شد. و با فرياد يالثارات رسول الله مردم را به گرفتن انتقام از قاتلان امام حسين عليه السلام تشويق كرد و در پى آن قيام ‏هاى متعددى رخ داد تا بالاخره حكومت بنى‏ اميه را سرنگون ساخت.،
حمایت و مشارکت زنان در نهضت عاشورا در سایۀ شجاعت و مجاهدت
گذشته از مردان با شخصيت در نهضت امام حسین علیه السلام، زنان بزرگى هم بودند که تاريخ نام آنها را در واقعۀ کربلا ، بر صفحات زرين خود به يادگار گذاشته است.

«طوعه»؛ تنها «حامی مسلم بن عقیل» نخستین زن عاشورایی
«طوعه» آن زن‏ بزرگوارى است كه وقتى همه درها به روى مسلم بن عقيل (عليه السلام)، آن مظلوم، آن نماينده حجت خدا حسين بن على عليه السلام بسته مى‏شود، درب خانه او به روى مسلم علیه السلام باز مى‏ گردد و به او پناه مى‏ دهد، آرى نام طوعه در تاريخ كوفه و نهضت حسینی به يادگار مانده است به تعبیر دیگر نام اين زن‏ در كنار نام امام حسين عليه السلام در تاريخ كربلا جاودانه شده است.

ام وهب؛ اولین و تنها زن شهیده در واقعه عاشورا
در تبیین حمایت های بی دریغ زنان از یاران دلیر نهضت عاشورا، باید به ام وهب (همسر عبدالله بن عمير) اشاره نمود؛آنجا که «عبدالله بن عمير كلبى‏» از جوانان شجاع و دلاور كوفه، تصميمش برای یاری امام حسین علیه السلام را با همسرش «ام‏ وهب‏» در ميان گذاشت. وى نيز نظرش را تأييد كرد و به اتفاق همسرش شبانه به سوى كربلا شتافت.
در روز عاشورا و در صحنۀ نبرد، عبدالله بن عمير پس از جنگی نمایان، اين رجز را خواند: إني زعيم لك أم‏ وهب‏ بالطعن فيهم مقدما والضرب
ام وهب پس از شهادت همسرش در كنار پيكر قطعه قطعه‏ اش حاضر شد و گفت: «بهشت بر تو گوارا باد، از خدايى كه بهشت را بر تو ارزانى داشت مى‏ خواهم كه مرا نيز در كنار تو قرار دهد».
چيزى نگذشت كه غلام شمر با فرود آوردن عمود خويش بر فرق ام وهب او را در كنار همسرش به شهادت رساند و بدين ترتيب دعاى او به هدف اجابت رسيد.اين تنها زنى بود كه در كربلا به افتخار شهادت نايل آمد.
بنابراین فداكارى اين زن تنها در آن نبود كه با عمود خيمه به مبارزه با دشمن برخاست و تنها به اين نبود كه در اين راه شربت شهادت نوشيد، بلكه از آن مهمتر اين بود كه وقتى پيكر پاره پاره همسرش را ديد، گفت: «گوارا باد بر تو بهشتى كه خدا نصيب تو كرد، از او مى‏ خواهم مرا به تو ملحق كند». اين سخن حكايت از بالاترين درجه ايمان آميخته با شجاعت بى‏ نظير او مى‏ كرد، چيزى كه مى‏ تواند الگو براى همه نسل‏ ها باشد.

تابلوهای شورانگیز یک زن رزمنده در حماسه زنان عاشورایی
گفتنی است جنادة بن كعب انصارى در حالى كه يازده سال بيشتر نداشت علیرغم مخالفت امام عليه السلام که فرمود؛ «شايد مادرش راضى نباشد». اما جناده عرض كرد: «مادرم به من فرمان داده است گام در اين ميدان بگذارم».
اين نوجوان چون به شهادت رسيد دشمن سرش را جدا كرده و آن را به سوى امام عليه السلام پرتاب كرد. مادر شجاعش «بحريه» سر فرزندش را برداشت و بوسيد و با همان سر به طرف دشمن حمله كرد و آن را بر سر مردى از سپاه ابن سعد كوبيد. آنگاه برگشت و ستون خيمه را گرفت و در حالى كه اين رجز را مى‏ خواند بر دشمن حمله كرد: «با اينكه در ميان زنان، پيره‏ زنى ضعيف، سست استخوان، فرو ريخته و لاغر اندامم، ولى در حمايت از فرزندان فاطمه گرامى سلام الله علیها، ضربات مهلكم را بر شما وارد مى‏ سازم».پس از آن عمود خيمه را به سوى دشمن پرتاب كرد كه به دو نفر از آنها برخورد كرد.

زنی که شوهرش را حسینی و بهشتی کرد
«زهير بن قين» را بايد به جِد از چهره ‏هاى شگفتى ‏ساز واقعه عاشورا دانست. زیرا مردى كه عمرى از هواداران عثمان به شمار مى ‏رفت و حتى حاضر نبود در منزلى كه امام عليه السلام و خانواده ‏اش فرود آمدند، لحظه‏اى درنگ كند؛ يك اتفاق ناخواسته دست اورا به دامن امام عليه السلام رساند وبه اوج عظمت و افتخار رسيد و از چهره‏ هاى ماندگار عاشورا شد.
بدین نحو که در منزل «زرود» (يكى از منازل بين راه) که زهیر فرود آمد؛ ناگهان فرستاده امام وارد شد و سلام كرد و گفت: «اى زهير! مرا اباعبدالله الحسين عليه السلام به سوى تو فرستاده كه او را ملاقات كنى!».
همسر زهير گفت: سبحان الله! فرزند پيامبر تو را خوانده، اما تو از رفتن خوددارى مى‏ كنى؟!، «زهير» از جا برخاست و با چهره ‏اى گرفته و درهم به سوى امام رفت، ولى طولى نكشيد كه با چهره ‏اى باز و خندان بازگشت. همسر زهير برخاست و گريست و با او وداع كرد و گفت: خداوند يار و ياورت باشد و براى تو اين سفر را به خير كند و روز قيامت نزد جد حسين عليه السلام به ياد من هم باش.،

شکوه صبر و استقامت بانوان انقلابی عاشورا
ريشه ايمان، صبر و شكيبايى در مقابل مشكلات است، لذا مشاهده صحنه‏ هاى دلخراش واقعۀ کربلا با آن بدن‏ هاى پاره پاره و پايمال سم اسبان كه عمدتا قابل شناسايى نبودند، مى ‏تواند هر بيننده‏ اى را از پاى درآورد ولى طمأنينه و آرامشى كه در زينب‏ كبرى عليها السلام، يادگار صبر و شكوه على عليه السلام و دیگر زنان عاشورایی ظهور كرد و صلابت و استحكامى كه در كلمات دلنشين او موج مى‏زد، تا حدود زيادى آن فضاى سنگين را شكست و آن را براى آل رسول قابل تحمل كرد.
زينب دختر شجاع اميرمؤمنان عليه السلام سنگ صبور اهل كاروان، و تسلی بخش برادر خود و ترسیم کنندۀ آينده كربلا و عاشورا است. که منشأ این مسأله را باید در سفارش نورانی امام حسین علیه السلام جستجو نمود؛ مرحوم سيد بن طاووس در این زمینه نقل می کند حسين عليه السلام زنان را دلداری داد، امام حسين عليه السلام ام كلثوم، زينب، رقيه، فاطمه و رباب‏ را مورد خطاب قرار داد و آنها را به صبر و بردبارى دعوت كرد،
لذا تاريخ اين واقعيت را نشان داد كه دشمنان امام حسین علیه السلام، آن حضرت و یارانش را در كربلا به خاك و خون كشيدند و خاندان او و زنان و کودکان را به اسارت كشاندند و آنچه از دستشان بر مى‏آمد از ظلم و ستم بود روا داشتند ولى زنان حماسه ساز صبر و استقامت كردند.

بلاغت زنان عاشورایی؛ تکمیل عنصر رسالت و تبیین و تبلیغ نهضت حسینی
نباید فراموش کرد قسمت زيادى از حماسه ‏هاى كربلا شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت‏ ها، فداكارى‏ ها، شجاعت‏ ها، آزادمردى‏ ها، و سخنرانى‏ هاى آتشين زنان‏ به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مى‏ گردد.
پس از آن‏كه كاروان اسيران را به كوفه و شام بردند، با خطبه‏ هاى افشاگرانه زينب كبرى عليها السلام، اوضاع شهر شام برگشت و با جو ايجاد شده بر ضد دستگاه خلافت اموى، يزيد چاره‏ اى جز اظهار ندامت و فرافكنى نداشت. در چنان شرايطى، زنان حرم حسينى در «شام» مراسم عزا و ماتم برپا كردند، تا آنجا كه حتى زنان خاندان اموى نيز در آن شركت نمودند و اين برنامه تا سه روز ادامه داشت.
لذا بی شک خطبه خوانی جناب‏ ام كلثوم‏، دختر اميرمؤمنان على عليه السلام و نیز خطبه خوانی دختر امام حسين عليه السلام همچون خطبه های پرشور عمه‏ اش زينب عليها السلام که گاه خود را سپر بلاى قرار مى‏ دادند و در كوفه و شام با افشاگرى‏ هايشان ظالمان را رسوا ساختند، بذر انقلاب را در همه جا پاشيد و پيام خونين كربلا را به گوش مردم رساند.

سخن آخر
در خاتمه باید گفت زنان عاشورایی در مواقع حساس به سهم خود در پيشبرد اهداف اسلامى همراه مردان در برابر دشمن مى‏ ايستاده‏ اند، صفحات درخشان زندگى زينب كبرى علیه السلام و دیگر زنان عاشورایی كه در تاريخ‏ اسلام، گام بر جاى گام هاى بزرگترین زنان عالم هم چون حضرت فاطمه زهرا علیها السلام نهاده‏ اند، گواه اين حقيقت است.

--------------------------------------

راز جاودانگی شعار «هیهات من الذله» از منظر معظم له

طبیعت حوادث تاریخی این است که با گذشت زمان فرسوده و کهنه می­ شود، به عنوان نمونه دنیا در جنگ جهانی دوم میلیون ها نفر کشته داد و هزاران نفر در ویرانی ژاپن توسط بمب اتم جان باختند، اما گذر زمان موجب شد تا این حوادث در فراموشی قرار بگیرد.
لیکن حادثه عاشورای امام حسین علیه السلام با گذشت بیش از چهارده قرن سال به سال با عظمت تر و باشکوه تر برگزار می شود،زیرا کسانی که در راه خدا گام برداشتند رنگ زمان و فرسودگی به خود نمی گیرند. از این رو امام حسین علیه السلام شعار «هیهات منا الذله» را سر دادند، شعاری که جاودانگی و عزت را به همراه خواهد داشت.

«هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»؛ شمولیتی عام و در گسترۀ جهانی
بی شک ما از مکتب امام حسین علیه السلام به عنوان مبارزه حق با باطل در زمان خودمان کمک می گیریم، آینده ها هم همین مبارزه را دارند و باید از این مکتب کمک بگیرند. لذا یک مسئله شخصی نیست بلکه یک هدف مستمرِ انسانی است. و جالب این است که جریان امام حسین علیه السلام فراتر از جهان اسلام هم تأثیر می گذارد. چون اهداف، اهدافی است که در غیر اسلام هم وجود دارد.
بنابراین وقتی  می گوییم «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ». این منحصر به جامعه اسلامی نیست، بلکه هر انسانِ آزاده ای همان تعبیر امام حسین علیه السلام یعنی «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» میگوید.

استقامت؛ مقاومت؛ عزت
گفتنی است در دنياى امروز شعارهايى در زمينه حقوق بشر و باز گرداندن حق محرومان به آنها داده مى‏ شود، ولى تجربه نشان داده كه اين شعارها دامى است براى همان قشر محروم و مستضعف و فريب و نيرنگى است براى اغفال آنها و در نتيجه غصب حقوق آنان. بنا براين، اين اصل كه «حق را بايد گرفت» هم در گذشته صادق بوده و هم امروز و هم فردا و فرداها.
لذا مؤمنان پاكدل و سربلند دست روى دست نمى‏ گذارند تا زورمندان بى‏رحم تمام سرمايه ‏ها و افتخارات آنها را بر باد دهند. نزد آنان تن به شمشير دادن بر تسليم ذليلانه در برابر زورمندان غاصب ترجيح دارد. و اين همان درسى است كه امام حسين‏ عليه السلام در ميدان نينوا در روز عاشورا به جهانيان آموخت و در جمله‏ هاى تاريخى و ماندگارش فرمود: «ألا! و إن الدعي بن الدعي قد تركني بين السلة و الذلة! و هيهات‏ له ذلك! هيهات منى الذلة! ...»، «آگاه باشيد! مرد آلوده، فرزند آلوده، مرا در ميان شمشير و ذلت مخير ساخته است. هيهات كه من ذلت را بپذيرم و او به مقصد خويش برسد! خداوند و رسولش و مؤمنان و نياكان پاك دامن و مادران پاكيزه، از اين ابا دارند كه اطاعت لئيمان را بر قربانگاه بزرگواران ترجيح دهيم».

پیام خون حسین علیه السلام؛ پیام جهانى (هيهات‏ منا الذلة)
خون شهيد و شهادت او يك حادثه است، حادثه نياز به تحليل دارد، عوامل اين حادثه چه بوده؟ پيامدهايش چه بوده؟ امروز مى‏ گويند خون شهيد پيام دارد، پيام ‏رسان آن عالم است، او است كه بايد با تجزيه و تحليل، حادثه را موشكافى كرده، و پيام را بيرون كشد، اگر علماء و نويسندگان اسلامى نبودند تا به اين حد حادثه كربلا و خون شهداى آن و پيام سرور آنها حسين‏ بن على عليهما السلام آشكار نمى ‏شد، اگر دانشمندان و نويسندگان نبوند پيام خون حسين عليه السلام و پيام جهانى و انسانى او (هيهات‏ منا الذلة) كه هميشه بعنوان تابلوئى روشن در مسير هر قوم و ملتى متجلى است روشن نمى‏ شد.

«هيهات‏ منا الذلة»؛ گفتمان معنایی در استکبار ستیزی
بی تردید مسأله قيام خونين امام حسين عليه السلام امروز براى ما شيعيان به صورت يك الگو و برنامه جهت مقاومت در برابر هر گونه‏ استبداد و زورگويى‏ و ظلم‏ و ستم‏ درآمده و شعارهاى‏ «هيهات‏ منا الذلة؛ ما هرگز تن به ذلت نمى‏ دهيم»، كه برگرفته از تاريخ خونبار كربلاست هميشه به ما كمك كرده است كه در مقابل حكومت‏ هاى ظالم بايستيم و با اقتدا به سالار شهيدان حسين علیه السلام و يارانش، شر ظالمان را برطرف سازيم (در انقلاب جمهورى اسلامى ايران نيز همه جا اين شعار به چشم مى‏ خورد).
از این رو بزرگداشت خاطره شهداى اسلام، مخصوصاً شهيدان كربلا، روح حماسه و ايثار و شهامت و جانبازى در راه عقيده و ايمان‏ را همواره در ما زنده مى‏دارد، و به ما درس‏ هاى مهمى براى سربلند زيستن و تن به ظلم ندادن مى‏دهد، اين است فلسفه زنده نگهداشتن اين خاطره‏ ها و تجديد مراسم عزادارى در هر سال.

شرافت مرگ باعزت بر زندگی ذلت بار
شعار «هيهات‏ منا الذلة» نشان می دهد مرگ با عزت بر زندگى توأم با ذلت به مراتب شرف دارد. اين پيامى است كه هميشه بزرگ‏ مردان تاريخ بشريت و اولياء الله به ویژه سالار شهيدان به پيروان خود در تمام قرون و اعصار، ابلاغ كرده ‏اند.

سخن آخر
در خاتمه باید گفت شعار« هيهات‏ منا الذلة » هیچ گاه کهنه نمی شود و هر چه به این اهداف گره بخورد رنگ جاودانگی به خود می گیرد؛ بلکه باید گفت «هیهات منا الذلة» شعار همیشگی ماست و این برای دشمن دردناک است که عاشورا تبدیل به جهاد زنده می شود و جریان کربلا تاریخ سیاری است که همیشه بوده و خواهد بود و برای همه درس و الگوست.
اینگونه است که بار دیگر عاشورای حسینی با عظمت و شکوه فراوان فرا می رسد و خون های پاک شهیدان کربلا جوشش دیگری پیدا می کند و عاشقان مکتبش برای برگزاری این مراسم تاریخی باشکوه هرچه بیشتر آماده می شوند، مخصوصاً جوانان با ایمان و پاکباز در خط مقدم این مراسم قرار دارند و وفاداری خود را با شعار تاریخی سرور شهیدان کربلا «هیهات منا الذلة» با تمام وجود خود اعلام می دارند.

--------------------------------------

پرونده ویژه:
شاخصه های صیانت از ارزش های دفاع مقدس از منظر معظم له

قبل از هر چیز در آغاز سخن، هفته دفاع مقدس را گرامی می داریم،مفهوم «دفاع مقدس» به جنگ تحمیلی حكومت بعثى عراق عليه ايران  اطلاق می شود که با  دفاع شيرمردان ايران اسلامى از سال ١٣٥٩، دو سال پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى، شروع شد و هشت سال طول كشيد.
 لذا ما در جنگ هرگز پیشقدم نبودیم و این ارتش بعث عراق بود که به کشور ما حمله نظامی نمود، تمام عملکرد ما در طول هشت سال چیزی غیر از مقاومت و دفاع در برابر دشمن بیگانه نبود و این از مسلمات تاریخی به شمار می رود که حتی دشمنان هم به متجاوز بودن دولت عراق اعتراف نمودند.
جنگ ما در دوران هشت سال دفاع مقدس، در تاریخ سابقه نداشته است؛ گرچه با جنگ های مختلفی روبرو بوده ایم اما این جنگ از نظر گستردگی زمان و مکان مسبوق به سابقه نیست.  ما در جنگ تحمیلی صدها هزار شهید و جانباز و مفقود الاثر دادیم، ،لذا انقلاب اسلامی به راحتی بدست نیامده است تا بخواهیم به آسانی آن را از دست دهیم، بلکه هزاران جوان برای پیروزی این انقلاب خون دادند و در برابر دشمنان ایستادگی کردند تا به ثمر رسید،  لذا ارزش های انقلاب نباید کمرنگ شود.
بنابراین دوران هشت سال دفاع مقدس نمونه ای از شکست ناپذیری جمهوری اسلامی ایران است که این توفیقات نیز به برکت انقلاب اسلامی و انقلاب نیز به برکت دین و اسلام است.

ضرورت دفاع از تمامیت ارضی در آموزه های قرآنی
یکی از مهم ترين فلسفه ‏هاى جهاد زمانی است که مسلمانان از سوى دشمنان لجوج و بى رحم تحت فشار قرارگیرند؛ در قرآن کریم اجازه قيام مسلحانه و جهاد در این حالت صادر شده است،لذا می خوانیم: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ؛به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است، به خاطر اينكه مورد ستم قرار گرفته‏ اند، و خداوند بر يارى آنها توانايى دارد».
در اينجا هم اجازه جهاد داده شده، و هم وعده پيروزى از سوى خداوند، و دليل آن هم اين ذكر شده كه دشمن جنگ را ظالمانه شروع كرده، و در برابر دشمن سكوت غلط است، چرا كه مايه جرأت و جسارت مخالفان و ضعف و نااميدى دوستان است.
مرحوم طبرسى در مجمع البيان مى‏ گويد: «مشركان عرب پيوسته مسلمانان را آزار مى‏ دادند، و هميشه افرادى مجروح و مضروب نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏آمدند، و از دست آنها شكايت مى‏ كردند، و رسول خدا صلى الله عليه و آله به آنها مى‏ فرمود؛« شكيبايى پيشه كنيد كه من (هنوز) مأمور به جنگ نيستم، تا زمانى كه هجرت كرد، آنگاه اين آيه نازل شد، و اولين آيه‏اى است‏كه به مسلمانان اجازه جنگ مى‏ دهد». قابل توجه اينكه قرآن مجيد در آيه قبل از آن مى‏ گويد: «إِنَّ اللَّهَ یدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا؛ خداوند از مؤمنان دفاع مى‏ كند»؛ يعنى اين سخن به آن معنى نيست؛ كه آنها در گوشه‏ اى بنشينند و دست روى دست بگذارند؛ و منتظر دفاع الهى باشند، بلكه سنت الهى بر اين قرار گرفته كه دفاع او از مؤمنان بعد از آن باشد كه وظيفه خود در امر جهاد و مقابله با دشمن انجام دهند، پس كسانى به حمايت الهى اطمينان داشته باشند؛ كه وظيفه جهاد را ترك نكنند.
و نيز اين نكته قابل توجه است كه خداوند براى تشويق مؤمنان به دفاع‏ مقدس‏ مى‏ گويد:«الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ ...» اشاره به اين كه دشمن شما را از خانه و لانه خود به جرم ايمان تان به خداوند بيرون كرده، اگر در برابر آنها نايستيد، هم دنياى شما، و هم دين و ايمان و مساجد.. شمادر خطراست.
لذا غیرت دینی در انسان‏ها مقتضی دفاع‏ از حريم خانواده و دين و آب و خاك‏ است.زیرا اساساً انسان رابطه مادى و معنوى فراوانى با زادگاه خود دارد و تاريخ زندگيش با آن پيوند ناگسستنى پيدا كرده است. همين پيوند، سبب علاقه او به وطن‏ مى ‏شود و همين علاقه، انگيزه حفظ و دفاع‏ و عمران و آبادى آن مى‏ گردد.

دفاع مقدس؛ معجزه الهی
بی تردید اگر دو نکته را در نظر بگیریم می دانیم پیروزی در این جنگ هشت ساله واقعاً معجزه الهیه بود. اوّلاً امروز بر کسی مخفی نیست که تمام دول غربی مخصوصاً آمریکا و انگلستان و اسرائیل به حمایت همه جانبه از صدام برخاسته بودند، پیشرفته ترین سلاح ها و دقیق ترین اطلاعات از مواضع ما را در اختیار او گذارده بودند.
ثانیاً ما در آغاز انقلاب بودیم همه چیز از هم پاشیده بود نه ارتش منظمی نه سلاح های مرتبی، نه برنامه ای منسجم و این خاصیت آغاز انقلاب بود، زیرا همه چیز ویران می شد تا بنای نوینی برای ویرانه ها ساخته شود و درست دشمن می خواست از همین ضعف استفاده کند، اما خدا اراده دیگری کرده بود. بعد از هشت سال جنگیدن ما بی آنکه یک وجب از خاکمان در اختیار دشمن باشد سربلند بیرون آمدیم. امام راحل (قدس سره) گام پیش نهاد و زمام را به دست با کفایت خود گرفت و این معجزه الهیه رخ داد.

ایمان و توکل به خدا ؛ رمز موفقیت در دفاع مقدس
گفتنی است در صدر اسلام قدرت و پیروزی به واسطه تعداد نفرات بیشتر حاصل میشد ، لیکن اسلام توازن قوا را به هم زد ، در آرایش نظامی غزواتی که با حضور پیامبر صلی الله علیه و آله صورت میگرفت نیز برتری ظاهری با دشمنان بود و تعداد نفرات لشکر کفر در برابر سپاه اسلام بسیار زیاد و قابل مقایسه نبود؛ اما با این اوصاف آنچه که موجب پیروزی مسلمانان میشد ایمان و توکل به خداوند بود.
منطق مسلمین این بود که یا به پیروزی می رسند و یا در این مسیر به شهادت می رسند و یا اینکه دشمن را می کشند و یا آنان به عذاب الهی گرفتار می شوند که در هر دو حالت دشمنان مغلوب هستند.
بدین ترتیب باید گفت فداکاری های مردم، سپاه،بسیج و ارتش در هشت سال دفاع مقدس ، مولود اعتقاد دینی و مذهبی بود و  اگر این عامل نبود در روزهای اول، جنگ را باخته بودیم و این جنگ قدرت مذهب ما را نشان داد.
ما در طول هشت سال دفاع‏ مقدس‏ و جنگ تحميلى، شاهد نبرد رزمندگان دلير و شجاعى بوديم كه جز رضايت پروردگار چيز ديگرى آنها را آرام نمى‏ كرد. دلاورمردانى كه در حريم قلبشان كسى و چيزى جز او لانه نمى‏ كرد. رزمندگانى كه عليرغم نابرابرى توان نظامى با دشمن تا دندان مسلح، در صفوفى منظم و دست در دست يكديگر، به سمت جبهه‏ ها حركت مى‏كردند، و تمام موانع ايذايى دشمن را عليرغم تمام نوآوري ها و پيشرفتى كه داشت برطرف مى‏ كردند، و با ياد و نام پروردگار، و توسل به اولياءالله بى مهابا به قلب دشمن مى‏ زدند، و به‏ «إحدى الحسنيين» مى‏ رسيدند.
زمزمه‏ هاى شب جمعه، زيارت عاشورا، دعا و توسل، نمازهاى شب و حتى شوخي­ هاى شب حمله براى كسانى كه مرگ را در چند قدمى خود مى ‏ديدند، تفسيرى جز عشق آنها به پروردگار، و شوق آنها براى رسيدن به محبوب نداشت.
لذا همه دنیا می داند آنچه باعث پیروزی در جنگ هشت ساله بود مذهب بود، رمزهای یازهرا سلام الله علیها، یا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، و دعای کمیل و دعای ندبه در سنگرها و زیارت عاشورا در شب ها قبل از حمله بود. لذا کسانی که می خواهند نقش ایمان و مذهب را کمرنگ کنند  سخت در اشتباهند،. زیرا  تکیه گاه ما مکتب اسلام است.
حال آنکه دشمنان نیز امروزه از ایمان ما هراس دارند و با اینکه می گویند گزینه های نظامی روی میز است اما جرأت دست زدن به آنان را ندارند.

لزوم انتقال آموزه های دفاع مقدس به نسل جوان
دفاع مقدس از جمله بخش های مهم  تاریخ ایران اسلامی به شمار می رود؛ جنگ با این گستردگی و پشتیبانی ابرقدرت های جهان خوار از صدام و سرانجام پیروزی امت اسلامی ایران بسیار مهم بود و باید آن را برای آیندگان حفظ کنیم و به نسل کنونی کاملاً اطلاع رسانی نماییم.
زیرا چیزی که انسان ارزان به دست آورد، ارزان نیز از دست می دهد و آن چه را که گران به دست آورد، به آسانی از دست نمی دهد. لذا نخستین مساله این است که با توجه به این که نسل جوان، دوران دفاع مقدس را درک نکرده اند، باید تجارب ارزنده و ارزشمند دوران دفاع مقدس را برای نسل جدید بیان نمود ، باید با حفظ خاطرات دفاع مقدس ، آن را به جوانان و مردم ارائه کردتا آنها بدانند این عظمت ارزان بدست نیامده است که ارزان از دست برود.
باید نسل جدید را به حال و هوای دفاع مقدس برد و آن حال و هوا را از طرق مختلف برای ایشان تشریح کرد تا اگر دشمن دوباره قصد نامربوطی داشت، با سد آهنین نیروهای مسلح و ملت مواجه شود.
هم چنین آموزش های مذهبی باید برای نسل جوان برگزار شود  به عنوان نمونه در نهج البلاغه خطبه های متعددی درباره جهاد وجود دارد و در روایات معصومین علیهم السلام و تاریخ صدر اسلام، نکات مهمی وجود دارد که باید به آن توجه کرد.
از این منظر، هفته دفاع مقدس فرصت خوبی برای طرح این مسائل است، وقتی نسل آینده عمق معنایی دفاع مقدس را دریابد در حفظ آن تلاش بیشتری می نمایند و پای آن می ایستند.
جرأت و شهامت از دیگر فواید زنده نگه داشتن تاریخ دفاع مقدس برای نسل جوان است، زمانی که نسل های آینده بدانند نیاکان و پدران و مادران آنان در چه شرایطی در مقابل دشمن ایستادند و نگذاشتند حتی یک وجب از خاک این کشور کم شود، این امر باعث می شود آن ها نیز قدرت به دست آورند و شجاعت خود را حفظ کنند.

ضرورت تبیین فرهنگ جهاد و شهادت
یکی از رموز موفقیت ملت ما فرهنگ جهاد و شهادت بوده است، فرهنگی که برآمده از قیام امام حسین علیه السلام است لذا حماسه‏ هاى غرورآفرين هشت سال دفاع‏ مقدس‏ در جبهه‏ هاى نبرد حق عليه باطل، نمونه‏ اى بارز و روشن از تأسى و الگوپذيرى از نهضت امام حسين عليه السلام در عصر حاضر است.
بدیهی است شهادت در فرهنگ قرآن و روایات اسلامی جایگاه ویژه ای دارد و ضروری است این مساله بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و برای نسل جوان تبیین گردد.   لذا باید روی این مساله مهم کار،بررسی، استخراج، تبیین و تحلیل شود، زیرا از نظر عقلی، اگر جامعه ای آماده جهاد و شهادت نباشد ذلیل می شود، از همین رو است که دشمن تلاش میکند تا جوانان را از این فرهنگ دور سازد.
از سوی دیگر فرهنگ ایثار و شهادت ضامن بقای انقلاب اسلامی است؛ این فرهنگ موجب قدرت و عزت برای نظام و ترس دشمنان از این روحیه است. لذا آموزه های ایثار و شهادت  باید حفظ شود و به آیندگان منتقل شود و تا این فرهنگ وجود دارد دشمن جرأت تعرض به کشور را ندارد.

لزوم تبیین نقش مراجع و علما در دفاع مقدس
حضور فقها و عالمان دین و روحانیت آگاه و با بصیرت در امت اسلامی همچون ستون های استواریست که جامعه را در مواجه با لرزش ها و لغزش های انحراف و انحطاط محافظت نموده و اجرای احکام و فرامین الهی و گسترش و جاودانگی و اعتلای اسلام راستین را تضمین می نماید.
گفتنی است مراجع و علما در دوران دفاع مقدس نقش بسزایی داشتند مراجع و علما با تأسی از امام خود امیرالمومنین علیه السلام همان گونه که مردم را برای حضور در جبهه ها دعوت می کردند خود نیز در این جنگ نابرابر پیش قدم بودند که اسناد و مدارک آن موجود و تاریخ آن را به ثبت رسانده است.
ممکن است اگر نقش بزرگان دین و علمای حوزه علمیه برای مردم تبیین نگردد افراد بدخواه تصور کنند که روحانیان کنار ایستادند و جوانان را وادار به رفتن به جبهه ها کردند؛ در حالی که آمار نشان می دهد بیشترین نقش را حوزویان و بیشترین شهیدان را این قشر داشته است.
شهادت بیش از چهارهزار روحانی در دوران دفاع مقدس نشان می دهد  ما افراد بسیار عزیزی را در جنگ از دست دادهایم، در میان آنان روحانیون نسبت به جمعیت، بیشتر از دیگر اصناف و گروهها شهید تقدیم انقلاب کردهاند.
لذا این افتخار بزرگی است برای روحانیت که اگر می گوید شهادت خوب است، ابتدا خودش پا به میدان مبارزه می گذارد و در صحنه دفاع از کشور و نظام به میدان می رود.
با این تفاسیر و  برای تبیین نقش مراجع و علما در دفاع مقدس باید در سه سطح عام، نیمه عام و خاص با رویکرد بررسی شخصیت امام خمینی رحمت الله علیه به عنوان مرجع تقلید و فرمانده کل قوا، نقش کلی روحانیت در سالیان دفاع مقدس و نقش آفرینی شهدای بزرگواری چون شهید محلاتی، میثمی، ردانی پور، شریف قنوتی و دیگران اقدام نمود.
لذا باید در جامعه به خوبی گستره این جنگ بیان شود؛ و این مسأله مهم به صورت دقیق برای مردم بازگو شود تا آن ها نقش حوزه های علمیه و مراجع را در جنگ تحمیلی بدانند و به اهمیت آن پی ببرند.   

ضرورت پاسداشت مقام شامخ شهدا و خانواده های معظم آنان
شهدای دوران دفاع مقدس اسباب پیروزی انقلاب اسلامی و شهدای امروز و آینده، اسباب حفظ انقلاب اسلامی هستند.
لذا اسلام جایگاه والایی برای شهدا قائل است و باید این جایگاه در جامعه شناسانده شود و خانواده معظم شهدا مورد تکریم قرار گیرند.
برای تحقق این امر،  بزرگداشت شهدا یکی از وظایف مهم همه ما است، زیرا امروز ما بر سر سفره شهدا نشسته ایم و پیشرفت و بالندگی جمهوری اسلامی و هم چنین امنیت و عزت و اقتدار نظام اسلامی و پیروزی های متعددی که نصیب ملت ما شده به برکت خون شهدا است.  همه باید قدردان خون شهدا باشیم و اگر شکر این نعمت را بحا نیاوریم مسؤول هستیم.
نباید فراموش نمود که هر زمان ممکن است دشمن علیه ما حمله کند از این رو نیاز است رزمندگان پا به میدان بگذارند، جامعه و مردم وقتی ببینند شهید در جامعه ارزش والایی دارد آنها هم تشویق می شوند که به این مقام والا نائل شوند.
در حالی که اگر نسبت به شهدا تجلیل کامل نشود ممکن است خانواده های آنها دلگیر و غمگین شوند و ما باید به گونه ای عمل کنیم که آنها احساس غربت نکنند.
لذا وظیفه بنیاد شهید و امور ایثارگران ، در دو حوزه خدمت و قدردانی از خانواده شهداست، ملت ایران نیز قدردان این ایثارگری ها است و باید این فرهنگ و آگاهی به نسل آینده منتقل شود که امنیت و آرامش امروز ایران اسلامی در میان ناآرامی های منطقه مرهون همین ایثارگری شهدا است.

صیانت از دستاوردهای دفاع مقدس در گرو ارتقای توان دفاعی نیروهای مسلح
لازم به ذکر است هرچند ما خسارت هایی در جنگ متحمل شدیم، اما نیرومندترین خاورمیانه را به دست آوردیم و این یکی از دستاوردهای دفاع مقدس است.
نیروهای مسلح ما با ابداعات و اختراعات سبب شده اند که دیگر کسی جرات نمی کند بگوید گزینه نظامی روی میز است و دیگر از آن دم نمی زنند.
آنچه امروز سبب می شود آمریکا و اسرائیل به ما حمله نکند ترس آنها از کفن پوشان جان برکف استحال آنکه باید دید دشمنان این نظام در سوریه و عراق چه کردند، طبیعتاً در برابر کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران که از همه جهت قوی تر است نمی توانند کاری از پیش ببرند و این نتیجه همان فداکاری های دوران دفاع مقدس است.
البته باید اذعان نمود دشمن هرقدر فشار بیاورد ما قوی ترمی شویم؛ طبیعی است با هر تهدید آن ها بیش از پیش به تقویت قوای دفاعی کشور خواهیم پرداخت.

لزوم تدوین فرهنگ دفاع مقدس
بی شک  فراموشی یاد شهدا از تهدیدات فراروی انقلاب است لذا تدوین خاطرات دفاع مقدس برای جلوگیری از محو تاریخ ضروری است، زیرا  هرچه می گذرد گرد و غبار فراموشی بر تاریخ می نشیند و برای این كه فرهنگ دفاع مقدس جاودانه شود باید در مطبوعات و مكتوبات دیده شود و این كار مهمی است.
از سوی دیگر سرمایه آیندگان، تجارب گذشتگان است. اگر این تجربیات منتقل نشود و آیندگان بخواهند خودشان تجربه كنند، باید هزینهها را دوباره بپردازند.

ضرورت تدوین تقویم دفاع مقدس
دفاع مقدس تجربه گرانبهایی است و آشنایی با این تجربه برای نسل جدید لازم است، در این میان تجمیع اخبار جنگ بسیار مهم و ضروری است، از این رو مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس که وظیفه جمعآوری اخبار جنگ را دارد نباید تنها آن را در اختیار محققان قرار دهد بلکه باید به صورت مستند و با ادبیات مناسب در سطح عموم منتشر کند.
باید تقویم جنگ تدوین شود و تمام وقایع آن، روز به روز به صورت کوتاه در آن درج گردد تا صدا و سیما و مطبوعات بر اساس آن به تولید گزارشها و برنامههای مربوط به جنگ بپردازند.
هم چنین اخبار جنگ علاوه بر انتشار در سطوح مختلف جامعه باید در کتابهای درسی دبستان، دبیرستان و دانشگاه گنجانده شود.

حفظ روحیه جهادی؛ مولفه بنیادین در صیانت از آموزه های دفاع مقدس
جهاد قانون حیات است. لذا اگر جامعه اسلامی جهاد نکند و برای دفاع از اسلام و انقلاب آمادگی نداشته باشد متلاشی میشود.
از این رو اگر رزمندگان دلير و مخلص ايران اسلامى شجاع نبودند ما در دفاع‏ مقدس‏ بر خلاف معادلات سياسى سياستمداران، فاتح جنگ نمى‏ شديم.
هم چنین تنها مولفه ای که کشور ما را در این ٣٨ سال پابرجا نگه داشته زنده بودن روحیه جهادی در سپاه، ارتش و بسیج است و تا وقتی این روحیه زنده است هیچ آسیبی به ما نخواهد رسید هر چند دشمنان ما را تهدید کنند.
البته به پایان رسیدن هشت سال دفاع مقدس به معنای به پایان رسیدن جهاد نیست بلکه روحیه جهادی باید همواره از نسلی به نسلی دیگر منتقل شود،هم چنین جهاد منحصر به امور نظامی نیست بلکه شامل مباحث اعتقادی هم میشود بنابراین باید عقاید نوجوانان و جوانان را به عنوان پشتوانه آمادگی نظامی تقویت کرد.

سخن آخر
در خاتمه باید تأکید کرد اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام حد و مرز ما است و ما غیر از این مرزی نمیشناسیم و در هر کجا که احساس کنیم ممکن است خدشهای به اسلام وارد شود به وظیفه خود عمل میکنیم.
امروز شاهد هستیم که در سوریه آمریکا به اسم مبارزه با داعش لشکر این کشور را هدف گرفته است لیکن با مجاهدت های رزمندگان اسلام در دفاع از حرم، دورانی همانند دوران دفاع مقدس، در سرزمین های اسلامی در حال تکرار است، به نحوی که اگر در عرصه دفاع از حرم، مدافعان حرم حضور نداشتند امروز شاهد تسلط دشمنان بر مناطق مهمی از جهان اسلام بودیم.
تردیدی نیست که باید هر تلاشی را انجام دهیم تا دفاع مقدس جاودان بماند ، حفظ حوادث مهم ضروری است و این جنگ افتخاری برای ما بود و ثابت کرد که اسلام میتواند چنین مجاهدانی تربیت کند.
شایسته است در هفته دفاع مقدس  به یادآوردیم که چه رشادت ها و ایثارها در دفاع از کشور و نظام در هشت سال انجام شد و چه شهدای عزیزی در این راه داده ایم.
در این هفته باید به این حقیقت نیز توجه نماییم که تا چه اندازه دستاوردهای انقلاب را امروز حفظ کرده ایم، به راستی این وضع فرهنگی که الان داریم، مفاسد اخلاقی، بدحجابی، رسوایی اقتصادی .. آیا اینها با دستاوردهای انقلاب و دفاع مقدس سازگار است؟.
امیدواریم و دعا می کنیم کسانی که قدر انقلاب را نمی دانند و زحمات هشت سال دفاع مقدس را فراموش کرده اند خداوند آنها را متوجه اشتباه شان بکند.
هم چنین از خداوند متعال مسألت می نماییم روح امام رحمت الله علیه و ارواح شهدایمان را غریق رحمت واسعه اش قرار دهد و به رزمندگان مخصوصاً جانبازان و ایثارگران اجر بیکران عنایت فرماید.

--------------------------------------

پرونده ویژه:
منطق«سازش ناپذیری» در نهضت امام حسین علیه السلام از منظر معظم له

با مرگ معاويه در نيمه رجب سال شصتم هجرى قمرى، فرزندش يزيد خلافت را، همچون پدر، به زور و بدون هيچ ضابطه اى در اختيار گرفت، فساد و فحشا و ظلم در عصر يزيد به مراتب بدتر از عصر پدرش فراگير شد.
لذا امام حسین علیه السلام به قصد اصلاح مفاسدى كه در طول اين مدت و پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله در جامعه رخ داده بود دست رد بر سينه يزيد براى بيعت با او زد و برای احياى حق و از بين بردن باطل قيام كرد.
بدیهی است در جايى كه اساس دين و اسلام و قرآن، يا نظام‏ هاى اسلامى به خطر می افتد، در چنين مواردى بايد عقايد را اظهار نمود هر چند انسان، قربانى اظهار عقيده‏ اش شود، قيام‏ امام حسين‏ عليه السلام در عاشورا و كربلا، دقیقاً در راستاى همين هدف‏ بود. لذا در واقعه كربلا و جانبازى حسين‏ بن على عليه السلام گذشتن او از همه چيز خود، در حالى كه شرايط براى صلح‏ و رسيدن به مقامات دنيوى آماده بود زبانزد خاص و عام است.

غیرت دینی؛ دین یاوری در سایۀ سازش ناپذیری در قیام عاشورا
باید اذعان نمود غيرت دينى، عامل بسيار مهمى براى دفاع از حريم قوانين اسلام است. غيرت دينى یعنی اینکه انسان، در برابر تخلفاتى كه از مسير حق و عدالت و احكام الهى مى‏شود، خاموش ننشيند و بى‏تفاوت از كنار آنها نگذرد بلكه تخلف، هر چه شديدتر باشد، جوش و خروش او بيشتر گردد.
لذا آن حضرت فقط و فقط براى رضاى خدا و احياى دين‏ حق دست به قيام زد ؛ جاى جاى تاريخ كربلا گواه اين مدعاست.
به عنوان نمونه آن‏گاه كه امام علیه السلام در مسير كربلا با «فرزدق» ملاقات مى‏ كند، به روشنى از قيام براى نصرت دين‏ خدا سخن مى گويد: «يا فرزدق .. و انا اولى من قام بنصرة دين الله ..؛ اى فرزدق!.. من از هر كس به يارى دين خدا و سربلندى آيينش و جهاد در راهش سزاوارترم. تا آيين خدا پيروز و برتر باشد».
لذا پس از مرگ معاويه و به خلافت رسيدن يزيد، شرايط براى مبارزه با ستمگران و تشكيل حكومت اسلامى از طریق ترک بیعت بایزید(و اعلام عدم شايستگى او براى خلافت)،بيش از زمان گذشته فراهم شده بود و آن حضرت در اين مسير اقداماتى را در پيش گرفت.
از اين رو، هنگامى كه خبر مرگ معاويه به مدينه رسيد؛ آن حضرت فرمود: «إني لاأبايع له‏ أبد ؛هيچ گاه با يزيد بيعت نخواهم كرد.. ».
همچنين به والى مدينه نيز فرمود:«إنا أهل بيت النبوة، و معدن الرسالة... و يزيد رجل فاسق ...و مثلي لا يبايع لمثله؛ ما از خاندان نبوت و معدن رسالت و جايگاه رفيع رفت و آمد فرشتگانيم ... در حالى كه يزيد مردى است، فاسق، مى‏گسار، قاتل بى‏گناهان؛ او كسى است كه آشكارا مرتكب فسق و فجور مى‏شود. بنابراين، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد».،
از سوی دیگر امام عليه السلام در پى اصرار «مروان بن حكم» براى بيعت با يزيد، با قاطعيت فرمود: «و على الإسلام ألسلام إذ قد بليت الأمة براع مثل يزيد...؛ هنگامى كه امت اسلامى به زمامدارى مثل يزيد گرفتار آيد، بايد فاتحه اسلام را خواند! من از جدم رسول خدا شنيدم كه مى ‏فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است!».
آن حضرت تصريح كرد كه با وجود خليفه‏ اى همچو يزيد، فاتحه اسلام خوانده است و ديگر اميدى به بقاى دين‏ خدا در حكومت يزيد نمى ‏رود.
در سخنی ديگر آن حضرت خطاب به برادرش محمد حنفيه ؛ بار ديگر بر عدم بيعت با يزيد به هر قيمتى تأكيد مى ‏ورزد و مى‏ فرمايد: «.. لما بايعت يزيد بن معاوية؛ اى برادر! به خدا سوگند! اگر در هيچ نقطه ‏اى از دنيا، هيچ پناهگاه و جاى امنى نداشته باشم هرگز با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد».
اینگونه است که امام عليه السلام در خطبه ‏اى در مسير كربلا همگان را به غیرت دینی دعوت کردو فرمود: «الا ترون‏ الى الحق لا يعمل به... ؛ آيا نمى‏ بينيد به حق عمل نمى ‏شود و از باطل جلوگيرى نمى‏ گردد، در چنين شرايطى بر مؤمن لازم است راغب ديدار پروردگارش (شهادت) باشد».
هم چنین در فراز دیگر از آن حضرت می خوانیم که فرمود: «...فحامواعن دين الله ؛اى ياران من!.. از دين خدا حمايت كنيد ». که روش شناسی آن حضرت در حمایت از دین، تعبیر روشن این کلام حضرت سیدالشهدا علیه السلام است که فرمود؛ «اسير بسيرة جدي و أبي على بن أبي طالب‏؛ من می خواهم به روش جدم و پدرم على بن ابى طالب عليه السلام رفتار نمايم!».
از این رو امام حسين عليه السلام با اين كلمات هم هدف خويش را از قيام و حركتش بيان مى‏ كند و هم آمادگى خويش را براى شهادت در طريق مبارزه با باطل و احياى دين خدا اعلام مى‏ دارد.

مجاهدت؛ تجلی قیام حسینی با تأکید براصل مبارزه و جهاد؛ نفی مذاکره و سازش
جهاد«مظلوم» در برابر« ظالم و ستمگر» حق مسلم طبيعى و فطرى و عقلى او است كه تن به ظلم ندهد، برخيزد و فرياد كند، و دست به اسلحه برد، ظالم را بر سر جاى خود بنشاند و دست آلوده او را از حقوق خود كوتاه سازد.
بدیهی است در مورد قيام امام حسين عليه السلام و صلح برادر بزرگوارش امام حسن عليه السلام بايد تمام جهات تاريخى و اوضاع و احوال زمان آن دو بزرگوار را در نظر بگيريم تا اسرار آن «صلح» و اين «جنگ» روشن شود. درست است كه معاويه از نظر روحيات چندان تفاوتى با فرزندش يزيد نداشت، ولى به گواهى همه تواريخ، معاويه مردى محافظه كار و مرموز بود و سعى مى‏ كرد اعمال نارواى خود را در قالب‏هاى فريبنده و عوام پسند بريزد.
زیرا امام حسين عليه السلام بعد از برادرش امام حسن عليه السلام حدود ده سال در برابر معاويه صبر كرد و اقدام به مبارزه و جنگ ننمود، ولى به محض اين كه شنيد معاويه از دنيا رفته و فرزند وى يزيد به جاى او نشسته، مبارزه را شروع كرد و از آغاز با رد قطعى بيعت او، به وى اعلان جنگ داد و از پاى ننشست تا در صحنه جانبازى كربلا آخرين قطرات خون خود را در راه سربلندى و عظمت اسلام و كوتاه كردن دست ‏هاى آلوده و جنايتكار بنى‏اميه نثار كرد.
ولى جانشين خام و ناپخته اويعنى يزيد نه تنها به اصول اسلام عقيده ‏اى نداشت بلكه از اصول كشور دارى و سياست به كلى بى‏ بهره بود، لذا آن مختصر حفظ ظاهرى را هم كه معاويه مراعات مى‏ كرد رعايت نمى ‏کرد، آشكارا قوانين اسلام را زير پا گذاشته و بى‏ پروا با مقدسات اسلام مخالفت مى‏ نمود و پرده درى و وقاحت را به حداكثر رسانيده بود.
در چنين شرايطى، افكار عمومى مسلمان ‏ها آماده شورش بر ضد دستگاه بنى‏ اميه و بر چيدن اين بساط ننگين بود، در اينجا بود كه قيام امام حسين عليه السلام به عنوان آخرين ضربت كار خودش را كرد.

شهادت؛ عروج آسمانی حضرت سیدالشهدا علیه السلام مرهون نفی  مذاکره وسازش با دشمنان اسلام
ائمه و پيشوايان دين به ما دستور داده ‏اند تا آنجا كه قدرت داريم از حق خود دفاع كنيم و زير بار ظلم نرويم و آزادانه به زندگى خود ادامه دهيم، چنان كه حضرت امام حسين عليه السلام در يكى از خطبه‏ هاى خود مى‏ فرمايد: «اى مردم آگاه باشيد فرومايه ‏اى مرا ميان جنگ كردن (كشته شدن) و تن به ذلت در دادن مخير ساخته است، ولى ذلت از ساحت ما به دور است، ما هرگز تن به ذلت نمى‏ دهيم».
اینگونه است که امام حسين عليه السلام در حادثه خونين كربلا فرمود: «لا و الله لا أعطيكم‏ بيدي‏ إعطاء الذليل و لا أقر لكم اقرار العبيد»، «نه، به خدا سوگند دست ذلت در دست شما نمى‏ گذارم، و همچون‏ بردگان تسليم نمى‏ شوم، (بلكه مى ‏جنگم و سربلند شربت شهادت را مى ‏نوشم!)».
روح سازش ناپذیری در واقعۀ کربلا، در سخن سالار شهيدان امام حسين عليه السلام قابل مشاهده است، آن حضرت فرمود: «... هيهات‏ منا الذلة ..؛. هيهات كه من ذلت را بپذيرم ».،
در نمونه تاریخی دیگر می خوانیم؛ «ابن عباس» حضرت را به بيعت با يزيد و سازش با بنى‏ اميه توصيه كرد! امام عليه السلام فرمود: «هيهات! هيهات! اى ابن عباس! اينان دست از من برنخواهند داشت تا به اجبار بيعت كرده و مرا به قتل برسانند».
هم چنین در فراز دیگر فرستاده عمر بن سعد نزد امام عليه السلام آمد. و عرض كرد: مولاى من! چرا به ديار ما آمده ‏اى؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمودند: اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت كرده ‏اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!».،
پس از پاسخ امام علیه السلام، ابن زیاد در پاسخ نامه ابن سعد در این مسأله نوشت: «از حسين بن على عليه السلام بخواه، تا او و تمام يارانش با يزيد بيعت كنند. اگر چنين كرد، ما نظر خود را خواهيم نوشت ...!».عمر بن سعد، متن نامه عبيدالله بن زياد را نزد امام حسين عليه السلام فرستاد. امام عليه السلام فرمود: «من هرگز به اين نامه ابن زياد پاسخ نخواهم داد. آيا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنين مرگى!».،
تلاش ابن عباس براى منصرف ساختن امام عليه السلام‏ و مصلحت اندیشی او مبنی بر اینکه «تو نيز همانند ساير مردم با يزيد سازش‏ كنى»، با پاسخ قاطع و محکم آن حضرت مواجه شد که فرمود؛ «اى اباعبدالرحمن! آيا من با يزيد بيعت كنم و با وى از در سازش درآيم با آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره وى و پدرش آن سخنان را فرمود؟!!».
هم چنین ابن عباس در ادامه عرض کرد: «اى اباعبدالله! از تصميمى كه گرفته‏ اى، دست بردار و از همين جا به مدينه بازگرد و با اين گروه از در سازش درآى و از زادگاه و حرم جدت رسول خدا دور مشو! امام حسين عليه السلام فرمود: «أف لهذا الكلام ..؛ براى هميشه تا آنگاه كه آسمان و زمين پابرجاست، نفرين ‏بر اين سخن باد!..».
اين گفتگوها به خوبى نشان مى‏ دهد كه امام عليه السلام برخلاف پندار كج انديشان از همان آغاز تصميم نهايى خود را گرفته بود، و تسليم در برابر يزيد و حكومت خودكامه بنى اميه را كه بر محو آثار اسلام مى‏ كوشيدند، خطرى عظيم براى اسلام مى‏دانست. آرى تصميم گرفته بود تا پاى جان بايستد و تسليم نشود که این امر عزتمندانه محقق گردید.

ملاقات امام حسین علیه السلام و عمر بن سعد؛گفت و گویی از جنس پند ، نصیحت، موعظه واتمام حجت
امام حسين عليه السلام قاصدى نزد عمر بن سعد روانه ساخت كه مى‏ خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشيم.
ابتدا امام عليه السلام آغاز سخن كرد و فرمود: «ويلك‏ يابن سعد..؛ واى بر تو، اى پسر سعد، آيا از خدايى كه بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ ابن سعد گفت: اگر از اين گروه جدا شوم مى ‏ترسم خانه ‏ام را ويران كنند. امام عليه السلام فرمود: «أنا أبنيها لك‏؛؛ من آن را براى تو مى‏ سازم..».
امام فرمود؛ تو را چه مى‏ شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگيرد و تو را در روز رستاخيز نيامرزد. به خدا سوگند! من اميدوارم كه از گندم عراق، جز مقدار ناچيزى، نخورى».
بی تردید امام عليه السلام در هر گام این گفتگو و ملاقات به اتمام حجت مى‏ پردازد تا هيچ كس فردا، ادعاى بى اطلاعى نكند.لیکن پس از تسليم ناپذيرى امام حسين عليه السلام، عمر بن سعد براى گرفتن بيعت اجبارى و يا كشتن امام و يارانش در عصر تاسوعا فرمان حمله را صادر كرد.

سخن آخر
در خاتمه باید گفت امام حسن عليه السلام به خاطر مصالح اسلام و مسلمين صلح كرد. و امام حسين‏ عليه السلام به خاطر مصالح اسلام و مسلمين جنگيد، و شهيد شد. آری . امام حسين‏ عليه السلام قيام مى‏ كند. امام حسن عليه السلام صلح‏ مى‏ كند و ده‏ ها نمونه از اين قبيل، حاكى از تأثير شرايط زمان و مكان در سيره عملى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام است. بديهى است هر كدام از معصومان اگر در شرايط ديگرى قرار مى‏ گرفتند همان اقدام را انجام مى‏دادند، پس تغيير سيره، به معناى تغيير ارزش­ها يا احكام يا اصول نيست.
به قول يكى از دانشمندان، اگر امام حسن عليه السلام در زمان يزيد بود قيام مى‏ كرد و اگر امام حسين عليه السلام در زمان معاويه بود صلح مى‏ كرد.
لیکن در عصر حاضر بر ما فرض است با يزيديان زمان خود به پيكار برخيزيم و اسلامى را كه آن حضرت براى حفظ آن، خون خود و خون عزيزان و يارانش را فدا كرد زنده نگه داريم و در وجود خود پياده كنيم، حريمش را پاس داريم و در برابر دشمنانى كه در هر عصر و زمانى وجود دارند بايستيم و دفاع كنيم تا مشمول شفاعت آن بزرگوار شويم.

--------------------------------------

فلسفه شهادت
آيت الله العظمي مکارم شيرازي مد ظله

چکیده: اهمّيّت تاريخ زندگى امام حسين(عليه السلام) که به صورت يکى از شورانگيزترين حماسه هاى تاريخ بشريّت درآمده، نه تنها از اين نظر است که همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليون ها انسان را در اطراف خود بر مى انگيزد و مراسمى پرشورتر از هر مراسم ديگر به وجود مى آورد، بلکه اهمّيّت آن بيشتر از اين جهت است که : هيچ گونه «محرّکى» جز عواطف پاک دينى و انسانى و مردمى ندارد و اين تظاهرات پر شکوه که به خاطر بزرگداشت اين حادثه تاريخى انجام مى گيرد، نيازمند هيچ مقدّمه چينى و فعّاليّت هاى تبليغاتى نيست و از اين جهت در نوع خود بى نظير است.

چرا حسين(عليه السلام) فراموش نمى شود؟
اهمّيّت تاريخ زندگى امام حسين(عليه السلام) که به صورت يکى از شورانگيزترين حماسه هاى تاريخ بشريّت درآمده، نه تنها از اين نظر است که همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليون ها انسان را در اطراف خود بر مى انگيزد و مراسمى پرشورتر از هر مراسم ديگر به وجود مى آورد، بلکه اهمّيّت آن بيشتر از اين جهت است که : هيچ گونه «محرّکى» جز عواطف پاک دينى و انسانى و مردمى ندارد و اين تظاهرات پر شکوه که به خاطر بزرگداشت اين حادثه تاريخى انجام مى گيرد، نيازمند هيچ مقدّمه چينى و فعّاليّت هاى تبليغاتى نيست و از اين جهت در نوع خود بى نظير است.
اغلب ما اين حقيقت را مى دانيم، ولى نکته اى که براى بسيارى (به خصوص متفکّران غير اسلامى) هنوز به درستى روشن نشده و همچنان به صورت معمّايى در نظر آنها باقى مانده اين است که:
چرا اين قدر به اين حادثه تاريخى که از نظر «کمّيّت و کيفيّت» مشابه فراوان دارد، اهمّيّت داده مى شود؟ چرا مراسم بزرگداشت اين خاطره هر سال پرشکوه تر و پرهيجان تر از سال پيش، برگزار مى گردد؟
چرا امروز که از «حزب اموى» و دار و دسته آنها اثرى نيست و قهرمانان اين حادثه مى بايست فراموش شده باشند، حادثه کربلا رنگ ابديّت به خود گرفته است؟!
پاسخ اين سؤال را بايد در لابه لاى انگيزه هاى اصلى اين انقلاب جستجو کرد، ما تصوّر مى کنيم تجزيه و تحليل اين مسأله براى کسانى که از تاريخ اسلام آگاهى دارند چندان پيچيده و مشکل نيست.
به عبارت روشن تر حادثه خونين کربلا نمودارى از جنگ دو رقيب سياسى بر سر بدست آوردن کرسى زمامدارى يا املاک و سرزمين ها صورت نگرفته.
همچنين اين حادثه از انفجار کينه هاى دو طايفه متخاصم که بر سر امتيازات قبيله اى در مى گيرد، سرچشمه نگرفته است.
اين حادثه در واقع صحنه روشنى از مبارزه دو مکتب فردى و عقيده اى است که آتش فروزان آن، در طول تاريخ پر ماجراى بشريّت، از دورترين زمانها تا امروز، هرگز خاموش نشده است، اين مبارزه ادامه مبارزه تمام پيامبران و مردان اصلاح طلب جهان و به تعبير ديگر ادامه جنگ هاى «بدر و احزاب» بود.
همه مى دانيم هنگامى که پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) به عنوان رهبر يک انقلاب فکرى و اجتماعى، براى نجات بشريّت از انواع بت پرستى و خرافات و آزادى انسان ها از چنگال جهل و بيدادگرى قيام کرد و قشرهاى ستمديده و حق طلبى را که مهمترين عناصر تحوّل بودند، به گرد خود جمع نمود، در اين موقع مخالفان اين نهضت اصلاحى که در رأس آنها ثروتمندان بت پرست و رباخوار مکّه بودند، صفوف خود را فشرده ساخته، براى خاموش کردن اين ندا، تمام نيروهاى خود را به کار گرفتند و ابتکار اين تلاش هاى ضدّ اسلامى در دست «حزب اموى» و سرپرست آنها ابوسفيان بود.
ولى در پايان کار، در برابر عظمت و نفوذ خيره کننده اسلام به زانو درآمده، سازمانشان به کلّى از هم پاشيد.
بديهى است اين از هم پاشيدن به معناى ريشه کن شدن و نابودى آنها نبود، بلکه نقطه عطفى در زندگى آنها محسوب مى شد، يعنى فعّاليّت هاى ضدّ اسلامى صريح و آشکار خود را به فعّاليّت هاى پشت پرده و تدريجى ـ که برنامه هر دشمن لجوج، ضعيف و شکست خورده اى است ـ تبديل نموده و در انتظار فرصت بودند.
بنى اميّه پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى ايجاد يک جنبش ارتجاعى و سوق مردم به دوران قبل از اسلام، کوشيدند که در دستگاه رهبرى اسلامى نفوذ پيدا کنند و هر قدر مسلمانان از زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) دورتر مى افتادند، زمينه را مساعدتر مى ديدند.
به خصوص پاره اى از «سنّت هاى جاهليّت» که به دست غير بنى اميّه بر اثر علل گوناگونى احيا گرديد، زمينه را براى يک «قيام جاهلى» آماده ساخت.
از جمله اين که:
١ـ مسأله نژاد پرستى که اسلام خطّ قرمز روى آن کشيده بود دوباره به دست بعضى از خلفا زنده شد و نژاد «عرب» برترى خاصّى بر «موالى» (غير عرب) يافتند.
٢ـ تبعيض هاى گوناگون که با روح اسلام به هيچ وجه سازگار نبود، آشکار گشت و «بيت المال» که در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) به طور مساوى در ميان مسلمانان تقسيم مى شد، به صورت ديگرى در آمد و امتيازات بى موردى به عدّه اى داده شد و امتيازات طبقاتى بار ديگر احيا گرديد.
٣ـ پست ها و مقامات که در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر اساس لياقت و ارزش علمى، اخلاقى و معنوى به افراد داده مى شد، به صورت قوم و خويش بازى درآمد و در ميان اقوام و بستگان بعضى از خلفا تقسيم شد.
مقارن همين اوضاع و احوال، فرزند ابوسفيان، «معاويه» به دستگاه حکومت اسلامى راه يافت و به زمامدارى يکى از حسّاس ترين مناطق اسلام (شام) رسيد و از اين جا با دستيارى باقيمانده احزاب جاهليّت، زمينه را براى قبضه کردن حکومت اسلام و احياى همه سنّت هاى جاهليّت هموار ساخت.
اين موج به قدرى شديد بود که پاک مردى مانند على(عليه السلام) را در تمام دوران خلافت نيز به خود مشغول ساخت.
قيافه اين جنبش ضدّ اسلامى به قدرى آشکار بود که رهبرى کنندگان آن نيز نمى توانستند آن را مکتوم دارند.
اگر ابوسفيان در آن جمله عجيب تاريخى خود هنگام انتقال خلافت به بنى اميّه و بنى مروان با وقاحت تمام مى گويد:
« هان اى بنى اميّه! بکوشيد و گوى زمامدارى را از ميدان برباييد (و به يکديگر پاس دهيد)؛ سوگند به آنچه من به آن سوگند ياد مى کنم بهشت و دوزخى در کار نيست! (و قيام محمّد يک جنبش سياسى بوده است)».
و يا اگر «معاويه» هنگام تسلّط بر عراق در خطبه خود در کوفه مى گويد:
« من براى اين نيامده ام که شما نماز بخوانيد و روزه بگيريد، من آمده ام بر شما حکومت کنم؛ هر کس با من مخالفت ورزد او را نابود خواهم کرد!».
و اگر يزيد هنگام مشاهده سرهاى آزاد مردانى که در کربلا شربت شهادت نوشيدند، مى گويد:
« اى کاش نياکان من که در ميدان بدر کشته شدند، در اين جا بودند و منظره انتقام گرفتن مرا از بنى هاشم مشاهده مى کردند...!».
همه اينها شواهد گويايى بر ماهيّت اين جنبش «ارتجاعى و ضدّ اسلامى» بود و هر قدر پيش تر مى رفت، بى پرده تر و حادتر مى شد.
آيا امام حسين(عليه السلام) در برابر اين خطر بزرگ که اسلام عزيز را تهديد مى کرد و در زمان «يزيد» به اوج خود رسيده بود، مى توانست سکوت کند و خاموش بنشيند؟ آيا خدا و پيامبر و دامن هاى پاکى که او را پرورش داده بودند، مى پسنديدند؟
آيا او نبايد با يک فداکارى فوق العاده و از خودگذشتگى مطلق، سکوت مرگبارى را که بر جامعه اسلامى سايه افکنده بود، درهم شکسته و قيافه شوم اين نهضت جاهلى را از پشت پرده هاى تبليغاتى «بنى اميّه» آشکار ساخته و با خون پاک خود، سطور درخشانى بر پيشانى تاريخ اسلام بنويسد که براى آينده، حماسه اى جاويد و پرشور باشد؟
آرى حسين(عليه السلام) اين کار را کرد و رسالت بزرگ و تاريخى خود را در برابر اسلام انجام داد و مسير تاريخ اسلام را عوض نمود. او توطئه هاى ضدّ اسلامى حزب اموى را در هم کوبيد و آخرين تلاش هاى ظالمانه آنها را خنثى کرد.
اين است چهره حقيقى قيام حسين(عليه السلام) و از اين جا روشن مى شود که چرا نام و تاريخ امام حسين(عليه السلام) هرگز فراموش نمى شود. او متعلّق به يک عصر و يک قرن و يک زمان نبوده، بلکه او و هدفش جاودانى است.
او در راه حقّ و عدالت و آزادگى، در راه خدا و اسلام، در راه نجات انسان ها و احياى ارزش هاى مردمى، شربت شهادت نوشيد؛ آيا اين مفاهيم هيچ گاه کهنه و فراموش مى گردد؟ نه... هرگز...!

راستى چه کسى پيروز شد؟
آيا در اين مبارزه عظيم پيروزى با بنى اميّه و سربازان خونخوار و دنياپرستشان بود؟ يا از آنِ امام حسين(عليه السلام) و ياران جانباز او که در راه عشق به حقّ و فضيلت و براى خدا همه چيز خود را فدا کردند؟!
توجّه به مفهوم واقعى «پيروزى» و «شکست» به اين سؤال پاسخ مى گويد: پيروزى آن نيست که انسان، از ميدان نبرد سالم به در آيد، يا دشمن خود را به خاک هلاکت افکند، بلکه پيروزى آن است که انسان «هدف» خود را پيش ببرد و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد.
با توجّه به اين معنا، نتيجه نهايى اين نبرد خونين به طور کامل روشن مى شود. درست است که حسين(عليه السلام) و ياران وفادارش پس از يک نبرد قهرمانانه، شربت شهادت نوشيدند، امّا آنها هدف مقدّس خود را، به تمام معنا، از آن شهادت افتخارآميز گرفتند.
هدف اين بود که ماهيّت نهضت ارتجاعى و ضدّ اسلامى «اموى» آشکار گرديده و افکار عمومى مسلمانان بيدار شود تا از توطئه هاى اين بازماندگان دوران جاهليّت و رسوبات دوران کفر و بت پرستى آگاه گردند که اين هدف به خوبى انجام شد.
آنها سرانجام ريشه هاى درخت ظلم و بيدادگرى «بنى اميّه» را قطع کردند و با فراهم ساختن مقدّمات انقراض آن حکومت غاصب که افتخارش زنده کردن رسوم جاهلى و فساد و تبعيض و ستمگرى بود، سايه شوم و ننگين آن را از سر مسلمانان کوتاه ساختند.
حکومت «يزيد» با کشتن مردان با فضيلت خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) به خصوص امام حسين(عليه السلام) پيشواى بزرگ اسلام و جگرگوشه پيامبر(صلى الله عليه وآله) قيافه واقعى خود را به همه نشان داد، و کوس رسوايى اين مدّعيان جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را در همه جا زدند.
و عجيب نيست که در تمام انقلاب ها و تحوّل هايى که بعد از حادثه کربلا روى داد، شعار «خونخواهى اين شهيدان» و يا «الرضا لآل محمّد» را مى بينيم که تا زمان بنى عبّاس که خود با بهره بردارى از اين مسأله به حکومت رسيدند و سپس راه ستمگرى را پيش گرفتند، ادامه يافت.
چه پيروزى از اين بالاتر که آنها نه فقط به هدف مقدّس خود نائل گشتند، بلکه سرمشقى براى همه مردم آزاده جهان گرديدند.

چراسوگوارى مى کنيم؟!
مى گويند اگر امام حسين(عليه السلام) پيروز شد، پس چرا جشن نمى گيريم؟ چرا گريه مى کنيم؟
آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ شايسته است؟
آنها که اين ايراد را مطرح مى کنند، «فلسفه عزادارى» را نمى دانند و آن را با گريه هاى ذليلانه اشتباه مى کنند.
« گريه» و جريان قطره هاى اشک از «چشم» که دريچه قلب آدمى است، چهارگونه است:

١ـ گريه هاى شوق
گريه مادرى که از ديدن فرزند دلبند گمشده خويش، پس از چندين سال، سر داده مى شود، و يا گريه شادى آفرين و رضايت بار عاشق پاکبازى که پس از يک عمر محروميّت معشوق خود را مى يابد گريه شوق است.
قسمت زيادى از حماسه هاى کربلا شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادت ها، فداکارى ها، شجاعت ها، آزادمردى ها و سخنرانى هاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مى گردد. آيا اين گريه دليل بر شکست است؟

٢ـ گريه هاى عاطفى
آنچه در درون سينه انسان جاى دارد «قلب» است نه «سنگ»! و اين قلب که ترسيم کننده امواج عواطف انسانى است، به هنگام مشاهده منظره کودک يتيمى که در آغوش مادر در يک شب سرد زمستانى، از فراق پدر، جان مى دهد به لرزه در مى آيد و با سرازير کردن سيلاب اشک، خطوط اين امواج را در صفحه صورت ترسيم کرده و نشان مى دهد که قلبى زنده و سرشار از عواطف مردمى است.
آيا اگر با شنيدن حادثه جان سپردن يک طفل شيرخوار در آغوش پدر و دست و پا زدن در ميان سيلاب خون، در حادثه کربلا، قلبى بطپد و شراره هاى آتشين خود را به صورت قطره هاى اشک به خارج پرتاب کند، نشانه ضعف و ناتوانى است يا دليل بر بيدارى آن قلب پر احساس؟!

٣ـ گريه پيوند هدف
گاهى قطره هاى اشک پيام آور هدفهاست. آنها که مى خواهند بگويند با مرام امام حسين(عليه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پيرو مکتب او هستند؛ ممکن است اين کار را با دادن شعارهاى آتشين و يا با سرودن اشعار و حماسه ها ابراز دارند؛ امّا گاهى ممکن است آنها ساختگى باشد؛ ولى کسى که با شنيدن اين حادثه جانسوز قطره اشکى از درون دل، بيرون مى فرستد، صادقانه تر اين حقيقت را بيان مى کند. اين قطره اشک، اعلان وفادارى به اهداف مقدّس ياران امام حسين(عليه السلام) و پيوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با بت پرستى، ظلم و ستم و اعلان بيزارى از آلودگيهاست. آيا اين نوع گريه ـ بدون آشنايى به اهداف پاک او ـ ممکن است؟

٤ـ گريه ذلّت و شکست
گريه افراد ضعيف و ناتوانى است که از رسيدن به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتى براى پيشرفت در خود نمى بينند؛ مى نشينند و عاجزانه گريه سر مى دهند.
هرگز براى امام حسين(عليه السلام) چنين گريه اى مکن که او از اين گريه بيزار و متنفّر است. اگر گريه مى کنى، گريه شوق، عاطفه، و پيوند هدف باشد.
ولى مهم تر از سوگوارى، آشنايى به مکتب امام حسين(عليه السلام) و ياران او و پيوستگى عملى به اهداف آن بزرگوار و پاک بودن و پاک زيستن و درست انديشيدن و عمل کردن است.
اهمّيّت تاريخ زندگى امام حسين(عليه السلام) که به صورت يکى از شورانگيزترين حماسه هاى تاريخ بشريّت درآمده، نه تنها از اين نظر است که همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليون ها انسان را در اطراف خود بر مى انگيزد و مراسمى پرشورتر از هر مراسم ديگر به وجود مى آورد، بلکه اهمّيّت آن بيشتر از اين جهت است که : هيچ گونه «محرّکى» جز عواطف پاک دينى و انسانى و مردمى ندارد و اين تظاهرات پر شکوه که به خاطر بزرگداشت اين حادثه تاريخى انجام مى گيرد، نيازمند هيچ مقدّمه چينى و فعّاليّت هاى تبليغاتى نيست و از اين جهت در نوع خود بى نظير است.

--------------------------------------

سیری در کتاب «کلیات مفاتیح نوین»
اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

کتاب «کلیات مفاتیح نوین» اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و یکی از کتاب های موثّق و معتبر دینی مذهبی است  که با هدف و انگیزۀ، مستندسازی ،اتقان و  تکمیل کتاب شریف «مفاتیح الجنان» مرحوم محدّث قمى ،  به نوعی ساختار جدید از این کتاب عظیم ارائه می دهد ، لذا مجموعه ای از ادعیه و اذکار معتبر مورد نیاز مؤمنان به زبان روز ترجمه و همراه با ذکر منابع با سبک نوین تنظیم گردیده و به عنوان اثری فاخر، مفید و سازنده به  عموم سالکان الی الله به ویژه جوانان ارائه شده است.  
بنابراین تألیف کتاب«مفاتيح نوین»، به نوبۀ خود کار مهم و نوینى است براى نوسازى مفاتیح الجنان ،که با امتیازات متعدّد، در مقام احیاى آن برآمده است، بدین نحو که  در این اثر فاخر، ادعیه و مناجات به نحو بسیار جامع و عالی گردآوری شده است .
لذا  اين اثر در واقع بازنويسي مفاتيح الجنان است لیکن از جهات مختلف نسبت به آن برتري دارد زیرا مفاتیح نوین از نظر اعتبار و سنديت كم نظير است.

علت تألیف کتاب مفاتیح نوین از زبان معظم له
نویسندۀ گرانقدر این اثر در مقدمۀ کتاب مفاتیح نوین و در تبیین علل نگارش آن می نویسد؛ در طول تاریخ شیعه جمعی از بزرگان به گردآوری دعاها وزیاراتی که از جانب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و أئمه هدی (علیه السلام) صادر شده پرداخته اند تا همه عاشقان راز و نیاز با خدا و شیفتگان زیارت أولیاء ألله را از این چشمه جوشان معنویت ، سیراب سازند که از میان آنها می توان به مرحوم کلینی ، ابن قولویه ، شیخ صدوق ، شیخ طوسی ، سید ابن طاووس ، ابن فهد حلی ، کفعمی ، شیخ بهائی و علامه مجلسی اشاره کرد،[١] لذا هر يك از اين بزرگان در عصر خود رسالت خويش را در زمينه دعا به نحو احسن انجام دادند تا اين كه نوبت به مرحوم ثقةالمحدثين حاج شيخ عباس قمى- رضوان الله تعالى عليه- (متوفاى ١٣٥٩ ق) رسيد؛ ايشان با ذوق سرشار و سليقه بسيار خوب و احاطه وسيعى كه بر آثار اهل‏بيت عليهم السلام و كتب دعا و زيارات سابقين داشت، به تأليف كتاب جامع «مفاتيح‏الجنان» پرداخت و روى خلوص نيتى كه اين محدث عاليقدر از آن برخوردار بود، در مدت كوتاهى، كتابش جهانگير شد.[٢]
ولى از آن‏جا كه اين كتاب مانند بسيارى از كتاب‏ها براى شرايط زمانى و مكانى خاصى نوشته شده بود و مخاطبان ويژه‏اى داشت، لازم بود در عصر و زمان حاضر مورد تجديد نظر وسيع قرار گيرد؛ كاستى‏ها برطرف گردد، و از پاره‏اى از مطالب اضافى كه مايه ايراد بدخواهان است صرف‏نظر شود؛ مدارك و منابع دعاها و زيارات و ... افزوده گردد؛ رمز و راز، فلسفه، آثار و بركات دعاها و زيارات يادآورى شود؛ سپس نظم نوينى به آن داده شود و در مجموع كتاب دعا و زيارتى كه از هرنظر جامع ومتناسب عصر و زمان حاضر مخصوصاً براى نسل جوان خداجو باشد، فراهم گردد.[٣]
از این رو انگی‍زه مولّف فرهیختۀ این کتاب رعایت تناسب با زمان حاضر و حذف برخی از مطالبی است که مایه ایراد و اشکال قرار گرفتهاند،از این رو اهتمام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی  در کتاب«مفاتیح نوین» بر زدودن و پالایش قسمتهای فاقد سندیت و نیز تلاش برای ذکر احادیث و منابع و مآخذ استفاده شده درمفاتیح الجنان استوار شده است.
لازم به ذکر است این کتاب یک اثر جامع شامل ادعیه و مناجات در ۱۰ فصل و ۱۲٠٨ صفحه است که با زبان و ادبیات روز تنظیم شده و برای همه اقشار قابل استفاده است.

کتاب مفاتیح نوین شامل ده فصل و  به شرح ذیل است :
پیشگفتار: مقدمهای درباره دعا و جایگاه آن و استجابت و عدم استجابت دعا.
بخش اول : سوره هایی از قرآن کریم.
بخش دوم : مناجات ها و دعاهای معروف؛ مثل مناجات خمس عشر (مناجات پانزده گانه امام سجاد علیه السلام)، مناجات منظوم امیرالمؤمنین علیه السلام، دعاهای قرآنی، دعای کمیل، جوشن کبیر، جوشن صغیر، دعای توسل، دعای مکارم الاخلاق.
بخش سوم : زیارات؛ که در دوازده فصل تنظیم شده است.
بخش چهارم : اعمال ماه های اسلامی از محرم تا ذی الحجه؛ در این بخش اعمال ماههای خورشیدی مثل نوروز و رومی مثل نیسان نیز در فصلی خاص ذکر شدهاند.
بخش پنجم : اعمال شب و روز و ایّام هفته؛ در ده فصل که یک فصل آن زیارت ائمه در ایام هفته است.
بخش ششم : آداب، مقدمات و تعقیبات نماز.
بخش هفتم : نمازهای مستحب؛. این بخش از دو فصل تشکیل می شود. یک فصل نمازهای چهارده معصوم علیه السلام و دیگری نمازهای معروف دیگر مثل نماز جعفر طیار، نماز لیلة الدفن، نماز اول ماه.
بخش هشتم : دعا برای حلّ مشکلات مادی و معنوی و آداب عقیقه.
بخش نهم : استخاره و آداب آن.
بخش دهم : احکام و آداب مربوط به مردگان.

روش شناسی تألیف کتاب«مفاتیح نوین» ( ویژگی ها و مزایا)
بدیهی است روش شناسی نگارش كتاب ارزشمند «مفاتیح نوین» منبعث از كتب معتبرى همچون «مصباح‏المتهجد» شيخ طوسى (ره)، «كامل الزيارات» ابن قولويه و كتاب­هاى مرحوم سيد بن طاووس و مرحوم كفعمى است. كتب بزرگانى كه اهتمام فراوانى داشتند تا بدون مدرك چيزى را نقل نكنند و اگر دعا يا زيارتى از انشاى نفس ربانى و[٤]ملكوتى خودشان است به آن تصريح نمايند.[٥]

اما در مجموع ویژگی ها و امتیازات این اثر فاخر عبارتند از:

نگارش با زبان و ادبیات روز
این کتاب به قلم روز نگاشته شده و برای همگان بویژه نسل جوان ، به سهولت قابل درک است.

افزودن مقدمه بر هر بخش از دعاها و زیارات
هر قسمت از این اثر فاخر مشتمل بر مقدمات و روایات روح پرور  است بدین نحو که برای هر بخش از دعاها و زیارات ، مقدمات پر معنا و فشرده ای نوشته شده و شرح آداب و مقدمات و اسرار زیارات و دعاها مورد اهتمام مولف گرانقدر این اثر قرار گرفته است که به تحصیل آثار معنوی و حالات عرفانی دعا کمک می کند.

ذکر منابع و مدارک دعاها و زیارتها در پاورقی
نقل تمام ادعیه ، زیارات و اذکار از منابع معتبر با ذکر مدرک از جمله ویژگی های این اثر به شمار می رود لذا منابع و مدارک دعاها و زیارات با دقت تمام در پاورقی آمده است و در همه جا بر منابع قابل قبول تکیه شده است.

پرهیز از روایات و مطالب ضعیف
در این اثر ارزشمند، مطالب ضعیف یا اموری که بهانه به دست ناآگاهان می دهد کنار گذاشته شده است.

نظم جدید مطالب
کتاب در ده فصل با نظمی خاص تقسیم بندی و دسته بندی شده است، لذا نظم و ترتیب منطقی روشن ، به مطالب کتاب داده شده تا پیدا کردن دعاها و زیارات آسان تر باشد.
ترجمه فارسی روان
در کتاب مفاتیح نوین سعی و تلاش مولّف این اثر به ارائۀ ترجمه خوب و روان برای دعاها منحصر شده است.

حذف برخی اعمال مشابه و گزینش بهترین
با توجه به اینکه وقت مردم در عصر کنونی فشرده و محدود است در مواردی اعمالی مشابه یکدیگر بوده ، از میان آن ها بهترین ها گزینش شده است.

توجه به محتوای ادعیه و زِیارات و عدم اکتفا به سند در انتخاب آن ها
از آن‏جا كه يكى از نشانه‏هاى اعتبار سند روايات، محتواى روايت است، لذا در گزينش دعاها و زيارات علاوه بر دقت در اسناد، به محتواى آن نيز توجه شده است.

بهره گیری از نسخه متداول و مشهور
گفتنی است در آن‏جایی از دعاها و زيارات معروف ، كه نسخه‏ها متعدد بوده، تنها به نسخه متداول اكتفا شده است تا مايه سردرگمى نشود، مگر آن كه اختلاف نسخه، مهم و قابل توجه باشد بلکه در ديگر موارد، دقيقاً مطابق منبع و مصدر نقل شده، آمده است.

بهره گیری از شیوۀ تلخیصی در برخی روایات با رویکردحفظ امانت و اصالت در عبارات و محتوا
در برخى موارد، براى پرهيز از حجيم شدن كتاب، رواياتى كه در فضيلت دعا و زيارت و غير آن نقل شده، تلخيص و نقل به معنا گرديده و با ترجمه‏اى روان و احياناً كمى آزاد، بيان شده است، بى‏آن كه لطمه‏اى به محتواى آن وارد گردد.

در خاتمه باید گفت  تألیف این اثر  بی نظیر توسط حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و با همکاری دو تن از فضلاى محترم حجج اسلام والمسلمین احمد قدسی و سعید داودی، در ١٢٠٨ صفحه و در قطع وزیری توسط انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام به زیور طبع آراسته شده و در سال  ۱۳٩٠برای اولین بار منتشر و تا کنون چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

پی نوشت
[١] كليات مفاتيح نوين ؛ ص١٥.
[٢] همان، ص: ١٦.
[٣] همان.
[٤] همان؛ ص: ١٧.
[٥] همان؛ص: ٢٦.

--------------------------------------

زائر سرای امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) مشهد مقدس تحت اشراف دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله)

بخشی از تاریخچه زائر سرا
در سال ١٣٧٤ هجري شمسي به امر مبارک حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي مدظله در زميني به متراژ ٧٠٠ متر در نزديکي حرم مطهر ثامن الحجج عليه آلاف التحيه و الثناء در شش طبقه مرکب از حسينيه، کتابخانه و واحدهاي متعدد براي سکونت زوار مرقد شريف رضوي بنا گرديد و به نام مبارک مجتمع فرهنگي امام صادق علیه السلام نامگذاري شد، سپس در مجاورت اين مجتمع در سال ١٣٨٣ زائرسراي امام باقر علیه السلام با متراژ ١٥٠٠ متر به اين مجتمع اضافه گرديد تا پذيراي زائران بيشتري از آن حضرت باشد.
اين مجموعه داراي ٨٠ سوئيت کامل با تمامي وسايل و امکانات رفاهي و يک کتابخانه با ظرفيت ١٠ هزار جلد کتاب و حسينيه براي بر پائي نمازهاي جماعت و مراسمات مذهبي مي باشد. . اميد آنکه همه زائران محترم تمام کساني را که در اين بنا سهيم بوده اند را به دعاي خير ياد کنند.

بخشی از شرایط و مقررات استفاده از زائرسرا
- پذيرش فقط به صورت خانوادگي انجام مي شود که همه مي بايست از محارم باشند
- از پذيرش به صورت مجردي ( فقط مرد يا زن ) و يا بصورت انفرادي معذوريم.
- از پذيرش به صورت گروهي و اردوئي ( بیشتر از دو سوئیت همزمان ) معذوريم.
- حداکثر پذيرش ٥ نفر ( سرپرست + ٤ نفر همراه ) مي باشد.
- افراد بالای یک سال، یک نفر محسوب می شوند و می بایست نام آنها جزء همراهان ثبت شود.
- فقط نام کساني که در سيستم ثبت شده و توسط دفتر زائرسرا به تاييد رسیده باشد پذيرش خواهند شد، در غير اين صورت به هیچ وجه در زائرسرا پذیرش نخواهند شد.
- در صورت مغايرت اطلاعات سرپرست و همراهان با کارت شناسايي آنها، درخواست باطل و واگذار خواهد شد.
- دقت فرمایید نام و نام خانوادگی سرپرست و تمامی همراهان می بایست به صورت کامل همراه با پسوند و پیشوند ثبت شده در شناسنامه نوشته شود. ( برای مثال سید علی حسیني با پيشوند سيد و یا محمد کاظمی فردوئی با پسوند فردوئی ).
- حداکثر مدت اقامت ٧ روز و ٦ شب و حداقل مدت اقامت ٣ روز و ٢ شب مي باشد.
- مدت اقامت در ماه مبارک رمضان ١١ روز و ١٠ شب مي باشد.
- مدت اقامت در ایام شلوغ سال ( مثل سه ماه تابستان و تعطیلات نوروز ) حداکثر ٥ روز و ٤ شب می باشد.
- ثبت نام نوروز و سه ماه تابستان فقط مخصوص طلاب می باشد
- هر شخص ( به عنوان سرپرست يا همراه ) فقط يک بار در سال مي تواند از زائرسرا استفاده کند.
- براي مثال اگر فردي در يکي از برج هاي سال ٩٤ استفاده کرده باشد، استفاده بعدي وي بايد در سال ٩٥ باشد.
- رزرو هر برج ابتدا به صورت قرعه کشی انجام می گردد که پس انجام قرعه کشی در برج مربوطه، کاربرانی که نام آنها در قرعه کشی پذیرفته نشود و یا موفق به ثبت نام در قرعه کشی نشوند می توانند از قسمت رزرو واحد خالي در صورت وجود جای خالی یا انصرافی جهت رزرو اقدام نمایند.

ثبت نام در قرعه کشي :
جهت ثبت نام هر برج مي بايست دو برج قبل از آن ( از روز اول تا دهم برج ) به سايت http://zaer.makarem.ir مراجعه و درخواست خود را ثبت کنيد. بعد از مهلت ثبت نام و بررسي صحت اطلاعات ثبت شده، نتايج قرعه کشي در روز تعیین شده اعلام و پذيرفته شدگان با مراجعه به دفتر زائرسرا در مهلت تعیین شده همراه با مدارک تمامي افراد جهت قطعي کردن رزرو اقدام خواهند کرد.

--------------------------------------

معارف اسلامی
قیام امام حسین علیه السلام

یاران مخلص در قیام امام حسین(علیه السلام)
پرسش: آیا یاران امام حسین(علیه السلام) از عاقبت قیام عاشوراو شهادتشان آگاه بودند؟
پاسخ اجمالی: یاران امام حسین(علیه السلام) از شهادت شان مطلع بودند زیرا چندین و چند بار و در منزلگاه های مختلف، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به منظور آگاه سازی و مشخص شدن یاران مخلص از منافقینی که به خاطر مقاصد دنیوی همراه ایشان شده بودند خطرات این راه را بیان کرده و همواره می فرمود هر کس خود را برای تیزی نیزه ها و زخم شمشیرها و نثار خونش آماده ساخته با ما همراه شود. امام حتی بعد از رسیدن خبر بیعت شکنی کوفیان، بیعت خود را از همراهان خود برداشت و تا این که در این آزمون سخت، فقط انسان های مخلص ماندند.
پاسخ تفصیلی:  امام حسین(علیه السلام) در پی داشتن یاران مخلص اقداماتی را انجام دادند از جمله:
فرمودند عاقبت این حرکت مرگ است تا دنیاپرستان و منصب دوستان با ایشان همراه نشوند:
مثلا هنگامى که امام(علیه السلام) تصمیم گرفت (از مکّه) رهسپار عراق شود، برخاست و خطبه اى به این مضمون ایراد فرمود:
«اَلْحَمْدُلِلّهِ ما شاءَ اللّهُ، وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ، وَ صَلَّى اللّهُ عَلى رَسُولِهِ، خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقَلادَهِ عَلى جیدِ الْفَتاهِ، وَ ما اَوْلَهَنی اِلى اَسْلافی اِشْتِیاقُ یَعْقُوبَ اِلى یُوسُفَ، وَ خُیِّرَلِی مَصْرَعٌ اَنَا لاقیهِ. کَاَنِّی بِاَوْصالی تَقْطَعُها عَسْلانُ الْفَلَواتِ بَیْنَ النَّواویسِ وَ کَرْبَلاءَ فَیَمْلاََنَّ مِنِّی اَکْراشاً جَوْفاً وَ اَجْرِبَهً سَغْباً، لا مَحیصَ عَنْ یَوْم خُطَّ بِالْقَلَمِ، رِضَى اللّهِ رِضانا اَهْلَ الْبَیْتِ، نَصْبِرُ عَلى بَلایِهِ وَ یُوَفّینا اَجْرَ الصّابِرینَ. لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) لَحْمَتُهُ، وَ هِىَ مَجْمُوعَهٌ لَهُ فى حَظیرَهِ الْقُدْسِ، تَقَرُّ بِهِمْ عَیْنُهُ وَ یُنْجَزُ بِهِمْ وَعْدُهُ. مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فَاِنَّنِی راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالى»؛ (حمد و سپاس از آنِ خداست، آنچه او بخواهد [همان شود]، و هیچ توان و قوّتى جز به کمک او نیست، و درود خداوند بر فرستاده اش [حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله)].
[آگاه باشید!] قلاّده مرگ بر گردن آدمیزاد، همانند گردنبندى است بر گردن دختران جوان [مرگ همیشه همراه آدمى است]. اشتیاق من به دیدار گذشتگانم [پدر و مادرم و جدّ و برادرم] همانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف است! براى من شهادتگاهى برگزیده شده که به یقین به آن خواهم رسید و گویا مى بینم گرگان درنده بیابان ـ بین نواویس و کربلا ـ بند بند تنم را پاره پاره کرده و گویى از من شکم هاى تهى و مشک هاى خالى خود را پر مى کنند. از آن روز که [روز عاشورا] قلم تقدیر الهى بر آن رقم خورده است، گریزى نیست! خشنودى خداوند خشنودى ما اهل بیت است. [آنچه را که خداوند بدان خشنود است ما اهل بیت نیز به همان خشنودیم]. ما در برابر بلا و آزمایش الهى شکیباییم و او پاداش عظیم صابران را به ما خواهد داد. هرگز پاره تن رسول خدااز وى جدا نمى شود و در حظیره القدس [درجات عالى بهشت] به او ملحق خواهد شد، و چشمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به ذرّیه اش روشن مى شود و وعده اش توسّط آنان وفا خواهد شد. هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آماده لقاى خداوند سازد، با ما رهسپار شود، چرا که من ـ به خواست خداوند ـ فردا صبح حرکت خواهم کرد).(١)
این خطبه کوتاه، از پر معنى ترین خطبه هاى امام(علیه السلام) است که نشان مى دهد:
اوّلا ـ امام(علیه السلام) از آینده این سفر پر خطر ـ سفر به عراق ـ به خوبى آگاه بود ولى چون رضاى خدارا در آن مى دانست به آن اقدام فرمود.
به تعبیر دیگر، آن را یک آزمون بزرگ الهى مى دید که در کوتاه مدّت و دراز مدّت آثار مهمّى براى جهان اسلام در بر خواهد داشت، و سبب رسوایى خطرناکترین دشمنان اسلام و سرنگونى آنان خواهد شد، و درسى پر از عبرت و حماسه و عزّت و افتخار براى آیندگان بجا خواهد گذارد.
ثانیاً ـ هیچ کس از همراهان خود را که در این مسیر گام نهاده بودند از آینده آن بى خبر نگذاشت و اغفال نکرد تا فقط پاکبازان عاشق شهادت در راه خدابا او حرکت کنند، همان کسانى که باید نامشان در دفتر روزگار به عنوان بهترین شهیدان راه حق رقم خورد.
همچنین هنگامى که امام(علیه السلام) به منزلگاه «زباله»(٢) رسید، خبرشهادت برادر رضاعى اش ـ عبدالله بن یقطر(علاوه بر شهادت مسلم و هانى) ـ را شنید، نوشته ای را بیرون آورد و براى مردم خواند:
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَمّا بَعْدُ؛ فَقَدْ اَتانا خَبَرٌ فَضیعٌ! قَتْلُ مُسْلِمِ بْنِ عَقیل وَ هانِی بْنِ عُرْوَهَ وَ عَبْدُاللّهِ بْنِ یَقْطُرَ، وَ قَدْ خَذَلَتْنا شیعَتُنا، فَمَنْ اَحَبَّ مِنْکُمُ الاِنْصِرافَ فَلْیَنْصَرِفْ، لَیْسِ عَلَیْهِ مِنّا ذِمامٌ»؛ (به نام خداوند بخشنده مهربان، امّا بعد! خبرناگوار شهادت مسلم بن عقیل و هانى بن عروه و عبدالله بن یقطر به ما رسید، شیعیان ما از یارى مان دست کشیدند، پس هر کس از شما بخواهد برگردد مى تواند. هیچ بیعتى از ما بر عهده او نیست).
به دنبال این سخنان، مردم از چپ و راست از اطراف امام پراکنده شدند، تنها همان عدّه از یاران آن حضرت که از مدینه با او همراه بودند، باقى ماندند.
این سخن را بدان جهت فرمود که عدّه اى فکر مى کردند امام(علیه السلام) به شهرى وارد مى شود که مردم آن سامان همه مطیع فرمان او هستند و امام زمام حکومت را به دست خواهد گرفت و آنها بهره مادّى خواهند برد! ولى هنگامى که دیدند مردم بى وفاى کوفه دست از یارى امام کشیدند و قاعدتاً راهى جز شهادت براى امام و یارانش نیست از گرد آن حضرت پراکنده شدند.(٣)
این سخنان به خوبى نشان مى دهد که امام (علیه السلام) رسالت و ماموریّت خاصّى در این سفر خطرناک براى خویش مى دید، و گرنه بعد از علم و اطّلاع از پیمان شکنى مردم کوفه و شهادت «مسلم» و «هانى» و «عبدالله بن یقطر» مى بایست به مکّه، یا مدینه باز گردد و تردیدى به خود راه ندهد، نه این که به سوى کوفه که ابن زیادبر آن تسلّط کامل پیدا کرده بود برود، به خصوص این که بیعت را از همه همراهان بر مى دارد و با صراحت مى گوید ما به سوى خطر پیش مى رویم آنها که غیر از این گمان مى کردند آزادند، بازگردند.
دانشمند معروف اهل سنّت «قندوزى» نقل مى کند که امام(علیه السلام) در منزلگاه «زباله» پس از شنیدن خبرشهادت مسلم بن عقیل و بى وفایى کوفیان، رو به همراهانش کرد و چنین فرمود:
«اَیُّهَا النّاسُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ یَصْبِرُ عَلى حَدِّ السَّیْفِ وَ طَعْنِ الاَسِنَّهِ فَلْیَقُمْ مَعَنا وَ اِلاّ فَلْیَنْصَرِفْ عَنّا»؛ (اى مردم! هر کس از شما در برابر تیزى شمشیر و زخم نیزه ها بردبار است، با ما بماند و الاّ از ما جدا شود).(٤)، (٥)

علّت عدم حضور محمد حنفیّه در کربلا
پرسش : چرا محمد حنفیّه در قیام امام حسین(علیه السلام) شرکت نکرد؟
پاسخ اجمالی: محمد حنفیه با اجازه امام حسین(علیه السلام) به جهت پشتیبانی از ایشان در این قیام و رساندن اخبار به امام(علیه السلام)، در مدینه ماند.
پاسخ تفصیلی: امام حسین(علیه السلام) در گفتگویی که با برادرش محمد حنفیّه داشت با ایشان فرمود: «یا اَخی جَزاکَ اللّهُ خَیْراً، لَقَدْ نَصَحْتَ وَ اَشَرْتَ بِالصَّوابِ وَ اَنَا عازِمٌ عَلَى الْخُروُجِ اِلى مَکَّهَ، وَ قَدْ تَهَیَّاْتُ لِذلِکَ اَنَا وَ اِخْوَتی وَ بَنُو اَخی وَ شیعَتی، وَ اَمرُهُمْ اَمْری وَ رَاْیُهُمْ رَاْیی، وَ اَمّا اَنْتَ یا اَخی فَلا عَلَیْکَ اَنْ تُقیمَ بِالْمَدینَهِ، فَتَکُونَ لی عَیْناً عَلَیْهِمْ وَ لا تُخْفِ عَنّی شَیْیاً مِنْ اُموُرِهِمْ»؛ (برادرم! خداوند به تو پاداش نیکو دهد. خیرخواهى کردى و به راه درست اشاره کرده اى. من اکنون عازم مکّه هستم و خود و برادرانم و برادرزادگان و پیروانم را براى این سفر آماده کرده ام. برنامه و رایشان همان برنامه و راى من است. امّا تو اى برادرم! ماندن تو در مدینه ایرادى ندارد تا در میان آنان چشم [خبررسان] من باشى و از تمام امورشان مرا با خبر ساز!).(٦)
با توجه به این سند تاریخی ایشان با اجازه امام زمانشان به جهت پشتیبانی از ایشان در این قیام و رساندن اخبار به امام(علیه السلام) در مدینه مانده اند.(٧)

امام سجاد(علیه السلام) و مبارزه با حاکمان جور از راه دعا
پرسش: امام سجاد(علیه السلام) چگونه از راه دعابا خلفای اموی عصر خود مبارزه می کرد؟
پاسخ اجمالی: از آنجا كه در زمان امام چهارم شرائط اختناق‏ آميزى حكم فرما بود، امام بسيارى از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعا و مناجات بيان مى ‏كرد. مجموع دعاهاى امام سجاد به نام «صحيفه سجاديه» معروف است كه پس از قرآن مجيد و نهج البلاغه، بزرگترين و مهمترين گنجينه گران بهاى حقايق و معارف الهى به شمار مى ‏رود، به طورى كه از ادوار پيشين از طرف دانشمندان برجسته ما «اخت القران»، «انجيل اهل بيت(علیه السلام)» و «زبور آل محمد» لقب گرفته است. صحيفه سجاديه ابعاد سياسى و اجتماعى و فرهنگى و عقيدتى نيز دارد.
پاسخ تفصیلی: یکى از شیوه ‏هاى تبلیغى و مبارزاتى امام سجاد(علیه السلام) تبیین معارف اسلام در قالب دعا بود. مى ‏دانیم که دعاپیوندى است معنوى میان انسان و پروردگار که اثر تربیتى و سازندگى مهمى دارد، از این نظر دعااز نظر اسلام جایگاه خاصى دارد و اگر دعاهاى رسیده از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم یک جا گردآورى شود، مجموعه بزرگى خواهد شد. این دعاها مکتب تربیتى بزرگى است که در سازندگى و رشد روحى انسان ها نقش مهمى دارد.
از آنجا که در زمان امام چهارم شرایط اختناق‏ آمیزى حکم فرما بود، امام بسیارى از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعاو مناجات بیان مى ‏کرد. مجموع دعاهاى امام سجادبه نام «صحیفه سجادیه» معروف است که پس از قرآن مجید و نهج البلاغه، بزرگترین و مهمترین گنجینه گران بهاى حقایق و معارف الهى به شمار مى ‏رود، به طورى که از ادوار پیشین از طرف دانشمندان برجسته ما «اخت القران»،(٨) «انجیل اهل بیت(علیهم السلام)» و «زبور آل محمد (صلی الله علیه وآله)» لقب گرفته است.(٩)
صحیفه سجادیه تنها شامل راز و نیاز و مناجات و عرض حاجت در پیشگاه خدانیست، بلکه ابعاد سیاسى و اجتماعى و فرهنگى و عقیدتى نیز دارد. امام سجاددر ضمن دعاهاى خود در چندین مورد، مباحث سیاسى به ویژه مسیله «امامت» و رهبرى جامعه اسلامى را مطرح کرده است که ذیلاً نمونه هایى از آنها را مى ‏آوریم:
١ـ امام در دعاى بیستم (دعاى مکارم الاخلاق) چنین مى ‏گوید:
«خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بر آن که بر من ستم کند، دستى (نیرویى)، وبر آن که با من ستیزه جوید زبانى (برهانى)، و بر کسى که با من دشمنى و عناد ورزد پیروزى عطا کن، و در برابر آن کس که نسبت به من، به حیله گرى و بد اندیشى بپردازد، راه و تدبیر، و در برابر آن که بر من فشار و آزار رساند، نیرو ده و در برابر عیب جویانی که بر من عیب جویی و دشنام گویی کنند، قدرت تکذیب، و در برابر خطر تهدید دشمنان، به من امنیت عنایت فرما...».
آیا چه کسانى جز کارگزاران عبدالملک نظیر «هشام بن اسماعیل مخزومى» (حاکم مدینه) بودند که امام مورد ستم، ستیزه جویى،عناد، بد اندیشى، فشار، آزار و تهدید آنان قرار داشت؟ بنابراین در واقع این دعاى امام شکواییه ‏اى در برابر زورگویی هاى حکومت وقت بوده و از این نظر بار سیاسى داشته است.
٢-در دعایى که امام روز عید قربان و روز جمعه مى ‏خوانده چنین آمده است:
«... خدایا این مقام (خلافت و رهبرى امت اسلامى که اقامه نمازدر روز عید قربان و روز جمعه وایراد خطبه از شیون آن است) مخصوص جانشینان و برگزیدگان تو، و این پایگاه ها، از آن امناى تو است که آنان را در رتبه والایى قرار داده‏ اى، ولى ستمگران (همچون خلفاى ستمگر اموى) آن را بزور، غصب و تصاحب کرده اند.... تا آنجا که برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور گشته اند، در حالى که مى ‏بینند احکام تو تغییر یافته، کتاب تو از صحنه عمل دور افتاده، فرایض و واجباتت دستخوش تحریف گشته، و سنت (راه و رسم) پیامبرت متروک گشته است.
خدایا دشمنان بندگان برگزیده ات از اولین و آخرین و همچنین اتباع و پیروانشان و همه کسانى را که به کارهاى آنان راضى هستند، لعنت کن و از رحمت خود دور ساز...».
در این دعا امام با صراحت از مسیله امامت و رهبرى امت، که اختصاص به خاندان پیامبر دارد، و غصب شدن آن توسط ستمگران یاد مى ‏کند و بدین ترتیب مشروعیت حکومت بنى امیه را نفى مى ‏کند.
٣ـ امام(علیه السلام) در دعای عرفه چنین می گوید:
«پروردگارا! درود فرست به پاکترین افراد خاندان پیامبر که آنان را براى رهبرى امت و اجراى اوامر خود برگزیده ‏اى، و آنان را خزانه داران علمت، نگهبانان دینت، جانشینان خود در زمین، و حجت هاى خویش بر بندگانت قرار داده‏اى و به خواست خود، آنان را از هر گونه پلیدى یکباره پاک کرده ‏اى و آنان را وسیله ارتباط با خود و راه بهشت خویش قرارداده ‏اى خدایا، تو در هر زمان دین خود را به وسیله امامى تایید فرموده ‏اى که او را براى بندگانت رهبر و پرچمدار، و در گیتى مشعل هدایت قرار داده ‏اى، پس از آنکه او را با ارتباط غیبى، با خود مرتبط ساخته ‏اى و او را وسیله خشنودى خود قرار داده ‏اى و پیروى از او را واجب کرده ‏اى، و مقرر داشته ‏اى که هیچ کس از او سبقت نگیرد، و هیچ کس از پیروى او پس نماند...».
حضرت در این دعا نیز از نقش و موقعیت ویژه رهبران الهى و امامان از خاندان نبوت و امتیازهاى آنان سخن مى ‏گوید، و این، دقیقاً به معناى نفى مشروعیت حکومت زمامداران وقت بود.(١٠)

پی نوشت:
(١). ملهوف (لهوف)، ص ١٢٦ و بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٣٦٦ و ٣٦٧.
(٢). زباله، منزلگاهى است معروف، در مسیر کوفه به مکّه، نزدیک منزل ثعلبیّه.
(٣). تاریخ طبرى، ج ٤، ص ٣٠٠-٣٠١؛ ارشاد مفید، ص ٤٢٤ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٧٤ (با مختصر تفاوت).
(٤). ینابیع المودّة، ص ٤٠٦.
(٥). گرد آوري از کتاب: «عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى) ، امام على بن ابى طالب(عليه السلام‏)، قم‏ ، ١٣٨٨ ه. ش‏ ، ص٣٤٨ و ٣٦٠.
(٦). فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٣٠ - ٣٢؛ مقتل الحسین خوارزمى، ج ١، ص ١٨٨ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٩.
(٧). گرد آوري از کتاب: عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، سعید داودی و مهدی رستم نژاد،(زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى)، امام على بن ابى طالب عليه السلام‏، قم‏، ١٣٨٨ ه. ش‏، ص ٣٢٨.
(٨). شيخ آغا بزرگ، الذريعه الى تصانيف، الطبعه الثانيه، بيروت، دارالاضواء ١٣٧٨ ه.ق، ج ١٥، ص ١٨.
(٩). مدنى، سيد عليخان، رياض السالكين فى شرح صحيفه سيد الساجدين، موسسه آل البيت، مقدمه، ص ٥- ٤؛ ابن شهر آشوب، معالم العلماء، نجف، المطبعه الحیدریه، ١٣٨٠ ه. ق، ص ١٢٥( شرح حال متوکل، راوی صحیفه،) و ص ١٣١( شرح حال یحیی بن علی بن محمد الحسین رقی).
(١٠). گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، ١٣٩٠هـ.ش، ص ٢٦٩.

--------------------------------------

احکام شرعی:
نذر

عدم وجوب ادامه نذر در صورت عود بیماری
پرسش : برای شفای بیمار سرطانی نذرم کردم و الحمدلله حاجت روا شدم و چهار سال ادای نذر نمودم ولی اکنون بیماری عودت کرده، آیا باید همچنان ادای نذر کنم؟
پاسخ : ادامه نذر واجب نیست.

شرایط شخص نذر کننده
پرسش : نذر کننده چه شرایط باید داشته باشد؟
پاسخ : نذر در صورتى صحیح است که از انسان بالغ و عاقل صورت گیرد و از روى اختیار و قصد باشد، بنابراین نذر از روى اجبار، یا به واسطه عصبانى شدن و از دست دادن اختیار، صحیح نیست.

نذر انجام واجبات
پرسش : آیا نذر به انجام واجبات نیز تعلق می گیرد؟ یعنی اگر آن واجب را انجام ندهیم باید کفاره نذر هم بدهیم؟ مثلا نذر کنیم که تا آخر عمرمان نماز بخوانیم. در نیت نیز باید کلمه واجب را باید ذکر کنیم؟
پاسخ : همین که بداند طبق وظیفه نماز نذر را بجا می آورد کفایت می کند و لازم نیست نیت را به زبان بیاورد . نذر به انجام واجبات نیز تعلق می گیرد و در صورت ترک واجب علاوه بر اینکه معصیت کرده باید کفاره نذر نیز بپردازد.

ممکن بودن مورد نذر
پرسش : آیا نذر عمل غیر ممکن صحیح است؟
پاسخ : نذر در مورد کارهایى صحیح است که انجام آن ممکن باشد.

مطلوب بودن مورد نذر
پرسش : آیا نذر عمل حرام یا مکروه جایز است؟
پاسخ : کارى را که انسان نذر مى‏کند باید شرعاً مطلوب باشد، بنابراین نذر کار حرام، یا مکروه، یا ترک واجب و مستحب، صحیح نیست.

عدم شرط مطلوب بودن جزئیات مورد نذر
پرسش : آیا جزئیات و خصوصیات مورد نذر باید مطلوب باشد؟
پاسخ : لازم نیست جزئیّات و خصوصیّات عملى که نذر کرده مطلوب باشد، همین اندازه که اصل آن شرعاً مطلوب باشد کافى است، مثلًا اگر نذر کند شب اوّل هر ماه نماز شب بخواند صحیح است و باید به آن عمل کند، یا اگر نذر کند در محلّ خاصّى فقرا را اطعام نماید باید مطابق آن عمل نماید.

عدم صحت نذر عمل مباح
پرسش : آیا عمل مباح می تواند مورد نذر واقع شود؟
پاسخ : کار مباحى که انجام و ترک آن از هر جهت مساوى است نذر انجام آن صحیح نیست، ولى اگر انجام یا ترک آن از جهتى بهتر باشد و به همان منظور نذر کند صحیح است، مثلًا نذر کند غذایى بخورد که براى عبادت قوّت گیرد یا غذایى که مایه سستى بدن او براى انجام عبادت مى‏شود ترک نماید.

نذر پدر و مادر براى شوهر دادن دختر به فرد خاص
پرسش : آیا اینکه بعضی پدر و مادرها نذر می کنند که دختر خود را به ازدواج سادات دربیاورند اعتبار دارد؟
پاسخ : هرگاه پدر یا مادرى نذر کند دختر خود را به سیّد شوهر دهد نذر آنها اعتبارى ندارد و هنگامى که دختر به حدّ بلوغ رسید اختیار با خود اوست.

نذر برای اماکن مشکوک
پرسش : بعضى افراد براى اماکن مشکوکى نذر مى کنند (مانند قدمگاه هاى منسوب به امیر مؤمنان(علیه السلام) سپس آن را در خیرات در آن محل مصرف مى کنند آیا این کار جایز است؟
پاسخ : مصارف مذکور اشکالى ندارد ولى مردم باید توجّه داشته باشند که این نذورات را به عنوان ابراز ارادت به پیشگاه مولا امیرمومنان على(علیه السلام) بدهند و این که آن مکان منسوب به اوست، نه این که آن محل قطعاً قدمگاه آن حضرت است و اگر این گونه کارها سبب شود محلّ مشکوکى در نظر مردم اعتبار پیدا کند مشکل است.

اگر قبل از نذر کردن منظور او حاصل شده باشد
پرسش : چنانچه برای موضوعی نذر کند و معلوم شود که قبلا آن موضوع رخ داده وظیفه این فرد چیست؟
پاسخ : هرگاه نذر کند اگر مریض او خوب شود یا مسافرش سالم بازگردد فلان کار خیر را انجام‏دهد، چنانچه معلوم شود پیش از نذر کردن مریض او خوب شده، یا مسافر آمده است، عمل کردن به نذر واجب نیست.

نحوه ادای نذر خواندن زیارت عاشورا
پرسش : اگر کسى بخواهد زیارت عاشورا بخواند و به نذر خود در این رابطه عمل کند، آیا با حذف صد لعن و صد سلام و نماز زیارت و دعاى علقمه، نذرش ادا مى شود؟
پاسخ : اگر نذر او مطلق بوده، باید صد لعن و صد سلام را بخواند ولى دعاى علقمه شرط نیست ولى اگر نذرش اعم بوده (اعمّ از صد لعن و صد سلام، یا یک لعن و یک سلام) در این صورت، هر دو رقم کافى است.

همزمان شدن روزى که نذر کرده روزه بگيرد با عيد فطر يا قربان
پرسش : کسی که نذر کرده روز معینی را روزه بگیرد چنانچه آن روز مصادف با عید قربان و یا عید فطر شود وظیفه اش چیست؟
پاسخ : اگر نذر کند در هر هفته روز معیّنى (مثلًا روز جمعه) را روزه بگیرد، چنانچه یکى از جمعه‏ها مصادف با عید فطر یا قربان شود، یا عذر دیگرى مانند حیض براى او پیش آید، باید روزه را ترک کند و احتیاطاً قضاى آن را به جا آورد.

رشد و نمو حاصله در حیوان نذری
پرسش : چنانچه نذر کند که حیوانی را قربانی کند، و حیوان رشد و نمو داشته باشد آیا آن مقدار اضافه هم جزء نذر است؟
پاسخ : گوسفندى را که نذر کرده‏اند پشم آن و مقدارى که چاق مى‏شود جزء نذر است و اگر پیش از آن که گوسفند به مصرف نذر برسد بچه ‏اى بیاورد، یا شیر دهد، احتیاط واجب آن است آن را هم به مصرف نذر برساند.

غسل زيارت و نماز آن در نذر زيارت
پرسش : چنانچه نذر کند که به زیارت برود آیا غسل و دیگر مقدمات زیارت هم واجب می شود؟
پاسخ : کسى که نذر کرده زیارت برود ولى غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده، لازم نیست آنها را به جا آورد.

جواز تصرف در شیء منذور قبل وجوب عمل به نذر
پرسش : شخصى نذر كرده كه بعد از فوت، انگشترش را در راه امام حسين علیه السلام مصرف كنند ولى الآن پشيمان شده. آيا مىتواند در آن تصرف كند؟
پاسخ : نذر صحیح است؛ امّا مىتواند سفارش کند پول انگشتر را به قیمت روزِ فوتش، از اموالش بردارند و او الآن انگشتر را استفاده کند، البتّه احتیاط آن است که از ثلث اموالش حساب شود.

بروز مشکل شرعی در ایامی که نذر روزه در آن را کرده
پرسش : من نذر کردم که اگر عملی انجام شود در سه روز خاص روزه بگیرم و الان به دلیل مسائل شرعی نمی توانم این نذر را بجا آورم. آیا باید علاوه بر قضای این سه روز روزه، کفاره آنها را هم روزه بگیرم یا نه؟
پاسخ : اگر صیغه نذر را نخوانده اید موظف به انجام آن نیستید و در صورت خواندن صیغه نذر بعدا در زمان دیگری آن سه روز را روزه بگیرید.

اشتباه در ادای نذر
پرسش : چنانچه نذر کند یک گوسفند نر قربانی کند اما بعد از این که گوسفند را قربانی کرد متوجه شود که آن حیوان ماده بوده است وظیفه اش چیست؟
پاسخ : آن را بفروشید و باید یک گوسفند نر بخرید.

تاثیر تورم در ادای نذر
پرسش : اگركسي پارسال نذري كرده باشدكه قيمتش ارزان بوده ولي الان گران شده بايد چه كاركند بايد قيمت ارزاني حساب كند يا گراني؟
پاسخ : اگر کالای خاصی را نذر کرده باید همان را تهیه کند مگر اینکه اختلاف قیمت فاحش شود که به مقدار قیمتی که در ذهن داشته انجام میدهد.

مفقود شدن حیوان نذری
پرسش : گوسفندی برای نذر خریده ام گم شده است آیا نذر بدهکارم؟
پاسخ : هرگاه در نگهداری آن کوتاهی نکرده اید بدهکار نیستید.

عمل به نذر با غذای نجس
پرسش : در حال پختن آش نذری بودم که درون آن فضله موش ديدم ، با این وجود آنرا تقسيم کردم، حال آیا نذرم ادا شده است یا کفاره دارد؟
پاسخ : اگر یقین قطعی نداشته باشید اعتنا نکنید و تشخیص فضله موش کار آسانی نیست اما در صورت یقین به فضله بودن، نذرش ادا نشده است.

ذبح حیوان ناقص جهت قربانی در نذر
پرسش : آیا اشکال دارد بزغاله ای جهت ادای نذر قربانی کنیم درحالی که قسمتی از گوشش هم بریده باشد؟
پاسخ : اشکال ندارد.

افتادن فاصله بین نذر پیوسته
پرسش : اگر ختم دعا یا صلوات نذر کنیم که تا چند روز بخوانیم و بین آنها یک یا دو روز فاصله افتاد آیا باید قضای آن را بجا آورد یا اینکه از اول شروع کنیم؟
پاسخ : در صورتی که اتصال شرط نشده باشد می تواند ایام ترک شده را بیفزاید ولی اگر اتصال را شرط کرده و ترک آن ایام عمدا صورت گرفته مجددا بجا آورد.

--------------------------------------

پی نوشت: 
          
    
تاریخ انتشار: « 1395/08/04 »

مطالب مرتبط

فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1699