ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال دوم - شماره یازدهم- آذر 1395)
صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال دوم - شماره یازدهم- آذر 1395)

طلیعه سخن

ضرورت وحدت در میان مسلمانان و نیز اجتناب از اختلاف و تفرقه برای دست یابی به رشد و تعالی امت اسلامی بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا سعادت ملت­های آزاده و مسلمان، در گرو وحدت میان آنها است ، همچنين تفرقه و اختلاف منشأ شقاوت ملت هاي اسلامي است. اینگونه است که  از سوی امام خمینی (رحمه الله)، فاصله بین ۱۲ ربیع الأول (سالگرد ولادت پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بنابر روایات اهل سنت) تا ۱۷ ربیع الأول (تاریخ ولادت رسول الله(صلی الله علیه و آله) بنا بر روایات شیعه) به عنوان هفته وحدت نامگذاری شده است.

در تعالیم قرآن کریم نیز رفتارهای وحدت آفرین و تعابیر مختلف دال بر ضرورت وحدت و اتحاد امت اسلامی از قبیل «واعتصموا[١]، اصلحوا[٢]، رابطوا[٣]، تعاونوا[٤]، السلّم[٥]، اصلاح بين الناس[٦]، الّف بين قلوبکم[٧]، امّة واحد[٨]، اخوّت[٩]، موّدت[١٠]»، خود بیانگر اهمیت ویژۀ وحدت و انسجام امت اسلامی است.

باید اذعان کرد وهابیت مهمترین مانع پیش روی وحدت فراگیر امت اسلامی در جهان اسلام به شمار می رود، فرقه ای شوم که در فضای روشنفکری قرن نوزدهم عربستان تحت الحمایه استعمار پیر انگلیس در قالب تحویل و تقلیل تسنن به قالب تفسیر یهودی(پروتستانتیسم اسلامی تسننی) پا به عرصۀ اختلاف افکنی و تکفیر مسلمانان نهاد،همانگونه که فرقۀ بهائیت با هدایت دولت استعماری انگلیس در قرن نوزدهم ، تفسیر یهودی شیعه (پروتستانتیسم شیعی) را در قالب ترویج اسلام سکولار و نفی اسلام سیاسی نبوی(صلی الله علیه وآله) بنیان نهاد.

البته وهابیت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، بازسازی فکری و معنوی خود را آغاز کرد و بر علیه اتحاد امت اسلامی به خشونت های متعدد متوسل شد و اینگونه خشونت گرایی وهابیت در جوامع اسلامی ، تضعیف وحدت امت اسلامی و تخریب چهرۀ اسلام در قالب اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در غرب به منصۀظهور رساند.

تبعات این چالش کلیدی در حالی است که تأکید آموزه های دینی و توصیه های اهل بیت «علیهم السلام» بر هم­گرایی استوار است زیرا عقل حکم می کند با وجود اشتراک فراوان میان مذاهب اسلامی ، نباید اختلافات اندک را دستمایه ای برای اختلاف قرار داد،همانگونه که  اهل بیت «علیه السلام» با جامعه اهل سنت زندگی خوبی داشتند و به صراحت بر وحدت و حفظ انسجام اسلامی توصیه کرده اند.

حال با این تفاسیر باید به شاخصه های مختلف اتحاد و انسجام اسلامی و راهکارهای برون رفت از بحران تروریسم و افراطی گری ومقابله با عقاید وهابیت و به تبع آن  نابودی اندیشه ها و گرایش های تکفیری اشاره کردکه تقویت دیپلماسی علمی تقریبی میان علمای اسلامی از جمله آن به شمار می آید به نحوی که باید به صورت جدی در دستور کار دستگاه دیپلماسی کشورهای اسلامی قرار گیرد.

بی تردید تحقق ایده نزدیکی اندیشه های کشورهای اسلامی به معنای تجدید یک عرصه فرهنگی مبتنی بر گفتگو میان حوزه های مختلف دینی است که باعث افزایش توانمندی دیپلماسی عمومی مسلمانان در دیگر جوامع بشری خواهد شد.

هم چنین دیپلماسی هم­گرایی سیاسی و همکاری کشورهای اسلامی،جهت تامین اصول راهبردی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در سیاست خارجی از قبیل اصل نفی سبیل (استقلال)، اصل تأمین امنیت،اصل دعوت، اصل دفاع از اصول، اصل عزت و کرامت،اصل احترام به قراردادها و پیمان ها، از مهمترین شاخصه های حفظ وحدت اسلامی است.

در کنار نقاط مشترک مسلمانان، باید به دشمنان مشترک امت واحده اشاره کرد. لذا تهدیدهایی هم­چون تجزیه کشورهای اسلامی، دامن زدن به اختلافات مذهبی و فرقه ای، سوءاستفاده از مقوله آزادی و حقوق بشر، حمایت از بنیادگرایی خطرناک، پشتیبانی و حمایت از تروریست های وابسته به غرب که در کشورهای اسلامی فعالیت می کنند، طرح خاورمیانه بزرگ، حمایت از رژیم صهیونیستی و برگزاری اجلاس­های سازشکارانه در حمایت از رژیم نامشروع صهیونیستی ..در زمره عمده ترین مخاطرات آسیب زا برای پیوند و همبستگی جهان اسلام محسوب می شود، لذا ضرورت یک صدایی مذاهب اسلامی به هنگام شداید از جمله مهمترین الزامات در تحکیم انسجام امت اسلامی است.

پرهیز از کلمات و آراء و نظرات حساسیت زا و نفرت ا نگیز هم چون اطلاق کلمه رافضی به شیعه و ناصبی به اهل سنت، اجتناب از ناسزا گویی به مقدسات طرف مقابل و در یک کلام رعایت اخلاق اسلامی ، مهمترین ضرورت در تقویت روز افزون اتحاد امت اسلامی است.

از سوی دیگر شناخت شناسی فکری مذاهب اسلامی غیر قابل انکار است؛زیرا هر طایفه و مذهبی در باب عقیده و شریعت اصطلاح مخصوص به خود دارد که باید قبل از قضاوت کردن درباره آن مذهب، از آن اصطلاحات اطلاع کافی و لازم حاصل نمود در غیر این صورت  به تکفیر و تفسیق بدون دلیل دیگران منتهی خواهد شد.

حسن ظن به یکدیگر، عدم حکم به لوازم اعتقادات، و لزوم حکم به ظاهر افراد، از جمله مسائلی است که باید به صورت مداوم و مستمر در میان مسلمانان  مورد توجه قرار گیرد، زیرا از جمله مصادیق رحمت الهی آن است که احکامش را بر یقین مترتب کرده نه بر گمان و وهم؛ یعنی تا یقین بر خلاف نباشد، باید بر اصل برائت حکم کرد.

در خاتمه باید گفت وحدت اسلامی و حرکت به سوی آن، یک حرکت راهبردی است؛ زیرا متون اسلامی، متون قرآنی و حدیثی بر این نکته صحه می گذارند، لذا درك متقابل نحله هاي فكري در جهان اسلام و تقريب برداشت هاي فقهي و ايدئولوژيك از متون مشترك اسلامي به ویژه بسط و گسترش فقه مقارن،برنامه ریزی برای برجسته سازي نقاط مشترک فراوان در مذاهب اسلامی ، گسترش الگوهاي گفت وگوي درون تمدني و دیپلماسی علمی درون فرهنگي اسلامي، گسترش نهادهاي مشترك بين المللي اسلامي در حوزه هاي كاركردي علمي پژوهشی، بازتوليد و بازتعريف ارزش ها و علايق مشترك فکری و نظری جهان اسلام ، افق های روشنی پیش روی وحدت امت اسلامی قرار خواهد داد.

پی نوشت:

[١] آل عمران/١٠٣.

[٢] حجرات/ ١٠و٩.

[٣] انفال/١١، آل عمران/٢٠٠، کهف/١٤.

[٤] مائده/٢.

[٥] بقره/٢٠٨.

[٦] بقره/٢٢٤، نساء/١١٤، انفال/١.

[٧] انفال/٦٣، توبه/٦٠، قريش٢و١، آل عمران/١٠٣.

[٨] انبياء/٩٢، مؤمنون/٥٢، آل عمران/٧٣، حجرات/١٠.

[٩] احزاب/٥، حجر/٤٧، توبه/١١، شوري/٢٣.

[١٠] همان.

پیام ها، بیانات و دیدارها

دیدار آیات عظام مکارم شیرازی و مظاهری دامت ظلّهما

حضرات آیات پیرامون برخی از مسائل مهمّ حوزه های علمیّه و کشور، گفتگو و تبادل نظر کرده و با تأکید بر ضرورت اهتمام هرچه بیشتر به ارتقاء ابعاد علمی و معنوی روحانیّت، توجّه هرچه بیشتر به فقه سنّتی و تربیت مجتهدان آگاه و زمان شناس به عنوان سرمایه ها و ذخائر آیندۀ حوزههای علمیّه را خاطر نشان کردند

١٣٩٥/٠٨/٠٨

پيام تسليت معظّم له به مناسبت رحلت جانسوز حضرت آيت الله حاج سيد محمد تقى قمى (قدس سرّه)

اين عالم فرزانه از بيت شريف مرجعيت سالها تلاش پر ثمرى براى اعتلاى كلمه حق و خدمت به مكتب اهلبيت(علیهم السلام) داشت.

١٣٩٥/٠٨/٠٨

انتصاب رئیس جدید دبیرخانه کنگره جهانی مقابله با جریان های افراطی و تکفیری

با حکم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، حجت الاسلام والمسلمین زمانی به عنوان رئیس دبیرخانه کنگره جهانی مقابله با جریان های افراطی و تکفیری به مدت دو سال منصوب شد

١٣٩٥/٠٨/١٠

توصيه هاى ضرورى معظم له به زوار محترم اربعين و عاشقان حسينى

بحمدالله امسال استقبال از مراسم اربعين پرشكوه حسينى از هر سال بيشتر و پرشورتر است، اين مراسم نه تنها از نظر عدد شركت كنندگان در دنيا نظير ندارد، بلكه از نظر مسائل عاطفى فوق العاده گسترده و ايثارها و فداكارى ها بى نظير است.

١٣٩٥/٠٨/٢٢

 

گزیده ای از سخنان معظّم له در دیدارها و سخنرانی های مهم

 

 

راهپیمایی اربعین خنجری در قلب وهابیت تکفیری است/ زوّار پایبند قوانین و مقررات باشند

باید زیارت اربعین را به مکتب عالی تربیت تبدیل کنیم؛ تمام گناهان شان با آب توبه شست و شو داده شود، اخلاق رذیله را کنار بگذارند و تربیت شوند.

١٣٩٥/٠٨/٢٧

وای به حال دنیایی که سکاندارش افراد فاسد باشند

در انتخابات ریاست جمهوری بعضی کشورها چه خبر است، دو نفر که هر دو اعتراف دارند فاسد، دروغگو، آلوده و سابقه سوء دارند میخواهند سکاندار دنیا هم بشوند، وای به حال دنیایی که این افراد بخواهند بر آنها حکومت کنند و سکاندارش باشند

١٣٩٥/٠٨/٢٠

شبکه ملی اطلاعات هر چه سریع تر راه اندازی شود

معلوم می شود که این شبکه های اجتماعی در مسائل سیاسی، اخلاقی، مذهبی و اقتصادی تأثیر دارد، هر روز آثار و خطر آنها روشن تر می شود و می طلبد که ما روز به روز حساس تر باشیم، پیگیری ها و مسدود کردن محتواهای غیر اخلاقی و نادرست باید باشد.

١٣٩٥/٠٨/١٣

سه وزیری که انتخاب شده اند باید خرابی های زیادی را آباد کنند

کار ارشاد باید زنده کردن ارزش های اسلامی باشد، متاسفانه این وزارتخانه از این مساله فاصله گرفته است؛ باید ببینیم وزیری که روی کار می آید این فاصله را جبران می کند و ارشاد به ارشاد اسلامی برمی گردد یا نه؟

١٣٩٥/٠٨/١٢

زنگ نماز در مدارس به صدا درآید

خانواده ها و مسئولان آموزشی کشور نسبت به فریضه نماز از دوران دبستان و کودکی برنامه ریزی داشته باشند / عظمت نماز برای همگان روشن بوده، چرا که خیمه دین با نماز برپا است و بدون این فریضه دینی، نمی توان از دیگر آموزه های دینی استفاده کرد.

١٣٩٥/٠٨/١١

تا جرم کسی ثابت نشده مجاز به انتشار و بیان نیستیم

الان یکی از بزرگ ترین بلاهای جامعه ما شایعه سازی و شایعه پراکنی است، عده ای شایعه می سازند و عده ای دیگر شایعات را نشر می دهند، در حالی که این یکی از توطئه های شیطان است

١٣٩٥/٠٨/٠٥

پاسخ به یک سؤال مهم

همۀ مداحان محترم مراقب سخنان خویش باشند، سخنی برخلاف موازین نگویند هرچند در شور عزاداری باشد و بهانه به دست دشمنان ندهند و کاری که خدای ناکرده سبب اختلاف در میان علاقه مندان حسینی می شود انجام ندهند

١٣٩٥/٠٨/٠٥

بیانات مهم معظم له دربارۀ اربعین حسینی

این جمعیت ٢٠ میلیونی و بی نظیر عظمت مکتب اهل بیت علیهم السلام را نشان می دهد، چه دشمنان بخواهند و چه نخواهند این مکتب پخش می شود و جاذبه برای اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام ایجاد می کند

١٣٩٥/٠٨/٠٣

 

دروس خارج فقه

 

احکام شرکت - جلسه بیست و یکم

موضوع: شرکت وجوه گفتیم شرکت بر چهار نوع است. شرکت عنان و ابدان را بحث کردیم و اکنون به سراغ شرکت وجوه می رویم.

٩٥/٠٨/٠١

احکام شرکت - جلسه بیست و دوم

موضوع: شرکة الوجوه بحث در شرکت الوجوه است که سومين نوع شرکت مي باشد. گفتيم که اين شرکت عبارت است از اينکه دو نفر که وجاهت اجتماعي دارند از جايگاه اجتماعي خود استفاده مي کنند و هرچند مالي ندارند ولي به سبب اعتباري که دارند اجناس را به شکل نسيه خريداري کرده بعد مي فروشند و هر دو در سود و زيان شريک باشند.

٩٥/٠٨/٠٢

احکام شرکت - جلسه بیست و سوم

موضوع: شرکت مفاوضه بحث در شرکت مفاوضه است که چهارمين نوع از شرکت مي باشد. اين شرکت به اين معنا است که دو نفر قرارداد مي بندند که هر چه درآمد و يا خسارت پيدا مي کنند در زمان معيني روي هم بريزند و تقسيم کنند.

٩٥/٠٨/٠٣

احکام شرکت - جلسه بیست و چهارم

موضوع: شرکت مفاوضه و شرکت در اجرت بحث در شرکت مفاوضه است و آن را شرح داديم.

٩٥/٠٨/٠٤

احکام شرکت - جلسه بیست و پنجم

موضوع: بحث اخلاقي: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روايتي مي فرمايد: ثلاثة إذا رأيتهنّ فعند ذلك تقوم السّاعة: خراب العامر و عمارة الخراب و أن يكون المعروف منكرا و المنكر معروفا و أن يتمرّس الرّجل بالأمانة تمرّس البعير بالشّجرة.

٩٥/٠٨/٠٥

احکام شرکت - جلسه بیست و ششم

موضوع: شرکت در اموال و حيازت بحث در مسأله ي ششم از مسائل شرکت است. اين مسأله داراي سه فرع است

٩٥/٠٨/٠٩

احکام شرکت - جلسه بیست و هفتم

موضوع: مقدمات بحث اجتماع امر و نهي بحث در مقدمات مرتبط به مسأله ي اجتماع امر و نهي است. محقق خراساني در اينجا حدود ده مقدمه را ذکر مي کند و به مقدمه ي ششم رسيده ايم

٩٥/٠٨/١٠

احکام شرکت - جلسه بیست و هشتم

موضوع: قاعده ي حيازت به مناسبت مسأله ي ششم باب شرکت که از حيازت سخن به ميان آمده بود قرار شد قاعده ي حيازت را بحث کنيم.

٩٥/٠٨/١١

احکام شرکت - جلسه بیست و نهم

موضوع: بحث اخلاقي: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حديثي مي فرمايد: حسن الجِوار يعمّر الدّيار و ينسئ في الأعمار. منظور از (حسن جِوار) همسايه ي خوب بودن براي ديگران است يعني فرد با همسايگانش خوشرفتاري کند. اين کار دو اثر دارد: يکي اينکه خانه ها و شهرها آباد مي شود و ويراني ها از بين مي رود و دوم اينکه عمرها افزايش مي يابد. شبيه همين دو اثر در صله ي رحم نيز آمده است.

٩٥/٠٨/١٢

احکام شرکت - جلسه سیم

موضوع: استيجار براي حيازت و حد حيازت بحث در قاعده ي حيازت است. آيا مي توان کسي را اجير کرد که ماهي را از دريا براي ما حيازت کند و يا معدن را استخراج کند و به او هزينه اش را پرداخت کنيم؟

٩٥/٠٨/١٥

احکام شرکت - جلسه سی و یکم

موضوع: قاعده ي حيازت و شرط عقد شرکت بحث در قاعده ي حيازت است. به امر دوم رسيده ايم که آيا حيازت به شکل نامحدود و بسيار وسيع مي تواند باشد و اينکه هر کسي هرقدر خواست مي تواند حيازت کند يا اينکه بايد رعايت حال ديگران را نيز بکند؟

٩٥/٠٨/١٦

احکام شرکت - جلسه سی و دوم

موضوع: مزج در شرکت در بحث حيازت گفتيم که در مورد آب هاي مشترک، قوانيني جهاني وجود دارد. اجمال آن اين است که دو نوع معاهده ي بين المللي در مورد آب هاي مشترک بين کشورها وجود دارد که از آن به کنوانسيون (معاهده بين دولت هاي متعدد) تعبير مي کنند. يکي از اين کنوانسيون ها هلسينکي نام دارد که پايتخت فنلاند است و در سال ١٩٩٢ روي آب هاي مشترک و بين المللي بسته شده است. سپس معاهده ي کامل ترين به نام کنوانسيون نيويورک در آمريکا در سال ١٩٩٧ در اين مورد منعقد شد.

٩٥/٠٨/١٨

احکام شرکت - جلسه سی و سوم

موضوع: بحث اخلاقي: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روايتي مي فرمايد: أبشروا و بشّروا من وراءكم أنّه من شهد أن لا إله إلّا اللَّه صادقا لها دخل الجنّة. بشارت باد بر شما و بشارت بدهيد به کسان ديگر که اين سخن را از من نشنيده اند كه هر كس صادقانه شهادت دهد كه خدائى جز خداى يگانه نيست وارد بهشت مىشود.

٩٥/٠٨/١٩

احکام شرکت - جلسه سی و چهارم

موضوع: شرکت عقديه گفتيم سه رقم شرکت وجود دارد: گاه دو مال را چنان با هم مخلوط مي کنند که قابل جدا کردن نباشد. اين شرکت، عقديه نيست بلکه شرکت حکميه مي باشد يعني حکم الهي اين است که وقتي آن دو مال قابل تمييز نيست مالکين با هم شريک مي شوند.

٩٥/٠٨/٢٢

احکام شرکت - جلسه سی و پنجم

موضوع: اموري ذيل مسأله ي هفتم بحث در اين بود که آيا در شرکت مزج لازم است يا نه و مشهور لزوم مزج بود ولي ما گفتيم که دليلي بر اين امر نداريم.

٩٥/٠٨/٢٣

احکام شرکت - جلسه سی و ششم

موضوع: صيغه ي شرکت در ذيل مسأله ي هفتم از مسائل شرکت اموري باقي مانده بود و به امر چهارم رسيده ايم: الامر الرابع: اشتراط صيغه در شرکت کمتر کسي متعرض اين مسأله شده است البته عده اي از اصحاب اين نکته را بيان کردند که شرکت احتياج به صيغه دارد.

٩٥/٠٨/٢٤

احکام شرکت - جلسه سی و هفتم

موضوع: ثمن و مثمن در معاوضه و اذن در شرکت در سابق بحثي مطرح کرديم و آن اينکه آيا در معاوضه شرط است که ثمن و مثمن جايشان را با يکدگر عوض کنند يا شرط نيست.

٩٥/٠٨/٢٥

احکام شرکت - جلسه سی و هشتم

موضوع: بحث اخلاقي: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت است که مي فرمايد: قوا بأموالكم عن أعراضكم. يعني با اموال خود آبروي خود را حفظ کنيد.

٩٥/٠٨/٢٦

 

 

فن آوری اطلاعات

 

اصول فقه

نرم افزار درس خارج اصول که به همت بخش فرهنگي دفتر حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي(دامت برکاته) گردآوری و تولید شده، مجموعه دروس معظم له است که طی سالهای ١٣٦٤ الی ١٣٧٠ تبیین گردیده و توسط آقای شیخ احمد قدسی تحت عنوان کتاب: انوار الاصول تقریر شده و به تأیید معظم له رسیده است. در این نرم افزار صوت دروس به ترتیب موضوعات و تاریخ آن با انطباق بر مطالب کتاب ارائه شده است. همچنین کلیه امکانات کتاب خوان PDF از قبیل جستجو، یادداشت برداری، نشان گذاری و چاپ متن کتاب وجود دارد.

امکانات نرم افزار:

- درختواره موضوعی به تفکیک موضوعات کتاب، صوت دروس را در اختیار کاربر قرار می دهد.

- متن کتاب به صورت Pdf ارائه شده و برای استفاده از تمام فضای متن، قابلیت مخفی کردن منوهای راست و چپ وجود دارد.

- برای دسترسی سریع به صفحات کتاب و انتخاب صفحه دلخواه می توان از طریق آیکون مربوط در منوی سمت راست اقدام نمود.

- برای مشاهده فهرست کتاب و انتخاب یک موضوع میتوانید از طریق منوی سمت راست و آیکون مربوط اقدام نمایید.

- برای جستجوی عبارت در متن کتاب می توانید از ابزار جستجو در منوی سمت راست و یا منوی هدر کتابخوان استفاده نمایید.

- برای یادداشت برداری کافیست بر روی متن مورد نظر کلیک نموده و با درگ کردن ماوس تا انتهای متن آن را انتخاب نمایید.

- برای بزرگ نمایی متن می توانید از ابزار تعبیه شده در منوی هدر کتابخوان و یا Ctrl و اسکرول وسط ماوس، استفاده نمایید.

- به منظور چاپ تمام یا قسمتی از متن کتاب با انتخاب گزینه چاپ از منوی بالای کتابخوان ابزار تنظیمات چاپ را فراخوانی نمایید.

- ابزارهای بیشتر تنظیمات متن برای مطالعه از این قسمت قابل دسترسی است.

- برای سهولت در استماع صوت درس، گزینه های کنترل پخش در قسمت پائین درختواره در دسترس کابران قرار داده شده است.

خمس

این نرم افزار که به همت مرکز فرهنگی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی تهیه شده است، شامل دروس خارج فقه معظم له در باب خمس (أنوار الفقاهۀ - کتاب الخمس و الأنفال) است که از سال ١٣٦٩ الی ١٣٧١ تبیین شده است و شامل صوت دروس و متن کتاب أنوار الفقاهۀ - کتاب الخمس و الأنفال می باشد.

امکانات نرم افزار:

-فهرست درختواره موضوعی به تفکیک تاریخ

-جستجو در متن

-جستجوی عبارت بعدی و قبلی

-استفاده از فهرست کتاب

-نمایش صفحات کتاب برای دسترسی سریع تر به صفحه دلخواه

-امکان تهیه چاپ از متن کتاب 

مکاسب

نرم افزار درس خارج فقه مکاسب محرمه که به همت بخش فرهنگي دفتر حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي(دامت برکاته) گردآوری و تولید شده، مجموعه دروس معظم له است که طی سالهای ١٣٦٣ الی ١٣٦٥ تبیین گردیده و در سال ١٣٧٣ تحت عنوان کتاب: انوار الفقاهه: کتاب التجاره، المکاسب المحرمه به چاپ رسیده است. در این نرم افزار صوت دروس به ترتیب موضوعات و تاریخ آن با انطباق بر مطالب کتاب ارائه شده است. همچنین کلیه امکانات کتاب خوان PDF از قبیل جستجو، یادداشت برداری، نشان گذاری و چاپ متن کتاب وجود دارد.

امکانات نرم افزار:

- فهرست دروس به صورت درختواره در سمت چپ نرم افزار در دسترس می باشد.

- به منظور استفاده از کل فضای متن می توانید ابزارهای سمت راست و چپ متن را با کلیک بر روی آیکون آن مخفی نمایید.

- برای چاپ کل کتاب و یا قسمتی از آن می توانید با استفاده از آیکون مربوطه پنجره تنظیمات چاپ را فراخوانی نمایید.

- به منظور دسترسی سریع به صفحات کتاب می توانید از منوی سمت راست، با انتخاب آیکون مربوطه، صفحات کتاب را مشاهده نموده و صفحه مد نظر را انتخاب نمایید.

- برای دسترسی سریع به فهرست کتاب می توانید از منوی سمت راست، با انتخاب آیکون مربوطه، فهرست کتاب را مشاهده نموده و موضوع مد نظر را برای مطالعه انتخاب نمایید.

- برای جستجوی عبارت در متن، کافیست با استفاده از آیکون مربوطه و فراخوانی ابزار جستجو این کار را انجام دهید. همچنین از گزینه بعد و قبل برای جستجوی عبارت قبلی و بعدی استفاده نمایید. پروسه جستجو در صفحات نیز در حین جستجو نمایش داده می شود.

- برای ذخیره کتاب به عنوان فایل PDF به منظور دسترسی به آن در خارج از نرم افزار می توانید از گزینه ذخیره استفاده نمایید.

- به منظور کنترل پخش صوت می توانید از گزینه هایی که بدین منظور قرارداده شده استفاده نمایید. همچنین در بالای پلیر صوت مشخصات مدت زمان صوت و نام فایل (تاریخ ضبط صوت) نمایش داده می شود. 

نکاح

نرم افزار درس خارج فقه-نکاح که به همت بخش فرهنگي دفتر حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي(دامت برکاته) گردآوری و تولید شده، مجموعه دروس معظم له می باشد که طی سالهای ١٣٧٨ الی ١٣٨٥ تبیین گردیده است. در این نرم افزار متن پیاده شده دروس با قابلیت رونوشت برداری ضمیمه هر جلسه شده و در اختیار طلاب و پژوهشگران علوم اسلامی قرار گرفته است.

امکانات نرم افزار:

- به منظور افزایش جذابیت های بصری در ابتدای اجرای نرم افزار یک قطعه فلش تصویری صلوات بر پیامبر رحمت و خاندان مطهر ایشان پخش می گردد.

- برای دسترسی به فهرست دروس کافیست بر روی عبارت درس خارج فقه کلیک نمایید

- فهرست دروس به تفکیک سال در درختواره سمت چپ نرم افزار به منظور سهولت دسترسی کاربر، ارائه شده است.

- با توجه به طولانی بودن بعضی عناوین فهرست درختواره، برای مشاهده کامل عنوان می توانید از اسکرول پائین درختواره و یا نگه داشتن ماوس بر روی عنوان استفاده نمایید.

- قابلیت رونوشت برداری از متن با کلیک بر روی قسمت مورد نظر و درگ کردن اسکرول تا انتهای آن، وجود دارد. پس از انتخاب متن با کلیک راست ماوس گزینه های رونوشت برداری نمایان می شود

- برای بزرگنمایی متن می توانید با نگه داشتن کلید Ctrl و اسکرول وسط ماوس اندازه نوشتار را کوچک و بزرگ نمایید

- به منظور سهولت استماع صوت دروس گزینه های کنترل پخش در گوشه پائین سمت چپ نرم افزار، در اختیار کاربران قرار گرفته است.

نرم افزار دروس خارج فقه آیت الله العظمی مکارم شیرازی مباحث "خمس، مکاسب، نکاح" و همچنین درس خارج اصول فقه معظم له تولید شده در بخش فرهنگی دفتر در دسترس عموم قرار گرفت.

 

یادداشت

سبک زندگی زائران اربعین حسینی از منظر معظم له

اربعین سرمایه عظیم مکتب اهل بیت علیهم السلام است، که می توان با بهره گیری از آن، سبک زندگی صحیح را پایه ریزی کرد.

از سوی دیگر احیاء سبک زندگی، احیاء همه مبانی الهی و ارزشی است، به نحوی که دین بر احیاء این سنتها، ارزش های اخلاقی و اجتماعی تاکید دارد، زیرا تبیین سبک زندگی اسلامی، جامعه را متحول می کند.

بنابراین باید باور کنیم که مسائل فرهنگی با مسائل دیگر رابطه تنگاتنگ دارد، اگر مسائل فرهنگی تخریب شود مسائل دیگر نیز وضع نابه سامانی پیدا خواهند کرد، لیکن اگر فرهنگ اصلاح شود مسائل دیگر نیز اصلاح خواهد شد.

اینجانب حتی به مسئولان محترم آستان قدس رضوی و آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها هم عرض کردهام که زیارت جای خود دارد، اما باید از جمعیت میلیونی زائران استفاده فرهنگی شود.

از این رو باید به همه زوار عزیز اربعین حسینی و گروهها و موکب هایى که به آنها خدمت مىکنند گفت؛ راهپیمایی پرشور اربعین حسینی و اصل زیارت اربعین ،ترکیبی از ارائۀ خدمات و مسائل فرهنگی است که هر دو باید رعایت شود، کار خدماتی مهم است لیکن امور فرهنگی مهم تر از آن است، و از آنجا که استفاده فرهنگی از این زیارت بر شکوه و عظمت حضور ٢٠ میلیونی مردم در زیارت اربعین خواهد افزود، لذا باید کارهای فرهنگی را بیشتر توسعه دهیمبلکه باید در این زمینه دقت شود که بار از روی دوش افراد برداشته شود. گردانندگان مواکب نیز به مسائل فرهنگى توجه فراوان داشته باشند و از این رستاخیز عظیم براى آن استفاده کنند.

اخلاص در نیت

گفتنی است بندگان خالص خدا بايد تمام شؤون زندگى خود را براى او خالص گردانند، غير او را از خانه دل و صحنه جان، و ميدان عمل، و دايره گفتار بزدايند، به او بينديشند و براى او دوست بدارند، از او سخن بگويند و به خاطر او عمل كنند، و هميشه در راه رضاى او گام بردارند كه «اخلاص‏ دين» همين است.

لذا هرگاه اخلاص در وجود انسان ريشه‏ دار شود ثمره نهايى آن همان اعمال انسان است. از سوی دیگر ريشه همه دستورات دينى‏ به اخلاص‏ در عبوديت باز مى‏ گردد. زیرا اخلاص‏ یکی از مراحل باورهاى دينى‏ است‏ و آنچه در برنامه‏ هاى دينى‏ اهميت فوق العاده دارد اخلاص‏ و خلوص نيت است.‏

عزادارى‏ ها نیز بايد خالى از پيرايه و با خلوص‏ نيت‏ انجام گيرد.از گذشته دور تا زمان ما، هر زمان كه شيعيان فرصتى پيدا مى ‏كردند، روز اربعين‏ حسينى را به كربلا مى‏ رفتند و با شور و هيجان و اخلاص‏، آن حضرت را زيارت مى‏ نمودند. در اين سال‏ها نيز ميليون‏ها عاشق دلسوخته اربعين را به كربلا مى‏ روند و شهيدان كربلا را زيارت مى‏ كنند.

بنابراین در راهپیمایی عظیم اربعین همگى سعى کنند نیتهایشان کاملا خالص باشد و به همین دلیل از هرگونه تبلیغات شخصى و جناحى بپرهیزند که بسیار با اهداف مقدس شهدا ناسازگار است.

لزوم آموزش های احکام و معارف اسلامی در طول مسیر راهپیمایی اربعین به زائرین

اربعین سرمایه عظیم و مهم شیعه است که می توان از ظرفیت های آن برای اجرای برنامه های گوناگون فرهنگی استفاده کرد، لذا باید کار فرهنگی انجام شود؛ ممکن است برخی از زوار در طول کل سال در چنین برنامه های مذهبی شرکت نکنند که گاهی با احکام و مسائل نماز آشنا نیستند، حال که این افراد به عشق امام حسین علیه السلام مجذوب شدند آمادگی پذیرش دارند که باید از فرصت استفاده کرد. باید برنامه ریزی کاملی با مشورت های لازم انجام شود که بیشترین بهره برداری برده شود.

بی تردید کسانی که در این برنامهها حضور پیدا میکنند روحشان آماده است و باید مسائل مورد نیاز را منتقل کرد و یکی از مسائل، موضوعات اعتقادی است. لذا کمبودهای احکام و آشنایی با معارف دین در چنین فرصت هایی باید برطرف و به زائران آموزش های لازم داده شود، همه باید به صورت عمومی آشنای به قرآن، اهل بیت علیهم السلام و وظایف شرعی خود شوند.

توصیه خاصی که برای تحقق این مهم دارم این است که باید زائرسرایی بزرگ ساخته شود تا تمام سال به زوار خدمت رسانی کنند، که می توان کتابخانه یا حتی حوزه علمیه ای در آن فضا تأسیس کرد.

لزوم دستگیری از نیازمندان؛ میل به نیکوکاری

ائمه معصومین علیهم السلام کمک به دیگران را یکی از اصول اساسی می دانستهو با اخلاق خوب با مردم برخورد و ناملایمت ها را تحمل می کردند؛ لذا برخورد خوب، مودبانه و محبت داشتن به مردم عامل موفقیت در تمام زمینه هاست.

در حالی که ما اين مسأله (ادعاى تشيع) را خيلى ساده حساب كرده ‏ايم به طورى كه با توسل، و زيارت‏ و دعا مى‏ خواهيم خود را شيعه بدانيم. اگر چه كسى نمى‏ خواهد توسل و زيارت را كم‏ ارزش كند ولى شيعه بودن، غير از اينها امور متعددى مانند: فداكارى، ايثار، معرفت، تقوا و ... مى ‏خواهد.

از این رو یکی از نکاتی که در راهپیمایی عظیم اربعین باید مورد توجه باشد این است که توانمندها باید به فکر ناتوانها باشند. اگر کسی در راه مانده است یا مشکلی پیدا کرده باید به او کمک کنند، زائران باید به فکر یکدیگر به ویژه به فکر افراد ناتوان و در راه مانده بوده و حال سالمندان و کودکان را مراعات کنند. تا لطف خدا شامل حال آنها شود.

لذا رعایت حال مستمندان بر همگان واجب است، بلکه زائران اربعین حسینی سعی کنند به موقع استراحت کرده و در مسیر به یکدیگر کمک کنند، اگر کسی بیمار شد، از او مراقبت کنند و هوای همدیگر را داشته باشند تا این مسیر را به خیر و خوبی بپیمایند.

لزوم رعایت موازین شرعی از سوی عزاداران حسینی

بدون شک هر چقدر واقعه ای بزرگتر باشد با آسیب هایی به مراتب بزرگتر مواجه می گردد، لذا باید بیش از پیش مراقبت کرد؛ لذا زیارت اربعین بسیار خوب است، اما امری مستحب است، نمیشود زائران به زیارت اربعین بروند و از نماز که ستون دین است غافل باشند. از این رو باید نسبت به مسائل مربوط به نماز تأکید کرد.

بدین ترتیب افرادی که در مسیر پیاده روی در حال حرکت هستند، سعی کنند در مسیر راه به یاد خدا و امام حسین علیه السلام باشند و نسبت به نماز اول وقت نیز اهتمام خاصی داشته باشند.

لزوم رعایت حجاب و عفاف؛ ضرورت عدم اختلاط بین زن و مرد

لازم به ذکر است در راهپیمایی اربعین حسینی، مسأله حجاب و عفاف، همچنین اختلاط بین زن و مرد باید مورد توجه و مراقبت قرار گیرد؛ باید در این شرایط علاوه بر خدمت رسانی موازین شرعی را توصیه و بازگو کرد و یا حتی الامکان برخی از مسائل را در این زمینه، به صورت بروشور در تیراژ زیاد منتشر و در دسترس زوار قرار داد.

هم چنین نباید ، جنبههای حجاب و مساله عدم اختلاط به فراموشی برود، جمعیت میلیونی اربعین ممکن است آسیبهایی داشته باشد که باید هوشیار بود.لذا برای برون رفت از این نقیصه بانوان، جداى از مردان و نامحرمان زيارت‏ كنند و با حجاب‏ كامل تشرف يابند و بدانند زيارت‏ مستحب است و مراعات حجاب‏ و جهات عفت واجب است؛ مبادا واجب را فداى مستحب کنیم.

ضرورت اجتناب از اطالۀ زیارت

از جمله نکات مهم در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی این است که زائرین از زیارت طولانى پرهیز کنند و به زیارت مختصر قناعت نمایند و محل را براى دیگران خالى بگذارند و به دستور «زر فانصرف» عمل کنند.

نباید فراموش نمود که به هنگام ازدحام به مقدار لازم از زيارت‏، قناعت نمايند و جاى خود را به ديگران بسپارند و بايد دانست آنچه در زيارت مهم است كيفيت است نه مقدار و كميت، گاه يك سلام كوتاه‏ جاى يك زيارت طولانى را مى‏ گيرد و در بعضى از روايات دستور به تعجيل در بازگشت داده شده است.

با این اوصاف از ما سؤال شده كه آيا به دليل ناتواني قبل و بعد از روز اربعين مي توان به زيارت مرقد ملكوتي امام حسين علیه السلام رفت، ما در پاسخ عرض مي كنيم در صورت ضرورت اشكالي ندارد و قبول است به علاوه زائران بايد زيارت خود را طولاني نكنند بلكه سريع تر برگردند و محل را به ديگران واگذار كنند، اين كه بگويند نذر داريم كه چندين روز در كنار مرقد امام حسين علیه السلام بمانيم صحيح نيست.

متأسفانه برخی زائران می گویند ما نذر کرده ایم دو روز، پنج روز، ۱۰ روز در کربلا ساکن باشیم، اما به راستی این چه نذر بی موقعی است که در این شرایط و انبوه جمعیت که باید زیارت مختصر انجام داد افراد چنین نذرهایی می کنند. به راستی در شرایطی که با انبوه جمعیت روبرو هستیم باید زوار زیارت را کوتاه و مختصر کرده و بر سه روز ماندن در کربلا اصرار نداشته باشند.

شکی نیست که اشتباهاتی در این زمینه وجود دارد که باید با آموزش و کار فرهنگی برطرف شود، خطبا نیز باید مرتب زوار را توصیه به رعایت موازین شرع کنند و این ها را می توان به صورت بروشور در اختیار مردم قرار داد.

حفظ نظم و انضباط در مراسم پیاده روی و زیارت روز اربعین

مسئله زیارت اربعین از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در حال نظاممند شدن است،لذا تمام عاشقان این مذهب اعم از برادران و خواهران به خصوص جوانان عزیز نظم لازم را رعایت فرمایند که در سایه نظم هر گونه کاری باشکوه تر و با عظمت تر است.

بدون شک بی نظمی از جمله آسیب هایی است که می تواند مشکلات متعددی را برای زوار امام حسین علیه السلام رقم بزند لذا خطبا و سخنرانان نسبت به رعایت نظم تأکید مؤکد داشته باشند چراکه خدایی نکرده اگر واقعه منا در عراق شکل بگیرد بدون تردید از سوی دشمن به مراتب بیشتر و بزرگتر جلوه می کند.

بنابراین در رفت و آمدها باید نظم رعایت شود تا خدای ناکرده کسی زیر دست و پا نماند ،الحمدلله در سالهای اخیر برنامهریزی و امنیت خوبی برقرار بوده و تاکنون مشکلی پیدا نشده و ان شاءالله که حادثه ای پیدا نشود.

ما هرساله شاهد برگزاری هرچه باشکوهتر مراسم اربعین هستیم و همگان اذعان دارند که مدیریت بیش از ٢٠ میلیون زائر در زیارت اربعین بهتر از مدیریت حج آل سعود است، البته باید مراقب بود که این مسأله مستمر و مداوم باشد.

برای تحقق این مهم، زائران باید از هر گونه عجله و شتاب که ممکن است خداى ناکرده موجب به هم ریختن صفوف و حوادث دردناکى مانند فاجعه منا شود بپرهیزند و خونسردى و آرامش خود را در هر حال حفظ کنند. امید است که برنامه زیارت اربعین امسال نیز همچون سالهای گذشته بهصورت منظم برگزار شود.

قانون گرایی؛ (زائران اربعین بدون گذرنامه سفر نکنند؛ به مقررات حاکمیتی عراق احترام بگذارید)

ایرانیها در زیارت اربعین باید بدانند که برنامه عظیم اربعین در کشور عراق است و حاکمیت برای آنهاست، مردم ایران در آنجا مهمان هستند و باید ببینند که دولت و مردم عراق بهعنوان میزبان چه تدبیری برای آنها دارند و ایرانیها باید به دستورات دولت عراق عمل کنند.

لذا افراد نباید بدون گذرنامه به زیارت اربعین بروند، متأسفانه برخی با حضور در مرزها فشار میآورند تا به عراق بروند، این کارها درست نیست، افرادی که اینگونه عمل میکنند، نمازشان را نمیتوانند شکسته بخوانند، چون سفر آنها اشکال دارد، بلکه زائرین ایرانی برای شرکت در زیارت اربعین باید قوانین را رعایت کنند. انتظار می رود مردم با گذرنامه و بهصورت قانونی از مرزها عبور کنند تا خللی در انجام باشکوه این مراسم به وجود نیاید.

هم چنین زائرانی که برای این زیارت به عتبات عالیات سفر می کنند علاوه بر داشتن گذرنامه باید به قوانین حاکمیتی عراق احترام بگذارند.

موکبهای اربعین از اسراف بپرهیزند

تأکید بر جلوگیری از اسراف و تبذیر در برنامه اربعین به ویژه در موکب های عزاداری در ایام اربعین حسینی از جمله مهترین ضرورت ها است؛ باید مراقب باشیم از ریخت و پاش ها جلوگیری کرده و آن مقداری که جذب می شود مواد غذایی را به کار برد.

از این رو نباید در این موکب ها ریخت و پاش هایی اتفاق بیفتد، چراکه ما مناطق محرومی سراغ داریم که حتی از ابتدایی ترین امکانات هم محروم هستند و می توان با مقداری صرفه جویی به این مناطق کمک کرد.

لزوم توجه زوار اربعین حسینی به رعایت توصیههای بهداشتی

از جمله آداب زیارت این است که زائران از هر گونه ايجاد مزاحمت و ناراحتى براى ديگران بپرهيزد و سعى كند از آلوده كردن اين حرم‏ هاى مقدس بپرهيزند و حداكثر نظافت‏ را كه از مهمترين دستورات اسلام است رعايت كنند. اینچنین است که زائران باید در زیارت اربعین حسینی از آلوده ساختن محیط زیست جداً بپرهیزند.

عدم رعایت نظافت از جمله آسیب هایی است که دامن گیر زوار و حتی موکب ها در طول مسیر می باشد چراکه حجم جمعیت نمی تواند نظافت صددرصد را برایمان رقم بزند اما سفارش و توصیه ها می تواند چاره ساز و کارساز باشد، اگر نظافت نباشد بیماری به وجود می آید و زوار را با مشکلاتی مواجه می کند.

از این رو مسئله رعایت نظافت تا آنجا که امکان دارد باید سفارش شود که زوار حداکثر نظافت را در طول مسیر این راهپیمایی و نیز در حرم های مقدس رعایت کنند.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت شیعه واقعی کسی است که احیاء گر عملی سنت و سبک، آداب، روش، اخلاق، عدالت و در یک کلام زندگی حسینی در جامعه باشد، که در این میان اربعین گوهر گران بها و گنجینه بسیار پرارزشى از احیاء زندگی حسینی است که سبب عظمت اسلام و مکتب اهل بیت (علیهمالسلام) است و باید هر چه بهتر از آن بهرهبردارى نمود.

اینگونه است که سوگواران حضرت سیدالشهدا علیه السلام با پای پیاده به سمت کربلای معلی در حرکت هستند و غوغای عجیبی را بپا کرده اند که باید این را حفظ کرد. ما برای همه زائران اربعین حسینی دعا مىکنیم که سالم بروند و سالم برگردند و زیارتشان مقبول درگاه خدا شود، خداوند همه را حفظ کند و موفق دارد.

 

یادداشت

راهكارهای ترویج فرهنگ مطالعه و كتابخوانی از منظر معظم له

مسئله کتاب و کتابخوانی از جمله امور مهم و پیچیده کشور است، زیرا کتاب بهترین حلقه اتصال تاریخ گذشتگان به امروز است، بدون شک، پیشرفت دانش و تمدن ها نیز به نوعی مرتبط با کتاب است

امروزه رسانه ها در دنیا حرف اول را می زنند، و یکی از بزرگترین رسانه ها همین کتاب هایی است که تألیف و در اختیار علاقه مندان گذاشته می شود. اگرچه در مملکت ما هنوز مساله مطالعه خیلی جدی گرفته نشده ولی احساس می کنیم نسبت به گذشته بهتر شده است.

سخن از کتاب در اسلام بسیار مهم است، بلکه در مورد کتاب و کتابخوانی باید گفت که روح اسلام، روح علم و دانش است. در واقع اسلام دین علم است. اولین سخن پیامبر پس از بعثت اقراء است. در نتیجه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم آمده که مردم را از جهل خارج کرده و به علم برساند. چرا که معجزه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلّم کتابی به نام قرآن است. بر خلاف معجزه تمام پیامبران که جنبه فیزیکی دارد، معجزه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلّم جنبه روحانی و معنوی دارد؛ و آن حضرت با قرآن جامعه ای مرده را زنده کرد و در مسیر صحیح قرار داد.

هم چنین در قرآن سوره ای به نام قلم داریم که سوگند به قلم خورده است. در تبیین اهمیت قلم باید به آیه «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ »، اشاره کرد؛ برخی از «نون» به مداد و برخی به جوهر و نیز برخی به لوح و عده ای هم به دوات یاد کرده اند.

تعبیر دیگر در مورد قلم این است که گفته شد، قیام دین و دنیای مردم به دو چیز است؛ یکی قلم و دیگری سیف که کنایه از قدرت است و نیز گفته اند که «والسَّیف تحت القلم»؛ قدرت هم باید از فرهنگ، علم و دانش الهام بگیرد. قدرت بدون علم و فرهنگ بلا است.

و از «و ما یسطرون» به هرآنچه که نوشته را تنظیم و منظم می کند، تعبیر شده است. خداوند به آنچه به قلم نظام می بخشد، قسم یاد کرده است. قرآن با قسم به کتاب و قلم در پی آن است تا اهمیت این گونه موارد را برای ما یادآوری کند، چرا که همین کتاب ها و قلم ها می توانند، جهانی را دگرگون سازند،قلمی که بشر را به علم می رساند.

تعبیرات و کلام بزرگان نیز حاوی این مطلب است که انسان به دو گونه می تواند آنچه در درون، اندیشه و روحش جریان دارد، ابراز کند. گاهی به زبان که امواج صوتی است و خیلی زود در فضا محو می شود، اما گاهی به قلم است که هرگز با گذشت زمان محو نمی شود، زیرا نه مکان را به رسمیت می شناسد و نه زمان را؛ به همه جا و به هر زمان می رسد. در حالی که بیان، هم از نظر مکان محدود است و هم از نظر زمان.

بنابراین باید تأکید کرد مسئله کتاب و کتابخوانی از جمله امور مهم و پیچیده کشور است، زیرا کتاب بهترین حلقه اتصال تاریخ گذشتگان به امروز است، بدون شک، پیشرفت دانش و تمدنها نیز به نوعی مرتبط با کتاب است؛ اگر کتاب وجود نداشت رابطه ما با پیشینیان قطع میشد؛ حال آنکه بیشتر علوم، دانشها، تمدنها، مسائل اقتصادی و سیاسی و علوم الهی با کتاب در ارتباط است.

اهمیت و ضرورت ترویج فرهنگ کتابخوانی

گفتنی است در سال ٥٨ و روزهایی که انقلاب تازه شکل گرفته بود، امام خمینی رحمه الله علیه فرمان مبارزه با بی سوادی را سردادند تا مشخص شود انقلاب اسلامی به دنبال علم و سواد است؛ بنابراین همچنان که امام راحل فرمودند باید ریشه بی سوادی از کشور برچیده شود، زیرا اسلام دین سواد است، و یکی از حقوق فرزندان، آموزش سواد است؛ در اسلام مقام معلم و متعلم بسیار مهم است و سواد در اسلام عبادت است.

لیکن با همۀ این اوصاف یکی از این اموری که هنوز جدی گرفته نشده است، مساله مطالعه کتاب است؛ واقعیت این است که متاسفانه آنقدر آمار کتابخوانی و مطالعه در کشورمان پایین است که نمیتوان آمارها را اعلام نمود.

در حالی که مطالعه باید جزئی از زندگی مردم باشد، فرهنگ مطالعه باید زنده باشد، زیرا مطالعه به عمر انسان برکت می دهد، لذا باید در راستای ترویج کتابخوانی در میان آحاد جامعه تلاش شود، در صورتی که فرهنگ مطالعه در جامعه نباشد، وجود بهترین کتابخانه ها نیز نمی تواند تاثیرگذار باشد.

البته با تلاش و فرهنگسازی میتوان حرکت ارزشمندی را رقم زد.به عنوان نمونه استقبال بسیار خوب مردم از نمایشگاه کتاب در سال های اخیر نشان می دهد که مردم ما تدریجاً دارند به کتاب اهمیت می دهند و استقبال از نمایشگاه کتاب خود دلیلی بر این مدعاست . چنین استقبالی مؤید این است که ان شاءالله جامعه ما بیش از پیش به سوی کتاب خوانی می رود که این باعث امیدواری است.

انگیزه سازی؛ عامل کلیدی در ترویج کتابخوانی

تردیدی نیست که باید انگیزه کتابخوانی را افزیش داد، زیرا مهم ترین مسئله در امر ترویج کتابخوانی، ایجاد انگیزه در بین مردم است، لذا مسئولان باید در حرکتی هماهنگ و با تعامل با رسانه ها و عالمان دین، انگیزه کتابخوانی را در جامعه زیاد کنند.

برگزاری مسابقات کتابخوانی، اهدای جوایز و ایجاد فضای پرجاذبه در کتابخانه ها از جمله راه های بالا بردن انگیزه کتابخوانی در میان مردم است.

«کتاب»، بدون جایگزین؛ تضاد ابزارهای نوین و فضای مجازی با فرهنگ مطالعه

توسعه و ابزارهای نوین در همه چیز تحول و نوآوری را رقم نمی زند، مانند کتاب و کتابخوانی که نمی تواند جایگزین مناسبی برای آن باشد.

برخی فکر می کنند ابزارها و فناوری های نوین می توانند جایگزین کتاب باشند در حالی که اینگونه ابزارها و فناوری ها خسته کننده و مخاطب را کسل می کند، در عین حال که همیشه در دسترس نیستند، لذا نمی توانند جایگزین کتاب باشند و کتاب جایگزینی ندارد.

لپتاپ برای مطالعات عمیق، خستهکننده است

در تبیین این مدعا باید گفت کتاب و تورق آن با فناوری و تکنولوژی سنخیت ندارد اگر انسان بخواهد یک مطالعه عمیق داشته باشد باید با کتاب کار خود را دنبال کند؛ زیرا مطالعه با ابزار دیگر خسته کننده است. لذا موبایل و فضای مجازی چه امروز و چه در آینده نمی توانند جای کتاب را بگیرد. به عنوان نمونه لپ تاپ برای مطالعات عمیق، خسته کننده است. البته برای مرور اجمالی می توان از لپ تاپ استفاده کرد اما برای مطالعات عمیق نمی توان از آن بهره جست.

معرفی کتاب خوب؛ بهترین راهکار ترویج کتابخوانی

بدیهی است کتاب همچون شمشیر دولبه است اگر از کتاب به خوبی استفاده شود، می تواند جامعه ای پاک و نمونه بسازد و اگر کتاب فاسد و مفسدی نوشته شود می تواند جامعه ای شرور و فاسد بسازد و افراد خائن را تربیت کند.

لذا معرفی و طبقه بندی کتاب های مناسب برای تمام رده های سنی ضروری است و باید در عرصه کتاب، به گونه ای عمل کنیم که هر کس به راحتی بتواند گمشده خود را بیابد که این کار سبب افزیش مطالعه در جامعه می شود.

امروزه دشمنان تلاش می کنند از طریق کتاب و فعالیت های غیراخلاقی، جوانان ما را گمراه کند ما نباید در برابر این هجمه سکوت کنیم باید به مقابله آن بپردازیم و به موازت کارهای منفی دشمن به جوانان خوراک مثبت بدهیم.

نهادهای دینی به ویژه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم هم باید سعی کند به صورت مرتب کتاب هایی را که منتشر می شود، به جامعه معرّفی نماید.

خلاقیت و نیازسنجی؛ مهمترین ضرورت در تألیف کتاب

ما در مقولۀ تولید کتاب با آسیبی به نام تکرار مکررات مواجهیم؛ در تألیف کتاب گاهی موضوعاتی انتخاب میشود که مورد نیاز نیست، برخی، چیزهایی را می نویسند که دیگران هم عین آن را نوشته اند. حال آنکه باید به دنبال مطلبی رفت که تاکنون در مورد آن بحث نشده و مورد نیاز است.

برای رفع این نقیصه باید حلقه اتصالی بین نویسندگان به وجود بیاید تا از مسایل تکراری جلوگیری شود. گاهی چند مولف مطلب یکسانی را در چند نقطه بی خبر از یکدیگر نوشته اند که کار درستی نیست. اگر نویسنده ای مطلب تازه ای ندارد، موضوع دیگری را انتخاب کند. از طرف دیگر باید موضوعات جدید به نویسندگان عرضه شود. گاهی شخص، نویسنده خوبی است اما نمی تواند انتخاب موضوع کند و دستش خالی است. گاهی همین عرضه موضوعات و سرفصل ها ٥٠ درصد راه است .به هر حال باید از دوباره کاری ها جلوگیری کرد. باید سرفصل ها و موضوعات جدید و مناسب را به نویسندگان عرضه کرد .لذا می توان هیأتی را برای انتخاب موضوعات مشخص کرد تا دست نویسندگان از نوشتن موضوعات روز و جدید خالی نباشد .

هم چنین نویسندگان باید چندین موضوع را در نوشتن کتاب لحاظ کنند که یکی از آن ها نوشتن کتاب با ادبیات مخاطب است؛ بنابراین نویسندگان متناسب با نیازهای روز و ادبیات مخاطب قلم بزنند و از نوشتن کلمات دشوار دوری کنند.

متأسفانه کتاب هایی در حوزه کودکان نوشته اند با الفاظی که به هیچ وجه کودک نمی تواند معنای آن را بفهمد. کتاب کودک را باید با ادبیاتی نوشت که کودک می فهمد. هر قشری ادبیات خاص خودش را دارد. نوجوان ادبیات خاص خودش را دارد. بزرگسالان قدیمی کشور ما ادبیات خاص خودشان را دارند. بنابراین محتوا مطلبی است، ادبیات مطلبی دیگر.

عوام زدگی؛ عامل بنیادین در تعمیق رکود بازار كتاب و كتابخواني

یکی دیگر از آفات این است که شخص گرفتار عوام زدگی بشود؛ برخی می خواهند چیزهایی را بنویسند که مطلوب عوام باشد. مردم بازوی ما هستند، ولی گاهی اشتباهاتی در آنها مشاهده می شود. اندیشمندان باید رهبران جامعه باشند، نه پیروان جامعه؛ معنای مردم سالاری نیز برخاسته از همین مطلب است؛ معنی مردم سالاری این نیست که آنها پیشوای اندیشمندان باشند، بلکه اندیشمندان باید رهبری کنند و همراه آنان باشند.

بنابراین باید بر مبنای ادبیات زمان، شبهات و نیازها باید مخاطبین خود را بشناسیم؛ وقتی می خواهیم برای توده مردم مطلب بنویسیم، به ادبیات خاص خود نیاز دارد. ادبیات دانشجو و دانشگاه، ادبیات دیگری است و بالاخره ادبیات حوزه و اندیشمندان حوزه به گونه ای دیگر است؛ باید نیازها و ضرورت ها را در نظر بگیریم.

ترویج فرهنگ کتابخوانی در پرتو توجه هدفمند به کتاب آرایی

باید اذعان نمود محتوای خوب، یک نکته است ولی عرضه خوب بسیار مهم است؛ قرآن دارای محتوای خوبی است و به همین میزان به خوبی عرضه شده است، از این رو عرضه و آموزش های این عرصه باید کلاسیک شود؛ یعنی باید کاری انجام شود که طرح و محتوای کتاب کاملاً هماهنگ باشد.

این مطلب ثابت شده که آرایش کتاب ٥٠ درصد تأثیر یک کتاب را به خود اختصاص می دهد؛ عرضه خوب در این عصر بسیار مهم و چشمگیر است؛ در وسایل مصرفی برای خرید و جذب مشتری، همیشه سعی می شود که بهترین بسته بندی ها انجام شود. بنابراین از کج سلیقی و بی سلیقگی در عرضه کتاب دوری شود.

گاهی انتخاب اسم و عنوان کتاب، نصف جاذبه کتاب را تشکیل می دهد و نیز تیترها و اسامی کتاب ها، جداسازی بحث ها، و شماره گذاری کردن مطالب در جذابیّت کتاب بسیار مؤثر است،لذا باید در صفحه آرایی ها قوانین مورد نیاز نگارش را مورد توجه قرار دهیم.

البته باید گفت، گاهی این موضوع افراط را به دنبال دارد چراکه در برخی از کتاب ها نصف کاغذ را حواشی به خود اختصاص می دهد به همین علت افراط کردن در کتاب آرایی و مجله آرایی اشتباه است.

گسترش فرهنگ کتابخوانی در گرو کیفیت گرایی در تولید کتاب

عجولانه مطلب نوشتن از جمله آفات تألیف کتاب به شمار می آید؛ برخی تمام تلاششان این است که آمار نوشته هاشان بالا برود، در حالی که قرآن به کیفیّت اهمیت می دهد و به آن سفارش می کند، پس باید کمتر و بهتر نگارش کرد. این کار بهتر از آن است که بیشتر بنویسید و کم مغز بنویسید. پشت سر هم نوشتن و چاپ کردن افتخار نیست؛ قرآن کریم می فرماید: اَلّذی خلَقَ الموت و الحیاة لِیَبْلُوَکم أیّکم احسنُ عملاً»، نفرمود «اکثرُ عملاً»، بلکه فرمود: «اَحْسَنُ عَملاً». اسلام به کیفیّت اهمیت می دهد.

در تبیین کیفی گرایی باید گفت یکی از آسیبهای عرصه کتاب و نشر جمع آوری بودن غالب کتابها است و این نشان میدهد که تولید علمی در آن صورت نگرفته است. حال آنکه کتاب ها باید پادزهری باشند در مقابل آن سمومی که دشمنان دارند ایجاد می کنند.

به عنوان نمونه یکی از فرهنگهای مسلط بر کتابها این است که گفته میشود به هر میزان منابع آن بیشتر باشد، کتاب بهتر است؛ در حالی که این کار گردآوری بودن کتاب را نشان میدهد؛ متأسفانه در فرهنگ کنونی ما هر چقدر منابع کتاب کمتر باشد، امکان برگزیده شدن آن نیز کمتر میشود.

شبیخون به فرهنگ مطالعه و کتابخوانی با سرقت های ادبی

متأسفانه امروزه برخی با استفاده از اثرات دیگران و یا گردآوری از منابع دیگر بدون تولید علم سرمایهای را هدر میدهند و دست به تألیف میزنند که این امر پسندیده نیست. و یا برخی کتابهایی را ترجمه کرده و به نام خود به چاپ میرساند.

این امور از نظر اخلاقی خوشایند نیست و این افراد بدانند که بالاخره رسوا میشوند.

روان نویسی؛ پرهیز از غامض نویسی؛ راهکار کلیدی در توسعۀ کتابخوانی

امروزه یکی از ادبیاتهای حاکم بر دانشگاهها استفاده از الفاظ پیچیده و کلمات نامفهوم در نوشتارها است که این کار حتی در حال سرایت به حوزههای علمیه است؛ برخی خیال میکنند پیچیدهترین کتاب، علمیترین کتاب است و روان نویسی را عاملی بر پایین بودن سطح کتاب بیان میکنند.

نقش راهبردی خیرین کتابخانه ساز در بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی

تاسیس کتابخانه عمومی از جمله مهترین فعالیت ها و راهبردها در ترویج فرهنگ کتابخوانی است. بنابر روایات اسلامی یکی از کارهای نیک کمک به نیازمندان است که ثواب آن قابل احصاء نیست و به یقین اگر نیازمندان در یک منطقه مستحق باشند و این کار نیک ساختن کتابخانه یا مسجد بوده باشد فضیلت آن چند برابر می شود.

لذا افراد خیر و توانمند تصمیم بگیرند که به این جمع خیرین خداجو بپیوندند و اگر هم پیوسته اند تلاش خود را بیشتر کنند و بدانند که شرکت در این کار موجب برکت درعمر و مال آنها و سبب آمرزش گناهان و دفع بلاها و حل مشکلاتشان خواهد شد.

من از خدای بزرگ برای همه عزیزانی که با توسعه فضاها و امکانات، در این اقدام خیر شرکت نموده اند موفقیت، سربلندی، عزت و سلامت روح و جسم می خواهم و امیدوارم همواره از همه خطرات جسمی و روحی در امان باشند.

کتابداران, طبیبان روح جامعه

بدیهی است کتابداران، طبیبان روح جامعه هستند، لذا کتابخانه ها می توانند با تنوع در کتاب ها، مکان مناسب، پذیرایی مختصر، برخورد با احترام و محبت، جاذبه های کتابخانه ها را افزایش داده و با دراختیار قرار دادن کتاب های مناسب به مراجعه کنندگان، و جلوگیری از در دسترس قرار گرفتن کتاب های مضر و نامتناسب، زمینه را برای رشد و تعالی جامعه فراهم آورند.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت قلم ها و زبان ها باید روی حساب و کتاب باشد، در صورت تحقق این مهم می توان گفت مطالعه، ورزش روح است و از ورزش جسم برتری دارد، لذا همان گونه که امروز به امر ورزش بها داده می شود، باید به مقوله کتاب و کتابخوانی توجه بیشتری شود.

امید است بتوانیم در سال های آینده شاهد هزاران کتاب باشیم که دارای ابتکار، بالندگی و سازندگی و گره گشایی در جامعه باشد. بی شک همه عزیزانی که در این راه تلاش می کنند در نزد خداوند صاحب اجر و پاداش هستند و با همت خود ارزش انسانی خویش را نشان می دهند، همانطور که در روایات آمده است «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ؛ ارزش هر کس به اندازه همت اوست».

 

یادداشت

واکاوی گزاره های اعتقادی در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام از منظر معظم له

حصول عزت انسانی در سایۀ اطاعت الهی / چرا در عبادت بی نشاطیم‏ ؟! / مرگ جاهلیت (ضرورت امام شناسی) / چرا از مرگ می ترسیم؟

روز هفتم ماه صفر، روز شهادت امام حسن مجتبى‏ عليه السلام است. همان امامی که، در کنار حضرت «على»، «فاطمه» و «حسين» عليهم السلام دریافت کنندۀ نعمت‏ هاى دوازده‏ گانه‏ اى است كه در ضمن آيات چهارده‏ گانه سوره انسان ذکر شده، و مختص به «ابرار» و «نيكان» است.

گفتنی است سيل ويرانگر تمدن غرب با همان رنگ ضد دينى و مظاهر فريبنده و تبليغات گسترده خود به كشورهاى اسلامى هجوم آورد. در اين برخورد بود كه نخست پايه ايمان و اعتقاد مذهبى مردم صدمه ديد.

در حالى كه در نظام هاى دينى، اعتقادات‏ قلبى و تعهدات معنوى و ايمان به دادگاه بزرگ الهى در قيامت، و توجه به مراقبت پروردگار در دنيا، يكى از انگيزه‏ هاى مهم‏ و ضامن اجرائى قوى است. بلکه مهم‏ آن است كه هر كدام از آحاد جامعه، دليلى قانع كننده در مسائل مربوط به اصول دين و اعتقادات‏ مذهبى داشته باشند.

از سوی دیگر نیز روشن است که بدون داشتن اعتقاد به يك مبدأ ثابت و لايزال، رشد مهارت هاى علمى و صنعتى چيزى جز اضطراب و تيره روزى، توسعه انواع مفاسد اخلاقى و اجتماعى، هرج و مرج‏ هاى طبقاتى و سقوط و فساد تشكيلات سياسى و اقتصادى به دنبال خود نخواهد داشت.

حصول عزت انسانی در سایۀ اطاعت الهی

بى‏ شك والاترين ويژگى مؤمنان، صفت زيباى عبوديت و بندگى‏ خداست، و روشن‏ترين دليل اين مدعى، آن كه مسلمانان از آغاز اسلام تا قيام قيامت، روزانه حد اقل ده بار قبل از شهادت بر رسالت پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله، به عبوديت و بندگى ايشان شهادت مى‏ دهند (و اشهد أن محمدا عبده و رسوله)، يعنى‏ راز رسيدن به مقام شامخ و بى‏بديل رسالت را، بندگى و عبوديت كامل آن حضرت مى‏ دانند.

بندگى‏ خدا يعنى‏ وابستگى مطلق به او، يعنى‏ در برابر اراده او از خود اراده‏ اى نداشتن، و در همه حال سر بر فرمان او نهادن.بندگى خدا يعنى بى‏ نيازى از غير او، و بى‏ اعتنايى به ما سوى الله، و تنها چشم بر لطف او دوختن، اين همان اوج تكامل انسان و برترين شرف و افتخار او است.

لذا مسأله عبوديت و بندگى‏ آن قدر مهم است كه در قبل از رسالت ذكر شده است، همان‏گونه كه مسلمانان در تشهد نيز قبل از شهادت به رسالت، شهادت به بندگى‏ آن حضرت مى‏ دهند!،اینگونه است که امام حسن مجتبى عليه السلام به جنادة بن اميه فرمود: «اذا أردت عزا بلا عشيرة وهيبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصية الله الى عز طاعة الله‏؛ اى‏ جناده‏، اگر مى‏ خواهى بى‏ خويشاوند عزيز باشى و هيبت داشته باشى، از خوارى گناه الهى به عزت اطاعت الهى درآى».،

بندگى كن تا كه سلطانت كنند

تن رها كن تا همه جانت كنند

خوى شيطانى سزاوار تو نيست

‏ ترك اين خو كن كه انسانت كنند.

چرا در عبادت بى‏ نشاطيم‏؟!

بى‏ نشاطى عوامل گوناگونى دارد، و عمده آن دو چيز باشد: ١-عدم ايمان به هدف و عدم اعتقاد به اعمالى كه انجام مى‏ دهيم.

٢- خستگى و عدم نشاط در كار و عبادت گاهى از خستگى و كوفتگى جسمى و روحى نشأت مى‏ گيرد، چنانكه بسيار در اعمال روزانه خصوصا نماز خواندن آزموده‏ ايم، وقتى از سر كار با خستگى آمده‏ ايم، نماز خواندن براى ما سنگينى كرده، و انجام آن سريع، و با كسالت همراه است، هر دو عامل يعنى بى‏ هدفى و خستگى را مى‏توان با تقويت ايمان و ترك عمل در حال خستگى درمان كرد، چنانكه در روايات است عبادات بدون نشاط و با خستگى انجام ندهيد كه موجب سرخوردگى انسان از عبادت مى‏ شود بلکه بايد در هر كارى نسبت به آن در خود شوق و علاقه ايجاد كنيم‏.

عبادت نيز از این قاعده مستثنی نیست و بايد توأم با نشاط باشد زیرا هدف از عبادت و بندگى،‏ صفاى نفس و قلب است، حال اگر عبادات در حال كسالت و بى‏ نشاطى انجام گيرد موجب كدورت قلب مى‏ شود و بهتر است انجام نگيرد!.

مرگ جاهلیت (ضرورت امام شناسی)

مهمترين چيزى كه «شيعه» را از ساير فرق مسلمين ممتاز مى‏ كند موضوع اعتقاد به امامت ائمه اثنى عشر (امامان‏ دوازده گانه) است؛بدین صورت که در هر عصر و زمانى امام معصومى وجود دارد كه بايد او را شناخت، و عدم شناسائى او آنچنان زيانبار است كه انسان را در سرحد دوران كفر و جاهليت قرار مى‏ دهد. در روايات فراوانی كه از طرق اهل بيت علیهم السلام رسيده ،ظالم لنفسه به كسانى كه معرفت و شناخت‏ امام‏ را ندارند اطلاق شده است. از جملۀ آن حديث معروف امام حسن مجتبی علیه السلام است که فرمود: «من‏ مات‏ و لم‏ يعرف‏ امام زمانه‏ مات ميتة جاهلية؛ كسى‏ كه بميرد و امام زمان خود را نشناسند، مرگ او مرگ جاهليت است».

حال آيا منظور از امام و پيشوا در اين مسأله همان كسانى است كه در رأس حكومت‏ ها قرار دارند؟ بدون شك جواب اين سؤال منفى است، چرا كه زمامداران غالباً افرادى نادرست و ظالم و گاه وابسته به شرق و غرب، و عامل سياست‏ هاى بيگانه بوده و هستند، و مسلماً شناسايى آنها و پذيرش امامتشان انسان را به «دارالبوار» و جهنم مى‏ فرستد. هم چنین باید گفت چگونه ممكن است پيشواى ضعيفى كه تمام مقامات كشور اسلامى و بيت المال را در اختيار اقوام و بستگان فرصت طلب و هوا پرست خود گذاشته است و به همين جهت، مسلمانان قيام كردند و خون او را مباح شمردند و غالب صحابه نيز در برابر آن سكوت نمودند، مصداق «قوام الله على خلقه و عرفائه على عباده» باشد؟ و هر كس او را انكار كند وارد دوزخ شود و هر كس او را قبول كند وارد بهشت گردد؟

بنابراین روشن مى‏شود كه در هر عصر و زمانى امامى معصوم است كه بايد او را پيدا كرد و رهبرى او را پذيرا شد.البته اثبات امامت يكايك امامان علاوه بر طريق فوق از طريق نصوص و رواياتى كه از هر امام سابق نسبت به امام لاحق رسيده و همچنين از طريق اعجاز آنها نيز محقق است.

هنگامى كه بپذيريم آن‏ها از طرف خدا تعيين شدند، كسى كه آن‏ها را به رسميت بشناسد و آنان اعمالش را صحيح بشناسند به يقين، اهل بهشتند و كسى كه آن‏ها را انكار كند، در واقع، فرمان خدا را انكار كرده، و چنين كسى سزاوار دوزخ است؛ همچنين كسى كه آن‏ها اعمالش را منكر بشمرند او نيز دوزخى است.

بديهى است همه اين تعبيرات با مذهب شيعه سازگار است كه تعيين امام را از سوى خدا به وسيله پيغمبر يا امام پيشين مى‏ دانند و او را معيار تشخيص حق از باطل مى ‏شمرند و به يقين كسى كه مردم او را با فكر برگزينند و اى بسا خطا كار و ستمكار از آب در آيد داراى چنين مقاماتى نيست.

چرا از مرگ می ترسیم؟

در وهلۀ نخست باید گفت ترس و وحشت، خود يكى از اسباب نزديك شدن مرگ است. مرگ قانونى است كه بر پيشانى تمام موجودات زنده نوشته شده است، چرا كه حيات جاودان جز براى خدا نيست. تمام ممكنات محدودند و سرانجام پايان مى‏ گيرند و فانى مى‏ شوند، آنچه باقى مى‏ماند، ذات پاك ازلى و ابدى خدا است كه هرگز گرد و غبار فنا بر دامان كبريايش نمى ‏نشيند.بنا بر اين نه ترس و وحشت از مرگ چيزى را عوض مى‏كند و نه دست و پا زدن براى بقا موجب بقا و حيات جاودانه است.

از سوی دیگر باید گفت یکی از مهمترین علت ترس‏ از مرگ‏، دلبستگى بيش از حد به دنياست، زيرا مرگ ميان انسان و محبوبش جدايى مى‏ افكند و دل كندن از آن‏همه امكاناتى كه براى زندگى مرفه و پرعيش و نوش فراهم ساخته، براى او دشوار است.

هم چنین آنها که مى‏ دانند سرنوشتشان دوزخ با آن عذاب‏ هاى مرگبار است و زندگى دنيا با همه مشكلاتش در برابر آن بسيار گواراست. به همين دليل از مرگ، بسيار مى‏ ترسند و از آينده خود بسيار در وحشتند، همان گونه كه قرآن مجيد درباره گروهى از دنياپرستان بنى‏اسرائيل مى‏ گويد: «و (آنان نه تنها آرزوى مرگ نمى‏ كنند، بلكه) آنها را حريص‏ترين مردم حتى حريص‏تر از مشركان بر زندگى (اين دنيا، و اندوختن ثروت) خواهى يافت؛ (تا آنجا) كه هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود، در حالى كه اين عمر طولانى، او را از كيفر (الهى) باز نخواهد داشت».،

به همين دليل در روايتى از امام حسن مجتبى‏ عليه السلام آمده است كه كسى از محضرش پرسيد: «ما بالنا نكره الموت و لا نحبه؟؛ چرا از مرگ بيزاريم و از آن خوشمان نمى‏ آيد؟». در پاسخ فرمود: «إنكم أخربتم آخرتكم و عمرتم دنياكم فأنتم تكرهون النقلة من العمران إلى الخراب؛ زيرا شما آخرت‏ خود را ويران ساخته‏ ايد و دنيايتان را آباد، از اين رو شما كراهت داريد كه از آبادى به سوى ويرانى رويد».

بنا بر اين ترس‏ از مرگ‏ ترسى است بدون دليل، و انتظار حيات جاودان انتظارى است بى‏ معنا. آنچه مهم است اين است كه آماده مرگ باشيم و از حيات خود، به نحو احسن استفاده كنيم، و مرگ را نه به معناى فناى مطلق، بلكه به معناى انتقال از سراى‏كوچك و محدودى به جهانى بسيار وسيع و مملو از نعمت‏ ها بدانيم، كه اگر عملمان پاك باشد نه مرگ به ما لطمه‏ اى مى ‏زند و نه انتقال از اين دنيا ترس و وحشتى دارد.آرى، مهم ايمان و عمل پاك است.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت بدون زير بناى اعتقادى‏ وخودسازى و تقوى و تهذيب نفس ميسر نيست!». بلکه رسانه ها به ویژه رسانه ملی باید عنایت خاصی به مسائل دینی و اعتقادی داشته باشد .

بى ‏شك آسيب‏ هايى براى جوانان و نوجوانان در حوزه تربيت دينى وجود دارد، كه در دو شاخه خلاصه مى‏ شود: آسيب‏ هاى اعتقادى‏، و آسيب ‏هاى اخلاقى. كه اگر روى آن كار جدى انجام نگيرد، در آينده شاهد مشكلات مهم‏ دينى و اجتماعى و سياسى خواهيم بود.

هم چنین دست هاى مرموز سياست مخرب دشمنان را نمی توان نادیده گرفت كه براى دور كردن جوانان از حوزه تربيت و اعتقادات دينى از طرق مختلف فعاليت مى ‏كند، و معتقد است مانع اصلى نفوذ در عرصه سياسى كشور ما، اعتقادات محكم مذهبى و پايبندى به اخلاق دينى است. و براستى اگر آنها در كار خود موفق شوند، مانع مهمى بر سر راه نفوذشان باقى نمى ‏ماند.

 

پرونده ویژه

ظرفيتهاي فرهنگي و تمدني راهپيمايي اربعين از منظر معظم له

انبياء و جنود الهى يعنى مؤمنان در برابر تمام تلاش هاى مستمر و منسجم دشمنان حق توانستند اهداف خود را در دنيا پيش ببرند و پيروان زيادى پيدا كنند و خط مكتبى خود را تداوم بخشند، و در برابر آن همه طوفان قد علم كنند و حتى در دنياى امروز افكار اكثريت مردم جهان‏ را به خود متوجه سازند. از این رو قدرت های استکباری از قيام توده ‏هاى مؤمن‏ در سايه افكار مذهبى و استقبال از شهادت‏ در راه خدا، دائماً هراس دارند.

لذا باید گفت خون شهيد و شهادت او پیام دارد، بلکه بايد با تجزيه و تحليل، حادثه را موشكافى كرده، و پيام را بيرون كشید؛ در این میان باید به نهضت حسینی اشاره و تأکید کرد؛ پیام خون امام حسین علیه السلام پيام جهانى و انسانى است که هميشه بعنوان تابلوئى روشن در مسير هر قوم و ملتى متجلى است.

از این رو تعبير به «ثار الله» كه درباره امام حسين علیه السلام آمده است: اشاره به اين است كه خون بها و خونخواهى آن امام بزرگ و پيشواى ستم ‏ناپذيران جهان‏ كه درس غيرت و برگزيدن مرگ در سايه شمشيرها را در برابر ذلت و خوارى، به مردم جهان داد ، تعلق به خانواده، يا قبيله‏ اى ندارد؛ بلكه تعلق به خدا دارد و مربوط به تمام جهان‏ انسانيت است.

اینگونه است که بزرگترین اجتماع مذهبی در دنیا، راهپیمایی عظیم اربعین است که افتخاری برای مسلمانان و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام به شمار می رود. زیرا اربعین سرمایه عظیم مکتب اهل بیت علیهم السلام و اسلام است و کسی هم بدون آن که تبلیغی کرده باشد به صورت خودجوش و مردمی تبدیل به این سرمایه عظیم شده است.

امروزه مطالعات جامعی در خصوص مسئله اربعین صورت گرفته است که در بردارندۀ این حقیقت است که شکوه و عظمت راهپیمایی اربعین حسینی دنیا را متحیر کرده است، به همین جهت باید از ظرفیت های بزرگ عاشورا در تشکیلات امام حسین علیه السلام استفاده کنیم و این سرمایه ارزشمند را از دست ندهیم.

اربعین فرصتی برای همگرایی ادیان الهی و جوامع بشری در سایۀ پیوند مکتبی

از ديدگاه اسلام در ميان پيوندهاى گوناگونى كه در بين انسانها ديده مى ‏شود (پيوند نژاد، زبان، تفكر سياسى و منافع اقتصادى و ...) برترين و والاترين و محکم ترین پيوند، همان پيوند مكتبى‏ است؛ كه مافوق پيوند نسبى و خويشاوندى است و در آن، زمان كمترين تاثيرى ندارد، بلکه سبب همگونى در اخلاق و رفتارهاى انسانى مى ‏شود؛ بديهى است آنها كه يكديگر را به خاطر خدا دوست دارند، صفات و افعال خداپسندانه را در يكديگر مى‏ بينند، و همين حبّ فى الله و بغض فى الله گام مؤثرى براى تربيت نفوس آنها است.

از این رو اسلام‏ رضايت‏ باطنى‏ به يك امر و پيوند مكتبى با آن را به منزله شركت در آن مى ‏داند، روايات متعدد به همين مضمون و يا مانند آن از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام نقل شده كه اهميت فوق العاده اسلام را به پيوند مكتبى و برنامه ‏هاى هماهنگ فكرى، روشن مى ‏سازد.

به عنوان نمونه امام على علیه السلام مى‏فرمايد: تمام كسانى كه امروز در مناطق دور و نزديك جهان وجود دارند اما با ما همدل و هم عقيده بوده ‏اند و همچنين كسانى كه فردا و تا آينده دور دست از صلب پدران و رحم مادران قدم به عرصه جهان مى ‏نهند و با ما همدل و هم عقيده ‏اند، در واقع در ميدان نبرد حق و باطل حضور داشته و در بركات و حسنات آن شريكند!.

بنابراین مهمترين پيوند در ميان مؤمنان ، پيوند مكتب است كه از هر پيوند ديگرى (نژاد، زبان، منافع اجتماعى، ايده‏ هاى حزبى و مانند آن) برتر و والاترست و شعاع اين پيوند الهى تمام زمان ها و مكان ها را فرا مى‏ گيرد و همه انسانهاى گذشته و امروز و آينده را در يك مجموعه الهى و روحانى گردآورى مى‏ كند.

دليل آن هم روشن است و آن اين كه همه يك حقيقت را مى ‏جويند و يك مطلب را مى ‏طلبند و در يك مسير گام بر مى‏ دارند و براى يك هدف شمشير مى‏ زنند و به خاطر جلب رضاى خداوند يكتا تلاش و كوشش مى‏ كنند.

با توجه به اين اصل اساسى، در داستان «جابر بن عبد الله انصارى» كه روز اربعين شهادت امام حسين‏ علیه السلام به زيارت قبر مباركش آمد و غوغايى در آن جا بر پا كرد، مى ‏خوانيم كه او ضمن زيارتنامه پر سوز و پر محتوايش در برابر قبر امام حسين علیه السلام و يارانش، خطاب به قبر ياران كرده و مى‏ گويد: من گواهى مى‏ دهم شما نماز را بر پا داشتيد و زكات را ادا كرديد و امر به معروف و نهى از منكر نموديد با اهل الحاد پيكار كرديد و خدا را تا آخرين نفس پرستش كرديد، سپس افزود: «و الذى بعث محمدا بالحق لقد شاركناكم فيما دخلتم فيه، سوگند به خدايى كه محمد را به حق مبعوث ساخته ما با شما در آنچه از نعمت ها و پاداش الهى وارد شديد شريك و سهيم هستيم».

اين سخن چنان بود كه حتى دوست با معرفت «جابر»، «عطيه» را در شگفتى فرو برد تا آن جا كه زبان به اعتراض گشود و گفت: اى جابر ما چه كرده ‏ايم كه با آنها شريك باشيم، نه از دره‏اى پايين رفتيم و نه از كوهى بر آمديم و نه شمشير زديم در حالى كه ياران حسين علیه السلام ميان سرها و بدن هايشان جدايى افتاد و فرزندانشان يتيم و همسرانشان بيوه شدند! جابر، اصل پیوند مکتبی را به «عطيه» يادآور شد و گفت: من از حبيب خدا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم شنيدم كه مى ‏فرمود: «من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرك في عملهم، كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى‏ شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد در عملشان شريك است».

سپس افزود: «سوگند به خدايى كه محمد را به حق به نبوت برانگيخته، نيت ياران من همان است كه حسين علیه السلام و اصحابش بر آن بودند»!

بی تردید اين طرز فكر، افق هاى وسيعى را در برابر ديدگان ما مى‏ گشايد، لذا می بینیم عاشورا بعد از ١٤٠٠ سال ظرفیت های زیادی دارد و البته در دنیای مادی امروز جاذبه بسیاری دارد.

به عنوان نمونه وقتی اساتید دانشگاه های ژاین وقتی برنامه های عزادارای را دیدند خیلی تحت تاثیر قرارگرفتند. و یا می بینیم آثار راهپیمایی باشکوه اربعین حسینی در میان جوامع بشری به گونه ای است که آنها را در حیرت و تعجب فرو برده است.

اربعین؛ تألیف قلوب مسلمین و پیروان ادیان الهی و دیگر جوامع بشری

براى هر شهيدى در روى زمين قلوب‏ پاك انسان ها مى ‏لرزد، عشق و عواطف را برمى ‏انگيزد، و غيرت و فداكارى را در نفوس به جنب و جوش مى ‏آورد، همانگونه كه حسين‏ (رضوان الله عليه) چنين كرد. لذا می خوانیم: «إن لقتل الحسين حرارة فى‏ قلوب‏ المؤمنين‏ لن تبرد أبد؛شهادت امام حسين عليه السلام در دل‏ هاى افراد با ايمان آتش و حرارتى ايجاد مى‏ كند كه هرگز خاموش نخواهد شد».

آری خاطره فداكارى سالار شهيدان حسين‏ بن على عليه السلام، قلوب افراد را زنده می کند و ارواح پاك و دل ‏هاى بيدار را دعوت به پيروى از آن مكتب عالى نموده، روح جانبازى و فداكارى را در زمينه‏ هاى مساعد تقويت مى ‏نمايد.

اين سخنى است كه هم شيعيان و هم غير شيعيان از سائر مسلمين، و هم گروه عظيمى از غير مسلمانان در آن متفق و هم عقيده ‏اند.

چه بسيار شهيدانى كه اگر هزار سال زنده مى ‏ماندند نمى‏ توانستند به مقدار شهادتشان عقيده و مكتب خود را يارى كنند، و قدرت نداشتند اين همه مفاهيم بزرگ انسانى را در دلها به يادگار گذارند، و هزاران انسان را با آخرين سخنان خود كه با خونشان مى‏ نويسند به كارهاى بزرگ وادار كنند.

اینچنین است که اجتماع میلیونی اربعین از جهاتی قابل توجه می باشد، دشمن چه بخواهد چه نخواهد این رویداد عظیم در جهان منتشر شده و قلوب انسان ها را جذب می کند.

ظرفیت تمدنی اربعین؛ تجسم فراملیتی ایثار و فداکاری

جهان آفرينش صحنه ايثار است، زیرا حق گرفتنى است لذا باید با تلاش و كوشش و ايثار و فداكارى، آن را از چنگ ستمگران جهان بیرون آورد. نبايد فراموش كرد كه با زورمندان و ستمگران، جز با زبان زور نمى ‏توان سخن گفت.

هم چنین اصل عدالت با تمام اهميتى كه در اداره جامعه بشرى بلكه در نظم تمام جهان‏ آفرينش دارد به تنهايى برای تحقق این مهم كارساز نيست بلكه نياز به احسان و ايثار وجود دارد.

اين بينش توحيدى جهان‏ انساني است، مقوله ای تمدنی که در جهان‏ منبعث از شكل مادى رعايت نمى‏ شود. بلکه در مادى‏ گرى، عاطفه انسانى، حمايت از مظلوم، ايثار، گذشت، فداكارى و مانند اينها مفهومى ندارد ؛ اگر چه آن چه در مسير منافع مادى افراد و ملتها نيست محكوم به فنا است.

حال مذهب است كه اين ارزش را زنده نگاه مى ‏دارد و پيروان خود را به تحقق بخشيدن به اين مسألۀ مهم انسانى دعوت مى‏كند.

از این رو مراسم سوگوارى براى امام حسين‏ عليه السلام و ياران باوفايش در همه جاى عالم‏، يادآور فداكارى و جانبازى حسين بن على عليه السلام و يارانش می باشد.

فداکاری عمومی و محبت همگانی، که در اربعین بسیار به چشم می خورد، مدینه فاضله ای که در مسیر پیاده روی نجف تا کربلا به منصۀ ظهور می رسد، در این مسیر همه خدمت مخلصانه می کنند و فضای عجیبی در طول آن ایام به وجود می آید که ای کاش در تمامی ایام برای مردم به وجود می آمد.

بی شک اربعین یک نمونه عینی است که انسان ها می توانند در محیطی پرجمعیت نسبت به یکدیگر محبت و فداکاری داشته باشند، بلکه در طول این مدت انسان ها در اوج صمیمت و فداکاری با هم زندگی می کنند.

همایش عظیم اربعین؛ اربعین، تدبیر اهل بیت علیهم السلام برای بیداری انسان ها در ظلم ستیزی و عزت طلبی

از آنجا كه مسأله ظلم‏ ستيزى منحصر به جهان‏ اسلام نيست، تعليماتى را كه امام حسين‏ عليه السلام در كربلا به نسل بشر داد، مى ‏تواند راهگشاى تمام امت‏ ها گردد. به نحوی که شاهدیم آن حضرت و يارانش جايگاهى در تاريخ جهان پيدا کرده و اسوه و قدوه ملت هاى مظلوم شده است.

به عنوان نمونه امام حسين عليه السلام در نامه ‏اى به مردم كوفه، يكى از اهدافش را جلوگيرى از ظلم و ستم ظالمان بيان مى ‏كند و مى‏ فرمايد:«بى شك مى ‏دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمان حياتش فرمود: هر كس حاكم ظالمى را مشاهده كند كه (در اثر ظلم و جور) محرمات الهى را حلال شمرده، و عهد و پيمان هاى الهى را شكسته، و با سنت و سيره رسول خدا مخالفت كرده، و در ميان بندگان خدا با گناه و دشمنى عمل مى ‏كند، و در مقابل چنين حاكم ستمگرى هيچ‏گونه عكس‏ العمل گفتارى يا رفتارى از خود بروز ندهد»، خداوند چنين انسانى را در جايگاه همان ظالم ستمگر داخل مى ‏كند (و سرنوشت هر دو يكى است!)».،

در حقيقت مخاطب نامۀ امام حسین علیه السلام نه مردم کوفه بلکه همه انسان‏ هاى آزاده جهان‏ است لذا پيام رسول الله صلى الله عليه و آله را در مبارزه با ظلم‏ و ستم و بيان مى ‏كند، و ضمن اعلان هدف قيامش، همه را به همكارى در اين مبارزه دعوت مى‏ كند. لذا امام حسین (علیه السلام) تعلق به همه دارد یا صحیح تر همه آزادی خواهان جهان به او تعلّق دارند و از مکتبش الهام می گیرند.

در این میان،اربعین حسینى رستاخیز عظیمى است که در دنیا شبیه و مانند ندارد، بیست میلیون نفر یا کمى کمتر یا بیشتر براى بزرگداشت شهیدانى که چهارده قرن پیش براى مبارزه با ظلم و ستم و حفظ عزت و شرف برخاستهاند پیاده از راههاى دور و نزدیک به سوى مرقد آنها حرکت مى کنند، حتى افراد ناتوان و معلول نیز با آنها همراهى دارند و این بزرگ ترین نمایش فداکارى و قدرت در راه عزت و آزادگى و شرف است.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت آن حضرت راه و رسمى ماندگار در عالم به ودیعه گذاشته است که خون سرخش، مكتبى را براى مسلمانان، بلكه همه آزادگان جهان‏ بنا نهاد، كه تا هميشه تاريخ باقى است، سرمشق حق‏طلبان عالم است.

بدیهی است پیام امام حسین علیه السلام علیرغم میل باطنی دشمن در دنیا گسترش یافته است، البته حساسیت دشمن نیز به این زیارت افزایش یافته که باید همه مراقب دسیسه های دشمنان باشند.

هم چنین باید گفت این نیرو و اراده مردمی در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی، عاملی برای به نمایش گذاشتن قدرت اعتقادی شیعیان است؛ لذا دراین مراسم معنوی، شاهدیم که زن و مرد و پیر و جوان، گاهی حتی فرزند خردسالشان را در کالسکه همراه خود در این مراسم شرکت داده اند که این حرکت در دنیا نیز آثار مهمی دارد.

بدون شک امام حسین علیه السلام متعلق به همه دنیاست، پس طبیعی است گروه ها و اقشاری از غیر مذاهب اسلامی در این اجتماع عظیم حضور پیدا می کنند لذا باید برخوردی شایسته، مناسب و همسو با ارزش های دینی داشته باشیم.

امید است صداوسیما این اجتماع میلیونی و عظیم را به خوبی در شبکهها به ویژه رسانههای برون مرزی منتشر کند تا جهانیان به خوبی مطلع شوند. زیرا خبررسانی خوب و مطلوب خود سبب بهره برداری حداکثری از اجتماع میلیونی اربعین حسینی خواهد شد.

 

پرونده ویژه

شکوه حماسه و پایداری مدافعان حرم از منظر معظم له

جهان اسلام در دوره اخیر به علت غفلت مسلمانان از جماعتی از گمراهان به نام تکفیریها، شاهد حملات وحشیانه و سرشار از خشونت و بی سابقه در سوریه، عراق و یمن است که این مسئله سبب برافروختن جنگهای خونین شد وگروه های تروریستی تکفیری به ویژه داعش شروع به نابودی نعمتها و فتنه در زمین کردند. لذا شهرهای آباد مسلمانان ویران و آثار اسلامی تخریب شد و از جمله مساجد و قبور اولیای الهی و هزاران نفر از مسلمانان از خانه و کاشانه خود آواره شدند که در میان آنها کودکان و زنان بسیاری قرار دارند و از سوی تروریست های تکفیری به ناموس بسیاری از مسلمانها وحتی غیرمسلمانها تجاوزاتی صورت گرفت.

آنها هر کسی غیر از خود را کافر حربی دانسته و مرتد اعلام کردند و زن و ناموس و عرض او را مباح دانستند و دست به جنایاتی زدند که به ذهن کسی خطور نمیکند. آنها نام اسلام را بر جاهلیت شوم خود قرار داده و برای مشوح کردن چهره اسلام هر کاری که توانستند انجام دادند.

از سوی دیگر در دنیای امروز، غربی ها در راستای سیاست شیطانی خود علیه مقاومت، در حال تقویت داعشی هستند که وحشی ترین جمعیت روی زمین در طول تاریخ است، این تقویت ابزاری برای رسیدن به اهداف شیطانی آن ها است.

حال آنکه داعش نه «دولت» است و نه «اسلامی»، بلکه کارشان جز تجاوز به نوامیس مسلمانان، تخریب، ایجاد نا امنی و رعب و وحشت نیست و هیچ سنخیتی با اسلام و آموزه های آن ندارند.زیرا داعش دست پرورده آمریکا و غرب استو از نظر عملی گروه های تروریستی به ویژه داعش و یا گروه ترویستی تکفیری النصره.. از سوی عربستان سعودی و قطر تقویت مالی می شوند، تقویت تسلیحاتی از سوی اسرائیل، آمریکا و غرب انجام می شود و ترکیه هم متاسفانه آتش بیار معرکه است و تسهیلات برایشان فراهم می کند. این کشور نفت های غصبی آنها را می خرد و پول به آنها می دهد؛ که اگر این حمایت ها نباشد آنها دوام و بقایی نخواهند داشت.

حال با این اوصاف مسلمين بهترين پاسداران اسلام و مدافعان‏ آن هستند و در طول تاريخ ‏وفادارى خود را در دفاع از اسلام نشان داده و در حفظ آن كوشيده ‏اند. لذا مبارزه نظامی با گروه های تروریستی تکفیری لازم است و باید ریشه های آنها را خشکاند.

بدیهی است در این مسأله همۀ مسلمانان و حتی غیر مسلمانان باید به طور یکسان دفاع کنند و راه حل همان راهی است که ایران، سوریه، عراق و حزب الله پیمودهاندو بی تردید کسانی كه براى دفاع‏ از جان و مال و ناموس مسلمين و اساس اسلام و مذهب اهل‏ بيت‏(عليهم السلام) تلاش مى‏ كنند عمل آنها جهاد است و آنها كه در اين راه كشته مى ‏شوند شهيدند.

شکوه ایثار و فداکاری مدافعان حرم در دفاع از اسلام و حریم اهل بیت(عليهم السلام)

بی تردید جنگ در اسلام‏، هيچگاه به عنوان يك ارزش تلقى نمى‏شود، بلكه از اين نظر كه مايه ويرانى، واتلاف نفوس و نيروها و امكانات است يك «ضد ارزش» محسوب مى ‏شود. لذا در اسلام تا آنجا كه امكان دارد از جنگ پرهيز مى ‏شود. ولى در آنجا كه موجوديت امتى به خطر مى‏ افتد، يا اهداف مقدسش در معرض سقوط قرار مى ‏گيرد،به نحوی که مقدسات دين يا بلاد مسلمين يا خود مسلمين در خطر باشند، در اينجا جنگ يك ارزش محسوب مى‏شود، و عنوان «جهاد فى سبيل الله» به خود می گيرد.

اینچنین است که اسلام و مکتب اهل بیت(عليهم السلام) حد و مرز ما است و ما غیر از این مرزی نمیشناسیم و در هر کجا که احساس کنیم ممکن است خدشهای به اسلام وارد شود به وظیفه خود عمل میکنیم و در آنجا ورود می کنیم.

بدین ترتیب جنگ احزابی که در تاریخ به آن اشاره شده در حال تکرار است ،زمانی جنگ تمام دنیا با ایران بود و امروز به سوریه، عراق و یمن رسیده و به اسم مبارزه با داعش آمریکا لشکر سوریه را مورد هدف قرار میدهد.

در آغاز این بحران تصور دشمنان این بود که چند روزی خواهد گذشت و بشار اسد سقوط میکند و بعد از آن لبنان، ایران و افغانستان را تصرف میکنند. لیکن جوانان عاشق اسلام و اهل بيت(علیهم السلام) با حفظ آمادگی خود و با در خواست مردم و دولت قانونی سوریه به جبهۀ مقاومت پیوستند. از این رو دشمنان كوردل تکفیری و حاميان غربى و عربى آنها به زودى فهمیدند كه با يك ارتش چندين ميليونى بىسابقه روبهرو هستند.

به عنوان نمونه تیپ فاطمیون به عنوان لشکری شجاع، دلیر و جانبرکف، در مقابل دشمنان اسلام در سوریه پیروزیها و افتخارآفرینی های بزرگی آفرید. در صحبتی که چند وقت پیش با فرماندهان سپاه در این زمینه داشتم آنها هم بر نقش مهم تیپ فاطمیون و ترس و وحشت دشمنان از آنان تأکید داشتند.

لذا مجاهدتها و رشادت های مدافعان حرم، نقشه حامیان گروه های تروریستی تکفیری را نقش بر آب کرد. و اگر مدافعان حرم در عرصه دفاع از حرم، حضور نداشتند امروز شاهد تسلط دشمنان بر مناطق مهمی از جهان اسلام بودیم.

شهدای مدافع حرم؛ نماد حقانیت و مظلومیت

باید اذعان نمود اگر چه تکریم شهدای مدافع حرم کار بسیار خوب و ارزشمندی است و حدأقل خدمتی است که میتوانیم برای آنها انجام دهیم، لیکن حق شهدای مدافع حرم بر گردن ما بسیار بیشتر از برگزاری همایش تکریم و تجلیل است، شهدای حرم واقعاً مظلوم مضاعف هستند و نباید آنها را فراموش کنیم.

توصیه ای به شاعران متعهد و انقلابی

توصیه ام به شاعران این است که در خصوص شهدای مدافع حرم نیز شعر بگویند،زیرا اصولاً تصويرى كه شاعر در قالب نظم و با زبان هنر ترسيم مى‏كند، تشريح دلنشين، عميق و روان از يك ماجراست و هنگامى كه اين تصوير آميخته با اعتقاد، ايمان و واگويى دغدغه ‏هاى جامعه بشرى باشد، به ماندگارى اثرش بيشتر كمك مى‏ كند.در اين ميان پاره‏ اى از آثار که آميخته ‏اى از «سوگ و حماسه» است آنچنان مورد توجه قرار می گیرد تا آنجا كه گاه برخى از آنها وِرد زبان مردم و شعارى براى مبارزه و به خروش آوردن مظلومان می شود، تأثيرگذارى اين گونه شعر و شعار در پاره‏اى از اوقات از ده‏ها سخنرانى بيشتر است؛ به مظلومان جرأت و جسارت براى گرفتن حق خود مى‏ دهد و ظالمان را دچار وحشت واضطراب مى‏سازد. همانگونه که زبان شعر و ادب و هنر را می توان به عنوان بهترين رموز ماندگارى واقعه كربلا دانست.

ایثار و جان فشانی روحانیون مدافع حرم در نبرد علیه دشمنان اسلام

جهاد يا به تعبير ديگر دفاع از تماميت كشورهاى اسلامى در برابر هجوم بيگانگان يكى ديگر از ابواب مهم فقه‏ را تشكيل مى‏دهد این مسأله تحت عنوان «مرابطه» يعنى آمادگى براى حفظ مرزهاى اسلامى در برابر هجوم احتمالى دشمنان ديده مى‏ شود كه احكام خاصى براى آن ذكر شده است‏.،

حال در این میان روحانیت باید به عنوان مدافع حریم اسلام همیشه آماده دفاع باشند و بدانند قوت و قدرت فرهنگ و معارف اسلام به اندازه ای است که در برابر حملات و هجمات می ایستد و غالب می شود، دلیل این مسأله نیز پیشرفت اسلام در دنیا با وجود تمامی این حملات است.

مطابق روایات متعدد کسانی که بانی خیر می شوند خواه اینکه خود در میدان شهادت حاضر باشند و به مقام شهادت نایل شوند و یا اینکه مردم را به جهاد دعوت نمایند؛ اصل اساسی این است که هر چه عاملان به آن برنامه انجام دهند معادلش برای آن بنیانگذار هم نوشته خواهد شد از نظر منطق عقل نیز همین است چون اسباب چیزی را فراهم کردن به معنی شرکت نمودن در نتیجه آن عمل است.

اینچنین است که روحانیت مدافع حرم با ایمان خود، جانشان را در طبق اخلاص نهادند و در برابر دشمنان اسلام و مستکبران که قصد ویرانی کشورهای اسلامی را دارند، ایستادگی کردند و به مقام شهادت رسیدند. این روحانیون هم مردم را به فداکاری و جان فشانی در راه اسلام دعوت کردند و هم خود در صف اول این راه قرار گرفتند.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت خوشا به حال مدافعان حرم که از این فرصت در دفاع از حریم و مکتب اهل بیت(عليهم السلام) بهترین بهره را میبرند.لیکن مدافعان‏ خط توحيد تصور نكنند در اين ميدان مبارزه حق و باطل، و در برابر انبوه عظيم دشمنان سر سخت تنها و بدون تكيه ‏گاهند، بلکه به طور مسلم خداوند كسانى كه او را يارى كنند و از آئين و مراكز عبادتش دفاع نمايند يارى مى ‏كند(و لينصرن الله من ينصره‏).،

و از پرتو همين وعده الهى است كه مدافعان‏ راه خدا در ميدان هاى جنگ با دشمنان با اينكه در بسيارى از صحنه ‏ها از نظر نفرات و ساز و برگ جنگى در اقليت هستند بر دشمنان اسلام پيروز مى‏ شوند، آن چنان پيروزى كه جز از طريق نصرت و يارى الهى قابل تفسير و توجيه نیست.

هم چنین باید تأکید کرد خانواده شهدا محترم هستند و باید از آنها تجلیل شود و در راستای رفع نیازها آنها اقدام شود چون این موضوع سبب میشود جایگاه و اهمیت شهدا برای جامعه تبیین میشود.

لذا تجلیل از خانوادههای شهدای مدافع حرم و گرامیداشت یاد و خاطره این شهیدان از جمله اقدامات شایسته و قابل تقدیری است که حاکی از قدرشناسی از این عزیزان است چون این افراد سبب پیروزی جبهۀ مقاومت و ترویج دین و اسلام شدند، و باید یاد آنها را گرامی بداریم.

به خانواده های شهدای مدافعان حرم نیز می گوییم باید از این فرصتی که عاشورا در اختیار ما قرار می دهد استفاده کنیم، زیرا عاشورا یک سرمایه است و باید دانست یقیناً حامیان دیروز صدام در جنگ تحمیلی که امروز در سوریه به داعش کمک می کنند همانگونه که در جنگ ٨ ساله گرفتار شکست شدند در سوریه ، یمن و عراق گرفتار شکست خواهند شد.

 

 

مقاله: حدیث دوات و قلم

(مسائل سؤال برانگیز در تاریخ اسلام)

حجت الاسلام و المسلمین سعيد داوودي

چکیده: اين حديث در صحيح بخارى و صحيح مسلم که از معتبرترين کتب روائى اهل سنت است آمده . مطابق اين روايت، وقتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) درخواست دوات وقلم کرد تا مطلبی بگوید تا مسلمانان گمراه نشوند. در حضور آن حضرت نزاع و درگيرى شد برخى گفتند: قلم و دوات را حاضر کنيد و برخى گفتند نيازى نيست حتی برخی در این میان به پیامبر(صلی الله علیه و آله) توهین کردند. لذا پیامبر فرمود از نزد من برخیزید و مرا به حال خودم واگذاريد.

١. اسناد حديث دوات و قلم

داستان از اين قرار است که در روزهاى پايانى عمر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن حضرت به جمعى از اصحاب که به عيادتش رفته بودند، فرمود: «قلم و دواتى برايم حاضر کنيد تا براى شما نامه اى بنويسم که پس از آن هرگز گمراه نشويد». ولى بعضى از صحابه به مخالفت برخاستند و مانع نوشتن اين نامه شدند!

اين حديث در شش مورد از صحيح بخارى(١) و سه مورد از صحيح مسلم(٢) که هر دو از معتبرترين کتب روائى اهل سنت است، آمده

بخش نخست اين ماجرا مطابق نقل «مسلم» در کتاب صحيح خود چنين است:

سعيد بن جبير مى گويد: ابن عباس گفته است: «يوم الخميس، و ما يوم الخميس، ثم جعل تسيل دموعه حتى رأيت على خدّيه کأنّها نظام اللّؤلُو. قال: قال رسول الله: «ائتونى بالکتف والدواة ـ او اللوح والدواة ـ اکتب لکم کتاباً لن تضلّوا بعده ابداً»؛ (پنج شنبه و چه روز پنجشنبه سختى بود!(٣) آنگاه ابن عباس گريست و سيل اشک او را ديدم که همچون رشته مرواريد بر گونه هايش جارى شد. سپس ادامه داد: رسول خدا فرمود: «براى من کاغذ و قلمى بياوريد تا براى شما نوشته اى بنگارم که پس از آن هرگز گمراه نشويد...).(٤)

در بدو امر چنين به نظر مى رسد که همه اصحاب که حضور داشتند با شنيدن اين خواسته رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، با شوق و علاقه فراوان قلم و دواتى حاضر کردند، تا پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله)وصيت نامه اش را بنويسد; زيرا از يک سو اطاعت فرمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) واجب است و از سوى ديگر، اين نوشته به هدايت جاويدان و ترک ضلالت آنان پيوند مى خوردو از سوى سوم، پيامبر(صلى الله عليه وآله) در بستر بيمارى و رحلتش نزديک بود و طبعاً کلماتى جامع و هدايت ويژه اى را عرضه مى کرد؛ از اين رو، بايد براى دريافت اين دستورالعمل از سوى پيامبر و پيشواى خود، سر از پا نشناسند و بدون فوت وقت، قلم و دوات حاضر کنند; ولى شگفت آور آنکه جمعى از صحابه با آن به مخالفت برخاستند!

راستى عکس العمل بعضى از آنان باورکردنى نيست! اما واقعيت دارد، زيرا در کتب صحاح و کتاب هاى معروف تاريخى آمده است.

مطابق اين روايت، در حضور آن حضرت نزاع و درگيرى شد! برخى گفتند: قلم و دوات را حاضر کنيد و برخى گفتند نيازى نيست. در پاره اى از روايات، نام آنان که مخالفت کرده اند، نيامده است(٥) ولى در پاره اى از روايات تصريح شده است که «عمر» به مخالفت برخاست.

از جمله در صحيح بخارى آمده است که پس از درخواست رسول خدا(صلى الله عليه وآله) براى مهيا ساختن قلم و دوات، «عمر» گفت: «إنّ النّبيّ غلب عليه الوجع!!، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله»؛ (بيمارى بر پيامبر چيره شده است (که چنين سخنانى مى گويد)، قرآن نزد شماست و کتاب خدا ما را کافى است!).(٦)

بخارى در جاى ديگر از کتابش نيز همين سخن را با اندکى تفاوت از عمر نقل کرده است؛ او مى نويسد: ابن عباس مى گويد; وقتى که بيمارى پيامبر شدت يافت، فرمود: «ائتونى بکتاب اکتب لکم کتاباً لا تضلّوا بعده، قال عمر: إنّ النبىّ(صلى الله عليه وآله)غلبه الوجع، وعندنا کتاب الله حسبنا»؛ (براى من کاغذى حاضر کنيد، تا براى شما نامه اى بنويسم که پس از آن گمراه نشويد! عمر گفت: بيمارى بر پيامبر چيره شده و کتاب الهى که ما را کافى است، نزد ماست).(٧)

صحيح مسلم نيز در يک مورد (از سه مورد) نام معترض را عمر ذکر کرده است.(٨)

ولى با توجه به شباهت ديگر گفتارها با يکديگر در مخالفت عمر با سخن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ترديدى نيست و اگر در نقل هايى آمده است «فقالوا»(٩) و يا آمده «فقال بعضهم»(١٠) معلوم است که يکى از مخالفت کنندگان با نوشتن وصيت نامه، عمر بوده است.

و همان گونه که قبلا اشاره شد، اين ماجرا را بخارى شش بار و مسلم سه بار در کتاب خود آورده اند و از اين احاديث استفاده مى شود که بعد از مخالفت عمر، بعضى به حمايت از او و جمعى به مخالفت با او برخاستند.

اين ماجرا را بسيارى ديگر از دانشمندان اهل سنّت نيز در کتاب هاى خود نقل کرده اند(١١) ولى ما تنها احاديثى را که در صحيح بخارى و مسلم است ـ که صحيح ترين کتاب نزد برادران اهل سنت محسوب مى شود ـ مورد بررسى قرار مى دهيم.

٢. تعبيرات مختلفى که در مخالفت با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) گفته شد

اکنون به کلماتى که در مخالفت با فرمان حضرت بيان شده است، مى پردازيم. باز تکرار مى کنيم همه اينها در صحيح بخارى و مسلم است.

در يک مورد آمده است: «فقال بعضهم: إنّ رسول الله قد غلبه الوجع، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله».(١٢)

در تعبير ديگر آمده است: «فقال عمر: انّ رسول الله قد غلب عليه الوجع، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله».(١٣)

در تعبيرى شبيه به همان آمده است: «فقال عمر: إنّ النّبى قد غلب عليه الوجع، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله». (١٤)

و در جاى ديگر نيز به اين صورت نقل شده است: «قال عمر: إنّ النّبى غلبه الوجع، وعندنا کتاب الله، حسبنا». (١٥)

مطابق اين تعبيرات، عمر براى جلوگيرى از نوشتن نامه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) گفته است: «بيمارى بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) چيره شده (و نعوذ بالله نمى داند چه مى گويد!) و قرآن که نزد شما هست، براى هدايت ما و شما کافى است».

در پنج مورد واژه «هجر» (نعوذ بالله هذيان گفتن) به کار رفته است، البته در پاره اى موارد به صورت استفهامى و يک مورد به صورت اخبارى.

در يکجا آمده است: «فقالوا: أهجر رسول الله». (١٦) در دو مورد آمده است: «فقالوا: ما شأنه؟ أهجر؟ استفهموه». (١٧)

اهل لغت نيز «هجر» را وقتى که به بيمار نسبت داده شود، به معناى هذيان گويى دانسته اند.

«فيومى» در «مصباح المنير» مى نويسد: «هجر المريض فى کلامه هجراً ايضاً خلط وهذى»؛ ( مريض در کلامش هجر گفت يعنى ناميزان حرف زد و هذيان گفت و به پرت و پلاگويى افتاد».(١٨)

در لسان العرب نيز آمده است: «الهَجْر: الهذيان والهُجْر بالضم: الاسم من الاهجار وهو الافحاش وهَجَر فى نومه ومرضه يهجُر هجراً: هذى»؛ («هَجر» به معناى هذيان گويى است و «هُجر» که اسم مصدر است به معناى سخن زشت است و هنگامى که اين واژه به آدم خوابيده و يا بيمار نسبت داده شود، مفهومش اين است که او در خواب و يا حالت بيمارى هذيان گفت و حرف هاى نامربوط زد).(١٩)

به راستى چگونه مى توان درباره حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) که فرستاده خدا و رابط ميان خدا و خلق شمرده مى شود، اين کلمات و سخنان را بر زبان جارى کرد؟!! در حالى که قرآن در شأن او مى گويد: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى»؛ (او هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد) (٢٠) و نيز قرآن مى گويد: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛ ( آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نماييد)(٢١) و نيز مى فرمايد: «فَلْيَحْذَرْ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»؛ ( آنان که فرمان او را مخالفت مى کنند، بايد بترسند از اينکه فتنه اى دامنشان را بگيرد، يا عذابى دردناک به آنها برسد!).(٢٢)

٣. نزاع و درگيرى در محضر آن حضرت

علاوه بر اين سخنان ناروا، بعضى از صحابه در محضر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به نزاع و کشمکش پرداختند. جمعى با عمر همراهى کردند و گروهى با او به مخالفت برخاستند و مى گفتند:بگذاريد رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وصيت نامه اش را بنويسد.

همان گونه که در بعضى از روايات صحيح بخارى آمده است: «فاختلفوا وکثُر اللَّغَط»؛ (آنها اختلاف کردند و هياهو و داد و فرياد زياد شد).(٢٣)

در چهار روايت در صحيح بخارى و صحيح مسلم آمده است: «فتنازعوا ولاينبغى عند نبىّ تنازع»؛ (به نزاع و کشمکش پرداختند در حالى که اين کار در محضر پيامبر(صلى الله عليه وآله) شايسته نبود).(٢٤)

در سه روايت در صحيح بخارى و مسلم (با اندکى اختلاف در تعبيرات) آمده است: «فاختلف اهلُ البيت فاختصموا، فکان منهم من يقول: قرِّبوا يکتب لکم النبىّ کتاباً لن تضلوا بعده، ومنهم من يقول ما قال عمر»؛ (اهل خانه اختلاف کردند و با هم به درگيرى و خصومت پرداختند. برخى از آنها مى گفتند: قلم و دوات را حاضر کنيد تا براى شما نامه اى بنويسد که پس از آن هرگز گمراه نشويد و برخى نيز سخن عمر (که بيمارى بر پيامبر غلبه کرده) را مى گفتند).(٢٥)

اين مطالب کاملا گوياى آن است که در نزد آن حضرت به خصومت و کشمکش و نزاع پرداختند و سخنان بالا ردّ و بدل شد!

٤. عکس العمل پيامبر چگونه بود؟

عکس العملى که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در برابر برخوردهاى نارواى جمعى از صحابه و نزاع و درگيرى آنان از خود نشان داد نيز قابل توجه است. مطابق آنچه در صحيح بخارى و مسلم آمده، دو نوع عکس العمل از آن حضرت نقل شده است:

١. فرمود: «قوموا عنّى ولاينبغى عندى التنازع»؛ (از نزد من برخيزيد (و دور شويد) که در محضر من نزاع و کشمکش سزاوار نيست).(٢٦)

در اين تعبير کاملا خشم و ناراحتى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از سخنان، اعمال و رفتار آنها آشکار است.

٢. هنگامى که نزاع و کشمکش پيش آمد و حرف هاى زشتى به آن حضرت زده شد، فرمود: «ذرونى، فالّذى أنا فيه خير ممّا تدعوني إليه»؛ (مرا به حال خودم واگذاريد! چرا که اين حالتى که من در آن هستم بهتر از چيزى است که مرا بدان فرا مى خوانيد).(٢٧) (اشاره به حالت توجه مخصوص به خدا در آخرين ساعات عمر است)

٥. اندوه فراوان ابن عباس براى چه بود؟

مطابق پنج روايت از روايات صحاح، هنگامى که ابن عباس مى خواهد گزارشى از ماجراى آن روز بدهد، نخست با تأثر و اندوه از آن ياد مى کند و سپس به نقل حادثه مى پردازد، به عنوان نمونه: «سعيد بن جبير ـ مطابق نقل صحيح بخارى ـ مى گويد، ابن عباس مى گفت: «يوم الخميس و ما يوم الخميس»؛ (روز پنج شنبه، چه روز پنج شنبه دردناکى؟!).

سپس سعيد بن جبير مى افزايد: «ثمّ بکى حتّى بلَّ دمعه الحصى»؛ (سپس (ابن عباس) آن قدر گريست که قطرات اشک چشمش روى سنگريزه هاى زمين افتاد).(٢٨)

روشن است که تأسف ابن عباس و اشک فراوان او، هم به سبب توهينى است که به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شد و هم به خاطر جلوگيرى از نوشتن آن حضرت; که در صورت نوشتن، از گمراهى امت جلوگيرى مى شد.

در چهار نقل ديگر در صحيح بخارى و مسلم از اين حادثه آمده است که ابن عباس پس از نقل اين ماجرا، در پايان براى ممانعت از کتابت آن نامه، بسيار تأسف مى خورد. از جمله:

در روايتى که عبيدالله بن عبدالله از ابن عباس نقل مى کند، پس از بيان ماجراى جلوگيرى از ممانعت کتابت نامه، آمده است: «قال عبيدالله: وکان ابن عباس يقول: إنّ الرزيّة کلّ الرزيّة ما حال بينَ رسول الله وبين أن يکتُبَ لهم ذلک الکتاب، من اختلافهم ولَغَطهم»؛ (عبيدالله گفت: ابن عباس همواره مى گفت: مصيبت و خسارت سنگين و حقيقتاً خسارت تام، آن است که آنان به سبب اختلاف، هياهو و کشمکش مانع شدند که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن نامه را بنويسد).(٢٩)

٦. آيا مى توان چنين نسبت هايى را به پيامبر داد و نافرمانى کرد؟

شارحان «صحاح» در شرح اين احاديث تصريح کرده اند که پيامبر(صلى الله عليه وآله) در سلامت و بيمارى معصوم است و هميشه سخنش عين حقيقت است.

ابن حجر عسقلانى از «قرطبى» نقل مى کند که: «مقصود از «هجر» در اين حديث سخن انسان بيمار است که درست حرف نمى زند و لذا به حرف او اعتنايى نمى شود». سپس مى افزايد: «ووقوع ذلک من النبى(صلى الله عليه وآله)مستحيل لانّه معصوم فى صحّته ومرضه لقوله تعالى (وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى) و لقوله(صلى الله عليه وآله) إنّى لااقول فى الغضب والرضا إلاّ حَقّاً»؛ (وقوع چنين امرى (هذيان گويى) از پيامبر(صلى الله عليه وآله) محال است؛ زيرا آن حضرت در سلامت و بيماريش معصوم است، به دليل سخن خداوند که مى فرمايد: «او (پيامبر) از سر هوا و هوس سخن نمى گويد» و به دليل سخن خود آن حضرت که فرمود: «من در حال خشم و خشنودى (در هر حالى) جز حق نمى گويم).(٣٠)

بدرالدين عينى نيز در «عمدة القارى» که در شرح صحيح بخارى است، دقيقاً همين مطلب را مى گويد.(٣١)

دانشمند معروف ديگرى به نام «نووى» نيز در شرح صحيح مسلم مى گويد: «إعلم انّ النبى معصوم من الکذب و من تغيير شيء من الاحکام الشرعية فى حال صحته وحال مرضه»؛ (بدان که پيامبر(صلى الله عليه وآله) يقيناً از سخن دروغ و ناروا و تغيير احکام شرعى چه در حال صحت و چه در بيمارى معصوم است).(٣٢)

اضافه بر آيات متعددى از قرآن مجيد که قبلا به آن اشاره شد، اينها همگى گواه است که مقام پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) فراتر از اين بود که سخن نادرستى در تمام عمر از او سر زند.

قابل توجه اينکه گروهى از دانشمندان اهل سنت دست به توجيهاتى براى اين مسأله مسلم تاريخى زده اند، که راستى شگفت آور است!!

مسأله اى به اين روشنى توجيه ندارد، آيا بهتر نبود به جاى توجيهات غير منطقى، پيشداورى هاى خود را کنار مى گذاشتند و مى گفتند خطاى بزرگى از شخص يا اشخاصى سر زده که همه مى دانيم آنها جايز الخطا بوده اند.

به عنوان نمونه در کتاب «فتح البارى فى شرح صحيح البخارى» که از مهمترين کتب نزد اين برادران است مى خوانيم: علما متفقند که قول عمر حسبنا کتاب الله (قرآن براى ما کافى است) نشانه قوت فقه و دقت نظر او است!!(٣٣) آيا جمله قبل از آن که گفته است: «بيمارى بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) چيره شده (و پريشان گويى مى کند)» نيز نشانه فقه و دقت نظر است؟!

به علاوه آيا کتاب الله بدون سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) کافى است در حالى که حتى عدد رکعات نماز، و نصاب زکاة، و عدد اشواط طواف و عدد سعى و رمى جمرات و بسيارى از احکام ديگر فقط در سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمده، آيا نفى اين امور نشانه فقه و دقت نظر است؟ آيا اعتراف به واقعيت ها بهتر از اين گونه توجهات نيست (خدا عالم است!).

٧. مسأله مهم تر!

از اين سخنان ناروا و حيرت انگيز که در شش مورد از کتاب صحيح بخارى و سه مورد صحيح مسلم آمده است، که بگذريم اين سؤال پيش مى آيد که پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) چه چيز مهمى را مى خواست بنويسد (يا دستور دهد آن را بنويسند) که با اين مخالفت شديد روبه رو شد؟!

به يقين آن مطلب اولا تناسب با آخرين روزهاى حيات پيامبر(صلى الله عليه وآله) داشته.

ثانياً: مسأله بسيار مهمى بوده که اگر به آن عمل مى شد هرگونه گمراهى و اختلاف ناشى از آن برطرف مى گشت.

ثالثاً: آن مسأله خوشايند بعضى از حاضران نبود، و با آن مخالف بودند.

تصور مى کنيم خواننده گرامى مى تواند حدس زند که آن مسأله چيزى جز مسأله خلافت و ولايت نبود، خلافت چه کسى جز على بن ابى طالب(عليه السلام)؟!

ما معتقديم پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) پس از بيانات گوناگون در جهت معرفى امام على(عليه السلام) به ولايت امّت و به ويژه پس از ماجراى غدير، در پى تثبيت امر امامت و خلافت آن حضرت بود;اين نکته را مى توان از کلمات مشابه اين حديث و کلمات ديگرى از آن حضرت که درباره عترت گرامى اش فرموده است ـ مخصوصاً حديث ثقلين ـ بدست آورد; که به خواست خداوند در نوشته هاى بعد درباره حديث غدير و حديث ثقلين سخن خواهيم گفت.

يک بار ديگر اين جزوه را مطالعه فرماييد، ما قضاوتى نمى کنيم بهتر است خودتان داورى نماييد.

(پايان)

والسلام على من اتبع الهدى محرم الحرام ١٤٢٩ هـ .ق. دى ماه ١٣٨٦

منبع:

١. قران کریم

٢. تاریخ الامم و الملوک تاریخ طبری ابو جعفر محمد بن جریر الطبری تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم دار التراث بیروت ١٣٨٧قمری/١٩٦٧میلادی طبعه الثانیه.

٣. تفسیر القران العظیم ابن کثیر دمشقى اسماعیل بن عمرو تحقیق محمد حسین شمس الدین دار الکتب العلمیه منشورات محمدعلى بیضون بیروت ١٤١٩ قمری چاپ اول.

٤. صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان محمد بن حبان بن احمد ابو حاتم التمیمی البستی تحقیق شعیب الارنووط موسسه الرساله بیروت ١٤١٤ قمری ١٩٩٣میلادی الطبعه الثانیه.

٥. صحیح البخاری محمد بن اسماعیل ابو عبدالله البخاری الجعفی تحقیق د. مصطفى دیب البغا دار ابن کثیر الیمامه بیروت ١٤٠٧ قمری ١٩٨٧میلادی الطبعه الثالثه.

٦. الجامع الصحیح المسمى صحیح مسلم مسلم بن الحجاج ابو الحسین القشیری النیسابوری تحقیق محمد فواد عبد الباقی دار احیاء التراث العربی بیروت بی تا.

٧. المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی احمد بن محمد بن علی المقری الفیومی المکتبه العلمیه بیروت بی تا

٨. عمده القارى شرح صحیح بخارى بدرالدین عینى دارالفکر بیروت چاپ اول ٢٠٠٥میلادی.

٩. فتح الباری شرح صحیح البخاری احمد بن علی بن حجر ابو الفضل العسقلانی الشافعی دار المعرفه - بیروت ١٣٧٩قمری.

١٠. الکامل فی التاریخ عز الدین ابو الحسن على بن ابى الکرم المعروف بابن الاثیر دار صادر بیروت ١٣٨٥قمری /١٩٦٥میلادی.

١١. لسان العرب ابن منظور محمد بن مکرم دار صادر بیروت ١٤١٤ قمری چاپ سوم.

١٢. مسند ابی یعلى احمد بن علی بن المثنى ابو یعلى الموصلی التمیمی تحقیق حسین سلیم اسد دار المامون للتراث دمشق ١٤٠٤قمری ١٩٨٤میلادی الطبعه الاولى.

١٣. مسند احمد بن حنبل ابو عبد الله احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد الشیبانی المحقق السید ابو المعاطی النوری عالم الکتب بیروت ١٤١٩هجری قمری ١٩٩٨ میلادی الطبعه الاولى.

پی نوشت:

(١). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح ١١٤ ؛ همان، ج٣، ص ١١١١، ١٧٢ - باب جوائز الوفد، ح ٢٨٨٨; همان، ج٣، ص ١١٥٥ ، ٦ - باب إخراج اليهود من جزيرة العرب، ح ٢٩٩٧؛ همان، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٨ ؛ همان، ح ٤١٦٩; ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥; همان، ج٦، ص ٢٦٨٠، ٢٦ - باب كراهية الاختلاف، ح ٦٩٣٢.

(٢). الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه، ح ٢٠; همان ح ٢١; همان، ح ٢٢.

(٣). اين حادثه در روز پنج شنبه اتفاق افتاد و مطابق نقل طبرى آن حضرت در روز دوشنبه (چهار روز بعد) وفات يافت. طبرى در حوادث سنه يازدهم هجرى مى نويسد: «روزى که رسول خدا رحلت فرمود همه مورخين اتفاق دارند که روز دوشنبه بوده است». در فتح البارى نيز ابن حجر مى نويسد: آن حضرت روز پنج شنبه بيمار شد و روز دوشنبه رحلت کرد. (فتح الباري شرح صحيح البخاري، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، ج ٨، ص ١٣٢).

(٤). الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(٥). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح ١١٤ ؛ همان، ج٣، ص ١١١١، ١٧٢ - باب جوائز الوفد، ح ٢٨٨٨; همان، ج٣، ص ١١٥٥ ، ٦ - باب إخراج اليهود من جزيرة العرب، ح ٢٩٩٧؛ همان، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٨ ؛ همان، ح ٤١٦٩; همان، ج٦، ص ٢٦٨٠، ٢٦ - باب كراهية الاختلاف، ح ٦٩٣٢.

(٦). همان ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥

(٧). همان ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح ١١٤

(٨). الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(٩). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٨; الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢١..

(١٠). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩.

(١١). رجوع کنيد به: مسند أحمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني، المحقق : السيد أبو المعاطي النوري، ج ١، ص ٢٢٢، ٢٩٣، ٣٢٤، ٣٢٥ و ٣٥٥; مسند أبي يعلى، أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي، تحقيق : حسين سليم أسد، ج ٤، ص ٢٩٨، ح ٢٤٠٩; صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي، تحقيق : شعيب الأرنؤوط، ج ١٤، ص ٥٦٢، ٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم، ح ٦٥٩٧; تاريخ الأمم و الملوك (تاریخ طبری)، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم، ج‏٣، ص١٩٢، ذكر الاحداث التي كانت فيها; الكامل في التاريخ ، عز الدين أبو الحسن على بن ابى الكرم المعروف بابن الأثير، ج‏٢، ص٣٢٠، ذكر مرض رسول الله، صلى الله عليه و سلم، و وفاته وکتب ديگر .

(١٢). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩.

(١٣). الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي،ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(١٤). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥

(١٥). همان، ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح ١١٤

(١٦). همان، ج٣، ص ١١٥٥ ، ٦ - باب إخراج اليهود من جزيرة العرب، ح ٢٩٩٧

(١٧). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩؛ الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي،ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(١٨). المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي، أحمد بن محمد بن علي المقري الفيومي، ج٢،ص ٦٣٤ ، واژه هجر.

(١٩). لسان العرب، ابن منظور محمد بن مكرم، ج ٥، ص٢٥٠، واژه هجر.

(٢٠). سوره نجم، آيه ٣ .

(٢١). سوره حشر، آيه ٧ .

(٢٢). سوره نور، آيه ٦٣. ابن کثير مى نويسد: «ضمير «امره» به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر مى گردد» و در ادامه که قرآن فرمود: (أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ) نيز مى نويسد: «اى فى قلوبهم من کفر او نفاق او بدعة; (مخالفت با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سبب فتنه مى شود) يعنى چنين افرادى در قلبشان به کفر، يا نفاق، و يا به بدعت دچار مى شوند». (تفسير القرآن العظيم، ابن كثير دمشقى اسماعيل بن عمرو، تحقيق: محمد حسين شمس الدين، ج‏٦، ص٨٢، سورة النور، آية ٦٣.

(٢٣). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح ١١٤.

(٢٤). همان، ج٣، ص ١١١١، ١٧٢ - باب جوائز الوفد، ح ٢٨٨٨ ؛ ج٣، ص ١١٥٥ ، ٦ - باب إخراج اليهود من جزيرة العرب، ح ٢٩٩٧؛ ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩; الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي،ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٠.

(٢٥). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩؛ ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥; الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي،ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(٢٦). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح ١١٤ در برخى از روايات فقط کلمه «قوموا» آمده است: همان ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥; ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩؛ الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي،ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(٢٧). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٣، ص ١١٥٥ ، ٦ - باب إخراج اليهود من جزيرة العرب، ح ٢٩٩٧؛ ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩؛ ج٣، ص ١١١١، ١٧٢ - باب جوائز الوفد، ح ٢٨٨٨ ؛ (در اين حديث، به جاى «ذرونى» کلمه «دعونى» آمده است). در الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٠ نيز آمده است: قال: «دعونى فالّذى أنا فيه خير».

(٢٨). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٣، ص ١١٥٥ ، ٦ - باب إخراج اليهود من جزيرة العرب، ح ٢٩٩٧ شبيه همين مضمون در چند نقل ديگر نيز آمده است; ر.ک: صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٣، ص ١١١١، ١٧٢ - باب جوائز الوفد، ح ٢٨٨٨ ؛ ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩ (بدون نقل گريستن ابن عباس); الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ، ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٠

(٢٩). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٤، ص ١٦١٢، ٧٨ - باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم ووفاته، ح ٤١٦٩ شبيه به همين مضمون: ج١، ص ٥٤ ، ٣٩ - باب كتابة العلم، ح١١٤؛ ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥; الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ،ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢.

(٣٠). فتح الباري شرح صحيح البخاري، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، ج ٨، ص ١٣٣، باب مرض النبي صلى الله عليه وسلم ووفاته.

(٣١). عمدة القارى‏، بدر الدين عينى، ، ج ١٢، ص ٣٨٨ .

(٣٢). الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ،ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٠.

(٣٣). صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، تحقيق : مصطفى ديب البغا، ج٥، ص ٢١٤٦، ١٧ - باب قول المريض قوموا عني، ح ٥٣٤٥; و الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٣ ،ص ١٢٥٧ ، ٥ - باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه،ح٢٢؛ فتح الباري شرح صحيح البخاري، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، ج ٨، ص ١٣٤، باب مرض النبي صلى الله عليه وسلم ووفاته،

 
 
معرفی کتاب
دایرة المعارف فقه مقارن

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

 

از دیرباز موضوع فقه مقارن، دغدغه ذهنی بسیاری از علما و اندیشمندان بزرگ و روشنفکر بوده که شاهد این مدعا، وجود کتابها و مقالههای بسیاری است که در این زمینه به رشته تحریر درآمده است. با نگاهى گذرا بر ادوار فقه شيعه، آثار بسيار گران سنگى را خواهيم يافت كه در مقام مقايسه فقه اماميه و عامه بر آمده است؛ آثارى كه از دير زمان تاكنون، بركات فراوانى را براى فقهاى هر دو مذهب در پى داشته است. اين شيوه كه «فقه مقارن» ناميده مى‏شود، در تاريخ فقه اسلامى به ويژه در فقه اماميه، سابقه‏اى به قدمت مذاهب اسلامى دارد.

دربارۀ اثر

کتاب ارزشمند «دايرة المعارف فقه مقارن» توسط حضرت آيت اللّه‏ العظمی مكارم شيرزاى(مدظله)؛ و با همکاری جمعی از محققان و فضلاى حوزه علمیه قم ، به رشتۀ تحریر درآمده است که در بردارنده آراى فقهاى همه مذاهب اسلامى است، بدین نحو که علاوه بر تبیین و برجسته شدن فقه اهل بیت، آراى فقهى سایرمذاهب و بلکه کنوانسیونها و مصوبات حقوق بین المللى نیز در آن مطرح شده است.

 اين كتاب نفیس به شیوۀ موضوعى تنظيم شده است. طرح قواعد اصولى و فقهى و رجالى به تناسب مسائل مختلف، ذكر فروع مورد ابتلا و حذف فروع نادر، از جمله ويژگى‏هاى اين اثر مهم در تقویت وحدت و هم گرایی فقهی مذاهب اسلامی محسوب مى‏شود.

انگیزه تألیف کتاب «دايرة المعارف فقه مقارن»

گستردگى علوم، به ويژه علم فقه و مطرح شدن مسائل جديد فقهى كه امروزه رو به گسترش بوده و تخصصى شدن فقه و لزوم اشراف بر انواع ديدگاههاى فقهى در هر مسئله و نقشى كه فقه در مسائل اجتماعى و روزمره مردم دارد از يك سو و ارتباط نزديك فرق اسلامی با يكديگر و ضرورت پيوند فرق مختلف به ويژه در زمينه مسائل فقهى و تأثيرى كه فقه مقارن در ريشهيابى مسائل مختلف فقهى دارد از سوى ديگر سبب شده است ضرورت تدوين اين دائره المعارف مهم فقهی كه در بر دارنده موضوعات و مسائل راهبردی در  فقه مقارن است، بیش از پیش احساس شود.

ساختار کلی کتاب «دايرة المعارف فقه مقارن»

گفتنی است اثر ارزشمند  «دايرة المعارف فقه مقارن»، بر اساس فقه ترتيبى به بحث در باره مهمترين مسائل فقه در چندين بخش مجزا مانند: اقتصاد اسلامى، مسائل مستحدثه فقهى، تاريخ و ادوار فقهى شيعه و اهل سنت و منابع استنباط فقه آنان، جايگاه فلسفه در فقه و اصطلاحات فقهى و... پرداخته است.[١]

ارائه مباحث در اين دائره المعارف به روش فقه مقارن است و مذهب مشهور پيروان اهل بیت علیهم السلام و اهل سنت و مذاهب ديگر اسلامى در آن مورد توجه قرار گرفته و در مورد هر يك از مباحث و موضوعاتى كه نمونههايى از آنها ذكر شده مقالات مجزايى نگاشته شده است. [٢]

گزارش اجمالی محتوای اثر

در ابتداى کتاب « دايرة المعارف فقه مقارن»، هدف از نگارش این اثر ارزشمند و ضرورت پرداختن به چنين فقهى بيان شده است. آنگاه تعريفى از فقه در لغت و اصطلاح فقها و اصوليين ارائه و اهميت اين علم در لسان آيات و روايات بررسى گرديده است. گستردگى قلمرو فقه در مسائل حقوقى، اجتماعى و اقتصادى مورد بررسى قرار گرفته و امضايى بودن بسيارى از قواعد فقهى شرح داده شده است.[٣]

در ادامه برترىهاى فقه اسلامى و هماهنگى و جامعيت آن مورد توجه قرار گرفته و ادوار مهم فقه شيعه از عصر حضور ائمه علیهم السلام تا عصر شكل بندى و تبويب فقه و پس از آن، يعنى دوره تحول در عرصه فقاهت، دوره ركود و تقلید ، عصر تجديد حيات فقهى، دوره پيدايش حركت اخبارىگرى، عصر تجديد حيات اجتهاد، عصر نوآورىهاى فقهى و عصر ورود فقه به عرصههاى گوناگون اجتماعى و ويژگىهاى هر يك از اين ادوار مورد واکاوی قرار گرفته است. سپس به ادوار ششگانه فقه اهل سنت اشاره شده و دورههاى فقهى آنان ، به دوران صحابه و تابعین ، عصر ظهور مذاهب فقهى، عصر توقف حركت اجتهادى، عصر ركود فقهى، عصر بازگشت تلاش فقهى و عصر بيدارى و احياى باب اجتهاد تقسيم شده است. [٤]

تبیین منابع استنباط از دیدگاه فقهای اسلام

هم چنین منابع استنباط از ديدگاه فقهاى اسلام از جمله مولّفه های مهم کتاب ارزشمند«دايرة المعارف فقه مقارن» به شمار می رود  كه در آن تمسك به قرآن، سنت( فعل، قول و تقرير معصومين عليهم السلام)، عقل و اجماع به عنوان اصلىترين منابع فقه نزد شیعه و استفاده از قرآن و سنت پيامبر و صحابه، عقل، اجماع، قیاس ، استحسان ، مصالح مرسله، سد و فتح ذرايع به عنوان منابع فقهى اهل سنت عنوان شده است. [٥]

در بخش های دیگر کتاب«دايرة المعارف فقه مقارن»، مقالاتى با عنوان عدم خلأ قانونى در اسلام، انفتاح باب اجتهاد و پىآمدهاى منفى انسداد باب اجتهاد، ادله موافقان و مخالفان انفتاح باب اجتهاد و ديدگاههاى تحليلى آنان در اين زمينه، نقش زمان و مكان در استنباط فقهى، علوم پيش نياز اجتهاد، سرچشمه اختلاف فقها در فتوا، جايگاه فلسفه احکام در فقه اسلامى، بخشى از اصطلاحات مهم فقهى، ساختار و طبقه بندى ابواب فقه اسلامى، مسائل مستحدثه و اصول كلى حاكم بر آن، ادله تقليد در مكتب اهل بيت عليهم السلام و اهل سنت، رابطه فقه و حكومت، احکام امضایی ، احکام تأسیسی ، عرفى شدن احكام فقهى، منابع تشريع در اديان ديگر مانند مسيحيت و شريعت يهود، مصادر تشريع و مبانى حقوق در مكاتب حقوقى معاصر ارائه شده است. [٦]

گزارش تفصیلی مباحث عمده کتاب

در فصل نخست از جلد اول کتاب«دايرة المعارف فقه مقارن»، تعريف لغوى و اصطلاحى فقه و نیز «موشكافى و ريز بينى و فهم دقيق» تعاريف اصطلاحى بيان شده است، در خاتمه اين فصل به واژگان و برخى مباحث مرتبط با تعريف فقه پرداخته شده است.

در فصل دوم كتاب ، هفت خصوصيت و ويژگى فقه كه در آيات و روايات بدان اشاره شده و در واقع نشان دهنده حساسيت و اهميت فقه در آئينه آيات و روايات است مورد تحلیل و بررسی جامع قرار گرفته است.

فصل سوم از کتاب دارای این پیام است که دايره قلمرو فقه به گستردگى تمام ابعاد و مراحل زندگى بشر است و اگر فقها به جاى باريك بينى و موشكافى‏هاى معهود در باره مسائل و موضوعات شناخته شده، به بحث درباره مسائل و موضوعاتى بپردازند كه در ابعاد جديد زندگى امروزى به وجود آمده است، معلوم مى‏شود كه گستره فقه همه عرصه‏هاى زندگى بشر را در بر مى‏گيرد.

در فصل چهارم كتاب، برترى‏هاى فقه اسلامى بر ديگر قوانين بشرى ،در ضمن نکات هشت گانه بیان شده است که در پايان، «كنوانسيون رفع تبعيض از زنان» به عنوان يك نمونه از قوانينى كه بر مبناى خرد جمعى بين المللى يعنى مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب رسيده، مطرح و مورد بررسى ونقد قرار گرفته است.

در فصل پنجم تبیین ادوار فقه اسلامی مورد تبیین دقیق قرار گرفته است لذا در ابتداى اين فصل به عصر تشريع اشاره مى‏شود كه اين دوره شامل دوره ابلاغ كامل قرآن، گردآورى و تدوين آن و تعليم سنّت از سوى پيامبر اكرم(ص) است. سپس مؤلف گرانقدر این اثر، با اشاره به اينكه، همه مذاهب اسلامى اين دوره را نخستين دوره خود دانسته‏اند، به تفصيل در دو بخش اصلى به بررسى و تبيين دوره‏هاى فقهى فقهاى اهل بيت(علیهم السلام) و دوره‏هاى شش گانه فقهاى اهل سنت مى‏پردازد.

كليات مبحث منابع استنباط احكام از ديدگاه فقهاى مكتب اهل بيت و فقهاى اهل سنت مباحث فصل ششم كتاب را تشكيل مى‏دهند. مقدمه اين فصل شامل مباحث نظام تشريع احكام، تفاوت فقها در نحوه استنباط و حجيت و عدم حجيت ادله است و سپس در دو بخش، منابع اتفاقى و غير اتفاقى فقهاى اسلام معرفى شده است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با طرح اين سؤال اصلى كه با وجود تحولات زندگى انسان و نيازهاى او در اعصار مختلف، چگونه قوانين ثابت و محدود شرعى مى‏تواند پاسخ‏گوى اين نيازها باشد، به پاسخ مفصل آن در ضمن مباحث فصل هفتم می پردازد.

در فصل هشتم به این پرسش کلیدی پاسخ داده شده است که آيا باب استنباط احكام شرعى از منابع اوّليه اسلام باز است يا بسته؟ آيا كسى نمى‏تواند يا نبايد دست به استنباط و استخراج حكم شرعى بزند؟

اين بخش مهم  از کتاب « دايرة المعارف فقه مقارن» در پى آن است كه ديدگاه مكتب اهل بيت(علیهم السلام) و نظر اهل سنت و دلايل هر كدام را در باره انفتاح يا انسداد باب اجتهاد، در قالب بحث های مختلف بیان نماید.

دورنگرى ، جامعيت و انعطاف پذيرى مطلوب كه در اسلام وجود دارد، ايجاب مى‏كند تأثير زمان و مكان در احكام لحاظ شود؛ زيرا بر اثر دورنگرى است كه شرايط هزاران سال بعد نيز در گستره احكام ديده خواهد شد.لذا چگونگی تأثير زمان و مكان در استنباط احكام شرعى، در فصل نهم مورد واکاوی مولّف آن اثر قرار می گیرد.

فصل دهم به  علوم پيش نياز اجتهاد اختصاص دارد و در فصل یازدهم نیز ريشه يابى اختلاف فتاوا مورد تأمل قرار می گیرد که پس از بيان مقدمه به سيزده عامل اختلاف در مسائل مورد اختلاف اشاره می شود.

پاسخ به  اين سؤال هميشگى بشركه «آيا افعال الهى در عالم تكوين و تشريع، داراى هدف و غرض است يا خير؟» ، در ضمن يك مقدمه و سه بخش در فصل دوازدهم  دنبال مى‏شود.

هم چنین در فصل سیزدهم ،  اصطلاحات مرتبط با مقام تشريع احكام ،اصطلاحات مربوط به مناصب فقها،اصطلاحات فقهى در بيان فتوا و احتياط و اصطلاحات فقها در باره انجام تكاليف مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته است.

مولّف این اثر گرانسنگ در فصل چهاردهم،بحث ساختار فقه اسلامى را در دو محور «ساختار فقهى اماميه» و «ساختار فقهى اهل سنت» مورد توجه قرار می دهد. ابتدا در ساختار فقهى اماميه به سراغ كهن‏ترين دسته بندى‏ها مى‏رود و با بيان دسته بندى مرحوم كلينى در فروع كافى فقهايى را كه به نحوى متأثر از ايشان هستند، به چهار گروه تقسيم مى‏كند.در ساختار فقهى اهل سنت نیز با طرح اين مطلب كه بعضى از تقسيمات اهل سنت به نظر مشهور اماميه نزديك است و بعضى كاملاً متفاوت است، تقسيمات چند فقيه و محدث معروف اهل سنت را مطرح می سازد.

هم چنین نویسندۀ کتاب « دايرة المعارف فقه مقارن»،فصل پانزدهم این اثر را به مسائل مستحدثه و اصول كلى حاكم بر آن اختصاص داده است ، و در فضل شانزدهم نیز با طرح مسألۀ ادله تقليد در مكتب اهل بيت(علیهم السلام) و اهل سنت ،در صدد تبیین چیستی حقيقت تقليد در دين، ادله تقليد در فريقين و تعيين محدوده تقليد برآمده است.

تبيين مفاهيم فقه و حكومت و بيان ضرورت حكومت و دليل نياز به آن،أهم مباحث فصل هفدهم کتاب را تشکیل می دهد.

در فصل هیجدهم نیز چیستی معنا و مفهوم احكام امضائى و تأسيسى و عرفى شدن احكام مورد اشاره قرار گرفته است و در پايان نتيجه‏گيرى شده كه معناى احكام امضايى، عرفى شدن احكام نيست، تا هرچه در ميان عقلاى اهل عرف رايج شود، از نظر اسلام مورد قبول باشد، بلكه همه آنها به يكى از دو طريق[٧] بايد به امضاى شارع مقدس برسد.

در فصل نوزدهم کتاب « دايرة المعارف فقه مقارن» به اين نكته مهم اشاره شده كه اهميت فقه اسلامى و آموزه‏هاى قرآن و سنت نبوى و مكتب اهل بيت(علیهم السلام) و گستردگى آنها هنگامى روشن می شود كه با شرايع موجود مقايسه شود.لذا بحث در دو حوزه اصلى منابع شريعت مسيحى و منابع شريعت يهود، به تفصيل مورد توجه موّلف اثر قرار می گیرد.

فصل بيستم کتاب در واقع گزارشى است نقادانه از تلاش‏هايى كه بشر، بدون اتكا بر تعاليم دينى در طول قرون متمادى، براى تعيين مبانى واقعى حقوق پى ريزى يك نظام اجتماعى، انجام داده است؛ تلاش هايى كه به رغم مواجه با تناقضات متفاوت، همچنان به راه پر خطاى خود ادامه مى‏دهد.

در پايان هر مجلد از اين مجموعه فقهى نیز ، فهرستهايى از آيات قرآن ، احاديث معصومان، فهرست اسامى اشخاص، فهرست اماكن، قبايل و منابع مورد استفاده در تأليف ارائه شده است.[٨]

در خاتمه باید گفت تألیف این اثر  نفیس تقریبی توسط حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و با همکاری جمعی از فضلای حوزۀ علمیۀ قم ، در دو جلد و در ٧١٢ صفحه، در قطع رحلی توسط انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام به زیور طبع آراسته شده و در سال ۱۳٨٥ برای اولین بار منتشر شده و تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

پی نوشت: 

[١] دایرة المعارف فقه مقارن، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، ج۱، ص۲۹.

[٢] همان.

[٣] همان، ص۳۱.

[٤] همان؛ ص۷۵.

[٥] همان؛ ص ۱۵۷.

[٦] همان؛ ص۲۱۱.

[٧] امضاى شارع دو گونه است: يا شارع صريحاً آن را مى‏پذيرد، مانند «أحلّ اللّه‏ البيعَ» يا با سكوت خود آن را امضا مى‏كند؛ مانند: سكوت كردن در مقابل اعتماد عرفى بر خبر واحد.

[٨] دایرة المعارف فقه مقارن، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، ج ۱، ص ۷۰۱.

 

مراکز وابسته

حوزه علمیه دار المبلغین مرحوم فلسفی (رحمه الله)

حوزه علمیه دارالمبلغین فلسفی در سال ١٣٨٥ توسط مرجع عالیقدر جهان تشیع و مفسر عظیم الشان قرآن کریم ، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در منطقه ١٢ تهران (خیابان ری) تأسیس و هم اکنون نیز با مسئولیت ایشان اداره می گردد.

اما چرا نام این مدرسه، فلسفی است؟ جواب این سئوال در نگاه بلند معظم له است که با اقدامی مدبرانه آوازه خطیب بین المللی شیعه را برای همیشه تاریخ زنده نگهداشتند.

این حوزه در منزل مسکونی واعظ شهیر و خطیب توانمند ایران، که نام وی در میان خطبای جهان تشیع درخششی خیره کننده دارد بنا گردیده است، شخصیتی که حضرت امام خمینی رحمه الله علیه وی را زبان گویای اسلام ومقام معظم رهبری مد ظله العالی وی را «پهلوان منبر» خواندند و در تجلیل از شخصیت وی چنین می فرمایند: «آن مرحوم یگانه زمان در وعظ و تبلیغ منبر و دارای حق عظیمی بر اصحاب این حرفه مقدس بود و خدمات بزرگ ایشان در راه تبلیغ دین فراموش ناشدنی است . ایشان گشاینده یک راه جدیدی در منبر و در فن منبر و هنر منبر بود و ما در این فن هیچ کسی را مثل آقای فلسفی ندیدیم و نشنیدیم.»

آیت الله العظمی مکارم شیرازی هم با عنایت به زنده ماندن یاد و خاطره این شخصیت کم نظیر، که به فرمایش خود ایشان ٤٥ روز در ساواک با یکدیگر شکنجه های زمان طاغوت را تحمل می نمودند ملک مزبور را از ورثه ایشان خریداری و در سال ١٣٨٢ شروع به ساخت حوزه علمیه در این مکان نمودند و در سال ١٣٨٥ این حوزه به دست مبارک ایشان افتتاح گردید؛ و نام دارالمبلغین فلسفی بر آن نهاده شد.

این حوزه علمیه در زمینی به مساحت ٦٢٤ متر مربع و ٢٠١٥ متر بنا در پنج طبقه بنا گردیده است و دارای سالن اجتماعات، کتابخانه و قرائت خانه، نمازخانه، نهارخوری، بخش اداری و مدرسها می باشد.

آدرس خیابان ری، نرسیده به سه راه امین حضور،جنب کوچه در دار،دار المبلغین مرحوم فلسفی(رحمه الله)

معارف اسلامی

عنوان: خاستگاه فرهنگی- عقیدتی بسیج مردمی و دفاع همگانی در اسلام

سوال: بسیج مردمی از چه خاستگاه فرهنگی و عقیدتی سرچشمه می گیرد؟

پاسخ اجمالی: بسیج در حقیقت بروز یک وظیفه اسلامی و ملی یک ملت برای دفاع از کیان خود است و از «ضرورت دفاع» سرچشمه می گیرد. «جهاد دفاعی» و «جهاد برای حمایت از مظلومان» بر همه مسلمانان در برابر هجوم دشمنان به كشورهاى اسلامى و مرزهاى آن واجب است. صدر اسلام نیز که پیامبر خدا(ص) سپاه منظم حرفه ای نداشت، دفاع یک وظیفه همگانی بود و مردم در زمان جنگ برای دفاع از کیان اسلامی بسیج می شدند.

پاسخ تفصیلی: بسیج به شکل امروزی که از آن به عنوان «بسیج مستضعفین» و «حشد الشعبی» یاد می شود، در حقیقت بروز وظیفه اسلامی - ملی همگانی یک ملت برای دفاع از کیان دینی و ملی خود است و از ضرورت دفاع سرچشمه می گیرد که اسلام تاکید بسیار زیادی به آن دارد. بسيج در نظر كارشناسان جهاني مولودي جديد است که نمي توانند آن را بشناسند، اما خاستگاه فکری و فرهنگی آن آیات قرآن و سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) می باشد.

در صدر اسلام که پیامبر(صلی الله علیه وآله) سپاه منظم و حرفه ای نداشت، دفاع یک وظیفه همگانی بود و مردم در زمان جنگ برای دفاع از کیان اسلامی بسیج می شدند. پیامبر(صلی الله علیه وآله) در زمان جنگ مردم را جمع می کرد و برای مقابله با دشمن همه آنها را بسیج می نمود و با صاحب نظران برای مقابله با دشمن مشورت می کرد. نمونه بارز آن را در جریان جنگ أحزاب می توان مشاهده کرد که پیامبر(صلی الله علیه وآله) بعد از مشورت با اصحابش، وقتی بنا شد برای مقابله با دشمن خندقی حفر شود، همه مسلمانان را بسیج کرده و هر ده نفر را مأمور حفر ٤٠ ذراع (حدود ٢٠ متر) از خندق كرده بود؛ و خود نيز شخصاً با آنها همكارى مى كرد.(١) همه مسلمانان وظایفی که به آنها سپرده شده بود را به درستی انجام دادند و در نهایت با اینکه تعداد دشمنان اسلام بسیار بیشتر از مسلمانان بود، اما مسلمانان در این جنگ پیروز شدند و این نشان می دهد در هر کاری که همه مردم برای انجام آن بسیج شوند و با اخلاص و همدلی تلاش کنند قطعا به نتیجه می رسد.

در راستای دفاع همه جانبه از کیان اسلامی، در آیات قرآن بر ضرورت بسیج و آمادگی مسلمانان برای جهاد تاکید بسیاری شده است. در حقیقت دفاع از اسلام و حفظ استقلال آن و حفاظت از مرزهای آن در مقابل دشمنان یک اصل ثابت در قرآن است. خداوند در آیه ٦٠ سوره انفال می فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»؛ (و در برابر دشمنان هر قدر توانايى داريد از نيرو و قدرت آماده سازيد). بسیج نیز بر اساس همین اصل قرآنی شکل گرفته و اسلام این اصل را تبیین کرده و صورت ها و اشکال مختلف عمل به آن را بر اساس مقتضیات زمان قرار داده است.(٢) كلمه «قوة» در این آیه یک كلمه كوچك اما پر معنايى است که نه تنها وسائل جنگى و سلاح‏هاى مدرن هر عصرى را در بر مى گيرد، بلكه تمام نيروها و قدرت‏هايى را كه به نوعى از انواع در پيروزى بر دشمن اثر دارد شامل مى‏ شود، اعم از نيروهاى مادى و معنوى.(٣)

اصولا جهاد در اسلام براى چند هدف مشخص تشریع شده است که در دو مورد از آنها «ضرورت حضور و سازماندهی همگانی در جهاد»، مفهوم بسیج مردمی را آشکار و نمایان می کند؛ این موارد عبارتند از:

الف) جهاد ابتدايى آزادى بخش: خداوند دستورها و برنامه هايى براى سعادت و آزادى و تكامل و خوشبختى و آسايش انسانها طرح كرده است، و پيامبران خود را موظف ساخته كه اين دستورها را به مردم ابلاغ كنند، حال اگر فرد يا جمعيتى بر سر راه دعوت انبياء موانعى ايجاد نمايند، آنها حق دارند نخست از طريق مسالمت آميز و اگر ممكن نشد با توسل به زور اين موانع را از سر راه دعوت خود بردارند و آزادى تبليغ را براى خود كسب كنند. همچنين اگر كسانى مؤمنان را تحت فشار قرار دهند كه به آيين سابق باز گردند براى رفع اين فشار جهاد ابتدایی جایز خواهد بود.

ب) جهاد دفاعى‏: آيا صحيح است وقتی كسى به انسان حمله می كند، او از خود دفاع ننمايد؟ يا ملتى متجاوز و سلطه گر هجوم بر ملت ديگر ببرند و آنها دست روى دست گذارده نابودى كشور و ملت خويش را تماشا كنند؟ در اينجا تمام قوانين آسمانى و بشرى به شخص يا جمعيتى كه مورد هجوم واقع شده حق مى‏ دهد براى دفاع از خويشتن به پا خيزد و آنچه در قدرت دارد به كار برد، و از هر گونه اقدام منطقى براى حفظ موجوديت خويش فروگذار نكند. اين نوع جهاد را «جهاد دفاعى» مى نامند.

ج) جهاد براى حمايت از مظلومان‏: شاخه ديگرى از جهاد كه در آيات ديگر قرآن به آن اشاره شده، جهاد براى حمايت از مظلومان است، در آيه ٧٥ سوره نساء مى خوانيم: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً»؛ (چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه [بدست ستمگران] تضعيف شده ‏اند پيكار نمى كنيد، همان افراد [ستمديده اى] كه مى گويند: خدايا! ما را از اين شهر [مكه] كه اهلش ستمگرند بيرون ببر، و براى ما از سوى خود، وليى قرار ده، و براى ما از سوى خود يار و ياورى معين فرما). قرآن از مسلمانان مى خواهد كه هم در راه خدا و هم مستضعفان مظلوم، جهاد كنند، و اصولا اين دو از هم جدا نيستند و با توجه به اينكه در آيه فوق قيد و شرطى نيست، اين مظلومان و مستضعفان در هر نقطه جهان باشند، بايد از آنها دفاع كرده و نزديك و دور، داخل و خارج كشور تفاوت نمى‏ كند. اين دستور يكى از ارزشمندترين دستورات اسلامى است كه از حقانيت اين آيين خبر مى ‏دهد.

د) جهاد براى محو شرك و بت پرستى‏: شرك و بت پرستى نه دين است و نه آيين و نه محترم شمرده مى ‏شود، بلكه يك نوع خرافه و انحراف و حماقت و در واقع يك نوع بيمارى فكرى و اخلاقى است كه بايد به هر قيمت كه ممكن شود آن را ريشه ‏كن ساخت.(٤)

در بین این اهدافی که بیان شد «جهاد برای دفاع» و «جهاد برای حمایت از مظلومان» در عصر حاضر از اهمیت ویژه ای برخوردار است و دفاع بر همه مسلمانان در برابر هجوم دشمنان به كشورهاى اسلامى و مرزهاى آن واجب است، و منحصر به كشورى نيست كه انسان در آن زندگى مى ‏كند، بلكه همه مسلمين دنيا بايد در برابر هجوم اجانب به كشورهاى اسلامى يا مقدّسات مسلمانان مدافع يكديگر باشند، خواه از طريق بذل مال باشد يا جان يا هر وسيله ديگر. در اين امر احتياج به اذن حاكم شرع نيست، ولى براى نظم و هماهنگى برنامه ‏هاى دفاعى بايد در صورت امكان فرمانده يا فرماندهان آگاه و مورد اعتمادى را با نظر حاكم شرع تعيين كنند(٥)؛ زیرا بدون شک جهاد و آمادگی در برابر دشمن، بدون سازماندهى و تهيه ساز و برگ مناسب و اسلحه روز امكان‏پذير نيست(٦) و قطعا تک تک مردم به تنهایی نمی توانند این کار را انجام دهند و حکومت اسلامی نیز بدون حمایت مردم کاری از پیش نمی برد، در نتیجه لازم است حکومت با نظر حاکم شرع برای این کار برنامه ریزی کند و مردم را برای دفاع در برابر تهاجمات دشمن آموزش دهد و تشکیل بسیج یکی از بهترین راه ها برای انجام این کار بود که توسط امام خمینی(قدس سره) صورت پذیرفت.

ایشان به خاطر تاکیدهای فراوانی که اسلام بر ضرورت آمادگی برای دفاع از کیان اسلامی دارد بسیج را تشکیل داد و بارها در سخنان خود بر الهی بودن و اسلامی بودن آن و اهمیت و نقش آن برای پیروزی و پیشرفت تاکید داشتند. به عنوان مثال در یکی از سخنانشان فرمودند: «بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند».(٧) در جای دیگر نیز تاکید داشتند که سنگ بناي بسيج بر حكم فقهي و جهادي استوار است؛ جهادي كه مبتني بر روحيه دفاعي باشد و نه تهاجمي يا جهان گشايي...، هر گاه قوه ايمان در ملتي زنده شود، همگان را به قيام الله فرا مي خواند و مي تواند سرتاسر يك كشور را بسيج نمايد، معيار حركت بسيج هم همين اسلام و درك مفاهيم عاليه آن است.(٨)

در پایان لازم به ذکر است که بسیج مردمی و دفاع همگانی اختصاص به امور نظامی ندارد و همانطور که دشمنان اسلام برای ضربه زدن به دین فقط به جنگ نظامی اکتفا نمی کنند و در امور فرهنگی و اقتصادی و... نیز سعی می کنند به اسلام ضربه بزنند، توده های مردم و نیروهای مخلص و با ایمان نیز لازم است در همه زمینه ها کار جهادی انجام دهند و نقشه های دشمن را نقش بر آب کنند؛ چنانکه اميرمؤمنان(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر بر نقش توده مردم در همه امور تأكيد مى‏ كند و مى ‏فرمايد: «إِنَّمَا [عَمُودُ] عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّة»(٩)؛ (به يقين ستون دين، و سبب اجتماع مسلمانان و ذخيره دفاع از دشمنان، تنها «توده مردم» هستند). به يقين همان‏گونه كه توده مردم در عرصه جهاد بر ضدّ دشمن نقش اساسى دارند، در امور فرهنگی و جهاد سازندگى و توسعه اقتصادى نيز نقش آنان انكارناپذير است.(١٠)

عنوان: رسالت اجتماعی و انسانی درحمایت از ناتوانان جسمی

پرسش: در جامعه اسلامی، حکومت و آحاد مردم، چه مسئولیتی در قبال ناتوانان جسمی مثل نابینایان و ناشنوایان و معلولان دارند؟

پاسخ اجمالی: دین مبین اسلام آموزه های بسیار واضح و راهگشایی در قبال این قشر از اجتماع دارد. اسلام پیش از هر کاری، نگاه جامعه را درباره شهروندان معلول اصلاح می کند. از طرفی همه شهروندان را به یاری و دستگیری از آنها ترغیب می کند. چنانکه پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «نگاه پيوسته به گرفتاران و جذامیان مكنيد كه مايه اندوه آنها است». همچنین می فرمایند: «راهنمایی نابینا تاچهل قدم، موجب آمرزش گناهان می شود». امام حسین(علیه السلام) نیز فراموشی نابینایان، ناشنوایان و معلولان را عهد شکنی با خداوند می داند.

پاسخ تفصیلی: ناتوانان و معلولین روانی و جسمی از وضعیت بسیار ویژه ای در جامعه برخوردارند. آنها اگرچه به واسطه نارسایی هایی که در جسم یا روان شان وجود دارد، دچار محدودیت هایی غیر قابل اجتناب اند اما این گونه هم نیست که هیچ ظرفیتی برای برای رشد و تکامل نداشته باشند. به همین دلیل سایر اقشار اجتماعی که از این مشکلات رنج نمی برند، وظایفی برای دستگیری از آنها دارند. دین مبین اسلام نیز به عنوان کامل ترین دین و ارائه دهنده مفصل ترین برنامه زندگی انسان ها، آموزه های بسیار واضح و راهگشایی در قبال این قشر از اجتماع دارد.

نگاه اسلام به معلولین و ناتوانان جسمی:

در مواجهه با معلولان و ناتوانان، شاید مهم تر از هر آموزه ای، نگاهی است که باید در رابطه با آنها اصلاح شود. یکی از مهم ترین اموری که هنگام مواجهه با این گروه های اجتماعی باید در نظر داشت، تحقیر نکردن آنها است. در آیه ١١ سوره حجرات می خوانیم: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُن‏»؛ (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند). حکم این آیه عام است و شامل همه اقشار اجتماعی، از جمله ناتوانان جسمی می شود. امام صادق(علیه السلام) نیز در باره بایستگی های مواجهه با گرفتاران از قول پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) می فرماید: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:‏ لَا تُدِيمُوا النَّظَرَ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ الْمَجْذُومِينَ فَإِنَّهُ يَحْزُنُهُمْ»(١١)؛ (پیامبر اکرم فرمود: نگاه پيوسته به گرفتاران و جذامیان مكنيد كه مايه اندوه آنها است).

رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در حدیثی در توضیح نابینایی واقعی می فرماید: «لَیسَ الأعمَی مَن یَعمِی أنهَا الأعمَی مَن تَعمِی بَصِیَرة»(١٢)؛ (نابینا کسی نیست که چشمش بینایی نداشته باشد بلکه کور واقعی کسی است که بصیرت و بینش باطنی خود را از دست داده باشد). حضرت علی(علیه السلام) نیز در بیانی شبیه به این سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرماید: «لَيسَت الرُؤيَة مَعَ العُيُون وَ إنمَا الرُؤيَة الحَقِيقِية مَعَ العُقُول»(١٣)؛ (دیدن حقیقی دیدن با چشم ظاهری نیست همانا دیدن حقیقی دیدن با عقل هاست).

این سخنان نشان از محترم بودن ناتوانان جسمی و روانی در نگاه دین مبین اسلام دارد و به همین خاطر می بینیم که حضرات معصومین(علیهم السلام) همیشه با تعابیری بسیار لطف آمیز و احترام برانگیز راجع به آنها صحبت کرده اند. در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «اَبْغونى الضُّعَفاءَ فَاِنَّما تُرْزَقونَ وَ تُنْصَرونَ بِضُعَفائِكُمْ»(١٤)؛ (ناتوانان را براى من بيابيد زيرا شما به بركت ناتوانان خود روزى داده و يارى مى شويد).

توصیه عمومی اسلام به حمایت از ناتوانان و ضعیفان جامعه:

حضرات معصومین(علیهم السلام) همواره حکومت اسلامی و آحاد مردم را در قبال «ناتوانان و ضعیفان» جامعه، مسئول معرفی می کردند و مردم راه برای دستگیری از انها برمی انگیختند، که همه این بیانات، موضوع خدمت به «ناتوانان و معلولین جسمی» را نیز در بر می گیرد. برای مثال می بینیم که حضرت علی(علیه السلام) در نامه خود به مالک اشتر و در بخشی از آن که وظیفه حاکم حکومت اسلامی را در قبال نیازمندان و ناتوانان روشن می کند، می فرماید: «بخشى از بیت المال و بخشى از غله هاى زمین هاى غنیمتى اسلام را در هر شهرى به این طبقه اختصاص ده. زیرا تفاوتی بین خودی و غیر خودی نیست و دورترین مسلمانان همانند نزدیک ترین آنان سهمى مساوى از بیت المال دریافت می کنند. مبادا سرمستى حکومت تو را از رسیدگى به آنان باز دارد بلکه همواره در فکر مشکلات آنان باش و به آنان اخم مکن. به ویژه کسانى که از چشم ها دورند و در منظر و مرئی نیستند اولویت داشته و بیشتر سزاوار رسیدگی می باشند چون دیگران آنان را کوچک مى شمارند و کمتر به تو دست رسى دارند. براى این گروه افرادی مطمئن خداترس و فروتن را انتخاب کن تا درباره آنان تحقیق و مسائل را به تو گزارش کنند. نیز پیوسته از آنان دل جویی کن چون مسئولیتی سنگین بر دوش زمام داران است. پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند و شخصا به امور آنان رسیدگی کن و در مجلس عمومی با آنان بنشین. سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راه شان دور کن تا بدون اضطراب با تو سخن بگویند. من از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بارها شنیدم که می فرمود: ملتی که حقوق ناتوانان را از زورمندان بدون ترس و لرز نتواند بازستاند رستگار نخواهد شد. پس درشتى و سخنان ناهموار آنان را تحمل کن».(١٥)

امام صادق(عليه السلام) نیز درباره یاری شهروندان «نیازمند و مبتلای» جامعه می فرماید: «مَنْ كانَ فِى حاجَهِ أَخِيْه الْمُسْلِم كَانَ اللَّهُ فِى حَاجَتِهِ»(١٦)؛ (هر کس نیاز برادر مسلمان خود را رفع کند خداوند نیز نیازهایش را برطرف می نماید). نیز آن حضرت در بیان مشابهی می فرماید: «کلُّ معروفٍ صدقهٌ، والدّالُّ عَلَی الخَیرِ کفاعلِهِ، وَاللهُ یُحِبُّ اِغاثهَ الهفانِ»(١٧)؛ (هر کار پسندیده ای صدقه [در راه خدا] است. کسی که بر کار خیر دلالت کند مانند کسی است که آن کار را انجام داده است و خداوند به فریاد غمدیدگان رسیدن را دوست می دارد).

توصیه خاص اسلام در حمایت از معلولین و ناتوانان جسمی:

در کنار این توصیه های عمومی، بیانات صریحی نیز از سوی معصومین(علیهم السلام) بر رسیدگی به امور «معلولین و ناتوانان جسمی» صادرشده است. چنانکه رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) درباره کمک به نابینایان فرموده اند: «مَنْ قَادَ أَعْمَى أَرْبَعِينَ خُطْوَةً غَفَرَ اللَّهُ لَه‏ مَا تَقَدمَ مِن ذَنبِه»(١٨)؛ (راهنمایی نابینا تاچهل قدم، موجب آمرزش گناهان او می شود) و نیز در بیانی دیگر درباره همین نابینایان فرمود: «مَنْ قَادَ ضَرِيراً أَرْبَعِينَ خُطْوَه عَلَى أَرْضٍ سَهْلَه- لَا يَفِي بِقَدْرِ إِبْرَه مِنْ جَمِيعِهِ طِلَاعُ الْأَرْضِ ذَهَباً فَإِنْ كَانَ فِيمَا قَادَهُ مَهْلَكَه جَوَّزَهُ عَنْهَا وَجَدَ ذَلِكَ فِي مِيزَانِ حَسَنَاتِهِ يَوْمَ الْقِيَامَه أَوْسَعَ مِنَ الدُّنْيَا مِائَه أَلْفِ مَرَّه وَ رَجَحَ بِسَيِّئَاتِهِ كُلِّهَا وَ مَحَقَهَا وَ أَنْزَلَهُ فِي أَعْلَى الْجِنَانِ وَ غُرَفِهَا»(١٩)؛ (كسى كـه شخصى نابينا را را چهل گام در زمين هموار راه ببرد هرگز نمى توان به اندازه يک سوزن از کار او را به طلاهاى جهان ارزيابى كرد. و اگر نابينايى را از خطر افتادن در چاهى نجات دهد روز قيامت پاداش اين عمل بالاتر از صدهزار بار انفاق جهان است و اين حسنات بر همه گناهان او برترى دارد و آن را محو و نابود مى كند و او را به فردوس اعلى مى برد).

همچنین از آن حضرت روایت شده که درباره معلولان و رسیدگی به امور آنها فرموده: «مَنْ أَعَانَ ضَعِيفاً فِي بَدَنِهِ عَلَى أَمْرِهِ أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى أَمْرِهِ وَ نَصَبَ لَهُ فِي الْقِيَامَه مَلَائِكَه يُعِينُونَهُ عَلَى قَطْعِ تِلْكَ الْأَهْوَالِ وَ عُبُورِ تِلْكَ الْخَنَادِقِ مِنَ النَّارِ حَتَّى لَا يُصِيبَهُ مِنْ دُخَانِهَا وَ عَلَى سُمُومِهَا وَ عَلَى عُبُورِ الصِّرَاطِ إِلَى الْجَنَّه سَالِماً آمِناً وَ مَنْ أَعَانَ ضَعِيفاً فِي فَهْمِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ فَلَقَّنَهُ حُجَّتَهُ عَلَى خَصْمِ الدِّينِ طُلَّابِ الْبَاطِلِ أَعَانَهُ اللَّهُ عِنْدَ سَكَرَاتِ الْمَوْتِ عَلَى شَهَادَه أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ الْإِقْرَارِ بِمَا يَتَّصِلُ بِهِمَا وَ الِاعْتِقَادِ لَهُ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُهُ مِنَ الدُّنْيَا وَ رُجُوعُهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَفْضَلِ أَعْمَالِهِ وَ أَجَلِّ أَحْوَالِهِ فَيُحْيَا عِنْدَ ذَلِكَ بِرَوْحٍ وَ رَيْحَانٍ وَ يُبَشَّرُ بِأَنَّ رَبَّهُ عَنْهُ رَاضٍ وَ عَلَيْهِ غَيْرُ غَضْبَانَ وَ مَنْ أَعَانَ مَشْغُولًا بِمَصَالِحِ دُنْيَاهُ أَوْ دِينِهِ عَلَى أَمْرِهِ حَتَّى لَا يَتَعَسَّرَ عَلَيْهِ أَعَانَهُ اللَّهُ تَزَاحُمَ الْأَشْغَالِ وَ انْتِشَارَ الْأَحْوَالِ يَوْمَ قِيَامِهِ بَيْنَ يَدَيِ الْمَلِكِ الْجَبَّارِ فَمَيَّزَهُ مِنَ الْأَشْرَارِ وَ جَعَلَهُ مِنَ الْأَخْيَارِ»(٢٠)؛ (هر كه معلولی را در كارهایش کمک کند خدا در كارش به او كمک دهد و در قيامت فرشته هایى روا دارد كه او را در گذر از هراس ها كمک دهند و از خندق هاى آتش بگذرانند و از صراط او را سالم به بهشت رسانند. و كسى كه ناتوان در فهم و معرفت را كمک دهد و در برابر خصم باطل به او دليلى آموزد خدايش در سكرات مرگ بر شهادت به يگانگى خدا و اينكه محمد(صلی الله علیه وآله) بنده و رسول او است كمک دهد و بر اقرار بدان چه بدين دو مربوط است و بر اعتقاد او تا اينكه از دنيا برون شود و به خداى عزوجل برگردد با بهترين كردار و خوش ترين حال و در آن به روح و ريحان خوشامدش گويند و مژده اش دهند با اينكه پروردگارش از او خشنود است و خشمى بر او ندارد).

امام حسین(علیه السلام) ضمن سخنرانی ای که در صحرای عرفات ایراد کردند و در آن مسئولیت ها و وظایف آحاد اجتماعی را یادآور شدند، در بخشی از این سخنرانی ضمن راهنمایی اقشار مختلف، وظایف جامعه و مدیران درباره معلولین را هم گوش زد نمودند و فرمودند: «ای مردم مشاهده می شود که بدون بیم و نگرانی پیمان‏ خود را با خداوند شکسته اید در حالی که از نقض تعهدات پدران خود هراسناک هستید. اما پیمان خودتان با رسول خدا و التزام به فرامین آن حضرت را عملا معتبر نمی شمارید. به همین دلیل نابینایان و ناشنوایان و معلولین در شهرها پشتیبان و یاور ندارند و به امور آن ها رسیدگی نمی شود. ای مردم به اندازه شرایط و موقعیت خودتان، برای معلولین احساس مسئولیت نکرده و تلاش نمی کنید».(٢١)

این سخنان بیان گر عنایت و توجه حضرت به رسیدگی و اهتمام به امور معلولین می باشد؛ ایشان در اوج فعالیت های مبارزه جویانه و اصلاح طلبانه علیه جور و ستم یزید از توجه به مسائل دینی معلولین غافل نشده و عموم مردم و نخبگان را به امور معلولین توجه می دادند. نیز بی توجهی به معلولین را در ردیف عهدشکنی با خدا و رسولش می داند. بنابراین بر اساس این فرمایشات اهتمام و توجه به معلولین از وظایف همگانی است.

فعالیت های پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) منحصر در این گفتارهای شفاهی نیست و آن حضرات با اعمال شان بهترین سرمشق ما برای خدمت به چنین مردمانی هستند. مثلا از قول امام صادق در بیان سیره امام سجاد(علیهما السلام) می خوانیم که آن حضرت به چند جزامی گذر كرد و بر آنها سلام داد و آنها در خوراک بودند و گذشت و سپس فرمود خدا سبک ترها را دوست ندارد و نزد آنها برگشت و فرمود: من روزه دارم شما به منزل من آييد. آنها به منزل آن حضرت رفتند و به آنها خوراک داد و سپس به آنها بخشش داد.(٢٢)

همه این گفتارها و رفتارها باید الگوی یک جامعه اسلامی در برخورد با ناتوانان و معلولان و تکریم و خدمت رسانی به آنها باشد.

عنوان: لزوم تحقیق درعقاید دینی

سوال: چه لزومی دارد که انسان درباره عقاید دینی تحقیق کند؟

پاسخ اجمالی: مهمترین دلیل برای لزوم تحقیق در عقاید دینی دلیل عقلی است. انسان به دلیل قاعده «دفع ضرر محتمل»، باید به دنبال شناخت جهان و تکلیف خود در این مجموعه هستی باشد. ضمن اینکه در تقلید اگر دلیلی برای ترجیح یک عقیده بر سایر عقاید نداشته باشیم ترجیح بلا مرجح پیش می آید. علاوه بر این اعتماد به قرآن و سخن پیامبران و علما و... فرع بر حجیت آنهاست که با تحقیق حاصل می شود و گرنه دور و تسلسل پیش خواهد آمد. آیات قرآن نیز تقلید در عقاید را نکوهش کرده است.

پاسخ تفصیلی: مشهور ميان علماى اسلام از فريقين اين است كه اصول دين و احكام اعتقادى تقليدناپذيرند و بايد در اين ارتباط تحقيق كرد و به يقين، يا اطمينان رسيد. هر چند گروهى تقليد در اصول دين را نيز جايز شمرده اند كه استدلال آنها خواهد آمد.

ادلّه لزوم تحقیق در عقاید دینی:

عمده ترين دليل، دليل عقلى است؛ چرا كه به دليل «قاعده دفع ضرر محتمل»، انسان بايد براى دفع ضرر محتمل، به دنبال حقايق جهان آفرينش و شناخت جهان آفرين باشد و تكليف خود را در اين مجموعه هستى بداند. لذا در برابر سخنان پيامبران و مناديان توحيد و داعيان به خير و صلاح و بهشت و پاداش الهى، نمى توان آرام نشست؛ چرا كه عقل حدّاقل اين احتمال را مى دهد كه ما تكليفى داريم و در برابر خالق جهان هستى مسئوليم، بايد سعادت و شقاوت خود را بشناسيم و از عذابى كه وعيدش را مى دهند، خود را حفظ كنيم.

براى گريختن از ضرر محتمل و يافتن سعادت موعود نمى توان از ديگران تقليد كرد. چرا كه اديان، افكار و مذاهب گوناگونى وجود دارد و هر كدام راهى را به بشر نشان داده و فقط عقيده خود را بر حق مى دانند، اينجاست كه بايد مركب عقل را به كار گرفت و با تحقيق و كنكاش، نه تقليد و تبعيّت، جهان بينى خود را ترسيم كرد و ايدئولوژى خود را شناخت و بر آن اساس منش و رفتار خود را بنا نهاد.(٢٣)

ضمن اینکه خداوند به همه انسانها قدرت اندیشیدن داده است؛ اگر مکلف بخواهد - با توجه به گوناگونی عقاید و مذاهب - برای رسیدن به حقیقت از دیگران تقلید کند، در این صورت یا اجتماع متنافیین پیش می آید و یا منجر به ترجیح بلا مرجح می شود. اجتماع متنافیین در صورتی است که بین آنچه به ذهن خودش می رسد و بین آنچه از دیگران با تقلید اخذ کرده و با عقیده او مخالف است، بخواهد به هر دو معتقد باشد. ترجیح بلا مرجح نیز در صورتی است که بین یک عقیده و عقیده ای که با تقلید اخذ کرده است بخواهد یکی را بدون دلیل ترجیح دهد؛ و اگر یکی از آن دو را با دلیل ترجیح دهد، همان دلیل مرجح خواهد بود و دیگر مقلّد به حساب نمی آید.(٢٤)

علاوه بر آن، تقليد در مسائل اعتقادى، موجب دور و تسلسل نیز می شود. دور در صورتی پیش می آید که علت حجیت عقاید ما حجیت سخنان خدا و پیامبران باشد که خود جزئی از عقاید ما می باشد و باید اثبات شود، و تسلسل در صورتی است که برای اثبات هرکدام از عقاید دینی به عقیده دیگری که خود نیاز به اثبات دارد تمسک کنیم و این سلسله تا بی نهایت ادامه داشته باشد که امری محال است.

در نتیجه درمورد عقاید دینی اعتماد به سخنان خداوند در كتابش و يا سخن پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) و يا اوليا و بزرگان دين در ارتباط با مسائل اعتقادى، فرع بر حجيّت سخنان آنان و مقبوليّت گفتارشان است و اين زمانى ثابت مى‏ شود كه در مرحله قبل با دليل عقل خدا را بشناسى، نبوّت را اثبات كنى و حجيّت قرآن را به عنوان يك كتاب آسمانى؛ و حجيّت اقوال عالمان دينى را به اثبات برسانى، تا بتوانى به سخن آنان استدلال نمايى. به همين دليل، اصول اعتقادى را بايد با موازين قطعى عقلى شناخت، تا بتوان از آنها در ديگر مسائل بهره گرفت.

قرآن نيز كفّار و مشركان را به خاطر «تقليد از گذشتگان» و «پیروی از گمان» در مسائل اعتقادى، نكوهش کرده و «تقليد از گذشتگان» را به احتمال «نادان، نا آگاه و هدایت نایافته بودن» گذشتگان، امری مذموم و نامعقول می داند. بطور مثال در آیه ١٧٠ سوره بقره می فرماید: «وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَوَلَوْ کانَ آباؤُهُمْ لايَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لايَهْتَدُونَ»؛ (و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید». مى گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى نماییم». آیا اگر پدران آنها، چیزى نمى فهمیدند و هدایت نمى یافتند [باز هم باید از آنها پیروى کنند]؟!). در آیه ١٠٤ سوره مائده نیز می فرماید: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَايَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَايَهْتَدُونَ»؛ (هنگامى که به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده، و به سوى پیامبر بیایید»، مى گویند: «آنچه پدران خود را بر آن یافته ایم، ما را بس است»؛ آیا اگر پدران آنها چیزى نمى دانستند، و هدایت نیافته بودند، [باز هم باید از آنها پیروى کنند]؟!).

در آیه ٢٧- ٢٨ سوره نجم نیز آمده است: «إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى‏* وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً»؛ (كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، فرشتگان را دختر [خدا] نامگذارى مى كنند * آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند. تنها از گمان بى پايه پيروى مى كنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حق بى نياز نمى كند). از آنجا که مسأله اعتقاد به فرشتگان و دادن چنين نسبتى به آنان، در واقع يك مسأله اعتقادى است، خداوند در این آیات آنها را نكوهش مى ‏كند كه چرا از روى حدس و گمان چنين نسبتى مى ‏دهند و بدون علم و يقين سخن مى ‏گويند. از اين آيه و آيات مشابه به دست مى‏ آيد كه از ظن و گمان نبايد پيروى كرد، مگر در مواردى كه با دليل قطعى، پيروى از آن مجاز شمرده شد و مسائل اصول اعتقادى در اين دايره داخل نيست و پيروى مظنونانه درباره آن داده نشده است.

فخر رازى در ارتباط با عدم جواز تقليد در اصول دين مى نويسد: تحصيل علم در اصول دين بر رسول خدا واجب است پس بر ما نيز واجب است. اما وجوبش بر رسول خدا از آيه ١٩ سوره محمد استفاده مى شود كه خداوند خطاب به پيامبر فرمود: «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»؛ و بر ما نيز به دليل آيه ١٥٨ سوره اعراف:‏ «وَ اتَّبِعُوهُ» لازم است از پيامبر تبعيت كنيم و در اصول دين به علم و يقين برسيم و تقليد را كافى ندانيم.(٢٥) در جاى ديگر مى گويد: قرآن از تقليد مذمّت كرده است و از طرفى تقليد در شرعيّات جوازش ثابت شده است؛ بنابراين، مذمت‏ها فقط مربوط به اصول دين است.(٢٦)

برخى ديگر از عالمان اهل سنّت براى عدم جواز تقليد در اصول دين علاوه بر استدلال به برخى از آيات، دو دليل ديگر نيز آورده اند:

١. همه عالمان بر وجوب معرفت خداوند اجماع دارند و مى ‏دانيم اين معرفت با تقليد به دست نمى‏ آيد؛ چرا كه ممكن است آن كس كه از خدا (و ديگر اصول اعتقادى) خبر مى ‏دهد، دروغ بگويد. لذا نمى‏ توان از راه تقليد خدا را شناخت.(٢٧)

اين سخن قابل نقد است، زيرا معرفت دو گونه است: معرفت يقينى و معرفتى كه از ظنون عقلايى حاصل مى‏ شود؛ بنابراين، براى افراد عوام كه در اصول دين پيروى از عالمانى مى‏ كنند كه به آنها از نظر علم و عدالت و صداقت اعتماد دارند، نوعى معرفت حاصل مى شود، هر چند معرفت صد درصد قطعى نيست و اين ادعا كه چنين معرفتى كافى نمى‏ باشد، بدون دليل، قابل پذيرش نخواهد بود و به تعبير علما مصادره به مطلوب است.

٢. اصول دين را به اركان اسلام قياس مى كنيم؛ يعنى همانگونه كه تقليد در وجوب نماز و زكات و حج و صيام جايز نيست، در اصول دين نيز به طريق اولى جايز نمى باشد.(٢٨)

اين استدلال نيز مى تواند مورد ترديد قرار گيرد؛ چرا كه عدم تقليد در اركان اسلام به سبب ضرورى بودن آن در اسلام است. يعنى آن قدر روشن و واضح است كه نيازى به تقليد ندارد. وگرنه مردم عامى واجب بودن اين اركان را نيز از عالمان دينى شنيده اند؛ نه آنكه خود به منابع اصلى براى اثبات وجوب آنها مراجعه كرده باشند.

ابن حجر عسقلانى‏ در فتح البارى، پس از بحثى طولانى پيرامون جواز تقليد در اصول دين و يا عدم جواز آن، مى گويد: عدّه اى معتقدند بايد در اصول دين، از ادلّه اى كه در علم كلام مطرح شده است، استفاده كرد و جز آن كافى نيست و از سوى ديگر جمعى معتقدند كه در اثبات وجود خدا، تقليد محض كافى است. آنگاه خود وى با استناد به كلام يكى از دانشمندان مى گويد: حق آن است كه ما قائل به تفصيل شويم و بگوييم: آن كس كه نمى‏ تواند ادلّه كلامى را بفهمد ولى با اين حال به يقين رسيده است، يا به سبب اين كه در يك محيط مذهبى پرورش يافته، يا به خاطر نورى كه خدا در قلبش وارد كرده است، براى او همين مقدار در اصول اعتقادات كافى است. ولى آن كس كه توان استدلال را دارد، از او ايمانش جز با دليل پذيرفته نمى ‏شود. با اين حال، دليل هركس به حسب توان و فهم اوست. در پايان مى گويد: آنان كه معتقدند ايمان مقلّد كافى نيست، به كلامش نبايد توجّه شود. زيرا لازمه اين قول آن است كه اكثر مسلمين (كه ايمانشان تقليدى است) مؤمن نباشند.(٢٩)

به نظر مى رسد سخن پايانى ابن حجر جاى تأمّل دارد، زيرا اكثر مسلمين، اصول مهم اعتقاداتشان تقليد صرف نيست؛ بدين معنا كه ممكن است برخى از توده ‏هاى مردم، در ابتداى كار اساس اعتقاد خويش را از پدران گرفته باشند- همانگونه كه احكام فرعى را نيز به تبعيّت آنان انجام مى ‏دهند- ولى پس از رشد كافى عقلانى، مى‏ توانند براى اصول مهم اعتقادى، استدلالى در حدّ فهم خويش داشته باشند و اگر بگويند چون پدران ما گفته ‏اند خدايى هست و يا خداوند يكتاست و ما پذيرفتيم، اين مقدار كفايت نمى ‏كند.

شوكانى‏ نيز در «ارشاد الفحول‏» اين بحث را مطرح مى كند كه اگر كسى بدون شناخت دليل خداشناسى به خدا اعتقاد پيدا كرده، حكمش چيست؟ مى گويد: اكثر بزرگان او را مؤمن مى ‏دانند، هر چند به خاطر ترك استدلال وى را فاسق مى شمرند. آنگاه مى گويد: اشاعره و همه معتزله معتقدند: تا كسى در اصول دين از زمره مقلّدان خارج نشود، به او مؤمن گفته نمى شود.

سپس شوكانى به اين سخن سخت مى تازد و مى گويد: بنابراين، بايد اكثريّت مردم- كه عوام هستند و نمى توانند در اصول دين دليل اقامه كنند- مؤمن نباشند.(٣٠)

يقيناً مراد ايشان نيز از عدم اقامه دليل، ادلّه تفصيلى است كه متكلّمان مطرح مى كنند؛ وگرنه اكثريّت عوام- هركس در حد فهم خود- قادر به استدلال ساده اى مى باشد.

به عقيده ما بهترين و اساسى ترين دليل بر بطلان تقليد در اصول دين، اين است كه تقليد از ديگرى احتياج به دليل دارد و اين دليل منحصر به فروع دين است؛ زيرا از يك سو بناى عقلا بر اين است كه در هر علمى به متخصّصان آن فنّ مراجعه مى كنند و فروع فقهى از اين معنا مستثنا نيست و از سوى ديگر، بسيارى از مردم قدرت استنباط احكام فروع دين را از ادلّه اربعه ندارند و اگر پيروى از عالمان دين نكنند راه وصول به احكام به روى آنها به كلّى بسته مى‏ شود. ولى اصول دين اينگونه نيست؛ زيرا امور فطرى محدودى است كه هركس به فراخور عقل خويش مى ‏تواند دليلى براى آن داشته باشد، چنانچه نسبت به دليل خداشناسى داستان آن عرب بيابانى معروف است که وقتى از او دليل خداشناسى خواسته شد، گفت: «البعرة تدلّ على البعير؛ و أثر الاقدام على المسير، السماء ذات أبراج، و أرض ذات فجاج، لا تدلّان على اللطيف الخبير؟»(٣١)؛ (آثار به جاى مانده از شتران، دليل بر عبور آنها از آن راه است و همچنين جاى پاى انسان‏ها دلیل بر عبور آنها می باشد. آيا آسمان پرستاره، و زمين داراى (كوه ها و) درّه ‏ها، دلالت بر خداوند آگاه و خبير ندارد؟). دليل نبوّت نيز معجزات متواتره و قرآن و دليل بر معاد نيز مسأله عدل الهى است و با دسترسى به دليل يقينى نوبتى به تقليد نمى رسد.

ادله قائلین به جواز تقلید در اعتقادات:

طبق نقل فخر رازی بسیاری از علمای اهل سنت تحقیق در اعتقادات را لازم ندانسته و معتقدند، مى شود در اصول دين نيز تقليد كرد.(٣٢) حتّى برخى از آنها مى گويند: تقليد در اين مسائل بر مكلّف واجب است و نظر و تفكّر و اجتهاد در اين گونه مسائل بر مكلّف حرام است.(٣٣) آنها برای جواز تقلید در اعتقادات به برخی از آیات مثل آیه ٤ سوره غافر، «ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا»؛ (در آيات خداوند، جز كافران جدال نمى كنند) و ایمان اعراب‏ عامى که با تقلید از پیامبر(صلی الله علیه وآله) شهادتین را بر زبان جاری می کردند و... استدلال کرده اند.

در حالیکه منظور از آیاتی که نفی جدال کرده جدال باطل است و در اعتقادات می توان جدال احسن داشت، و اعراب عامی نيز دليل ساده اى براى اثبات عقيده خود در اختيار داشتند.

در پایان تذكر اين نكته لازم است كه اصول دين بر دو قسم است، در بخشى از آنها كه ريشه هاى اصلى اعتقادى است، تقليد جايز نيست و به استدلال و اجتهاد (هركس به فراخور استعداد و دانش خويش) نياز است. همانند اثبات وجود خدا، وحدانيّت حضرت حق، اصل لزوم ارسال رسل و نبوّت پيامبر اسلام(صلى الله عليه و آله) و قيامت و مانند آن؛ ولى بخشى از اصول اعتقادى است كه رجوع در آن به عالمان و كارشناسان دينى جايز است؛ همانند برخى از ويژگى هاى قيامت، جانشينان پيامبر(صلى الله عليه و آله) و شرح صفات پروردگار.

اين امور هر چند از اصول اعتقادى است، ولى اعتقاد به آنها با تكيه بر دلايل نقلى (كتاب و سنّت) ممكن است. يعنى پس از پذيرش خدا و پيامبر و اعتقاد به كتاب آسمانى، از گزارش ها و اخبار آنها، در پاره اى ديگر از اصول اعتقادى، بهره مى گيريم.(٣٤)

پی نوشت:

(١). تاريخ يعقوبى، یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، دار صادر، بيروت، ج ٢، ص ٥٠.

(٢). بحوث في الملل و النحل، سبحانی، جعفر، مؤسسة النشر الإسلامي، مؤسسة الإمام الصادق(علیه السلام)، قم‏، ج ٤، ص ١٥٣.

(٣). تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ١٣٧٤ ه. ش‏، چاپ سى و دوم، ج ‏٧، ص ٢٢٢.

(٤). تفسير نمونه، همان، ج ‏٢، ص ٢٧ ٢٩.

(٥). رسالة توضيح المسائل(فارسى)، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، ١٤٢٩ ه. ق، چاپ پنجاه دوم‏، ص ٤٦٧.

(٦). دائرة المعارف فقه مقارن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، ١٤٢٧ ه. ق، چاپ اول، ج ‏١، ص ٥٣٩.

(٧). صحيفة نور، مجموعه رهنمودهاى امام خمينى، وزارت ارشاد اسلامى، تهران، ١٣٦١ ش‏، ج ٢١، ص ١٩٥.

(٨). همان، ج ١٤، ص ٤٧٥؛ ج ٦، ص ١٧٥.

(٩). نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق / مصحح: صالح، صبحي‏، انتشارات هجرت‏، قم‏، ١٤١٤ ق، چاپ اول‏، ص ٤٢٩، نامه ٥٣.

(١٠). دائرة المعارف فقه مقارن، همان، ج ٢، ص ٢٣٩.‏

(١١). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، ١٤٠٢هـ.ق، چاپ دوم، ج ٧٢، ص ١٥.

(١٢). نهج الفصاحة، پاينده، ابو القاسم‏، تهران، نشر دنياى دانش‏، ١٣٨٢هـ.ش.، چاپ چهارم، ص ٦٥٦.

(١٣). شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبه الله‏، محقق/ مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل‏، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، ١٤٠٤هـ.ق، چاپ اول‏، ج ١٩، ص ١٧٣-.

(١٤). نهج الفصاحه، همان، ١٥٨.

(١٥). «وَاجْعَلْ لَهُمْ قِسمْاً مِنْ بَیْتِ مَالِکَ، وَقِسماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِی الاِسْلاَمِ فِی کُلِّ بَلَد، فإِنَّ لِلاَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِی لِلاَدْنَى، فَلاَ یَشْغَلنَّکَ عَنْهُمْ بَطَرٌ. فَلاَ تُشْخِصْ هَمَّکَ عَنْهُمْ، وَلاَ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لَهُمْ، وَتَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لاَ یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُیُونُ، وَتَحْقِرُهُ الرِّجَالُ، فَفَرِّغْ لاُولئِکَ ثِقَتَکَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْیَةِ وَالتَّوَاضُع، فَلْیَرْفَعْ إِلَیْکَ أُمُورَهُمْ. وَذلِکَ عَلَى الْوُلاَةِ ثَقِیلٌ، وَالْحَقُّ کُلُّهُ ثَقِیلٌ، وَقَدْ یُخَفِّفُهُ اللهُ عَلَى أَقْوَام طَلَبُوا الْعَاقِبَةَ فَصَبَرُوا أَنْفُسَهُمْ، وَوَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللهِ لَهُمْ. وَاجْعلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ، وَتَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً، فَتَتَواضَعُ فِیهِ لله الَّذِی خَلَقَکَ، وَتُقعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَأَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَشُرَطِکَ، حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَعْتِع، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(علیه السلام) یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِن: «لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَعْتِع». ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَالْعِیَّ». نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق/ مصحح: فيض الإسلام‏، قم، چاپ هجرت‏، ١٤١٤هـ.ق، چاپ اول‏، ص ٤٣٨.

(١٦). بحارالانوار، همان، ج ٧١، ص ٢٨٦.

(١٧). همان، ص ٤٠٩.

(١٨). نهج الفصاحه، همان، ص ٧٥١.

(١٩). بحارالانوار، ج ٧٢، ص ١٥.

(٢٠). همان، ج ٨، ص ١٦٦.

(٢١). «...وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَا تَفْزَعُونَ وَ أَنْتُمْ لِبَعْضِ ذِمَمِ آبَائِكُمْ تَفْزَعُونَ وَ ذِمَّةُ رَسُولِ اللَّهِ ص مَحْقُورَةٌ وَ الْعُمْيُ وَ الْبُكْمُ وَ الزَّمْنَى فِي الْمَدَائِنِ مُهْمَلَةٌ لَا تُرْحَمُونَ وَ لَا فِي مَنْزِلَتِكُمْ تَعْمَلُونَ...». تحف العقول‏، ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، قم، نشر جامعه مدرسين‏، ١٤٠٤هـ.ق، چاپ دوم، ص ٢٣٧ و ٢٣٨.

(٢٢). بحارالانوار، همان، ج ٤٦، ص ٧٤.

(٢٣). دائرة المعارف فقه مقارن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم‏، ١٤٢٧ ه. ق‏، چاپ اول، ج ‏١، ص ٥٠٨.

(٢٤). رک: باب حادي عشر (به ضمیمه دو شرح آن: «النافع يوم الحشر» و «مفتاح الباب»)‏، علامه حلى، شرح: فاضل مقداد، ابوالفتح بن مخدوم حسينى‏، مؤسسه مطالعات اسلامى‏، تهران، ١٣٦٥ ش‏، چاپ اول، ‏ص ٤.

(٢٥). المحصول فی علم الاصول، محمّد بن عمر فخر الدين رازى‏، دار الكتب العلميّه، بيروت، چاپ اوّل، ١٤٢٠ ق‏، ج ٢، ص ٤٦٧.

(٢٦). همان، ص ٤٦٨.

(٢٧). ارشاد الفحول، محمّد بن على شوكانى‏، دار الكتب العلميّه، بيروت، چاپ اوّل، ١٤١٩ ق‏‏، ج ٢، ص ٣٣١؛ المهذب فى اصول الفقه المقارن، عبدالكريم بن علي بن محمّد نملة، مكتبة الرشد، رياض، چاپ اول‏، ١٤٢٠ ق‏، ج ٥، ص ٢٣٩٠.

(٢٨). المهذب فى اصول الفقه المقارن، همان، ج ٥، ص ٢٣٩٠.

(٢٩). رك: فتح البارى، احمد بن على بن حجر عسقلانى، دار الفكر، بيروت، چاپ اوّل، ١٤٢٠ ق‏، ج ١٥، ص ٣٠٣- ٢٩٧.

(٣٠). ارشاد الفحول، همان، ج ٢، ص ٣٣٢.

(٣١). بحار الأنوار، علّامه مجلسى، مؤسّسة الوفاء، بيروت، چاپ دوم، ١٤٠٣ ق‏، ج ٦٦، ص ١٣٤.

(٣٢). المحصول فى علم الاصول، همان، ج ٢، ص ٤٦٧.

(٣٣). الإحكام فى اصول الأحكام، على بن ابى على آمدى، دار الكتب العلميّه، بيروت‏، ج ٤، ص ٤٤٦. همچنین شوكانى به ظاهريون نسبت داده كه معتقد به جواز تقليد در اصول دين اند؛ ارشاد الفحول، همان، ج ٢، ص ٣٣١.

(٣٤). رک: دائرة المعارف فقه مقارن، همان، ج ‏١، ص ٥٠٨ - ٥١٣.

احکام شرعی

مفهوم حق الناس

پرسش : حق الناس چیست و چگونه می توان آن را تشخیص داد؟

پاسخ : منظور از حق الناس این است که انسان مالی کسی را به ناحق از طریق غصب یا رشوه یا ربا یا کم فروشی و مانند آن برده باشد که اگر صاحبان آن را بشناسد باید به او بازگرداند و اگر نشناسد از طرف آنها به فقیر و نیازمندی می دهد.

راه رهایی از حق الناس

پرسش : راه رهایى از حقّ النّاس چیست؟

پاسخ : اگر صاحب آن را مى شناسید، حقّ او را بپردازید، یا حلیّت بطلبید، و اگر نمى شناسید، معادل آن را از طرف صاحب اصلى به شخص نیازمندى بدهید.

اقرار به حق الناس

پرسش: آیا اقرار به حقّ الناس، مثل قتل عمد و قذف، بر متّهم واجب است یا حرام؟

پاسخ : اقرار واجب نیست، ولى باید به شکلى حقّ الناس را ادا کند.

محاسبه تورّم در تمام دیون

پرسش: آيا محاسبه تورّم در تمام ديون لازم است؟

پاسخ : اگر فردی به هر دلیلی به دیگری بدهکار باشد اعم از مهریه، دیه و یا اینکه ضمان دیگری بر عهده او باشد و حتی خمس بر ذمّه داشته و نپرداخته، اگر به قدری گذشته که تفاوت تورّم زیاد است باید تورّم متوسط اجناس را در نظر بگیرد.

پرداخت طلب معوق به نرخ روز

پرسش : اگر کارگري ساليان قبل کاري را انجام داده ولي دستمزد او پرداخت نشده، آيا مبلغ دستمزد بايد به نرخ همان سال پرداخت شود؟

پاسخ : چنانچه طلبکار می توانسته طلب خود را بگیرد و برای دریافت طلب خود اقدام نکرده، باید به همان قیمت قدیم، دستمزد پرداخت شود. ولی اگر بدهکار نمی پرداخته و یا مانعی برای دریافت بوده باید با توجّه به نرخ متوسط تورّم کل اجناس که هر سال توسط بانک مرکزی اعلام می شود دستمزد او را بپردازد، چرا که ادای دین و برائت ذمّه امری است عرفی و عرف باید بگوید با پرداخت این مبلغ، بدهی پرداخت شده است، آیا مثلاً با پرداخت چند صد تومان که دستمزد یک هفته کارگری در سی سال قبل بوده عرف می گوید الآن مزد کارگر پرداخت شده است؟! یا با پرداختن ٥٠ تک تومانی مهریه زنی که پنجاه سال قبل مهریه اش این مقدار بوده، اداء دین شده است؟!

ترجیح پرداخت بدهی فوری بر زیارت امام معصوم

پرسش : مسافرت و زیارت امام معصوم رفتن کسی که بدهکاری داشته باشد، چه حکمی دارد؟

پاسخ : در صورتی که بدهی او فوری باشد نباید آن را ترک کند.

عدم یقین به ورود خسارت در فرد مقابل

پرسش : اينجانب با خودروي تصادف كردم كه صاحب آن خودرو درونش نبود بعد از پياده شدن متوجه خطي روي ماشين او شدم نمي دانم آن خسارت از قبل بوده يا به علت ضربه آهسته تصادف؟ تکلیف بنده چیست؟

پاسخ : اگر نمی دانید وظیفه ای ندارید ولی چنانچه بتوانید صاحبش را پیدا کنید و از ایشان سوال کنید.

نحوه جبران حق مادی یا معنوی کسی که در دسترس نیست

پرسش : در صورتی که حقی از دیگری (مالی یا معنوی) به گردن انسان باشد و امکان دسترسی به وی (به جهات مختلف) وجود نداشته باشد آیا راهی برای جبران وجود دارد یا خیر؟

پاسخ : چنانچه امیدی به دسترسی به وی نباشد، می تواند حق مادی را از طرف او به نیازمندان صدقه دهد و در مورد حق معنوی ، به مقداری برای او استغفار کند و کارهای خیر انجام دهد که اطمینان به رضایت وی حاصل شود.

ادامه تحصیل شخص بدهکار

پرسش : بر من دینی مالی از طرف مردم می باشد و در حال حاضر پولی ندارم و می خواهم بروم درس بخوانم و در آینده پول مردم را بدهم و در حال حاضر هم از چند نفر وقت گرفته ام. آیا اشکال شرعی دارد؟ لطفاً حکم کلی را بیان نفرمایید و مرا در این زمینه یاری نمایید.

پاسخ : اداء دین مقدم است مگر این که طلبکار اجازه دهد.

جبران خسارت وارد بر خانه ی اجاره ای

پرسش : ما در خارج از کشور هستیم. من قوانین اجاره این جا را نمی دانم. در خانه ای که اجاره کردیم، صدمات جزئی ولی متعددی وارد شده. مثلا دوش حمام خراش کوچکی برداشته است. آیا باید موقع تحویل تک تک این ها را به صاحب خانه نشان دهیم؟

پاسخ : در صورتی که در نگهداری مورد اجاره کوتاهی کرده اید باید به اطلاع صاحب خانه برسانید و رضایت ایشان را کسب نمایید.

ندادن طلب به علت نداشتن پول خرد

پرسش : من کارمند بانک هستم. بعضی مواقع در صورتی که پول خرد موجود نباشد مثلا مبالغ زیر ٥٠ تومان به مشتری برگردانده نمی شود. این کار چه حکمی دارد؟

پاسخ : در فرض سوال، احراز رضایت مشتری لازم است.

تقدم حق الله بر حق الناس

پرسش : شخصی مرده است ولی مقداری پول از او بجا مانده است ولی بسیار کم است و بدهی به عنوان حق الناس دارد و زکات و خمس هم نداده است . حالا وراث این شخص ، اول باید کدام یک از موارد بالا را بدهند ؟

پاسخ : احتیاط آن است که حق الناس مقدم بر حق الله است .

تکلیف بدهی به طلبکاری که فوت کرده

پرسش : شخصی در سال ١٣٤٥ مبلغ صد تومان به دیگری قرض داده ولی تاکنون فراموش کرده و دریافت نکرده است. اگر طلبکار اکنون به رحمت خدا رفته باشد حکم پرداخت بدهی چیست؟

پاسخ : بدهکار مبلغ مزبور را با احتساب تورم متوسط اجناس به ورثه آن مرحوم تحویل دهد.

عدم پرداخت هزینه های خدماتی مشترک در آپارتمان ها

پرسش : اشخاصى در مجتمع هاى مسکونى زندگى مى کنند که هزینه خدماتى آن از قبیل آب سرد و گرم، تهویه، نگهبانى و... را بر دوش دیگران مى اندازند، حکم این اشخاص در مورد استفاده از آب در وضو و غسل چگونه است؟

پاسخ : استفاده آنها در فرض سوال، از آب و سایر خدمات جایز نیست.

خسارت زدن به میوه ها در میوه فروشی

پرسش : در مغازه میوه فروشی و جایی که میوه چیده شده بود به منظور دیدن میوه ها قدم می زدم که ناخواسته و بدون توجه میوه ای را که روی زمین بود لگد کرده و از بین بردم. آیا مسئولیتی در این مورد به عهده من هست؟

پاسخ : احتیاط آن است که قیمت آن را به او بپردازید.

مبالغی که از کاربران متخلف کافی نت دریافت می شود

پرسش : ١ـ من در شهر مشهد متصدی کافی نت هستم، تعداد زیادی از مشتریان من کسانی هستند که برای انجام کارهای خود در گلدکوئست یا سایت های مشابه مراجعه می کنند و مثلا خرید های خود یا بازاریابی آن را انجام می دهند، بفرمایید پولی که از اینگونه مشتریان اخذ می کنم چه حکمی دارد؟

٢ـ با اینکه اینترنت فیلتر شده استفاده می کنم اما گاهی برخی مشتریان با استفاده از فیلتر شکن به سایت های غیر اخلاقی مراجعه می کنند. بفرمایید در این زمینه چه کنم و پول اینگونه مشتریان چه حکمی دارد؟

٣ـ درباره پولی که بابت چت داده می شود و عملا نمی توان بر روی آن کنترلی داشت چه می فرمایید؟

پاسخ : در صورتیکه بدانید آنها سوء استفاده می کنند باید جلوگیری کنید ولی در صورت عدم اطلاع مسئولیتی ندارید.

وظیفه کسی که به واسطه او چند نفر عضو شرکت های هرمی شده اند

پرسش : من در یکی از سازمانهای هرمی مشغول به فعالیت بوده ام و به واسطه من چند نفر به این مجموعه وارد شده اند ولی آلان من از این مجموعه خارج شده ام، سوالی که داشتم این بود که آیا من دینی نسبت به آنها دارم یا نه ؟

پاسخ : اگر به میل و اختیار خودشان عضو شده اند، شما دینی نسبت به آنها ندارید ولی باید مطلب را به اطلاع ایشان برسانید و آنها را نهی از منکر کنید.

نابود کردن فیلم ها و وسائل فساد

پرسش : یکى از امورى که در عصر و زمان ما بیداد مى کند، و جوانان ما را به کام نیستى مى کشاند، مسأله فساد اخلاقى است، که جنبه هاى گوناگونى دارد. یکى از جنبه هاى بارز آن، گسترش فیلم ها و نوارهاى ویدیویى و کاست است که سهم بسزایى در از بین بردن فرهنگ جامعه، و به انحراف کشاندن جوانان، ایفا مى کند، و متأسّفانه دستگاههاى انتظامى و قضایى در این زمینه ضعیف عمل مى نمایند. آیا مى توان این گونه وسایل را به دلیل این که فرهنگ اسلامى ما را از بین مى برد، نابود کرد؟ آیا مى توان وسایلى مثل آنتن ماهواره و مانند آن، که همان تأثیر، و شایدشدیدتر از آن را دارد، نابود کرد؟

پاسخ : البتّه وسایل فساد را مى توان نابود کرد، و سبب ضمان نمى شود. ولى افراد مجاز نیستند خودسرانه این کار را انجام دهند چون سبب هرج و مرج مى شود. بلکه باید طبق برنامه و ضوابط، و زیر نظر حاکم شرع و مسوولین ذى ربط، انجام شود.

ایجاد پنجره به سمت حیاط همسایه

پرسش : باز کردن پنجره به سمت حیاط همسایه در صورتى که به منازل اطراف اشراف کامل داشته باشد چه حکمى دارد؟ اگر مالک مقدارى در زمین خود عقب نشینى کرده، و به همین خاطر چنین پنجره هایى را در چند طبقه گذاشته باشد، مجوّز اقدام وى خواهد بود؟

پاسخ : در فرض مساله که عقب نشینى کرده، اگر مزاحمتى ایجاد نکند، مانعى ندارد.

الزام همسایه به تخریب و بازسازی دیوار ش

پرسش : دیوار اختصاصى همسایه رو به خرابى است. و با خراب شدن آن، مالک مجاور متحمّل ضرر مى گردد. چنانچه وضع ویژه ملک به گونه اى باشد که دفع ضرر جز با تخریب و بازسازى دیوار ناممکن، یا مستلزم ضررى تحمّل ناپذیر و هنگفت براى مالک مجاور باشد، آیا مى توان همسایه را اجبار به تخریب دیوار و بازسازى آن نمود؟

پاسخ : اگر بر اثر ریزش دیوار همسایه، خسارتى بر همسایه دیگر وارد مى شود، صاحب دیوار موظّف است کارى کند که جلوى خسارت گرفته شود، و اگر راه منحصر به تخریب و بازسازى باشد، مى توان او را ملزم به این کار کرد.

خیانت در امانت

پرسش : آیا خیانت در امانت حقّ الناس و قابل گذشت است؟ یا حقّ اللله است، و غیر قابل گذشت؟

پاسخ : در صورتى که خیانت در امانت سبب اتلاف عین، یا منفعت شده حق الناس است، و باید خسارت را به صاحب آن بدهد.

احداث درب به سمت ملک غیر

پرسش : احداث درب به سمت ملک غیر، در ملک و دیوار اختصاصى، امّا بدون قصد عبور از ملک غیر، چه حکمى دارد؟ در صورتى که قصد عبور داشته باشد، آیا مى توان مالک را فقط به عدم عبور (مثلا با گذاشتن مانع) ملزم نمود، یا مى توان وى را به قلع درب احداثى الزام کرد؟ در این صورت هزینه قلع آن در، و ترمیم دیوار بر عهده کیست؟

پاسخ : جایز نیست، و باید به طور کلّى بسته شود، و هزینه آن بر عهده کسى است که در را نصب کرده است.

تصرف در دیوار مشترک بین دو همسایه

پرسش: زید و عمرو هر دو خانه مستقلّى دارند، ولى دیوار این خانه ها در یک سمت مشترک است. اکنون زید قصد دارد خانه خود را بکوبد و از نو بسازد. لطفاً در این مورد به سؤالات زیر پاسخ دهید:

١ـ اگر بر اثر این کار خسارتى به ساختمان عمرو وارد شود، آیا زید ضامن خسارت وارده مى باشد؟

٢ـ آیا زید حقّ دارد براى استیفاى حقّ خود بدون اجازه و رضایت همسایه در دیوار مشترک تصرّف کند؟

پاسخ : پایه هاى مشترک، که سقف هر دو خانه روى آن قرار دارد، متعلّق به هر دو مى باشد، و به صورت مشاع است، و باید با رضایت یکدیگر در آن تصرّف کنند. و اگر مى خواهند حق خود را جدا نمایند، با توافق طرفین صورت گیرد، و چنانچه در نحوه بهره گیرى براى بازسازى، اختلافى پیش آید، باید با نظر دو کارشناس مورد اطمینان عمل شود.

ایجاد حصار یا دیوار به جهت عدم اشراف همسایه

پرسش : آیا ایجاد حصار، یا دیوار در اطراف ملک جهت اشراف نداشتن (صاحب ملک به ملک همسایه و بالعکس) نیاز به تحصیل رضایت همسایه دارد؟

پاسخ : در فرض مساله تحصیل رضایت همسایه لازم نیست.

استفاده از مهریه دختر مطلقه توسط والدین

پرسش : اگر یکى از فرزندان خانواده اى طلاق بگیرد، و در این هنگام براى فرزند دیگرشان خواستگارى بیاید، و پدر و مادر مجبور شوند از مهریّه فرزند بزرگتر براى مخارج ازدواج فرزند دیگر هزینه کنند، چه حکمى دارد؟

پاسخ : بدون رضایت آن دختر از مهریّه او نمى توان استفاده کرد. و اگر این کار را کرده اند، باید به شکلى رضایت او را جلب کنند.

مسئولیت پدر در قبال دیون پسر بالغ

پرسش : پسرى بالغ و متأهّل، در جمهورى اسلامى ایران، بدون اجازه و رضایت پدر معاملاتى به این صورت انجام مى دهد، که پول کارگران افغانى کشور ما را به قیمت معیّنى در مقابل پول رایج افغانستان مى خریده، ولى قیمت آن را در این جا نمى پرداخته، بلکه به طرفهایى که با آنها قرار داشته، در افغانستان حواله مى داده است. اکنون طرفهاى او ورشکست شده، و فرار کرده اند، و پسر نیز ورشکست شده، و فرار کرده است. این پسر هیچ گونه اموالى در نزد پدر ندارد، و حتّى عائله اش را نیز پدر تکفّل مى کند. آیا طلبکاران حقّ مطالبه از پدر او را دارند؟

پاسخ : در فرض مساله، که پسر مستقلاّ و بدون اجازه پدر کار مى کرده، پدر در برابر نتیجه کار او مسوولیّتى ندارد.

میوه هایی که در کودکی بدون اجازه خورده شده

پرسش : بسمه تعالی سلام علیکم، بنده سالها قبل بدون اجازه مالک از تعدادی از باغهای واقع در همسایه گی منزلمان میوه خوردم الآن الحمدلله توبه کرده ام ، و می خواهم از صاحبانشان حلالیت بگیرم ولی صاحب دو تا از این باغها در دسترس نیستند ولی احتمال می دهم با پرس و جو و یک یا دو واسطه می توانم حداقل یک شماره تلفن از آنها بدست اورم، آیا باید اینکار را بکنم-یعنی با آنها تماس بگیرم-؟و اگر نتوانستم چه کنم؟در ضمن از یک منزل متعلق به بنیاد شهید و یک باغ وقف مسجد محل و یک منزل متعلق به مخابرات هم اندکی میوه خوردم ، اکنون وظیفه من چیست؟

٢- در نماز استیجاری هنگام نیت، آیا باید نیت کنم که یا فلان رکعت نماز ادا به نیابت فلانی یا اصلا قضا و ادا را معین نکنم؟ واگر تا حالا میگفتم فلان رکعت نماز قضا به نیابت فلانی میخوانم باید آن نماز ها را اعاده کنم؟

پاسخ : ١ـ چنانچه با تحقیق و تفحص بتوانید صاحبان آنها را پیدا کنید باید اقدام نمایید و آنها را راضی سازید واگر نمی توانید معادل قیمت آن میوه ها به شخص فقیری بدهید.

٢ـ باید نیت نماز قضا به نیت شخص مزبور کنید.

ترساندن سهوی دیگران

پرسش : گاهی انسان کسی را ناخودآگاه اذیت می نماید. مثلا با ماشین به هنگام حرکت ممکن است پیرمردی را سهوا بترساند. در این گونه موارد:

۱- آیا انسان گناهی کرده است؟

۲- آیا پیاده شدن از ماشین و طلب حلالیت واجب یا مستحب است؟

۳-با توجه به این که در استفاده از ماشین انسان هر از گاهی ممکن است چنین ایذایی به وجود آورد، آیا شایسته است به خاطر این گونه مسایل ماشین خود را بفروشد و با وسایل نقلیه عمومی حرکت کند یا لزومی ندارد؟

پاسخ : در صورتی که عمدا نباشد مرتکب حرام نشده ولی سزاوار است در این جاها عذر خواهی شود.

در خواست عمومی بخشش دیون میت هنگام دفن

پرسش : هنگامى که کسى از دنیا مى رود، بستگان میّت به افرادى که در مراسم جمع شده اند، مى گویند: «اگر کسى حقّى بر گردن میّت دارد، معاف بدارد، و او را ببخشد» همه حضّار در جواب مى گویند: «هزار هزار بار بخشیدیم» آیا ذمّه میّت ساقط مى شود؟

پاسخ : هرگاه صاحب حقّ از صمیم دل گذشت کند، ذمّه میّت برى مى شود ولى اگر بستگان میّت مى دانند که صاحب حقّ در اثر حیا یا اجبار چنین گفته، باید رضایت او را تحصیل کنند.

اولویت در پرداخت دیون شرعیه و قرض

پرسش : هرگاه کسى بدهکار خمس یا زکات باشد، و قرض هم داشته باشد، بدهیهایى از بابت کفّاره و نذر و مانند آن نیز بر او واجب شده باشد، چنان چه نتواند همه آنها را بپردازد تکلیف چیست؟ پاسخ : هرگاه عین مالى که خمس یا زکات یا نذر به آن تعلّق گرفته موجود است، خمس و زکات و نذر مقدّم مى باشد، و اگر عین آن موجود نیست، حق النّاس اولویّت دارد.

اذیت کردن کودکان از روی محبت

پرسش : آیا اذیت کردن کودکان (بستگان) از روی محبت و دیگر اینکه بسیار شیرین هستند، حق الناس بر گردن انسان می افتد؟ اگر حق الناس است چگونه باید آنرا ادا کند؟

پاسخ : در صورتیکه بدن مجروح شود یا کبودی و سرخی و مانند آن بر بدن بماند دیه دارد.

عقلایی و شرعی بودن رعایت نوبت

پرسش : آیا مراعات نوبت در امورى که طبق نوبت به کار افراد رسیدگى مى شود، یک حقّ عقلایى و شرعى است و تخلّف از آن حرام است؟

پاسخ : در حال حاضر که بسیارى از کارها در اجتماع به صورت صف وقرار گرفتن در نوبت انجام مى شود این امر، یک حقّ عقلایى محسوب مى گردد، یا به تعبیر دیگر از بین بردن آن نوعى ظلم به حساب مى آید و مشمول ادلّه حرمت ظلم و تعدّى بر حقوق مردم است (مى دانیم در همه جا احکام از شرع گرفته مى شود و موضوعات از عرف، جز در موضوعات مخترعه) آرى در مواردى که در عرف عقلا استثنا مى شود، مثل یک بیمار اورژانسى در مطّب دکتر و مانند آن، اشکالى ندارد.

حلالیت گرفتن از کودک یا ولی کودک

پرسش : اگر شخصى، پسر بچّه اى را که در سنین (١٤ـ ١٢) سالگى است کتک زده باشد و آن بچّه هنوز بالغ نشده باشد، آیا باید خود مضروب را راضى کند یا پدر و مادر او را؟

پاسخ : باید از پدر و مادر او حلّیّت بطلبد و احتیاطاً هنگامى که بالغ شد از خود او نیز حلّیّت بخواهد.

ریختن فاضلاب در رودها و دریاچه ها

پرسش : ریختن فاضلابها در چشمه ها، رودها و دریاچه ها موجب تلف شدن هزاران هزار جاندار آبزى و صدمات غیرقابل جبران به طبیعت است نظر مبارک نسبت به انجام چنین کارى چیست؟

پاسخ : آلوده کردن رودخانه ها و دریاچه ها به طورى که موجب اتلاف جانداران آبزى شود و در نتیجه مردم گرفتار خسارت و زیان گردند، جایز نیست.

آلوده کردن هوا

پرسش : اگر کسى از وسیله اى استفاده مى کند که موجب آلودگى هواست، در حالى که امکان استفاده از وسایلى که آلودگى کمترى ایجاد مى کنند نیز وجود دارد وظیفه شرعى وى چیست؟

پاسخ : هوا از مواهب بزرگ الهى است، نباید آن را بى جهت آلوده کرد.

پی نوشت: 
          
    
تاریخ انتشار: « 1395/09/07 »

مطالب مرتبط

فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2644