ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال دوم - شماره چهاردهم- اسفند 1395)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال دوم - شماره چهاردهم- اسفند 1395)

طلیعه سخن
در عصر و زمانه ای به سر می بریم که وضعیت بغرنج فرهنگی درجوامع بشری به شدت خود نمایی می کند و در این میان تنها مراجعۀ هدفمند به سیره و سبک زندگی زهرایی است که می تواند چالش ها را مرتفع سازد.
در تبیین این مدعا می توان به عفاف فاطمی اشاره کرد که در واقع مقوّم سبک زندگی اسلامی است، بر خلاف جامعۀ مدرن غربی که ماهیت زنان را تنها در جلوه نمائی و شهوت آن هم به طرق غیر عقلانی و غیر مشروع منحصر ساخته است، و با تبعیت از نظریاتی همچون نظریۀ برهنگی فروید، آسیب خطرناک و غیر قابل جبران برای همۀ جوامع حتی جوامع اسلامی رقم زده است، لیکن سیرۀ فاطمی در راستای حفظ و صیانت از عفاف و مقام و منزلت شخصیت زن حرکت نموده است، لذا در برخي گزارشهاي تاريخي آمده است که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خود را از مرد نابينا هم ميپوشاند، و دليل آن را اين گونه بيان كرد كه گرچه او مرا نميبيند، اما من كه ميتوانم او را ببينم و او هم ميتواند بوي مرا حس كند. اين نقطه اوج عفت و عفاف اسلامي است كه رسيدن به آن آسان نيست.
همچنين پيامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در پاسخ به سؤالي در مورد بهترين روش براي زن، فرمودند:«براي زنان بهتر است که مردان نامحرم را نبينند و مردان نامحرم نيز ايشان را نبينند؛ «ما من شيء خير للمراة من ان لا تري رجلاً و لا يراها.»
بهره گیری پيامبر گرامي اسلام (صلی الله علیه وآله) از واژۀ «خير» گويای اين حقيقت است که اين سيره، رجحان و مزيت و برتری دارد. به ديگر سخن، حضرت در مقام بيان امري ترجيحي و ايدهآلي است. در شرايطي که نيازي به ارتباط زنان با مردان نيست بهتر آن است که زن با هيچ مرد نامحرمي تماس نداشته باشد و اين هرگز به معناي ممنوعيت قانوني نيست؛ بلکه سيره فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و زنان مورد تأييد پيامبر(صلی الله علیه وآله)، گوياي اين واقعيت است که در صورت ضرورت، فعاليتهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي زنان هيچ منعي ندارد.
حال با این اوصاف می توان بسیاری از آسیب های موجود در سطح جامعه از قبیل خیابان گردی برخی با نوان به بهانۀ مشاهدۀ اجناس در مغازه ها و بسیاری از حضورهای غیر ضروری در فضای مختلط جامعه و در میان مردان نامحرم را مورد نقد و ارزیابی قرار داد که البته در این بین نمی توان از غفلت متولیان فرهنگی درگذشت.
بی شک سبک زندگی فاطمی دارای پیوستگی و پیوند ناگسستنی میان ارزش های دینی است ، لذا رفتار و مواضع حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به گونه ای کامل و بی نظیر است که همۀ ابعاد مورد نیاز جامعۀ اسلامی را در خود جای داده است، به عنوان نمونه در توصيف چگونگي ورود حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به مسجد براي ايراد خطبه فدكيه آمده است كه آن حضرت با پوشش كامل در ميان جمعي از زنان در حالي كه چادرش بر اثر بلندي به زير پاهايش ميرفت و همچون رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راه ميرفت، به مسجد آمد.
در این برش تاریخی از سبک زندگی آن حضرت می توان پیوند تجمیع حجاب و عفاف زن و حضور در اجتماع و نیز طرح پیچیده ترین مباحث و مسائل سیاسی را در ملأ عام مشاهده نمود که در راستای احیای خط فکری ولایت و امامت پایه ریزی شده است، این حرکت به گونه ای نیست که خانواده متزلزل شود و زن خود را منحصر به اجتماع سازد و از متن خانه و خانواده دور گردد.
تجمیع همۀ ارزش ها در سبک زندگی فاطمی از قبیل اعتدال در تأمین نیازهای طبیعی،پوشاک ساده،رعایت بهداشت،زینت و آرایش آن حضرت تنها برای شوهر و نه برای خود نمایی،همسرداری و تربیت فرزند و خانه داری، خوف از خدا و یاد مرگ، اطاعت از دستور های خداوندو رسول خدا، زهد و دنیاگریزی، صبر و استقامت و سکوت و صداقت و عفت و حیا همگی لایه های عمیق زندگانی آن حضرت به شمار می آید که تجمیع این مولّفه های ارزشی بیانگر اصول مترقی آموزه های ناب شیعی برای آحاد جامعه به ویژه بانوان جامعۀ اسلامی است.

-----------------------------------------------

پیام ها و بیانات
ابراز همدردی آیت الله العظمی مکارم شیرازی با حادثه دیدگان پلاسکو
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، با ابراز تاسف از وقوع حادثه هولناک آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان تجاری پلاسکو در تهران، با حادثه دیدگان ابراز همدردی کردند.
ایشان حادثه رخ داده را حادثه ای دردناک توصیف و تصریح کردند: در این رخداد شماری از آتش نشانان عزیز و جان بر کف جان خود را از دست داده اند؛ عده ای نیز مصدوم شده اند و سرمایه های زیادی از بین رفته است.
معظم له اظهار داشتند: به همه عزیزانی که در این راه صدمه دیده اند از جمله مجروحان و بازماندگان شهدا تسلیت می گوییم و دعا می کنیم خدای متعال مشکلات این عزیزان را حل کند.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی نکاتی را نیز خطاب به مسؤولان بیان و تاکید کردند: مسؤولان علاوه بر این که ابراز همدردی می کنند باید به فکر جبران خسارات حادثه دیدگان باشند.
ایشان خواستار اتخاذ تدابیری مناسب از سوی مسؤولان برای پیشگیری از وقوع حوادث احتمالی در ساختمان های مشابه شد و فرمودند: بی احتیاطی به هیچ وجه درست نیست. در این حادثه شنیده شد که کپسول های آتش نشانی مستقر در ساختمان خالی بوده است.
معظم له بر لزوم اصلاح و بازسازی بافت های فرسوده تاکید و تصریح کردند: بافت های فرسوده بایستی بازسازی و مکان هایی که قابل استفاده نیست تخریب شود، این حادثه در نوع خود کم سابقه و یا بی سابقه بود.
حضرت آیت الله العظمی مکارم در پایان به همراه حاضران برای جان باختگان این حادثه، دعا و برای شفای عاجل مصدومان این حادثه سوره حمد قرائت کردند.
١٣٩٥/١١/٠٢

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، در روز ٢٢ بهمن ماه به خیل عظیم راهپیمایان در قم پیوست
ایشان در حاشیه این مراسم فرمودند: راهپیمایی ٢٢ بهمن پرشکوهتر و پرشور تر از همیشه برگزار شده است، چون مردم هوشیار و بیدار هستند.
حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی تصریح کردند: وقتی دشمنان تهدید می کنند، مردم پرخروش تر و منسجم تر در میدان حضور پیدا می کنند.
معظم له با اشاره به تهدیدهای دولت جدید آمریکا علیه ایران اسلامی، افزود: اخیراً آن ها تهدیدها را زیاد کرده اند تا مردم عقب نشینی کنند؛ اما وقتی خروش ملت را می بینند، خواهند فهمید که تهدیدها نتیجه معکوس دارد.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ضمن قدردانی از حضور گسترده مردم در راهپیمایی ٢٢ بهمن، تاکید کردند: خداوند به این ملت باهوش بیدار توفیق بیشتر دهد.
١٣٩٥/١١/٢٢

-----------------------------------------------

دیدارها
همایش کتاب سال حوزه
دکتر سید عباس عراقچی
دکتر علی اکبر صالحی
اعضای پایگاه اطلاع رسانی معظّم له
حضور معظم له در راهپیمایی ٢٢ بهمن
مراسم عزاداری ایام فاطمیه اول
طلاب و دانشجویان از آرژانتین
کنگره نقش شيعه در پيدايش علوم اسلامي

-----------------------------------------------

گزیده سخنان
مسئولان باید به فکر جبران خسارت حادثهدیدگان ساختمان پلاسکو باشند.
١٣٩٥/١١/٠٢

اگر مسلمانان اختلافات را کنار بگذارند بدون شک دین آینده در جهان، اسلام است.
١٣٩٥/١١/٠٤

شرکتهای هرمی باطل و غیرشرعی است/ گلدکوئیست لباس عوض کرده است/به شورای نگهبان جهت اشکال مصوبه تائید شرکتهای هرمی نامه نوشتهام.
١٣٩٥/١١/٠٥

معماری حرمهای عتبات عالیات باید سنتی و بدون معماری غربی باشد.
١٣٩٥/١١/٠٥

وقتی بازار از کالای خارجی مملو است تولیدکننده چه چیزی تولید کند؟/اقتصاد مقاومتی با «شعار و همایش» محقق نمیشود.
١٣٩٥/١١/٠٦

فرهنگ مستقل حوزوی را در تدوین کتاب ها حاکم کنیم/ حوزههای علمیه نباید در امر کتابت مصرفکننده باشند/ پرهیز از ایجاد اختلاف و دشمنی در نوشتن کتب.
١٣٩٥/١١/٠٧

فیلتر مشکل فضای مجازی را حل نمیکند/ در مقابل رسانههای بیگانه نباید حالت انفعالی داشت.
١٣٩٥/١١/٠٧

تبلیغات شدیدی برای انحراف اخلاق و عقاید جوانان میشود.
١٣٩٥/١١/٠٧

دنیای امروز از مادیگری خسته شده و همین امر موجب اشتیاق مردم به سوی اسلام شده است.
١٣٩٥/١١/٠٧

شبکه ملی برای تمام نیازهای مردم تقویت شود/ فضای مجازی عامل بسیاری از مشکلات جامعه اسلامی است.
١٣٩٥/١١/١١

رفتار آمریکا با اتباع ۷ کشور مسلمان «سخیف» و «خیلی افتضاح» است.
١٣٩٥/١١/١٣

منع ورود مسلمانان به کشور آمریکا «بیقانونی محض» است.
١٣٩٥/١١/١٣

رژیم آلسعود «زادگاه تروریسم» است.
١٣٩٥/١١/١٣

دادن اجازه فعالیت به شبکههای بازاریابی نادرست بود.
١٣٩٥/١١/١٤

اسلام دین محبت است، دین جنگ و خونریزی و تکفیر نیست.
١٣٩٥/١١/١٤

بازار سرمایه باید از اقتصاد مقاومتی حمایت کند.
١٣٩٥/١١/١٦

نباید روی قرارداد با آمریکا حساب کرد/باید بر روی عهدشکنیها و پیمان شکنیهای مستمر آمریکا مانور داد.
١٣٩٥/١١/١٨

روز به روز نسبت به «دموکراسی غربی» بدبینتر میشویم.
١٣٩٥/١١/٢٠

حضور پرشور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن نقشه دشمنان را نقش بر آب کرد.
١٣٩٥/١١/٢٢

سلامت جامعه در گرو قرآنی شدن آن است.
١٣٩٥/١١/٢٧

نقاب از چهره آمریکاییها برداشته شد/آمریکاییها در طرفداری از تروریسم پیشتازند.
١٣٩٥/١١/٢٧

دشمنان به دنبال انکار حق شیعیان هستند/فعالیت وهابیت جهت تخریب علوم اسلامی است.
١٣٩٥/١١/٢٨

-----------------------------------------------

دروس
احکام شرکت - جلسه هفتادم
موضوع: شرکت های تعاونی و هرمی؛ گفتیم در شرکت های تعاونی، اعضاء، هم کار را به میدان می آورند و هم سرمایه هایشان را و اساس در تعاونی ها بیشتر بر کار است و در ضمن از سرمایه نیز استفاده می کنند.
٩٥/١١/٠٢

احکام شرکت - جلسه هفتاد و یکم
موضوع: بازاریابی شبکه ای؛ به مناسبت بحث شرکت به سراغ مبحث شرکت های هرمی و بازاریابی رفتیم که امروزه مشکلات زیادی را برای افراد ایجاد کرده اند.
٩٥/١١/٠٣

احکام شرکت - جلسه هفتاد و دوم
موضوع: شبکه های بازاریابی؛ به مناسبت کتاب الشرکة به سراغ شرکت های بازاریابِ شبکه ای رسیدیم که در عصر ما رایج شده است.
٩٥/١١/٠٤

احکام شرکت - جلسه هفتاد و سوم
موضوع: شبکه های بازاریابی و مبحث قسمت؛ بحث در مورد شبکه های بازاریابی تمام و اکنون به جمع بندی نهایی می پردازیم و آن را در قالب هشت نکته بیان می کنیم.
٩٥/١١/٠٥

احکام شرکت - جلسه هفتاد و چهارم
موضوع: بحث اخلاقی: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ثلاثة من كنّ فيه يستكمل إيمانه رجل لا يخاف في اللَّه لومة لائم و لا يرائي بشيء من عمله و إذا عرض عليه أمران أحدهما للدّنيا و الآخر للآخرة اختار أمر الآخرة على الدّنيا.
٩٥/١١/٠٦

احکام شرکت - جلسه هفتاد و پنجم
موضوع: قسمت و تعریف آن؛ بحث در قسمت است ما مقدمه ای که امام قدس سره در بحث قسمت را بیان می کند به دو فرع تقسیم کرده ایم
٩٥/١١/٠٩

احکام شرکت - جلسه هفتاد و ششم
موضوع: احکام قسمت؛ بحث در مسأله ی قسمت به اینجا رسید که قسمت کردن اموال مشترک، امری است مستقل و نه بیع است و نه معاوضه ای دیگر. حتی مانند امور انشائیه نیز نیست بلکه یک عمل خارجی است که انسان دو چیز که با هم مخلوط است را از هم جدا می کند.
٩٥/١١/١٠

احکام شرکت - جلسه هفتاد و هفتم
موضوع: انواع قسمت؛ بحث در مسأله ی تقسیم اموال مشترکه است. بحث در این بود که به چه دلیل تقسیم و قسمت کردن مشروعیت دارد. ادله ی مختلف مشروعیت را از ادله ی اربعه بیان کردیم.
٩٥/١١/١١

احکام شرکت - جلسه هفتاد و هشتم
موضوع: انواع قسمت؛ درباره ی جواز قسمت اموال مشترک دلیل دیگری نیز وجود دارد و آن قاعده ی لا ضر می باشد. اگر مال، مشترک باشد و تا آخر نتوان آن را تقسیم کرد، غالب شرکاء به ضرر می افتند زیرا افراد غالبا می خواهند مالشان تفکیک شود تا بتوانند از آن بهره مند گردند.
٩٥/١١/١٢

احکام شرکت - جلسه هفتاد و نهم
موضوع: بحث اخلاقی: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روایتی می فرماید: خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الْبِرِّ شَيْءٌ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ النَّفْعُ لِعِبَادِ اللَّهِ وَ خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَيْءٌ الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّهِ. دو خصلت است که بالاتر از آنها چیزی در نیکی پیدا نمی شود و این دو عبارتند از: ایمان به خداوند و سود رساندن به بندگان خدا.
٩٥/١١/١٣

احکام شرکت - جلسه هشتادم
موضوع: گستره ی قلمرو اقسام سه گانه؛ بحث در مسأله ی دوم از قسمت است. امام قدس سره در این مسأله قلمرو اقسام سه گانه ی قسمت را شرح می دهد.
٩٥/١١/١٦

احکام شرکت - جلسه هشتاد و یکم
موضوع: انواع قسمت و طرز قسمت کردن؛ بحث در مسأله ی دوم از مسائل قسمت است و آن اینکه قلمرو قسمة الافراز، قسمة التعدیل و قسمة الرد تا چه حدی است. در جلسه ی گذشته گفتیم که قسمة الرد در هر سه مورد راه دارد. اما قسمة التعدیل و قسمة الافراز فقط در مورد خودش جاری می شود.
٩٥/١١/١٧

احکام شرکت - جلسه هشتاد و دوم
موضوع: اجبار و تراضی به قسمت؛ بحث در مسأله ی چهارم از مسائل مربوط به قسمت است و آن اینکه در چه مواردی باید افراد را مجبور به قسمت کرد و در چه موارد قسمت باید با تراضی انجام گیرد.
٩٥/١١/١٨

احکام شرکت - جلسه هشتاد و سوم
موضوع: قسمت عن تراض و قسمت اجبار؛ در جلسه ی گذشته در رابطه با شرکت، مثالی ذکر کردیم و گفتیم که گاه شرکت باید تا آخر وجود داشته باشد و قسمت در مورد آن ممکن نیست.
٩٥/١١/١٩

احکام شرکت - جلسه هشتاد و چهارم
موضوع: بحث اخلاقی: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ريح الجنّة يوجد من مسيرة خمسمائة عام و لا يجدها من طلب الدّنيا بعمل الآخرة. بوی بهشت از پانصد سال راه به مشام می رسد و کسی که دنیا را با عمل آخرتی طلب کند بوی آن را نمی شنود. تعبیر به اینکه بوی بهشت از راه طولانی می آید و اشخاصی بوی آن را درک نمی کنند این است که این دسته نه تنها وارد بهشت نمی شوند بلکه حتی نزدیک آن هم نمی شوند و فاصله ی بسیار زیادی با بهشت خواهند داشت.
٩٥/١١/٢٠

احکام شرکت - جلسه هشتاد و پنجم
موضوع: قسمت خانه ی دو طبقه؛ در بحث احکامِ قسمت به مسأله ی پنجم رسیده ایم. حاصل مسأله این است که دو نفر با هم در یک عمارت شریک می باشند و می خواهیم آن را در میان آنها عادلانه تقسیم کنیم.
٩٥/١١/٢٦

احکام شرکت - جلسه هشتاد و ششم
موضوع: بحث اخلاقی: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روایتی می فرماید: بادروا بالأعمال فِتَناً كقطع اللّيل المظلم: يصبح الرّجل مؤمنا و يمسي كافرا، و يمسي مؤمنا و يصبح كافرا، يبيع أحدهم دينه بعرض من الدّنيا قليل. با انجام اعمال صالحه تلاش و کوشش کنید زیرا فتنه هایی در پیش است که مانند پاره های شب سیاه و ظلمانی است.
٩٥/١١/٢٧

احکام شرکت - جلسه هشتاد و هفتم
موضوع: تقسیم خانه ی دو طبقه؛ بحث در مسأله ی پنجم از مسائل مربوط به قسمت است و آن در مورد عمارتی است دو طبقه که در چگونگی تقسیم آن بحث کردیم.
٩٥/١١/٣٠

-----------------------------------------------

فن آوری
معرفی سایت کنگره کنگره بین المللی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی»
راهنمای ثبت مقالات در سایت کنگره
http://www.shia-congress.com/contents/2016

اول: مراجعه به سایت کنگره به آدرس:
www.shia-congress.com

دوم: در نوار ابزار بالا روی قسمت ارسال مقاله کلیک شود.
سوم: در قسمت مشخصات اطلاعات خود را وارد کنید.
چهارم: بعد از وارد کردن اطلاعات و پیوست کردن فایل مقاله روی گزینه ثبت کلیک کنید تا مشخصات شما ثبت شده و سیستم یک کد مقاله برای شما اختصاص خواهد داد.
پنجم: در مراحل بعد و مراجعات بعدی از طریق صفحه شخصی و کد پیگیری داده شده می توانید از وضعیت مقاله خود اطلاع پیدا کنید.

-----------------------------------------------

یادداشت
واکاوی ابعاد مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها از منظر معظم له
با اينكه زندگانى بانوى اسلام، حضرت زهرا، سيده نساء العالمين بسيار كوتاه بود؛ ولى شرح حال او و مصائبش بسيار طولانى است. لذا مصيبت زهرا عليها السلام فوق العاده جانكاه است‏فاطمه زهرا سلام الله علیها همانگونه که از زیارت نامه آن حضرت پیداست «السلام عليك ايتها المظلومة المغصوبة؛ سلام بر تو اى ستمديده‏اى كه حقت غصب شده»، از تمام جهات مظلوم است.

شرح مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها در آه سوزان على عليه السلام
امام عليه السلام هنگامی كه جسم پاك زهراى مرضيه عليها السلام را با دست خود در قبر مى‏ گذارد سخنان پرسوز و گداز را مى‏ گويد ، سخنانى كه از يك‏سو دليل بر عظمت بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام و از سوى ديگر نشانه شدت ناراحتى على عليه السلام از فراق جانگداز اوست.
امام عليه السلام ، بهترين و مناسب‏ ترين مخاطب؛ يعنى رسول خدا صلى الله عليه وآله را انتخاب كرده و با او درد دل مى‏ كند، با اينكه محتواى سخنان امام عليه السلام، شكوائيه دردناكى است؛ ولى ادب كلام ايجاب مى‏ كند كه از سلام و درود بر پيامبر صلى الله عليه واله شروع كند.
که در این میان جمله‏ (السريعة اللحاق بك؛ و به سرعت به تو ملحق شده است) اشاره پرمعنايى به مصائب شديد حضرت فاطمه زهرا عليها السلام دارد كه او را در بهترين سال هاى جوانى به ديار باقى منتقل ساخت.
سپس امام عليه السلام در ادامه، خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض مى ‏كند: «اى رسول خدا! از فراق دختر برگزيده و پاكت، پيمانه صبرم لبريز شده و طاقتم از دست‏ رفته است، هرچند پس از روبه ‏رو شدن با غم بزرگ فراق و مصيبت دردناك تو، اين مصيبت براى من قابل تحمل شده است».
آنگاه امام بار ديگر به شرح مصيبت حضرت زهرا سلام الله علیها باز مى‏ گردد و خطاب به پيامبر عرضه مى‏ دارد: « (اى رسول خدا) امانتى را كه به من سپرده بودى هم‏ اكنون باز پس داده شد و گروگانى كه نزد من بود گرفته شد؛ ولى اندوهم جاودانى است و شبهايم همراه بيدارى و بى‏ قرارى؛ تا آن زمان‏ كه خداوند منزلگاهى را كه تو در آن اقامت گزيده ‏اى برايم برگزيند (و به تو ملحق شوم)»؛ (فلقد استرجعت‏ الوديعة...).
اين عبارت كه از شدت اندوه على عليه السلام در برابر حادثه غم‏انگيز شهادت حضرت زهرا عليها السلام حكايت مى‏كند به خوبى نشان مى‏دهد كه تا چه حد اين بانوى عزيز در نظر على عليه السلام گرامى بود و پيوند عاطفى و روحانى و معنوى آن‏دو به يكديگر عميق و ريشه‏دار.
حضرت زهرا بزرگترين نعمتى بود كه خدا به على عليه السلام داده بود، جمله‏ «حزني فسرمد» تفسيرش روشن است، زيرا هر زمان على عليه السلام به ياد فاطمه زهرا سلام الله علیها مى ‏افتاد غم و اندوهش تجديد مى‏ شد و اين اندوه بزرگى بود كه سراسر زندگى على عليه السلام را دربرگرفته بود.
جمله‏ «و أما ليلي فمسهد» كنايه از اين است كه بسيار شب ها به ياد آن بانوى عزيز مى‏ افتم و خاطره او خواب را از چشم من مى‏ ربايد. گواه اين سخن اشعار معروفى است كه از آن حضرت در فراق حضرت زهرا عليها السلام انشاء فرمود:
نفسي على زفراتها محبوسة
يا ليتها خرجت مع الزفرات‏
لا خير بعدك في الحياة و إنما
أبكي مخافة أن تطول حياتي
جانم گرفتار مصيبت دردناك اوست و اى كاش با آه و ناله از اين تن بيرون مى‏ آمد، بعد از تو زندگى در نظرم بى‏ ارزش است و اگر اشك مى‏ ريزم براى اين است كه مى ‏ترسم بعد از تو عمرم طولانى شود (و همواره گرفتار درد فراق تو باشم).

هتک حرمت به حضرت زهرا سلام الله علیها؛ آتش زدن درب خانه حضرت زهرا سلام الله علیها...
امام علی عليه السلام در کنار قبر شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم ، به گوشه ‏اى از مصائب دردناك حضرت زهرا عليها السلام اشاره كرده، عرضه مى‏ دارد: « (اى رسول خدا) به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو در ستم كردن به وى دست به دست هم داده بودند، سرگذشت دردناك او را بى‏ پرده از او بپرس و خبر اين حوادث را از وى بگير. اين حوادث دردناك در زمانى رخ داد كه هنوز مدت زيادى از رحلت تو نگذشته و يادت فراموش نگشته بود»؛ (و ستنبئك ابنتك بتضافر أمتك على هضمها، فأحفه السؤال، و استخبرها الحال؛ هذا و لم يطل العهد، و لم يخل منك الذكر).
ظاهر اين است كه اين عبارات سربسته كه امير مؤمنان على عليه السلام براى رعايت ادب در پيشگاه پيامبر آن را زياد نمى‏ شكافد و شرح نمى‏ دهد اشاره به حوادث بسيار اسف‏ انگيزى است كه پس از مدت كوتاهى از رحلت پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم رخ داد؛ هجوم‏ به خانه زهرا عليها السلام، آتش زدن در خانه، اسقاط جنين آن حضرت و بردن امام را به زور به سوى مسجد براى بيعت، حوادثى است كه نه تنها به صورت پررنگ در تاريخ شيعه آمده؛ بلكه در منابع اهل سنت هم، با كمال تعجب صريحاً ذكر شده است.
سرانجام امام در آخرين سخن خود خطاب به پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم و بانوى اسلام، زهراى مرضيه چنين مى‏ گويد: «درود خدا بر شما هردو باد، درود و سلام وداع كننده؛ نه وداع ناخشنود خسته ‏دل، اگر از كنار قبرت باز گردم به خاطر سبب ملالت نيست، و اگر اقامت گزينم (و گريه و زارى) سر دهم هرگز به جهت سوءظن به وعده نيك خداوند در مورد صابران و شكيبايان نمى ‏باشد»؛ آه آه! ولى شكيبايى مى‏ كنم كه شكيبايى بهتر و زيباتر است و اگر بيم آن نبود كه نظام حاكم از جايگاه قبر تو آگاه شوند پيوسته در كنار قبر تو مى‏ ماندم و ناله‏ هايى همچون ناله ‏هاى مادرى كه به داغ فرزندش گرفتار شده، براى اين مصيبت بزرگ سر مى‏ دادم. (اى رسول گرامى) خدا مى‏ بيند كه دخترت پنهان به خاك سپرده مى ‏شود و حقش (آشكارا) بر باد مى‏ رود و او را از ارثش محروم مى‏ كنند حال آنكه زمان زيادى نگذشته و نامت فراموش نشده است. اى رسول خدا اين شكايت را به درگاه حق و به نزد تو مى‏ آورم. اى رسول خدا تسليت مرا بپذير! درود و سلام و رضوان خدا بر تو و بر دخترت زهرا باد».،

برگی از مظلومیت حضرت زهرا علیها السلام؛ مدفن پاك فاطمه زهرا عليها السلام‏ کجاست؟
يكى از مصائب و مظلومیت های دختر والا مقام پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلّم اين است كه جايگاه قبر شريفش هنوز نامعلوم است؛ بعضى آن را مطابق پاره ‏اى از روايات در بقيع و برخى در داخل خانه‏ اش در كنار مسجد پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم و بعضى در روضه (آن مقدار از مسجد كه ميان قبر پيامبر و منبر آن حضرت قرار دارد)مى‏ دانند.
اين مطلب هر محققى را در فكر فرو مى‏ برد كه چه طوفانى پس از رسول الله صلى الله عليه و اله در ميان امت برخاست كه مرقد پاك تنها دخترش، در هاله‏ اى از ابهام فرو رفت؟
هرچند بيشترين قرائن دلالت بر دفن آن حضرت در خانه‏ اش دارد، زيرا دفن در روضه در آن زمان كار آسانى نبود و بسيار بعيد است على عليه السلام رضايت به چنين كارى داده باشد و دفن در بقيع با کلام امام عليه السلام، که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم را انتخاب كرده و با او درد دل مى ‏كند و سخن خود را از اينجا شروع مى‏ كند: «سلام و درود بر تو اى رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم از سوى خودم، و از سوى دخترت (زهرا) كه هم ‏اكنون در جوار تو فرود آمده، و به سرعت به تو ملحق شده است؛ السلام عليك يا رسول الله عني، و عن ابنتك النازلة في جوارك، والسريعة اللحاق بك».چندان سازگار نيست، بلکه جمله‏ (النازلة في جوارك) نشان مى‏ دهد كه قبر بانوى اسلام در كنار قبر پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم بود و نظريه كسانى كه قبر مقدس آن حضرت را در خانه ‏اش مى‏دانند، تقويت مى‏ كند.
البته ممكن است دفن در بقيع را نيز در جوار پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم محسوب كنيم يا جوار را به معناى همسايگى روحانى و معنوى در بهشت بدانيم؛ ولى معناى اول با ظاهر عبارت سازگارتر است و روايات متعددى نيز آن را تأييد مى‏ كند.
مرحوم علامه مجلسى از ابراهيم بن محمد همدانى نقل مى ‏كند كه مى‏ گويد: براى امام هادى (على بن محمد النقى عليهما السلام) نامه ‏اى نوشتم كه مرا از قبر فاطمه عليها السلام باخبر ساز! حضرت در جواب چنين مرقوم داشت: «هى مع جدي صلوات الله عليه و آله؛ او با جدم پيغمبر صلى الله عليه و اله است».،
مرحوم صدوق نيز مى‏ گويد: صحيح در نزد من اين است كه آن حضرت در خانه‏ اش دفن شده است كه پس از توسعه بنى اميه، الآن جزء مسجد قرار گرفته است.،
در كتاب عيون الاخبار الرضا از بزنطى نقل شده است كه مى‏ گويد: «سألت الرضا عن قبر فاطمة؛ من از امام على بن موسى الرضا عليه السلام از محل قبر فاطمه عليها السلام سؤال كردم، فرمود: دفنت في بيتها فلما زادت بنو امية في المسجد صارت في المسجد؛ آن حضرت را در خانه‏ اش دفن كردند و هنگامى كه بنى اميه مسجد پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم را توسعه دادند خانه آن حضرت در مسجد قرار گرفت».،
در وضع فعلى گرچه قبر پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلّم و قبور ديگرى در داخل مسجد قرار گرفته؛ ولى آن را به وسيله ديوارها و شباك از مسجد جدا كرده‏ اند.
بنابراين هركس نزديك قبر پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم در روضه مقدسه بايستد و حضرت زهرا عليها السلام را زيارت كند إن شاء الله فضيلت زيارت آن حضرت از نزديك را به دست آورده است. در بقيع نيز به قصد رجا مى ‏توان آن حضرت را زيارت كرد.

تاريخ شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها چه زماني است؟
از جمله مظلومیت های آن حضرت این است که نه تنها در مكان دفن آن يادگار پيامبرصلی الله علیه وآله وسلّم گفتگوست، بلکه در تاريخ وفات آن حضرت نيز اختلاف است.
طبق روايت معروف‏ از امام صادق عليه السلام، آن حضرت در سال يازدهم هجرى با گذشت ٧٥ روز از رحلت پدر بزرگوارش ديده از جهان فروبست: (إن فاطمة عليها السلام مكثت بعد رسول الله صلى الله عليه و اله خمسة و سبعين يوما). با توجه به اينكه رحلت پيامبر اكرم در ٢٨ صفر واقع شده بايد شهادت آن بانوى عزيز در يكى از سه روزسيزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه جمادى الاولى واقع شده باشد (با در نظر گرفتن احتمال تمام يا ناقص بودن ماههاى وسط).
در حديث ديگرى آمده است كه آن بانوى گرامى در روز سه‏شنبه سوم جمادى الآخر سنه يازدهم هجرت چشم از جهان بربست‏ و اين حديث مطابق عقيده كسانى است كه مى‏گويند فاصله ميان رحلت پيامبر و شهادت حضرت زهرا عليها السلام ٩٥ روز بود.
مرحوم علامه مجلسى در زاد المعاد از اين قول درباره زمان وفات آن حضرت به عنوان روايتى معتبر نقل كرده است. سپس اضافه مى‏ كند: شيخ طوسى و سيد بن طاووس و ديگران نيز همين را پذيرفته‏ اند و گرچه اين روايت با روايت ٧٥ روز منافات دارد؛ ولى چون مشهور و روايتى معتبر، پشتوانه آن است، بايد روز سوم جمادى الثانى به مراسم تعزيت آن حضرت قيام كرد.،
در حديث غير مشهورى نيز فاصله وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم تا شهادت حضرت زهرا عليها السلام ٤٠ روز ذكر شده است.،

سخن آخر
از اين تعبيرات و آنچه در نهج البلاغه آمده به خوبى روشن مى‏ شود كه حق نشناسان در زمان كوتاهى بعد از رحلت پيامبر چه مصائبى بر حضرت فاطمه زهرا صلی الله علیه وآله وسلّم وارد كردند، مصائبى كه على عليه السلام را كه كوه شكيبايى و استقامت بود به لرزه درآورد و همچون مادر جوان مرده به گريه و ناله واداشت و عجب اينكه مدارك اين تهاجم بى ‏رحمانه بر بيت وحى، در كتب اهل سنت نيز به صورت گسترده آمده است.

-----------------------------------------------

یادداشت
حماسۀ آتش نشانان درگسترۀ «ایثار و فداکاری» از منظر معظم له

چیستی مفهوم ایثار/ حقیقت مفهوم ایثار و فداکاری / پیوند پشتوانۀ عقلی و وجدانی؛ زمینه ساز تحقق ایثار و فداکاری / ضرورت گسترش فرهنگ ایثار و فداکاری در جامعه اسلامی / نشانه شناسی ایثار و فداکاری آتش نشانان قهرمان / آيا فداكارى و از خود گذشتگى امكان‏پذير است؟ / کلام نورانی امام هادی(علیه السلام) خطاب به مصیبت دیدگان.
در وهلۀ نخست، جریان بسیار دردناک آتش سوزی در تهران و شهادت جمعی از آتش نشانان عزیز و جان بر کف که جانشان را ازدست دادند و به  همه آن عزیزانی که در این راه صدمه دیدند؛ مجروحین و بازماندگان شهیدان، تسلیت می­ گویم.
با این تفاسیر باید به فرهنگ ایثار و جانفشانی اشاره کرد و گفت ايثار و فداكارى از جمله مسائل اخلاقى است که در ارتباط با مردم تعریف می شود، زیرا در تاريخ ملت ­ها روزهايى پيش می ‏آيد كه بدون ايثار و فداكارى و دادن قربانيان بسيار خطرات بر طرف نمى ‏شود، لذا برخی افراد در مقاطعی خاص که نيازمند به فداكارى است، ايثار و فداكارى از خود نشان داده ‏اند که در این میان اولياء الله قويترين چهره‏ هاى اخلاق به شمار می روند كه ايثار و فداكارى را در حد اعلى دارا بوده اند.
بدون شك ایثار و فداکاری يك كار انسانى و پر ارج محسوب مى ‏شود و نشان مى‏ دهد كه فاعل آن داراى عالى‏ترين عواطف مردمى و انسانى است كه شعاعش چنان وجود او را روشن ساخته كه از منافع خويش مى‏گذرد و تن به محروميت مى ‏دهد تا انسان‏هاى ديگر راحت باشند.
وجود این فضیلت اخلاقی نشان دهندۀ ايمانى است كه فراتر از مسائل مادى است و با چيزى نمى‏ توان آن را مبادله كرد، همه جا با انسان است و لحظه ‏اى از او جدا نمى‏ شود، و همه چيز در برابر آن كوچك و كمرنگ است.

چیستی مفهوم ایثار
«ايثار» عبارت از اين است كه انسان دوست دارد ديگران در نعمت باشند، هرچند خودش در محروميت به سر ببرد و حتى حاضر است آنچه را دارد در اختيار ديگران بگذارد و از منافع خود چشم بپوشد. اين حالت والا را «ايثار» مى ‏گويند كه يكى از مهم‏ترين صفات برجسته انسانى است.،لذا «ايثار» به معناى برترى بخشيدن كسى است، خواه بر خويشتن باشد يا بر ديگرى.

حقیقت مفهوم ایثار و فداکاری
«ايثار» صفت بسيار ممتازى است كه جز اولياء الله و مؤمنان خالص و مخلص از عهده آن بر نمى ‏آيند، زيرا ايثارگر ديگران را بر خود ترجيح مى‏ دهد. پيامبر اكرم و صحابه خاص آن حضرت و همچنين اهل‏بيت عليهم السلام نمونه‏ هاى كاملى هستند كه خداوند در قرآن آنان را به اين صفت ممتاز ستوده است. ،
آری ايثار آن است كه ديگران را با بزرگوارى بر خود مقدم بشماريم؛ اینگونه است که جایگاه ايثار و فداکاری به مراتب بالاتر از انفاق است به نحوی كه همگان سعادت آن را ندارند، و از صفات ويژه مؤمنان واقعى است.
لذا روح انسانى به آنجا می رسد كه ايثار و گذشت را سرلوحه زندگى قرار داده، وافرادى براى حمايت از محرومان يکجامعه، اقدام به «ايثار» می­ كنند، يعنى از حقوق مسلم خود به نفع آنان صرف نظر نمايند و تن به محروميت می­ نهند.
بی تردید اگر ما طرفدار يك مكتب معنوى باشيم كه ايثار و فداكارى و گذشت را وسيله ترقى و تكامل معنوى انسان بدانیم در آن موقع انسان براى ديگران كار كند و حتی در مواقع بحرانی براى نجات جان دیگر هم نوعان و حیات و زندگی آنها می ميرد.

پیوند پشتوانۀ عقلی و وجدانی؛ زمینه ساز تحقق ایثار و فداکاری
فلاسفه ‏اى كه معتقد به حاكميت عقل بر همه چيز و لزوم پيروى از آن در همه چيز هستند، پشتوانه مسائل اخلاقى را درك عقل از خوب و بد اشياء مى‏دانند؛ مثلا، مى ‏گويند عقل به خوبى درك مى‏ كند كه ایثار و شجاعت فضيلت است، و بزدلى و جبن رذيلت.
برخی ديگر، پشتوانه را ادراك وجدان مى‏دانند، مى‏گويند وجدان همان عقل عملى است که مهمترين سرمايه انسان مى‏باشد؛ بنابراين، همين كه وجدان ما مى‏گويد ايثار، فداكارى، سخاوت و شجاعت خوب است، همين كافى است كه ما را براى رسيدن به اين نيكي­ها بسيج كند، و همين كه مى‏ گويد: بخل، خودخواهى، و خودپرستى بد است، كافى است ما را از آن باز دارد.
به اين ترتيب، پشتوانه عقلى و وجدانى به هم مى‏ رسند، و دو تعبير مختلف از يك واقعيت محسوب می شوند. بى‏شك وجود اين پشتوانه، يك واقعيت است و مى‏ تواند در حد خود انگيزه مطلوبى براى نيل به تربيت نفوس و فضائل اخلاقى بوده باشد.

ضرورت گسترش فرهنگ ایثار و فداکاری در جامعه اسلامی
جهان آفرينش صحنه ايثار است و بذل و بخشش، زمين آنچه را در اختيار دارد به گياهان و حيوانات ايثارگرانه تقديم مى‏ كند، و درختان و گياهان تمام مواهب خويش را در اختيار انسان­ ها و جانداران ديگر مى‏ گذارند، قرص خورشيد روز به روز لاغرتر مى‏ شود و نور افشانى مي كند، ابرها مى‏بارند و نسيم­ ها مى ‏وزند و امواج حيات را در همه جا مى‏ گسترانند، اين نظام آفرينش است.ولى تو اى انسان چگونه مى‏ خواهى گل سرسبد اين جهان باشى!.
حيات انسانى شكوفا شدن گلهاى عقل و خرد و ملكات برجسته در روح انسان هم چون ايثار و فداكارى است. زیرا ايثار و جانفشانی و گذشت و آمادگى براى شهادت در راه خدا به ما مى‏آموزد، که با پیمودن مدارج تقوا در مسیر انسان کامل قرار گیریم و روز به روز به خدا نزديكتر شويم.
گفتنی است در طول زندگى انسان­ها مواقع حساسى پيش مى‏ آيد كه حل مشكلات به كمك اصل عدالت به تنهايى امكان پذير نيست، بلكه نياز به ايثار و گذشت و فداكارى دارد، كه با استفاده از اصل «احسان» بايد تحقق يابد. فى المثل آتش سوزی، طوفان یا سيل و زلزله، بخشى از كشورى را ويران نموده، اگر مردم در چنين شرائطى بخواهند در انتظار آن بنشينند تا با ساير قوانين عادى، مشكل حل شود، امكان پذير نيست، اينجاست كه بايد همه كسانى كه داراى امكانات بيشتر از نظر نيروى فكرى و جسمانى و مالى هستند، دست به فداكارى بزنند، و تا آنجا كه در قدرت دارند، ايثار كنند، و گرنه وقایع یا حوادث دردناك ، جمع كثيرى را به كلى فلج خواهد کرد.
البته در جوامع غربی عاطفه انسانى، ايثار، گذشت، فداكارى و مانند اينها مفهومى ندارد و آن چه در مسير منافع مادى افراد و ملتها نيست محكوم به فنا است‏. لیکن تأسف آور است برخی در داخل نیز به هنگام بروزمشكلات خود را كنار مى ‏كشند و چنين مى‏ پندارند كه ايثار و فداكارى بر عهده توده‏ هاى مردم است؛حال آنکه غفلت از جان محرومان و ترك انصاف وجود و بخشش و ايثار، مورد نكوهش عقل و خرد است.
هم چنین باید گفت برای بقاء يك جامعه، گاه، خدمات بلاعوض لازم دارد، كه نياز به ايثار و «رحمت» دارد؛ روشنتر بگوئيم: در زندگى هر قوم و جمعيتى روزهائى است كه تنها ايثار و فداكارى‏ مى ‏تواند حل مشكل كند، و كمك ­هاى متقابل مادى در چنين حالتى بى ‏اثر است، بى اثر!.

نشانه شناسی ایثار و فداکاری آتش نشانان قهرمان
١.مرگ اندیشی؛ معادباوری؛ شوق به لقای الهی
بی تردید گذشت، ايثار و فداكارى همه بازتاب اعتقاد به زندگى جاويدان در سراى ديگر است، اگر در تاريخ اسلام و حماسه‏ هاى جاويدان و شرح ايثارگري هاى كسانى كه با تمام وجودشان در راه پيشبرد آئين پاك اسلام جانفشانى‏كردند دقت كنيم مى ‏بينيم كه اسلام در تعليمات خود اين درس بزرگ را به آنها آموخته بود كه شهادت در راه خدا و در طريق حق و عدالت به معنى فناء و نابودى و مرگ نيست، بلكه سعادت است و زندگى جاويدان و افتخار ابدى؛ لذا افرادی كه چنين درسى را در اين مكتب بزرگ آموخته ‏اند پروانه ‏وار مى ‏سوزند و قربانى مى‏ شوند و افتخار مى‏ كنند.
بنابراین انسان‏ ها مى‏ توانند به اين مقام برسند كه ماسواى خدا را فداى پروردگار و خالق كنند و محبوب حقيقى را بر ديگران مقدم دارند، و به قول امام صادق(عليه السلام): «دليل الحب ايثار المحبوب على ماسواه؛ و نشانِ دوستی، مقدّم داشتن محبوب بر جز اوست.» که در سر سلسله اين افراد، انبياء و ائمه (عليه السلام) جلوه و درخشندگى خاصى دارند.
اینچنین است که مقام «محسنين» از مجاهدين فراتر است چرا كه آنها علاوه بر جهاد و تلاش در راه نجات خود، داراى مقام ايثار و احسانند و براى ديگران نيز تلاش مى‏ كند. زیرا تنها بهايى كه براى ايثار جان طلب می کنند، همان خشنودى خدا است.
به همين دليل شهيدان راه «الله» كه بايد برترين پاداش­ها را در برابر آن ايثار بزرگشان دريافت دارند به گواهى قرآن پاداش قرب الهى را مى ‏يابند، و تعبير«عند ربهم‏» شاهد گوياى اين واقعيت است.

٢. جان فشانی در قله های ایثار وایمان
بدون شك كسانى كه در ايمان بر ديگران مقدم مى‏ شوند هم شجاعت و آگاهى بيشترى دارند، و هم ايثار و فداكارى فزونتر.
لذا ايمان به علم و قدرت لايزالى كه از درون و بيرون انسان بطور يكسان آگاه است و بر آن نظارت مى‏كند، مى تواند ريشه نهال‏ هاى اخلاقى هم چون «گذشت» و «فداكارى» و «ايثار» را در درون جان انسان پرورش دهد.
ورود همه به منطقه امن‏ «ايمان و خداپرستى و حق‏طلبى» موجب می شود تا گذشت و ايثار براى خدا و در راه او درخشندگى خاصى داشته و از بارزترين صفات انسانى قلمداد شود،به نحوی که هر كجا ايمان وجود دارد ايثار و عشق و فداكارى و گذشت نیز تجلی خواهد یافت‏
گفتنی است ايمان اسمى و سطحى كافى نيست،بلکه ايمان عميق و خالص لازم است كه بتواند سرچشمه ايثار و فداكارى گردد، زیرا اين نيروى ايمان است که وقتى در قلب انسان پيدا مى‏شود بزرگترين قدرت­ها در نظرش كوچك، و در برابر سخت‏ ترين مصائب مقاوم، و نسبت به ايثار جان سخاوتمند مى ‏گردد.

٣. به یاد جوانان با غیرت آتش نشان
غيرت به صورت صحيح و معتدل و مثبت يك نيروى دفاعى عظيم است كه به كمك آن مى ‏توان بر بحران ها و پيروز شد، چرا كه اين نيروى باطنى هنگامى كه جان و مال و ناموس و دين و ايمان در معرض تهديد قرار مى‏ گيرد بسيج مى‏ شود، و تمام نيروهاى ذخيره وجود انسان را به حركت در مى‏ آورد، و گاه يك انسان غيور در تحت تأثير عامل غيرت، نيرويى به اندازه ده انسان پيدا مى‏ كند و تا حد ايثار و فداكارى، ايستادگى و پايمردى نشان مى ‏دهد.

آيا فداكارى و از خود گذشتگى امكان‏پذير است؟
مى‏ گويند تمام فعاليت هاى انسان به منظور به دست آوردن يك رشته منافع مادى و روحى و يا دفع ضرر از ناحيه جسم و روان صورت مى‏ گيرد با توجه به اين اصل چگونه مى‏شود كه برخى از كارها يك نوع ايثار و فداكارى و جانبازى و از خود گذشتگى شمرده مى‏ شود؟
اين پرسش را مى‏ توان از دو راه پاسخ داد:
١- مقصود از «ايثار» و «فداكارى» اين است كه انسان كارى را بدون «چشم داشت» و انتظار عوض از فرد يا جامعه انجام دهد. به عنوان نمونه مردى که از كمك به نابینایان خوشحال و شادمان مى‏گردد، اگرچه اين كار، او را از ضربات شكننده وجدان آزاد مى‏سازد و به زندگى او نشاط و شادى مى ‏بخشد، اما چون او در اين كار محرك مادى و سود دنيوى ندارد و حس مقابله و معاوضه او را بر اين كار وادار نساخته است، از اين نظر، چنين كارى از نظر عقل و شرع، عملى شايسته و ایثار و فداكارى شمرده مى ‏شود.
٢- عشق به چيزى و يا به كسى گاهى به جايى مى‏رسد كه انسان غير آن چيز و يا آن كس را فراموش مى ‏كند و خويشتن و منافع خویش را به دست فراموشى مى‏ سپارد در اين‏جاست كه غير از محبوب و يا مقصد، چيزى را نمى ‏بيند و جز هدف مقدسش، چيزى را نمى ‏شناسد .

کلام نورانی امام هادی(علیه السلام) خطاب به مصیبت دیدگان
امام هادی علیه السلام در حدیثی می فرماید: «الْمُصِيبَةُ لِلصَّابِرِ وَاحِدَةٌ وَ لِلْجَازِعِ اثْنَتَانِ ؛ کسی که در مقابل مصیبت صبر کند او فقط یک مصیبت دارد ولی کسی که جزع و بی تابی می کند مصیبت او تبدیل به دو مصیبت می شود».
دنیا چه بخواهیم و چه نخواهیم با مصائبی آمیخته است و همواره چنین بوده است. مسائل ناخوشایندی که پیش می آید گاهی جنبه ی مالی دارد مثلا فرد ورشکست می شود و یا اموال و املاکی که مدت ها برایش زحمت کشید در آتش می سوزد.
گاه مصیبت جانی است مثلا عزیزانی از دست می روند و یا بیمار و مجروح می شوند، اعضایی را از دست می دهند و این اتفاقات گاه برای خود انسان می افتد.

حال در مقابل مصائب، انسان دو گونه می تواند عکس العمل نشان دهد:
اول این است که تا آنجا که می تواند صبر کند و در این حال فقط همان یک مصیبت را تحمل کند.
دوم اینکه جزع و بی تابی کند که در این حال گرفتار دو مصیبت می شود. زیرا جزع موجب می شود که اجر مصیبت از بین برود که خود، مصیبت دومی است. یا اینکه بر اثر بی تابی گرفتار بیماری هایی همچون افسردگی، ضعف اعصاب، کج خلقی، بی حوصلگی و مانند آن می شود که اینها خود مصیبت دیگری است. اینکه در حدیث آمده است که در صورت جزع دو مصیبت گریبانگیر انسان می شود یعنی حد اقل مصیبتی که به سراغ انسان می آید دو مصیبت است. گاه انسان بر اثر بی تابی به بیش از دو مصیبت مبتلا می شود.
خداوند در قرآن می فرماید: الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ * أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ   یعنی کسی که در مصیبت صبر می کند صلوات و رحمت خداوند بر او نازل می شود که اجر بسیار والایی است.

سخن آخر
در خاتمه به همۀ مصیبت دیدگان واقعۀ پلاسکو تسلیت میگوییم و دعا میکنیم خدا مشکلاتشان را حل کند.
مسئولان هم علاوه بر ابراز همدردی، باید فکر جبران خسارات را تا آنجا که ممکن است داشته باشند؛ هم چنین اگر ساختمانهای مشابه در تهران هم داریم باید فکری شود تا از بروز حادثه مشابه در این ساختمانها جلوگیری شود. ساختمانهایی که فرسوده است باید محکمکاری شود تا از چنین حوادثی که در نوع خود کم سابقه یا بیسابقه است، جلوگیری شود.
خداوندا! توفيق ايثار و فداکاری در طريق آئين پاكت به ما مرحمت كن. آمین یا رب العالمین.

-----------------------------------------------
پرونده ویژه
پیام های راهپیمایی ٢٢ بهمن از منظر معظم له پرونده ویژه
٢٢ بهمن ١٣٥٧، سرآغاز حکومت انقلاب اسلامی  ومساله بسیار مهمی است، زیرا انقلاب اسلامی وضع جغرافیای منطقه را تغییر داد و در دنیا نیز اثر گذاشت، با پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان نیز پایگاه مهمی را از دست دادند چراکه همه چیز در آن زمان در کشور ما تحت نظر و خواست آنها انجام می شد.در این مدت تمام قدرت های جهنمی و استکباری دنیا دست به دست هم دادند که این انقلاب را از بین برنند و کسی در این شکی ندارد.   
این امر نیز ناشی از این مسأله است که معمولاً انقلاب های دنیا یا با کمک غربی ها علیه شرقی ها بوده و یا بالعکس، اما انقلاب اسلامی از متن مردم جوشید و به معنای واقعی کلمه لاشرقیه و لا غربیه بود و بر اساس اعتقادات مذهبی مردم شکل گرفت و پیشوای آن نیز حضرت امام خمینی(ره)؛ مرجع عالیقدر و مجاهد مخلص بود.
لیکن ملّت عزیز ما، با هوش جمعی فوق العاده ای که دارند به خوبی درک می کنند که هر قدر فشار دشمنان خارجی بیشتر شود حضور در صحنه لازم تر و ضروری تر و مایه برطرف شدن خطرهای احتمالی است.
با این تفاسیر همگی باید دست به دست هم بدهیم تا راهپیمایی٢٢بهمن با شکوه تر از سالیان قبل برگزار شود.

حضور با شکوه در راهپیمایی ٢٢بهمن؛ عیار سنجش حامیان و طرفداران انقلاب اسلامی
بدون شک راهپیمایی ٢٢ بهمن شاخصی برای حامیان انقلاب اسلامی است، دشمنان در این روز به دنبال سنجش افکار عمومی هستند و به همین دلیل شرکت در این راهپیمایی از اهمیت خاصی برخوردار است.
٣٨ سال از انقلاب اسلامی می گذرد و این انقلاب پس از گذر از طوفان های سهمگین به اینجا رسیده است که این روزهای بزرگ صحنه تبلور و عینیت یافتن وفاداری و حمایت مردم از نظام است.
قدرت های استکباری در طول این سال ها از هیچ اقدام خصمانه ای علیه مردم و انقلاب فروگذار نکردند، از آن جمله می توان به جنگ تحمیلی هشت ساله اشاره کرد.تحریم اقتصادی، جنگ روانی، محاصره همه جانبه، اسلام هراسی و شیعه هراسی از جمله اقدامات دشمن با ابزارهای غول آسای رسانه های غربی علیه کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی است و  همه تلاش بیگانگان بر این امر استوار است که ضمن دلسرد کردن مردم، به دنیا اعلام کنند ایرانی ها به واسطه این فشارها از انقلاب خود خسته شده اند.
همه می دانیم کشور دچار مشکلات اقتصادی است اما مردم با درک اهمیت حفظ نظام، همواره در صحنه های مختلف انقلاب حضور داشته اند زیرا اصل اسلام و نظام را قبول دارند. لذا عقل و تدبیر، دین داری و هوش مردم ایران اقتضا می کند که در همه صحنه ها به ویژه راهپیمایی ٢٢ بهمن حضور چشمگیری داشته باشند و با این کار دشمنان را در رسیدن به اهداف شومشان ناکام بگذارند.

اعلام وفاداری مجدد به انقلاب؛ ناامیدی دشمنان
پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، دشمنان همۀ توطئه ها و دسیسه ها را علیه نظام اسلامی به کار بستند؛ واقعا این توطئه ها و دشمنی ها  اگر در مورد جمعیتی که پایه مذهبی نداشت انجام می شد، به زودی آن جمعیت متلاشی می شد اما چون اساس روی اعتقادات دینی است، نتوانستند انقلاب را متزلزل کنند و البته تبلیغات آنها الآن هم ادامه دارد.
از این رو باید دانست حضور در راهپیمایی ٢٢ بهمن به منزله اعلام وفاداری مجدد با انقلاب است، این راهپیمایی را ساده و دست کم نگیرید؛ ظاهر این راهپیمایی، راه رفتن ساده بدون جنگ و کشتار و خونریزی است اما رمز مهم خروش ملت در راهپیمایی ٢٢ بهمن در اعلام وفاداری به آرمان های انقلاب اسلامی نهفته است.
لذا واقعا ضرورت دارد اگر می گوئیم راهپیمایی امر لازم و واجب است به خاطر آن است که خیلی آثار منفی را خنثی می کند؛قدرت های استکباری این همه تبلیغات کردند که چنین هستند و چنانند و باهم اختلاف دارند اما وقتی می بینند همه متفقاً در این راهپیمایی حضور می یابند، آن تبلیغات باطل و فشارها کم می شود. پیروزی ها بیشتر می شود اما ناامیدی دشمن فراتر می شود. هم چنین راهپیمایی ها مقدمه حفظ نظام است و واجب به شمار می آید، امیدوارم همه
امید است شرایط موجود را همه درک و به وظایف خود عمل کرده وبا شکوه خاصی در راهپیمایی شرکت کنند و حماسه تازه ای بیافرینند.ان شاالله خداوند به برکت نام مقدس پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقشه های دشمنان را نقش بر آب خواهد کرد.

صیانت و پاسداشت خون شهدا
انقلاب اسلامی ایران ارزان بدست نیامده و برای به ثمر نشستن و پیروزی آن خون های بسیاری ریخته شده و زحمات فراوانی نیز کشیده شده است.
دهه فجر یعنی دهه زنده کردن ارزش های اسلامی و زنده نگه داشتن خون شهدا، لذا راهپیمایی ٢٢ بهمن مربوط به نظام و خون های شهیدان است،زیرا ما این نظام را به قیمت خون پاک هزاران شهید ، مشکلات جانبازان و آزادگان و همچنین تبعید ، حصر و شکنجه بزرگان دین به دست آورده ایم و باید از این نظام با جان و دل پاسداری کرده و از آن چه به آن آسیب می رساند بپرهیزیم.

تهدید زدایی؛ ارمغان حضور حداکثری در راهپیمایی ٢٢ بهمن
پیروزی انقلاب در طول ٣٨ سال گذشته به یک معجزه الهی شبیه بود، زیرا ملتی بی سلاح و بدون دفاع در برابر رژیمی تا بن دندان مسلح قیام کردند و توانستند ٢٥٠٠ سال حکومت شاهنشاهی را سرنگون کنند؛ ملت ایران کار ١٠ ساله را در ١٠ روز انجام دادند؛ مقاومت و پایداری مردم در مبارزه با شاه موجب شد کاری که شاید ١٠ سال به طول می انجامید در مدت ١٠ روز خاتمه یابد.
لذا در طول سال های  پس از انقلاب، دشمنان اسلام و ایران هیچ گاه دست از توطئه چینی بر نداشته اند و همه ابزارهای خود را برای ضربه زدن به نظام اسلامی به کار گرفته اند اما در هر مرحله با هوشیاری و بصیرت مردم ایران روبه رو شدند و شکست خوردند.
اینچنین است که باید گفت شرکت در راهپیمایی ٢٢ بهمن تکلیف است، زیرا اگر مردم عقب نشینی کنند فشار دشمن بیشتر می شود.
در واقع راهپیمایی ۲۲ بهمن پاسخی به تهدیدهای آمریکاست؛ دشمنان روی راهپیمایی ٢٢ بهمن و انتخابات حساب باز می کند از همین رو نباید کاری کنیم که دشمنان شاد شوند و احساس کنند محدودیت ها، تهدیدها و تحریم ها اثرگذار بوده است.
بنابراین ملت ایران باید برای نشان دادن انسجام درونی خود در مقابل تهدیدهای دشمنان، راهپیمایی ٢٢ بهمن امسال را پرخروش تر و با شکوه تر از سال های گذشته برگزار کند.
بدیهی است دشمن پی در پی تهدید می کند تا ببینند در مردم ما چه اثری می گذارد، اگر مردم در اثر این تهدیدها نسبت به نظام سست شوند؛ می گوید نقطه ضعف همین جا است و تهدیدها را بیشتر می کنند، دشمنان گمان کنند تحریم ها بر مردم تأثیر گذاشته آن ها را چند برابر می کنند
اما اگر دیدند تهدیدها و فشارها نتیجه معکوس می دهد و مردم پرخروش تر و منسجم تر شدند دشمنان می فهمند که راه اشتباهی رفتند و تهدید و فشار بر این جمعیت نتیجه معکوس دارد؛ این مسأله مهمی است که ما امسال با آن روبه رو هستیم و همه باید حق آن را ادا کنیم.
بنابراین با توجه به شدّت گرفتن تهدیدهای خارجی، همه اقشار و همه جناح ها با همدلی برای حفظ کشورشان و برای عظمت نظام اسلامی خود با شور و هیجان بیشتر و با صفوف متحدتر به خیابان ها خواهند آمد و نقشه های دشمنان را نقش بر آب خواهند نمود.

حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن قدر شناسی از نعمت انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی نعمتی الهی است و ما باید این نعمت را قدردان بدانیم، لذا حضور در راهپیمایی ٢٢ بهمن قدرشناسی از نعمت انقلاب است،در قرآن کریم آمده است «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» اگر ما عوض نشویم لطف خدا عوض نخواهد شد؛ پناه بر خدا از روزی که اختلاف جای وحدت، بی تقوایی جای تقوا و دشمنی جای دوستی و کارهای خلاف جای اطاعت فرمان الهی را بگیرد در این صورت خدا نعمت خود را از ما سلب خواهد کرد.
بدین ترتیب همه باید شاکر خدای متعال باشیم که پس از ٣٨ سال با آن همه عداوت دشمنان و کارشکنی های داخلی و خارجی، انقلاب و نظام ما همچنان باقی مانده و قوی تر از همیشه در منطقه حرف اول را زده و در دنیا یکی از کشورهای است که حرف اول را می زند.
اگر کسی زمان قبل از انقلاب را با الآن مقایسه کند و تفاوت ها را نفهمد، بی انصافی است. حال باید شکر این نعمت بزرگ را به جا آوریم،باید بدانیم آیا ما از این نعمت قدردانی می کنیم یا نه؟!   البته مسئولان نیز باید قدر حضور حماسی مردم را بدانند و در حل مشکلات و مقابله با توطئه های دشمنان بیش از پیش کوشا باشند.
امیدواریم خداوند به همه ما بصیرت بدهد که از نعمت هایی که نصیب ما شده پاسداری و بتوانیم انقلاب را حفظ کنیم.

سخن آخر
در خاتمه باید گفت شرکت در راهپیمایی ٢٢ بهمن وظیفه شرعی است؛ هم چنین حضور حدأکثری در راهپیمایی پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان  یک تکلیف ، موجب می شود مشت محکمی بر دهان یاوه گویان مستکبر زده شود.
از سوی دیگر راهپیمایی امسال باید پرشکوه تر و پرخروش تر برگزار شود، زیرا  دشمنان روی راهپیمایی ٢٢ بهمن حساب باز می کنند، ولى الحمدالله در بسيارى از موارد با شكست مواجه شدند زيرا در محاسبات خود محبت اين مردم را به اهل‏بيت عليهم ‏السلام و تلالؤ انوار ولايت آنها را در سينه‏ هاى آنها در نظر نگرفته بودند، و همين نور ولايت بود كه در ٢٢ بهمن‏ ١٣٥٧ متجلى شده و مبدأ تحولى عظيم در سطح جهانى گرديد.
بی شک انقلاب اسلامی بعد از ٣٨ سال همچنان مستحکم تر از همیشه و نقطه امید مسلمانان و خاری در چشم دشمنان است. نسبت به این موضوع مطمئن هستیم که مردم در آزمون راهپیمایی ٢٢ بهمن سربلند می شوند. که تحقق این حضور حدأکثری،  نشانه همبستگی و عامل هراس و ترس دشمنان را فراهم خواهد کرد.

-----------------------------------------------

روز شمار وقایع انقلاب اسلامی٥٧ به روایت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظلّه)

بی تردید وقایع نیمه دوم سال ١٣٥٧، از جایگاه بی بدیل در  پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی برخوردار است، در آن برهه از زمان اعلامیه ها، بیانیه ها، مقالات و مصاحبه های علمای مبارز نقش به سزایی در سقوط رژیم پهلوی ایفا کرده است که از آن جمله می توان به مبارزات فراگیر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) اشاره کرد.
معظم له که مبارزه خود را با رژیم پهلوی از ابتدای  دهۀ ٤٠ آغاز کرده و در خرداد ١٣٤٢ نیز توسط حکومت شاه مدتی زندانی شده و پس از آزادی، مبارزات خود را از سر گرفته بود، بعد از قیام نوزده دی ١٣٥٦ قم ، به اتهام« اقدام علیه امنیت و اخلال در نظم و آسایش عمومی» در ٢١ دی ماه همان سال به چابهار و در ادامه به مهاباد و انارک نائین تبعید شد که در مرداد ماه ١٣٥٧ از تبعید رهایی یافت و با شدت گرفتن حوادث انقلاب، به تهران آمد.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در زمینه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی صاحب قلمی بود، لذا از سال ١٣٣٧ ماهنامه درس هایی از مکتب اسلام را منتشر نمود، پس از رهایی از تبعید، در نیمه دوم سال ١٣٥٧ مقالات و مصاحبه هایی در روزنامه های کثیر الانتشار اطلاعات و کیهان منتشر کرد.
در این بین نگاشته های معظم له به علت استمرار نگارش و منسجم بودن ساختار مقالات، به روز بودن موضوعات مقالات با توجه به مسائل جاری کشور، مستند و شیوا و قابل فهم بودن نگاشته ها و مقالات برای عامه مردم، پیش بینی ها و توصیه هایی که پس از انقلاب محقق شدند، فراگیری (خطاب به نظامیان،شاپور بختیار...)و انتشار در نشریه های کثیرالانتشار آن هم در زمان حاکمیت رژیم پهلوی، از اهمیت فوق العاده ای برخودار است.
رویکرد عالمانۀ معظم له در تبیین مبانی اسلام اصیل و اتخاذ رویکرد هوشمندانه در بهره گیری مستمر به ویژه از رسانه ها ی حکومت مستقر در نیمه دوم سال  ١٣٥٧ در راستای سرنگونی آن رژیم ، روزشمار بی بدیل وقایع انقلاب اسلامی از منظر و روایت معظم له را در روزنامه های کیهان و اطلاعات ٥٧، در قالب یازده مقاله و یادداشت و دو مصاحبه رقم زده است که عبارتند از:
٤ و ٦ آبان ١٣٥٧
انتشار دو مقاله از معظم له در روزنامه کیهان با عناوین«٧ماه در تبعید» و «بلای استبداد و ریاکاری»
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در چهارم و ششم آبان ١٣٥٧ در دو مقاله با عناوین«٧ماه در تبعید» و «بلای استبداد و ریاکاری» که در روزنامه کیهان منتشر شد، به بیان خاطرات خود از دوران تبعید به نقاط مختلف کشور پرداخت. او که در جریان قیام ١٥خرداد ١٣٤٢ طعم زندان شاه را نیز چشیده بود در پایان خاطرات خود از زندان و تبعید این گونه نتیجه گرفت:«زندان عناصر انقلابی را پخته تر، آگاه تر و مقاوم تر می کند، تبعید ندای انقلاب را به نقاط دور و نزدیک می رساند.»

١٤ آبان ١٣٥٧
تأکید بر تشکیل حکومت اسلامی
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مصاحبه ای با خبرنگار روزنامه اطلاعات که در ١٤ آبان ١٣٥٧ و در آستانه روی کارآمدن دولت نظامی غلامرضا ازهاری، به چاپ رسید، تشکیل حکومت اسلامی در ایران را امکان پذیر دانست و تأکید کرد حکومت اسلامی بر اساس عدالت، آزادی، مبارزه با فساد طبقاتی و مبارزه با فساد در تمام دستگاه هاست. معظم له افزود: اگر دولت نظامی سرکارآید و مردم چاره ای جز دفاع از خود نداشته باشند، جهاد اعلام می شود.یک روز پس از این مصاحبه، با روی کارآمدن دولت نظامی غلامرضا ازهاری مطبوعات اعتصاب کردند که این اعتصاب تا ١٦ دی ١٣٥٧ ادامه داشت.

٢٣ دی ١٣٥٧
تبیین ماهیت حکومت اسلامی
پس از پایان اعتصاب مطبوعات و با شدت گرفتن حوادث انقلاب در دی و بهمن ١٣٥٧، آیت الله العظمی مکارم شیرازی بر فعالیت رسانه ای خود افزود. معظم له در ٢٣ دی ١٣٥٧ با انتشار مقاله ای در روزنامه کیهان تحت عنوان« حکو مت اسلامی چگونه حکومتی است؟» تأکید کرد: «مفهوم «حکومت اسلامی»؛ قطع پیوند با جهانیان٬بستن درِ چاه های نفت بر روی مردم دنیا٬مبارزه با صنعتی شدن کشور٬ بازگشت به زندگی سنتیِ قرون وسطا٬ گذراندن اقلیت ها از دم شمشیر٬ محرومیت زنان از حقوق اجتماعی٬ حذف دموکراسی از برنامه حکومت و روی آوردن به خشونت و استبداد٬ آنچنان که دکتر اوئن(وزیر خارجه وقت انگلیس) و همفکرانش در شرق و غرب پنداشته اند نیست٬بلکه حکومت اسلامی تلاشی سازنده و انقلابی است پویا در جهت عکس آن.»

٣بهمن ١٣٥٧
نامه سرگشاده آیت الله العظمی مکارم شیرازی به بختیار در بهمن ١٣٥٧:«دولت شما فقط یک عیب دارد!»
پس از رأی اعتماد مجلس سنا و مجلس شورای ملی به کابینه شاپور بختیار، شاه در ٢٦ دی ١٣٥٧ از کشور خارج شد و به بهانه استراحت و مداوا به مصر رفت.
سه روز پس از خروج شاه، با پیام امام خمینی(رحمة الله علیه)، مردم سراسر ایران در تظاهرات پانزده میلیونی در ٢٩دی ١٣٥٧، خواستار بازگشت امام (رحمة الله علیه) و تشکیل«حکومت اسلامی» در ایران شدند.با این حال شاپور بختیار با تأکید بر اینکه«نخست وزیر قانونی» است، ادعا کرد٩٠درصد روحانیون نیز طرفدار اویند؛ادعایی که بلافاصله با انتشار اعلامیه هایی از سوی روحانیون طراز اول ایران به شدت رد شد.
در این میان آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به بختیار، با عنوان «دولت شما فقط یک عیب دارد!» در روزنامه اطلاعات(٣بهمن ١٣٥٧) نوشت:« درست است که شما مرغ طوفانید، اما این باد، طوفان نیست، صاعقه آتش زاست. ...خودتان هم کم و بیش احساس کرده اید پایگاهی در میان مردم برای شما نیست و همین است یک عیب شما! و نیز همین است دلیل غیر قانونی بودن حکومت شما!».

٤ بهمن ١٣٥٧
تبیین اصول بنیادین انقلاب اسلامی
در دی و بهمن ١٣٥٧، شاپور بختیار که ورود امام خمینی(رحمة الله علیه) به کشور را به منزلۀ پایان حکومت خود می دانست، با اعلام بستن فرودگاه های کشور به بهانۀ مشکل فنی! در صدد برآمد تا با تأخیر انداختن ورود امام به کشور، اجتماعاتی به طرفداری از خود برپا کند و در میان صفوف مبارزین و انقلابیون شکاف و رخنه ایجاد کند.
در این اوضاع و احوال، آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار نوشتاری با عنوان«١٠اصل برای پیروزی انقلاب» در روزنامه کیهان(٤بهمن ١٣٥٧)سعی کرد با تقویت اتحاد، انسجام و هم گرایی میان انقلابیون با این گونه اقدامات دولت بختیار مقابله کند.
معظم له در این روزنامه ضمن برشمردن ده اصل برای پیروزی انقلاب تأکید کرد:« این انقلاب به همان نسبت که به هدف نهایی نزدیک تر می گردد،پیچیده تر،حساس تر و شکننده تر خواهد بود و کمترین اشتباه و غفلت در موضع گیری صحیح انقلابی، ممکن است ضربه های درد ناکی بر ما وارد سازد، و چون این بار با تمام سرمایه وجود خود پا به میدان نهاده ایم، اگر خدای ناکرده نتیجه عقیم بماند، چنان ضربه ای بر ما وارد می شود که به آسانی کمر راست نخواهیم کرد و همه چیز را از دست خواهیم داد.»

٥ بهمن ١٣٥٧
ترغیب بدنه ارتش به حمایت از انقلاب
دولت بختیار با اتّکا به نظامیان و حامیان غربی و در رأس آنان آمریکا، برای پیدا کردن پایگاه اجتماعی با همراهی گسترده نظامیان و خانواده هایشان در پنجم بهمن، اجتماعی در تهران بر پا کرد.آنان اعلام کردند این تظاهرات در حمایت از «قانون اساسی» است. از سوی دیگر، نظامیان در برخی نقاط دست به مانور و رژه زدند.
در چنین شرایطی آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان«بیایید از یک فاجعه خونین جلوگیری کنیم!» در روزنامه اطلاعات(٥ بهمن ١٣٥٧)سعی کرد بدنه ارتش را به سوی مردم جلب کند.
معظم له در بخشی از مقاله تصریح کرد:«من فکر می کنم اگر همه گروه هایی که در داخل و خارج با مسایل ایران درگیر هستند، در رویارویی با حوادثی که با سرعت بر ما می گذرد، واقعیات را هر چند بر خلاف تمایلاتشان باشد بپذیرند و عقل و درایت را به یاری طلبند، یافتن راه سلامت در این مثلث مرگ و زندگی(پیروزی انقلاب؟ادامه هرج و مرج؟یا جاری شدن سیل خون؟) مشکل نخواهد بود و هرگز فاجعه ای روی نخواهد داد؛ فاجعه ای که هیچ کس از آن سودی نمی برد.»

١٠ بهمن ١٣٥٧
هشدار به امرای ارتش؛«اگر از ما نیستید در صف دشمنان ما هم نباشید»
دولت بختیار پس از آنکه موفق شد موقتاً از ورود امام خمینی(رحمة الله علیه) به کشور ممانعت کند و با ایجاد و رعب و وحشت و به راه انداختن کشتار های مختلف،مخالفان را عقب برآند، اما مردم و روحانیون بر عزم خود برای ساقط کردن حکومت پهلوی افزودند و علمای برجسته، از جمله آیت الله العظمی مکارم شیرازی در اعتراض به بسته شدن فرود گاه ها از صبح ٨بهمن ١٣٥٧ در مسجد دانشگاه تهران دست به تحصن زدند که با استقبال گروه های مختلف روبه رو شد.
در روزهای اوج گیری انقلاب، حامی اصلی دولتِ بختیار نظامیان بودند؛ لذا آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «سخنی با امرای ارتش؛ اگر از ما نیستید در صف دشمنان ما هم نباشید» در روزنامه اطلاعات(١٠بهمن ١٣٥٧) به نظامیان تأکید کرد:«فردا که دادگاه ملت تشکیل شود تو را هم چون سایر مأموران ناپذیرفته عذری که هم اکنون در کنج زندان در انتظار محاکمه های پر سرو صدا به سر می برند به پای میز محاکمه و دادگاه عدالت خواهند کشید.هر قدر زور مند باشی از هویداها و نصیری ها که روزی مردم از سایه آنها نیز وحشت داشتند زورمند تر نیستی؛ سری به زندان ها بزن و حال و روزگار آنها را ببین و عبرت گیر!.»

١١ بهمن١٣٥٧
تشریح اصول اساسی حکومت اسلامی
سرانجام شاپور بختیار در اثر فشار مردم و تحصن روحانیون در مسجد دانشگاه تهران و سایر نقاط مجبور به بازگشایی فرودگاه ها شد.
با قطعی شدن ورود امام خمینی (رحمة الله علیه) به کشور، آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «اصول اساسی حکومت اسلامی» در روزنامه کیهان(١١بهمن١٣٥٧) این اصول را برشمرد:
١. حق مشارکت مردم
٢. استفاده از صاحب نظران هر رشته
٣. نظارت فقیه
معظم له در پایان مقاله خطاب به بختیار نوشت:
«این را نیز باید بگویم شما کراراً می گویید من بسیاری از خواسته های مردم را انجام داده ام. می پرسیم: با استفاده از کدام اختیارات؟ می گویید: نخست وزیرم! ولی آیا این ادعا با گفته شما که می گویید٢٥سال است دیکتاتوری بر همه چیز این کشور سایه انداخته -طبعاً مجلس قانون گذاری رستاخیزی اش تلاش مظهر کامل این دیکتاتوری است- تناقض آشکاری ندارد؟!»

١٥ بهمن ١٣٥٧
تبیین نقش زن در حکومت اسلامی؛«زن کالای تزئینی و مصرفی نیست»
آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) که از مسائل اجتماعی غافل نبود ، در ١٥بهمن ١٣٥٧با خبرنگار روزنامه کیهان درباره«نقش زن در حکومت اسلامی» و مسائل مربوط به کار کردن زنان در مشاغل مختلف اجتماعی در سیستم حکومت اسلامی گفت و گو کرد.

١٦ بهمن ١٣٥٧
تبیین مسأله جهاد در اسلام
در شب ١٥بهمن ١٣٥٧ شاپور بختیار در گفت و گویی با رادیو تهران گفت:«جمهوری اسلامی برای من به تمنام معنا مجهول است»؛بختیار درباره احتمال اعلام جهاد علیه دولتش گفت من به عنوان یک مسلمان تا به حال نشنیده بودم که جهاد مربوط به یک مسلمان با مسلمانان دیگری باشد.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ١٦بهمن ١٣٥٧در روزنامه کیهان با عنوان«بختیار و مسأله جهاد و جمهوری اسلامی» به سخنان بختیار واکنش نشان داد، معظم له نوشت؛بختیار جهاد را تنها در برابر دشمن غیر مسلمان روا دانسته در حالی که دوران حکومت حضرت علی (علیه السلام) در مبارزه با سه گروه به ظاهر مسلمان ناکثین، قاسطین و مارقین خلاصه می شود.

١٨ بهمن ١٣٥٧
رفع اتهام  استبداد ازحکومت اسلامی
پس از آنکه امام خمینی(رحمة الله علیه) مهدی بازرگان را در ١٥بهمن ١٣٥٧ به نخست وزیری موقت برگزید مردم در سراسر کشور با راهپیمایی های گسترده، حمایت خود را از نخست وزیری مهندس بازرگان اعلام کردند، اما شاپور بختیار هم چنان بر قانونی بودن خود اصرار داشت. لذا حکومت مستبد پهلوی در آستانه سقوط، نیروهای انقلابی را به استبداد متهم نمود.
در چنین وضعیتی بود که  آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «استبداد اتهام بزرگ روز!چرا دشمن ما را متهم به استبداد می کند و چه کنیم تا به استبداد متهم نشویم؟» در روزنامه اطلاعات(١٨بهمن١٣٥٧)تأکید کرد: «این بسیار طبیعی است که یک اکثریت نیرومند و قاطع را در معرض چنین اتهامی قرار دهند، زیرا این بهترین وصله ای است که دشمن می تواند بچسباند و روی آن تکیه کند و نیز طبیعی است که گاهی قاطعیت که برای پیشبرد هر مبارزه انقلابی شرط است با استبداد اشتباه شود، زیرا مرز این دو کاملاً به هم نزدیک می باشد.»

٢٢ بهمن١٣٥٧
جلوگیری از انحلال ارتش
سرانجام در ٢٢بهمن ١٣٥٧، انقلاب اسلامی مردم ایران که نقطه آغاز آن قیام خونین، ١٥ خرداد ١٣٤٢ بود، با رهبری الهی و هوشمندانه امام خمینی(رحمة الله علیه) و همراهی اگاهانه و گسترده علمای مبارز و مردم ایران به پیروزی رسید و زمستان ١٣٥٧، به بهار بیداری اندیشه های الهی پیوند خورد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عده ای در صدد انحلال برخی از سازمان ها برآمدند. این عده به شدت در صدد انحلال ارتش بودند.
اما آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «توطئۀ خطرناک» در روزنامه اطلاعات (١٥اسفند١٣٥٧) تأکید کرد:«ارتشیان انقلابی ما سهم بسیار مهمی در به ثمر رسانیدن انقلاب اسلامی دارند»، معظم له ضمن مخالفت شدید با انحلال ارتش نوشت: «البته سازمان منظمی برای پاسداری انقلاب کاملا ضروری است...».
این توصیه معظم له به سرعت محقق شد و در اواخر فروردین١٣٥٨، امام خمینی (رحمة الله علیه) دستور تشکیل«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» را زیر نظر شورای انقلاب اسلامی صادر کردند و در دوم اردیبهشت ١٣٥٨تشکیل این نهاد رسماً اعلام شد.
منبع: کتاب «از تبعید تا پیروزی»؛ اثر میرزا باقر علیاننژاد که نخستین بار در سال ١٣٩٢ از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
 

-----------------------------------------------

مقاله بازخوانی ماهیت «حکومت اسلامی» از منظر معظم له
مهدی نجفی

شناخت صحیح اسلام که به گواهی تاریخ پیدایش آن، انقلابی بر ضد ظلم، خفقان و در جهت منافع مردم ستمدیده و رهایی از زنجیر های اسارت و پاکسازی محیط از انحرافات فکری و مفاسد اخلاقی و دعوت به توحید و یک پارچگی در همۀ زمینه ها است، حاکی از این مسألۀ مهم و کلیدی است که ترويج ديانت بدون اصلاح حكومت امكان پذير نيست؛ مخصوصاً در دنياى امروز كه رسانه هاى عمومى با تأثير عميقى كه در افكار مردم دارد و همچنين برنامه هاى مربوط به آموزش و پرورش از سطوح پايين تا سطح عالى که در اختيار حكومت ها يا عناصر وابسته به حكومت است.
از این جهت است که انتخاب عنوان«حکومت اسلامی» به عنوان هدف نهایی نهضت رهایی بخش ملت ایران که با الهام از روحانیت صورت گرفته، سوالات گوناگونی را در داخل و خارج از کشور برانگیخته و آینده مبهم و نگران کننده ای در نظر گروهی ترسیم کرده است.
بعضی با شک و تردید می پرسند اگر این هدف(حکومت اسلامی) تحقق یابد مفهومش این نخواهد بود که خط سرخی روی حرکت صنعتی کشور و مدرنیزه کردن زندگی ملت ما کشیده شود و مردم به زندگی صد سال پیش بازگردند؟ بعضی دیگر با نگرانی و سوء ظن می گویند آیا در حکومت اسلامی پیوند های دوستی با دول غیر مسلمان قطع نخواهد شد؟ و یا لااقل همکاری بین المللی تضعیف نخواهد گشت؟...گروه دیگری مسائلی از قبیل تقویت بی ثباتی در شاهرگ حیاتی انرژی غرب یعنی منطقه خلیج فارس را مطرح می کنند، برخی حقوق زنان، آینده مبهم اقلیت های مذهبی! و برخی نیز اتهامات واهی از قبیل خشونت آفرینی در حکومت اسلامی به جای انعطاف و نرمش را عنوان می کنند.
حال آنکه باید اعتراف کنیم بسیاری از پرسش ها، نگرانی ها و سوء ظن ها از ابهام مفهوم«حکومت اسلامی» نشأت می گیرد لیکن با تبیین چیستی و ماهیت آن، این گونه سوء ظن ها بر طرف می شود.

ضروت تشكيل حكومت اسلامی
هر كس قرآن مجيد و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام، و همچنين تاريخ اسلام را مورد توجه قرار دهد؛ اين مسأله را به وضوح در مى يابد كه جدا كردن حكومت و سياست از اسلام امرى غير ممكن است؛ و به منزله اين است كه بخواهند اسلام را از اسلام جدا كنند!.
زیرا اهدافى كه پيامبران الهى عليهم السلام داشتند و مأمور اجراى آن بودند، بدون تشكيل حكومت عملى نبود، و آنچه ممكن بود به صورت محدود پياده مى شد. به عنوان نمونه تعليم و تربيت، قيام به قسط، عدالت اجتماعى، آزاد كردن انسان از اسارتها، احقاق حقوق مظلومان، تربيت نفوس و پرورش فضايل اخلاقى از جمله اهداف پيامبر الهى است كه در قرآن مجيدذکر شده است .اين اهداف بدون تشكيل حكومت اسلامى در سطح وسيع و گسترده قابل تحقق نيست.
از سوی دیگر هرگاه در كشورى زندگى كنيم كه حكومت در دست ما نباشد و بخواهيم نظام تعليم و تربيت اسلامى را پياده كنيم توفيق چندانى نخواهيم داشت. اگر صدا و سيما و مطبوعات را در اختيار نداشته باشيم، و فقط از طريق منبر و موعظه و بدون پشتوانه اجرايى بخواهيم در مساجد و حسينيه ها جوانان را تحت پوشش تعليم و تربيت قرار دهيم، كافى نخواهد بود.
اگر بخواهيم عدالت اجتماعی را پياده كنيم،بدون تشكيل حكومت اسلامى چگونه امكان پذير خواهد بود؟ آيا به صرف توصيه و پند و اندرز در داخل مساجد و حسينيه ها عدالت اجتماعى محقق مى شود؟ آيا بدون داشتن قدرت اجرايى و اسباب و ابزار باز دارنده، و امكانات مجازات فاسدان و مفسدان اقتصادى، مى توان حق مظلومان را از ظالمان گرفت؟
لذا با اينكه انسان ها از نگاه فردى، آزاد و مختارند ولى چون اين آزادى ، با تكليف و مسئوليت اجتماعى نسبت به ارزش هاى الهى، همراه است، تحقق اين ارزش ها به صورت طبيعى در عرصه هاى اجتماعى از جمله فعاليت هاى اقتصادى بدون حضور و دخالت حكومت اسلامى ميسر نيست.
همچنين آيا اعطاى آزادى به انسانها، و رهانيدن آنان از اسارت هاى هوا و هوس و ظلم ظالمان و ستمگران، بدون تشكيل حكومت اسلامى امكان پذير است؟
آرى، اگر اهداف دين يك سلسله مسايل فردى- نظير نماز و روزه و مانند آن- بود بدون تشكيل حكومت هم قابل اجرا بود (البته آن هم در سطح وسيع و گسترده امكان پذير نبود) ولى مى دانيم كه اسلام يك آيين اجتماعى فراگير است و دستورات فراوان اجتماعى دارد، و لازمه اجرايى كردن آن تشكيل حكومت دينى است.

پیشینۀ تشکیل حکومت اسلامی
در طول تاريخ هر يك از پيامبران که قدرت پيدا كردند تشكيل حكومت دادند. حضرت داوود، سليمان، موسى عليهم السلام و رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله از جمله آن بزرگوارانند. و اگر پيامبرانى چون حضرت ابراهيم و عيسى عليهما السلام دست به اين كار بزرگ نزدند، فرصت يا امكانات كافى در اختيار نداشتند.
لذا نخستين گامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه برداشت تشكيل حكومت اسلامى بود، و آن را يكى از اركان مهم اسلام بلكه ضامن اجراى تمام قوانين آن مى شمرد.زيرا هيچ برنامه اجتماعى و اصلاحى بدون اتكاء به يك حكومت صالح، جنبه عينى و عملى پيدا نمى كند بلكه در يك مشت ذهنيات خلاصه خواهد شد، به همين دليل آن حضرت در نخستين فرصت ممكن به فرمان خداوند پايه هاى حكومت را بنا نهاد؛ ارتشى تشكيل داد كه مهاجران و انصار در آن شركت داشتند؛ و هر كس در هر سن و سال و در هر شرايط- بجز زنان و كودكان و بيماران و از كار افتادگان ملزم به شركت در آن بوند. تهيه سلاح و مركب و آذوقه اين ارتش كوچك و ساده قسمتى بر عهده خود مردم بود، و قسمتى بر عهده حكومت اسلامى؛ و هر قدر دامنه غزوات و پيكار با دشمنان سر سخت گسترده تر مى شد تشكيلات ارتش اسلام وسيع تر و منظم تر مى گشت.حكم زكات نازل شد و براى نخستين بار بيت المال اسلامى براى تأمين هزينه هاى جهاد، و تأمين نيازهاى محرومان تشكيل گرديد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه اين حق بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله به امامان معصوم عليهم السلام و بعد از آنها به نواب آنها يعنى مجتهدان جامع الشرايط مى رسد، که در آخرين حلقه اين سلسله از فقها، امام خمينى قدس سره قرار دارد كه با طرح حكومت اسلامى و نظريه ولايت فقيه، مبارزه اش را بر ضد استبداد داخلى و استعمار خارجى آغاز كرد که به سقوط رژيم سلطنتى در ايران و تشكيل حكومت اسلامى انجامید.

تشکیل حکومت اسلامی؛ تجلی تفکر توحیدی
هنگامى كه بپذيريم سراسر عالم آفرينش مخلوق خدااست بايد قبول كنيم كه ملك تام اواست؛ و طبيعى است كه حاكميت مطلق بر چنين جهانى قبل ازهر كس و هر چيز از آن او خواهد بود. بنابراين حاكميت ها بايد به او منتهى شود، و به فرمان او صورت گيرد؛ به همين دليل ما پيامبران الهى را حاكمان اصلى از سوى او مى دانيم .
و نيز به همين دليل پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اولين فرصت ممكن حكومت را تشكيل داد.بعد از او نيز كسانى که حق حكومت دارند براى اين مقام تعيين شده اند که بنابر نص صریح روايات بر «دوازده نفر» خلاصه شده است.بر اساس همين تفكر ،در زمان غيبت حضرت مهدى (عج) نيز كسانى حق حكومت دارند، كه از سوى او به طور خاص يا به طور عام براى احراز اين مسئوليت منصوب شده باشند.
با این تفاسیر می توان گفت «حكومت» از ديدگاه يك مسلمان موحد بايد از سوى بالا تعيين شود؛ حتى حقى كه براى مردم قائل مى شويم آن حق نيز بايد از سوى خدا معين گرددو هرگز يك موحد خداپرست نمى تواند اراده خلق را بى آنكه منتهى به اراده خالق شود به عنوان اساس حكومت بپذيرد؛ اينكه بعضى از نا آگاهان نوشته اند: « هركس را اكثريت مردم به زمامدارى برگزينند...و یا اين مردم هستند كه ولايت را به كسى مى دهند و به حاكميت او عينيت مى بخشند» با تفكر توحيدى سازگار نيست.
لذا تفكر توحيدى مى گويد: اين خدااست كه ولايت را به كسى مى دهد و به حاكميت او عينيت مى بخشد، و اگر مردم در اين زمينه حقى دارند آن هم به اذن و فرمان اواست.كوتاه سخن اينكه تفكر توحيدى «حكومت» را از سوى بالا مى بيند و تفكرات الحادى، از سوى پايين!.

نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی
با قبول توحيد، حق حكومت اولاً و با لذات از آن خدا شمرده مى شود؛ سپس از آن هر كس كه اوبخواهدو براى اين منصب قرار دهد. بنابراين حكومت اسلامى نه حكومت ديكتاتورى و استبدادى است، و نه حكومت دموكراسى؛ بلكه نوعى حكومت برتر يعنى حكومت خدايى و الهى است.
ولى اين بدان معنى نيست، كه اصل مشورت و توجه به آراء مردم در بافت حكومت اسلامى نقشى نداشته باشد؛ و نسبت به آن بى توجهى شود.
زيرا هنگامى که خداوند دستور به مشورت و توجه به آراء مردم بدهد؛ اين امور مشروعيت پيدا مى كند؛ لذا در آيه ٣٨ سوره «شورى» براى مؤمنان متوكل على الله هفت صفت بارز ذكر مى كند كه يكى از آنها مشورت در امور مهم است و مى فرمايد: «و امرهم شورى بينهم؛وامورشان با مشورت درميان آن ها انجام مى گيرد!».
بدین ترتیب «جوهره حكومت اسلامى » حكومت الهى است؛ ولى اين حكومت در نهايت سر از حكومت مردمى در مى آورد. تعيين پيامبران و امامان و جانشينان آنها، جوهره الهى حكومت را تشكيل مى دهد و مأمور بودن اين افراد به مسأله مشورت و احترام به آراء مردم كه آن نيز به فرمان خدااست، جوهره مردمى آن را تشكيل مى دهد.
باید دانست آنچه سبب تقويت امامت امامان و حاكميت حاكمان مى شود همكارى و هماهنگى مردم است. اگر اطاعت و همكارى مردم نباشد نظام امامت نيز به هم مى ريزد، ازاين رو در مسائل مربوط به حكومت اسلامى نيز مى گوييم:حمايت مردم و آراى ملت از اساسى ترين پايه هاى حكومت است، زيرا امامى مى تواند نظام امت را برقرار كند كه مبسوط اليد باشد و مبسوط اليد بودن جز از طريق همكارى مردمى حاصل نمى شود.
به هر حال چگونه مى توان اين واقعيت را انكار كرد كه مشاركت مردم در امر حكومت، به حاكمان، قدرت و قوت مى بخشد و بدون مشاركت آنها هيچ كارى از آنان ساخته نيست.

سخن آخر
بی تردید اگر اسلام مانند مسيحيت كنونى محدود به يك سلسله احكام اخلاقى بود؛ اين پديده ها در تاريخ اسلام مفهومى نداشت و هيچ كس با يك معلم ساده اخلاق يا زاهد گوشه گير و پيشوايى كه تنها به اقامه نماز جماعت قناعت مى كند معارضه اى ندارد.
معارضه تنها زمانى شروع مى شود كه پاى مسأله حكومت به ميان آيد، ؛ از سوى ديگر بسيارى از احكام اسلامى كه در متن قرآن مجيد آمده است با صداى رسا فرياد مى زند كه بايد حكومتى تشكيل گردد؛ و در چهارچوب حكومت پياده شود، و به تعبير ديگر، اين احكام، احكام سياسى است؛ و خط سياسى جامعه اسلامى را تعيين مى كند.
بنابراین مفهوم «حکومت اسلامی»؛ قطع پیوند با جهانیان، بستن چاه های نفت بر روی مردم دنیا،مبارزه با صنعتی شدن کشور، بازگشت به زندگی سنتی قرون وسطا، گذراندن اقلیت ها از دم شمشمیر،محرومیت زنان از حقوق اجتماعی، حذف دموکراسی از برنامه حکومت و روی آوردن به خشونت و استبداد، آنچنان که دکتر اوئن و همفکرانش در شرق و غرب پنداشته اند نیست، بلکه حکومت اسلامی تلاشی سازنده و انقلابی است پویا در جهت تحقق عکس آن.
حال با توجه به آيه شريفه «جاء الحق وزهق الباطل إن الباطل كان زهوقا؛ حق آمد و باطل نابود شد؛ زيرا باطل نابود شدنى است »،، همزمان با ايام دهه فجر انقلاب اسلامى ايران، حكومت طاغوت كه باطل و مروج فساد، فحشا، وابستگى، ويرانى و حيف و ميل كردن بيت المال بود رفت، و حكومت اسلامى كه حق است آمد و جايگزين آن شد.

-----------------------------------------------

معرفی کتاب
رهیافت هایی بر کتاب «زهرا برترین بانوی جهان»
اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

اسناد تاریخی گواه بر این واقعیت هستند که در طول تاریخ بشریت، ظلم¬های زیادی نسبت به شخصیت و جایگاه زن صورت گرفته است. در این میان، با ظهور حقیقتی به نام اسلام که به منظور اتمام مکارم اخلاق به دست رسول خاتم از سوی رب العالمین ابلاغ شد، احیای شخصیت و منزلت حقه زن به عنوان یکی از مهم ترین کرامات اخلاقی صورت پذیرفت تا جایی که بانویی به عنوان الگو نه تنها برای مردم عادی؛ بلکه حجتی برای حجج معرفی گردید.
اثر ارزشمند «زهرا، برترین بانوی جهان» تنها گوشه ای از ارادت مرجع عالیقدر جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) نسبت به بزرگ بانوی اسلام، حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) می باشد.
این کتاب مجموعه اي از مباحث تاریخی و اعتقادی است كه به منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) پرداخته و به برخی از ظلم هایی که بر حضرتش روا داشتهاند، اشاراتي دارد. موضوع کتاب بر تبیین ویژگیهای شخصیتی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، با استناد به روایات و متون تاریخی معتبر استوار است. با این حال، بخشهایی از کتاب به شرح وقایع تلخ پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و غربت دختر گرامی آن حضرت اختصاص یافتهاست. نثر کتاب، همچون دیگر آثار و تألیفات پر ارج معظم له ، ساده، روان و بیتکلف است و هر خوانندهای، با هر میزان اطلاع و سواد، میتواند از آن بهره ببرد. در واقع، میتوان ویژگی اصلی این کتاب را قابل استفاده بودن آن برای اقشار مختلف جامعه دانست. معظم له کتاب خود را در پنج بخش تنظیم کرده که در آن به سیر اجمالی زندگانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از ولادت تا رحلت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پرداخته و در ضمن به گوشه هایی از فضائل و مقامات معنوی ایشان نيز اشاراتي دارد که شامل فصل های زیر است:
١. فاطمه (سلام الله علیها) از ولادت تا بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)
٢. فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٣. هدیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها)
٤. حماسه بزرگ
٥. دومین خطبه بانوی اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

١. فاطمه (سلام الله علیها) از ولادت تا بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)
مولّف در بخش نخست از کتاب ، به سیر اجمالی زندگانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از ولادت تا رحلت پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد، در این فراز از کتاب ابعاد و زوایای ولادت باشکوه فاطمه (سلام الله علیها) و آثار و برکات آن مولود خجسته با استناد به آیات و روایات مورد توجه نویسنده دانشمند آن اثر قرار گرفته است.
هم چنین ترسیم حقایق موجود در محبت فراوان پیامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به فاطمه (سلام الله علیها) با بهره گیری از منابع شیعه و اهل سنت، ضرورت احترام به شخصیت والای آن حضرت و نیز فضای منحط دختر ستیزانۀ عصر جاهلیت عرب(پیش از ظهور اسلام) را آشکار می سازد.
حمایت و همراهی همه جانبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) از پدر در وقایع مختلف برهه های متعدد تاریخی و تبیین گفتمان معرفتی ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیر مومنان (علیه السلام) ونیز ارائۀ الگوی کامل و متعالی از مولفه های پیش نیاز ازدواج در فرهنگ اسلامی از قبیل مهریه،چیستی جهیزیه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و چگونگی برگزاری مراسم جسن عروسی.. برگ درخشانی از سبک زندگی اسلامی را رقم زده و حقیقت اصل ازدواج در فرهنگ اسلام اصیل را به مخاطبان ارائه می دهد.
در فراز پایانی فصل اول نیز واکاوی ابعاد و زوایای طوفان-های تازه بر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) ،از جمله شاخصه های راهبردی این اثر به شمار می آید که در نهایت اوج مظلومیت جانکاه آن حضرت را به تصویر می کشد.

٢. فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها)
صاحب اثر ارزشمند «زهرا برترین بانوی جهان»، در بخش دوم، به گوشه ای از فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها) پرداخته و چندی از مقامات معنوی ایشان را ذکر میکند، نویسنده چهل روایت از شیعه و سنی در فضائل زهرای اطهر (سلام الله علیها) نقل میکند.
«او برترین بانوی جهان بود،او بانوی بهشتی بود، او محبوب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پارۀ تن او بود، او مقرب درگاه خدا بود، رضای او رضای خدا و خشم او خشم خدا بود، او ایثار و فداکاری عجیبی داشت،مقام علمی فاطمه (سلام الله علیها)،کرامات بانوی اسلام (سلام الله علیها)، نخستین کسی که وارد بهشت می شود اوست، نام های پرمعنی فاطمه (سلام الله علیها) همه و همه محورهای اصلی بخش دوم این اثر فاخر را تشکیل می دهد که به نوبۀ خود حاکی از دقت و ژرف اندیشی مولّف در مقام شناسی حضرت زهرا(سلام الله علیها) با بهره گیری از روایات و منابع معتبر و معروف اهل سنت است.
طرح افضلیت مطلق برای فاطمه (سلام الله علیها) در مجموعه روایات مندرج در منابع اهل سنت و تبیین وضع استثنائی آن حضرت در خلق و خوی و گفتار و سخنان به عنوان یک بانوی بهشتی، و نیز درجات والای اظهار علاقه و محبت طرفینی میان پیامبر(صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، تحقق بخش جاذبۀ نیرومند میان پدر و فرزند و الگوی بی بدیل از رفتار شناسی متعالی میان والدین و فرزندان در ساحت نهاد خانواده به شمار می آید.
هم چنین مولّف ارجمند با تبین مقام قرب فاطمه (سلام الله علیها) در پیشگاه خداوند با استفاده از مهمترین و معروفترین احادیث اهل سنت در کنار فضایل اخلاقی ، زهدگرایی ، مقامات والای آن حضرت در حجاب و عفاف، در واقع الگویی جامع و کامل برای دختران و زنان جامعۀ اسلامی معرفی کرده است.
در ادامه، بیان مقامات علمی و کرامات بی حد و حصر آن حضرت به آنجا منتهی می شود که بنابر قول منابع معتبر اهل سنت«اول شخص یدخل الجنه فاطمه(سلام الله علیها)؛نخستین کسی که وارد بهشت می شود فاطمه است.»
ورود در بهشت دلیل روشنی بر سعادت یک انسان به شمار میرود و اگر شخصی پیش از همه وارد آن شود برترین فضیلت برای او اثبات خواهد شد. مؤلف در قسمتی از این کتاب به روایاتی، اشاره دارد که این افتخار را از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) ثبت کرده است.
همانگونه که حاشیهی این کتاب به اسما و القاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) مزین شده که بر قداست آن افزوده است در فرازهای پایانی بخش دوم نیز مولۀف با تشریح نام های حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، نامگذاری آن حضرت به وسیلۀ حکیم علی الاطلاق یعنی خدای عالم، به منصۀ ظهور رسانده است.

٣. هدیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها)
از جمله مباحثی که اثر گرانسگ «زهرا، برترین بانوی جهان» بدان پرداخته است، هدیه پیامبر به زهرای مرضیه است که نگارنده با اشاره به ماجرای فدک به تحلیل و توصیف غصب فدک همت گماشته و مظلومیت خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را به تصویر کشیده است.
«فدک چه بوده و کجا قرار داشته است ؟ عوامل سیاسی غصب فدک چه بود؟ فدک چگونه به اهل بیت بازگشت؟ سیر تاریخی این سرزمین خصوصاً در دوران امامان معصوم چگونه بود؟ و...» تنها گوشهای از سوالاتی است که دراین کتاب بدان پاسخ داده خواهد شد.
بدیهی است بهره گیری هدفمند از منابع معتبر اهل سنت در این زمینه مجالی باقی نمی گذارد تا خوانندگان این اثر به اعتراف علمای بزرگ اهل سنت هم چون ابن ابی الحدید معتزلی و جلال الدین سیوطی، مبنی بر هدیۀ فدک به حضرت زهرا(سلام الله علیها) از سوی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پی ببرند و اقرار علمای اهل سنت در وجود پشت پرده سیاسی و اقتصادی در غصب ناجوانمردانۀ فدک از صاحبان اصلی آن یعنی حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در راستای توجیه غصب خلافت امیرمومنان علی (علیه السلام) را دریابند.
چگونگی بازگشت فدک به اهل بیت(علیه السلام) و ناگفته هایی از شبهات موجود در این مسأله بالأخص تبیین جایگاه ویژه فدک در تحولات سیاسی آن برهه از زمان و روشنگری فدک از غصب خلافت امیر مومنان علی(علیه السلام) در سقیفه...نشان دهندۀ عمق استراتژیک باغ فدک در میان اهل بیت(علیهم السلام) است که به خوبی توسط مولف آن اثر فاخر به تصویر کشیده شده است.

٤. حماسه بزرگ
شاید بتوان هدف اصلی نویسنده از نگارش این کتاب را، شرح دو خطبهای دانست که از حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، منقول است. حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) با اشاره به خطبه تاریخی ام ابیها حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله)، مباحث آن را در هفت محور، مورد بررسی قرار داده و به تفسیر مباحث آن همت گماشته است که عبارتند از:
١. تحلیل فشرده و عمیق پیرامون مسألۀ توحید و صفات پروردگار و اسماء حسنی و هدف آفرینش.
مولف ارجمند کتاب«زهرا برترین بانوی جهان» در تفسیر فرازهای آغازین خطبۀ حضرت زهرا(سلام الله علیها) به حقایق معرفتی هم چون«وجوب شکر منعم در خدا شناسی و آثار آن، عجز بندگان از ادای حق شکر، نقش اخلاص در ارتقای روح توحید و فطری گرایی در آن، اعتراف به عجز در معرفت واقعی نسبت به ذات و صفات خداوند، خلقت آفرینش بعد از عدم محض و ابداع گری از سوی خداوند بدون هیچ طرح و الگوی قبلی، بی نیازی مطلق خداوند و ترسیم اهداف چند گانۀ آفرینش در خطبۀ حضرت زهرا اشاره دارد.
٢.مقام والای پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسئولیت ها ، ویژگی ها و اهداف آن حضرت.
معظم له با استناد به خطبۀ حضرت زهرا (سلام الله علیها)، افتخارات و مواهب پیامبران و امامان را بخشی ذاتی و بخشی اکتسابی بر می شمرد که تکمیل اوامر الهی و مسألۀ خاتمیت پیامبر و تکمیل مواهب تکوینی از طریق تشریع و احکام الهی را موجب شده است.
تبیین وضع رقت بار امت ها قبل از بعثت علیرغم وجود مسألۀ توحید فطری و جهل زدایی از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)و در نهایت مرگ پرافتخار از جمله محورهای خطبۀ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است که از نگاه ژرف اندیشانۀ نویسندۀ آن اثر فاخر دور نمانده است.
٣. اهمیت قرآن مجید و لزوم تعمیق در تعلیمات اسلام، فلسفه و اسرار احکام، و پند و اندرزهایی در این مسأله.
مولف در تفسیر فراز سوم از کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) ، به مسائلی از قبیل مسئولیت سنگین مسلمانان در ابلاغ رسالت اسلام به سراسر جهان،جهل زدایی قرآن ناطق،لزوم تعمق در فلسفه و اسرار احکام و عبادات و در نهایت دعوت به تقوا اشاره کرده است.
٤. فاطمه زهرا و معرفی خویش، باز خوانی خدمات رسول الله(صلی الله علیه و آله) به امت، یادآوری گذشتۀ تاریک و سراسر جاهلی اعراب (پیش از ظهور اسلام)، ضرورت پذیرش پند و اندرز از وقایع و دگرگونی ها.
معظم له با توجه به بخش چهارم خطبه به محورهایی هم چون « فاطمه زهرا و معرفی خویش ، دلسوزی فوق العاده پیامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به امت اسلامی ، تبیین زحمات طاقت فرسای آن حضرت در ابلاغ رسالت، یادآوری حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نسبت به گذشتۀ تاریک و سراسر جاهلی اعراب (پیش از ظهور اسلام)، و تأکید بر خدمات علی (علیه السلام)» اشاره می کند.
٥. باز شناسی حوادث و رویدادهای بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، افشای حرکت حزب منافقین برای نابودی اسلام.
در بخش پنجم خطبه می توان تفسیر حرکت های مشکوک و خطوط انحرافی و تبیین گروه های منحرف و شیطانی و هشدار آن حضرت مبنی بر اجتناب از افتراق از قرآن کریم، و بانگ رسای آن حضرت در هشدار به اصحاب و یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در افق فکری و معنایی نگارنده مشاهده نمود.
٦. خطابه آن حضرت در موضوع غصب فدک و روشنگری از بهانه های واهی غاصبین فدک و پاسخ آن حضرت به توهمات و بهانه ها در این مسأله.
نویسنده در بخش ششم از خطبه، «زنده کردن آئین جاهلی ، پاسخ دندان شکن آن حضرت به مدعیان عدم واگذاری ارث توسط پیامبران ، راهکارهای بی بدیل حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مقابله با بهانه جویی های غاصبان فدک و تأکید مجدد آن حضرت بر آشنایی کامل اهل بیت وحی به ویژه حضرت علی (علیه السلام) به قران و تفسیر قرآن» را مورد توجه قرار می دهد.
٧. اتمام حجت حضرت زهرا(سلام الله علیها) با گروه انصار و اصحاب راستین ...، پایان گفتار با تهدید به عذاب الهی .
«هشدار به غاصبان فدک مبنی بر عذاب و کیفر الهی، نقش موثر انصار در پیشرفت اهداف اسلامی، فاطمه(سلام الله علیها) انصار را زیر رگبار حملات قرار می دهد، با رحلت پیامبر اسلام نمی میرد، چرا در برابر پایمال شدن احکام اسلام خاموش نشسته اید؟، غلبۀ روح عافیت طلبی، با این روحیه می دانم از شما کاری ساخته نیست!،در انتظار حوادث دردناک باشید، او انذار کرد، و من هم انذار می کنم» ساختار کلی بخش انتهایی خطبۀ آن حضرت را تشکیل می دهد که به خوبی در تفسیر معظم له مورد اشاره قرار گرفته است.

٥. دومین خطبه بانوی اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
گفتنی است حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) در بخش پایانی کتاب، به شرح دومین خطبه حضرت که در میان زنان مدینه ایراد نموده¬اند، اشاره داشته تا بخشی از مظلومیت حضرتش را بر همگان نمایان سازد.
معظم له با واکاوی دقیق و تحلیلی از خطبۀ حضرت زهرا(سلام الله علیها) در برابر زنان مدینه، به خوبی توانسته است تشنگان به معارف و آموزه های فاطمی را سیراب نموده و با بررسی سندی خطبۀ بانوی اسلام بر حقانیت بی بدیل آن خطبه و اعتبار و ارزش کتاب«زهرا برترین بانوی جهان»بیفزاید.
بی تردید نگارش شرح های کوتاه پس از هر فراز از خطبه، خود عامل کلیدی در شناخت روز افزون از افق معنایی خطبۀ حضرت زهرا (سلام الله علیها) در میان خوانندگان آن اثر ذی قیمت پدید آورده است.
«لزوم بصیرت در برابر حوادث و وقایع و تلاش برای پیروزی در امتحان الهی، معیارها و ارزش های الهی در جامعه اسلامی، ترجیح مرجوح بر راجح!، ثمره شوم انتخاب نادرست و پاسخ های تلخ و دردناک» از جمله عناوین کلیدی فصل پایانی این اثر فاخر به شمار می آید.
در خاتمه باید گفت تألیف این اثر نفیس توسط حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ، در یک جلد و در ٢٤٧صفحه، در قطع رقعی توسط انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام به زیور طبع آراسته شده و در سال ۱۳٧٦برای اولین بار منتشر شده و تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است، این کتاب به زبان عربی نیز چاپ و منتشر شده است.

-----------------------------------------------
مؤسسات وابسته
کنگره بین المللی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی»

محورهای کنگره نقش شیعیان در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
الف: اهل بیت(علیهم السلام)
١ـ مرجعیت علمی اهل بیت(علیهم السلام)
٢ـ نقش اهل بیت(علیهم السلام)در پیدایش و گسترش علوم

ب: شیعه
١ـ نقش دانشمندان شیعه در پیدایش علوم
٢ـ نقش دانشمندان شیعه در گسترش علوم
٣ـ نقش دانشمندان شیعه در شکوفایی تمدن اسلامی
٤ـ تعامل علمی دانشمندان شیعه با مذاهب اسلامی و ادیان

ج: نقد و احیای آثار
١ـ احیای آثار در مورد نقش اهل بیت(علیهم السلام) و شیعه در علوم
٢ـ نقد آثار مستشرقان در مورد نقش شیعه در علوم
٣ـ نقد آثار مورخان مسلمان در مورد نقش شیعه در علوم

اهداف کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
اهداف کنگره
١ـ اثبات مرجعیت علمی اهل بیت(علیه السلام)در جهان اسلام
٢ـ تبیین نقش اهل بیت(علیه السلام)و پیروان آنها در پیدایش و گسترش علوم
٣ـ تبیین نقش دانشمندان شیعه در پیدایش و گسترش علوم
٤ـ تبیین نقش علمای شیعه در شکوفایی تمدن اسلامی

ساختار سازمانی کنگره

١ـ مشرف عالی (حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ـ (دامت برکاته))
٢ـ شورای سیاستگذاری
٣ـ شورای علمی
٤ـ شورای راهبردی
٥ـ دبیر علمی حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضایی اصفهانی
٦ ـ معاون پژوهشی حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمودی
٧ـ معاونت اجرایی حجت الاسلام و المسلمین موسوی نسب
٨ـ مسئول بینالملل کنگره حجت الاسلام و المسلمین خوش خو
٩ـ دبیرخانه

امتیازات کنگره
امتیازات کنگره برای مقالات پذیرفته شده
١ـ چاپ مقالات پذیرفته شده در کنگره به صورت علمی ـ پژوهشی .
٢ـ چاپ مقالات پذیرفته شده در کنگره به صورت ISC .
٣ـ چاپ مقالات پذیرفته شده در مجموعه مقالات کنگره.
٤ـ صدور گواهی علمی پژوهشی و ISC برای محققانی که مقاله آنها مورد پذیرش واقع شده است.

تقویم و زمان بندی
تقویم و زمان بندی کنگره نقش شیعه در علوم اسلامی
زمان برگزاری کنگره: اردیبهشت ١٣٩٧
مهلت ارسال چکیده مقالات: حداکثر تا ٣١ اردیبهشت ١٣٩٦
مهلت ارسال اصل مقالات: حداکثر تا اول شهریور ١٣٩٦

همکاران علمی
١. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
٢. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
٣. جامعه المصطفی العالمیه
٤. دارالاعلام لمدرسه اهل البیت
٥. مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران
٦. پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
٧. مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)
٨. شیعه شناسی
٩. دانشگاه تهران
١٠. دانشگده قرآن و علوم حدیث
١١. مرکز تخصصی شیعه شناسی
١٢. مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآن
١٣. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
١٤. مرکز مدیریت حوزه های علمیه
١٥. وزارت امور خارجه
١٦. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
١٧. دانشکده اهل بیت(علیهم السلام)
١٨. دانشگاه علوم اسلامی رضوی
١٩. حوزه علمیه خواهران قم
٢٠. موسسه شیعه شناسی
٢١. کتاب شناسی شیعه
٢٢. اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی
٢٣. مدرسه الامام امیر المومنین (علیه السلام)

تماس با ما
جهت برقراری تماس با دبیر خانه کنگره نقش شیعه در گسترش علوم اسلامی می توانید به یکی از روش های زیر اقدام نمایید.
آدرس دبیرخانه: قم، جمکران، ابتدای بلوار انتظار، مجتمع علمی دارالولایة، ساختمان مؤسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت علیهم السلام طبقه اول
تلفن: ٠٢٥-٣٧٢٥٥٨٥٣-٥٥
فکس: ٠٢٥-٣٧٢٥٥٨٦٩
صندوق پستی: ٣٧١٩٥-١٤٣٩

-----------------------------------------------

معارف اسلامی
تصویری از مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها)
پرسش : چه مصائبی بر حضرت زهر(سلام الله علیها) پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وارد شد؟
پاسخ اجمالی: با رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) کینه هاى بدر، خیبر و حنین که در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) زیر خاکستر پنهان بود آشکار گشت. احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند و هم از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله). فاطمه زهر(سلام الله علیها) در مرکز دایره ای بود که تیرهاى زهرآگین دشمنان از هر سو به سمت آن پرتاب مى شد. فراق و جدایى دردناک پدر، مظلومیت جانکاه همسرش على(علیه السلام)، توطئه هاى دشمنان بر ضد اسلام و نگرانى از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، دست به دست هم داده، قلب و روح پاکش را سخت مى فشرد.
پاسخ تفصیلی: دوران شیرین زندگانى بانوى اسلامفاطمه زهرا(علیها السلام) با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) به سرعت سپرى شد، هر چند به یک معنا در سراسر زندگى او، دوران شیرینى وجود نداشت، چرا که پیوسته فشارها و جنگ ها و توطئه هاى دشمنان بر ضد اسلامو پیامبر آرامش روح فاطمه (علیها السلام) را بر هم مى زد.
با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) طوفان هاى تازه اى از حوادث پیچیده و بحرانى وزیدن گرفت.
حقدها و کینه هاى بدر، خیبر و حنین که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در زیر خاکستر پنهان بود آشکار گشت.
احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلامانتقام بگیرند، و هم از خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله).
و فاطمه زهرا(علیها السلام) در مرکز این دایره بود که تیرهاى زهرآگین دشمنان از هر سو به سوى آن پرتاب مى شد.
فراق و جدایى دردناک پدر از یکسو.
مظلومیت غم انگیز و جانکاه همسرش امیرمومنان على(علیه السلام) از سوى دیگر.
توطئه هاى دشمنان بر ضد اسلام از دیگر سو.
و نگرانى فاطمه از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، دست به دست هم داده، قلب و روح پاکش را سخت مى فشردند.
در اینجا به چند سند تاریخی اشاره می شود:
١ـ فاطمه(علیها السلام) نمى خواهد با بیان غم هاى خود روح پاک امیرمومنان على(علیه السلام) را که سخت از آن اوضاع ناگوار و خلاف کارى هاى امت ضربه دیده، آزرده تر سازد.
به همین دلیل به کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى رفت و با او درد دل مى کرد. و سخنان جانسوزى همچون اخگر آتش که اعماق وجود انسان را مى سوزاند، بر زبان مى آورد.
«یا اَبَتاهُ بَقِیتُ والِهَهً وَ حَیْرانَهً فَرِیدَهً، قَدِ انْخَمَدَ صَوْتِی وَ انْقَطَعَ ظَهْرِى وَ تَنَغَّصَ عَیْشِی»؛
(١) (پدر جان! بعد از تو، یکه و تنها شدم، حیران و محروم مانده ام، صدایم به خاموشى گرایید، و پشتم شکست، و آب گواراى زندگى در کامم تلخ شد).
٢ـ گاه مى گفت:
«ماذا عَلى مَنْ شَمَّ تُرْبَهَ اَحْمَد
اَلاَّ یَشُمَّ مَدَى الزَّمانِ غَوالِیا
صُبَّتْ عَلَیَّ مَصائِبٌ لَو اَنَّها
صُبَّتْ عَلَى الاَیّامِ صِرْنَ لَیالِیا»
(٢)؛ (کسى که خاک پاک پیامبر(صلى الله علیه وآله) را ببوید سزاوار است تا پایان عمر هیچ عطرى را نبوید.
بعد از تو اى پدر آن قدر مصائب بر من فرو ریخت که اگر بر روزهاى روشن مى ریخت به صورت شب هاى تیره و تار در مى آمد.)
٣ـ امّ سلمه مى گوید: هنگامى که بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دیدن بانوى اسلامفاطمه(علیها السلام) رفتم و جویاى حال او شدم، در پاسخ این جمله هاى پر معنا را بیان کرد:
«اَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَد وَ کَرْب، فَقْدِ النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله) وَ ظُلْمِ الْوَصِیِّ، هُتِکَ وَاللهِ حِجابُهْ...، وَ لکِنَّها اَحْقادٌ بَدْرِیَّهٌ، وَ تِراتٌ اُحُدِیَّهٌ، کانَتْ عَلَیْها قُلُوبُ النِّفاقِ مُکْتَمَنَهً»(٣).
؛ (از حالم چه مى پرسى اى امّ سلمه، من در میان اندوه و رنج بسیار بسر مى برم، از یکسو پدرم پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از دست داده ام، و از سوى دیگر [با چشم خود مى بینم که] به جانشینش [علىّ بن ابى طالب] ستم شده است، به خداسوگند که پرده حرمتش را دریدند...، ولى من مى دانم اینها کینه هاى بدر، و انتقام هاى اُحُد است، که در قلوب منافقان پنهان و پوشیده بود).
٤ـ «ما زالَتْ بَعْدَ اَبِیها مُعَصَّبَهَ الرَّاْسِ، باکِیَهَ الْعَیْنِ، مُحْتَرِقَهَ الْقَلْبِ»(٤)؛ (بعد از رحلت پیامبر پیوسته شال عزا به سر بسته بود، چشمانى گریان و قلبى سوزان داشت).(٥)

پشت در قرار گرفتن فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با وجود علي (علیه السلام)
پرسش : چرا با اینکه علی(علیه السلام) در خانه بود، هنگام یورش، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پشت در رفت؟
پاسخ اجمالی: اهل سنت می خواهند با این شبهه نقصی را برای علی(علیه السلام) بتراشند و دامان عمر را از این جسارت پاک و اصل قضیه را تکذیب کنند. اولا: آلوسى می نویسد: عمر شمشیرش را به پهلوى فاطمه و تازیانه را بر بازوى او زد. ناگهان علی(علیه السلام) گریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید. ثانیا: شاید آمدن حضرت زهر(سلام الله علیها) برای این باشد، تا مهاجمان از او شرم کنند، که چنین نشد. ثالثا: بسیاری از علمای اهل سنت اصل ماجرای هتاکی و هجوم را آورده اند، وقتی اصل ماجرا ثابت شد اینگونه سؤال ها دامان کسی را پاک نخواهد کرد.
پاسخ تفصیلی: باید گفت در واقع اهل سنتمی خواهند با این شبهه دو کار را به نفع خودشان تمام کنند؛
اول: ضعف و نقصی را برای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بتراشند که چرا علی(علیه السلام) ناموس داری نکرد و یک زن را پشت در فرستاد و خودش نرفت. دوم: دامان عمر را از این جسارت پاک کنند و با این فرا فکنی ها، وانمود کنند که اصلاین قضیه کذب است و دور از شان عمر است.
در مورد هدف اول باید گفت:
اولاً: آنها می گویند که حضرت علی موظف بود از همه مظلومان دفاع کند، مخصوصاً از ناموس خودش دفاع نماید، چرا که همسر، خط قرمز هر شخصی به حساب می آید، بی عُرضه ترین آدمها جاییکه زن و بچه خود را در خطر ببینند از فدا نمودن خود دریغ نمی نمایند، حال چطور ممکن است که علی(علیه السلام) از همسر خودش آن هم دختر پیامبر دفاع نکرده باشد. این بی غیرتی را به کسی نسبت می دهند که لقب «اسد الله الغالب» «شیر پیروزمند خدا» به او نسبت داده شده، چون حضرت علی در هیچ کجا مغلوب کسی نشده است. و این در حالی است که «آلوسى» مفسر معروف اهل سنتدر «روح المعانى» می نویسد: «... غضب عمر واضرم النار بباب علىّ و احرقه و دخل فاستقبلته فاطمه و صاحت یا ابتاه و یا رسول الله، فرفع عمر السیف و هو فى غمده فوجا به جنبها المبارک و رفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا ابتاه فاخذ علىّ بتلابیب عمر وهزّه و وجا انفه و رقبته»؛ (عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف عمر آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه » - با مشاهده این ماجرا - علی (علیه السلام) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید). نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی که باشد ، نشانگر این است که علی (علیه السلام) واکنش تندی در دفاع از دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) از خودشان نشان داده است.(٦)
ثانیاً: همان طور که اهل سنت علم غیبرا فقط مخصوص خداوند می دانند ما نیز می گوییم علم غیب نمی دانیم و نمی دانیم چرا حضرت زهرا(علیها السلام) پشت در آمدند. ولی می توان به این نکته اشاره نمود که شاید آمدن حضرت زهرا(علیها السلام) برای این باشد، تا مهاجمان از تنها یادگار پیامبر(صلی الله علیه و آله) شرم کرده و جسارت نکنند، لکن نه تنها این حضور حضرت، مانع از شرم و حیای آنها نشد بلکه جسارتی کردند که امروزه برای بسیاری از علمای اهل سنت هم این سوال مطرح است که چرا این جسارت با دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، آن هم از ناحیه کسانی که خود را خلیفه خواندند صورت گرفته است.
در مورد هدف دوم، می گوییم:
وقتی اصل ماجرای یورش ثابت شده است، دیگر این سوال که چرا به جای این، آن نیامد؛ دامان کسی را پاک نخواهد کرد، چرا که عدهزیادی از علمای اهل سنتاعم از مورخین و محدثین و مفسرین در کتب شان اصلقضیه ی هتاکی و ماجرای هجوم را آورده اند که در اینجا به نقل برخی از آنها اشاره می کنیم:
محمد بن جریر طبرى (متوفاى ٣١٠)، فقیه و تاریخ نگار برجسته اهل سنتدر تاریخ خود رویداد فجیع هتک حرمت به خانه وحى را چنین بیان مى کند: «اَتَى عُمَرُ بنُ الْخَطّاب مَنْزِلَ عَلىّ وَ فِیهِ طَلْحَهَ وَ الزُّبَیْرُ وَ رِجالٌ مِنَ الْمُهاجِرینَ، فَقَالَ وَ اللّهِ لاُحُرِقَنَّ عَلَیْکُمْ اَوْ لَتُخَرجُنّ اِلى البَیْعَهِ، فَخَرَجَ عَلَیْهِ الزُّبَیرُ مُصلِتاً بِالسَّیْفِ فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّیْفُ مِنْ یَدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَیْهِ فَاَخَذُوهُ»؛(٧)
(عمر بن خطاب به در خانه على آمد، در حالى که گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. عمر رو به آنان کرد و گفت: به خداسوگند، خانه را به آتش مى کشم مگر این که براىبیعتبیرون بیایید. زبیراز خانه بیرون آمد در حالى که شمشیرى بر دست داشت، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دست او بر زمین افتاد. در این موقع دیگران بر او هجوم آورده و شمشیر را از دست او گرفتند).
همچنین عبدالفتاح عبدالمقصود هم در دو مورد به اصلقضیه - هجوم به خانه وحى - اشاره می کند که ما به نقل یکى از آن دو قول بسنده مى‏ کنیم او می گوید عمر- در آن ماجرای یورش - گفت:
«قسم به کسى که جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید یا خانه را بر ساکنانش آتش مى‏ زنم عدّه ‏اى که از خدامى‏ ترسیدند و از پیامبر (صلى الله علیه و آله) شرم داشتند و - رعایت حال اهل بیتاو را مى‏ کردند،- گفتند: اى اباحفص، فاطمه در این خانه است. عمر بى پروا فریاد زد: باشد!... نزدیک شد، در زد، سپس بر در کوبید و وارد خانه شد... على علیه السلام پیدا شد ... طنین صداى زهرا در نزدیکى مدخل خانه بلند شد»(٨).
و نیز در کتاب اثبات الوصیه آمده است: عمر همراه عده‏اى به در خانه فاطمه (علیها السلام) رفتند. آن‏ها با خود هیزم بسیارى بر در خانه فاطمه (علیها السلام) بردند. بنى‏ هاشم از جملهعباسعموى پیغمبر و على علیهم السلام و زبیردر آنجا بودند. عمر گفت: بیرون آیید و با خلیفه، ابوبکر بیعتکنید و گرنه شما را می سوزانم. عمر به فاطمه (علیها السلام) گفت: هر که در خانه است را بیرون کن. زبیرشمشیر کشید و عمر گفت: این سگ را بگیرید شمشیرش را گرفتند و بر سنگ کوبیدند و شکست. بنى‏ هاشم از بیرون آمدن امتناع مى‏ کردند. عمر هیزم طلبید و گفت: به خدایى که جان عمر در قبضه قدرت او است یا بیرون آیید، یا خانه را با هر که در آنجا است مى‏ سوزانم. مردم گفتند: یا اباحفص!- کنیه عمر اباحفص بود- فاطمه (علیها السلام) در این خانه است. عمر در پاسخ گفت: هر کس در آنجا باشد می سوزانم ... آنگاه فاطمه (علیها السلام) با صداى بلند گفت: «اى پدر و اى پیامبر خدا! ببین بعد از تو از عمر و ابوبکربه ما چه می رسد.» مردم با صداى شنیدن ناله و گریه فاطمه (علیها السلام) برگشتند، ولى همچنان عمر و عدهدیگرى در آنجا باقى ماندند.(٩)
عده زیادی از علمای اهل سنتواقعه هتک حرمت، و یورش به خانه وحى را نیز نقل کرده اند که می توان به افراد زیر اشاره نمود:
١. ابوعبید در کتاب الاموال، ص ١٩٥؛
٢؛ محمد بن سعد در کتاب الطبقات الکبرى، ج ٨، ص ٢٧.
٣. ابن عبد ربه در العقد الفرید، ج ٤، ص ٢٦٣؛
٤. مسعودى در مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٠١؛
٥. ابن عساکر در مختصر تاریخ مدینه دمشق، ج ١٣، ص ٢٢٢، چاپ دارالفکر.

پی نوشت:
(١). بحار الأنوار، (ط - بيروت)، ج ‏٤٣، ص ١٧٥، (باب ٧ ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها و غسلها و دفنها و بيان العلة في إخفاء دفنها صلوات الله عليها و لعنة الله على من ظلمها ...).
(٢). بحار الأنوار، (ط - بيروت)، ج‏ ٧٩، ص ١٠٦، (باب ١٦ التعزية و المأتم و آدابهما و أحكامها ...).
(٣). مناقب ابن شهر آشوب، جلد ٢، صفحه ٢٢٥ .
(٤). مناقب ابن شهر آشوب، جلد ٣، صفحه ٣٦٢ .
(٥). گرد آوري از کتاب: زهرا(علیها السلام) برترين بانوى جهان‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، سرور، قم ،١٣٨٨، ه.ش، ص ٤٧.
(٦). تفسیر آلوسی، ج٣، ص ١٢٤.
(٧). تاریخ طبرى، ج ٢، ص ٤٤٣، چاپ بیروت.
(٨). الإمام على بن أبى طالب، ج ٤، ص ٢. ٢٧٤. دیوان محمد حافظ ابراهیم: ج ١، ص ٨٢.
(٩). اثبات الوصیه، ص ١٤٣؛ الوافى بالوفیات، ج ٦، ص ١٧؛ الملل والنحل، ج ١، ص ٥٧.

-----------------------------------------------

احکام شرعی
در پی مطالبات عمومی در مورد یک فرع فقهی: متن کامل بیانات معظم له در مورد بازاریابی شبکه ای
بحث درباره ی شبکه های بازاریابی یا بازاریابی شبکه ای به اتمام رسید. اکنون جمع بندی نهایی در این باره را که در ٨ نکته خلاصه و جمع بندی شده است بیان می کنیم:
نکته اول: اساس تمام بازاریابی های شبکه ای و هرمی یکی است و همه آنها روی هرم دور می زند.
همگی از خاصیت اعداد تصاعدی و اشکال هرمی استفاده می کنند، و اگر تفاوتی وجود دارد در مسائل حاشیه ای است و غیر مربوط به ماهیت آنها.
نکته دوم: مشتری های این بازار غالباً کالا را بر اساس نیاز خود خریداری نمی کنند بلکه برای این است که در صف بازاریاب ها قرار گیرند و سود های کلان ببرند؛ در واقع همه فروشنده اند نه خریدار.
نکته سوم: این بازاریابی ها هزاران هزار نیروی جوان را از کارهای تولیدی و حتی تحصیل به بیراهه می کشاند و تبدیل به یک واسطه ی حقیر مصرف گرا می کند.
نکته چهارم: منابع آماری معروف خارجی و داخلی نشان می دهد که تنها عدد کمی از آنها سود کلانی می برند و اکثریت قاطع که گاه تا ٩٩٪ پیش می رود محروم ها و ناکام ها هستند.
نکته پنجم: این کار قطعاً مصداق «اکل مال به باطل» است و توجیهاتی که برای آن مطرح می کنند واقعیت ندارد و شبیه توجیهات و حیله های رباخواران است.
بعضی آن را شبیه نوعی بخت آزمایی و قمار می دانند؛ ولی ما می¬گوییم قماری است که چند قمارباز حرفه ای در برابر عده ی کثیری قمارباز ناشی قرار دارند.
آنهایی که در رأس هرم هستند مثل قمار بازهای حرفه ای اند و آنهایی که در انتهای هرم هستند همچون قمارباز های ناشی.
نکته ششم: اگر دلیلی بر حرمت آن نباشد جز اینکه سبب ضرر و زیان گروه زیادی می شود کافی است و حکومت اسلامی باید جلوی آن را بگیرد.
نکته هفتم: جالب اینکه به تصدیق محققان، اداره کنندگان بازاریابی شبکه ای غالباً همان هرمی ها و گلدکوئیستی ها هستند.
نکته هشتم: متاسفانه اخیراً اطلاعات نادرستی به شورای محترم نگهبان داده اند و فتوا بر جواز گرفته اند و وزارت صنایع و معادن به آن دامن می زند به دلایلی که روشن است و مخفی نیست.

پی نوشت: 
          
    
تاریخ انتشار: « 1395/12/08 »

مطالب مرتبط

فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2300