ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال سوم - شماره هفدهم - خرداد 1396)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال سوم - شماره هفدهم - خرداد 1396)

طلیعه سخن
حلول ماه مبارک رمضان نوید بخش الطاف الهی است که می­تواند برای همۀ عاصیان، سرآغازی برای رویش مجدد و برای مومنان رسیدن به اوج بندگی و درجات معنوی به شمار آید.
در این میان ماه رمضان و انجام فریضۀ روزه داری، آحاد یک جامعه را در اجتناب از انحرافات اجتماعی ترغیب خواهد کرد که این مهم در سایۀ فضای معنوی و روحانی ماه مبارک رمضان تحقق می یابد.
لذا از یک سو آموزه های ماه مبارک رمضان تقویت وجدان اجتماعی مردم و روحیۀ جمعی را موجب می شود، از سوی دیگر توجه عمومی مردم به دستورات الهی  ، جامعه را به سوی ایجاد یک جامعۀ اخلاقی اسلامی سوق می دهد.
با این تفاسیر می توان بیش از پیش به آثار بی بدیل آموزه های رمضان در تقویت فضای دینی جامعه و حصول اسلام اجتماعی و غیر سکولار پی برد.
البته این مهم در سایۀ مقابله با اسلام رهبانیت محور حاصل خواهد شد، با این تفاسیر نقش رسانۀ ملی در بازتولید معارف دینی در ایام ماه مبارک رمضان به دور از هر گونه شائبه و انحراف ضروری است؛ به ویژه آنکه تأمل در سابقۀ رسانه ملی در این زمینه نشان می دهد برخی سریال های دینی به ویژه در ماه رمضان، در خبطی آشکار، گوشه گیری ، انزوا، رهبانیت و دوری از اجتماع  را به عنوان سرمنشأ کمال و نجات به مخاطبان خود القاء کرده است.
حال آنکه این رویکرد نادرست در تضاد آشکار با عقلانیت اسلامی به ویژه معارف و مناسک توحیدی ماه مبارک رمضان قرار دارد ، و نمی توان میان تولید تفکر دینی در قالب سریال های مذهبی با ترویج اندیشه های صوفیستی هیچ نسبتی برقرار کرد،  بلکه تداوم اینگونه خبط های غیر قابل گذشت، صرفاً، به افزایش عرفان های نوظهور و برداشت های لیبرالی از دین در جامعه می انجامد.
در این میان نقش فقهای اسلامی و مبلغان دینی در تبیین اسلام اصیل و مقابله موثر با انحرافات دینی به ویژه اسلام رهبانی در ماه مبارک رمضان انکار ناپذیر است،  هم چنین نقش تولید فیلم نامه های موثق و مستحکم دینی در طراز عقلانیت اسلامی و اصول دینی از جمله الزامات حیاتی برای بازتولید معارف غنی اسلامی در ظرف زمان ماه مبارک رمضان به شمار می آید.
اینگونه است که می توان مدعی شد بهره گیری صحیح از فرصت ماه رمضان می تواند در راستای فرهنگ زایی  یک جامعه عمل نماید و هر سال بر میزان عمق نگری فرهنگی در جامعه بیفزاید.
تسلیم در برابر امر خداوند به عنوان نماد بارز فریضه روزه و انجام مناسکی از قبیل دعا ، مناجات، اطعام،حمایت از فقرا ، تفکر و تدبر در آیات قران کریم و دیگر عبادات در ماه مبارک رمضان، به عنوان شاخصه مهم فرهنگ خدامحوری در ماه مبارک رمضان مطرح می شود لذا گرچه مومنین دراین ایام با محدودیت هائی از قبیل نخوردن و نیاشامیدن و دیگر مواردمنع شده در ماه رمضان مواجه اند لیکن بر خلاف جامعۀ غربی که اصالت آن بر مدار اومانیسم و فرهنگ انسان محور منحصر شده است و رضایت انسان به عنوان اصل مطرح می شود ، لیکن ابعاد فرهنگ زایی ماه رمضان بیش از دیگر ماه های سال، بر مدار فرهنگ خدا محوری و اصالت به رضایت خداوند استوار است، اینگونه است که در تفكر و فرهنگ ديني، انسان در حد خلافت الهي تكريم مي شود اما بين جانشيني خدا در تفكر اسلامي با جايگزيني انسان به جاي خدا در «اومانيسم» تفاوت چشمگیری مشاهده می شود.
بدین ترتیب فریضه روزه،سحر خیزی ها وشب زنده داری های مستمر به ویژه در شب های قدر ،و راز و نیازو قرائت ادعیه های مختلف ،ماه مبارک رمضان را از ظرفیت عظیم اصلاح نفوس مردم به سمت خیر و نیکی برخوردار کرده است ، این مسأله از جمله فرهنگ های متعالی ماه مبارک رمضان است که تغییرذائقه مردم از سبک زندگی غربی به سوی سبک زندگی اسلامی را هموار می سازد.
بنابراین مناسک دینی ماه مبارک رمضان بازنمای مناسبی برای زندگی و دین ورزی مردم و اصلاح و ترمیم زندگی غرب گرایانه در حیطۀ اقشار مختلف اجتماعی است.
بی تردید شکل سنتی برگزاری مناسک و آئین های عبادی ماه مبارک رمضان از قبیل  برپایی سفره های افطاری، حمایت از محرومان و نیز حضور فراگیر در مساجد و دیگر اماکن مقدس و انجام فرائضی دینی و عبادی و جمع گرایی به دور از برخی خرافه ها، حیات دینی مردم را تشکیل می دهد که همگی بیانگر تکثر تجلیات گفتمان ماه رمضان در فرهنگ زایی و ارتقای زندگی مردم است.
لذا با این تفاسیر می توان به مخالفت غرب گرایان با آموزه های دینی به ویژه مقولۀ فرهنگ زایی ماه مبارک رمضان پی برد زیرا همانگونه که رضاخان در نوسازی آمرانۀ خود در غرب گرایی کورکورانه و سطحی و اسلام ستیزی فراگیر و همه جانبه، با مذهب مخالفت نمود و حتی تلاش می کرد تا روزۀ مردم را با برخی اقدامات مشمئز کننده هم چون دستور به اخلال در ساعت توپ افطار و سحر و اجرای نامنظم آن باطل سازد ، هم اکنون نیز دین ستیزی و نقش آفرینی در نابودی دین مردم با چاشنی مسامحه در برابر منکرات ضد اسلامی هم چون سند٢٠٣٠ دنبال می شود، حال آنکه باید به مروجان و عاملان اجرای این سند ننگین توصیه نمود: «با دست خودمان درهای جهنم را به روی مردم باز نکنیم».[١]
حقیقت آن است اگر چه برخی روشنفکران سکولار با رفتار ها و گفتارهای چالش برانگیز هم چون سند ٢٠٣٠ با گفتمان دینی ملت به مقابله بر خاسته اند لیکن مردم عادی مناسک دینی هم چون اعمال و مناسک ماه رمضان را به عنوان ارکان اصلی دینداری خود محسوب می کنند که نمود آن در شب های قدر به عینه قابل مشاهده است.
بی شک دین برای مردم حیات فرهنگی ، اجتماعی و مهمتر از همه حیات اخلاقی و امنیت معنایی است که از یک سو هویت ساز و از سوی دیگر بازنمایانندۀ هویت است که حاکی از عمق پویایی دینی و تداوم ایمان دینی مردم است.
پی نوشت:
١. بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٧/٣/١٣٩٣

---------------------------
پیام ها و بیانات
بیانیه آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدّظلّه) درباره یک حادثه غم انگیز
بسم الله الرحمن الرحیم
در اخبار آمده بود که در یکی از ستادهای انتخاباتی اهانت شدیدی به مقام شامخ حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة والثناء) شده است و مقام والای امامت توسط یک فرد خبیث به سخریه کشیده شده و در سایت های مختلف نیز انتشار یافته است.
این کار جدا از مسائل انتخاباتی از زشت ترین و منفورترین کارهاست و ما شدیدا آن را محکوم می کنیم و انتظار داریم هر چه سریع تر مرتکب آن محاکمه و مجازات شود تا حریم والای امامان ملعبه دست افراد آلوده و جنایتکار نگردد.
و بعید نمی دانیم این کار زشت به تحریک دشمنان کشور انجام گرفته باشد تا فضای انتخابات را آلوده کند که در این صورت جرم آن سنگین تر می شود.
همۀ شهروندان عزیز را به هوشیاری دربرابر توطئه های دشمنان و حفظ حریم مقدسات دعوت می کنیم و مجددا مجازات سریع این فرد خبیث را از مسئولان انتظار داریم.
١٣٩٦/٠٢/٠٨

---------------------------

دیدارها
رئیس علوم پزشکی قم
حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی قاضی عسکر
طلاب و فضلای زنجانی حوزه علمیه قم
دیدار نماینده ولی فقیه در سپاه قم
نوزدهمین اجلاسیه اساتید سطح عالی و خارج حوزه علمیه
مراسم جشن میلاد امام زمان عج و عمامه گذاری
انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر

---------------------------
گزیده سخنان
از نظر شرعی و عقلی سلامت در زندگی انسان ها حرف اول را می زند، هر چه کمک به سلامت شود در واقع کمک به تولید، علم، پیشرفت و جهاد است.
١٣٩٦/٠٢/٠٣

در ایام انتخابات نباید تخریب، دروغ و شایعه سازی صورت گیرد، باید آبروی نظام اسلامی را حفظ کرد، انتخابات باید آبرومند، پر شور، بر اساس موازین اسلامی و دشمن شکن برگزار شود.
١٣٩٦/٠٢/٠٦

مناظره ما مانند مناظره آمریکاییها و اروپائیان نیست، آنها این خطوط قرمز را قبول ندارند، ما در یک کشور اسلامی با نظام اسلامی و انتخابات اسلامی بحث میکنیم، بنابراین سعی کنید که پرخاشگری، اهانت، دروغ و تهمت در این مناظرهها نباشد و ثابت کنید که اینها مناظراتی اسلامی است.
١٣٩٦/٠٢/١١

نباید حجم مشکلات را اینقدر زیاد بیان کنند که مردم بگویند با این همه مشکلات امیدی به آینده نیست.
١٣٩٦/٠٢/١٣

ملتی که خود را در هر دوراهی پیروزی و دشمن را بر سر دو راهی شکست می داند پیروز است، این منطق قرآنی باید در ما زنده باشد، در این صورت مملکت در برابر طوفان ها محفوظ خواهد بود؛ در جنگ تحمیلی دشمنان همه دست به دست هم دادند تا انقلاب را نابود کنند اما نتوانستند.
١٣٩٦/٠٢/١٧

با اصول مهمی که در دست داریم می توانیم پاسخ تمام مسائل امروز و آینده را بدهیم.
١٣٩٦/٠٢/١٧

ما از مردم در این انتخابات دو کار را انتظار داریم: اول این که صحنه رقابت انتخابات را تبدیل به عداوت نکنند؛ دیگر این که حضور مردم در پای صندوق های رأی باید دشمن شکن باشد.
١٣٩٦/٠٢/٢٠

یک گروهی با ایمان و صالح العمل هسته اصلی قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و موجب ظهور ایشان می شوند.
١٣٩٦/٠٢/٢١

این جای خشنودی دارد که در آلمان یعنی مرکز اروپا چنین برنامه هایی اجرا شود و جمعی از برادران و خواهران به تحصیل علوم دینی بپردازند ما امیدواریم این گونه برنامه ها توسعه پیدا کند.
١٣٩٦/٠٢/٢١

جوانان ایران اسلامی ادب اسلامی را رعایت کنند و نشان دهند که فضای انتخابات، فضای امن و امان است و کسی نمی توانید امنیت آن ها را برهم بزند.
١٣٩٦/٠٢/٢٥

به دلیل دوری راه و برخی مسائل، سفر حج با مشکلاتی همراه است؛ اما نباید از برگزاری حج غفلت کرد؛ زیرا برگزار نشدن حج، زیان های فراوانی را به همراه خواهد داشت و برگزاری آن برکات زیاد فردی و اجتماعی دارد.
١٣٩٦/٠٢/٢٥

همه در انتخابات شرکت کنند / به اصلح رای بدهید / ۲۰۳۰ یک سند استعماری است.
١٣٩٦/٠٢/٢٧

همه مردم چه مخالف و چه موافق رئیس جمهور منتخب را یاری دهند/ اختلافات بعد از انتخابات به رفاقت تبدیل شود.
١٣٩٦/٠٢/٢٩

---------------------------
دروس
احکام شرکت - جلسه یکصد و بیستم
موضوع: تقسيم ديون بحث در مسأله ي هجدهم از مسائل مربوط به تقسيم است. اين مسأله حاوي دو فرع است که فرع اول آن را بحث کرديم و خلاصه ي آن اين است که دو نفر از يک نفر مشترکا طلب دارند مثلا پدري از دنيا رفته و مطالباتش به شکل مشترک به فرزندانش رسيده است يا دو نفر معامله ي واحدي با کسي کردند و ثمن آن که دين است مشترک مي باشد. بحث در اين است که آيا مطالبه را مي توان تقسيم کرد مثلا دو چک از مطالبات مانده است که هر کدام يک چک را بگيرند.
٩٦/٠٢/٠٢

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و یکم
موضوع: کلامي در مورد حضرت ابو طالب: مطابق برخي از تواريخ، امروز مصادف با رحلت حضرت ابو طالب پدر گرامي امير مؤمنان علي عليه السلام است. او همانند حضرت علي عليه السلام مظلوم بود. جمعي ازکساني که افکار بني اميه را دارند اصرار دارند بگويند که او به پيغمبر اکرم (ص) ايمان نياورد اين در حالي است که ما در تفسير نمونه ذيل آيه ي
( وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْه ) اسناد و مدارک و اشعار مختلفي در مورد او نقل کرديم که دلالت بر ايمان او دارد.
٩٦/٠٢/٠٤

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و دوم
موضوع: بحث اخلاقي: رسول خدا (ص) در حديثي مي فرمايد: أخسر النّاس صفقة رجل أخلق يديه في آماله و لم يساعده الأيّام على أمنيّته فخرج من الدّنيا بغير زاد و قدم على اللَّه تعالى بغير حجّة.
٩٦/٠٢/٠٦

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و سوم
موضوع: تقسيم و وجود منافع مشترکه بحث در مسأله ي بيستم از مسائل مربوط به قسمت است و آن اينکه گاه بعد از قسمت، همچنان چيزهايي به شکل مشترک باقي مي ماند مثلا راه آب، مسير ورود، جايي که فاضلاب است مشترک است. حال بعد از تقسيم، کسي که راه آب در سهمش افتاده است و يا مسير آب در سهم او واقع شده است مي تواند از ديگري جلوگيري کند و بگويد که بايد براي رفتن به ملک خود بايد از مسير ديگري استفاده کني؟
٩٦/٠٢/٠٩

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و چهارم
موضوع: تقسيم وقف مسأله ي بيست و يکم آخرين مسأله از مسائل تحرير الوسيلة و در مورد تقسيم است. تا به حال در مورد تقسيم املاک سخن به ميان آمده بود و اکنون امام قدس سره به سراغ تقسيم وقف مي رود.
٩٦/٠٢/١١

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و پنجم
موضوع: تقسيم وقف بحث در مسأله ي بيست و يکم از مسائل مربوط به قسمت است. اين مسأله در مورد تقسيم اموال موقوفه که مشترک است بحث مي کند. امام قدس سره قائل است که وقف را نمي شود تقسيم کرد مگر در جايي که بين موقوف عليهم نزاع رخ دهد؛ نزاعي که موجب خرابي وقف شود. در اين صورت از سر ناچاري بين طبقه ي موجود تقسيم مي کنيم ولي وقف در مورد طبقه ي بعد که با هم اختلاف ندارند دوباره به شکل مشاع و مشترک در مي آيد.
٩٦/٠٢/١٢

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و ششم
موضوع: بحث اخلاقي: پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حديثي پنج دستور در مورد نظامت ارائه کرده مي فرمايد: اغسلوا ثيابكم و خذوا من شعوركم و استاكوا و تزيّنوا و تنظّفوا يعني لباس هاي خود را بشوييد و موهاي اضافي را از سر و صورت بزدائيد، مسواک بزنيد تا دهانتان بدبو نباشد، لباس مناسب بر تن کنيد و خودتان نيز پاکيزه باشيد.
٩٦/٠٢/١٣

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و هفتم
موضوع: افراز وقف از وقف بحث در مسأله ي بيست و يک از مسائل قسمت است و به فرع سوم آن رسيده ايم. تا اينجا مسائلي که امام قدس سره در مورد قسمت بيان فرموده است تمام شده است ولي مسائلي وجود دارد که علماء متعرض آن شده اند و برخي از ايشان آن را در کتاب القضاء عنوان کرده اند. ما اين مسائل را بر اساس شرايع و متن جواهر بيان مي کنيم.
٩٦/٠٢/١٦

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و هشتم
موضوع: حکم قاسم در قسمت بحث در احکام قسمت است و به سراغ مسائلي رفته ايم که امام قدس سره در تحرير متعرض آنها نشده است. گفتيم که اين مسائل را بر اساس شرايع و جواهر مطرح مي کنيم.
٩٦/٠٢/١٧

احکام شرکت - جلسه یکصد و بیست و نهم
موضوع: شرايط قاسم بحث در مسأله ي دوم از مسائلي است که امام قدس سره آن را مطرح نکرده است. بحث در شرايط و صفات قاسم است که علماء پنج شرط براي او ذکر کرده بودند و آنها را بحث کرديم.
٩٦/٠٢/١٨

احکام شرکت - جلسه یکصد و سیم
موضوع: تعدد قاسم و عدم آن بحث در مسأله ي سوم از مسائل قسمت است که امام قدس سره در تحرير متذکر آن نشده است.
٩٦/٠٢/١٩

---------------------------
فن آوری
راه اندازی کانال پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله بر روی نرم افزار بیسفون پلاس
کانال رسمی پایگاه اطلاعرسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در شبکهی اجتماعی تلفن همراه "بیسفون پلاس" (نرم افزار پیام رسان ایرانی) راهاندازی شد.
کاربران این شبکه میتوانند از این پس آخرین بیانات، پیامها و رویدادهای مرتبط با معظّم له، پند تصویرها و کلیپ های تولیدی این پایگاه را از طریق این حساب دنبال نمایند.
کاربران نسخه قدیمی نرم افزار بیسفون نیز می توانند، پس از نصب نسخه جدید یعنی بیسفون پلاس، از طریق شناسه:
@makarem_ir
مطالب این کانال را دنبال کنند. همچنین کاربران گرامی می توانند این کانال را در گروه "مذهبی" مشاهده نمایند.
لازم به ذکر است مطالب این پایگاه و اخبار معظم له تا زمانی که نسخه قدیمی از دسترس کاربران خارج نشده است، هم بر روی نسخه قدیم و هم بر روی نسخه جدید نرم افزار منتشر خواهد شد.

---------------------------
یادداشت
جایگاه و شخصیت حضرت ابوطالب(علیه السلام) از منظر معظم له

بيست و ششم ماه رجب ، روز وفات حضرت ابوطالب عليه السلام؛ مدافع بزرگ و با شخصيت اسلام است، لذا در حالی كه اسلام در مسير پيشرفت بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله به كار خود ادامه مى داد؛ دو حادثه به وجود آمد كه فشار را بر محمد صلى الله عليه و آله زياد كرد و آن وفات ابوطالب(علیه السلام) و خديجه(سلام الله علیها) بود كه سه سال پيش از هجرت اتفاق افتاد، گفته اند چنان عرصه بر پيامبر صلى الله عليه و آله تنگ شد كه: «حتى ينثر بعضهم التراب على راسه و حتى ان بعضهم يطرح رحم الشاة و هو يصلى ...؛بعضى خاك بر سرش مى ريختند، و بعضى زهدان گوسفند بر بدنش مى افكندند در حالى كه نماز مى خواند».

جایگاه ابوطالب(علیه السلام) نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله)
در فرازی از تاریخ می خوانیم ابو طالب علاقه شديدى به عقيل داشت و پيامبر اكرم صلى الله عليه و اله روزى خطاب به عقيل فرمود: «يا أبا يزيد إني أحبك حبين؛ حبا لقرابتك مني و حبا لما كنت أعلم من حب عمي إياك؛ اى عقيل! من تو را به دو جهت دوست دارم يكى از اين جهت كه خويشاوند نزديك منى و ديگر اينكه عمويم ابو طالب تو را بسيار دوست مى داشت».

سخنی درباره ایمان ابوطالب(علیه السلام)
برخی معتقدند كه ابوطالب(علیه السلام) مدتها قبل از اظهار اسلام، مسلمان شده بود و اسلام خود را به دلايلى پنهان مى داشت.
لیکن با كمال تأسف بايد اين حقيقت را فاش كرد كه تمام كسانى كه به نحوى از انحاء با على عليه السلام ارتباطى داشته اند، مواجه با سيل مخرب تبليغات مسموم بنى اميه شدند و آثار آن هنوز در بعضى كتابهاى اهل سنت باقى است، لذا شخصیت هایی بزرگ هم چون ابوطالب(علیه السلام) پدر مهربان و بزرگوار على عليه السلام و حامى بزرگ اسلام و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مورد هجوم اين سيل تبليغاتى شد، حال آنکه براى پى بردن به ايمان خالص ابوطالب حامى اسلام مى توان به كتابهایی همچون «ابوطالب مؤمن قريش» و اثر نفیس«الغدير» مراجعه نموده و مدارك فراوان جالبى را كه از طريق اهل سنت درباره ايمان ابوطالب نقل شده مطالعه نمود.
به راستی چرا گروهى اين همه اصرار دارند انبوه شواهد تاريخى و آثارى كه از ايمان ابوطالب عمو و حامى پيغمبراكرم (صلى الله عليه وآله) انکار کنند و بگويند او كافر و مشرك از دنيا رفته؟! جز اين كه او پدر بزرگوار اميرمؤمنان على (عليه السلام) بود.
بی تردی اگر حمايت و پشتيبانى كامل ابوطالب پدر بزرگوارش از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) در مكه نبود طايفه قريش و گرگان درنده عرب، آيين اسلام را در نطفه خفه كرده بودند و امروز اثرى از آن ديده نمى شد.
اما مسلمانان حق شناس! پاداش عجيبى به «ابوطالب» در برابر آن همه جانفشانى دادند، و آن اين بود كه گفته اند ابوطالب هرگز ايمان نياورد و كافر از دنيا رفت!،

اشعار حضرت ابوطالب علیه السلام؛ گواهی بر ایمان کامل حامی بزرگ اسلام
در زمانه ای به سر می بریم که به زعم برخی افراد جاهل، ابوسفيان (با همه سوابق و لواحق در اسلام ستیزی!) مسلمان از دنيا رفته است ولى حامى اسلام ابوطالب كافر و غير مسلمان!.
با اينكه كمترين اعتراف ابوطالب درباره اسلام اين است:
ولقد علمت بأن دين محمد
من خير أديان البرية دينا!
يعنى: به طور قطع دانستم كه آيين محمد صلى الله عليه و آله بهترين آيين هاى مردم دنياست.
به راستی آيا ابوطالب آنچنان مرد ضعيف الاراده و كم فكرى است كه يقينا بداند آيين و دين پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله بهترين آيين هاست و در عين حال از آن پيروى نكند واز مردم بترسد؟! نه، هرگز. مگر او سيدالبطحا و بزرگ مردم مكه نبود؟
ویا اشعار ابوطالب (علیه السلام)در رثای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز مدعای ما را اثبات می کند: در كتابى كه به نام ديوان ابوطالب در دست ما است اشعار زيادى در این زمینه ديده مى شود مانند:
ارادوا قتل احمد ظالموهم
وليس بقتلهم فيهم زعيم
«ستمگران آنها تصميم قتل احمد را داشتند- ولى براى اين كار رهبرى نيافتند».
و ان كان احمد قد جائهم
بحق ولم يأتهم بالكذب
«قطعا احمد آيين حقى براى آنها آورده- و هرگز دروغ نياورد.»،
در غير ديوان ابوطالب نيز اشعارى از ابوطالب نيز در اين زمينه نقل شده مانند:
لقد اكرم الله النبى محمدا
فاكرم خلق الله فى الناس احمد
«خداوند پيامبر خود محمد را گرامى داشت- و لذا گرامى ترين خلق خدا در ميان مردم احمد است».،

برشی های تاریخی از حمایت های ابوطالب (علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
«ابوطالب » پدر بزرگوار اميرمؤمنان على (عليه السلام) ، كه نفوذ و اعتبارى بسيار در ميان مردم مكه داشت، و از تدبير و هوش و ذكاوت فوق العاده اى برخوردار بود، او خود را سپرى نيرومند در برابر پيامبر (صلى الله عليه وآله) كرده بود و يار و ياور و حامى مهربان پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) بود.
در تبیین این مدعا می توان به کلام امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام)استناد کرد که در نامه ای به معاویه فرمود: «و كافرنا يحامي عن الأصل »؛ به عقيده جمعى از مفسران نهج البلاغه اشاره به شخصيتهايى همچون عباس، ابوطالب ، حمزه و امثال آنهاست كه حتى قبل از آن كه اسلام بياورند، مدافع اسلام و پيغمبر اكرم به خاطر وفادارى به اصول عواطف خويشاوندى بودند.
در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مى خوانيم: «ابوطالب همواره با شمشيرش از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دفاع مى كرد».
و یا ابن هشام در تاريخ خود معروف به سيره نبوية آورده است ، در آغاز اسلام هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسيد پيامبر صلى الله عليه و آله براى اداى نماز به بعضى از دره هاى مكه مى رفت و تنها على بن ابى طالب به صورت پنهانى همراه او بود ... روزى پدرش ابوطالب گفت: فرزندم اين چه دينى است كه تو بر آن هستى؟ گفت: اى پدر! من به خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و آنچه را از سوى او آورده ايمان آوردم، و با او نماز خواندم؛ ... ابوطالب گفت: آگاه باش كه او تو را جز به خير و نيكى فرا نخوانده است؛ هرگز از او جدا مشو»!،
هم چنین عثمان بن مظعون كه يكى از صحابه معروف پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است مى گويد: من در آغاز اسلام را به صورت ظاهرى پذيرفته بودم نه با قلب و دل؛ دليل آن هم اين بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله كرارا به من پيشنهاد اسلام كرد و من هم از روى حياء پذيرفتم.
اين وضع همچنان ادامه يافت تا اين كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله آيه ای را تا به آخر براى من خواند، محتواى عالى آن بر دل من چنان اثر گذاشت كه در همان ساعت، اسلام در اعماق جان من فرو نشست. به سراغ ابوطالب عموى پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم، و جريان را به او خبر دادم .
گفت: «اى طايفه قريش! از محمد صلى الله عليه و آله پيروى كنيد كه هدايت خواهيد شد؛ زيرا او شما را جز به فضايل اخلاقى دعوت نمى كند».

اندوه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از فراق حضرت ابوطالب (علیه السلام)
در تاريخ در موضوع یتیمی پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است؛ چون در آن هنگام كه در شكم مادر بود، پدرش عبدالله را از دست داد و شش ساله بود كه مادرش نيز از دنيا رفت و خداوند او را در آغوش جدش عبدالمطلب و در هشت سالگى كه جدش از دنيا رفت، در دامان عمويش ابوطالب پناه داد كه او را همچون جان شيرين در بر مى گرفت و محافظت مى كرد، آری ابوطالب كه فرد بسيار با شخصيت وپرنفوذى در ميان قريش و مكه بود، كفالت پيامبر صلى الله عليه و آله را برعهده گرفت و مراقبت و حفاظت ويژه اى از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)نمود.
لیکن «بعد از وفات «ابوطالب » كار بر پيامبر صلى الله عليه و آله سخت شد به سوى «طائف» رفت شايد يارانى پيدا كند، اشراف «طائف» شديدا از در تكذيب درآمدند، و آنقدر از پشت سر، به پيامبر سنگ زدند كه خون از پاهاى مباركش جارى شد، خسته و ناراحت به كنار باغى آمد، و در سايه درخت نخلى نشست، در حالى كه خون از پاهاى مباركش مى ريخت.
حتى در حديث معروفى از ابن عباس مى خوانيم كه مى گفت: هيچ آيه اى شديدتر و مشكل تر از اين آيه «فاستقم كما أمرت ...» بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نشد و از اين رو هنگامى كه اصحاب آن حضرت پرسيدند: اى رسول خدا! چرا به اين زودى موهاى شما سفيد شده و آثار پيرى نمايان گشته می فرمود:«شيبتني هود والواقعة ؛ سوره «هود» و «واقعه» مرا پير كرد».  گفته اند: سوره «هود» بعد از وفات «ابوطالب » و «خديجه» نازل شد كه امواج غم و اندوه از هر سو قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله را احاطه كرده بود.

سخن آخر
با نهايت تأسف اين يار وفادار، و شخصيت بزرگ و انسان ايثارگر، در سال دهم بعث به فاصله كمى چشم از جهان پوشيد، و پيغمبر (صلى الله عليه وآله) را در مرگ خود عزادار ساختند، و رسول خدا (صلى الله عليه وآله) از اين نظر تنها ماند.
شدت اندوه آن حضرت در سوگ ابوطالب(علیه السلام) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) كه به حق هر كدام سهم قابل ملاحظه اى در پيشرفت اسلام داشتند از اين جا روشن مى شود كه آن سال را «عام الحزن» يعنى «سال غم و اندوه» نام نهادند.،اما درباره رمز وجودآن حضرت در حال غيبت نمى توان به عنوان يك سلسله دلايل قطعى در اين مسأله اسرارآميز، روى آنها تكيه کرد به خصوص اينكه گاه مى شود انسان مطالبى را درك مى كند ولى در بيان، به طور كامل نمى گنجد. با همۀ این تفاسیر که ما به عدم اطلاع كامل از سر حقيقى غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)اذعان می کنیم، لیکن می توان وجوهى را ذكر کرد تا حدود قابل توجهى از تا اسرار اين مسأله تبیین شود.

---------------------------
یادداشت
مفهوم غیبت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

نخست بايد توجّه نمود كه غيبت امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ديدگان ما به اين معنا نيست كه او در جهان ديگرى جز اين جهان زندگى مى كند و يا وجود جسمانى او به وجود ناپيدايى مانند امواج «اثر» تبديل گرديده است؛ بلكه معنا غيبت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اين است كه او در ميان مردم زندگى مى كند و مردم وى را مى بينند ولى نمى شناسند و از يك زندگى طبيعى برخوردار است.

اسرار غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و جنبش پرسش گرایی فطری
در وهلۀ نخست باید به سوالات متعدد در زمینۀ غیبت طولانی آن حضرت اشاره کرد، پرسش هایی از این قبیل که چرا مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نمى كند با اين كه فساد و ظلم بقدر كافى وجود دارد؟چرا با قيام خود جهان را در مسير عدل و داد قرار نمى دهد؟آخر تا كى بايد نشست و شاهد صحنه هاى ظلم و خونريزى و بيدادگرى مشتى تبهكار و از خدا بى خبر باشيم؟چرا اين قدر غيبتش به طول انجاميده است؟
او در حقيقت انتظار چه چيزى را، مى كشد؟و بالاخره سرّ اين غيبت طولانى چيست؟ طرح مسأله تأخير ظهور ،مطلبى است كه همه معتقدان به ظهور آن مصلح جهانى بايد به آن بينديشند كه چراآن ظهور بزرگ به وقوع نمى پيوندد؟چرا آن حضرت قيام نمى كند و دنياى تشنه را با جام عدالت و دادگرى خويش سيراب نمى سازد؟

آمادگی و پذیرش جهانی؛ تحقق چشم انداز ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
بی تردید براى تحقّق يك انقلاب همه جانبه در سطح جهان تنها وجود يك رهبر شايسته انقلابى كافى نيست بلكه آمادگى عمومى نيز لازم است؛زیرا برنامه قيام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، همانند برنامه قيام همه پيامبران الهى، از راه بهره گيرى از وسائل و اسباب طبيعى انجام مى گيرد، و هيچ گاه اعجاز اساس آن را تشكيل نمى دهد؛ بلکه معجزات جنبه استثنايى دارند و در روند برنامه هاى اصلاحى رهبر آسمانى جز در موارد استثنائى دخالت نخواهند داشت.
بنابراين، اجراى طرح حكومت حقّ و عدالت در سطح جهانى، بايد با استفاده از سلاح روز، تربيت افراد لايق، مشورتهاى لازم، طرح نقشه هاى مؤثّر، تاكتيكهاى نظامى حساب شده، و خلاصه، فراهم ساختن هرگونه امكان مادّى و معنوى به عنوان مهمترین عوامل در پيشبرد اهداف ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ تحقق یابد.
به تعبير ديگر، مهدى عليه السلام آئين و مذهب جديدى با خود نمى آورد بلكه او طرح هاى انقلابى اجرا نشده الهى را به مورد اجرا مى گذارد؛رسالت او تنها ابلاغ و انذار و تعليم و تربيت و توصيه و تذكّر نيست؛ بلکه رسالت آن حضرت اجراى همه اصولى است كه به ظلم و ستم و تبعيض، در سايه حكومت علم و ايمان پايان مى بخشد، و مسلّماً اجراى اين طرح بدون آمادگى يا آمادگي ها ممكن نيست.
با توجّه به به این مهم، روشن مى شود كه چرا مى گوييم هنوز وجود اين آمادگى مسلّم نيست؛ چه اينكه، حدّ اقل چند نوع آمادگى براى اين كار لازم است.

ارتقای فکری و فرهنگی جوامع بشری؛ مهمترین حکمت در اصل غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
بدیهی است مردم جهان بايد به قدر كافى تلخى وضع نابسامان و بى عدالتي ها را درك كنند.مردم جهان بايد نارسائى و ضعف قوانين بشرى را براى اجراى عدالت اجتماعى لمس كنند.
مردم جهان بايد اين حقيقت را بيابند كه تنها در سايه اصول و پيوندهاى مادّى و ضمانت اجرايى موجود و مقرّرات خود ساخته انسان ها مشكل جهان حل نمى شود؛ بلكه مشكلات هر روز متراكم تر و به گونه كلاف سردرگمى پيچيده تر مى گردد.
مردم جهان بايد احساس كنند كه بحران هاى كنونى زاييده نظامات كنونى است؛ و اين نظامات از حلّ بحران ها سرانجام عاجزند.
مردم جهان بايد درك كنند كه براى وصول به اين هدف بزرگ، اصول و نظاماتى تازه لازم است كه متّكى به ارزشهاى انسانى و ايمان و عواطف بشرى و اخلاق باشد، نه تنها اصول خشك و بى روح و نارسايى مادّى.
مردم جهان بايد به اين حد از رشد اجتماعى برسند كه دریابند پيشرفت تكنولوژى الزاماً به مفهوم پيشرفت بشريّت و تأمين خوشبختى انسانها نيست؛ بلكه تكنولوژى پيشرفته تنها در صورتى ضامن نيكبختى و سعادت است كه زير چتر يك سلسله اصول معنوى و انسانى استقرار يابد و الّا همان گونه كه بارها ديده ايم بلا آفرين خواهد بود و مايه ويرانگرى است.
مردم جهان بايد دريابند صنايع اگر به صورت بتى درآيند بر حجم مشكلات كنونى افزوده خواهد شد و به ابعاد ويرانى و ضايعات جنگها وسعت مى بخشد؛ بلكه بايد به شكل ابزارى درآيند تحت كنترل انسانهاى شايسته.
لذا هرگاه مردم جهان از نظر رشد فكرى و كمالات روحى به حدى برسند كه بتوانند ارزش وجود امام عليه السلام را درك نمايند و شايسته رهبرى او گردند، در اين صورت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدون هيچ قيد و شرطى ظهور نموده و از پس پرده غيبت بيرون مى آيد.

تعلیم و تربیت تدریجی ؛بستر ساز قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشري
بی تردید مردم جهان بايد تشنه شوند و تا تشنه نشوند به سراغ چشمه هاى آب نمى روند.به تعبير ديگر، تا در مردم جهان تقاضائى نباشد، عرضه هر نوع برنامه اصلاحى، مفيد و مؤثّر نخواهد بود؛ كه قانون «عرضه و تقاضا» بيش از آنچه در مسائل اقتصادى مورد توجّه است در مسائل اجتماعى بايد مورد توجّه قرار گيرد.
حال اين پرسش مطرح می شود كه حالت عطش و تقاضا را چه عاملى بايد ايجاد كند؟، در پاسخ مى گوييم؛ قسمتى از آن نیازمند گذشت زمان است ، امّا قسمت دیگر منوط به تعليم و تربيت است؛ لذا بايد با رستاخيز فكرى كه از طرف انديشمندان با ايمان و آگاهان مسئول جامعه به وجود مى آيد، اصل ظهور عملى شود.
البتّه گذشته زمان و شكست قوانين مادّى و پديد آمدن بن بست هاى جهانى و كشيده شدن بشريّت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را خسته خواهد كرد و آنان را به اين حقيقت واقف خواهد ساخت كه اصول قوانين مادّى و سازمان هاى به اصطلاح بين المللى، نه تنها نمى توانند مشكلات زندگى را حل كنند و عدالت را در جهان حكمفرما سازند، بلكه همين خستگى و يأس، مردم دنيا را براى پذيرش يك انقلاب بنيادى مهيّا و آماده مى سازد و مى دانيم كه اين موضوع نياز به گذشت زمان دارد تا تجربه هاى تلخ زندگى ثابت كند كه تمام نظامات مادّى و سازمان هاى بشرى در اجراى اصول عدالت و احقاق حق و برقرارى امنيّت و آرامش، عاجز و ناتوان مى باشند و سرانجام بر اثر يأس و نوميدى، اين تقاضا در مردم گيتى براى تحقّق چنان آرمان الهى پديد آيد و زمينه براى عرضه يك انقلاب جهانى به وسيله يك مرد الهى و آسمانى از هر نظر مساعد گردد.
در کنار این امر، اندیشمندان نیز بايد در جوامع بشری با برنامه هاى انسان سازى خود، حدّ اقل اين آگاهى را به مردم جهان بدهند كه با اين اصول و قوانين و روشهايى كه در دست دارند مشكلات اساسى حل نخواهد شد؛ و به هر حال، اين مقوله نيازمند به زمان است،متأسفانه هنوز دنيا آماده پذيرش چنان حكومتى نشده است و به محض آمادگى، قيام او قطعى است.

سیر تکاملی در علوم و فرهنگ هاى انسانى ، شاخصۀ پیشرفت گرایی در شاکلۀ فلسفۀ غیبت مهدوی
آزمون هاى انسانى الهى، به معنى پرورش استعدادها و آشكار ساختن شايستگي ها و جدا شدن صفوف از يكديگر است.و به تعبير ديگر، هدف، تربيت و تكامل يا ايجاد آمادگى است؛ زيرا احاطه علمى خداوند نسبت به همه چيز هر گونه هدف آگاهى طلبى را از آزمونهاى الهى سلب مى كند.
حال  گردآورى تمام مردم جهان در زير يك پرچم، كوتاه ساختن دست زورمندان و قلدران در همه جا، گستردن تعليم و تربيت در آخرين حدّ امكان در همه سطوح، تفهيم كامل اين مسأله است كه اختلاف زبان، و نژاد، و منطقه جغرافيايى و مانند آنها، دليل بر اين نيست كه مردم جهان نتوانند همانند برادران، در يك خانواده زندگى كنند؛ و در صلح و برادرى و عدالت زيست نمايند.
هم چنین فراهم ساختن يك اقتصاد سالم و كافى براى همه انسانها، نياز به رشد فرهنگى و بالا رفتن سطح دانش بشرى از يك سو، و تكامل وسائل صنعتى از سوى ديگر دارد؛ وسائلى كه بتواند پيوند سريع و نزديك و دائمى ميان تمام نقاط جهان بر قرار سازد، كه آن هم بدون گذشت زمان ممكن نيست.
حال چگونه ممكن است يك حكومت به وضع همه جهان رسيدگى كند اگر ارتباطات به كندى صورت گيرد؟ به راستی چگونه مى توان با وسائلى كه فرستادن يك پيام با آن به نقاط دور افتاده جهان يك يا چند سال وقت لازم دارد دنيا را اداره كرد؟.
لذا چنين حكومتى نياز به وجود وسايل كامل ارتباط جمعى دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احكام و اصول انسانى را از طرق مختلف در مدّت كوتاهى به مردم جهان اعلام كند. اين موضوع بدون تكامل صنايع انسانى و گذشت زمان نيز انجام نمى گيرد.
بدین ترتیب براى برقرار ساختن يك حكومت جهانى، براساس عدل و داد، نياز فراوانى به پيشرفت علوم و دانش ها و فرهنگ هاى اجتماعى و مردمى است كه آن نيز بدون پيشرفت فكرى و گذشت زمان ممكن و ميسّر نمى گردد.
از این جهت برقرارى حكومت جهانى كه در سراسر جهان، عدل و داد و قانون حكومت كند و همه مردم جهان از كلّيّه مزاياى فردى و اجتماعى اسلام بهره مند گردند بدون وجود يك فرهنگ پيشرفته در كليه شؤون بشرى امكان پذير نيست و هرگز بدون يك فرهنگ كامل، جامه عمل به خود نمى پوشد. اين نيز احتياج به گذشت زمان دارد.
اینچنین است که  از برخی روايات كه شكل زندگى مردم جهان را در عصر قيام مهدى عليه السلام ترسيم مى كند استفاده مى شود كه پيشرفت تكنولوژى و صنعت مخصوصاً صنايع حمل و نقل و ارتباطى در آن عصر چنان خواهد بود كه قارّه هاى بزرگ جهان عملًا به صورت چند شهر نزديك به هم در مى آيند؛ و شرق و غرب حتّى حكم يك خانه را پيدا مى كند؛ مشكل زمان و مكان بكلّى حل خواهد شد.
البتّه ممكن است قسمتى از اين امور در پرتو يك جهش و انقلاب صنعتى در آن عصر صورت گيرد، ولى بالاخره يك نوع آمادگى علمى و به عنوان زمينه تکاملی بايد در آستانه چنان عصرى وجود داشته باشد.

پرورش نیروی انسانی و  انقلابى
بی شک پيشبرد اهداف و پى ريزى انقلاب مهدوی به يك نيروى فعّال و سازنده انسانى نياز دارد، از این رو لازم است گروهى هر چند در اقلّيّت باشند در اين جهان پرورش يابند كه هسته اصلى ارتش انقلابى آن مصلح بزرگ را تشكيل دهند.
بايد در ميان اين جهنّم سوزان، گلهائى برُويَد تا مقدّمه گلستانى گردد؛ بايد در اين شوره زار نهالهايى تربيت شوند تا پيام آور بهار براى دگران باشند.
بايد افرادى فوق العاده آگاه، شجاع، دلسوز؛ فداكار و جانباز براى اين كار تربيت شوند هرچند نسلهايى براى اين منظور يكى پس از ديگرى بگذرند تا ذخاير اصلى آشكار گردد و عناصر اصلى انقلاب فراهم شود، و اين نيز زمان مى خواهد.
اگر در برخى از روايات مى خوانيم كه فلسفه طولانى شدن غيبت امام زمان، همان امتحان و آزمايش مردم است، ممكن است ناظر به همين قسمت باشد؛ زيرا امتحان و آزمايش در منطق اسلام نه به معنا آزمون هاى معمولى و كشف امور پنهانى است؛ بلكه مقصود از آن پرورش روحيّات پاك و پديد آوردن حدّاكثر ورزيدگى در افراد مى باشد.

سخن آخر
در خاتمه باید گفت آثار و اسرار غيبت طولانى امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نشان می دهد تحقق جهات چند گانه در این نگاشته، نياز به اين دارد كه زمان قابل ملاحظه اى بگذرد و جهان از بسيارى از جهات پيش برود؛ و آمادگى روحى و فكرى براى پذيرش حكومت جهانى بر اساس حقّ و عدالت در مردم پديد آيد؛ آن گاه اين برنامه با وسايل و امكانات خاصّى در سطح جهانى به وسيله حضرت مهدى (عج) پياده گردد.

---------------------------
پرونده ویژه
درآمدی بر مسائل جوانان از منظر معظم له

مسألۀ جوانان از جمله مسائل بسیار مهم به شمار می آید ؛ از این رو اینجانب از گذشته تا کنون، بهترین کتابهایم را برای جوانان نگاشته و بیشترین فعالیت فرهنگی را برای جوانان انجام داده ام، به عنوان نمونه رسالۀ ویژۀ جوانان را نگاشتم تا مسائل و مشکلات جوانان را در زمینه فقهی بر طرف ساخته و زمینه آشنایی هر چه بیشتر نسل جوان با احکام اسلامی را فراهم نمایم.
هم چنین با زبان ساده و جوان فهم کتاب عقایدی تألیف نمودم که متناسب با نسل جوان و محصول ده ها سال مطالعه بنده است، لیکن هدفم این بوده که صرفاً به مسائل اعتقادی جوانان قناعت نکنم، از این رو ، با مطالعه و پژوهش های فراوان، در زمینه های مختلف تفسیری، فقهی، کلامی..کتاب تألیف نمودم که مخصوص جوانان است ؛الان نیز بر همان عقیده ام؛ ما در کنار حفظ اصول، باید با زبان جوانان با آنان صحبت کنیم.

ضرورت جذب جوانان به مسجد
گفتنی است نخستین کار پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در مدینه ایجاد یک مسجد ساده بود، همین مسجد و چهار دیواری ساده مرکز تشکیل حکومت اسلامی، مرکز ارتش، محل تعلیم و تربیت و محل قضاوت به شمار می رفت؛ لذا در دورانی که به برکت نظام اسلامی زمینه ها آماده است مساجد را باید به دوران پیامبر اسلام بازگرداند، مسجد باید محل تعلیم، تربیت مجاهد و مرکز تهذیب نفوس باشد و در برابر هجمه های فکری و شبهه افکنی های دشمن ایستادگی کرده و تطهیر قلوب کنند.
لذا مسجدی مطلوب است که مرکز پاکسازی و نوسازی قلوب باشد، زیرا در جامعه آلودگی هایی وجود دارد که ممکن است انسان ها را آلوده کند، حال این وظیفه و کارکرد اصلی مساجد است که این افراد را از آلودگی ها پاک کنند.
با این تفاسیر، برای جذب جوانان باید برنامه های گوناگونی همانند اردوهای زیارتی، اردوهای تفریحی و در نظر گرفتن جایی در کنار مساجد برای ورزش سالم  اجرا شود.
هم چنین برای جذب جوانان به مساجد باید کتابخانه و کانونهای قرآن ایجاد کنیم و این مساله اهمیت دارد؛ چراکه جوانان پشتوانه نظام اسلامی هستند و اگر مساجد از جوانان خالی شود، خطرناک است.

برخوردهای زننده ، منفی و نامناسب ؛ زمینه ساز دین گریزی جوانان
از جمله صفات پرهيزگاران نرم سخنى آنها است؛ پرهيزگاران با آرامى و بدون غلظت و درشتى سخن مى گويند و اين از واجبات دعوت و هدايت است. لذا مسائل عاطفی بیش از استدلال در جوانان تاثیر گذار است، اخلاق و برخورد مناسب با جوانان خیلی موثر تر از مباحث استدلالی هستند.
بسيارى را ديده ايم كه هدايت كردن و راهنمائى كردن آنها چون با شدت و تندى بوده نه اثر مطلوب گذاشته، بلكه عكس نتيجه منفى داده است؛ آنهائى كه ادعاى علم و تدين مى كنند، بارها ديده شده در مواجهه با جوانى که برخی از نکات استحبابى وضو و نماز را رعايت نمى كند به شدت اعتراض مى كنند و با تندى مى خواهند اين مطلب را به او آموزش دهند در حالى كه خودشان هنوز نفهميده اند که اين عمل مستحب است، حتى اگر واجب هم بود، اين طرز ارشاد نيست!.
يكى از خانمها روزى مى گفت : زن جوانى كه تازه ازدواج كرده بود، در ماه رمضان به مسجد آمده بود و احكام نماز جماعت را درست نمى دانست، و اشتباهى كرد و خودش گفته بود پس از مدتى طولانى، براى اولين بار به مسجد آمده، بعد از نماز، پيرزنى كه بى سواد بود و ادعاى تدين مى كرد، به او پرخاش كرد و گفت: چگونه زنى به سن و سال تو نبايد نمازش را درست بخواند و همين گونه صحبت كردن پيرزن با او موجب شد كه از مسجد برود و ديگر در آن مسجد ديده نشد.
يك بار خودم شاهد بودم كه جوانى دعائى مى خواند و اشتباه کوچکی در نحوۀ خواندن آن دعا مرتکب شد، در این حین فردی به ظاهر متدین به آن جوان اعتراض نمود و گفت اگر غريبه اى بيايد و بشنود اين گونه مى خوانى، مى گويد افرادى كه در اين مسجد مى آيند سواد ندارند، امام جماعت مسجد سواد ندارد كه به تو تذكر دهد، تو كه دقيق دعا را نمى توانى بخوانى نخوان!، لذا آن فرد معترض آن قدر بد برخورد كرد كه خدا مى داند، من شرمنده شدم و گفتم اين جوان كه شايد ١٥ سال، هم نداشت به جای اینکه از او تقدير شود، اين گونه با او برخود مى شود در حالى كه اگر هم اشتباه كرده بود بايد درست تذكر به او داده مى شد.
اما به راستی چقدر بايد زحمت كشيده شود تا جوانى به مسجد كشيده شود و ما اين گونه به راحتى آنها را از دست مى دهيم، بسيارى از مسجد راندگان و كسانى كه به مكتبهاى الحادى روى آوردند، به واسطه همين برخوردها و اين به اصطلاح مسلمانهائى بوده كه اين چنين سخن گفتند، آنهائى كه شروط دعوت را نمى دانستند.
از این رو ما اگر خود را پيرو ائمه (عليهم السلام) مى دانيم چرا به چگونگى دعوت به حق و كيفيت برخورد و سخن آنها توجه و اقتدا نمى كنيم،در حالی که نرم سخنى مايه جذب و انعطاف افراد است و اين روش در برخورد ائمه (عليهم السلام) نيز بسيار مشاهده شد که تاريخ نمايانگر آن است.
بدین ترتیب بايد سعى كنيم نرم گفتار و خوش برخورد باشیم وبرخورد نرم را در امر به معروف و نهى از منكر مراعات كنيم كه تندگوئى و تندخوئى چيزى جز لجاجت طرف مقابل به همراه ندارد؛ما واقعا مسؤوليم و بايد در آخرت جوابگو باشيم، اگر از ما روز قيامت بپرسند چه كسى به شما گفته بود اين گونه امر به معروف كنيد چه داريم بگوئيم.

جهاد علمی؛ شاخصۀ جوان مؤمن انقلابی
بدیهی است بر فرهيختگان علم و دانش لازم است تا تاريخ و آثار دانشمندان اسلامى، اعترافات دانشمندان غربى به پيشرفتهاى مسلمانان در علم، اختراعات و ابتكارات علمى مسلمانان قبل از نهضت اروپا و ... را مورد توجه قرار داده، با تدريس اين گونه مطالب در دانشگاهها و مراكز علمى، نسل جوان را براى فعاليت هر چه بيشتر، با نسل پيشين پيوند دهند.
بی تردید جوانى كه آرزو دارد به مقامات عاليه علمى برسد باید تلاش و كوشش را در فراگيرى علم افزايش مى دهد؛این مسألۀ کلیدی در حالی است که گروهی می گفتند دین ضد علم است و علم ضد دین، حال آنکه وقتی می بینیم از متن یک جامعه عده ای از جوانان در مقولۀ علمی درخشان ظاهر می شوند، و یاهنگامى كه دانشمندان جوان ما به اكتشاف جديد و اختراع تازه اى دست مى يابند، غرق در شادى و سرور مى شويم.
جای بسی خوشحالی است که جوانان در مسائل علمی در سطح بالا و درجه یک هستند، این پیروزی علمی جوانان و درجه یک شدن آنها در میان همه کشورهای دنیا به نوبۀ خود یک تبلیغ اسلامی است.
از این رو جوانان باید درس بخوانند و سرمایه ی علمی خود را ارتقا بخشند؛ زیرا جوان گريزپايى كه مدرسه و دانشگاه را ترك گفته و از علم و دانش فرار كرده و در آغوش فساد افتاده، جای او در زندان است؛ حال آيا زندان بهتر است يا رسيدن به مقامات عالى؟!.

جوانان و پیامدهای مخاطره آمیز فضای مجازی
بی تردید قلب جوان همچون زمين خالى است هر بذرى در آن پاشيده شود مى پذيرد، از سوی دیگر در زمانه ای به سر می بریم که نسل جوان بیش از همه احاد جامعه، هدف بمباران تبلیغات و تهاجمات فرهنگی دشمنان قرار گرفته است.در این بین باید به تأثیرگذاری فضای مجازی بر جوانان اشاره کرد؛ که عقاید و اخلاق جوانان را تحت تأثیر قرار داده است.
به عنوان نمونه برخی در فضای مجازی در راستای زدودن اسلامیت نظام فعالیت میکنند، هم چنین بسیاری از مشکلات خانوادگی و طلاق ها ناشی از فضای مجازی است، ارتباط های نامشروع، متهم ساختن خانواده ها و پاشیدن تخم بدبینی و کینهها در موارد بسیاری از همین فضا نشأت می گیرد.محور اساس این فعالیتها نیز جوانان هستند و دشمن هم جوانان را نشانه گرفته است.
با این اوصاف تعجب میکنم که برخی میگویند درصد کمی از فضای مجازی آلوده است! حال آنکه در حال حاضر فضای مجازی خوب کم است.
بهترین راه برون رفت از این چالش ، راهاندازی شبکه ملی و تقویت دسترسی مردم به دریافت اطلاعات خود از این شبکه است، لذا اگر می خواهیم از فضای مجازی استفاده کنیم باید از نوع خوب آن باشد.
لیکن نمی دانیم چرا خیلی ها برای این مطلب دل نمی سوزانند، در حالی که سرنوشت جامعه به ویژه نسل جوان با فضای مجازی گره خورده است؛ این که چرا نسبت به این مساله بی تفاوت هستند برای ما جای سوال است.
بی شک هر کشوری که جوانانش به ورطۀ آلودگی افتند و از نظر اخلاقی و عقیدتی منحرف شوند کشور هم به سقوط کشیده می شود؛ لذا باید سعی کنیم ضمن تبیین چالش ها و تهدیدهای پیش روی نسل جوان، در راستای ارائۀ برنامه ها سالم و مناسب برای جوانان اهتمام ورزیم.

سیاستگری جوانان در سایۀ اجتناب از سیاست زدگی
گفتنی است جوان باید در مسائل سیاسی و اجتماعی وارد شود، جوانان از حالا باید فکر سیاسی داشته باشند لیکن مبادا در چنگال سیاست های انحرافی دشمنان گرفتار شوند..
اینچنین است که وظيفه همه جوانان بايد حفظ نظام ارزشى اسلام به ویژه در عرصۀ سیاسی باشد، اين وظيفه، رسالتى است بر عهده نسل جوان در حوزه ها و دانشگاه ها ، لذا اولين پاسدار اين آرمان هاى اصيل، طلاب و دانشجویان جوان هستند كه تشكيل دهنده دو قشر فعال و متفكر جامعه اند، آنها بايد در اين مسئله دقيق باشند و نگذارند وزن شخصيت را با وزن ثروت ها بسنجند.

ضرورت برنامه ریزی در حوزۀ جوانان
برای آنکه به چنان جامعه اى برسيم که جنگ طبقاتى برچيده شود، و پيشرفت علوم و صنايع و حفظ سلامت مردم ، حفظ نظم و آزادى و تأمين مواد غذايى و مسكن و ساير نيازمنديها به ویژه برای جوانان حاصل شود باید برنامه ريزى و مديريت کرد.
حال آنکه اگر برنامه ریزی صحیح برای جوانان نداشته باشیم نباید انتظار داشت تا به اهدافی در آینده هم چون گسترش اسلام و آموزه های انقلاب اسلامی نایل آمد.
جوانان نیز بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.
جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.
بی شک  اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از عادات ناپسند می شود.
نباید فراموش کرد انقلاب اسلامی ایران به واسطۀ جوانان به نتیجه رسید، فراموش نکنیم امام بیشترین سرمایه گذاری را روی جوانان کرد، جنگ را جوانان به نتیجه رساندند، لذا باید بزرگترین برنامه ریزی ها در حوزۀ جوانان صورت گیرد، تنها آزادی کاذب را به جوان نشان ندهیم.

سخن آخر
در خاتمه باید باید گفت اگر می خواهیم اسلام حفظ بشود باید در حوزه جوانان فعالیت بیشتری انجام دهیم، علما نیز باید به مسایل جوانان توجه بیشتری داشته باشند.
علت تهاجم فرهنگی گسترده علیه جوانان، این است که جوانان بودند که راهپیمایی های پور شور را تشکیل دادند، حکومت طاغوت را ساقط کردند، دفاع مقدس را رقم زدند و در آینده هم در مقابل بیگانگان و استکبار خواهند ایستاد.

---------------------------
پرونده ویژه
توضيحاتى درباره سند ٢٠٣٠

حضرت آيتالله العظمى مكارم شيرازى در ابتدای درس خارج خود که با حضور طلاب و فضلای حوزه علمیه در مسجد اعظم قم برگزار شد، توضيحات زير را درباره سند ٢٠٣٠ بيان فرمودند:
هدف از بيان اين مطالب خداى ناكرده، جسارت به كسى نيست، بلكه بيان توضيحاتى است درباره سند ٢٠٣٠ تا ملت عزيز ما و مسؤولين محترم وظيفه خود را درباره آن بدانند.
و اينكه قبلاً به سراغ آن نرفتم، نخواستم فضاى شيرين انتخابات پرشور و امن و امان تحت تأثير واقع شود.
ضمناً قضاوتهاى ما مربوط به خود اين سند است و آنچه كه در فضاهاى مجازى منتشر کرده و نسبت داده اند مورد نظر ما نيست.
نخست به سراغ تاريخچه اين سند مىرويم. در اولين مادّه آن كه به عنوان مقدمه است مىخوانيم: ما رؤساى دولتها و كشورها و نمايندگان عالى رتبه كه به مناسبت هفتادمين سالروز تاسيس سازمان ملل متحد از ٢٥ تا ٢٧ سپتامبر ٢٠١٥ در مقرّ آن در نيويورك گرد هم آمدهايم، در مورد اهداف جديدى براى توسعه پايدار توافق كرديم (یعنی تعهد کرده ایم).
در ماده ٢ مىگويد ما به نيابت از مردمى كه به آنها خدمت مىكنيم در مورد مجموعهاى از اهداف جامع، فراگير و مردم محور جهانى و دگرگون كننده تصميمى تاريخى اتخاذ كردهايم، سپس اضافه مىكند ما متعهد مىشويم كه براى تحقق كامل اين دستور تا سال ٢٠٣٠ (١٥ سال ديگر) بدون وقفه تلاش كنيم.
اين سند داراى ٥٩ بند و ١٧ هدف است كه بسيارى از آن اهداف زيبا و انسانی است وليكن مجموع آن تثبيت نظام سلطه است.
در هدف چهارم و پنجم مى خوانيم:
تضمين آموزش با كيفيت برابر و فراگير و ترويج فرصتهاى يادگيرى مادام العمر براى همه و دستيابى به تساوى جنسيتى و توانمندسازى همه زنان و دختران.
و در اصل هشتم از اصول پنجاهونه گانه اين سند مىخوانيم: ما به جهانى مىانديشيم كه در همه جاى آن حقوق بشر و كرامت انسانى محترم شمرده شده... و در آن همه زنان و دختران به طور همه جانبه تساوى جنسيتى را درك كنند و همه موانع حقوقى، اجتماعى و اقتصادى موجود بر سر راه توانمند سازى آنان از ميان برداشته شود. در اينجا توجه به چند نكته لازم است:
١. اين سند همانطور كه از مقدمهاش پيداست در واقع يك عهدنامه است براى برنامههاى آموزشى و اقتصادى و اجتماعى و غير آن، در پانزده سال در جهان. يعنى عدهاى نشستهاند براى مردم دنيا تصميم گرفتهاند كه فرهنگ سكولار غرب را در همه جا پياده كنند و به گفته خودشان، هدفشان دگرگون ساختن جهان ماست.
سؤال اين است آيا ما بايد بنشينيم تا ديگران درباره ١٥ سال، تمام شئون زندگى ما (توجه داشته باشيد سند مخصوص آموزش نيست به همه مسائل حتى محيط زيست و مسائل اقتصادى و غير آن نظر دارد) تصميم بگيرند و ما هم با اينكه مىتوانيم آن را نپذيريم، چون صورت تخيير دارد آن را بپذيريم و قبول كنيم. با اينكه براى تحوّل آموزشى و ساير امور كشور خودمان برنامه داريم. آيا اين پيروى، پذيرش نظام سلطه و قیومیت دیگران نيست؟
٢. مهم اين است كه وقتى اين سند را پذيرفتيم بايد گزارش سالانه تمام اين امور را به آنها بدهيم. يعنى آنها مثلاً ١٢٠ سؤال درباره مسائل مختلف درباره تمام شئون كشور ما مطرح مىكنند و می گویند پاسخگو باشيد. اگر پاسخ دروغ بگوييم واويلا، اگر راست بگوييم از تمام شئون كشور ما باخبر مىشوند (جاسوسی آشکار). فراموش نكنيد كه از متولّیان اصلى اين سند يونسكو است كه بخش فرهنگى سازمان ملل است و هميشه دولتهاى سلطهگر جاسوسهايى در آن داشته و دارند، مانند ساير نهادهاى جهانى.
٣. آقايان مىگويند ما هنگام پذيرش اين سند زير آن نوشتهايم ما تا آنجا اين سند را قبول داريم كه با فرهنگ و مذهب ما سازگار باشد، راست مىگويند اين را نوشتهاند و در نامهاى كه به امضاء سه وزير نوشته شده، خدمت مقام معظم رهبرى ارسال داشتهاند و رونوشت آن نامه را نيز براى ما فرستادهاند؛ ولى به اين نكته گويا توجه نفرمودهاند كه تنظيم كنندگان اين سند معتقدند استثناء و شروطى كه در ذيل آن نوشته مىشود تا آنجا اعتبار دارد كه با روح اين سند مخالفت نداشته باشد؛ درست نظير آنچه ما در باب شرايط ضمن العقد مىگوييم كه اگر شرط برخلاف مقتضاى عقد باشد پذيرفته نيست. مسلّماً آنها مىگويند اينكه شرط كردهايد برخلاف مذهب و فرهنگ و نظام شما نباشد اين برخلاف روح اين سند است. اين سند آزادى كامل براى همه جنسيتها مىخواهد و براى همه مذاهب. بنابراين اين ملاحظه و شرط شما پذيرفته نيست. در نتيجه معيار همان متن سند است منهاى حاشيهها.
٤. الفاظى در اين سند بكار برده شده كه معنى آن را آنها بر طبق اصطلاح خودشان تفسير مىكنند، مثلاً واژه خانواده، آنها معتقدند خانواده هم خانوادههاى معمولى را در بر مىگيرد، هم خانوادههاى همجنسگرا را. يا واژه خشونت، كه بسيارى از عقايد و افعال مذهبى، را به نظر آنها شامل مىشود. آنها سپاه و بسیج ما را مصداق خشونت می دانند.
٥. اين سؤال براى همه مطرح است كه چرا اين سند بىسر و صدا به آموزش و پرورش داده شد و چندين كارگروه براى اجراى آن در آموزش و پرورش انتخاب شدند و گفته مىشود در بعضى از جاها نيز به اجرا درآمده. متولى اصلى اين گونه اسناد شوراى عالى انقلاب فرهنگى است، ما با اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى صحبت كرديم كه آيا اين سند را به شما دادهاند و بررسى و تصويب كردهايد؟ گفتند: ابدا، چنين چيزى نبوده. بعلاوه چرا مجلس و بالاتر از آن رهبر انقلاب را در جريان نگذاشتند؟ اين سؤالى است كه جواب آن آسان نيست.
٦. در اين سند درباره كمك به كودكان و پايان دادن فقر در همه اشكال آن و در همه جا تصريح شده، از جمله در هدف ٢ از اهداف هفده گانه مىخوانيم پايان دادن به گرسنگى، تامين امنيت غذايى و تغذيه بهتر و توسعه كشاورزى پايدار.
تصويب كنندگان اين سند در اين دو سال كه از عمر آن مىگذرد، كدام قدم براى محروميت زدايى از كودكان گرسنه يمن برداشتهاند. كودكانى كه گرفتار بيمارى وبا و كمبود دارو و تغذيه هستند و چگونه نتوانستند گامى براى محاصرۀ اقتصادى يمن و غزّه بردارند تا مردم اين مناطق بتوانند از تغذيه سالمى برخوردار باشند. چه كمكى به ويرانىهاى سوريه و عراق كردند. اگر هدف دگرگون ساختن جهان است كه تيتر اين سند مىباشد، چه قدمى براى دگرگونى در اين دو سال برداشتند؟ آيا اينها دليل بر آن نيست كه هدف اصلى چيز ديگرى است. بنابراين بايد اعتراف كرد كه اين سند برخلاف ظاهر پارهاى از قسمتهاى آن دامى است حساب شده براى ملتهاى جهان كه آنها را در زير سلطه خود درآورند و فرهنگ و مذهب آنها را دگرگون سازند.

---------------------------
مقاله
الزامات و راهکارهای افزایش جمعیت از منظر معظم له
مهدی نجفی

از جمله مشکلاتی که کشور با آن روبرو است مسألۀ کاهش جمعیت کشور است[١]، در حالی که اصل اولیه بر فزونی جمعیت است و آیات و روایات مختلفی بر آن دلالت دارد؛ لذا می گوییم بر مسلمانان واجب است ازدیاد نفس کنند و مسلمین سایر نقاط هم باید در این راستا حرکت کنند.[٢]

ضرورت رشد جمعیت با تاکید بر آیات و روایات
از نظر اصولى ظاهر روايات در ميان شيعه و سنى اين است كه افزايش جمعيت مسلمين مطلوب است، به مقتضاى [٣]«تناكحوا تناسلوا فإنى أباهي بكم الأمم يوم القيامة و لو بالسقط؛[٤] ازدواج كنيد و فرزندان خود را افزايش دهيد. روز قيامت من به شما مردم حتّى به بچّه سقط شده بر ساير امّتها افتخار مى كنم »و امثال آن دليل روشنى است كه افزايش نفوس مطلوب شارع است. [٥]
در قرآن کریم نیز آيات فراوانی بر مطلوبیت مسألۀ افزايش نفوس اشاره کرده است؛ به عنوان مثال در سوره نور [٦]، افزايش نسل در ميان باران هاى پربركت و جنات و باغ ها قرار گرفته است و معلوم مى شود كه افزايش نسل از نعمت هاى الهى است.[٧]
هم چنین خداوند در سوره اسراء مى فرمايد:«ثم رددنا لكم الكرة عليهم و أمددناكم بأموال و بنين و جعلناكم أكثر نفيرا؛[٨]سپس شما را بار دیگر بر آنها چیره مى کنیم و شما را بوسیله اموال و فرزندان کمک خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار مى دهیم». مطابق اين آيه خداوند دو بار بر بنى اسرائيل به خاطر كثرت نفرات منت مى گذارد.[٩]
در سوره شعرا كه مخاطب در آن تمام امتهاست، انبيا مى فرمودند:«و اتقوا الذي أمدكم بما تعلمون أمدكم بأنعام و بنين و جنات و عيون؛[١٠]خداوند شما را با چهارپايان و بنين و جنات و چشمه ها امداد كرد» كه اين سه نمونه از آيات در مورد افزايش نسل است و آيات ديگرى هم مشاهده می شود كه اقوام پيشين در مقابل مؤمنين به اموال و اولاد افتخار مى كردند و اين را نشانه قرب به خدا مى دانستند.[١١]،[١٢]
پس آيات و روايات دليل روشنى است كه افزايش نسل به عنوان يك اصل مطرح شده است.[١٣]

از اعراب جاهلی تا جاهلیت مدرن؛ سقط جنین در سایۀ جمعیت زدایی
گفتنی است وضع اقتصادى اعراب جاهلى آنقدر سخت و ناراحت كننده بوده كه حتى گاهى فرزندان دلبند خود را اعم از پسر و دختر از ترس عدم توانايى اقتصادى به قتل مى رساندند.[١٤]
البته همين جنايت در شكل ديگرى در عصر ما و حتى به اصطلاح در مترقى ترين جوامع انجام مى گيرد، و آن اقدام به سقط جنين در مقياس بسيار وسيع به خاطر جلوگيرى از افزايش جمعيت و كمبودهاى اقتصادى است.[١٥]
لذا این قول که روزى دهنده فرزندان، پدر و مادرند توهمی بیش نیست،بلکه خداوند اعلام مى كند كه اين پندار شيطانى را از سر به در كنند و به تلاش و كوشش هر چه بيشتر برخيزند، خدا هم كمك نموده، زندگى آنها را اداره مى كند.[١٦]
قابل توجه اينكه ما از اين جنايت زشت و ننگين وحشت مى كنيم، در حالى كه همين جنايت در شكل ديگرى در عصر ما و حتى به اصطلاح در مترقى ترين جوامع انجام گيرد، و آن اقدام به سقط جنين در مقياس بسيار وسيع به خاطر جلوگيرى از افزايش جمعيت و كمبودهاى اقتصادى است.[١٧]
در این زمینه در قرآن کریم می خوانیم: «و لا تقتلوا اولدكم خشية املق نحن نرزقهم و اياكم ان قتلهم كان خطا كبيرا؛ و فـرزنـدانـتان را از ترس فقر به قتل نرسانيد، ما آنها و شما را روزى مى دهيم ، مسلما قتل آنها گناه بزرگى است»[١٨] که تعبير به «خشية إملاق » نيز اشاره لطيفى به نفى اين پندار شيطانى است، در واقع مى گويد اين تنها يك ترس است كه شما را به اين خيانت بزرگ تشويق مى كند، نه يك واقعيت.[١٩]
ضمناً بايد توجه داشت كه جمله«كان خطأ كبيرا» با توجه به اينكه«كان» فعل ماضى است اشاره و تاكيد بر اين موضوع است كه قتل فرزندان گناهى است بزرگ كه از قديم در ميان انسانها شناخته شده، و زشتى آن در اعماق فطرت جاى دارد، لذا مخصوص به عصر و زمانى نيست.[٢٠]

ضرورت آسیب شناسی کاهش آمار جمعیت کشور
کاهش جمعیت یک فاجعه بزرگ اجتماعی است که مسائلی مانند بی مسئولیتی اجتماعی، انتحار و خود کشی ، از جمله آثار شوم این فاجعه عظیم به شمار می رود.[٢١]
رشد جمعیت هم اکنون در کشور کمتر از دو درصد است که جای نگرانی دارد.[٢٢] لذا عواملی که جامعه را به اینجا کشانده باید آسیب شناسی و بررسی شود، در همین راستا عوامل تشویقی برای تغییر این روش و افزایش جمعیت در نظر گرفته شود.و به مردم اعلام شود و دولت نیز باید با برنامه ریزی صحیح برای افزایش جمعیت کشور تلاش کند.[٢٣]
بدیهی است اگر همیشه درد را بیان میکنیم، در ادامه باید ریشههای درد و درمان را نیز در نظر گرفته و مورد توجه قرار داد، لذا الان در این خصوص وظیفه شرعی بر عهده ماست.[٢٤]

افزایش جمعیت جوان کشور در گرو مقابله با فرهنگ غربی «فرزند کمتر، زندگی بهتر»
لازم به ذکر است ترویج فرهنگ غرب در قالب راحت طلبی در جامعه یکی از مهمترین دلایل کاهش جمعیت است، غربی ها می گویند «فرزند کمتر زندگی بهتر»، و برای رهایی از مسئولیت و مخارج بچه ها اقدام به نگهداری حیوانات در منزل می کنند.[٢٥]
حال جای بسی تأسف است که شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» به فرهنگ تبدیل شده است، در صورتی که باید آن را به شعار «فرزند بیشتر زندگی بهتر، جامعه قویتر و کشوری آبرومندتر» تبدیل کرد تا بتوان بر چالش کاهش جمعیت فائق آمد .[٢٦]
لیکن حقیقت آن است که این شعار غلط غربی در اعماق دل برخی نفوذ کرده است و این کاهش جمعیت را به دنبال داشته است، اما باید دانست در صورت ادامه این روند جمعیت جوان کشور کم می شود و جمعیت کشور را بزرگسالان تشکیل می دهند؛ در حالی که بارهای سنگین هر جامعه ای بر دوش جوانان است و اگر جمعیت جامعهای پیر شود آن جامعه آسیب پذیر خواهد بود.[٢٧]
لذا برای برون رفت از این نقیصه باید شخصیت های مختلف و محافل گوناگون، مردم را ترغیب کنند که این وضع عوض شود؛ شرایط امروز شرایطی است که اگر کاهش جمعیت همین گونه پیش رود آسیب های گوناگون و خطراتی جامعه را تهدید می کند.[٢٨]
من از منابع معتبر آمار گرفته ام، وضعیت جمعیت در کشور ما به شدت رو به ضعف و خطر می رود و سال به سال آمار جمعیت کشور ما کمتر می شود.[٢٩]
پیش بینی می شود اگر به همین صورت پیش برویم جمعیت ما تبدیل به نصف و حتی کمتر می شود؛ در این صورت جامعه ما به یک جامعه پیر تبدیل و مشکلات بسیاری برای کشور ایجاد خواهد شد.[٣٠]

افزایش جمعیت در گرو تسهیل و ترویج ازدواج
باید انقلاب اسلامی را از آفات، بلاها و دشمنان حفظ کنیم، حال یکی از مشکلاتی که کشور ما با آن روبرو است مسألۀ کاهش جمعیت کشور و کاهش ازدواج است، از سویی دیگر سن ازواج بالا رفته و علاقه به داشتن فرزند نیز کم شده که این کاهش جمعیت را به دنبال دارد.[٣١]
نباید فراموش نمود فلسفه نكاح، افزايش نسل و جلوگيرى از انقراض نسل است، بلكه اگر روزى به عللى خوف انقراض نسل انسان باشد نكاح واجب مى شود، اگر چه در حال عادى مستحب است. حتى در جائى كه موازنه جمعيت به ضرر اسلام و به نفع كفار است نكاح و ازدياد نسل واجب است ، همچنين اگر به زيان شيعه باشد، جلوى ازدياد نسل را گرفتن جايز نيست زيرا نبايد موازنه جمعيت به ضرر شيعه به هم بخورد در حالى كه در عمل شيعيان را تشويق به فرزند كمتر مى كنند.[٣٢]

فرهنگسازی ازدواج آسان؛ زمینه ساز افزایش جمعیت در کشور
باید فرهنگ اسلام را در مساله ازدواج زنده و شرایط ازدواج جوانان را آسان کرد، در آموزه های نبوی تک فرزندی و دو فرزندی سنت اسلام نیست؛ در دین مبین اسلام و تأکیدات ائمه اطهار(علیهم السلام) ازدواج رمز آبادانی و طلاق عامل ویرانی یاد شده است.[٣٣]
لذا والدین نباید نسبت به فرزندان خود به ویژه در امر مهم و مقدس ازدواج سخت گیری کنند، سخت گیری های بیهوده و بی جا سبب ایجاد مشکلاتی در جوان شما و همچنین جامعه می شود. [٣٤]امروز با سن بالای ازدواج و شعار فرزند کمتر، مواجه هستیم که اگر با همین وضعیت پیش برویم با چالش های عدیده مواجه خواهیم شد.[٣٥]

دولت شرایط ازدواج آسان در جامعه را فراهم کند
بی تردید مساله ازدواج جوانان، مسالهای شخصی نیست که تنها خوشان مسؤول باشند، بلکه مساله ای اجتماعی است و همه مسلمانان وظیفه دارند برای ازدواج همه جوانان کوشش کنند. در این میان دولت باید کمک به ازدواج جوانان را جزو بودجه های رسمی خود قرار دهد.[٣٦]
به راستی نباید مسائل مربوط به ازدواج و کار جوانان درست شود و جوانان در زمینه مسکن مطمئن باشند تا سبب شود، فکرشان راحت شده که اگر بچه دار شوند، مشکل ندارند.[٣٧]
از این رو برخی از مسائل جنبه ضروری دارند و دولت اکنون باید به این موضوعات توجه داشته باشد؛ امیدواریم در شرایط فعلی دولت این مطالبه را با مدیریت صحیح محقق سازد.[٣٨]

مسئولیت دولت ؛ رسانه ها و مبلغان دینی در فرهنگ سازی افزایش فرزندآوری
بی شک ترویج تک فرزندی و حتی دو فرزندی شعاری نامطلوب است؛ تکفرزندی بهعنوان بلایی برای خانوادههای جامعه ماست، که به گفته روانشناسان، این قبیل فرزندان، خشن و پر توقع بار میآیند که در آینده هم سرکش و خشن میشوند و بعضاًبرای جامعه مضر خواهند بود.[٣٩]؛لذا به هیچ وجه یک فرزندی و دو فرزندی نباید ترویج شود.بلکه همگان باید به عنوان وظیفه شرعی و وظیفه اجتماعی این مساله را مورد توجه قرار دهیم.[٤٠]
بسیاری از کشورها سیاست های تشویقی برای فرزند آوری بیشتر در پیش گرفته اند، اما بر اثر تبلیغات دشمنان در کشورهای جهان سوم، به کاهش فرزندآوری اقبال می شود.[٤١]لذا مساله عقیم کردن مردان و زنان پیشنهاد شد و الان بسیاری از کشورها با این مشکل مواجه هستند؛ متاسفانه ما نیز در دام آنها افتاده ایم.[٤٢]
حال برای خروج از این وضعیت باید افزایش فرزند را در دستور کار قرار دهیم، بدین نحو که هر خانواده باید حداقل سه فرزند داشته باشد.[٤٣]
بدین نحو که باید عوامل ترغیبی فرزند آوری بیشتر تبیین شود و به مردم اعلام شود ؛[٤٤]دولت باید برای تبیین فرهنگ فرزندآوری بیشتر، برنامه ها و سیاست های مشخصی داشته باشد. فعالیت هایی که برای عقیم نمودن افراد صورت می گیرد، نوعی جنایت است که هر کس مرتکب آن شود باید تحت تعقیب قرار گیرد.[٤٥] دولت در این زمینه مسؤول است.[٤٦]
نقش رسانهها در ترویج فرهنگ فرزندآوری نیز بسیار مهم است باید فرهنگ سازی کنند به ویژه رسانه ملی در این زمینه نقش تاثیر گذاری دارد.[٤٧]
از سوی دیگر روحانیت نیز باید رسالت خود را انجام دهد، آقایان این مسائل را به اطلاع مردم برسانند، وظیفه شرعی خود را انجام دهند تا افرادی نگویند از کجا می خواهیم روزی و خوراک آنها را تامین کنیم؛ خداوند رزاق انسان است و خودش روزی فرزندان را می دهد.[٤٨]

سخن آخر
در خاتمه باید گفت جمعیت کشور باید افزایش پیدا کند،[٤٩ر] زیرامسئله جمعیت مسئله مهمی است و تنها با سمینارها نمیتوان جواب گوی مشکل شد، بلکه مقداری نسبت به این موضوع دیر شده است ، لیکن اگر در سمینارها برنامههایی تنظیم شود که عملیاتی باشد می توان با قوت بیشتری شروع کرد و پیش رفت، تا بتوان گذشته را جبران نمود.[٥٠]
از سوی دیگر، نباید با بهانه هایی همچون درس خواندن، خرج و مخارج و دیگر مسائل که رفاه طلبی بیش نیست، نسبت به فرزند آوری بیشتر بی توجه باشیم، امیدواریم جامعه ما بیدار شود و به وظیفه شرعی و اجتماعی خود عمل کند.[٥١]

پی نوشت ها:
[١] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ حرم کریمه اهل بیت(ع)؛١٧/٥/١٣٩١.
[٢] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه(مسائل مستحدثه)؛ مسجد اعظم قم؛٧٤-١٣٧٣
[٣] كتاب النكاح ؛ ج ٥ ؛ ص٦١.
[٤] بحارالانوار، ج ٤٤، ص ١٧٠.
[٥] كتاب النكاح ؛ ج ٥ ؛ ص٦١.
[٦] سورۀ نور؛آيات ١٢- ١٠.
[٧] كتاب النكاح ؛ ج ٥ ؛ ص٦١.
[٨] سوره إسراء؛آیۀ٦.
[٩] كتاب النكاح ؛ ج ٥ ؛ ص٦١.
[١٠]. سوره شعرا؛ آيه ١٣٤- ١٣١.
[١١] سوره سبأ؛آیۀ٣٥.
[١٢] كتاب النكاح ؛ ج ٥ ؛ ص٦٢.
[١٣] همان.
[١٤] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج ٢ ؛ ص٦٣٣.
[١٥] همان.
[١٦] تفسير نمونه ؛ ج ١٢ ؛ ص١٠١.
[١٧] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج ٢ ؛ ص٦٣٤.
[١٨] سورۀ اسراء؛ آیۀ٣١.
[١٩] تفسير نمونه ؛ ج ١٢ ؛ ص١٠٢.
[٢٠] همان.
[٢١] مشكلات جنسى جوانان ؛ ص٢٢.
[٢٢] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢١ /٧/١٣٩٠.
[٢٣] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٢٤] همان.
[٢٥] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢١ /٧/١٣٩٠.
[٢٦] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای برگزار کننده سمینار افزایش جمعیت؛٢٤/٩/١٣٩٣.
[٢٧] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ حرم کریمه اهل بیت(ع)؛١٧/٥/١٣٩١.
[٢٨] همان.
[٢٩] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٣٠] همان.
[٣١] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ حرم کریمه اهل بیت(ع)؛١٧/٥/١٣٩١.
[٣٢] كتاب النكاح ؛ ج ١ ؛ ص٩.
[٣٣] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ حرم کریمه اهل بیت(ع)؛١٧/٥/١٣٩١.
[٣٤] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٣٥] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٥/٣/١٣٩٤.
[٣٦] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ حرم کریمه اهل بیت(ع)؛١٧/٥/١٣٩١.
[٣٧] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای برگزار کننده سمینار افزایش جمعیت؛ ٢٤/٣/١٣٩٣.
[٣٨] همان.
[٣٩] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٤٠] همان.
[٤١] همان.
[٤٢] همان.
[٤٣] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٥/٣/١٣٩٤.
[٤٤] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٤٥] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٥/٣/١٣٩٤.
[٤٦] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٤٧]بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای برگزار کننده سمینار افزایش جمعیت؛ ٢٤/٣/١٣٩٣.
[٤٨] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.
[٤٩] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢١ /٧/١٣٩٠.
[٥٠] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای برگزار کننده سمینار افزایش جمعیت؛٢٤/٩/١٣٩٣.
[٥١] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛٢٧/٩/١٣٩٢.

---------------------------
معرفی کتاب
سیری در کتاب «آیات ولایت در قرآن» اثر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

کتاب«آيات ولايت در قرآن»، تأليف حضرت آیتالله العظمی مكارم شيرازى(مدظله) است که در موضوع آيات مرتبط با ولايت و امامت، فضائل اهل بیت(علیهم السلام) و فضائل مخصوص حضرت علی(علیه السلام) به رشتۀ تحریر در آمده است.

انگیزۀ تألیف
سال ١٣٧٩ به نام مبارك حضرت اميرالمؤمنين (علیه السلام) نامگذارى شده بود، چرا كه اول سال و آخر سال مصادف با عيد غديرخم بود، لذا بسيار مناسب بود كه علاقمندان و و شیفتگان آن حضرت(علیه السلام)، برنامه های وسیع و گسترده ای براى شناسايى بيشتر فضائل ، كمالات، سيره، سخنان، مديريت، اخلاق و سائر شئونات آن حضرت در آن سال داشته باشند.
در این میان حضرت آیتالله العظمی مكارم شيرازى در ماه مبارك رمضان طبق سنت سالهاى قبل در ارائۀ مباحث تفسيرى، به خاطر تناسب با سال اميرالمؤمنين (علیه السلام) بحث تفسير آيات ولايت را آغاز کردند كه به نوعی هم بحث تفسيرى و هم موضوع ولایت امیر مومنان(علیه السلام) را در خود جای داده بود.
لذا اين مطالب و مباحث ارزشمند و ارزنده توسط محقق و پژوهشگر علمی آن اثر ، تجمیع شده و پس از تحقيق كافى پيرامون مأخذ و منابع آن و شرح بيشتر بعضى مطالب كه به صورت مختصر بيان شده و ويراستارى مربوط به تبديل بيان به قلم، به زيور چاپ آراسته شد.
ابوالقاسم علیان نژادی، در مقدمه این کتاب درباره اهداف، تهیه و چاپ این اثر می نویسد: «شاید تصور شود که با وجود جلد نهم پیام قرآن که پیرامون امامت و ولایت در قرآن مجید است و نیز تفسیر نمونه که در ذیل آیات ولایت بحث های نسبتاً مفصلی مطرح شده، چه نیازی به نشر این مباحث می باشد؟
ولی با توجه به اینکه بحث های مطرح شده در این کتاب مفصل تر و مشروح تر از آنچه در دو کتاب فوق می باشد و از سوی دیگر، جنبه کاربردی آن و پیام های مهمی که از آیات مذکور برداشت شده و در این کتاب آمده بدون شک مورد نیاز جامعه امروزی است، هم چنین مطالبی جدید در این کتاب مطرح شده که در دو کتاب ارزشمند فوق وجود ندارد، لذا ضرورت نشر مباحث مذکور در قالب مستقل با عنوان کتاب «آیات ولایت در قرآن» را دو چندان نمود.»

ساختار و محتوای کتاب در یک نگاه
اين اثر ارزشمند ؛ در سه فصل دستهبندى و ارائه شده است:
فصل اول: آيات خلافت و زعامت مسلمين
فصل دوم آيات فضائل اهل بيت عليهم السلام
فصل سوم: آيات فضائل مخصوص حضرت على (علیه السلام).
این اثر گرانسنگ در فصل اول به آیات خلافت و زعامت مسلمین هم چون آيه تبليغ، آيه اكمال دين، آيه ولايت، آيه اولى الامر آيه صادقين اشاره دارد و درباره هرکدام از این آیات، شرح مفصلی را ارائه می کند.
فصل دوم این اثر، نقدو بررسی آیاتی است که فضائل اهل بیت(علیهم السلام) را بر شمرده اند، آیاتی نظیر آیۀ تطهیر، مودت، مباهله، سوره دهر و توبه حضرت آدم(علیه السلام).
هم چنین آیات فضائل مخصوص حضرت علی(علیه السلام)، عنوان فصل سوم این کتاب است که به بررسی آیۀ لیلة المبیت، آیۀ سقایة الحاج، آیۀنصرت، آیۀ علم الکتاب، آیۀ موذن و اذان، آیۀ محسنین، آیۀ پیشگامان نخستین، آیۀ محبت، آیۀ سابقون، آيه اذن واعيه، آیۀ صالح المومنین،آیۀ انذار و هدایت، آیۀ خیرالبریه و آیۀ حکمت می پردازد.

روش شناسی نگارش و تألیف اثر
در تبیین روش شناسی نگارش این اثر باید گفت، مؤلّف ابتدا آيه مورد استدلال را ذکر نموده و دورنمايى از بحث را مطرح می کند ،سپس بحث فشردهاى در مورد آيه موردنظر ارائه می کند تا خوانندگان با يك مطالعه اجمالى با سير بحث آشنا شوند كه محتوى توضيحات اجمالى، مرتبط با آيه مورد استدلال و اهميت موضوع و سير مباحث فصل است.
به عنوان نمونه دورنماى بحث آيه تبليغ به صورت خلاصه چنين آمده است، اين آيه شريفه به آيه تبليغ مشهور است كه مهمترين مسأله جهان اسلام پس از نبوت است، به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) به صراحت تمام امر شد كه تكليف مردم را در مسأله خلافت روشن كنند. در تفسير اين آيه دانشمندان شيعه و سنى مطالبى ارائه دادهاند كه شرح آن خواهد آمد.
سپس مولف بعد از ارائۀ دورنما، شرح و تفسير آيه را به مخاطب ارائه می کند، گفتنی است كتاب برگرفته از سلسله درس های تفسير ی آیتالله العظمی مكارم شيرازى(مدظله) است، لذا سبك تفسير همان سبك تفسير نمونه است.

راه كارها و ابزارهاى فهم و تفسیر قرآن از دیدگاه معظم له
هم چنین مؤلف، توجه خوانندگان را به اين نكته جلب می کند كه از دو راه می توان به فهم آيات و سؤالات پيرامون مطالب و تفسير آن دست یافت:
١. تفكر و تأمل در مضمون و محتواى آیات، با قطع نظر از تمامى رواياتى كه از شيعه و سنى در تفسير آن ذکر نمودند و با صرفنظر از تاريخ و سخنان مفسّران.
٢.تفسیر آيات شريفه در سايۀ احاديث و رواياتى كه شأن نزول آن وارد شده است.
در این اثر فاخر ، مولف غالباً پس از اثبات مدعا از ادله شيعى، به منابع اصلی آنهايى كه با مفسران شيعه در يك مسئله هم عقيده هستند، تمسك جسته است؛ از جمله ادلهاى از صحيح مسلم، صحيح ترمذى، المستدرك على الصحيحين السنن الكبرى للبيهقى، الدر المنثور سيوطى، شواهد التنزيل، مسند احمد.

أهم پیام ها و ویژگی های کتاب «آیات ولایت در قرآن»
١. ايراد سئوالاتى كه مخالفين مطرح كردهاند، و پاسخ آنها و حتى برخی پرسش های مقدّر و مفروض و در ادامه پاسخ آن بيان شده است.
٢. طرح احتمالات مختلف در يك مسأله كه ريشه اين احتمالات ممكن است عقلى باشد يا نقلى و بررسى هر يك از احتمالات.
٣. جمعآورى اعترافات ناخواسته و تكاندهنده مفسران و مورخان اهل سنت.
٤. تبیین نكات مهم روايات و ذكر معنى لغوى، ادبى و تفسيرى آنها به حسب نياز به صورت مستقل.
٥. ارائۀ داستانهاي جذاب و متقن به عنوان شواهد تاريخى در راستای تکمیل موضوعهاى مطرح شده، هم چون عشق خالص ميثم تمار در مراحل و مراتب محبت.
٦. از آن جا كه آيات قرآن بدون توجه و تفسير و تبيين کلام معصومين عليهم السلام فهميده نمىشود. مولّف از سنت معصومين عليهم السلام به عنوان ادله يا تأييداتى جهت استدلال يا استمداد بهره جسته و با الهام از رويدادهاى تلخ و شيرين قرآن، مسائل اعتقادى ، اخلاقى و رفتارى را مطرح كردهاست.
٧. صاحب اثر در كيفيت استدلال يا استمداد از آيه براى آيه ديگر؛ هم چون سيره مفسّران آيات الاحكام استفاده كرده و مقيد را شاهد تقييد آيات مطلقه و آيات خاصه را سند تخصيص آيات عامه قرار داده است. معظم له با سير در آيات و توجه به صدور آيات و سياق آنها با توجه به آيات قبل و بعد و شأن نزول و... به تفسیر آيات پرداخته اند.
٨. صاحب اثر با اشراف وسيع به تمام ظواهر آيات مورد استدلال، از آيات موافق به عنوان استدلال يا استمداد سخن بهره گرفته است، در صورت فقدان دليل يا مویّد، به گونهاى آيه محل بحث را تفسير كرده كه از تناقض با ساير آيات به دور باشد.
٩. استفاده از احكام عقلى در معارف عقلى و تفسير آيات به نحوی كه با هيچ دليل قطعى عقلى مخالف نباشد، چرا كه به حكم عقل، تناقض بين عقل و وحى محال است.
١٠. در استظهار يك معنى از معانى متعدد در آيه، با توجيه آيه در صدد برامده تا موافق با سائر مطالب باشد و از مخالفت با مبانى مسلّم علوم ديگر از قبيل فقه و اصول و... اجتناب گردد.
١١. آشنايى عمیق مولف با مبادى برهان و شرائط و مقدمات آن و استدلال به ادله مبرهن و عدم ارزش براى فرضيه علمى كه جنبه برهانى ندارد از جمله ویژگی های مهم این اثر به شمار می آید.
١٢. صاحب اثر در نقد و تحليل شبهات از ذکر نام خودداری کرده و غالباً به جرح و تعديل اصلى رأى و فكر اهتمام ورزیده و از ایراد تعبيرات تحقير آميز به شدت امتناع نموده است، مگر در موارد نادرى كه اقتضايى در بين باشد.
١٣. مولّف در تفسير آيات آن اثر، به جاى پرداختن به مسائل ادبى و عرفانى و مانند آن، مسائل سازنده زندگى مادى و معنوى به ويژه مسائل اجتماعى را مورد توجه خاص قرار داده است.
١٤. معظم له به جاى پرداختن به بحثهاى كم حاصل، توجه ویژه ای به ريشه لغات و شأن نزول آيات؛ به عنوان دو مولفه مهم در فهم دقيق معانى قرآن، مبذول داشته اند.
١٥.در این اثر اشكالات و ايرادات مختلف به تناسب هر آيه مطرح گرديده و پاسخ فشردهاى هم به آن اشکال داده شده است، به نحوی كه در هنگام مطالعه آيات، مسأله ای مبهم در ذهن خواننده باقى نمی ماند.
١٦. از اشاره به اصطلاحات پيچيده علمى در متن اجتناب شده است.
١٧. این كتاب ارزشمند در عين سادگى و روانى عبارات، به مسائل اجتماعى و علمى توأم با نيازها و مسائل روز پرداخته است كه عموم اقشار و طبقات مىتوانند از اين كتاب استفاده كنند ، هم چنین رویکرد مولّف در ترجمه ذيل آيات و روايات و نحوه استدلال و رد شبهات بر مبنای ارائۀ بيان ساده و روان، سليس، گويا و رسا متمرکز شده است.
لازم به ذکر است تألیف این اثر نفیس به قلم ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)، در یک جلد و در ٤٦٤صفحه، در قطع وزیری توسط انتشارات نسل جوان به زیور طبع آراسته شده و در سال ١٣٨٠برای اولین بار منتشر شده و تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

---------------------------
مؤسسات وابسته
برنامه پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی makarem.ir در ماه مبارک رمضان
افزایش ساعات پاسخگویی پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظلّه) در ماه مبارک رمضان / پاسخگویی شرعی در ماه مبارک رمضان به صورت شبانه روزی در بخش برخط (آنلاین)
بخش پاسخگویی پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله) از روز شنبه ٦ خرداد سال ١٣٩٦ مصادف با روز اول ماه مبارک رمضان، با افزایش ساعات پاسخگویی آماده خدمت رسانی به مقلدان معظّم له می باشد.

این بخش شامل سامانه پیام کوتاه، پاسخگوئی برخط (آنلاین) و بخش ارسال سوال است.
١- سامانه پیام کوتاه ١٠٠٠٠١٠٠
این سامانه تنها به احکام شرعی پاسخ می دهد و مقلدان معظّم له می توانند از دو طریق سوال خود را مطرح نمایند:
الف) با ارسال متن سوال از طریق پیام کوتاه به شماره ١٠٠٠٠١٠٠، حداکثر تا ٢٤ ساعت می توانند پاسخ خود را دریافت نمایند.
ب) با ارسال اعدادی مشخص به این سامانه، بطور همزمان به فهرستی از احکام دست می یابند که با ارسال اعداد مربوطه، به حکم مورد نظر خواهند رسید. برای استفاده از این بخش، می توانند عدد ١ را (به تنهایی) به سامانه ١٠٠٠٠١٠٠ ارسال نمایند.

٢- پاسخگویی از طریق ارتباط برخط (آنلاین):
این بخش از طریق ارتباط برخط (آنلاین)، به تفکیک سوالات شرعی و اعتقادی، به پاسخگویی می پردازد.
پاسخگویی شرعی در ماه مبارک رمضان به صورت شبانه روزی فعال خواهد بود. (البته در اوقات سه گانه نماز، به مدت یک تا دو ساعت ارتباط آنلاین غیر فعال خواهد بود.)
پاسخگویی اعتقادی در دو بازه زمانی ١٠ تا ١٤ (غیر از جمعه ها) و ٢٢ تا ٢ بامداد آماده خدمت رسانی در این زمینه خواهند بود.

٣- بخش ارسال سوال:
مقلدان معظم له می توانند سوال خود را در این بخش مطرح نمایند و در فاصله زمانی ٢٤ الی ٧٢ ساعت، پاسخ سوال خود را دریافت نمایند.
همچنین لازم به ذکر است بخش پاسخگویی تلفنی دفتر معظم له به شماره ٠٢٥٣٧١٠٢٠ از ساعت ٨ الی ٢٠ پاسخگوی سوالات عزیزان می باشد. این بخش نیز از ابتدای اذان ظهر به افق قم به مدت یک ساعت غیر فعال خواهد بود.
از مراجعه کنندگان محترم تقاضا می شود از پرسش های تکراری و همچنین پرسش از درگاههای مختلف پاسخگویی خودداری نمایند.

---------------------------
معارف اسلامی

روزه در ادیان پیشین
پرسش : آیا در ادیان پیش از اسلامنیز روزهبوده است؟
پاسخ اجمالی: قرآن با صراحت وجود روزه را در ادیان دیگر تایید می کند، همچنین در کتب عهد عتیق و جدید مطالبى درباره روزه وجود دارد. مثلا: روزه در موقع ورود اندوه و زحمت غیر مترقّبه معمول بوده؛ از این رو حضرت موسى(ع) چهل روز روزه گرفت؛ قوم یهود هرگاه می خواستند اظهار خضوع نمایند، روزه مى گرفتند تا رضاى حق را تحصیل نمایند؛ هم چنین حضرت عیسی(ع) به شاگردانش دستور داد که پس از فوت او روزه بگیرند و ... .
پاسخ تفصیلی: قرآن با صراحت وجود این فریضه الهی را در ادیان دیگر بیان می کند.(١) و براى پیشینیان نیز واجب بوده است و هم اکنون در کتب عهد عتیق و جدید مطالبى مربوط به روزه وجود دارد؛ اینک چند فراز از آنها:
١- در تمام اوقات در میان هر طایفه و هر ملّت در موقع ورود اندوه و زحمت غیر مترقّبه روزه معمول بوده است. (پولس، ٣:٥)
٢- حضرت موسى چهل روز روزه گرفت. (سفر تثنیه، ٩:٩)
٣- قوم یهود در موقعى که فرصت یافته مى خواستند اظهار خضوع نمایند روزه مى داشتند تا به وسیله آن رضاى حق را تحصیل نمایند. (سفر داوران ٢٠:٢٦)
٤- حضرت مسیح به شاگردانش دستور داد که پس از فوت او روزه خواهند داشت. (انجیل لوقا، ٥:٣٤)
این بود چند جمله از کتب عهدین و براى تفصیل بیشتر به کتاب قاموس کتاب مقدّس، ص ٤٣٧ - ٤٣٨ مراجعه بفرمایید. (٢)

اثرات و فوائد روزه
پرسش : روزه چه اثر و فایده اى براى انسان دارد؟
پاسخ اجمالی: روزه در سه بخش از زندگى انسان تأثیر گذار است: الف ـ اثرات تربیتى: روزه روح انسان را تلطیف و اراده انسان را قوى و غرائز او را تعدیل مى کند. ب ـ اثر اجتماعى روزه: روزه یک درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است زیرا افراد متمکن وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس درک می کنند. ج ـ اثر بهداشتى و درمانى روزه: در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزآساى امساک در درمان انواع بیمارى ها به ثبت رسیده و قابل انکار نیست از این رو پیامبر می فرماید: «روزه بگیرید، سالم مى شوید».
پاسخ تفصیلی:  روزه در سه بخش از زندگى انسان تاثیر گذار است:
الف ـ اثرات تربیتى:
روزه ابعاد گوناگونى دارد، و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى گذارد، که از همه مهم تر «بعد اخلاقى» و فلسفه تربیتى آن است.
از فوائد مهم روزهاین است که: روح انسان را «تلطیف»، و اراده انسان را «قوى»، و غرائز او را «تعدیل» مى کند.
روزه دار باید در حال روزهبا وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب و همچنین لذت جنسى چشم بپوشد، و عملاً ثابت کند او همچون حیوان، در بند اصطبل و علف نیست، او مى تواند زمام نفس سرکش را به دست گیرد، و بر هوس ها و شهوات خود مسلط گردد.
در حقیقت، بزرگ ترین فلسفه روزههمین اثر روحانى و معنوى آن است، انسانى که انواع غذاها و نوشابه ها را در اختیار دارد و هر لحظه تشنه و گرسنه شد به سراغ آن مى رود، همانند درختانى است که در پناه دیوارهاى باغ بر لب نهرها مى رویند، این درختان نازپرورده، بسیار کم مقاومت و کم دوامند، اگر چند روزى آب از پاى آنها قطع شود پژمرده مى شوند، و مى خشکند.
اما درختانى که از لابلاى صخره ها در دل کوه ها و بیابان ها مى رویند و نوازشگر شاخه هایشان از همان طفولیت طوفان هاى سخت، و آفتاب سوزان، و سرماى زمستان است، و با انواع محرومیت ها دست به گریبانند، محکم و با دوام و پر استقامت و سخت کوش و سخت جانند!.
روزه نیز با روح و جان انسان همین عمل را انجام مى دهد و با محدودیت هاى موقت به او مقاومت، قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت مى بخشد، و چون غرائز سرکش را کنترل مى کند، بر قلب انسان نور و صفا مى پاشد.
خلاصه، روزهانسان را از عالم حیوانیت ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى دهد، جمله «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون»؛ (باشد پرهیزگار شوید) اشاره به همه این حقایق است.
و نیز حدیث معروف: «الصَّوْمُ جُنَّهٌ مِنَ النّار»؛ (روزه سپرى است در برابر آتش دوزخ)، اشاره به همین موضوع است.(٣)
در حدیث دیگرى از على(علیه السلام) مى خوانیم: از پیامبر(صلى الله علیه وآله) پرسیدند: چه کنیم شیطان از ما دور شود؟
فرمود: «الصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ، وَ الصَّدَقَهُ تَکْسِرُ ظَهْرَهُ، وَ الْحُبُّ فِی اللّهِ وَ الْمُواظَبَهُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعُ دابِرَهُ، وَ الاِسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَتِینَهُ»؛
(روزه روى شیطان را سیاه مى کند، و انفاق در راه خداپشت او را مى شکند، و دوست داشتن به خاطر خدا، و مواظبت بر عمل صالح دنباله او را قطع مى کند، و استغفاررگ قلب او را مى برد)!.(٤)
در «نهج البلاغه» به هنگامى که امیر مومنان على(علیه السلام) فلسفه عبادات را بیان مى کند، به روزهکه مى رسد چنین مى فرماید: «...وَ الصِّیامَ ابْتِلاءً لاِخْلاصِ الْخَلْق»؛ (خداوند روزهرا از این جهت تشریع فرموده که روح اخلاص در مردم پرورش یابد)!.(٥)
و نیز در حدیثدیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «اِنَّ لِلْجَنَّهِ باباً یُدْعَى الرَّیّانُ لایَدْخُلُ فِیْها اِلاَّ الصّائِمُون»؛ (بهشت درى دارد به نام ریان (سیراب شده) که تنها روزهداران از آن وارد مى شوند).(٦)
مرحوم «صدوق» در «معانى الاخبار» در شرح این حدیثمى نویسد: انتخاب این نام براى این درِ بهشت، به خاطر آن است که بیشترین زحمت روزهدار از ناحیه عطش است، هنگامى که روزهداران از این در وارد مى شوند چنان سیراب مى گردند که بعد از آن هرگز تشنه نخواهند شد.(٧)

ب ـ اثر اجتماعى روزه:
آثار اجتماعى روزهبر کسى پوشیده نیست. روزهیک درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمکن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى یابند، و هم با صرفه جوئى در غذاى شبانه روزى خود مى توانند به کمک آنها بشتابند.
البته ممکن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مساله جنبه حسّى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد.
روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسّى مى دهد، لذا در حدیثمعروفى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که «هشام بن حکم» از علت تشریع روزهپرسید، امام(علیه السلام) فرمود: «اِنَّما فَرَضَ اللّهُ الصِّیامَ لِیَسْتَوِیَ بِهِ الْغَنِیُّ وَ الْفَقِیرُ وَ ذلِکَ اَنَّ الْغَنِیَّ لَمْ یَکُنْ لِیَجِدَ مَسَّ الْجُوعِ فَیَرْحَمَ الْفَقِیرَ لاِ َنَّ الْغَنِیَّ کُلَّما اَرادَ شَیْئاً قَدَرَ عَلَیْهِ فَاَرَادَ اللّهُ تَعالى اَنْ یُسَوِّیَ بَیْنَ خَلْقِهِ وَ اَنْ یُذِیقَ الْغَنِیَّ مَسَّ الْجُوعِ وَ الاَلَمِ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعِیفِ وَ یَرْحَمَ الْجائِع»؛
(روزه به این دلیل واجبشده است که میان فقیر و غنى مساوات بر قرار گردد، و این به خاطر آن است که غنى، طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقیر اداى حق کند؛ چرا که اغنیاء معمولاً هر چه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدامى خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنیاء بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند).(٨)
راستى اگر کشورهاى ثروتمند جهان چند روز را در سال روزهبدارند و طعم گرسنگى را بچشند، باز هم این همه گرسنه در جهان وجود خواهد داشت؟!

ج ـ اثر بهداشتى و درمانى روزه:
در طب امروز، و همچنین طب قدیم، اثر معجزآساى «امساک» در درمان انواع بیمارى ها به ثبوت رسیده و قابل انکار نیست. کمتر طبیبى است که در نوشته هاى خود اشاره اى به این حقیقت نکرده باشد؛ زیرا مى دانیم عامل بسیارى از بیمارى ها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربى هاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى ماند، این مواد اضافى، در لابلاى عضلات بدن در واقع لجن زارهاى متعفنى براى پرورش انواع میکروب هاى بیمارى هاى عفونى است، و در این حال، بهترین راه براى مبارزه با این بیمارى ها نابود کردن این لجن زارها از طریق امساک و روزهاست!.
روزه زباله ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى سوزاند، و در واقع بدن را «خانه تکانى» مى کند.
به علاوه یک نوع استراحتِ قابل ملاحظه براى دستگاه هاى گوارشى و عامل موثرى براى سرویس کردن آنها است، و با توجه به این که این دستگاه از حساس ترین دستگاه هاى بدن است و در تمام سال به طور دائم مشغول کار است، این استراحت براى آنها نهایت لزوم را دارد.
بدیهى است، شخص روزهدار، طبق دستور اسلامبه هنگام «افطار» و «سحور» نباید در غذا افراط و زیاده روى کند، تا از این اثر بهداشتى نتیجه کامل بگیرد، در غیر این صورت ممکن است نتیجه بر عکس شود.
الکسى سوفورین دانشمند روسى در کتاب خود مى نویسد:
«درمان از طریق روزه، فائده ویژه اى براى درمان کم خونى، ضعف روده ها التهاب بسیط و مزمن، دمل هاى خارجى و داخلى، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوراستنى، عِرْق النساء، خراز (ریختگى پوست)، بیمارى هاى چشم، مرض قند، بیمارى هاى جلدى، بیمارى هاى کلیه، کبد و بیمارى هاى دیگر دارد.
معالجه از طریق امساک اختصاص به بیمارى هاى فوق ندارد، بلکه بیمارى هائى که مربوط به اصول جسم انسان است و با سلول هاى جسم آمیخته شده، همانند: سرطان، سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا مى بخشد»!.(٩)
در حدیث معروفى، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) اسلاممى فرماید: «صُومُوا تَصِحُّوا»؛ (روزه بگیرید، سالم مى شوید).(١٠)
و در حدیث معروف دیگرى از پیغمبر(صلى الله علیه وآله) رسیده است: «المِعْدَهُ بَیْتُ کُلِّ داء وَ الْحِمْیَهُ رَاْس کُلِّ دَواء»؛ (معده خانه تمام دردها است و امساک بالاترین داروها)!(١١).(١٢)

تاثیر اختلاف افق در رؤیت هلال
پرسش : چرا اوّل ماه با اختلاف افق ها فرق مى کند و مثلا در کشورى امروز اوّل ماه است و در کشور دیگر که در شرق آن واقع شده فرداست؟
پاسخ اجمالی: کره ماه در هر ماه یک دور «تقریباً» به دور زمین گردش می کند و بر اثر همین گردش، «هلال»، «بدر»، «تربیع» و «محاق» صورت مى گیرد. همواره نصف کره ماه که در مقابل خورشید قرار دارد و با توجه به کروی بودن زمین و به سبب اختلاف نحوه قرار گرفتن ماه، زمین و خورشید، گاهی تمام نیمکره روشن ماه دیده می شود و گاهی نصف و گاهی فقط هلال دیده می شود، ضمن اینکه در نقاط مختلف زمین رؤیت ماه متفاوت است، در نقاط غربی شرایط رؤیت زودتر صورت می گیرد، لذا ممکن است در کشورى امروز اول ماه باشد و در کشوری فردا ماه رویت شود.
پاسخ تفصیلی: استدلالات علمى و آزمایش هاى مختلف، کروى بودن زمین را به وضوح ثابت مى کند و این مساله امروز جزء مسلّمات علمى شمرده مى شود؛ از طرفى کره ماه هم در حرکت خود به دور زمین «تقریباً» در هر ماه یک دوره کامل را طى مى کند و بر اثر همین گردش ماه به دور زمین «هلال»، «بدر»، «تربیع» و «محاق» صورت مى گیرد؛ زیرا همیشه نصف کره ماه که در مقابل خورشید قرار دارد روشن است، منتها طرز قرار گرفتن ماه و خورشید و زمین (بر اثر گردش ماهانه کره ماه) گاهى چنان است که ما تمام نیمکره روشن ماه را مى بینیم و در آن وقت «بدر کامل» است و گاهى طورى مى شود که نیمى از آن به طرف ماست و آن هنگام «تربیع» است و به همین ترتیب سایر حالاتى که براى ماه دیده مى شود به سبب اختلاف نحوه قرار گرفتن «ماه و زمین و خورشید» است. به این ترتیب در نقاط غربى به واسطه این که زمین کروى است شرایط رویت زودتر صورت مى گیرد و هلال زودتر رویت مى شود در نقاط شرقى شرایط رویت دیرتر حاصل مى گردد و به همین دلیل دیرتر رویت مى شود.
این موضوع را به وسیله ساده اى مى توان آزمایش کرد؛ یک کره معمولى جغرافیایى را از سقف آویزان مى نماییم و در مقابل آن یک چراغ قرار مى دهیم بطورى که چراغ محاذى یا بالاتر از آن باشد، سپس در آخر اطاق دور از چراغ مى ایستیم، خواهیم دید که تمام نیمکره تاریک رو به سوى ماست، کم کم که جلو مى آییم به جایى مى رسیم که هلال باریکى از نیمکره روشن در برابر ما آشکار مى گردد و به این ترتیب روشن مى شود که تغییر محلّ ما در مشاهده هلال مزبور موثّر است و با توجّه به انحناء و کرویّت زمین تاثیر افق ها در مشاهده و عدم مشاهده هلال واضح تر مى گردد.(١٣)

پی نوشت:
(١). سوره بقره، آیه ١٨٣.
(٢). گرد آوري از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص ٤٣٤.
(٣). «بحارالانوار»، جلد ٩٣، صفحه ٢٥٦، و جلد ٦٥، صفحات ٣٣١، ٣٣٣ و ٣٨٦؛ «كافى»، جلد ٢، صفحات ١٩ و ٢٣ (دار الكتب الاسلامية)؛ «وسائل الشيعه»، جلد ١٠، صفحات ٣٩٥ و ٣٩٧ (چاپ آل البيت).
(٤). «بحارالانوار»، جلد ٩٣، صفحه ٢٥٥؛ «كافى»، جلد ٤، صفحه ٦٢ (دار الكتب الاسلامية)؛ «وسائل الشيعه»، جلد ١٠، صفحات ٣٩٦ و ٤٠٥ (چاپ آل البيت)؛ «بحار الانوار»، جلد ٦٠، صفحه ٢٦١، و جلد ٦٦، صفحه ٣٨٠.
(٥). «نهج البلاغه»، كلمات قصار، شماره ٢٥٢؛ «جامع الأخبار»، صفحه ١٢٣ (انشتارات رضى)؛ «غرر الحكم»، صفحه ١٧٦ (انتشارات دفتر تبليغات)؛ «بحار الانوار»، جلد ٦، صفحه ١١٠ (با اندكى تفاوت).
(٦). «بحار الانوار»، جلد ٩٣، صفحه ٢٥٢؛ «وسائل الشيعه»، جلد ١٠، صفحه ٤٠٤ (چاپ آل البيت)؛ «المقنعة»، صفحه ٣٠٤ (كنگره شيخ مفيد).
(٧). «معانى الأخبار»، صفحه ٤٠٩ (انتشارات جامعه مدرسين).
(٨). «وسائل الشيعه»، جلد ٧، باب اول كتاب صوم، صفحه ٣ (جلد ١٠، صفحه ٧، چاپ آل البيت)؛ «من لايحضره الفقيه»، جلد ٢، صفحه ٧٣ (انتشارات جامعه مدرسين)؛ «بحار الانوار»، جلد ٩٣، صفحه ٣٧١.
(٩). «روزه روش نوین براى درمان بیمارى ها»، صفحه ٦٥، چاپ اول.
(١٠). «بحار الانوار»، جلد ٩٣، صفحه ٢٥٥، و جلد ٥٩، صفحه ٢٦٧؛ «عوالى اللآلى»، جلد ١، صفحه ٢٦٨ (انتشارات سید الشهداء).
(١١). «بحار الانوار»، جلد ٥٩، صفحات ٢٦٠ و ٢٩٠؛ «طبّ النبى»، صفحه ١٩ (انتشارات رضى)؛ «فقه الرضا»، صفحه ٣٤٠ (كنگره امام رضا عليه السلام).
(١٢). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، چاپ پنجاه و پنجم، ج ١، ص ٧٠٨.
(١٣). گرد آوري از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص ٤٤٦.

---------------------------
احکام شرعی

کسانی که نمی توانند روزه بگیرند

روزه بیمار و قضای آن
چنانچه بیماری تا ماه رمضان سال بعد، ادامه داشته باشد قضا ندارد، ولى بايد براى هر روز، فقيرى را سير كند. اما اگر بیماری برطرف شود و عذر ديگري مانند مسافرت پيش آید، بنابراحتیاط واجب هم قضا دارد و هم سیرکردن فقیر. و اگر تا قبل از ماه رمضان سال بعد، عذرش برطرف شود فقط قضا دارد، و چنانچه تا آن زمان، قضاى روزه را بجا نياورد هم قضا دارد و هم سير كردن فقير لازم است.

تشخیص ضرر
كسى كه مى‏داند روزه براى او ضرر دارد بايد روزه را ترك كند و اگر روزه بگيرد صحيح نيست، همچنين اگر يقين ندارد امّا احتمال قابل توجّهى مى‏دهد كه روزه براى او ضرر دارد، خواه اين احتمال از تجربه شخصى‏حاصل شده باشد يا از گفته طبيب.

افطار روزه به دلیل ضعف
انسان نمى‏تواند به خاطر ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر بقدرى ضعف پيدا كند كه تحمّل آن بسيار مشكل شود، مى‏تواند روزه را بخورد و همچنين اگر خوف بيمارى داشته باشد.

درس خواندن
درس خواندن مجوز افطار روزه نمی گردد و چنانچه بتواند، باید ساعت مطالعه خود را تغییر دهد و به فاصله زمانی افطار تا سحر و یا زمانهائی که توان بیشتری برای درس خواندن دارد موکول نماید. در غیر این صورت، تنها مجوز افطار این است که در برخی روزها (مثلا هفته ای ٣-٤ روز) قبل از ظهر به مقدار مسافت شرعی از شهر خارج و در آنجا افطار کند و برگردد. و تا ماه رمضان سال آینده قضای آن را بجا آورد.

زنان باردار
زنان بارداري که روزه براي بچه آنها ضرر دارد روزه گرفتن بر آنها واجب نيست، ولي کفاره ( براي هر روز يک مد (تقريبا ٧٥٠ گرم) گندم يا جو و مانند اينها ) بايد بدهند و بعدا روزه را قضا کنند، اما اگر روزه براي خودشان ضرر دارد روزه واجب نيست کفاره هم ندارد، ولي بعدا قضا مي کنند.

زنان شیرده
زنانى كه بچه شير مى‏دهند خواه مادر بچه باشند يا دايه، اگر روزه گرفتن باعث كمى شير آنها و ناراحتى بچه شود روزه بر آنها واجب نيست، ولى براى‏ هر روز همان كفّاره (يك مدّ طعام) واجب ‏است، بعداً نيز بايد روزه را قضا كنند، امّا اگر روزه براى خودشان ضرر داشته باشد، نه روزه واجب است و نه كفّاره، ولى بايد بعداً روزه‏هايى را كه نگرفته‏اند قضا نمايند.

روزه مشاغل سخت
سختي کار مجوز افطار روزه نمي گردد و چنانچه بتواند، بايد ساعت کاري خود را تغيير دهد و يا در ماه رمضان کارهاي سبک تري انجام دهد. در غير اين صورت، تنها مجوز افطار اين است که در برخي روزها (مثلا هفته اي ٣-٤ روز) قبل از ظهر به مقدار مسافت شرعي از شهر خارج و در آنجا افطار کند و برگردد. و تا ماه رمضان سال آينده قضاي آن را بجا آورد.

تشنگی شدید
اگر روزه دار به اندازهاي تشنه شود که طاقت تحمل آن را ندارد و يا ترس بيماري و تلف داشته باشد، ميتواند به اندازه ضرورت آب بنوشد، ولي روزه او باطل ميشود و اگر ماه رمضان باشد بنابراحتياط واجب بايد بقيه روز را امساک کند.

قضا و کفاره روزه زن باردار و شیرده
در صورتى كه روزه برای خود مادر ضرر داشته باشد و تا ماه رمضان سال بعد نتواند قضا کند قضا ندارد، ولى بايد براى هر روز فقيرى را سير كند. امااگر برای بچه ضرر داشته باشد هم قضا دارد و هم کفاره(سیر کردن یک فقیر برای هر روز).

مجوز افطار بدون ضرورت شرعی
تنها مجوز افطار برای شما این است که قبل از ظهر به مقدار مسافت شرعی (٢١/٥ کیلومتر) از شهر خارج و در آنجا افطار کنید و برگردید.

ورزش کردن
ورزش کردن مجوز افطار روزه نمی گردد و چنانچه بتواند، باید ساعت ورزش خود را تغییر دهد و به فاصله زمانی افطار تا سحر و یا زمان هائی که توان بیشتری برای ورزش کردن دارد موکول نماید. در غیر این صورت، تنها مجوز افطار این است که در برخی روزها (مثلا هفته ای ٣-٤ روز) قبل از ظهر به مقدار مسافت شرعی از شهر خارج و در آنجا افطار کند و برگردد. و تا ماه رمضان سال آینده قضای آن را بجا آورد.

مسواک
مسواك كردن در حال روزه، مانعى ندارد. ولى اگر رطوبت پيدا كند و مسواك را بيرون آورده و به دهان بازگرداند و رطوبت آن در آب دهان مستهلك نگردد، جايز نيست(مگر این که آن را بیرون بریزد)، و در صورتى كه با خمير دندان مسواك كند، بايد دهان را بعد از آن كاملا بشويد.

شست و شوى دهان با آب يا دارو:
١- اگر آن را بیرون بریزد روزه صحیح است. ٢- اگر از اوّل بداند بى اختيار فرو می رود و چنین شود روزه‏ باطل است و كفّاره نیز دارد. (البته داروی ضروری کفاره ندارد.) ٣-اگر برای وضو آب در دهان کند و بی اختیار فرو رود روزه اش صحیح است ولی اگر برای خنک شدن یا بدون هدف باشد روزه باطل است. ٤- اگر فراموش كند روزه است و آب را فرو برد روزه اش باطل نیست.

فرو بردن اخلاط سر و سینه
اگر اخلاط وارد بینی شده باشد فرو بردن آن برای روزه دار اشکال دارد ولی اگر مربوط به سر و سینه باشد و به فضای دهان نرسد اشکالی ندارد.

قطره چشم و گوش
١- قطره گوش و بيني: اگر يقين دارد به فضاي حلق مي رسد و فرو مي رود براي روزه اشکال دارد. ٢- قطره چشم: اشکالي ندارد مگر در صورتي که وارد فضاي دهان شود و عمدا فرو ببرد.

تزریق سرم و آمپول
تمام انواع آمپول های دارویی یا تقویتی که به صورت عضلانی تزریق می شوند و همچنین تزریق عضلانی واکسن برای افراد روزه دار اشکالی ندارد ولی تزریق آمپول ها و سرم های وریدی (که در رگ تزریق می شوند) جایز نیست.

خوردن قرص و دارو
خوردن قرص و داروهای دیگر روزه را باطل می کند. چنانچه امکان تغییر ساعت استفاده از آن، به قبل از اذان صبح و بعد از اذان مغرب وجود داشته باشد و این کار برای بدن ضرر نداشته باشد باید روزه بگیرد. در غیر اینصورت نباید روزه بگیرد .

عطر و بوهای خوش
استعمال عطر و بوهای خوش برای روزه دار مستحب است ولی بوییدن گیاهان معطر کراهت دارد.

احتلام روزه دار
هرگاه روزه‏دار در روز محتلم شود (در خواب جنب شود) روزه اش صحیح است البته بهتر است فوراً غسل كند.

گرفتن خون و تزریق آن
١- اهداء و انجام آزمایش خون مانعی ندارد ولی با توجه به این که باعث ضعف می شود کراهت دارد. ٢- تزریق خون روزه را باطل می کند اما باید تا آخر روز از کارهایی که روزه را باطل می کند خودداری نماید و احتیاطا قضای آن روز را نیز بجا آورد.

استعمال دخانیات
لازم است تمام افراد از كشيدن سيگار و استعمال هر گونه دخانيات در هر حال پرهيز كنند همچنین سبب باطل شدن روزه مى‏شود(بنابر احتياط واجب). و اگر عمداً انجام دهند احتیاط واجب قضاى روزه است و کفاره عمد دارد.

مراجعه به دندانپزشک
چنانچه توجه داشته باشد چیزی از حلق پایین نرود -چه موادی که به کار می برد و چه آب یا دارویی که داخل دهان می شود- روزه صحیح است.

اسپری آسم
با توجّه به این که اسپری هایی که برای افراد مبتلا به آسم استفاده می شود معمولا گاز رقیقی است، روزه را باطل نمی کند.

استنشاق دود
اگر در عرف آن را دود غلیظ بدانند، و عمداً و با توجّه استنشاق شود، روزه اشکال دارد، و اگر مشکوک باشد، اشکالى ندارد.

غسل و شرم روزه دار
شرم و حیا مجوّز ترک غسل و اکتفا به تیمّم بدل از غسل نمی شود؛ مگر اینکه درحدّ عسر و حرج باشد. ولی در هر حال، اگر تا قبل از اذان صبح صبر کند و در زمانی که وقت برای غسل کردن نیست تیمّم بدل از غسل کند روزه اش صحیح است و اگر تا آخر وقت نماز این مساله ادامه داشت می تواند با همان تیمم نماز بخواند؛ هر چند کار خلافی انجام داده است.

روزه زن مستحاضه
زن مستحاضه بايد روزه ماه رمضان را بگيرد. مستحاضه قلیله نیازی به غسل کردن ندارد ولی مستحاضه کثیره در صورتى روزه او صحيح است كه غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه مى‏خواهد فرداى آن را روزه بگيرد به جا آورد و همچنين غسلهاى روزى را كه روزه است (بنابر احتياط واجب).

شروع حیض در بین روز
اگر زن در اثناء روز خون حيض يا نفاس ببيند اگر چه نزديك مغرب باشد روزه او باطل می شود مگر این که بعد از غروب آفتاب خون ببیند که در این صورت روزه آن روز صحیح است.

روزه مسافر
مسافر نبايد روزه (واجب یا مستحب) بگيرد. بطور كلّى در هر موردى که نماز شكسته است روزه را بايد ترك كرد و در جايى كه نماز را بايد تمام بخواند (مانند كسى كه شغلش مسافرت است و يا در محلّى قصد ماندن ده روز كرده) بايد روزه را بگيرد.

سفر چند روزه دانشجویان به محل تحصیل
اگر محل تحصیل حکم وطن شما را داشته باشد و در آن محل سکونت می کنید چنانچه قبل از اذان ظهر به آنجا برسید (چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشید) باید روزه بگیرید و اگر در دوران تحصیل، کثیر السفر بوده اید با توجه به فاصله ای که ایجاد شده ، در این چند روز مسافر هستید و نماز و روزه تان شکسته است (تا زمانی که دوباره کثیر السفر شوید).

مسافت شرعی و اذان ظهر
اگر بخواهید مسافت شرعی (٢١/٥ کیلومتر) را طی کنید و اذان ظهر را در شهر یا روستای محل زندگی خود یا حد ترخص آن یا جایی که بخواهید حداقل ده روز بمانید نباشید مسافرید و نماز و روزه شما شکسته است. در برگشت نیز اگر قبل از اذان ظهر، در مکانهای مذکور نباشید آن روز را روزه ندارید.

خوردن سحری بعد از اذان
باید قبل از شروع اذان، از مبطلات روزه از جمله خوردن و آشامیدن دست کشید ولی اگر بدون اطلاع از شروع اذان و یا از روی ندانستن حکم، ادامه داده است در صورتی که تا پیش از پایان اذان خوردن و آشامیدن را ترک کرده، استثنائا روزه این روز صحیح است.

زمان نیت روزه واجب ماه رمضان
كافى است كه در هر شب از ماه مبارك رمضان براى روزه فردا نيّت كند، ولى بهتر است كه در شب اوّل ماه، علاوه ‏براين، نيّت روزه همه ماه را نيز بنمايد.

زمان نیت روزه واجب غیر معین
هرگاه روزه واجب غير معين بر عهده دارد (مانند روزه قضاى ماه رمضان يا روزه كفاره) وقت نيت آن تا ظهر باقى است، يعنى چنانچه چيزى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد وقبل از ظهر نيت‏ کند روزه او صحيح است. البته زمان نيت براى روزه مستحبى در تمام روز نيز ادامه دارد حتى اگر مختصرى به مغرب باقى مانده باشد و تا آن موقع كارهايى كه روزه را باطل مى‏ كند انجام نداده است مى‏تواند نيت روزه مستحبى كند و روزه او صحيح است.

خوردن افطار با شروع اذان
همزمان با شروع اذان مغرب می توانید روزه خود را افطار نمایید.

پی نوشت: 
          
    
تاریخ انتشار: « 1396/03/07 »

مطالب مرتبط

فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2575