اين اشتباهات كه در نسخه معروف عثمان طه به هر دليل رخ داده، بايد به وسيله قرآن پژوهان جهان اسلام اصلاح گردد.

عنوان: اشتباهات در رسم الخط قرآن عثمان طه

محقق: علی حبیبی

 

مقدّمه

قرآن کتابی است که هر گز دست تحریف به دامانش دراز نشده و نخواهد شد

قرآن بزرگترین كتاب آسمانی است كه از سوی خداوند متعال بر خاتم پیامبران حضرت محمّد مصطفی(ص) نازل گردیده است، آنچه كه بین اكثریت قاطع عالمان دینی اعم از شیعه و سنّی مورد قبول می‌باشد، این است كه: تمامی الفاظ قرآن، بدون كم و زیاد، وحی الهی می‌باشد و هیچ تحریف و تغییری در آن رخ نداده و باید به همین صورتی كه سینه به سینه به ما رسیده است تلاوت شود.

بدیهی است قرآنی كه به وسیلة كاتبان وحی كه جمع كثیری از اصحاب بودند نوشته می‌شد و شب و روز در نمازها و غیر نمازها تلاوت می‌گشت و حافظان بسیار زیادی داشت چیزی نبود كه دست تحریف بتواند به سوی آن دراز شود.

به‌علاوه قرآن با صراحت می گوید:

ما قرآن را نازل كردیم و ما حافظ قرآن هستیم». (حجر، آیة 9)

چیزی كه خدا حافظ آن است هرگز دست تحریف‌گران به سوی آن دراز نخواهد شد.

*** 

امّا در رابطه با نحوة كتابت قرآن، آیا نحوة نگارش نیز همانند خود قرآن وحی مُنزل است و كاتبین وحی به دستور پیامبر اكرم(ص) به همین صورت امروزی (مانند خط عثمان طه) نوشته‌اند؟ همان‌گونه كه بعضی ساده‌اندیشان تصور كرده‌اند و یا اینكه پیامبر اكرم(ص)  تنها آیات و سُوَر نازله را بر كاتبین وحی املاء می‌فرمودند و كاتبین بر اساس رسم‌الخطی كه آن روز، عرب‌ها با آن آشنا بودند می‌نوشتند؟ سپس با گذشت زمان رسم‌الخط‌ها تغییر یافت و به صورت قرآن‌هایی كه امروز در دست ماست درآمد.

با بررسی سیر تكاملی كتابت قرآن از صدر اسلام تا به امروز چنین به دست می‌آید كه هرگز رسم‌الخط و ضبط كتابت قرآن كریم توقیفی و الزامی به شكل خاصی نبوده است و بهترین دلیل بر این مدّعا، اضافه شدن نقطه و علامات فراوان املائی است كه قطعاً در عصر نزول وجود نداشته است و در كتابت آن روز عرب نوشته نمی‌شد ولی بعدها برای اینكه غیر عرب‌ها بتوانند قرآن را صحیح بخوانند در كتابت قرآن آورده شد و نمونه‌های آن، قرآن‌های با رسم الخط‌های مختلف عربی، تركی و اردو می‌باشد كه امروز در دسترس ماست.

این رسم‌الخط‌های مختلف متأسفانه برای بسیاری از خوانندگان قرآن حتّی بسیاری از عرب‌ها مشكل آفرین شده است و باید رسم  الخط واحد شفاف و روشنی كه برای همه سهل و آسان باشد، انتخاب شود.

بررسی رسم‌الخط عثمان طه اكنون با این مقدمه به سراغ مشهورترین نسخه‌ای كه امروز در دست مسلمین است، می‌رویم و اشكالات مهم آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

مشهورترین نسخة قرآنی كه امروزه در میان مسلمانان رواج دارد و هر سال، میلیون‌ها نسخه از آن، در سراسر جهان چاپ و منتشر می‌گردد، نسخة قرآن معروف به خط «عثمان طه» می‌باشد.

این نسخه از قرآن، امتیازات متعددی دارد: خط خوب، قطع مناسب، علامت‌گذاری دقیق، آیات از آغاز صفحه شروع و با پایان صفحه، پایان می‌یابد و هر جزء از سی جزء قرآن در بیست صفحه تمام می‌شود (جز در دو سه مورد).

به همین دلیل و به دلیل اینكه نشر و توزیع آن، توسط كشور عربستان به صورت رایگان و اهدایی همه ساله در مقیاس گسترده صورت می‌گیرد، مورد استقبال واقع شده است.

این امر، سبب یك نواختی نسبی نُسَخ قرآن، در كشورهای مختلف گردیده است و بیشتر حافظان در غالب كشورها از روی همین نسخه به حفظ قرآن می‌پردازند و اكثر فراگیران و قاریان نیز، از روی همان، قرآن را فرا می‌گیرند و می‌خوانند (هر چند نسخه‌های دیگری نیز در كشورهای مختلف اسلامی وجود دارد).

ولی از آنجا كه هر كار خوبی، ممكن است بی‌نقص نباشد، این نسخه از قرآن نیز از نظر املاء و نگارش (رسم الخط) كاستی‌های فراوانی دارد كه اصلاح آن، لازم و ضروری می‌رسد زیرا این اشتباهات گاه معنی را تغییر می‌دهد و گاه قرائت را بسیار مشكل می‌سازد.

رسم‌الخط قرآن توقیفی نیست  بار دیگر لازم می‌دانم این نكته را تكرار كنم كه رسم‌الخط قرآن هرگز توقیفی نیست، و الزامی به رسم الخط معینی نداریم.

زیرا:

اوّلاً:

آنچه كه میان تمامی فرق اسلامی، اجماعی است «نزول قرآن به صورت الفاظ معین» می‌باشد و ملاك اساسی در قرائت قرآن، نقل سینه به سینه و شنیدن آن از زبان پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص) بوده است، و كتابت‌ها همیشه متفاوت بوده است.

ثانیاً:

امروز رسم‌الخط واحدی در دست نداریم كه به طور قطع و یقین بتوان آن را به صدر اسلام منتسب نمود.

بهترین شاهد، وجود قرآن‌های منسوب به قرون اولیه در موزه‌ها و كتابخانه‌های مهم جهان و كشورهای اسلامی می‌باشد كه از نظر املایی با رسم الخط موجود متفاوت است.

ثالثاً:

كشور عربستان كه ناشر قرآن به خط عثمان طه است برای مسلمانان هند و پاكستان، قرآن‌هایی را چاپ و توزیع نموده كه با رسم‌الخط این قرآن، تفاوت بسیار دارد.

انواع كاستی‌ها

به هر حال در نسخه موجود به خط عثمان طه، كاستی‌های فراوان رسم‌الخطی وجود دارد كه گاه موجب تغییر در معنا و گاه سبب نامفهوم شدن كلمه و گاه باعث صعوبت در فراگیری و قرائت صحیح می‌شود، از این رو ما این موارد را به شش گروه تقسیم كرده‌ایم:

1. رسم‌الخط‌هایی كه سبب تغییر معنا می‌شود.

2. رسم‌الخط‌هایی كه سبب می‌شود، كلمه فاقد معنا گردد.

3. رسم‌الخط‌هایی كه سبب صعوبت فوق‌العاده فراگیری می‌شود.

4. رسم‌الخط‌هایی كه سبب اضافه حروف نابجا می‌شود.

5. رسم‌الخط‌هایی كه سبب حذف حروف لازم و اصلی كلمه شده است.

6. رسم‌الخط‌هایی كه سبب نوشتن یك كلمه به دو صورت در دو آیه یا در چند آیه می‌شود، بدون هیچ‌گونه دلیل كه تنها یك صورت آن صحیح می‌باشد.

در اینجا برای هر یك از موارد فوق، نمونه‌هایی را آورده‌ایم؛ انتظار و تقاضای ما از اندیشمندان و علمای اسلامی به ویژه علمای مصر و حجاز، این است كه همگی با یك عزم راسخ برای اصلاح آن بكوشند، و نسخه‌های موجود را از این نظر كامل كنند.

البته همان‌گونه كه گفته شد: این كاستی‌ها فقط مربوط به رسم‌الخط و نگارش است و گرنه قرائت الفاظ قرآن، بدون هیچ‌گونه تحریف و كم و زیادی از آغاز تاكنون باقی مانده است.

بدیهی است، صحیح نوشتن رسم‌الخط، نه تنها سبب تغییری در قرآن نمی‌شود، بلكه صحت تلاوت و تفسیر قرآن را تضمین می كند، همان‌گونه كه می‌دانیم كتابت اولیه قرآن، فاقد نقطه‌گذاری و علامت اِعراب بود و نقطه‌گذاری حروف و ضبط اِعراب به وسیلة علامت، نه تنها باعث تحریف نشد بلكه موجب مصونیت قرآن از تحریف در قرائت نیز گردید.

اضافه بر آن، هیچ دلیلی در دست نیست كه نسخة موجود به خطِ «عثمان طه» بر اساس رسم‌الخط نسخه‌های صدر اسلام می‌باشد، چرا كه:

1. در پایان نسخة قرآن موجود به خط «عثمان طه» صریحاً آمده است: «هجاء و رسم الخط آن از دو نفر از علمای این فن به نام «ابوعمرو دانی» و «ابوداود سلیمان بن نجاح» گرفته شده كه آنها آن را مربوط به زمان خلیفة سوم عثمان می‌دانند و در مواردی كه این دو با هم اختلاف دارند نقل نفر دوم ترجیح داده شده است».

از این بیان استفاده می‌شود كه رسم‌الخط مزبور از طریق خبر واحد به ما رسیده كه گاه این خبر واحد تعارض نیز دارد.

2. نسخة قرآن‌هایی كه ده‌ها سال قبل از این نسخه، در كشورهای اسلامی چاپ و توزیع شده و اكنون نیز چاپ و منتشر می‌شود، مانند كشور تركیه عثمانی و تركیه كنونی، هند و پاكستان و ایران و بعضی از كشورهای عربی، مانند عراق، از نظر رسم الخط، با نسخة موجود ـ به خط عثمان طه ـ تفاوت بسیار دارد.

3. نسخه‌های فراوانی از قرآن‌های صدر اسلام در موزه‌ها و كتابخانه‌های مهم جهان و كشورهای اسلامی موجود است كه از نظر رسم الخط با نسخة موجود متفاوت می‌باشد.

4. اخیراً كشور عربستان، قرآنی را با رسم‌الخط دیگری برای مسلمانان هند و پاكستان چاپ و توزیع نموده كه رسم‌الخط آن‌ها، با رسم‌الخط عثمان طه، تفاوت بسیار دارد.

بنابراین لازم است علمای جهان اسلام، رسم الخط واحدی را بر اساس نگارش و كتابت صحیح امروز كه برای همه قابل فهم و سهل و آسان باشد، تهیه و در اختیار مسلمانان سراسر جهان قرار دهند و همه از آن بهره‌مند شوند.

*** 

 

پاسخ به یك سؤال مهم

از آنچه در بالا آمد روشن شد این كه بعضی می‌گویند بهتر است برای اصالت قرآن دست به این رسم‌الخط نزنیم و اشتباهات آن را تحمل كنیم، هر چند می‌دانیم با ا صلاح رسم‌الخط هیچ تغییری در تلفظ قرآن رخ نخواهد داد، سخن نادرستی است.

 

زیرا اگر ما تنها یك رسم‌الخط قرآنی در طول تاریخ داشتیم، ممكن بود این عذر تا حدی پذیرفته شود در حالی كه ـ همان‌گونه كه در بالا آمد ـ از آن زمان كه قرآن به خط كوفی نوشته می‌شد و سپس به خط عربی موجود درآمد، ده‌ها نوع رسم‌الخط رواج داشته است (البته با حفظ تلفظ واحد) كه در موزه‌های كشورهای اسلامی نمونه‌های فراوانی از آن دیده می‌شود، امروز نیز چنین است و حتی در عربستان سعودی نیز قرآن با رسم‌الخط‌های متفاوت نوشته شده است و هیچ دلیلی بر مطابقت رسم‌الخط عثمان‌طه با رسم‌الخط خلفای نخستین نیست بلكه دلائل متعدد بر ضد آن داریم.

به هر حال نباید دچار وسوسه شد و لازم است علمای اسلام در اصلاح این نسخة كثیرالانتشار (نسخة عثمان‌طه) بكوشند و به صحیح خواندن قرآن و تفسیر صحیح آن كمك كنند.

البته نباید فراموش كرد كه در بعضی قرآن‌های چاپ دیگر نیز بخشی از این نواقص رسم‌الخطی وجود دارد كه باید اصلاح گردد.

پس از پایان مقدمه، کاستی های نسخة قرآنی عثمان طه که در شش بخش تنظیم یافته یکی پس از دیگری بررسی می شود.

 

امیدواریم علمای اسلام، به خصوص علمای حجاز در رفع این کاستی ها بکوشند.


 

1ـ رسم الخط های که سبب تغییر معنا می شود

 

بخش اوّل

رسم‌الخط‌هایی كه سبب تغییر معنا می‌شود

 در این رابطه به ذكر چندین نمونه اكتفا می‌كنیم:

 

الف) واژة «إنَّمَا» و «أنَّمَا» در 10 آیه، به صورت متصل نوشته شده است، در حالی كه باید به صورت منفصل و جدا از هم یعنی به صورت «إنَّ مَا» و «أنَّ مَا» نوشته و خوانده شود. زیرا كلمه «ما

» در تمامی این ده آیه «موصوله

» است (به معنی چیزی) در حالی كه «إنّمَا»[1]

كلمة «حصر» به معنی فقط و «أنَّمَا» برای تأكید است.

بنابراین اگر در این 10 مورد كه «ما» موصوله است، متّصل خوانده شود معنای آن تغییر پیدا می‌كند.

آن ده مورد عبارتند از:

(نحل، آیة 95)

صحیح آن:

(طه، آیه 69)

صحیح آن:

(ذاریات، آیه 5)

صحیح آن:

(مرسلات، آیه 7)

صحیح آن:

این در حالی است كه جمله

در سورة انعام، آیة 134 به صورت منفصل آمده است.

(آل عمران،آیه178)

صحیح آن:

(رعد، آیه 19)

صحیح آن:

(مؤمنون، آیة 55)

صحیح آن:

(لقمان، آیة 27)

صحیح آن:

(انفال، آیة 41)

صحیح آن:

(غافر، آیة 43)

صحیح:

قابل توجّه اینكه جمله

در سورة حج، آیة 62 و سورة لقمان، آیة 30 به صورت صحیح و منفصل نوشته شده است.

 

_________

[1] . «انّما» حصر، حدود 130 بار تكرار شده و به صورت متصل نوشته شده است و صحيح است.

 

 

 

 ب) واژة «بِئْسَمَا» مركب از دو كلمه «بِئْسَ» (از افعال ذَمّ) و «ما» موصوله، می باشد و باید جدا نوشته شود. در نسخة موجود عثمان طه، در شش مورد[1]

به صورت منفصل «بِئْسَ مَا» نوشته شده است كه صحیح می باشد ولی در سه مورد به صورت متصل نوشته شده كه باید این موارد نیز اصلاح گردد و به صورت منفصل نوشته شود.

(بقره، آیة 90)

صحیح آن:

(بقره، آیة 93)

صحیح آن:

(اعراف، آیة 150)

صحیح آن:

***

_______

[1] . بقره، آيه 102؛ آل عمران، آيه 187؛ مائده، آيات 62 و 63 و 79 و 80 .

 

 

ج) واژة «أینَمَا» هرگاه جدا نوشته شود مركب از دو كلمه «أینَ» به معنی «كجاست» و «ما» موصوله به معنی چیزی است و اگر این واژه متصل نوشته شود یك كلمه است و به معنی ظرف مكان خواهد بود و یعنی «هرجا». بنابراین اگر «ما» موصوله باشد، طبق قاعده باید منفصل از «أین» باشد به صورت: «أین ما» و در این صورت جمله استفهامیه است، به معنای «كجاست چیزی كه...».

در قرآن نسخة عثمان طه واژه «أینَمَا» 12 بار تكرار شده، سه مورد آن كه «ما» موصوله است و باید جدا نوشته شود به صورتِ جدا نیز آمده و صحیح است، و آنها عبارتند از:

(اعراف، آیة 37).

(شعراء آیة 92).

(غافر، آیة 73).

و در 9 مورد، حرف «ما» زائده است و باید به صورت متصل باشد: «أینما» (به معنی هر جا) در حالی كه تنها در 4 مورد به صورت متصل نوشته شده است، و آنها عبارتند از:

(بقره، آیة 115).

(نساء، آیة 78).

(نحل، آیة 76).

(احزاب، آیة 61).

این چهار مورد صحیح است.

ولی در 5 مورد دیگر كه به صورت منفصل نوشته شده باید به‌صورت متصل، نوشته شود به‌صورت: «أینَمَا» و آنها عبارتند از:

(بقره، آیة 148)

صحیح آن:

(آل‌عمران،آیة 112)

صحیح آن:

(مریم، آیة 31)

صحیح آن:

(حدید، آیة 4)

صحیح آن:

(مجادله، آیة 7)

صحیح آن:

 

می باشد.

و عجب این كه جمله

در آیة 148 سوره بقره با آیة 78 سورة نساء یكسان است در حالی كه در یكی متصل و در دیگری منفصل نوشته شده، و همچنین آیة 112 سورة آل‌عمران با آیة 61 سورة احزاب هر دو

است در حالی كه یكی به صورت متصل و دیگری به صورت منفصل آمده است كه هیچ وجهی برای آن نیست.

***

د) طبق قاعده، «لام جارّه» باید به صورت متصل به كلمه بعدی باشد، و موارد آن در قرآن فراوان است كه به صورت متصل، آمده است، اما در چهار مورد در نسخه عثمان طه می‌باشد كه حرف «ل» جاره بعد از «ما» موصوله قرار گرفته است و به صورت منفصل از كلمه بعدی نوشته شده به صورت «مَالِ»، در این صورت معنای دیگری به ذهن متبادر خواهد شد، از این رو لازم است طبق قاعده و همانند سایر موارد آن كه در قرآن بسیار است، حرف «ل» به صورت متصل با كلمه بعدی نوشته شود، آن موارد چهارگانه عبارتند از:

(معارج، آیه 36)

صحیح آن:

می‌باشد

(فرقان، آیه 7)

(كهف، آیة 49)

صحیح آن:

(نساء، آیه 78)

صحیح آن:

 

می باشد.

و همان‌گونه كه گفتیم این در حالی است كه در مواردِ كاملاً مشابه، به صورت متصل آمده است، مانند:

(آل عمران، آیة 12 و انفال، آیة 38)

(رعد، آیة 32)

(ملك، آیة 6)

(اعراف، آیة 43)

(فصلت، آیة 26)

این تفاوت‌ها كاملاً بی‌دلیل است.

***

 

2ـ رسم الخط هایی که سبب می شود کلمه فاقد معنا گردد!

 

بخش دوم

رسم‌الخط‌هایی كه سبب می‌شود كلمه فاقد معنا گردد

 رسم‌الخط‌هایی است كه سبب می‌شود كلمه فاقد معنا گردد، در حالی كه اگر درست بنویسند معنا و تفسیر كاملاً روشن است.

توضیح اینكه در قرآن به خط «عثمان طه» به كلماتی بر می‌خوریم كه بدون دلیل قانع كننده‌ای، حرفی اضافه دارد و این سبب می‌شود كه ظاهر كلمه، فاقد معنا گردد. این در حالی است كه همان كلمات در جای دیگر، بدون حرف زائد و به صورت صحیح نوشته شده است، و این از عجائب است.

1. كلمه «أید» [1]

در سورة ذاریات، آیة 47 با دو یاء یعنی چنین نوشته شده:

و صحیح آن

 است.

در حالی كه در سوره ص، آیه 17، كلمه «أید» با یك «یاء» آمده است به این صورت:

و كاملاً درست است.

2. كلمه «فَإِنْ» در سوره آل عمران، آیه 144 و سوره انبیاء، آیه 34 با یك یای اضافی چنین نوشته شده:

و صحیح آن:

می‌باشد.

صحیح آن:

است.

در حالی كه كلمه

بیش از نود بار در قرآن تكرار شده و در همه این موارد در نسخه عثمان طه، بدون یا زائده، به صورت

نوشته شده و صحیح است.

***

_____________

[1] . كلمه «اَيْدْ» بر وزن «صَيْدْ» به معناى قدرت و قوّت مي‌باشد، و در قرآن تنها دو بار آمده است.

 

 

3. كلمه

كلمه

بدون اضافه به ضمیر، در سه حالت رفع، نصب و جرّ، به صورت ملفوظ (با الف مهموز) نوشته شده است.

مانند:

(قصص، آیه 38)

(قصص، آیه 20)

(بقره، آیه 246)

و همچنین در حال اضافه به ضمیر، در حالت نصبی، به صورت ملفوظ نوشته شده است.

(یونس، آیه 88)

و همه صحیح است.

اما در حالت جرّ بدون هیچ‌گونه دلیل، با یای زائده، بعد از همزه، نوشته شده است، مانند:

(اعراف، آیه 103؛ یونس، آیه 75 ؛ هود، آیة97؛ مؤمنون، آیه46؛ قصص،آیه32؛ زخرف،آیه46)

(یونس، آیه 83)

***

 

4. كلمه

در سوره انعام، آیه 34 با یای اضافه نوشته شده:

و صحیح بدون یاء  است.

در حالی كه در موارد دیگر، بدون یای زائد آمده است، و مشكلی ندارد، برای نمونه:

(قصص، آیه 3)

***

در سوره كهف، آیه 23 با الف زائده نوشته شده كه وجهی ندارد.

در حالی كه در سوره نحل، آیه 40 بدون الف زائده و به همان صورت ملفوظ نوشته شده است.

این تفاوت بدون دلیل است، و سبب می‌شود كه كلمه مفهوم خود را از دست بدهد.

***

 

 

 

3ـ رسم الخط هایی که سبب صعوبت فوق العاده در قرائت می شود

بخش سوم

رسم‌الخط‌هایی كه سبب صعوبت فوق‌العاده در قرائت می‌شود

 توضیح اینكه در قرآن خط عثمان طه به كلماتی بر می‌خوریم كه بر اساس رسم‌الخط عرب صدر اسلام، شاید مناسب بوده ولی بر اساس رسم‌الخط امروز عرب، نمی‌تواند صحیح باشد، و برای خود عرب‌ها نیز، خواندن آن، بسیار مشكل است، مانند:

(اسراء، آیة 7) (باید واو اوّل كه عین الفعل است قبل از همزه باشد)

در حالی كه صحیح آن

است.

نمونه دیگر:

(نجم، آیه 57)

و بیشتر قاریان به قرینه أزِفَتِ، كلمه بعدی را نیز

می‌خوانند در حالی كه صحیح آن

است (آزفه به معنای نزدیك شونده است).

نمونه دیگر:

(قیامت، آیة 40)

یعنی فقط با یك یاء نوشته شده و یای اوّل به صورت جداگانه و در بالا نوشته شده در حالی كه صحیح آن با دو یاء به صورت

است.

نمونه دیگر:

(اعراف، آیه 196). یای مشدّد اوّل به صورت جداگانه و در بالا نوشته در حالی كه صحیح آن

می باشد.

***

 

 

 

4ـ رسم الخط هایی که سبب اضافه حروف نابجا شده

بخش چهارم

رسم‌الخط‌هایی كه سبب اضافة حروف نابجا شده

 

توضیح اینكه در زبان عرب، به كلماتی كه به واو جمع، ختم می‌شود، «الف غیر ملفوظی» را به نام «الف فارقه» اضافه می‌كنند، اضافة این الف، در افعال لازم است و در فهم معنی كلمه و روشن ساختن این كه صیغة جمع است، تأثیر دارد.

اما در قرآن خط عثمان طه، مواردی وجود دارد كه فعل مفرد است با این حال، بعد از آن، الف جمع اضافه شده كه نباید اضافه می‌شد و چه بسا به فعل جمع اشتباه شود. برای نمونه، به كلمات زیر توجّه فرمائید:

 

در آیه 4 سوره یونس به این صورت آمده:

(و 6 بار تكرار شده) در حالی كه صحیح بدون الف جمع است.

 

در آیه 221 سوره بقره:

(8 بار تكرار شده) در تمام اینها رسم‌الخط صحیح بدون الف جمع است، زیرا فعل مفرد است در حالی كه در تمام اینها با الف جمع نوشته شده است.[1]


 

________

[1] . بقره، آية 221 و يونس، آية 25 و حج، آية 12 و 13 و فاطر، آية 6 و زمر، آية 8 و احقاف، آية 5 و انشقاق، آية 11 .

 

 

 

 

در آیة 85، سورة یوسف:

(با الف جمع نوشته شده)

 

در آیة 39 سورة رعد:

 

در آیة 13 سورة قیامت:

 همچنین كلمات

كه عموماً با الف جمع ذكر شده در حالی كه همه مفرد است.

و نوشتن این الف‌ها در نسخة عثمان طه ممكن است سبب اشتباه خوانندگان در فهم معنی شود.

***

  

5ـ رسم الخط هایی که سبب حذ حروف لازم شده است

بخش پنجم

رسم‌الخط‌هایی كه سبب حذف حروف لازم شده است

 

این بخش، بر عكس بخش چهارم، بر خلاف قاعده بعضی از افعالی كه به واو جمع ختم شده است، «الف» بعد از آن نیامده، در حالی كه در موارد فراوان دیگر در همین نسخه، الف جمع در موارد مشابه ذكر شده است.

برای نمونه، كلمات:

 

بدون الف جمع آمده:

(بقره، آیة 61 و آل‌عمران، آیة 112)

(بقره، آیة 90) در هر دو مورد الف جمع حذف شده است.

و صحیح آن:

با الف جمع است.

 

(حشر، آیه 9) در اینجا نیز الف جمع مذكر حذف شده و صحیح آن

است.

 

(یوسف، آیه 16)

(یوسف، آیه 18)

(9 بار تكرار شده است). [1]

در تمام این موارد الف جمع بدون دلیل حذف شده است.

_______________

[1] . آل عمران، آيه 184؛ اعراف، آيه 116؛ يوسف، آيه 16 و 18؛ نور، آيه 11 و 13؛ فرقان، آيه 4؛ نمل، آيه 84؛ و حشر، آيه 10 .

 

  

 

كه به صورت

(سبأ، آیه 5) (با حذف الف جمع) آمده است و صحیح با الف جمع است.

و عجب اینكه شبیه همین آیه بدون هیچ تفاوت در سوره حج، آیه 51 با الف جمع آمده است.

 


كه به صورت

(فرقان، آیه 21) (بدون الف جمع) آمده است.

و شگفت‌آور اینكه همین كلمه در سوره ذاریات، آیه 44 و اعراف آیات 77 و 166 با الف جمع آمده است.

(با الف جمع)

 

كه به صورت

(بقره، آیه 226) (بدون الف جمع) آمده است و صحیح با الف جمع است.

نمونه دیگر:

حذف حرف «یاء» كه بر اثر التقاء ساكنین، تنها در تلفظ حذف می شود ولی در كتابت معمولا نوشته می شود مانند:

 

در آیة

(روم، آیة 53) بدون دلیل یاء حذف شده است.

در حالی كه شبیه همین آیه در سورة نمل، آیة 81 «یاء» در كتابت آمده است:

این تفاوت‌ها برای چیست؟

 

در آیة

(یونس، آیة 103) یاء حذف شده است.

ولی در سورة انبیاء، آیة 88، یاء در كتابت آمده است در حالی كه هر دو عبارت شبیه هم است.

آیا نباید این نسخه اصلاح گردد؟!

 

در آیة

(نساء، آیة 146) حرف یاء حذف شده است و اگر به خاطر التقاء ساكنین در كتابت حذف شده چرا در آیة 269 بقره آمده است:

 

4. دیگر از عجایب نسخة قرآن به خط عثمان طه واژه «ابراهیم» است كه در موارد زیادی یاء آن حذف شده و در موارد زیاد دیگری یاء آن ذكر شده است.

در سورة بقره، 15 بار تكرار شده و همگی بدون یاء می باشد «اِبْرَهِم» اما از سوره آل عمران به بعد، 54 بار تكرار شده و همه با یاء نوشته شده است «اِبْر 4هِیم».

چگونه می‌توان این تفاوت‌های بی‌دلیل را بر زمان رسول خدا(ص) نسبت داد و یا اگر از اشتباهات ناسخین زمان‌های بعد است ـ كه هست ـ نباید آن را در نسخه‌های موجود حفظ كرد و به این اشتباهات رسم‌الخطی رسمیت بخشید.

 

5. همچنین حذف حرف یاء در كلمه «إیلافِهِم» در سورة قریش، كه در دو آیه پشت سر هم یك بار با یاء و بار دیگر بدون یاء، نوشته شده است.

به چه دلیل در دو آیه پشت سر هم در یكی یاء متصل آمده در دیگری حذف شده و به صورت مستقل و كوچك نوشته شده؟

 

6. در جملة «یمْحو» كه واو آن در تلفظ (هنگام التقاء ساكنین) حذف می‌شود ولی در كتابت باید نوشته شود، در بعضی از آیات در كتابت حذف شده مانند:

(شوری، آیة 24).

ولی در سورة رعد، آیة 39، «واو» در كتابت آمده است:

***

 

 

 

 

6ـ رسم الخط هاییکه یک کلمه را به دو صورت نوشته، در حالی که فقط یکی از آن دو صحیح است

بخش ششم

كلماتی كه به دو صورت نوشته شده، در حالی كه تنها یك صورت آن، صحیح می‌باشد.

 

در این رابطه به ذكر چند نمونه اكتفا می‌كنیم:

 

1ـ «بَلاَءٌ ـ بَلؤٌاْ»

جالب این‌كه این كلمه با تنوین مضموم، 5 بار در قرآن آمده است، 3 بار به صورت «بَلاَءٌ» و 2 بار به صورت «بَلؤٌا» نوشته شده است!

همچنین در آیة

(بقره، آیة 49؛ اعراف، آیه 141؛ ابراهیم، آیه 6) به صورت صحیح آمده و در آیة

 

(دخان، آیة 33) و (صافات، آیة 106) غیر صحیح (با الف اضافی، حرف همزه روی كرسی واو، در حالی كه حرف همزه بعد از حرف ساكن بدون كرسی می‌باشد).

 

2ـ «أَبْنَاؤُ ـ أبْنؤُاْ»

این كلمه در حالت مضموم بودن همزه، 3 بار در قرآن آمده است، 2 بار به صورت «أبْنَاؤُ» و 1 بار به صورت «اَبنؤا» نوشته شده است (با الف اضافی).

مانند:

 

(نساء، آیة 11 ؛ توبه، آیة 24)

(مائده، آیة 18)

 

3ـ «جَزَاءُ ـ جَزؤُاْ»

این كلمه 15 بار در قرآن آمده است، 11 مورد به صورت «جَزَاءُ» و 4 مورد به صورت «جَزؤُاْ» نوشته شده است (با الف اضافی و تغییر شكل اصلی).

مثلاً در این دو مورد:

(زمر، آیه 34)

(یونس، آیه 27) صحیح نوشته شده.

و در این دو مورد:

(مائده، آیة 29)

(شوری، آیه 40) غیر صحیح.

 

4ـ «دُعَاءُ ـ دُعؤُاْ»

این كلمه 2 بار در قرآن آمده است، در نسخه عثمان طه یك بار به صورت «دُعَاءُ» و بار دیگر به صورت «دُعؤُا» نوشته شده است (بدون هیچ دلیل).

(رعد، آیه 14)

 (غافر، آیه 50)

 

5ـ «مَلاَُ ـ مَلَؤُاْ»

این كلمه با همزه مضمومه، 16 بار در قرآن آمده است، 12 بار در نسخه عثمان طه به صورت «مَلاَُ» و 4 بار به صورت «مَلَؤُاْ» نوشته شده است، مانند:

(اعراف، آیه 90)

(مؤمنون، آیه 24)

با این‌كه هر دو آیه كاملاً شبیه یكدیگر است این اختلاف چگونه قابل توجیه است.

 

6ـ «نَبَأُ ـ نَبَؤُاْ»

این واژه نیز در آیات كاملاً مشابه، به صورت متفاوت نوشته شده است مانند:

(توبه، آیة 70)

(ابراهیم، آیة 9)

 

7ـ همچنین كلمات:

«شُرَكَاءُ ـ شُرَكؤُاْ» و «نَشَـاءُ ـ نَشـؤُا» و «ضُعَفَاءُ ـ ضُعَفـؤُاْ» و «اَنْبَاءُ ـ اَنْبؤُا» به دو صورت مختلف آمده است.

 

8ـ اضافه بر موارد مذكور، در قرآن نسخه عثمان طه كلماتی دیده می شود كه یك بار با تای گرد «ـة ـ ة» و بار دیگر با تای كشیده «ت» نوشته شده، برای نمونه:

الف ـ «سُنَّة ـ سُنَّت»


(احزاب، آیة 62 و فتح، آیة 23)

(فاطر، آیة 43)
هر دو آیه كاملاًَ شبیه یكدیگر است ولی بدون دلیل واژه «سنت» در یك جا با تاء كشیده و یك جا با تاء گرد آمده است.

  

ب ـ «نِعْمَة ـ نِعْمَت»


(نحل، آیة 18)

(ابراهیم، آیة 34)

و همچنین كلمات: «بَقِیة ـ بَقِیت» و «رَحْمَة ـ رَحْمَتْ» و «شَجَرَة ـ شَجَرَت» و «كَلِمَة ـ كَلِمَت» و «لَعْنَة ـ لَعْنَت» و «امْرَأة ـ امْرَأت»

***

آیا به راستی یك محقق قرآن‌پژوه می‌تواند این همه اختلاف نسخه در كلمه واحده كه معلوم نیست از كجا سرچشمه گرفته است، بپذیرد؟


 

نتیجه گیری و پایان

از آن‌چه به طور كاملاً مستند در فصول شش‌گانة فوق از نظر خوانندگان عزیز گذشت این نكته به روشنی به دست می‌آید كه قرآن با رسم‌الخط «عثمان طه» با تمام مزایایی كه دارد، دارای كاستی‌های بسیاری است كه اگر دانشمندان اسلام، از جمله علمای حجاز، دست به دست هم دهند و آن را اصلاح كنند مسلمین جهان در قرائت از روی این نسخه گرفتار مشكلات فراوانی نخواهند شد. والسلام

رمضان المبارك 1429 ق

شهریورماه 1387 ش

 
 

[دفعات نمایش: 7314] [نظرات کاربران: 22]
[نسخه چاپی] [این صفحه را برای دوست خود بفرستید]

صفحه اول | موسسات وابسته | فروشگاه الکترونیکی | آدرس دفاتر معظم له| نقشه پایگاه | تماس با ما

قم - خیابان شهدا (صفائیه) - کوچه آمار - مدرسه امام حسین علیه السلام | MAKAREM [AT] MAKAREM [DOT] IR