1. چرا اموال بیت المال به طور مساوى تقسیم مى شود؟
فهرست موضوعات
جستجو 
هرگاه خلافت ظاهرى امیرمؤمنان على(علیه السلام) بلافاصله بعد از پیامبر اکرم صورت گرفته بود مشکلى در کار نبود، زیرا آن حضرت دقیقاً همان برنامه عصر رسول الله(صلى الله علیه وآله) را ادامه مى داد; ولى مشکل بزرگ این بود که امام، زمانى روى کار آمد که مردم به انواع تبعیضهاى دوران خلیفه دوم و از آن بیشتر دوران عثمان، خو گرفته بودند و تغییر این عادت بسیار مشکل مى نمود و قسمت عمده تلاش آن حضرت متوجه از بین بردن تبعیضات نابجا بود و عامل اصلى جنگهایى همچون جمل و صفّین همان طرفداران تبعیض بودند.

بى شکّ طلحه و زبیر از پیشگامان اسلام بودند و سهم مهمّى در پیروزیهاى مسلمین در جنگها داشتند و دفاع آنها از پیامبر اکرم در غالب جنگهاى اسلامى محرز و مسلّم است; ولى انحرافى که از مسیر پیامبر اکرم در دوران خلیفه دوم و سوم به وجود آمد و سهم مهمّى براى این دو امثال آنها از بیت المال قائل شدند، آنها را به ویژه خوارى و رانت خوارى عادت داد، لذا در همان گام نخست که على(علیه السلام) بر ضدّ این تبعیضها برداشت فریاد اعتراضشان بلند شد، درست همان گونه که مردم عصر جاهلیت از تبدیل بتهاى متعدد به خداى واحد قادر متعال، تعجب مى کردند آنها نیز از این تغییر روش شگفت زده شدند و به امام

ایراد گرفتند که چرا با آنها در این امر مشورت نشده است. نه تنها در تقسیم اموال بیت المال، بلکه در تقسیم پستها و مقامهاى مهم نیز منتظر مشورت و در نهایت خواهان سهمى بودند و باور نمى کردند امام با این قاطعیت مردم را به روش پیامبر اکرم بازگرداند. هنگامى که رؤیاهاى خود را بدون تعبیر یافتند، آتش خشم در دل آنها شعلهور شد و افکار شیطانى همه وجودشان را فرا گرفت و دست به آتش افروزى و جنگ زدند و سرانجام خودشان در آن آتش سوختند.

این نیز حائز اهمیّت است که اموال بیت المال دو گونه بود; بخشى از آن مانند زکات مصارف مختلفى داشت و ممکن بود بعضى بر بعضى دیگر (متناسب با زحماتشان) در آن ترجیح یابند; مثلا «مُؤَلَّفَةَ قُلُوبُهُمْ» (کسانى را که مى خواستند با محبّت به اسلام وارد کنند) و همچنین «عامِلینَ عَلَیْها» (آنها که براى گردآورى زکات تلاش مى کردند) و یا قضات و مانند آنها، هر یک متناسب زحمات و موقعیتشان، سهمى از زکات را دریافت مى داشتند و نیز در غنائم جنگى، پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) میان پیاده و سواره تفاوت قائل مى شد; ولى بخش مهمى از درآمد بیت المال; مانند خراجى که از اراضى خراجیه(1) گرفته مى شد و رقم بسیار مهمى را در مجموع تشکیل مى داد، مى بایست میان همه مسلمانان به طور مساوى تقسیم شود.

درست مانند چیزى که وقف بر اولاد است که همه فرزندان در هر مقام و رتبه اى باشند به طور مساوى مى برند و مانند یارانه هایى که در عصر ما از بیت المال پرداخت مى شود که رئیس جمهور و افراد عادى در آن یکسانند و هرگونه تبعیض را به عنوان رانت خوارى و امتیاز ویژه محکوم مى کنند.

در عصر خلیفه اوّل همان روش پیامبر در این گونه موارد دنبال مى شد و همه یکسان بودند; ولى تبعیضها از زمان عمر ـ به شهادت تواریخ معتبر ـ آغاز شد و در زمان عثمان به اوج خود رسید و 22 سال بر این منوال گذشت و تدریجاً این عمل ناپسند به صورت سنّتى درآمد.

در اینجا رشته سخن را به دست ابن ابى الحدید مى سپاریم که نکات جالبى را با تکیه بر تواریخ و روایات، در این زمینه بیان کرده و پرده از روى بسیارى از اسرار دوران خلفا و حکومت امیرمؤمنان على(علیه السلام) برداشته است. او در این زمینه گفتار مفصّلى دارد که خلاصه اش چنین است:

«امام(علیه السلام) در روز دوم خلافت خویش منبر رفت و اعلام کرد راه و رسم من همان روش پیغمبر است.

هیچ کس بر دیگرى برترى ندارد و اگر سابقه و کوشش بیشترى در اسلام داشته باشد پاداش او در قیامت با خداست. وى اضافه کرد: فردا کسى نگوید فرزند ابوطالب ما را از حقوق خود محروم کرد، زیرا همه بنده خدایند، و بیت المال مال خداست و به طور مساوى بین همه تقسیم مى شود، فردا همه حاضر شوند تا اموالى که موجود است بین آنها تقسیم گردد. عرب را بر عجم امتیازى نیست.

امام(علیه السلام) فرداى آن روز به «عبیدالله ابن ابى رافع» کاتب خویش، دستور داد از مهاجران شروع کند. سپس به انصار و سایر مسلمانان هر کدام سه دینار بدهد.

از این تقسیم جز «طلحه»، «زبیر»، «عبدالله بن عمر»، «سعید بن عاص» و «مروان حکم» کسى سرباز نزد، عبیدالله جریان را به امام(علیه السلام) گزارش داد.

هنگامى که مردم در مسجد بودند این گروه در گوشه اى از مسجد کنار یکدیگر نشستند و با هم آهسته صحبت کردند پس از آن «ولید بن عقبه» نزد امام(علیه السلام) آمد و گفت تو در روز «بدر» بستگان نزدیک ما را کشتى، امّا امروز ما با تو بیعت مى کنیم به شرط اینکه همان مقدار که زمان عثمان به ما پرداخت مى شد بپردازى و کشندگان عثمان را به قتل رسانى و اگر از تو بیمناک شویم به شام و معاویه ملحق مى گردیم!

امام(علیه السلام) فرمود:

امّا مسئله «بدر» وظیفه الهى بود، و امّا مسئله مال در اختیار من نیست تا کم و زیاد کنم. آنچه خدا فرموده انجام مى دهم و در مورد کشندگان عثمان اگر ملزم بودم آنها را بکشم همان وقت این کار را مى کردم، و اگر شما از من بیم داشته باشید به شما تأمین مى دهم براى چه بیم داشته باشید؟

«ولید» داستان را براى رفقایش بازگو کرد آنها با ناراحتى از هم جدا شدند. «عمار یاسر» و گروهى به امام(علیه السلام) خبر دادند که اینها پنهانى مردم را دعوت به برکنارى شما از خلافت و نقض بیعت مى کنند.

امام(علیه السلام) به مسجد آمد منبر رفت و اعلام کرد که خداوند براى هیچ کس جز به تقوا برترى قائل نشده و متقى پاداش آن را در آخرت خواهد یافت. من روشى جز قرآن و سنّت پیغمبر انتخاب نخواهم کرد، هر کس به آن راضى نیست هر کجا مى خواهد برود، کسى که خدا را اطاعت کند و به حکم او حکم نماید از هیچ کس وحشت ندارد.

سپس از منبر فرود آمد و دو رکعت نماز خواند و عمار یاسر را با «عبدالرحمن» به سوى طلحه و زبیر که در گوشه مسجد نشسته بودند، فرستاد آنها نزد امام(علیه السلام) آمدند:

فرمود: شما را به خدا سوگند مى دهم آیا این طور نبود که من از بیعت کراهت داشتم و شما با رغبت بیعت نمودید؟

گفتند: چرا؟

فرمود: پس این چه وضعى است که از شما مشاهده مى شود.

گفتند: بیعت کردیم که بدون مشورت ما کارى نکنى و ما را بر دیگران برترى بخشى; امّا اموال را بالسویه تقسیم کردى و بدون مشورت ما این عمل را انجام دادى.

امام(علیه السلام) فرمود: استغفار کنید که من (چنین شرطى را از شما برخلاف رضاى خدا پذیرفته باشم) هم اکنون بگویید آیا حقى از شما گرفته ام؟ یا به شما ستم نموده ام؟

گفتند: معاذ الله.

فرمود: آیا حکم و یا حقى مربوط به یکى از مسلمانها بوده که من جاهل به آن بوده ام و یا از گرفتن آن عاجز مانده ام؟

گفتند: نه.

فرمود: آیا از بیت المال براى خود چیزى ذخیره کرده ام؟

گفتند: نه!

فرمود: پس چرا مخالفت مى کنید؟

گفتند: زیرا در قسمت کردن بیت المال برخلاف عمر بن خطّاب قدم بر مى دارى و ما را با دیگران مساوى قرار مى دهى با اینکه غنائم با شمشیر ما به دست آمده است.

باز امام(علیه السلام) فرمود:

امّا در مشورت با شما، من به حکومت رغبتى نداشتم، مرا به سوى آن فراخواندید و اصرار ورزیدید ترسیدم اگر رد کنم اختلاف افتد. پس از قبول مسئولیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر نظر افکندم آنچه مرا راهنمایى کردند عمل نمودم، احتیاج به نظر و رأى شما ندیدم، چنانچه (فرضاً) حکمى در کتاب خدا نباشد و در سنّت پیامبر دلیلى بر آن نیابم و نیاز به مشورت بود با شما مشورت خواهم کرد.

امّا در مورد تقسیم به طور مساوى; همه مى دانیم پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین دستور داده و کتاب خدا همین را مى گوید.

امّا اینکه گفتید: ما بیشتر زحمت کشیده ایم، مى دانید عده اى از همه بیشتر اسلام را یارى کرده اند، پیامبر در تقسیم بیت المال آنان را با دیگران به یک چشم مى نگریست».

ابن ابى الحدید سپس مى گوید:

«اگر گفته شود ابوبکر اموال را به طور مساوى تقسیم مى کرد، پس چرا کسى اعتراض نکرد؟ در پاسخ باید گفت: او بعد از پیغمبر بود و مردم با تقسیم پیغمبر عادت کرده بودند; امّا هنگامى که عمر سر کار آمد عده اى را برترى داد، و پس از او عثمان این برترى را بیشتر کرد.

این عمل، 22 سال ادامه پیدا کرد و مردم به این وضع عادت کردند. برگرداندن مردم از این وضع این مشکلات را به وجود مى آورد».(2)
1. «اراضى خراجیه» زمینهایى بود که در فتوحات اسلامى به دست مسلمین افتاد و آنها را در اختیار کشاورزان مى گذاشتند و در مقابل، مالیاتى به نام «خراج» از آنها مى گرفتند که با توجّه به گستردگى آن اراضى، مالیات مزبور رقم مهمّى را تشکیل مى داد.
2. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 7، ص 43-45.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای