خطبه در یک نگاه
فهرست موضوعات
جستجو 
در کتاب مصادر نهج البلاغه در شأن ورود این کلام آورده است که در جنگ صفین، وقتى عمرو بن عاص و کسانى که با او بودند قرآنها را بر سر نیزه کردند تا سپاهیان على(علیه السلام)را بفریبند، در حالى که آثار فتح و پیروزى لشکر امام(علیه السلام) کاملا آشکار شده بود و در چند قدمى پیروزى کامل بودند. یاران امام(علیه السلام) به چند گروه تقسیم شدند; گروهى به راستى باور کردند که شامیان این کار را به عنوان نیرنگ انجام ندادند; بلکه مى خواهند واقعاً تسلیم قرآن شوند. گروه عظیم دیگرى که از جنگ خسته شده بودند و تاب و توانى در خود براى ادامه جنگ نمى دیدند، این موضوع را بهانه خوبى براى کناره گیرى از جنگ و عافیت طلبى دانستند و گروه سومى از منافقان بودند که عداوت و کینه امام(علیه السلام) را در دل داشتند و منتظر دستاویزى بودند. هنگامى که قرآنها را بر سر نیزه دیدند با خود گفتند الان بهترین موقع براى دست برداشتن از یارى على(علیه السلام) است آنها هم فریاد برآوردند که جنگ را پایان دهید و گروه کمترى بر ادامه جنگ اصرار ورزیدند که در پیشاپیش آنها مالک اشتر بود، فریاد زد واى بر شما آیا بعد از نزدیک شدن پیروزى، مى خواهید عقب نشینى کنید؟ اى نابخردان نادان!... ولى گروهى که دست از جنگ کشیده بودند به او دشنام دادند و بد گفتند و تهدیدش کردند و فریاد «المَصاحِفُ المَصاحِفُ وَالرُّجُوعُ إلیْها لا نَرى غَیْرَ ذلِکَ» را سر دادند و امام(علیه السلام) را وادار ساختند که مسئله حکمیت را بپذیرد. در این هنگام امام(علیه السلام) سخن بالا را ایراد فرمود که خلاصه اش این بود: شما در گذشته پیرو من بودید و من امیر شما; ولى الآن شما مى خواهید امیر باشید و من مأمور. شما مى خواهید با هر شرایطى که ممکن است، زنده بمانید با این حال من چگونه مى توانم شما را باز دارم؟!

 

أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَمْ یَزَلْ أَمْرِی مَعَکُمْ عَلَى مَا أُحِبُّ، حَتَّى نَهِکَتْکُمُ الْحَرْبُ، وَ قَدْ، وَ اللّهِ، أَخَذَتْ مِنْکُمْ وَ تَرَکَتْ، وَ هِیَ لِعَدُوِّکُمْ أَنْهَکُ.

لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً، فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً، وَ کُنْتُ أَمْسِ نَاهِیاً، فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَنْهِیّاً، وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ، وَ لَیْسَ لِی أَنْ أَحْمِلَکُمْ عَلَى مَا تَکْرَهُونَ!
 
ترجمه

اى مردم! پیش از این، وضع من و شما آن گونه بود که دوست مى داشتم (زیرا همه تسلیم فرمان من بودید) تا اینکه جنگ شما را خسته و درهم کوفته ساخت (نافرمانیها از اینجا آغاز شد و من چاره اى جز پذیرش پیشنهاد حکمیّت نداشتم) در حالى که به خدا سوگند اگر جنگ گروهى را از شما گرفت و گروهى را باقى گذاشت براى دشمنان کوبنده تر و خستگى آفرین تر بود. من دیروز امیر و فرمانده بودم; ولى امروز مأمور و فرمانبر شدم!! دیروز من شما را نهى مى کردم; ولى امروز شما مرا نهى مى کنید و این درحالى است که شما بقاى در دنیا را (به قیمت از دست دادن پیروزى بر دشمن) دوست دارید و من نمى توانم شما را به چیزى که دوست ندارید وادار کنم!
null
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای