نقّادى روایات
فهرست موضوعات
جستجو 
بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مدّت نسبتاً قابل توجّهى (بیش از 100 سال) نوشتن اخبار پیامبر(صلى الله علیه وآله) از طرف حکومت وقت، ممنوع شده بود (به دلایلى که در جاى خود خواهد آمد) ولى با این حال اخبار رسول الله(صلى الله علیه وآله) زبان به زبان مى گشت و گاه اخبار ضدّ و نقیض به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نسبت داده مى شد و منافقان و دشمنان مخفى و آشکار از این آشفته بازار استفاده و دروغهایى به نفع خود یا سران نفاق جعل کردند و به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نسبت دادند، هر چند در قرون بعد عدّه اى براى پالایش اخبار و به دست دادن معیارهاى صدق و کذب به پا خاستند و تدوین کتب حدیث و رجال رونق گرفت; امّا همان گونه که گفته شد، ممنوع بودن کتابت مانع نقل احادیث نشد.

امام(علیه السلام) در عبارات کوتاه و پرمعناى بالا سرچشمه هاى اختلاف اخبار را دقیقاً بیان فرموده و آن را در شش چیز خلاصه مى کند و مى فرماید: «آنچه در دست مردم است گاه حقّ است و گاه باطل، گاه صدق است و گاه کذب، گاه ناسخ است و گاه منسوخ، گاه عام است و گاه خاص، گاه محکم است و گاه متشابه، گاه احادیثى است که به دقت حفظ و نقل شده، گاه روایاتى است که با ظنّ و گمان روایت شده است»; (إِنَّ فِی أَیْدِی النَّاسِ حَقّاً وَ بَاطِلاً، وَصِدْقاً وَ کَذِباً، و نَاسِخاً وَ مَنْسُوخاً، وَعَامّاً وَ خَاصّاً، وَ مُحْکَماً وَ مُتَشَابِهاً، وَ حِفْظاً وَ وَهْماً).

امام(علیه السلام) نخستین سرچشمه را وجود حق و باطل شمرده است که ممکن است اشاره به عقیده حق و باطل باشد. حق جویان به دنبال احادیث حق بودند و باطل گرایان احادیث باطل را رواج مى دادند.

صدق و کذب که نوعى حق و باطل در لباس گفتار است نیز عامل دیگرى بود. افرادى دروغگو و کذّاب، آگاهانه اخبارى جعل مى کردند و به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نسبت مى دادند و حتى گاهى از حاکمان وقت، همچون معاویه پاداشهاى کلانى دریافت مى داشتند.

ناسخ ومنسوخ عامل دیگرى است، چرا که بعضى تنها حکم منسوخ را شنیده بودند و آن را نقل مى کردند و بعضى دیگر پى به ناسخ برده بودند و آن را ذکر مى کردند.

وجود عام و خاص عامل چهارمى بود; مثلا بعضى شنیده بودند که خداوند معاملات میان مردم را حلال کرده،در حالى که حکم خاص; یعنى استثنائات آن را نشنیده بودند ودیگرى که استثنا را نقل مى کرد در ظاهر با روایت عام در تضاد بود.

محکم و متشابه نیز عامل پنجمى بود، زیرا بعضى اخبار مانند پاره اى از آیات قرآن تفسیرهاى متعدّدى را بر مى تافت. سپس اخبار دیگرى صادر مى شد و از آن رفع ابهام مى کرد. عدم دسترسى بعضى از راویان اخبار به این دو گاه موجب اختلاف اخبار مى شد.

حفظ و وهم، عامل ششمى بود، زیرا بعضى از راویان اخبار با دقت تمام خبر را از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل کرده بودند در حالى که بعضى از راویان بى بند و بار با ظنّ و گمان اخبارى را نقل مى کردند که با واقعیت انطباق نداشت.

اینها عواملى بود که دست به دست هم داد و فضاى روایات اسلامى را تا حدى تیره و تار کرد. بعدها در پرتو تلاش دانشمندان حدیث و رجال، تا حد زیادى فضا روشن شده، هر چند رسوباتى از اخبار مکذوبه باقى ماند.

سپس امام(علیه السلام) به ذکر گواه روشنى بر گفتار خود پرداخته مى فرماید: «در زمان حیات رسول خدا آن قدر دروغ بر آن حضرت بسته شد که حضرت به پا خاست و خطبه اى خواند و فرمود: هر کس عمداً به من دروغى ببندد باید جایگاه خویش را در آتش دوزخ مهیّا سازد»; (وَ لَقَدْ کُذِبَ عَلَى رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) عَلَى عَهْدِهِ، حَتَّى قَامَ خَطِیباً، فَقَالَ: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ(1) مَقْعَدَهُ(2) مِنَ النَّارِ»).

در حدیث دیگرى مى خوانیم که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در حجة الوداع فرمود: «قَدْ کَثُرَتْ عَلَیّ الْکَذّابَةُ وَ سَتَکْثِرُ بَعْدی ألا فَمَنْ کَذِبَ عَلَیّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوّأ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ; دروغگویان نسبت به من بسیار شده اند و پس از من بسیار مى شوند. آگاه باشید هر کس عمداً بر من دروغ ببندد باید محل خود را در آتش دوزخ آماده سازد».(3)

این حدیث در منابع اهل سنّت نیز آمده است از جمله در مستدرک حاکم و سنن ابن ماجه روایتى به همین مضمون با اندک تفاوت دیده مى شود.(4)

بسیارى از شارحان نهج البلاغه بر این نکته تأکید کرده اند که حدیث فوق علم یقینى براى ما ایجاد مى کند که بر پیامبر دروغ بسته شد، زیرا این حدیث اگر صادق باشد مفهوم آن این است که بر پیامبر دروغهاى فراوانى بسته شده تا آنجا که براى هشدار به مردم خطبه مى خواند و کذّابان را به آتش دوزخ تهدید مى کند و اگر این حدیث دروغ باشد حدّاقل همین دروغ به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بسته شده است.

به هر حال بى شکّ گروهى از منافقان و دشمنان نفوذى اسلام در عصر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى زیستند که قرآن در سوره هاى مختلف به آنها اشاره کرده است و خط نفاق آنان نیز بعد از رسول خدا پررنگ تر از سابق ادامه یافت; اینها یکى ازعوامل جعل حدیث بودند. گروهى نیز بر اثر ناآگاهى و نشناختن ناسخ از منسوخ و محکم از متشابه و عام از خاص و گروهى نیز بر اثر سهل انگارى به جعل حدیث پرداختند و همین امر فضاى احادیث اسلامى را تاریک ساخت و علماى حدیث و رجال را وادار کرد روشنگرى کنند و معیارهاى حدیث صحیح از سقیم را تعیین نمایند که در ذیل این خطبه به آن اشاره خواهیم کرد.
1. «فلیتبوأ» از ریشه «بواء» بر وزن «دواء» به معناى مراجعت کردن و منزل گرفتن، گرفته شده است و به صاف و مسطّح کردن یک محل و مکان نیز گفته مى شود، بنابراین جمله «فلیتبوّأ» یعنى مهیا و آماده سازد و منزل بگیرد.
2. «مقعد» به معناى جایگاه و محلّ نشستن است و گاه به تشک کوچکى که روى آن مى نشینند نیز اطلاق مى شود.
3. احتجاج، ج 2، ص 246 .
4. مستدرک حاکم، ج 1، ص 111 و 113; سنن ابن ماجه، ج 1، ص 14.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای