ثواب، استحقاق است یا تفضّل؟
فهرست موضوعات
جستجو 
از قدیم الایّام این بحث در میان علماى علم کلام مطرح بوده است که آیا ثواب از سوى خداوند، جنبه استحقاق دارد یا تفضّل؟ به این معنا که بندگان هنگامى که اوامر الهى را اطاعت مى کنند بر خداوند لازم است به آنها پاداش نیک دهد و اگر ندهد قبیح خواهد بود و خداوند مرتکب قبیح مى شود؟ یا اینکه بندگان هیچ گونه طلبى در مقابل اطاعت اوامر و ترک معاصى از خداوند ندارند و اگر پاداشى دهد از باب لطف و مرحمت است و اگر ندهد عین عدالت است؟

جمعى از متکلّمان که بیشتر تمایل به مذهب اشاعره داشته اند، تفضّل را پذیرفته اند و بعضى دیگر که تمایل به مذهب معتزله داشته اند استحقاق را.

طرفداران استحقاق مى گویند بى شک الزام بندگان به اطاعت داراى مشقتهایى است اگر این الزام بودن هدف باشد، ظلم است و قبیح و از خداوند حکیم صادر نمى شود و اگر هدفى داشته باشد آن هدف چیزى جز پاداش نیک نخواهد بود، بنابراین اگر خداوند پاداش نیکى ندهد مستلزم قبیح است که بر او محال است.

طرفداران تفضّل مى گویند خداوند آن قدر نعمت به ما داده که اگر همه عمر را به اطاعت او مشغول باشیم شکرِ بخشِ کوچکى از این همه نعمت را به جا نیاورده ایم، بنابراین ما طلب و استحقاقى نداریم تا او ملزم به پرداخت آن باشد.

ولى گویا طرفین از یک نکته غافل مانده اند که با توجّه به آن، نقاب از چهره این مسئله برداشته مى شود و حق، آشکار مى گردد و آن این است که استحقاق پاداش در جایى است که کسى به دیگرى خدمتى کند و در برابر آن خدمت، منتظر پاداش و اجرت باشد و به بیان دیگر هر دو گروه در واقع پاداش یا چیزى شبیه پاداش براى اطاعت فرمان پروردگار قائل شده اند; گروه اوّل مى گویند پاداششان را به صورت نعمتهاى الهى از قبل گرفته اند و گروه دوم مى گویند بعداً باید بگیرند.

در حالى که مى دانیم همه اوامر و نواهى الهى مصالحى دارد که به خود مکلّفان باز مى گردد. نماز و روزه و حج و جهاد، سبب صفاى روح و تکامل نفس و عزت و سربلندى مى شود و ترک دروغ و غیبت و شراب و قمار آنها را از مفاسد و بدبختیها نجات مى دهد. با این حال، مکلّفان در اطاعت اوامر و ترک معاصى به خودشان خدمت مى کنند، آیا در مقابل خدمت به خویشتن باید خود را طلبکار از پروردگار بدانند؟!

 

این درست به آن مى ماند که طبیب دلسوز و مهربانى به بیمار خود دستورات لازم را به طور رایگان دهد و حتى داروها را در اختیار او بگذارد و بیمار به آن دستورها عمل کند و از شرّ بیمارى رهایى یابد. آیا اگر این بیمار نزد طبیب برود و از مطالبه اجر و پاداشى بر اطاعت امر وى کند همگان تعجب نمى کنند و بر کار او نمى خندند؟

تمام اوامر و نواهى الهى در واقع همین گونه است و پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) طبیب دوّار به طب بوده و آنچه گفته است در مسیر منافع مکلّفان قرار گرفته است، بنابراین جایى براى این بحث باقى نمى ماند که آیا مردم در برابر طاعات خود استحقاق ثواب دارند یا ثواب تفضّل است؟

آرى، خداوند به لطف و کرمش براى تشویق مردم به اطاعتى که موجب کمال آنهاست پاداشى بر عهده گرفته و وعده ثواب داده و چون چنین وعده اى هرگز از آن تخلّف نخواهد کرد، زیرا تخلّف از وعده بر حکیم قادر وعالم، محال است.

قرآن مجید مى فرماید: «(کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ); خداوند رحمت را بر خود مقرّر داشته است».(1)

از سوى دیگر مى فرماید: «(إِنَّ اللهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ); خداوند از وعده خویش تخلّف نمى کند».(2)
1. انعام، آیه 12، همین تعبیر در آیه 54 با اضافه کلمه «ربکم» آمده است.
2. آل عمران، آیه 9 .
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای