حکومتهاى مردمى
فهرست موضوعات
جستجو 
در جهان امروز سخن از حکومتهاى مردمى بسیار است; ولى چون فاقد عنصر معنوى و تقواى سیاسى است، غالباً منجّر به دیکتاتوریهاى مرئى و نامرئى مى شود که فقط حافظ منافع زورمندان و غاصبان حطام است.

گفتیم نامرئى، از این جهت که زورمندان با استفاده از وسائل پیشرفته اجتماعى و بمبارانهاى تبلیغاتى به شستشوى افکار توده هاى مردم مى پردازند و آراى آنها را با وعده هاى دروغین به نفع خود مصادره مى کنند که نمونه روشن آن دموکراسى آمریکایى در عصر ماست.

افزون بر این،آراى این حکومتها در بهترین صورت حکومت، نصف به علاوه یک است که نتیجه آن صف بندى میان قشر حاکم و نصف منهاى یک است.

در عصر خود بارها حکومتهایى را دیده ایم که با انتخابات آزاد مردم سر کار آمده اند; ولى چون در جهت منافع جهانخواران قرار نداشته اند با وسایل مختلف براى خارج کردن آنها از صحنه کوشیده اند و در بسیارى از موارد موفق شده اند.

تمام اینها به خاطر آن است که عنصر معنوى که شرط اساسى است در این حکومتهاى صد در صد مادى وجود ندارد و مسئولیتى در برابر خداوند احساس نمى کنند.

آنچه در کلام نورانى امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه آمده، حکومت مردمى را در بهترین شکل نشان مى دهد:

نخست به سراغ عنصر معنوى حکومت مى رود و به همگان یادآور مى شود که آن قدر شما غرق نعمتهاى خداوند هستید که هر چه در اطاعت او بکوشید، عُشرى از اعشار شکر او را نمى توانید بجا آورید.

آنگاه به زمامداران توصیه مى کند که هر قدر فکر شما قوى و علم شما فراوان و صاحب تجربه و هوش سرشار باشید، بى نیاز از کمکهاى فرد فرد مردم نیستید. باید همه را در حکومت خود سهیم کنید و از آنها یارى بطلبید.

سپس به آحاد مردم گوشزد مى کند که شما در هر حدّ و پایه اى از علم و دانش و سنّ و سال هستید، خود را از شرکت در اداره اجتماع جدا نسازید و به این ترتیب همگان باید دست به دست هم دهند و با تکیه بر عنصر تقوا حکومتى که مورد رضاى خلق و خالق است، به وجود آورند.(2)

 

 

1. الفتوحات الاسلامیّة، ج 1، ص 286. (طبق نقل کتاب گفتار فلسفى، جوان، ج 1، ص 227).

2. در ایّامى که این سطور نگاشته مى شود دو حادثه مهم جهان اسلام را تکان داد:

نخست حادثه اهانت دردآور به ساحت قدس پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بود و آن عکسهاى بسیار زننده و شرم آورى بود که در مطبوعات غربى به طور گسترده انتشار یافت; از کشور دانمارک شروع شد و سپس به اکثر کشورهاى اروپایى گسترش یافت; هنگامى که مسلمانان جهان از این فاجعه با خبر شدند، فریاد اعتراض برآوردند و تمام دنیا را از این فریاد پر کردند و کالاهاى این گونه کشورها را تحریم نمودند، به گونه اى که دشمنان وحشت کردند و عقب نشینى نمودند و به اصطلاح از درِ عذرخواهى وارد شدند.

حادثه دوم اهانت شدیدترى بود که با ساحت قدس حریم شریف عسکریین کردند; یک روز مسلمانان از خواب بیدار شدند (چهارشنبه سوم اسفند 1384) و با خبر گشتند که ایادى استعمار و استکبار و مزدوران وحشى آنها آن بارگاه ملکوتى را به تلّ خاکى مبدّل ساخته، گنبد و حرم را با موادّ منفجره در یک توطئه از پیش طراحى شده، ویران کرده اند. فریاد عظیم دیگرى نه تنها از شیعیان و عاشقان اهل بیت، بلکه در تمام دنیاى اسلام برخاست و موجى از خشم و نفرت نسبت به عاملان این کار که هدفشان به یقین ایجاد جنگ داخلى در میان مسلمانان بود، برانگیخت.

قابل توجّه اینکه همه این امور به خاطر مبارزه با حکومتهاى مردمى بود که در عراق و فلسطین روى کار آمده بودند. «اَللّهُمَّ فَرِّقْ جَمْعَهُمْ وَ شَتِّتْ شَمْلَهُمْ وَخُذْهُمْ أخْذَ عَزیز مُقْتَدِر».
null
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای