پوینده راه حق
فهرست موضوعات
جستجو 
امام(علیه السلام) در این گفتار پرمعنا در واقع یک دوره عرفان اسلامى را در قالب عباراتى کوتاه ریخته و شرایط سیر و سلوک الى الله و نتایج و مقامات آن را بر مى شمرد; نخست مى فرماید: «او عقلش را زنده کرده و شهواتش را میرانده است، تا آنجا که جسمش لاغر شده، و خشونت اخلاقش به لطافت مبدّل شده است»; (قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ، وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِیلُهُ(1)، وَ لَطُفَ غَلِیظُهُ(2)).

احیاى عقل اشاره به بهره گرفتن از استدلالات عقلى براى تکامل ایمان و حسن و قبح عقلى براى تکامل فضایل اخلاقى است و به این ترتیب، واژه عقل در اینجا هم عقل نظرى را شامل مى شود و هم عقل عملى را.

امّا نفس به معناى از بین بردن غرائز نفسانى نیست، بلکه منظور مهار کردن آنهاست به گونه اى که قدرت نداشته باشند انسان را در دام شیطان گرفتار کنند و از راه خدا باز دارند.

واژه «جَلیل» در عبارت «دَقَّ جَلیلُهُ» اشاره به بدنهاى چاق و فربه است که بر اثر پرخورى و افراط در غذاهاى چرب و شیرین به این صورت درآمده و با ترک شهوات وزن خود را کم مى کند و سبکبار مى شود.

واژه «غَلیظ» در «لَطُفَ غَلیظُهُ» اشاره به حلق و خوى خشن در رذایل اخلاقى است که در پرتو ریاضت نفسانى به لطافت مى گراید و تصفیه مى شود.

سپس امام(علیه السلام) به سراغ آثار این حرکت عقلانى و ریاضت شرعى مى رود و ثمرات پرارزش آن را در سه بخش بر مى شمارد; نخست مى فرماید: «(در این زمان) برقى پر نور براى او مى درخشد، راه را براى او روشن مى سازد و او را به مسیر حق (سلوک الى الله) مى برد»; (وَ بَرَقَ لَهُ لاَمِعٌ کَثِیرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِیقَ، وَ سَلَکَ بِهِ السَّبِیلَ).

این همان نور معرفت و معنویّت است که به اثر ریاضات عقلانى و نفسانى براى انسان مى درخشد و مسیر را براى او کاملا روشن مى سازد. همان گونه که قرآن مجید مى گوید: «(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَّحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَّکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ); اى کسانى که ایمان آورده اید، تقواى الهى پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید، تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد که با آن راه را بپمایید».(3)

در حقیقت پویندگان راه خدا را به کسانى تشبیه کرده که در یک بیابان ظلمانى به راه افتاده اند; ولى عنایات ربّانى شامل حال آنها مى شود، برقى از آسمان جستن مى کند و مسیر را تا اعماق بیابان به آنها نشان مى دهد. بعضى از عارفان اسلامى براى انوار هدایت الهى که به دنبال ریاضات نفسانى حاصل مى شود سه مرحله قائل شده اند، مرحله اوّل را «لوائح» مى نامند; نورى در درون جان آنها مى درخشد; ولى چندان دوام نمى یابد. مرحله دوم آن را «لوامع» مى نامند که با آن سرعت زائل نمى شود; ولى سرانجام خاموش مى گردد و مرحله سوم آن را «طوالع» گفته اند که بقا و دوام قابل ملاحظه اى دارد و پویندگان راه خدا را از هرگونه انحراف حفظ مى کند.

در بخش دوم این آثار مى فرماید: «او (در این مسیر) پیوسته از درى به در دیگر منتقل مى شود تا به دروازه سلامت سراى جاودانى راه یابد»; (وَ تَدَافَعَتْهُ(4)الاَْبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلاَمَةِ، وَ دَارِ الاِْقَامَةِ).

همان گونه که قرآن مجید مى فرماید: «(لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ); براى آنها خانه امن و امان نزد پروردگارشان است و او ولىّ و سرپرست آنهاست به سبب اعمالى که انجام مى دادند».(5)

نیز از قول بهشتیان مى فرماید: «(إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ * الَّذِى أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لاَ یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلاَ یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ); پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار و بخشنده است همان کسى که با فضل خود ما را در سراى جاویدان جاى داد که نه در آن رنجى به ما مى رسد و نه سستى و درماندگى».(6)

سرانجام در سومین بخش از آثار این ریاضت الهى مى فرماید: «گامهاى او همراه با آرامش بدنش در جایگاه امن و راحت ثابت مى گردد»; (وَ ثَبَتَتْ رِجْلاَهُ بِطُمَأْنِینَةِ بَدَنِهِ فِی قَرَارِ الاَْمْنِ وَ الرَّاحَةِ).

گویا این همان است که قرآن مى فرماید: (یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً * فَادْخُلِى فِى عِبَادِى * وَادْخُلِى جَنَّتِى).(7)

آرى! انسان در مسیر قرب الى الله هر زمان در معرض وسوسه هاى شیاطین جنّ و انس است و ترس از گمراهى وجود او را مى لرزاند تا به جایى برسد که ابرهاى تیره و تار وساوس نفسانى و شیطانى از آسمان روح او کنار رود و برق معرفة الله تمام وجودش را روشن سازد و آرامش جاودانى به او دست دهد و مفتخر به خطاب (فَادْخُلِى فِى عِبَادِى * وَادْخُلِى جَنَّتِى) شود.

امام(علیه السلام) در پایان این سخن بار دیگر بر این حقیقت تأکید مى کند که: «اینها همه براى آن است که عقلش را (در راه حق) به کار گرفته و پروردگار خویش را راضى ساخته است»; (بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ، وَ أَرْضَى رَبَّهُ).

آرى! این همان است که در آیات بالا بدان اشاره شد: «(ارْجِعِى إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً); به سوى پروردگارت بازگرد که هم تو از او خشنود خواهى بود و هم او از تو خشنود است».
1. «جلیل» به معناى بزرگ و با ارزش است و از ریشه «جلال» به معناى بزرگى و شکل و ارزش گرفته شده و در اینجا اشاره به جسم انسان است که بسیار پر ارزش است.
2. «غلیظ» در اصل به معناى خشن است و در اینجا به معناى خشونتهاى اخلاقى است که در پرتو ریاضتهاى نفسانى برطرف مى گردد و اخلاق لطیف جاى آن را مى گیرد.
3. حدید، آیه 28 .
4. «تدافعت» از ریشه «تدافع» به معناى پیش راندن و گاه به معناى به یکدیگر تنه زدن مى باشد و اینجا همان معناى اوّل مراد است. از ریشه «دفع» بر وزن «فخر» به معناى پیش راندن و هل دادن گرفته شده است.
5. انعام، آیه 127 .
6. فاطر، آیه 34 و 35 .
7. فجر، آیات 27-30 .
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای