1. زندگى و شخصیت عقیل در یک نگاه
فهرست موضوعات
جستجو 
عقیل پسر ابوطالب و برادر امیرمؤمنان على(علیه السلام) از یک پدر و مادر است و در میان چهار پسر ابوطالب، پسر دوم و بیست سال از آن حضرت بزرگتر بود و کنیه اش ابایزید است.

ابوطالب علاقه شدیدى به عقیل داشت و پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) روزى خطاب به عقیل فرمود: «یا أبا یَزید إنّی أُحِبّکَ حُبَّیْنِ; حُبّاً لِقَرابَتِکَ مِنّی وَ حُبّاً لِما کُنْتُ أعْلَمُ مِنْ حُبِّ عَمّی إیّاکَ; اى عقیل! من تو را به دو جهت دوست دارم یکى از این جهت که خویشاوند نزدیک منى و دیگر اینکه عمویم ابوطالب تو را بسیار دوست مى داشت».

در بعضى از روایات نیز آمده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از این جمله به على(علیه السلام) فرمود: «إِنَّ وَلَدَهُ لَمَقْتُولٌ فی مَحَبَّةِ وَلَدِکَ فَتَدْمَعُ عَلَیْهِ عُیُونُ الْمُؤمِنینَ وَ تُصَلّی عَلَیْهِ الْمَلائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ ثُمَّ بَکى حَتّى جَرَتْ دُمُوعُهُ عَلى صَدْرِهِ; فرزند او (اشاره به مسلم است) در طریق محبّت فرزند تو (اشاره به امام حسین(علیه السلام) سالار شهیدان است) شهید مى شود و چشمهاى مؤمنان بر وى مى گرید و فرشتگان مقرب الهى بر او درود مى فرستند. سپس پیامبر(صلى الله علیه وآله) گریست به گونه اى که اشکهاى او بر سینه اش فرو ریخت.

 

عقیل نیز مانند عمویش عباس بن عبدالمطلب به اجبار در صف مشرکان در جنگ بدر حاضر و اسیر شد و با دادن فدیه به مکّه بازگشت و پیش از صلح حدیبیه مسلمان شد و هجرت کرد و به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید و در جنگ موته در صف مسلمانان همراه برادرش جعفر شرکت جست و در زمان خلافت معاویه در سنه 50 هجرى دیده از جهان فروبست در حالى که بیش از 90 سال داشت.

او در هیچ یک از جنگهاى برادرش امیرمؤمنان(علیه السلام) حضور نیافت; ولى «ابن عبد ربّه» در کتاب استیعاب نقل مى کند که عقیل همراه با ابن عباس در جنگ جمل، صفین و نهروان شرکت داشت و این مسئله منافات با نابینایى او ندارد، زیرا «ابن ابى الحدید» مى گوید: عقیل در جنگ صفین بود; ولى پیکار نکرد و از خیرخواهى و مشورت نیک مضایقه ننمود.

درباره اینکه آیا عقیل سرانجام به شام رفت و به معاویه پیوست دو قول مختلف نقل شده، بعضى معتقدند که در زمان حیات امیرمؤمنان(علیه السلام) به شام نرفت; ولى بعد از شهادت آن حضرت (به ناچار) به شام رفت و به معاویه پیوست.

بعضى دیگر مانند علاّمه شوشترى در شرح نهج البلاغه خود معتقدند اساساً برنامه ملحق شدن به معاویه در کار نبوده، ملاقاتى کرده و باز گشته است.

در مجموع چنین استفاده مى شود که او مرد با ایمان و نیک نفسى بود; ولى از نظر روحى ضعیف بود و اگر گاهى لغزشى از او سرزده به علت همین ضعف بود.

یکى از امتیازات عقیل آگاهى وسیع او نسبت به علم انساب بود، قبائل عرب را خوب مى شناخت و از نسبهاى آنها آگاه بود و بعضى او را یکى از نسّابهاى چهارگانه عرب شمرده اند.(1)
1. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 11، ص 250 به بعد و شرح نهج البلاغه مرحوم شوشترى، ج 6، ص 523 به بعد.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای