خطبه در یک نگاه
فهرست موضوعات
جستجو 
محتواى خطبه (کلام) روشن است، امام(علیه السلام) مى فرماید: من براى بیعت شما نیامدم، شما به سراغ من آمدید و به قدرى شور و اشتیاق داشتید که حتّى عباى مرا از دوشم افکندید و کفش مرا پاره کردید، سرور و شادمانى و هیجان حاصل از این بیعت تمام جامعه شما را فرا گرفته بود.

حال چرا امام(علیه السلام) این خطبه را بیان فرموده؟ پاسخ آن را باید در بقیّه این خطبه یافت، زیرا که این خطبه بخشى است از نامه اى مفصل که مرحوم کلینى در کتاب الرسائل(1) آن را نقل کرده است که امام(علیه السلام) پس از بازگشت از جنگ نهروان نامه را نوشت و دستور داد آن را براى همه مردم بخوانند، زیرا تحریکاتى از سوى منافقان شروع شده بود و جمعى نزد آن حضرت آمدند و گفتند: شما درباره ابوبکر و عمر و عثمان چه مى گویید؟ امام فرمود: با اینکه مى دانم این سؤال در شرایط کنونى که ما گرفتار شامیان ستمگر هستیم سؤال بى جایى است با این حال پاسخ شافى و کافى براى سؤال شما مى نویسم که بر همه مردم بخوانند. سپس آن نامه تاریخى که قریب بیست صفحه است مرقوم داشت و دستور داد در نماز جمعه براى مردم بخوانند. هنگامى که سخن امام(علیه السلام) به مسئله قتل عثمان و سپس بیعت با او فرا مى رسد و مردم با هجوم بى سابقه اى براى بیعت به سوى آن حضرت مى روند، امام شرح آن را در جمله هاى کوتاه و پرمعنایى که خطبه بالا را تشکیل مى دهد بیان مى کند و به دنبال آن نیز حوادث دیگرى را که روى داد تشریح مى نماید تا بهانه بهانه جویان قطع شود.

درباره هجوم پرشور و بى سابقه مردم براى بیعت امام(علیه السلام) در خطبه هاى دیگر نهج البلاغه نیز سخنان جالبى دارد از جمله در خطبه شقشقیه (خطبه 3) و خطبه 137.

 

وَ بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا، وَ مَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا، ثُمَّ تَدَاکَکْتُمْ عَلَیَّ تَدَاکَّ الاِْبِلِ الْهِیمِ عَلَى حِیَاضِهَا یَوْمَ وِرْدِهَا حَتَّى انْقَطَعَتِ الْنَّعْلُ، وَ سَقَطَ الرِّدَاءُ، وَ وُطِىءَ الضَّعِیفُ، وَ بَلَغَ مِنْ سُرُورِ النَّاسِ بِبَیْعَتِهِمْ إِیَّایَ أَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغِیرُ، وَ هَدَجَ إِلَیْهَا الْکَبِیرُ، وَ تَحَامَلَ نَحْوَهَا الْعَلِیلُ، و حَسَرَتْ إِلَیْهَا الْکِعَابُ.

 
ترجمه

شما دست مرا (براى بیعت) گشودید و من آن را بستم، شما بودید که دست مرا به سوى خود مى کشیدید و من آن را جمع مى کردم، آنگاه همچون شتران تشنه که در روز وعده آب با شتاب به آبشخورگاه هجوم مى آورند و به یکدیگر پهلو مى زنند به سوى من آمدید، آن گونه که بند کفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد، و ضعیفان (در این میان) پایمال شدند. آن قدر مردم از بیعتشان با من مسرور و شادمان شده بودند که کودکان به وجد آمده و پیران خانه نشین با پاى لرزان براى دیدن منظره این بیعت و شرکت در آن به راه افتاده بودند. بیماران براى مشاهده آن به زحمت خود را بدانجا مى رساندند و دوشیزگان نو رسیده (بر اثر عجله و شتاب سر از پا نشناخته) بدون نقاب در آن جمع حاضر شده بودند!
1. مرحوم علاّمه مجلسى در آغاز جلد 30 بحارالانوار این رساله (نامه) را به طور کامل آورده است.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای