ما فرمانروایان سخنیم!
فهرست موضوعات
جستجو 
امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه به دو نکته اشاره مى فرماید:

نخست اینکه چرا بعضى به هنگام سخنرانى از سخن باز مى ایستند و بعضى با قدرت پیش مى روند، مى فرماید: «آگاه باشید زبان پاره گوشتى از انسان است، هرگاه آمادگى در آن نباشد سخن او را یارى نمى کند و به هنگام آمادگى، نطق او را مهلت نمى دهد»; (أَلاَ وَ إِنَّ اللِّسَانَ بَضْعَةٌ(1) مِنَ الاِْنْسَانِ، فَلاَ یُسْعِدُهُ الْقَوْلُ إِذَا امْتَنَعَ، وَ لاَ یُمْهِلُهُ النُّطْقُ إِذَا اتَّسَعَ).

این پاره گوشتى که زبان نام دارد از عجایب آفرینش خداست. با حرکات بسیار سریع و دقیق و حساب شده، مقاطع 28 گانه یا 32 گانه حروف را با دقّت مى سازد و آنها را پشت سر هم ردیف مى کند و با مجموع آنها تمام منویّات مادى و معنوى و خواسته هاى خود را بیان مى کند; زیباییها و زشتیها، خوبیها و بدیها را با آن آشکار مى سازد و شگفت اینکه هر قومى به لغتى تکلّم مى کنند و بیش از هزار لغت در دنیا وجود دارد و این موهبت تنها به انسان داده شده و سخن گفتن تنها از او بر مى آید و به قدرى اهمّیّت دارد که خداوند آن را در طلیعه سوره «الرحمن» که شرح مواهب و نعمتهاى الهى را مى دهد، ذکر فرموده است: (الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الاِْنسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ)(2) البتّه نباید فراموش کرد که مهم فرماندهى روح نسبت به زبان است. هرگاه این فرمانده آمادگى داشته باشد زبان با فصاحت و بلاغت و به راحتى مى چرخد و هرگاه در روح، آمادگى نباشد زبان از کار مى ماند و در جمله هاى بالا اگر «امتناع» و «اتّساع» را به زبان نسبت مى دهد در حقیقت منظور، امتناع و اتساع روح انسان است.

در حقیقت امام با این سخن ضمن اشاره به اهمّیّت زبان و نطق، دلیل موفق و ناموفق بودن افراد را در سخنرانى بیان مى فرماید.

سپس در ادامه این سخن مى افزاید: «ما فرمانروایان سخنیم، درخت سخن در ما ریشه دوانده و شاخه هایش بر سر ما سایه افکنده است»; (وَ إِنَّا لاَُمَرَاءُ الْکَلاَمِ، وَ فِینَا تَنَشَّبَتْ(3) عُرُوقُهُ(4)، وَ عَلَیْنَا تَهَدَّلَتْ(5) غُصُونُهُ).

امام(علیه السلام) در این عبارت زیبا سخن گفتن را به درخت تنومندى تشبیه کرده که

داراى ریشه ها و شاخه هاست و اضافه مى کند که این درخت پربار در سرزمین وجود ما ریشه دوانده و شاخه هاى پربارش بر سر ما سایه افکنده و به همین دلیل خاندان وحى را «امیران کلام» نامیده است.

همه مى دانیم این یک ادّعا نیست، واقعیّتى است که دوست و دشمن به آن معترف اند. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از فصیح ترین افراد عرب زبان بود; چگونه فصیح نباشد در حالى که کلام خدا که فصاحتش در حدّ اعجاز است بر زبان او جارى شده و فصاحت امیرمؤمنان على(علیه السلام) زبانزد خاص و عام است و خطبه هاى او در نهج البلاغه دست به دست مى گردد و در گذشته، استادان سخن به شاگردان خود توصیه مى کردند اگر مى خواهند سخن گفتن آمیخته با فصاحت و بلاغت را فرا گیرند خطبه هاى نهج البلاغه را حفظ کنند.

خطبه هاى بانوى اسلام نیز از فصیح ترین و بلیغ ترین خطبه هاست.

پرورش یافتگان این خانواده حضرت زینب و زین العابدین(علیهما السلام) در خطبه هاى کوفه و شام چنان داد سخن دادند که دوست و دشمن را منقلب ساختند، بنابراین باید تصدیق کرد که نام «امیران سخن» براى این خانواده، بسیار زیبنده است.
1. «بضعه» (به فتح باء) و «بضعه» (به کسر باء) به معناى قطعه هر چیزى است و گاه در جایى که کسى به دیگرى بسیار نزدیک است، گفته مى شود: «هو بضعة منى».
2. الرحمن، آیه 1-4 .
3. «تنشّبت» از ریشه «نشوب» به معناى پیوستن یا فرورفتن در چیزى است.
4. «عروق» جمع «عرق» بر وزن «صدق» به معناى اصل و ریشه هر چیزى است.
5. «تهدّلت» از ریشه «هدل» بر وزن «جدل» به معناى سست و آویزان شدن است و به شاخه هایى که رو به پایین مى آید و آویزان مى شود، اطلاق مى شود.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای