چگونه از این فرصت استفاده کنیم؟
فهرست موضوعات
جستجو 
امام(علیه السلام) در بخش پیشین این خطبه با ده جمله کوتاه و پر معنا به همه مخاطبان خود هشدار داد، هشدارى در جهت استفاده از فرصتها قبل از آنکه از دست بروند.

در این بخش از خطبه، دستور العملهایى در جهت چگونگى استفاده از این فرصت در ده جمله کوتاه دیگر مى دهد. در واقع بخش نخست هشدار است و بخش دوم برنامه عمل.

مى فرماید: «هر انسانى باید از خویش براى خویشتن و از حیاتش براى زندگى پس از مرگ و از جهان فانى براى جهان باقى و از جایگاه رفتنى براى اقامتگاه دائم خود، بهره گیرد»; (فَأَخَذَ امْرُؤٌ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ، وَ أَخَذَ مِنْ حَیٍّ لِمَیِّت، وَ مِنْ فَان لِبَاق، وَ مِنْ ذَاهِب لِدَائِم).

در این چهار جمله دوبار جمله «اخذ» که فعل ماضى است تکرار شده; ولى به معناى امر است. در جمله اوّل امام دستور مى دهد هر انسانى باید از سرمایه وجود خود براى اندوختن حسنات استفاده کند، زیرا خداوند استعدادها و امکاناتى به انسان بخشیده که اگر در مسیر صحیح به کار گرفته شود اسباب سعادت انسان را فراهم مى سازد.

در کلام دیگرى از آن حضرت که در غرر الحکم نقل شده است مى خوانیم: «إنّ اللّیْلَ وَ النَّهارَ یَعْمَلانِ فیکَ فَاعْمَلْ فیهِما وَ یَأخُذانِ مِنْکَ فَخُذْ مِنْهُما; شب و روز در تو اثر مى گذارند تو هم در آنها تأثیر بگذار و پیوسته از تو چیزى مى گیرند تو هم از آنها چیزى بگیر».

در جمله دوم همین معنا به صورت دیگرى آمده که مى فرماید: «زندگان براى حال ممات باید از حیات خویش بهره گیرند».

در جمله سوم و چهارم اشاره به این دارد که از این دار فانى مى توان براى دار باقى توشه گرفت و از این زندگى زوال پذیر براى زندگى جاودان توشه برداشت.

آنگاه امام(علیه السلام) در ادامه این سخن مى افزاید: «و نیز انسان باید در همه طول عمر تا فرا رسیدن اجل، از خدا بترسد و از مهلتى که براى عمل به او داده شده است استفاده کند»; (امْرُؤٌ خَافَ اللَّهَ وَ هُوَ مُعَمَّرٌ إِلَى أَجَلِهِ، وَ مَنْظُورٌ(1) إِلَى عَمَلِهِ).

امام(علیه السلام) در این دو جمله همان مطلب جمله هاى پیشین را در لباس جدید بیان فرموده و به همگان هشدار مى دهد که از این مهلتى که خدا به آنها داده است بهره گیرند و از خدا بترسند و کوتاهى نکنند.

سپس مى افزاید: «انسان باید نفس سرکش را با لگام (تقوا) مهار کند و افسار آن را در اختیار گیرد و به وسیله این لگام او را از معصیت خدا باز دارد و با این زمام به سوى اطاعت فرمان حق رهبرى کند»; (امْرُؤٌ أَلْجَمَ نَفْسَهُ بِلِجَامِهَا، وَ زَمَّهَا بِزِمَامِهَا، فَأَمْسَکَهَا بِلِجَامِهَا عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ، وَ قَادَهَا بِزِمَامِهَا إِلَى طَاعَةِ اللَّهِ).

امام(علیه السلام) در چهار جمله اخیر، نفس انسانى را به مرکب سرکشى تشبیه کرده که اگر لجام مناسبى نداشته باشد انسان را به پرتگاه هاى گناه مى کشاند و از مسیر طاعت منحرف مى کند.

معمولاً براى مهار کردن مرکبهاى سرکش از دو وسیله استفاده مى شود: یکى (لجام) که طناب یا فلزى است که در دهان حیوان گذارده مى شود و با طنابى بسته شده و در دست کسى که سوار مرکب است قرار مى گیرد و (زمام) آن ریسمانى است که از سوراخى که در بینى حیوان است مى گذرانند و به وسیله طنابى به دست سوارکار مى دهند و از آنجایى که هم دهان حیوان و هم بینى حیوان جاى حساسى است، با کشیدن این مهار مى توان حیوان را از حرکت باز داشت و با کشیدن به یک سو مى توان آن را به همان سو هدایت کرد.

تعبیر به «لجامها» و «زمامها» اشاره به این است که باید لجام و زمام مناسبى در خور نفس سرکش تهیه شود که هم بتوان به وسیله آن او را از گناهان باز داشت و هم به سوى طاعت پروردگار هدایت نمود. بسیارند کسانى که نفس خود را به لجام و زمام نامناسب و سستى مهار مى کنند و به هنگام هیجان شهوات این مهار از دست مى رود و آلوده انواع گناهان مى شوند.

امّا با چه وسیله اى مى توان نفس را مهار زد؟ در سخنان دیگرى که از امام(علیه السلام) در غررالحکم و بحارالانوار نقل شده، پاسخ این سخن را مى توان یافت.

در حدیثى، امام «قناعت» را عامل اصلاح نفس مى شمرد و مى فرماید: «اَعْوَنُ شَىْء عَلى صَلاحِ النَّفْسِ الْقَناعَةُ».(2)

در جاى دیگر سخت گرفتن بر نفس را وسیله مهار او مى شمرد و مى فرماید: «إذا صَعِبَتْ عَلَیْکَ نَفْسُکَ فَاصْعَبْ لَها تَذِلُّ لَکَ; هنگامى که نفس بر تو سخت گیرد تو هم (در طعام و استراحت و...) بر او سخت بگیر تا رام تو شود».(3)
1. «منظور» به معناى مهلت داده شده از ریشه «نظر» گرفته شده که دو معنا دارد: نخست توجّه کردن به چیزى است و دوم مهلت دادن.
2. غررالحکم، ح 8984.
3. همان مدرک، ح 4820 .
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای