بهترین و بدترین انتخاب
فهرست موضوعات
جستجو 
در بخش گذشته امام(علیه السلام) به معرفى شامیانى که اطراف معاویه را گرفته بودند، پرداخت و آنها را گروهى جاهل و شرور و اوباش معرفى فرمود و در این بخش از خطبه مى فرماید: «با آنکه آنها افرادى نادان و فرومایه هستند در مسائل سیاسى بر شما پیشى گرفته اند. براى مسئله حکمین فردى را انتخاب کرده اند (عمرو عاص) که کاملاً حامى منافع نامشروعشان است و شما فردى را برگزیده اید (ابوموسى اشعرى) که به طور کامل بر ضد مقاصد و منافع شما و مسلمانان گام بر مى دارد. بیایید و این اشتباه بزرگ خود را اصلاح کنید.

مى فرماید: «آگاه باشید شامیان براى خویش نزدیک ترین افراد به مقصود و مطلوبشان را انتخاب کرده اند و شما نزدیک ترین افراد را به آنچه از آن ناخشنود هستید براى حکمیّت انتخاب کرده اید»; (أَلاَ وَ إِنَّ الْقَوْمَ اخْتَارُوا لاَِنْفُسِهِمْ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِمَّا تُحِبُّونَ، وَ إِنَّکُمُ اخْتَرْتُمْ لاَِنْفُسِکُمْ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِمَّا تَکْرَهُونَ).

سپس به معرفى ابو موسى اشعرى پرداخته و بى آنکه اشاره به سوابق شوم او کند انگشت روى آخرین فتنه انگیزى او مى گذارد و مى فرماید: «شما کار عبد الله بن قیس (ابو موسى اشعرى) را دیروز (جنگ جمل) به یاد دارید که مى گفت: این واقعه فتنه است بند کمانها را ببرید و شمشیرها را در نیام کنید (و هرگز به سوى این میدان حرکت ننمایید در حالى که خودش در جنگ صفین شرکت کرد)»; (وَ إِنَّمَا عَهْدُکُمْ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَیْس بِالاَْمْسِ یَقُولُ: «إِنَّهَا فِتْنَةٌ، فَقَطِّعُوا أَوْتَارَکُمْ(1)، وَ شِیمُوا(2) سُیُوفَکُمْ»).

آنگاه در ادامه مى افزاید: «اگر او راست مى گوید (که این جنگها فتنه است) پس شرکتش بدون اجبار و با میل خود در این میدان نبرد خطا بود و اگر دروغ مى گوید، پس متهم است (و شخص متهم و دروغگو نباید براى چنین امر مهمى; یعنى حکمیّت برگزیده شود)»; (فَإِنْ کَانَ صَادِقاً فَقَدْ أَخْطَأَ بِمَسِیرِهِ غَیْرَ مُسْتَکْرَه، وَ إِنْ کَانَ کَاذِباً فَقَدْ لَزِمَتْهُ التُّهَمَةُ).

جالب اینکه طبق روایتى که مرحوم ابن میثم در شرح نهج البلاغه خود آورده از (سوید بن غفله) نقل مى کند که من با ابو موسى اشعرى در کنار فرات در زمان خلافت عثمان بودم، ابوموسى روایتى براى من نقل کرد و گفت: من از رسول خدا شنیدم که مى فرمود: بنى اسرائیل اختلاف کردند و اختلاف همچنان در میان آنها ادامه یافت تا زمانى که دو نفر حکم گمراه (براى حل اختلاف) برگزیدند آنها گمراه شدند و پیروان خود را نیز گمراه کردند و این امر در امت من نیز واقع خواهد شد. در میان آنها اختلافى پیدا مى شود و دو نفر حَکَم، گمراه و گمراه کننده براى حل اختلاف خود انتخاب خواهند کرد. سوید مى گوید: من به ابو موسى گفتم: بترس از اینکه یکى از آن دو تو باشى، او پیراهنش را از تن بیرون آورد و گفت از این کار برائت مى جویم این گونه که پیراهنم را از خود دور کرده ام. (اشاره به اینکه چنین مأموریتى را نخواهم پذیرفت; ولى همان گونه که مى دانیم پذیرفت و پیش بینى معجزه آساى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به وقوع پیوست).(3)

سرانجام امام بعد از این تجزیه و تحلیل حساب شده، پیشنهاد مفید و سازنده اى به اصحاب خود مى کند و مى فرماید: «(اکنون که بالا بردن قرآن بر نیزه ها شما را فریب داده و کار به مسئله حکمیّت کشیده شده و شما آماده نبرد تا پیروزى با لشگر شام نیستید، براى حکمیّت) سینه عمرو عاص را با مشت گره کرده عبد الله بن عباس بکوبید و از فرصت روزگار استفاده نمایید و مرزهاى دوردست اسلام را در اختیار بگیرید»; (فَادْفَعُوا فِی صَدْرِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ، وَ خُذُوا مَهَلَ الاَْیَّامِ، وَ حُوطُوا قَوَاصِیَ(4) الاِْسْلاَمِ).

در پایان این سخن براى ایجاد انگیزه و تحریک غیرت دینى و انسانى آنها مى فرماید: «مگر نمى بینید شهرهاى شما مورد هجوم دشمن قرار گرفته، نیروهاى قدرتمند شما هدف تیر دشمن واقع شده است»; (أَلاَ تَرَوْنَ إِلَى بِلاَدِکُمْ تُغْزَى وَ إِلَى صَفَاتِکُمْ(6) تُرْمَى؟).

به یقین ابوموسى اشعرى ابله، کسى نبود که بتواند در برابر عمرو بن عاص مکار بایستد و بهترین شخص براى مقابله با او مرد نیرومند و هوشمندى چون ابن عباس بود; ولى توطئه هاى مشترک معاویه و بعضى از اطرافیان خائن امام اجازه این کار را نداد.

نویسنده مصرى (عبدالکریم خطیب) در کتابش به نام (على بن ابى طالب) مى نویسد: امام(علیه السلام) ابن عباس را براى مقابله با عمرو بن عاص آماده کرده بود; ولى اصحاب امام اختلاف کردند، و اشعث بن قیس (منافق) در رأس گروهى بود که با انتخاب ابن عباس مخالف بود و اشعث همان کسى بود که به اتفاق قومش مسئله تحکیم را بر على تحمیل کرد و شکى نیست که او رابطه محکمى با معاویه داشت (و این توطئه به اتفاق طرفین صورت مى گرفت).

مرحوم مغنیه در شرح نهج البلاغه خود بعد از نقل مطلب بالا از کتاب على بن ابى طالب مى نویسند: «آنچه را خطیب در اینجا آورده به طور کامل هماهنگ با چیزى است که طه حسین در کتاب على و بنوه در شرح خطبه 19 نهج البلاغه آورده و مى گوید: اشعث و عمرو بن عاص توطئه بالا بردن قرآنها بر سر نیزه ها و انتخاب حکمین را از پیش طراحى کرده بودند».(7)

مرحوم مغنیه در ادامه این سخن از کتاب خطیب چنین نقل مى کند: «عمرو بن عاص در تمام منافعى که به معاویه از ناحیه مسئله حکمین مى رسید شریک بود، زیرا فرمان حکومت مصر را در دست داشت در حالى که ابن عباس خالصانه در خدمت حکومت اسلامى بود. آیا کسى که براى مطامع مادى کار مى کند با کسى که براى خدا عمل مى کند یکسان است؟ چرا آن گروه از ابن عباس مى ترسیدند؟ آنها از این بیم داشتند که عمرو عاص را از توطئه اى که از پیش آماده شده بود و جز انسان هوشمندى چون ابن عباس متوجّه آن نمى شد باز دارند.(8)

پایان جنگ صفین از طریق توطئه برافراشتن قرآنها برسر نیزه ها در آستانه شکستِ لشکر معاویه و سپس داستان حکمین، یکى از دردناک ترین فرازهاى تاریخ اسلام است و رنج و مصیبتى که امام امیرمؤمنان(علیه السلام) از این ماجرا کشید بى نظیر بود; کارى که توسط گروهى بى ایمان و دنیاپرست و فرومایه انجام گرفت.

ما درباره داستان حکمین و حوادث مربوط به آن ذیل خطبه هاى 125 و 127 و 177 به قدر کافى بحث کرده ایم.
1. «اوتار» جمع «وتر» بر وزن «سفر» به معناى زه کمان است که دو سر کمان را با آن مى بندند و حالت قوسى به آن مى دهد و هنگامى که زه را مى کشند حالت قوسى بیشتر مى شود سپس وقتى زه را رها کردند، چوبه تیر را که به آن تکیه دارد به جلو پرتاب مى کند. و قطع اوتار در عبارت بالا کنایه از این است که اقدام به تیر اندازى نشود.
2. «شیموا» از ریشه «شیم» بر وزن «عیب» به معناى شمشیر را کشیدن و در غلاف کردن گرفته شده است.
3. این روایت را نخست ابن ابى الحدید در جلد 13، صفحه 215 در شرح خطبه مورد بحث آورده و سپس مرحوم ابن میثم و علاّمه شوشترى در شروح خود نیز همین خطبه را آورده اند.
5. «قواصى» جمع «قاصیه» به معناى طرف و ناحیه است و «قواصى الاسلام» اشاره به اطراف عراق و حجاز و مناطق دیگرى است که زیر پوشش حکومت امیر مؤمنان على(علیه السلام) قرار داشت.
6. «صفات» مفرد و در اصل به معناى سنگ صاف است و به صورت کنایه از قوت و قدرت استعمال مى شود و گاه آن را به سرزمین حیات و زندگى تفسیر کرده اند که انسان آن را صاف و منظم مى کند.
7. شرح نهج البلاغه مرحوم مغنیه، ج 3، ص 362.
8. همان مدرک، ص 363.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای