کمربندها را محکم ببندید و آماده جهاد شوید!
فهرست موضوعات
جستجو 
در کتاب تمام نهج البلاغه که به منظور گردآورى تتمه و تکمیل خطبه هایى که مرحوم سید رضى در نهج البلاغه آورده، تألیف یافته است تصریح مى کند که امام خطبه مورد بحث را در ایّام صفین بیان فرمود.(1) محتواى خطبه نیز تناسب با این معنا دارد.

به هر حال امام(علیه السلام) نخست با سه جمله کوتاه مخاطبان خود را براى شنیدن پیام جهاد آماده مى سازد و مى فرماید: «خداوند از شما اداى شکر خویش را مى خواهد و فرمان (حکومت) را به شما سپرده و در این سراى آزمایش و آمادگى در زمانى محدود به شما فرصت داده تا براى به دست آوردن جایزه او (بهشت و قرب ذات پاک او) از یکدگر پیشى بگیرید»; (وَ اللهُ مُسْتَأْدِیکُمْ(2) شُکْرَهُ وَ مُوَرِّثُکُمْ أَمْرَهُ، وَ مُمْهِلُکُمْ(3) فِی مِضْمَار(4) مَحْدُود، لِتَتَنَازَعُوا سَبَقَهُ(5)).

گرچه شکر در این عبارت به صورت مطلق ذکر شده، و هماهنگ با اطلاقات شکر در قرآن مجید است; مانند: (وَاشْکُرُوا لِی وَلاَ تَکْفُرُونِ)(6) ولى به نظر مى رسد هدف مولا امیرمؤمنان(علیه السلام) بیشتر بیان شکر نعمت حکومتى است که خدا در عصر آن حضرت به صالحان سپرده بود و جمله دوم (وَ مُوَرِّثُکُمْ اَمْرَهُ) نیز تأکید بر همین معناست، چرا که امر در اینجا نیز به معناى فرمان حکومت است.

از اینجا روشن مى شود که مسئله شکر چگونه تناسب با تشویق به جهاد دارد، زیرا جهادِ خالصانه و شجاعانه است که حکومت صالحان را حفظ مى کند و حفظ نعمت و استفاده از آن مساوى با شکر آن است.

جمله «وَ مُمْهِلُکُمْ فِی مِضْمَار مَحْدُود...» اشاره به همان چیزى است که در سایر خطبه هاى نهج البلاغه آمده است که مى فرماید: «أَلاَ وَ إِنَّ الْیَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَدَاً السِّبَاقَ وَالسَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَایَةُ النَّارُ; بدانید امروز روز آزمایش و آمادگى است و فرداى قیامت میدان مسابقه است و جایزه برندگان این مسابقه بهشت است و سرانجام بازندگان دوزخ».(7)

سپس امام به سراغ ذى المقدمه و نتیجه مى رود و مى فرماید: «حال که چنین است کمربندها را محکم ببندید و دامنها را به کمر زنید (و آماده جهاد با دشمن و حفظ حکومت الهى شوید)»;(فَشُدُّوا عُقَدَ(8) الْمَآزِرِ(9)،وَاطْوُوا(10) فُضُولَ الْخَوَاصِرِ(11)).

این دو تعبیر (کمربند را محکم بستن و دامن به کمر زدن) کنایه از آمادگى کامل براى انجام کار است، زیرا شخصى که کمربند خود را محکم ببندد ستون فقراتش براى انجام کارهاى سنگین قوى تر مى شود و هنگامى که دامنهاى بلند معمول آن زمان را برچیند و زیر کمربند قرار دهد، راه رفتن و حرکت براى او آسان تر مى شود. حتى امروز که دامان بلندى براى مردان وجود ندارد، این کنایه همچنان رایج و معمول است مى گویند: فلان کس دامن همّت به کمر بسته تا این کار را انجام دهد.

جمعى از شارحان این احتمال را نیز بعید ندانسته اند که منظور از جمله (وَ اَطْوُوا فُضُولَ الْخَواصِرِ) ترک پرخورى و تن پرورى است; ولى تفسیر اوّل بسیار مناسب تر است.

آنگاه امام با سه جمله بسیار پرمعنا و فصیح و بلیغ به مخاطبان خود هشدار مى دهد و راه پیروزى را براى آنها روشن مى سازد.

نخست مى فرماید: «و (بدانید) گرفتن تصمیمهاى محکم (براى رسیدن به اهداف بزرگ) با خوش گذرانى و سفره هاى رنگین سازگار نیست»; (و لاَ تَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَ وَلِیمَةٌ(12)).

«و چه بسیار که خواب شبانه تصمیمهاى محکم روز را از میان برده»; (مَا أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزَائِمِ الْیَوْمِ).

«و تاریکیها خاطره همتهاى بلند را از خاطرها محو کرده است»; (وَ أَمْحَى الظُّلَمَ(13) لِتَذَاکِیرِ(14) الْهِمَمِ!).

امام(علیه السلام) در این بیان کوتاه و فشرده و پر محتوا به چند نکته مهم براى پیروزى و موفقیت در زندگى و در مدیریتها اشاره فرموده است.

1. حفظ آمادگیها در هر حال و در هر شرایط یا به تعبیرى که امام فرموده: کمربندها را محکم بستن و دامن به کمر زدن.

2. ترک تن پرورى و خوش گذرانى که نتیجه اى جز سستى و تنبلى ندارد.

3. مبارزه با عوامل فراموشکارى که سبب مى شود انسان گرفتار بى برنامگى و ضعف و زبونى شود.

4. بالا بردن افق همّتها و مبارزه با هر چیزى که همّت را سست و ضعیف مى کند و پایین مى آورد.

هرگاه این اصول چهار گانه مورد توجّه مدیران جوامع اسلامى قرار گیرد، به یقین مى توانند بر همه مشکلات پیروز شوند.
1. تمام نهج البلاغه، ص 465.
2. «مستأدى» به معناى طلب کننده است و از ماده «استأداء» و از ریشه «ادا» به معناى طلب اداى چیزى کردن آمده.
3. «ممهل» به معناى مهلت دهنده است.
4. «مضمار» میدان و محلى است که اسبها را براى مسابقه، با تمرینهاى مختلف آماده و لاغر مى کنند. این واژه به معناى اسم زمان نیز آمده است.
5. «سبق» به معناى مالى است که براى برندگان مسابقه تعیین مى شود.
6. بقره، آیه 152.
7. نهج البلاغه، خطبه 28.
8. «عقد» جمع «عقده» به معناى گره یا وسائلى که چیزى را با آن محکم مى بندند.
9. «مآزر» جمع «مأزر» بر وزن «منبر» به معناى لنگ و روپوش است.
10. «اطووا» یعنى بپیچید از ریشه «طى» به معناى پیچیدن گرفته شده است.
11. «خواصر» جمع «خاصره» به معنى پهلو و تهیگاه است.
12. «ولیمة» طعامى است که براى عروسى تهیه مى شود. سپس به هرگونه طعام که براى دعوت از میهمانان تهیه مى گردد اطلاق شده است و در جمله بالا کنایه از بساط خوشگذرانى است.
13. «ظلم» جمع «ظلمت» به معناى تاریکى است.
14. «تذاکیر» جمع «تذکار» بر وزن «منقار» به معناى یادآورى است.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای