زیانهاى خوشگذرانى و پرخورى
فهرست موضوعات
جستجو 
آنچه در خطبه بالا در این زمینه آمد، به صورت گسترده در روایات اسلامى از آن یاد شده است.

در حدیثى از رسول خدا مى خوانیم که فرمود: «لا تُمیتُوا الْقُلُوبَ بِکَثْرَةِ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ فَإِنَّ الْقُلُوبَ تَمُوتُ کَالزُّرُوعِ إذا کَثُرَ عَلَیْهَا الْماءُ; دلهاى خود را با فزونى طعام و آب نمیرانید (و پرخورى نکنید) زیرا دل مى میرد همچون زراعتها که آب زیاد بر آن بفرستند».(1)

در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «اَلْقَلْبُ یَمُجُّ الْحِکْمَةَ عِنْدَ امْتِلاءِ الْبَطْنِ; دل علم و دانش را از خود بیرون مى کند هنگامى که شکم پر از غذا شود».(2)

نیز در حدیثى از همان حضرت مى خوانیم: «مَنْ قَلَّ أکْلُهُ صَفا فِکْرُهُ; کسى که کمتر غذا بخورد فکرش صاف و نورانى مى شود».(3)

سرانجام در حدیث چهارم از آن حضرت مى خوانیم: «إیّاکُمْ وَ فُضُولَ الْمَطْعَمِ فَإِنَّهُ یَسِمُ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ وَ یُبْطِىءُ بِالْجَوارِحِ لِلطّاعَةِ وَ یَصِمُ الْهِمَمَ عَنْ سِماعِ الْمَوْعِظَةِ; از پرخورى بپرهیزید که بر قلب علامت قساوت مى نهد و اعضا را از اطاعت حق باز مى دارد و عقول را از شنیدن موعظه کر مى کند».(4)

امیرمؤمنان على(علیه السلام) نیز در نامه معروف «عثمان بن حنیف» در پاسخ کسانى که مى گفتند: على با این غذاى کم و ساده چگونه مى تواند در مقابل قهرمانان در میدان جنگ بایستد مى فرماید: «أَلاَ وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرَیَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعُ الْخَضِرَةَ أرَقُّ جُلُوداً وَ النَّبَاتَاتِ الْغِدْیَةَ أَقْوَى وَقُوداً; بدانید درختان بیابانى چوبشان محکم تر و درختان سرسبز (که در کنار نهرها مى رویند) پوستشان نازک تر و گیاهان صحرایى آتششان قوى تر و خاموشى آنها دیرتر است».(5)

تعبیر به ولیمه در کلام امام کنایه از هرگونه لذت و خوشگذرانى است و تنها به خوردن و خوراک محدود نمى شود.

شاعر معروف عرب «متنبى» نیز در این زمینه مى گوید:

بِقَدْرِ الْکَدِّ تُکْتَسَبُ الْمَعالی *** وَ مَنْ طَلَبَ الْعُلى سَهَرَ اللّیالی

تَرُومُ الْعِزَّ ثُمَّ تَنامُ لَیْلاً *** یَغُوثُ الْبَحْرَ مَنْ طَلَبَ اللَّئالی

به اندازه کوشش و زحمت افتخارات به دست مى آید و کسى که طالب افتخار و برترى است، باید شب بیدار بماند.

تو عزت مى خواهى سپس تمام شب را تا به صبح مى خوابى در حالى که آنها که طالب لؤلؤ و گوهرند باید در دریا فرو روند.

تاریخ زندگى اقوام مختلف نیز آنچه را در این روایات و خطبه بالا آمده است، تصدیق و تأیید مى کند. اقوامى در دنیا به اوج قدرت رسیدند که سخت کوش و پرتوان بودند; ولى اقوام و افراد خوش گذران و تن پرور همواره عقب افتاده و سر افکنده بودند.

مرحوم سیّد رضى در پایان این خطبه که در واقع پایان مجموع خطب نهج البلاغه است، درود بر پیغمبر اکرم و آلش مى فرستد و بخش خطبه ها را پایان مى دهد و چنین مى گوید:

وَ صَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدنا مُحَمَّدِ النَّبِىِّ الاُْمِیِّ وَ عَلى آلِهِ مَصابیحِ الدُّجى وَ الْعُروةِ الْوُثْقى وَ سَلَّمَ تَسلیماً کَثیراً.

درود خدا بر سیّد وسرور ما محمّد پیامبر امى و بر خاندانش چراغهاى روشنى بخش تاریکیها و رشته هاى محکم الهى و سلام فراوان خداوند بر آنها باد.

خدا را شکر مى گوییم که توفیق داد پس از چهارده سال کار مداوم، شرح خطبه هاى نهج البلاغه را که مهم ترین بخش آن و در حدود دو سوم مجموع کتاب شریف نهج البلاغه را تشکیل مى دهد، به پایان آوریم.

پایان خطبه هاى نهج البلاغه
1. بحارالانوار، ج 63، ص 331، ح 7.
2. مجموعه ورام، ج 2، ص 119.
3. غرر الحکم، ح 7402.
4. بحارالانوار، ج 100، ص 27، ح 40.
5. نهج البلاغه، نامه 45.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای