22 یک درس بزرگ اجتماعى
فهرست موضوعات
جستجو 

حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «أَقیلُوا ذَوِی الْمُرُوءاتِ عَثَراتِهِمْ، فَما یَعْثَرُ مِنْهُمْ عاثِرٌ اِلاّ وَیَدُ اللهِ بِیَدِهِ یَرْفَعُهُ; از لغزش مرد نیک و باشخصیت، چشم پوشى کنید چرا که هیچ یک از آنها لغزش نمى کند مگر اینکه دست خدا به دست اوست و او را بلند مى نماید».(1)

«اقیلوا» از ریشه اقاله است، یعنى صرف نظر کردن، برگرداندن و درگذشتن.

«مرؤته» از ریشه مرء است، یعنى شخصیت.

مى توان از این حدیث یک درس بزرگ اجتماعى گرفت و آن این است که: اگر درباره افراد مى خواهید قضاوت کنید، یک بعدى قضاوت نکنید، بلکه به هر یک از صفات او نمره بدهید و سعى کنید نقاط منفى را در زندگى او نبینید.

به عبارت دیگر در زندگى منفى نگر نباشید، بلکه مثبت اندیش باشید; همیشه خوبى هاى دیگران را بیان کنیم نه بدى هاى آنها را، چرا که اگر خوبى هاى مردم را بیان کنیم، خوبى هاى ما را بیان مى کنند و اگر دنبال بدى هاى افراد و نقاط ضعف در زندگى آنها باشیم مطمئن باشیم که بدى هاى ما را بیان مى کنند. همان گونه که با مردم عمل کنیم با ما عمل مى شود چرا که دنیا دار مجازات است و هر عملى، عکس العملى دارد، مثلاً اگر در دامنه کوهى قرار بگیرید و با صداى بلند بگویید سلام، صداى شما منعکس مى شود و به طرف شما باز مى گردد. اعمال انسان در زندگى همین گونه است که عکس العملش را نشان مى دهد.

اگر در زندگى شیطان دقت کنیم خواهیم دید که عامل سقوط او، نگاه به نقطه منفى آدم بود، چرا که وقتى خداوند آدم را آفرید دستور سجده را داد و شیطان سجده نکرد، وقتى خداوند علت عدم سجده را پرسید، شیطان در جواب گفت: خدایا من را از آتش آفریدى و آدم را از خاک و آتش از خاک برتر است، یعنى شیطان نقطه ضعف آدم را نگاه کرد که آفرینش او از خاک باشد، اما نقطه قوت آدم را نگاه نکرد که خداوند بعد از آفرینش آدم فرمود: من روحم را در او دمیدم. و سجده هم به خاطر فضیلت این روح بود که در آدم دمیده شده بود.

شیطان با منفى نگرى خود عبادت شش هزار ساله اش را بى ارزش کرد. در زندگى نباید شیطانى فکر کنیم، بلکه باید نقاط قوت را قبل از نقاط ضعف ببینیم. نباید دوست را به خاطر یک لغزش از خود برانیم. معمولاً ما انسان ها این گونه هستیم که اگر کسى 99 بار به ما خوبى کند اما یک بار بدى، ما خوبى هاى او را فراموش کرده و همان یک بدى را به رخش مى کشیم.

در حدیثى آمده که حضرت عیسى(علیه السلام) با حواریون از جایى رد مى شدند، در راه سگ مرده را دیدند و هر کدام از صحابه براى این سگ عیبى را بیان کردند، یکى گفت: چشم هایش چقدر کثیف است و یکى درباره گوش و دیگرى درباره بینى آن سگ بدگویى کرد، وقتى نوبت به حضرت عیسى(علیه السلام) رسید گفت: عجب دندانهاى سفیدى دارد. اصحاب گفتند: این سگ با این همه عیب هایى که دارد شما سراغ دندانش رفتید؟ حضرت فرمود: حتّى اگر درباره حیوان هم قضاوت مى کنید انصاف را رعایت کنید و خوبى هاى او را هم در نظر بگیرید.

یک معلم هم وقتى مى خواهد به دانش آموزانش معدّل بدهد، هم درس هاى ضعیفش را نگاه مى کند و هم درس هاى قوى او را، نه اینکه فقط نقاط منفى او را نگاه کند.

یک مسلمان باید در زندگى مانند زنبور عسل باشد و روى خوبى هاى افراد بنشیند و بیان کند، همان گونه که زنبور عسل همیشه روى گل مى نشیند، نه اینکه مانند مگس باشد که روى زخم کثیف مى نشیند.


1. نهج البلاغه، حکمت 20.

 

12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای