تثبیت حق
فهرست موضوعات
جستجو 


اکنون که چگونگى غزوه «بدر» را به طور فشرده دانستیم به تفسیر آیات سوره باز مى گردیم، در نخستین آیه مورد بحث به وعده پیروزى اجمالى خداوند در جریان جنگ «بدر» اشاره شده، مى فرماید: «به یاد بیاورید هنگامى را که خداوند به شما وعده داد یکى از دو گروه (کاروان تجارى قریش یا لشکر آنها) در اختیار شما قرار خواهد گرفت» (وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّهُ إِحْدَى الطّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ).
اما شما براى پرهیز از دردسرهاى جنگ، تلفات و ناراحتى هاى ناشى از آن «دوست مى داشتید کاروان، در اختیارتان قرار بگیرد، نه لشکر قریش» (وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِالشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ).
در روایات آمده است پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آنها فرمود: «إِحْدَى الطّائِفَتَیْنِ لَکُمْ إِمَّاالْعِیرُ وَ إِمَّا النَّفِیْرُ».(1)
«عیر» به معنى کاروان و «نفیر» به معنى لشکر است ولى همان طور که در آیه ملاحظه مى کنید به جاى لشکر، «ذاتِ الشّوکة» و به جاى کاروان «غَیرَ ذاتِ الشّوکة» تعبیر شده است.
این تعبیر، نکته لطیفى در بر دارد; زیرا «شَوکة» که به معنى قدرت و شدت است در اصل از «شَوک» به معنى خار گرفته شده، سپس به سر نیزه هاى سربازان و بعد از آن به هر گونه اسلحه، «شَوکة» گفته شده، و از آنجا که سلاح نشانه قدرت و شدت است به هر گونه قدرت و شدت نیز، «شَوکة» اطلاق مى شود.
بنابراین، «ذات الشوکة» به معنى سربازان مسلح، و «غیر ذات الشوکة» به معنى کاروان غیر مسلح است که اگر مردان مسلحى هم در آن بوده، مسلماً قابل ملاحظه نبوده اند.
یعنى، گروهى از شما روى حسّ راحت طلبى یا علاقه به منافع مادّى، ترجیح مى دادند با مال التجاره دشمن رو به رو شوند، نه با سربازان مسلح، در حالى که پایان جنگ نشان داد، صلاح و مصلحت قطعى آنها در این بود که قدرت نظامى دشمن را درهم بکوبند، تا راه براى پیروزى هاى بزرگ آینده هموار گردد.
لذا به دنبال آن مى فرماید: «خدا مى خواهد به این وسیله حق را با کلمات خود تثبیت کند، و آئین اسلام را تقویت نماید و ریشه کافران را قطع کند» (وَ یُریدُ اللّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ).(2)
بر این اساس، این یک درس بزرگ عبرت براى همه شما مسلمانان بود که در حوادث مختلف، دورنگر و آینده ساز باشید، نه کوته بین و تنها به فکر امروز، هر چند دورنگرى و مآل اندیشى مشکلات فراوانى در بر داشته باشد و کوته بینى توأم با آسایش و منافع مادّى زودگذر; زیرا پیروزى نخست یک پیروزى ریشه دار و همه جانبه است، اما پیروزى دوم یک پیروزى سطحى و موقت است.
این تنها درسى براى مسلمانان آن روز نبود، بلکه مسلمانان امروز نیز باید از این تعلیم آسمانى الهام بگیرند، هرگز به خاطر مشکلات، ناراحتى ها و زحمات طاقت فرسا، از برنامه هاى اصولى چشم نپوشند و به سراغ برنامه هاى غیر اصولى ولى ساده و کم زحمت نروند.


* * *

در آخرین آیه باز هم به طور آشکارتر پرده از روى مطلب بر مى دارد که «هدف اصلى این برنامه (درگیرى مسلمانان با لشکر دشمن در میدان بدر) این بود که حق; یعنى توحید، اسلام، عدالت و آزادى بشر از چنگال خرافات و اسارتها و مظالم، تثبیت و جاى گیر شود و باطل; یعنى شرک و کفر و بى ایمانى و ظلم و فساد ابطال گردد و از میان برود، هر چند مشرکان مجرم و مجرمان مشرک مایل نباشند» (لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ).
آیا این آیه تأکید همان مطلبى است که در آیه پیش گفته شد همان طور که در نظر ابتدائى به چشم مى خورد؟
یا مطلب جدیدى را در بر دارد؟
بعضى از مفسران مانند «فخر رازى» در تفسیر «کبیر» و نویسنده «المنار» در تفسیرش چنین گفته اند: حق در آیه قبل، اشاره به پیروزى مسلمانان در جنگ «بدر» بود، اما حق در آیه دوم، اشاره به پیروزى اسلام و قرآن است که نتیجه پیروزى نظامى در جنگ «بدر» بود.
و به این ترتیب، پیروزى نظامى در آن شرائط خاص مقدمه پیروزى هدف و مکتب بود.
این احتمال نیز هست که آیه قبل اشاره به اراده خدا (اراده تشریعى که در شکل فرمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) آشکار شد) بوده باشد، و آیه اخیر اشاره به نتیجه این حکم و فرمان (دقت کنید).
 


* * *


1 ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحه 214 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث ـ «فتح القدیر» شوکانى، جلد 2، صفحه 287، عالم الکتب.
2 ـ «دابِر» به معنى دنباله و عقب چیزى است، بنابراین، «قطع دابر» کنایه از ریشه کن ساختن مى باشد.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای