5 ـ آیا غنائم، منحصر به غنائم جنگى است؟
فهرست موضوعات
جستجو 


موضوع مهم دیگرى که در این آیه باید مورد بررسى دقیق قرار گیرد، و در حقیقت قسمت عمده بحث در آن متمرکز مى گردد، این است که: لفظ «غَنِمْتُمْ» که در آیه آمده است تنها شامل غنائم جنگى مى شود، یا هر گونه درآمدى را در بر مى گیرد؟!
در صورت اول، آیه تنها خمس غنائم جنگى را بیان مى کند و براى خمس در سایر موضوعات باید از سنت، اخبار و روایات صحیح و معتبر استفاده کرد و هیچ مانعى ندارد که قرآن به قسمتى از حکم خمس و به تناسب مسائل جهاد اشاره کند و قسمت هاى دیگرى در سنت بیان شود.
مثلاً در قرآن مجید نمازهاى پنجگانه روزانه صریحاً آمده است، و همچنین به نمازهاى طواف که از نمازهاى واجبه است اشاره شده.
ولى از نماز آیات که مورد اتفاق تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنى است ذکرى به میان نیامده است، و هیچ مسلمانى را نمى یابیم که بگوید چون نماز آیات در قرآن ذکر نشده و تنها در سنت پیامبر آمده نباید به آن عمل کرد.
و یا این که چون در قرآن به بعضى از غسل ها اشاره شده و سخن از دیگر غسل ها به میان نیامده است باید از آن صرف نظر کرد، این منطقى است که هیچ مسلمانى آن را نمى پذیرد.
بنابراین، هیچ اشکالى ندارد که قرآن تنها قسمتى از موارد خمس را بیان کرده باشد و بقیه را موکول به سنت نماید و نظیر این مسأله در فقه اسلام بسیار زیاد است.
با این حال باید ببینیم «غنیمت» در لغت و در نظر عرف چه معنى مى دهد؟!
آیا راستى منحصر به غنائم جنگى است و یا هر گونه درآمدى را شامل مى شود؟
آنچه از کتب لغت استفاده مى شود، این است که: در ریشه معنى لغوى این کلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى آید، نیفتاده است، بلکه هر درآمدى را شامل مى شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از کتب معروف و مشهور لغت که مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مى کنیم:
در کتاب «لسان العرب» مى خوانیم:
وَ الْغُنْمُ الْفَوْزُ بِالشَّىْءِ مِنْ غَیْرِ مَشَقَّة... وَ الْغُنْمُ، الغَنِیْمَةُ وَ الْمَغْنَمُ الْفَیْىءُ... وَ فِى الْحَدِیْثِ الرَّهْنُ لِمَنْ رَهَنَهُ لَهُ غُنْمُهُ وَ عَلَیْهِ غُرْمُهُ، غُنْمُهُ زِیادَتُهُ وَ نِمائُهُ وَ فاضِلُ قِیْمَتِهِ... وَ غَنِمَ الشَّىْءَ فازَ بِهِ...:
«غنم; یعنى دسترسى یافتن به چیزى بدون مشقت، و غُنْم و غنیمت و مَغنَم به معنى فَیْىء است (فَیْىء را نیز در لغت به معنى چیزهائى که بدون زحمت به انسان مى رسد ذکر کرده اند...)
و در حدیث وارد شده: گروگان در اختیار کسى است که آن را به گرو گرفته، غنیمت و منافعش براى اوست و غرامت و زیانش نیز متوجه اوست; و نیز غنم به معنى زیادى و نمو و اضافه قیمت است، و فلان چیز را به غنیمت گرفت; یعنى به او دسترسى پیدا کرد».(1)
و در کتاب «تاج العروس» مى خوانیم: وَ الْغُنْمُ الْفَوْزُ بِالشَّىْءِ بِلامَشَقَّة:
«غنیمت آن است که انسان بدون زحمت به چیزى دست یابد».(2)
در کتاب «قاموس» نیز غنیمت به همان معنى فوق ذکر شده است.
و در کتاب «مفردات راغب» مى خوانیم: غنیمت از ریشه «غَنَم» به معنى گوسفند گرفته شده و سپس مى گوید:
ثُمَّ اسْتُعْمِلَ فِى کُلِّ مَظْفُورِ بِهِ مِنْ جَهَةِ الْعِدى وَ غَیْرِهِمْ:
«سپس در هر چیزى که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست مى آورد به کار رفته است».(3)
حتى کسانى که یکى از معانى غنیمت را غنائم جنگى ذکر کرده اند انکار نمى کنند که معنى اصلى آن معنى وسیعى است که به هر گونه خیرى که انسان بدون مشقت به آن دست یابد گفته مى شود.
در استعمالات معمولى نیز «غنیمت» در برابر «غرامت» ذکر مى شود، همان طور که «غرامت» داراى معنى وسیعى است و هر گونه غرامت را شامل مى شود، «غنیمت» نیز معنى وسیعى دارد و به هر گونه درآمد قابل ملاحظه اى گفته مى شود.
این کلمه در «نهج البلاغه» در موارد زیادى به همین معنى آمده است، در خطبه 76 مى خوانیم:
إِغْتَنَمَ الْمُهَلَ: «فرصت ها و مهلت ها را غنیمت شمرد».
در خطبه 120 مى فرماید:
مَنْ أَخَذَ بِها لَحِقَ وَ غَنِمَ: «کسى که به آئین خدا عمل کند به سر منزل مقصود مى رسد و بهره مى برد».
در نامه 53 به «مالک اشتر» مى فرماید:
وَ لاتَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ: «در برابر مردم مصر همچون حیوان درنده اى مباش که خوردن آنها را غنیمت و درآمدى براى خود فرض کنى».
در نامه 45 به «عثمان بن حنیف» مى فرماید:
فَوَ اللّهِ ما کَنَزْتُ مِنْ دُنْیاکُمْ تِبْراً وَ لاَادَّخَرْتُ مِنْ غَنائِمِها وَفْراً: «به خدا سوگند از دنیاى شما طلائى نیاندوختم و از غنائم و درآمدهاى آن اندوخته اى فراهم نکردم».
در کلمات قصار، جمله 331 مى فرماید:
إِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الطّاعَةَ غَنِیْمَةَ الأَکْیاسِ: «خداوند اطاعت را غنیمت و بهره هوشمندان قرار داده است».
و در نامه 31 مى خوانیم:
وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فِى حالِ غِناکَ: «هر کس در حال بى نیازیت از تو قرضى بخواهد غنیمت بشمار»!
و نظیر این تعبیرات بسیار فراوان است که همگى نشان مى دهد «غنیمت» منحصر به غنائم جنگى نیست.
و اما مفسران:
بسیارى از مفسران که در زمینه این آیه به بحث پرداخته اند، صریحاً اعتراف کرده اند که: غنیمت در اصل، معنى وسیعى دارد و شامل غنائم جنگى و غیر آن و به طور کلى هر چیزى را که انسان به دون مشقت فراوانى به آن دست یابد مى شود.
حتى آنها که آیه را به خاطر فتواى فقهاى اهل تسنن مخصوص غنائم جنگى دانسته اند باز معترفند: در معنى اصلى آن این قید وجود ندارد بلکه به خاطر قیام دلیل دیگرى این قید را به آن زده اند.
«قرطبى» مفسر معروف اهل تسنن در تفسیر خود، ذیل آیه چنین مى نویسد:
«غنیمت در لغت، خیرى است که فرد یا جماعتى با کوشش به دست مى آورند... و بدان که اتفاق (علماى تسنن) بر این است که مراد از غنیمت در آیه (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم) اموالى است که با قهر و غلبه در جنگ به مردم مى رسد، ولى باید توجه داشت که این قید همان طور که گفتیم در معنى لغوى آن وجود ندارد، ولى در عرف شرع، این قید وارد شده است».(4)
«فخر رازى» در تفسیر خود تصریح مى کند: أَلْغُنْمُ الْفَوْزُ بِالشَّىْءِ: «غنیمت این است که انسان به چیزى دست یابد».
و پس از ذکر این معنى وسیع از نظر لغت مى گوید: «معنى شرعى غنیمت (به عقیده فقهاى اهل تسنن) همان غنائم جنگى است».(5)
و نیز در تفسیر «المنار»، «غنیمت» را به معنى وسیع ذکر کرده و اختصاص به غنائم جنگى نداده، اگر چه معتقد است باید معنى وسیع آیه فوق را به خاطر قید شرعى مقید به غنائم جنگى کرد.(6)
در تفسیر «روح المعانى» نوشته «آلوسى» مفسر معروف اهل تسنن نیز چنین آمده است: «غنم در اصل به معنى هر گونه سود و منفعت است».(7)
در تفسیر «مجمع البیان» نخست غنیمت را به معنى غنائم جنگ تفسیر کرده، ولى به هنگام تشریح معنى آیه چنین مى گوید:
قالَ أَصْحابُنا: إِنَّ الْخُمْسَ واجِبٌ فِى کُلِّ فائِدَة تَحْصُلُ لِلإِنْسانِ مِنَ الْمَکاسِبِ وَ أَرْباحِ التِّجاراتِ، وَ فِى الْکُنُوزِ وَ الْمَعادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ غَیْرِ ذلِکَ مِمّا هُوَ مَذْکُورٌ فِى الْکُتُبِ وَ یُمْکِنُ أَنْ یُسْتَدَلَّ عَلى ذلِکَ بِهذِهِ الآیَةِ فَإِنَّ فِى عُرْفِ اللُّغَةِ یُطْلَقُ عَلى جَمِیْعِ ذلِکَ اسْمُ الْغُنْمِ وَ الْغَنِیْمَةِ:
«علماى شیعه معتقدند خمس در هر گونه فایده اى که براى انسان فراهم مى گردد واجب است; اعم از این که از طریق کسب و تجارت باشد، یا از طریق گنج و معدن، و یا آن که با غوص از دریا خارج کنند، و سایر امورى که در کتب فقهى آمده است، و مى توان از آیه بر این مدعى استدلال کرد، زیرا در عرف لغت به تمام اینها غنیمت گفته مى شود».(8)
شگفت آور این که بعضى از مغرضان که گویا براى سم پاشى در افکار عمومى مأموریت خاصى دارند در کتابى که در زمینه خمس نوشته اند دست به تحریف رسوائى در عبارت تفسیر «مجمع البیان» زده، قسمت اول گفتار او را که متضمن تفسیر غنیمت به غنائم جنگى است ذکر کرده ولى توضیحى را که درباره عمومیت معنى لغوى و معنى آیه در آخر بیان کرده است، به کلى نادیده گرفته و یک مطلب دروغین به این مفسر بزرگ اسلامى نسبت داده اند، گویا فکر مى کرده اند تفسیر «مجمع البیان» تنها در دست خود آنها است و دیگرى آن را مطالعه نخواهد کرد، و عجیب این است که: این خیانت را تنها در این مورد مرتکب نشده، بلکه در موارد دیگر نیز آنچه به سود بوده گرفته، و آنچه به زیان بوده است نادیده گرفته اند.(9)
در تفسیر «المیزان» نیز با استناد به سخنان علماى لغت تصریح شده که غنیمت، هر گونه فایده اى است که از طریق تجارت یا کسب و کار و یا جنگ به دست انسان مى افتد و مورد نزول آیه، گر چه غنائم جنگى است ولى مى دانیم که هیچ گاه خصوصیتِ مورد، عمومیت مفهوم آیه را تخصیص نمى زند.(10)
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه گرفته مى شود که:
آیه غنیمت، معنى وسیعى دارد و هر گونه درآمد، سود و منفعتى را شامل مى شود; زیرا معنى لغوى این لفظ عمومیت دارد و دلیل روشنى بر تخصیص آن در دست نیست.
تنها چیزى که جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تکیه کرده اند این است که: آیات قبل و بعد در زمینه جهاد وارد شده است و همین موضوع قرینه مى شود که آیه غنیمت نیز اشاره به غنائم جنگى باشد.
در حالى که مى دانیم شأن نزول ها و سیاق عمومیت آیه را تخصیص نمى زنند و به عبارت روشن تر، هیچ مانعى ندارد که مفهوم آیه یک معنى کلى و عمومى باشد و در عین حال مورد نزول آیه، غنائم جنگى، که یکى از موارد این حکم کلى است، بوده باشد، و این گونه احکام در قرآن و سنت فراوان است که حکم، کلّى است و مصداق جزئى است:
مثلاً در آیه 7 سوره «حشر» مى خوانیم: وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا: «هر چه پیامبر براى شما مى آورد بگیرید و هر چه از آن نهى مى کند خوددارى کنید».
این آیه یک حکم کلى درباره لزوم پیروى از فرمان هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) بیان مى کند، در حالى که مورد نزول آن اموالى است که از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مى افتد (و اصطلاحاً به آن «فَیْىء» گفته مى شود).
و نیز در آیه 233 سوره «بقره» یک قانون کلى به صورت: لاتُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها: «هیچ کس بیش از آنچه قدرت دارد تکلیف نمى شود» بیان شده، در حالى که مورد آیه درباره اجرت زنان شیرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانائى خود به آنها اجرت بدهد.
ولى آیا ورود آیه در چنین مورد خاصى مى تواند جلو عمومیت این قانون (عدم تکلیف به ما لایُطاق) را بگیرد؟!
خلاصه این که: درست است که آیه در ضمن آیات جهاد وارد شده ولى مى گوید: هر درآمدى از هر موردى عاید شما شود، که یکى از آنها غنائم جنگى است، خمس آن را بپردازید مخصوصاً «ما» موصوله و «شَىْء» که دو کلمه عام و بدون هیچ گونه قید و شرطند این موضوع را تأئید مى کنند.
 


* * *


1 ـ «لسان العرب»، جلد 12، صفحه 445، نشر ادب الحوزة، طبع اول، 1405 هـ ق، ماده غنم.
2 ـ «تاج العروس»، جلد 9، صفحه 7، المکتبة الحیاة بیروت، ماده غنم.
3 ـ «مفردات راغب».
4 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 4، صفحه 2840 (جلد 8، صفحه 1، مؤسسة التاریخ العربى، بیروت، 1405 هـ ق).
5 ـ تفسیر «کبیر»، جلد 15، صفحه 164 (صفحه 484، چاپى دیگر)، ذیل آیه مورد بحث.
6 ـ تفسیر «المنار»، جلد 10، صفحات 3 ـ 7، ذیل آیه مورد بحث.
7 ـ تفسیر «روح المعانى»، جلد 10، صفحه 2، ذیل آیه مورد بحث.
8 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحات 543 و 544، ذیل آیه مورد بحث.
9 ـ اشاره به نوشته اى که «حیدرعلى قلمداران» در مورد خمس نوشته بود و با همکارى «سیّد ابوالفضل برقعى» در مسجد «گذر وزیر دفتر» تبلیغات مى کردند، تمام تلاش آنها با پشتیبانى طاغوت و ارتباط با حکومت سعودى این بود که دو اصل در تشیع را خدشه دار سازند: یکى «تقلید» و دیگرى «خمس»، یعنى درست دو پایگاه مهم در تشیع که در طول تاریخ آن را استوار و سربلند نگه داشته است.
10 ـ «المیزان»، جلد 9، صفحه 89، ذیل آیه مورد بحث.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای