سرانجام طرح دوستى با دشمن خدا
فهرست موضوعات
جستجو 


چنان که در شأن نزول دانستیم، حرکتى از ناحیه یکى از مسلمانان صادر شد که هر چند به قصد جاسوسى نبود، ولى اظهار محبتى به دشمنان اسلام محسوب مى شد، لذا آیات فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد: از تکرار این گونه کارها در آینده بپرهیزند.
نخست، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! دشمن من و خود را دوست خویش قرار ندهید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ).
یعنى: آنها فقط دشمنان خدا هستند که با شما نیز عداوت و دشمنى دارند، با این حال چگونه دست دوستى به سوى آنها دراز مى کنید؟!
سپس مى افزاید: «شما نسبت به آنها اظهار محبت مى کنید در حالى که آنها نسبت به آنچه از حق براى شما آمده (اسلام و قرآن) کافر شده اند، و رسول خدا و شما را به خاطر ایمان به خداوندى که پروردگار همه شما است از شهر و دیارتان بیرون مى رانند» (تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّهِ رَبِّکُمْ).(1)
آنها، هم در عقیده با شما مخالفند، و هم، عملاً به مبارزه برخاسته اند، و کارى را که بزرگترین افتخار شما است، یعنى ایمان به پروردگار، براى شما بزرگترین جرم و گناه شمرده اند، و به خاطر همین، شما را از شهر و دیارتان آواره کردند، با این حال، آیا جاى آن است که شما نسبت به آنها اظهار محبت کنید، و براى نجاتشان از چنگال مجازات الهى، به دست توانمند رزمندگان سپاه اسلام، تلاش نمائید؟!
پس از آن براى توضیح بیشتر مى افزاید: «اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده اید، پیوند دوستى با آنها برقرار نسازید» (إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی).(2)
اگر به راستى دم از دوستى خدا مى زنید و به خاطر او از شهر و دیار خود هجرت کرده اید، و طالب جهاد فى سبیل اللّه و جلب رضاى او هستید، این مطلب با دوستى دشمنان خدا سازگار نیست.
سپس، براى توضیح بیشتر مى افزاید: «شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى سازید، در حالى که من آنچه را پنهان یا آشکار مى کنید، از همه بهتر مى دانم»! (تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ).(3)-(4)
بنابراین، مخفى کارى با علم خداوند به غیب و شهود چه فایده اى دارد؟
و در پایان آیه، به عنوان یک تهدید قاطع مى فرماید: «هر کس از شما چنین کارى کند، از راه راست منحرف و گمراه شده است» (وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ).
هم، از راه معرفت خدا منحرف گشته که، گمان کرده چیزى بر خدا مخفى مى ماند، و هم، از راه ایمان و اخلاص و تقوا که طرح دوستى با دشمنان خدا را ریخته، و هم، تیشه به ریشه زندگانى خود زده است که، دشمنش را از اسرارش با خبر ساخته، و این بدترین انحرافى است که ممکن است به شخص مؤمن، بعد از وصول به سرچشمه ایمان، دست دهد.

* * *

در آیه بعد، براى تأکید و توضیح بیشتر، مى افزاید: «شما براى چه طرح دوستى با آنها مى ریزید؟ با این که اگر آنها بر شما مسلط شوند، دشمن شما خواهند بود، و دست و زبان خود را به هرگونه بدى بر شما مى گشایند» (إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ).(5)
شما براى آنها دلسوزى مى کنید، در حالى که عداوتشان با شما آنچنان ریشه دار است که، اگر بر شما دست یابند، از هیچ کارى فروگذارى نمى کنند، و شما را با دست و زبان خود، مورد هرگونه آزار قرار مى دهند، آیا دلسوزى براى چنین جمعیتى، سزاوار است؟!
و از همه بدتر این است که: «آنها دوست دارند شما از اسلام به سوى کفر باز گردید» و بزرگترین افتخار خود یعنى گوهر ایمان را از دست دهید (وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ).
و این درست دردناک ترین ضربه اى است که، مى خواهند بر شما وارد کنند.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، به پاسخگوئى افرادى مانند: «حاطب بن ابى بلتعه» پرداخته، که در جواب پیامبر(صلى الله علیه وآله) که فرمود: چرا اسرار مسلمانان را در اختیار مشرکان «مکّه» قرار دادى؟
گفت: خویشاوندان و بستگانى در «مکّه» دارم که در دست کفار گرفتارند، مى ترسم آسیبى به آنها برسانند، خواستم از این طریق، آنها را حفظ کنم.
مى فرماید: «هرگز بستگان و اولاد شما سودى به حالتان نخواهند داشت» (لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ).
چرا که اگر اولاد و بستگان، بى ایمان باشند، نه آبرو و سرمایه اى براى این دنیا خواهند بود، و نه وسیله نجاتى در آخرت، پس چرا افراد مؤمن به خاطر آنها، کارى کنند که موجب خشم خدا و بریدن از اولیاء او گردد؟!
سپس مى افزاید: «خداوند روز قیامت میان شما و آنها جدائى مى افکند» (یَوْمَ الْقِیامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ).(6)
اهل ایمان به سوى بهشت مى روند، و اهل کفر به سوى دوزخ، و این در حقیقت، دلیلى است براى آنچه قبلاً گفته شد، یعنى: آنجا که از یکدیگر جدا مى شوید و پیوندها به کلى بریده مى شود، آنها چه سودى براى شما خواهند داشت؟!
این آیه، در حقیقت شبیه مطلبى است که در آیات 34 تا 36 سوره «عبس» آمده است که، مى فرماید: یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ: «روزى که انسان از برادر * مادر و پدر * همسر و فرزندانش فرار مى کند»!
و در پایان آیه، بار دیگر به همگان هشدار مى دهد: «خداوند به آنچه انجام مى دهید بینا است» (وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ).
هم، از نیّات شما آگاه است، و هم، از اعمالى که به طور سرّى انجام مى دهید، و اگر در مواردى اسرار شما را مانند: «حاطب بن ابى بلتعه» فاش نمى کند، روى مصالحى است، نه این که نداند و آگاه نباشد.
در حقیقت، علم خدا به غیب و شهود و سرّ و علن، وسیله مؤثرى براى تربیت انسان است که، در همه حال، خود را در پیشگاه او ببیند و سراسر جهان را محضر حق بشمرد، و مراقب گفتار و رفتار و حتى نیات خود باشد، و این است که مى گوئیم: معرفت کامل خدا سرچشمه زاینده تقوا است.

* * *


1 ـ جمله «تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ» را حال از ضمیر «لاتَتَّخِذُوا» یا جمله استینافیه دانسته اند (کشاف، جلد 4، صفحه 512) و «باء» در «بِالْمَوَدَّةِ» یا زائده و براى تأکید است، مانند: «و لاتلقوا بایدیکم الى التهلکه» یا «سببیه» است با حذف مفعول، و در تقدیر چنین است: «تُلْقُوا إِلَیْهِمْ أَخْبارَ رَسُولِ اللّهِ بِسَبَبِ الْمَوَدَّةِ الَّتِى بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ» (همان مدرک).
2 ـ جمعى از مفسران معتقدند: این جمله شرطیه، جزاى محذوفى دارد که از جمله قبل استفاده مى شود و در تقدیر چنین است: «إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی لاتَتَوَلَّوا أَعْدائِى».
3 ـ جمله فوق یک جمله استینافیه است.
4 ـ تعبیر به «ما أَخْفَیْتُمْ» به جاى «ما أَسْرَرْتُم» از این نظر است که: مبالغه بیشترى را مى رساند; زیرا اخفاء مرحله عمیق ترى از پنهان کارى است (تفسیر فخر رازى، ذیل آیات مورد بحث).
5 ـ «یَثْقَفُوکُم» از ماده «ثقف و ثقافة» به معنى مهارت در تشخیص یا انجام چیزى است، به همین جهت، به معنى فرهنگ و یا تسلط ماهرانه بر چیزى نیز به کار مى رود.
6 ـ بسیارى از مفسران «یَوْمَ الْقِیامَة» را متعلق به «یَفْصِلُ» دانسته اند، ولى بعضى آن را متعلق به «لَنْ تَنْفَعَکُم» مى دانند و نتیجه هر دو نزدیک به هم است. هر چند معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد.
این نکته نیز، قابل توجه است که بعضى «یَفْصِلُ» را به معنى جدائى انداختن تفسیر نکرده اند، بلکه از «فصل» به معنى قضاوت و داورى مى دانند ولى معنى اول در اینجا صحیح تر است.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای