2 ـ گفتار بى عمل
فهرست موضوعات
جستجو 


زبان، ترجمان دل است، و اگر راه این دو از یکدیگر جدا شود، نشانه نفاق است، و مى دانیم انسان منافق، از سلامت فکر و روح برخوردار نیست.
از بدترین بلاهائى که ممکن است بر یک جامعه مسلط شود، بلاى سلب اطمینان است، و عامل اصلى آن، جدائى گفتار از کردار است، مردمى که مى گویند و عمل نمى کنند، هرگز نمى توانند به یکدیگر اعتماد کنند و در برابر مشکلات هماهنگ باشند، هرگز برادرى و صمیمیت در میان آنها حاکم نخواهد شد، هرگز ارزش و قیمتى نخواهند داشت، و هیچ دشمنى از آنها حساب نمى برد.
هنگامى که غارتگران لشکر «شام» مرزهاى «عراق» را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند، و خبر به گوش على(علیه السلام) رسید، سخت ناراحت شد، خطبه اى خوانده چنین فرمود: أَیُّهَا النّاسُ الْمُجْتَمِعَةُ أَبْدانُهُمْ الْمُخْتَلِفَةُ أَهْواؤُهُمْ، کَلامُکُمْ یُوهِی الصُّمَّ الصَّلابَ، وَ فِعْلُکُمْ یُطْمِعُ فِیکُمُ الْأَعْداءَ، تَقُولُونَ فِی الْمَجالِسِ کَیْتَ وَ کَیْتَ، فَإِذا جاءَ الْقِتالُ قُلْتُمْ حِیدِی حَیادِ!:
على(علیه السلام) در این گفتار که از سوز دل مبارکش حکایت مى کند به مردم «عراق» مى گوید: «اى مردمى که بدن هایتان جمع، و دل ها و افکارتان پراکنده است، سخنان داغ شما سنگ هاى سخت را درهم مى شکند، ولى اعمال سست شما دشمنانتان را به طمع وا مى دارد، در مجالس و محافل چنین و چنان مى گوئید و اما به هنگام پیکار فریاد مى زنید: اى جنگ از ما دور شو».(1)
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: یَعْنِى بِالْعُلَماءِ مَنْ صَدَّقَ فِعْلُهُ قَوْلَهُ، وَ مَنْ لَمْ یُصَدِّقْ فِعْلُهُ قَوْلَهُ فَلَیْسَ بِعالِم: «عالم کسى است که عملش، گفتارش را تصدیق کند، و هر کس عملش گفتارش را تصدیق نکند، عالم نیست».(2)
یکى از شعراى معاصر، سرنوشت ملت هائى را که اهل سخن اند و نه اهل عمل، و به همین دلیل، همیشه اسیر چنگال دشمنانند، در داستان زیبائى که از زبان «بلبل» و باز شکارى مطرح کرده، مجسم ساخته است:
دوش مى گفت بلبلى با باز! *** کز چه حال تو خوش تر است از من!
تو که زشتى و بد عبوس و مهیب *** تو که لالى و گنگ و بسته دهن!
مست و آزاد روى دست شهان *** با دوصد ناز مى کنى مسکن!
من بدین ناطقى و خوش خوانى *** با خوش اندامى و ظریفى تن
قفسم مسکن است و روزم، شب *** بهره ام غصه است و رنج و محن!

* * *

باز گفتا که راست مى گوئى! *** لیک سرّش بود بسى روشن:
دأب تو گفتن است و ناکردن! *** خوى من کردن است و ناگفتن!

* * *


1 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 29.
2 ـ «اصول کافى»، جلد اول، باب «صفة العلماء»، حدیث 2.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای