مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؟!
فهرست موضوعات
جستجو 


در آیات گذشته خواندیم: چگونه گروهى معاند و لجوج على رغم بشارت پیامبر پیشین حضرت مسیح(علیه السلام) درباره ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، و على رغم توأم بودن دعوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) با «بینات»، دلائل روشن و معجزات، چگونه به مقابله و انکار برخاستند، در آیات مورد بحث، عاقبت کار این افراد، و سرنوشت آنها را تشریح مى کند.
نخست، مى فرماید: «چه کسى ظالم تر است از آن کس که بر خدا دروغ بندد در حالى که دعوت به سوى اسلام مى شود» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ الْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ).
آرى، چنین کسى که دعوت پیامبر الهى را دروغ، و معجزه او را سحر، آئین او را باطل مى شمرد، ستمکارترین مردم است; چرا که راه هدایت و نجات را به روى خود و سایر بندگان خدا مى بندد، و آنها را از این سرچشمه فیض الهى، که ضامن سعادت ابدى آنها است، محروم مى سازد.
و در پایان آیه مى افزاید: «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى کند» (وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ).
کار خدا «هدایت» است، و ذات پاکش نور و روشنائى معنوى است: (اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ)، ولى، هدایت، زمینه مى خواهد، و این زمینه در کسانى که دشمن حقیقت اند، وجود ندارد.
این آیه، بار دیگر تأکیدى است بر این حقیقت که: هدایت و ضلالت هر چند از ناحیه خدا است، ولى مقدمات آن از ناحیه خود انسان شروع مى شود، و به همین دلیل، هرگز «جبر» لازم نمى آید.
جمله «وَ هُوَ یُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ» اشاره به این است که: دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله)متضمن سلامت دنیا، آخرت و نجات انسان ها است، با این حال چگونه انسان تیشه بر ریشه سعادت خویش مى زند؟
تعبیر به: مَنْ أَظْلَمُ: «چه کسى ستمکارتر است...» پانزده بار در قرآن مجید تکرار شده، که آیه مورد بحث، آخرین آنها است، گر چه، موارد آنها ظاهراً متفاوت است، و همین امر، ممکن است منشأ این سؤال شود که:
مگر «ظالم ترین مردم» بیش از یک گروه مى تواند باشد؟ اما دقت در این آیات، نشان مى دهد: همه بازگشت به تکذیب آیات الهى و مانع شدن مردم از راه حق است و در واقع، ستمى بالاتر از این نیست که مردم را از رسیدن به چنین برنامه اى که راه خوشبختى در همه زمینه ها است، بازدارند.

* * *

سپس، براى این که نشان دهد دشمنان حق قادر نیستند آئین او را برچینند، ضمن تشبیه جالبى مى فرماید: «آنها مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولى خداوند نور خود را کامل مى کند هر چند کافران خوش نداشته باشند»! (یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ).
آنها به کسى مى مانند که مى خواهد نور آفتاب عالم تاب را با پف کردن خاموش سازد، آنها خفاشانى هستند که گمان مى کنند اگر چشم از آفتاب فرو پوشند و خود را در پرده هاى ظلمت شب فرو برند، مى توانند به مقابله با این چشمه نور برخیزند.
تاریخ اسلام سند زنده اى است بر تحقق عینى این پیشگوئى بزرگ قرآن; چرا که از نخستین روز ظهور اسلام، توطئه هاى گوناگون براى نابودى آن چیده شد:
گاه، از طریق سخریه و ایذاء و آزار دشمنان.
گاه، از طریق محاصره اقتصادى و اجتماعى.
گاه، از طریق تحمیل جنگ هاى گوناگون در میدان هاى «احد»، «احزاب» و «حنین» و...
گاه، از طریق توطئه هاى داخلى منافقان.
گاه، از طریق ایجاد اختلاف در میان صفوف مسلمین.
گاه، از طریق جنگهاى صلیبى.
گاه، از طریق اشغال سرزمین قدس و قبله اول مسلمین.
گاه، از طریق تقسیم کشور عظیم اسلامى به بیش از چهل کشور!
گاه، از طریق برنامه تغییر خط و بریدن جوانان اسلام از فرهنگ کهن خویش.
گاه، از طریق نشر فحشاء و وسائل فساد اخلاق و انحراف عقیده در میان قشرهاى جوان.
گاه، از طریق استعمار نظامى و سیاسى و اقتصادى.
و گاه، از طرق دیگر...
ولى، همان گونه که خداوند اراده کرده، این نور الهى روز به روز در گسترش است و دامنه اسلام در هر زمان از گذشته وسیع تر مى شود، و آمارها نشان مى دهد که جمعیت مسلمانان جهان، على رغم تلاش هاى مشترک «صهیونیست ها» و «صلیبى ها» و «ماتریالیست هاى شرق» رو به افزایش است، آرى، آنها پیوسته مى خواهند نور خدا را خاموش سازند، ولى خداوند اراده دیگرى دارد.
و این یک معجزه جاودانى قرآن است.
قابل توجه این که: این مضمون، دو بار در آیات قرآن مجید ذکر شده، با این تفاوت که در یک مورد «یُرِیْدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا» آمده است(1) ولى در اینجا «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا» مى باشد.
«راغب» در «مفردات» در توضیح این تفاوت، مى گوید: آیه نخست، اشاره به خاموش کردن بدون مقدمه است، ولى، دومى اشاره به خاموش کردن با توسل به مقدمات است.
یعنى، خواه آنها مقدمه چینى کنند، یا نکنند، قادر به خاموش کردن نور الهى نیستند!

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، براى تأکید بیشتر، با صراحت مى گوید: «او کسى است که فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاده تا او را بر همه ادیان غالب کند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند» (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ).
تعبیر به «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ» به منزله بیان رمز پیروزى و غلبه اسلام است; زیرا در طبیعت «هدایت» و «دین حق»، این پیروزى نهفته است، اسلام و قرآن، نور الهى است و نور هر جا باشد، آثار خود را نشان مى دهد، و مایه پیروزى است، و کراهت مشرکان و کافران نمى تواند سدى در این راه ایجاد کند.
جالب این که این آیه نیز با مختصر تفاوتى سه بار در قرآن مجید آمده: یک بار در سوره «توبه»، آیه 33، یک بار در سوره «فتح»، آیه 28 و یک بار در همین سوره «صف».
ولى، نباید فراموش کرد که، این تکرار و تأکید در زمانى بود که، هنوز اسلام در «جزیره عربستان» جا نیفتاده بود، چه رسد به نقاط دیگر جهان، اما قرآن در همان وقت، مؤکّداً روى این مسأله تکیه کرد، و حوادث آینده، صدق این پیشگوئى بزرگ را ثابت نمود، و سرانجام اسلام، هم از نظر منطق، و هم از نظر پیشرفت عملى، بر مذاهب دیگر غالب شد، و دشمنان را از قسمت هاى وسیعى از جهان عقب زد، و جاى آنها را گرفت و هم اکنون نیز در حال پیشروى است.
البته، مرحله نهائى این پیشروى به عقیده ما، با ظهور حضرت مهدى ارواحنا فداه تحقق مى یابد، که این آیات خود دلیلى بر آن ظهور عظیم است.
درباره محتواى این آیه و این که منظور «غلبه منطقى» یا «غلبه قدرت» است؟ و ارتباط آن با ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) چگونه است؟ بحث هاى بیشترى ذیل آیه 23 سوره «توبه» آورده ایم.(2)

* * *


1 ـ توبه، آیه 32.
2 ـ به تفسیر «نمونه»، جلد 7، صفحات 368 تا 389 مراجعه شود.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای