او از اسرار نهفته درون سینه ها آگاه است
فهرست موضوعات
جستجو 


این سوره نیز، با تسبیح خداوند آغاز مى شود، خداوندى که مالک و حاکم بر کل جهان هستى، و قادر بر همه چیز است، مى فرماید: «آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است براى خدا تسبیح مى گویند» (یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ).
آنگاه مى افزاید: «مالکیت و حاکمیت از آن او است» (لَهُ الْمُلْکُ).
«و (به همین دلیل) تمام حمد و ستایش نیز به ذات پاک او برمى گردد» (وَ لَهُ الْحَمْدُ).
«و او بر هر چیز توانا است» (وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدِیرٌ).
چون کراراً درباره تسبیح عمومى موجودات جهان، سخن گفته ایم و تفسیرهاى متعددى که براى این موضوع بیان شده آورده ایم، نیاز به تکرار نیست.
این تسبیح و حمد، در حقیقت لازمه قدرت او بر همه چیز، و مالکیت او نسبت به هر چیز است; زیرا تمام اوصاف جمال و جلالش، در این دو امر نهفته است.

* * *

پس از آن، به امر خلقت و آفرینش که لازمه قدرت است اشاره کرده، مى فرماید: «او کسى است که شما را آفرید» (هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ).
و به شما نعمت آزادى و اختیار داد، لذا «گروهى از شما کافر و گروهى مؤمن شدند» (فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ).(1)
و به این ترتیب، بازار امتحان و آزمایش الهى داغ شد و در این میان «خداوند نسبت به آنچه انجام مى دهید بینا است» (وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ).

* * *

سپس، مسأله «خلقت» را با توضیح بیشتر، و با اشاره به هدف آفرینش در آیه بعد ادامه داده، مى فرماید: «خداوند آسمان ها و زمین را به حق آفرید» (خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ).
هم در آفرینش آن، نظام حق و دقیقى است، و هم داراى هدف حکیمانه و مصالح حقى است، چنان که در آیه 27 سوره «ص» نیز فرمود: وَ ما خَلَقنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلاً ذلِکَ ظَنُّ الَّذِیْنَ کَفَرُوا: «ما آسمان و زمین و آنچه را در میان این دو است بیهوده نیافریدیم، این گمان کافران است».
بعد از آن به آفرینش «انسان» پرداخته، و ما را از «سیر آفاقى» به «سیر انفسى» دعوت کرده، مى افزاید: «شما را تصویر کرد، تصویرى زیبا و دلپذیر» (وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ).
به انسان، ظاهرى آراسته، و باطنى پیراسته، عقلى فروزان و خردى نیرومند داد، و از آنچه در کل جهان هستى است ، نمونه هائى در وجود او آفرید، آن چنان که «عالم کبیر» در این «جرم صغیر» خلاصه شده است.
ولى، همان گونه که در پایان آیه مى فرماید: «سرانجام بازگشت همه چیز به سوى او است» (وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ).
آرى، انسان که جزئى از مجموعه عالم هستى است، از نظر آفرینش، با هدفدار بودن کل جهان هماهنگ است، از پست ترین مراحل، شروع به حرکت کرده، به سوى بى نهایت، که وجود بى پایان حق و قرب به خدا است، پیش مى رود.
تعبیر به: فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ: «صورت شما را نیکو آفرید» هم صورت ظاهر را شامل مى شود، و هم صورت باطن را، هم از نظر جسم، و هم از نظر جان، و به راستى، یک نظر اجمالى در آفرینش جسم و جان انسان، نشان مى دهد: زیباترین پدیده عالم هستى او است، و خدا در آفرینش این موجود، قدرت نمائى عجیبى کرده و سنگ تمام گذارده است!

* * *

و از آنجا که، انسان براى هدف بزرگى آفریده شده، باید دائماً تحت مراقبت پروردگار باشد، پروردگارى که، از درون و برون او باخبر است، لذا در آیه بعد مى فرماید: «خداوند، آنچه را در آسمان ها و زمین است مى داند، و از آنچه شما پنهان یا آشکار مى کنید باخبر است، و از عقائد و نیاتى که در درون سینه ها است، آگاه است» (یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ وَ اللّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).
این آیه، ترسیمى است از علم بى پایان خداوند، در سه مرحله:
نخست علم او نسبت به تمامى موجودات آسمان ها و زمین.
پس از آن علم او به همه اعمال انسان ها و آنچه را پنهان مى دارند یا آشکار مى سازند.
و در مرحله سوم، مخصوصاً روى عقائد باطنى و چگونگى نیّت ها و آنچه بر قلب و جان انسان، حاکم است، تکیه مى کند.
معرفت به این علم گسترده الهى، اثر تربیتى فوق العاده اى در انسان دارد، و به او هشدار مى دهد: هر که باشى و به هر جا برسى، هر عقیده اى در سر و هر نیتى در دل و هر اخلاقى در درون جان تو باشد، همه در پیشگاه علم بى پایان حق آشکار است، مسلّماً توجه به این حقیقت، در اصلاح و تربیت انسان فوق العاده مؤثر است، و اینها تعلیماتى است که انسان را براى وصول به هدف آفرینش و قانون تکامل آماده مى سازد.

* * *

و از آن نظر که یکى از مؤثرترین وسائل تربیت و طرق انذار، توجه دادن به سرنوشت اقوام و امت هاى پیشین است، آیه بعد، یک نگاه اجمالى به زندگى آنها افکنده، آنگاه انسان ها را مخاطب ساخته، مى گوید: «آیا خبر کافرانى که قبل از شما بودند، به شما نرسیده است که چگونه طعم تلخ گناهان بزرگ خود را چشیدند و در آخرت نیز عذاب دردناک از آن آنها است»؟! (أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ).(2)
شما از کنار شهرهاى بلا دیده و ویران شده آنها، در مسیر خود به سوى «شام» و مناطق دیگر عبور مى کنید، نتیجه کفر و ظلم و عصیانگرى آنها را با چشم مى بینید، و اخبار آنها را در تاریخ مى خوانید، همانها که طومار زندگانیشان با طوفان و سیلاب درهم پیچیده شد، یا صاعقه ها، خرمن عمرشان را آتش زد، و یا زلزله هاى ویرانگر، آنها را به کام زمین فرو کشید، و یا تندباد سنگینى، اجسام آنها را چون پر کاه به هر سو پرتاب کرد، این عذاب دنیاى آنها بود، در آخرت نیز، عذاب دردناکى در انتظارشان است.

* * *

در آخرین آیه این فراز به منشأ اصلى این سرنوشت دردناک اشاره کرده، مى افزاید: «این به خاطر آن بود که رسولان آنها با دلائل روشن و معجزات به سراغشان مى آمدند ولى آنها از روى کبر و غرور مى گفتند: آیا انسان هائى مى خواهند ما را هدایت کنند»؟ مگر چنین چیزى ممکن است؟ (ذلِکَ بِأَنَّهُ کانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنا).
و با این منطق پوشالى، به مخالفت با آنها برخاستند «و کافر شدند و از قبول حق سر برتافتند» (فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا).
«در حالى که خداوند هم از ایمان آنها بى نیاز بود و هم از طاعاتشان» (وَ اسْتَغْنَى اللّهُ).
و اگر آنها را موظف به ایمان، اطاعت و پرهیز از گناه فرمود، تنها براى منفعت خودشان، سعادت و نجاتشان در این جهان و جهان دیگر بود.
آرى «خداوند بى نیاز است و شایسته هرگونه حمد و ستایش» (وَ اللّهُ غَنِیٌّ حَمِیدٌ).
اگر، جمله کائنات کافر شوند، بر دامان کبریائیش گردى نمى نشیند، همان گونه که اگر همه مخلوقات مؤمن و مطیع فرمان او باشند، چیزى بر جلالش افزوده نمى شود، این مائیم که نیازمند به این برنامه هاى تربیتى و سازنده و تکامل بخش هستیم.
تعبیر به: وَ اسْتَغْنَى اللّهُ: «خداوند بى نیاز بود» آن چنان مطلق است که بى نیازى او از همه چیز، حتى از ایمان و اطاعت انسان ها را بیان مى کند، تا تصور نشود این همه تأکید و اصرار به خاطر این است که سود این طاعت به خدا باز مى گردد، او هرگز آفریدگان را نیافرید تا سودى کند، او مى خواست بر بندگانش جودى کند.
بعضى براى جمله «وَ اسْتَغْنَى اللّهُ» تفسیر دیگرى ذکر کرده اند، و آن این که: خداوند آن قدر آیات، دلائل روشن، موعظه و اندرز کافى براى آنها فرستاد که از غیر آن بى نیاز بود.

* * *


1 ـ ذکر «فاء» تفریع در اینجا از این جهت نیست که ایمان و کفر نیز مخلوق خدا است، بلکه از این جهت است که به دنبال خلقت، به انسان آزادى اراده داده، و لازمه آن پیدایش دو گروه مؤمن و کافر است.
2 ـ «وَبال» از ماده «وبل» و «وابل» به معنى باران سنگین است و به هر موضوع مهمى که انسان از زیان آن بیمناک است «وبال» گفته مى شود.

 

12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای