سرانجام دردناک سرکشان
فهرست موضوعات
جستجو 


شیوه قرآن این است که، در بسیارى از موارد، بعد از ذکر یک سلسله از دستورات عملى، اشاره به وضع امت هاى پیشین مى کند، تا مسلمانان نتیجه «اطاعت» و «عصیان» را در سرگذشت آنها ببینند، و مسأله شکل حسّى به خود گیرد.
لذا، در این سوره نیز، بعد از ذکر وظائف مردان و زنان در موقع طلاق و جدائى، به سراغ همین معنى رفته، و به عاصیان و گردن کشان هشدار مى دهد.
نخست مى فرماید: «چه بسیار شهرها و آبادى ها که اهل آن در برابر فرمان پروردگار و رسولانش، طغیان و سرپیچى کردند، و ما حساب آنها را با دقت و شدت رسیدیم و آنها را به مجازات وحشتناک و عذاب کم نظیرى گرفتار ساختیم»! (وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَة عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدِیداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُکْراً).(1)
منظور از «قَرْیَه»، چنان که قبلاً نیز گفته ایم، محل اجتماع انسان ها اعم از شهر و روستا است، و در اینجا منظور اهل آنها مى باشد.
«عَتَتْ» از ماده «عتوّ» (بر وزن غلوّ) به معنى سرپیچى از اطاعت است.
و «نُکْر» (بر وزن شکر) به معنى کار مشکل و بى سابقه یا کم سابقه مى باشد.
«حِساباً شَدِیداً» یا به معنى حساب دقیق و توأم با سخت گیرى است، و یا به معنى مجازات شدید است، که نتیجه حساب دقیق مى باشد، و در هر حال، اشاره به عذاب این اقوام سرکش در این دنیا است، که گروهى با طوفان، گروهى با زلزله هاى ویرانگر، گروهى با صاعقه و مانند آن، ریشه کن شدند، و شهرها و دیار ویران شده آنها به صورت درس عبرتى براى آیندگان باقى ماند.

* * *

لذا، در آیه بعد مى افزاید: «آنها وبال کفر و گناه خود را چشیدند، و عاقبت امر آنها خسران و زیان بود» (فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ کانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً).
چه زیانى از این بدتر که سرمایه هاى خداداد را از کف دادند، و در این بازار تجارت دنیا، نه تنها متاعى نخریدند، بلکه سرانجام با عذاب الهى نابود شدند.
بعضى «حساب شدید» و «عذاب نکر» را در اینجا اشاره به «عذاب قیامت» دانسته اند، و فعل ماضى را به معنى مستقبل گرفته اند، ولى، هیچ موجبى براى این کار نیست، به خصوص این که از عذاب قیامت، در آیه بعد، سخن به میان خواهد آمد، و این خود گواه زنده اى است بر این که، عذاب در اینجا عذاب دنیا است.

* * *

پس از آن، به عذاب اخروى آنها اشاره کرده، مى فرماید: «خداوند عذاب شدیدى براى آنها آماده ساخته» (أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِیداً).
عذابى دردناک، شدید، وحشت انگیز، خوار کننده، رسواگر، و همیشگى در دوزخ براى آنها از هم اکنون فراهم است.
حال که چنین است «از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید اى صاحبان اندیشه و مغز، اى کسانى که ایمان آورده اید»! (فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا).
فکر و اندیشه از یکسو، ایمان و آیات الهى از سوى دیگر، به شما هشدار مى دهد که: سرنوشت اقوام متمرد و طغیان گر را ببینید، و از آن عبرت بگیرید، مبادا در صف آنها واقع شوید، که خداوند هم در این جهان شما را به مجازات هولناک و بى سابقه اى گرفتار مى کند، و هم عذاب شدید آخرت در انتظار شما است.
سپس، مؤمنان اندیشمند را مخاطب ساخته مى افزاید: «خداوند آن چیزى که مایه تذکر شما است بر شما نازل کرده است» (قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً).

* * *

«و رسولى به سوى شما فرستاده که آیات روشن الهى را بر شما تلاوت مى کند تا کسانى را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند از تاریکى ها به سوى نور، هدایت کند» (رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللّهِ مُبَیِّنات لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ).
در این که منظور از «ذِکْر» چیست؟ و مراد از «رسول» کیست؟ در میان مفسران گفتگو است.
جمعى «ذکر» را به معنى «قرآن» مى دانند، در حالى که جمع دیگرى به «رسول خدا»(صلى الله علیه وآله) تفسیر کرده اند; چرا که مایه تذکر و یادآورى مردم است.
مطابق این تفسیر «رَسُولاً» که بعد از آن آمده، شخص پیامبر است (و کلام محذوفى ندارد) ولى منظور از «نازل کردن» در اینجا اعطاى وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) به امت، از سوى خدا است.
اما، اگر «ذکر» را به معنى قرآن مجید بگیریم، «رَسُولاً» نمى تواند بدل از آن باشد، و در این جمله محذوفى است و در تقدیر چنین است: أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً وَ أَرْسَلَ رَسُولاً: «خداوند مایه تذکرى براى شما نازل کرد، و رسولى فرستاد».
بعضى «رسول» را به معنى «جبرئیل» تفسیر کرده اند، و در این صورت نزول او نزول حقیقى خواهد بود; چرا که از آسمان نازل مى شد، ولى این تفسیر با جمله: یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللّهِ: «آیات خدا را بر شما مى خواند» سازگار نیست، زیرا «جبرئیل» مستقیماً آیات الهى را بر مؤمنان نمى خواند.
کوتاه سخن این که: هر یک از این تفسیرها، «مزیت» و «مشکلى» دارد، ولى روى هم رفته تفسیر اول (ذکر به معنى قرآن و رسول به معنى پیامبر اکرم)(صلى الله علیه وآله) از همه بهتر است; زیرا در آیات بسیار زیادى، کلمه «ذکر» بر قرآن اطلاق شده، مخصوصاً آنجا که با کلمه «انزال» همراه باشد، به گونه اى که هر گاه «نزول ذکر» گفته شود، قرآن تداعى مى کند.
در آیه 44 سوره «نحل» مى خوانیم: وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ: «ما ذکر را بر تو نازل کردیم تا براى مردم آنچه بر آنها نازل شده است را تبیین کنى».
و در آیه 6 سوره «حجر» آمده است: وَ قالُوا یا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ: «دشمنان گفتند: اى کسى که ذکر بر تو نازل شده تو دیوانه اى»!
و اگر در بعضى از روایات ائمه اهل بیت(علیهم السلام) آمده: منظور از «ذکر» رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است و «اهل الذکر» مائیم، ممکن است اشاره به بطون آیه باشد; زیرا مى دانیم «اهل الذکر» که در آیه: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ: «از اهل ذکر سؤال کنید اگر نمى دانید»(2) آمده به معنى خصوص اهل بیت(علیهم السلام) نیست، بلکه شأن نزول آن علماى اهل کتاب است، ولى با توجه به این که «ذکر» معنى وسیعى دارد که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را نیز شامل مى شود، این یکى از مصداق هاى آن محسوب مى شود.(3)
به هر حال، هدف نهائى از ارسال این رسول و انزال این کتاب آسمانى، این است که با تلاوت آیات الهى آنها را از ظلمت هاى کفر، جهل، گناه و فساد اخلاق 243 به بعد مراجعه فرمائید.
بیرون آورده، به سوى نور ایمان، توحید، و تقوا، رهنمون گردد، و در حقیقت، تمام اهداف بعثت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و نزول قرآن در همین یک جمله خلاصه شده، «خارج کردن از ظلمت ها به نور»، و قابل توجه این که «ظُلُمْات» به صیغه جمع و «نُور» به صیغه مفرد ذکر شده، زیرا شرک و کفر و فساد، عامل پراکندگى و چندگانگى است، در حالى که ایمان و توحید و تقوا، عامل وحدت و یگانگى مى باشد.
و در پایان آیه، به اجر و پاداش کسانى که ایمان و عمل صالح دارند اشاره کرده، مى افزاید: «کسى که به خدا ایمان آورد ، و عمل صالح انجام دهد، و این راه را تداوم بخشد، خداوند او را در باغ هائى از بهشت داخل مى کند که از زیر درختانش نهرها جارى است، جاودانه و براى همیشه در آن خواهد ماند، و خداوند روزى نیکوئى براى او قرار داده است» ( وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ یَعْمَلْ صالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللّهُ لَهُ رِزْقاً).
تعبیر به «یُؤْمِن» و «یَعْمَل» به صورت فعل مضارع، اشاره به این است که ایمان و عمل صالح آنها، محدود به زمان خاصى نیست، بلکه استمرار و تداوم دارد.(4)
و تعبیر به «خالِدِین» دلیل بر جاودانگى بهشت است، بنابراین، ذکر کلمه «أَبَداً» بعد از آن تأکیدى براى «خلود» محسوب مى شود.
تعبیر «رِزْقاً» به صورت «نکره»، اشاره به عظمت و اهمیت روزى هاى نیکوئى است که خداوند براى این جمعیت فراهم مى سازد، و مفهوم وسیعى دارد، که هر گونه موهبت الهى را در آخرت و حتى در دنیا نیز دربر مى گیرد، چرا که نتیجه ایمان و تقوا، تنها مربوط به آخرت نیست، افراد مؤمن و پرهیزگار در این دنیا نیز، زندگى پاک تر، آرام تر و لذتبخش ترى دارند.

* * *


1 ـ «کَأَیِّنْ» به عقیده مشهور علماى ادب، اسمى است مرکب از «کاف» تشبیه و «أىّ» توأم با تنوین و چون تنوین داخل بناى این اسم شده، در وقف هم خوانده مى شود، و در کتابت قرآن ها نیز نوشته شده است، و معنى آن همانند معنى «کَمْ» خبریه است، هر چند تفاوت مختصرى با آن دارد، و نظر غیر مشهور بر این است که این یک اسم بسیط است و کاف و نون آن جزء کلمه مى باشد.
2 ـ نحل، آیه 43.
3 ـ براى توضیح بیشتر به جلد 11 تفسیر «نمونه»، صفحه
4 ـ باید توجه داشت ضمیرهائى که در آیه به کار رفته بعضى (خالِدِین) به صورت جمع و بعضى به صورت مفرد است، و این به خاطر آن است که آنجا هم که به صورت مفرد است به معنى جنس و جمع است.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای