روزى که آن واقعه بزرگ رخ مى دهد
فهرست موضوعات
جستجو 


در ادامه آیات آغاز این سوره، که ناظر به مسأله رستاخیز و قیامت بود، آیات بالا، بحث هائى از حوادث این رستاخیز عظیم را مطرح مى کند، با تعبیراتى تکان دهنده و بیدارگر، که انسان را به عظمت وقایعى که در پیش دارد آشنا مى سازد.
نخست، مى فرماید: «هنگامى که یک بار در صور دمیده شد...» (فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ).
چنان که قبلاً نیز اشاره کرده ایم: از قرآن مجید استفاده مى شود که، پایان این جهان و آغاز جهان دیگر، ناگهانى با صدائى عظیم انجام مى گیرد، که از آن تعبیر به «نفخه صور» (دمیدن در شیپور) شده است.
این، به خاطر آن است که: در گذشته و امروز، براى جمع کردن و آماده باش لشکر، و یا فرستادن آنها به استراحتگاه، از شیپور استفاده مى کنند، که با دو آهنگ مختلف نواخته مى شود، هنگامى که شیپور استراحت و خواب نواخته مى شود، سربازان همه به استراحتگاه مى روند، و هنگامى که شیپور جمع و آماده باش نواخته مى شود، همه سربازان از جا حرکت کرده و صفوف خود را منظم مى کنند.
گوئى خداوند مى خواهد بفرماید: مسأله پایان این جهان و آغاز جهان دیگر در برابر قدرت من، به همان سادگى دمیدن در یک شیپور است ، با یک فرمان و در یک لحظه ناگهانى، همه اهل آسمان و زمین مى میرند، و با یک فرمان دیگر، همگى لباس حیات در تن مى پوشند و آماده حساب مى شوند.
درباره خصوصیات «صور» و چگونگى «نفخ» در آن، و تعداد نفخ ها، و فاصله میان آنها، مطالب فراوانى در تفسیر سوره «زمر» آورده ایم و نیاز به تکرار آن نمى بینیم.(1)
تنها چیزى که باید در اینجا یادآور شویم این است که: «نفخه صور» همان گونه که در بالا اشاره شد «دو نفخه» است: «نفخه مرگ» و «نفخه حیات مجدّد» و در این که آنچه در آیه مورد بحث آمده، «نفخه اول» است یا «دوم»؟ مفسران عقیده واحدى ندارند; زیرا آیاتى که بعد مى آید، بعضى مناسب «نفخه مرگ» است، و بعضى مناسب «نفخه حیات و رستاخیز»، ولى روى هم رفته، این آیات تناسب بیشترى با «نفخه اول» یعنى نفخه پایان دنیا دارد.

* * *

پس از آن، مى افزاید: «و هنگامى که زمین و کوه ها از جا برداشته، و با یک ضربه درهم کوبیده و خرد شوند» (وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُکَّتا دَکَّةً واحِدَةً).
«دَکّ» چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید: در اصل، به معنى زمین صاف و نرم است، و از آنجا که براى صاف کردن یک زمین ناهموار باید آن را درهم بکوبند، در بسیارى از موارد، این واژه به معنى کوبیدن شدید به کار رفته است.
ولى، از بعضى از منابع لغت، استفاده مى شود: اصل معنى «دَکّ» همان کوبیدن و ویران کردن است، و چون لازمه کوبیدن و ویران کردن، صاف و هموار شدن است، این واژه در این معنى نیز به کار مى رود.(2)
به هر حال، این کلمه در آیه مورد بحث، به معنى کوبیدن شدید کوه ها و زمین هاى ناهموار به یکدیگر است، به گونه اى که یک باره از هم متلاشى و هموار گردند!

* * *

و مى افزاید: «در آن روز واقعه عظیمى در جهان رخ مى دهد، و رستاخیز برپا مى شود» (فَیَوْمَئِذ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ).

* * *

نه تنها زمین و کوه ها متلاشى مى شوند، که، «آسمان ها نیز از هم مى شکافند و سست و نااستوار مى گردند» (وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِیَ یَوْمَئِذ واهِیَةٌ).
کرات عظیم آسمانى از این حادثه هولناک و وحشتناک برکنار نمى مانند، آنها نیز شکافته، پراکنده و متلاشى خواهند شد، و با آن صلابت و استحکامى که دارند، آن چنان سست مى شوند که، به گفته قرآن در آیه 37 سوره «الرحمن»: «آسمان از هم شکافته و همانند روغن مذاب گلگون مى شود» (فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهانِ).
و یا به تعبیر دیگر، زمین و آسمان کنونى ویران شده، و بر ویرانه هاى آنها جهانى نو برپا مى گردد، که از جهان کنونى برتر و بالاتر و کامل تر است.

* * *

«و فرشتگان در جوانب و کناره هاى آسمان ها قرار مى گیرند» (وَ الْمَلَکُ عَلى أَرْجائِها).
«أَرْجاء» جمع «رجا» به معنى اطراف و جوانب چیزى است، و «مَلَک» در اینجا، گر چه به صیغه مفرد ذکر شده، ولى منظور جنس و جمع است.
گوئى در آن روز، فرشتگان همانند مأمورانى که اطراف میدانى ایستاده و منتظر فرمان براى انجام کارند، در گرداگرد آسمان ها صف مى کشند و در انتظار فرمان حق اند.
سپس مى فرماید: «و در آن روز هشت فرشته بر فراز همه آنها، عرش پروردگارت را حمل مى کنند» (وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذ ثَمانِیَةٌ).
این حاملان عرش، گر چه صریحاً در این آیه تعیین نشده اند که از فرشتگانند یا غیر آنها، ولى ظاهر تعبیراتِ مجموع آیه، نشان مى دهد: آنها از فرشتگانند، ولى، مشخص نیست که آیا هشت فرشته اند، یا هشت گروه کوچک یا بزرگ.
البته، آنچه در روایات اسلامى آمده، حاملان عرش هم اکنون چهار نفر (یا چهار گروه) هستند، اما در قیامت دو برابر مى شوند، چنان که در حدیثى، از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: إِنَّهُمُ الْیَوْمَ أَرْبَعَةٌ فَإِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ أَیَّدَهُمْ بِأَرْبَعَة آخَرِیْنَ، فَیَکُوُنوَن ثَمانِیَةً:
«آنها امروز چهار نفرند، و روز قیامت آنها را با چهار نفر دیگر تقویت مى کند، و هشت نفر مى شوند».(3)
اما این که «عرش» چیست؟ و این فرشتگان کیانند؟ مسلّماً منظور از «عرش» یک تخت سلطنتى جسمانى نیست، بلکه، همان گونه که در سابق در تفسیر کلمه عرش گفته ایم، به معنى «مجموعه جهان هستى» است، که عرشِ حکومت خدا است، و به وسیله فرشتگان، که مجرى فرمان خدا هستند، تدبیر مى شود.
و جالب این که در روایتى آمده: «حاملان هشتگانه عرش خدا در قیامت چهار نفر از اولین، و چهار نفر از آخرین هستند، اما چهار نفر از اولین «نوح»، «ابراهیم»، «موسى» و «عیسى» مى باشند، و چهار نفر از آخرین «محمّد»(صلى الله علیه وآله)، «على»، «حسن» و «حسین»(علیهم السلام) هستند»!.(4)
این تعبیر ممکن است اشاره به مقام شفاعت آنها براى اولین و آخرین باشد، البته شفاعت در مورد کسانى که لایق شفاعتند، و به هر حال، گسترش مفهوم «عرش» را نشان مى دهد.
باید توجه داشت اگر حاملان هشتگانه عرش، هشت گروه باشند، ممکن است گروه هائى از فرشتگان و گروهى از انبیاء و اولیاء عهده دار این مهم گردند، و به این ترتیب، بخشى از تدبیر نظام آن روز را فرشتگان بر عهده دارند، و بخشى را انبیاء، اما همه، به فرمان خدا است.
در این که: ضمیر در فَوْقَهُم: «بر فراز آنها» به «انسان ها» برمى گردد یا به «فرشتگان» احتمالات متعددى داده شده، و چون در جمله قبل از آن، سخن از فرشتگان است، ظاهر این است که: به آنها برمى گردد.
و به این ترتیب، فرشتگان گرداگرد جهان را فرا مى گیرند و بر بالاى آنها (بالا از نظر مقام) هشت فرشته، حاملان عرش خدایند.
این احتمال نیز وجود دارد که: حاملان عرش خدا، افرادى برتر و بالاتر از فرشتگانند، و در این صورت، با حدیث گذشته که حاملان عرش خدا را هشت نفر از انبیاء و اولیاء مى شمرد، تطبیق مى کند.
بدون شک، حوادث مربوط به قیامت، چه رسد به مسائل مربوط به حاملان عرش در آن روز، امورى نیستند که به طور دقیق براى ما که ساکنان این جهان محدود و تاریک هستیم روشن باشد، آنچه مى گوئیم، شبحى است که از دور در پرتو آیات الهى مى بینیم، و گرنه، حقیقت آن را باید رفت و تماشا کرد!.(5)
این نکته نیز لازم به یادآورى است، در «نفخه صور اول»، همه کسانى که در آسمان ها و زمین هستند مى میرند، بنابراین، بحث از «حاملان عرش» مربوط به «نفخه دوم» است، که همه زنده مى شوند، هر چند در آیه، سخنى از «نفخه دوم» نیست، ولى از قرائن روشن مى شود، مطالبى را که در آیات بعد مى خوانیم نیز، مربوط به همین «نفخه دوم» است.(6)

* * *


1 ـ جلد 19، صفحه 534، ذیل آیه 68.
2 ـ «اقرب الموارد»، ماده «دک».
3 ـ تفسیر «على بن ابراهیم»، جلد 2، صفحه 384.
4 ـ «مجمع البیان»، جلد 10، صفحه 346.
5 ـ درباره معانى «عرش» از نظر «لغت» و «قرآن مجید» کراراً در تفسیر «نمونه» بحث کرده ایم، از جمله در جلد 6، صفحه 204، ذیل آیه 54 سوره «اعراف».
6 ـ در حقیقت آیه محذوفى دارد و در تقدیر چنین است: «ثم نفخ فیه اخرى».
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای