اى اهل محشر! نامه اعمال مرا بخوانید
فهرست موضوعات
جستجو 


در تفسیر آیات گذشته گفته شد: «نفخ صور» دو بار رخ مى دهد، در مرتبه اول، همه زندگان مى میرند، و نظام هستى متلاشى مى شود، و در مرتبه دوم، جهان نوینى برپا مى گردد. و انسان ها و فرشتگان حیات نوینى پیدا مى کنند، آغاز آیات از نفخه اول خبر مى دهد، و پایان آن از نفخه دوم.
در ادامه همین مطلب، در آیات مورد بحث، مى فرماید: «در آن روز همگى به پیشگاه خدا عرضه مى شوید و چیزى از کارهاى شما پنهان نمى ماند» (یَوْمَئِذ تُعْرَضُونَ لاتَخْفى مِنْکُمْ خافِیَةٌ).
«تُعْرَضُون» از ماده «عرض» به معنى نشان دادن و عرضه داشتن چیزى است، خواه کالا به هنگام معامله باشد، و یا غیر آن، البته، انسان ها و غیر انسان ها در این دنیا نیز، دائماً در محضر خدا هستند، ولى، این مطلب در قیامت ظهور و بروز بیشترى دارد، فى المثل، حاکمیت خداوند بر عالم هستى دائمى است، ولى این حاکمیت در این روز از هر زمان آشکارتر است.
جمله «لاتَخْفى مِنْکُمْ خافِیَةٌ» ممکن است اشاره به این باشد که، در آن روز، غیب و سرّ اشخاص، تبدیل به شهود و ظهور مى شود، چنان که قرآن درباره قیامت مى گوید: یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ: «آن روز، روزى است که صفات نهانى ظاهر مى شود».(1)
نه تنها اعمال مخفیانه انسان ها، که صفات، روحیات، خلقیات و نیّت ها، همه برملا مى گردد، و این حادثه اى است عظیم، و به گفته بعضى از مفسران: عظیم تر از متلاشى شدن کوه ها و شکافتن کرات آسمان! روز رسوائى بزرگ بدکاران و سربلندى بى نظیر مؤمنان است، روزى است که انسان عریان از نظر اعمال و اسرار درون در آن صحنه ظاهر مى شود، آرى، آن روز، هیچ چیز از وجود ما پنهان نمى ماند.
و نیز، ممکن است اشاره به احاطه علمى خداوند بر همه چیز در آن روز باشد، ولى تفسیر اول مناسب تر است.

* * *

و لذا، به دنبال آن مى گوید: «اما کسى که نامه اعمالش به دست راست او داده شده از فرط خوشحالى فریاد مى زند: بیائید نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید»
(فَأَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا کِتابِیَهْ).(2)
گوئى از خوشحالى در پوست خود نمى گنجد و از این همه نعمت و توفیق و هدایتى که خدا به او داده، تمام ذرات وجودش شاکر است و فریاد «الحمد للّه» سرمى دهد.

* * *

آنگاه، بزرگ ترین افتخار خود را در این کلمه خلاصه کرده، مى گوید: «من یقین داشتم رستاخیزى در کار است، و من به حساب اعمالم مى رسم» (إِنِّی ظَنَنْتُ أَنِّی مُلاق حِسابِیَهْ).(3)
«ظَنّ» در این گونه موارد به معنى «یقین» است، او مى خواهد بگوید: آنچه نصیب من شده، به خاطر ایمان به چنین روزى است، و راستى هم همین است، ایمان به حساب و کتاب، به انسان، روح تقوا و پرهیزگارى مى بخشد، و تعهد و احساس مسئولیت در او ایجاد مى کند، و مهم ترین عامل تربیت انسان است.

* * *

در آیات بعد، گوشه اى از پاداش هاى چنین کسانى را بیان کرده، مى فرماید: «او در یک زندگى کاملاً رضایت بخش قرار خواهد داشت» (فَهُوَ فِی عِیشَة راضِیَة).(4)

* * *

گر چه، با همین یک جمله، همه گفتنى ها را گفته است، ولى براى توضیح بیشتر مى افزاید: «او در بهشتى بلند مرتبه قرار دارد» (فِی جَنَّة عالِیَة).
بهشتى آن قدر رفیع و والا که، هیچ کس مانند آن را ندیده و نشنیده و حتى تصور نکرده است.

* * *

«بهشتى که میوه هایش در دسترس است» (قُطُوفُها دانِیَةٌ).
نه زحمتى براى چیدن میوه ها درکار است، و نه مشکلى براى نزدیک شدن به درختان پربارش، و اصولاً تمام نعمت هایش بدون استثناء در دسترس است.(5)

* * *

و در آخرین آیه مورد بحث، خطاب محبت آمیز خداوند را به این بهشتیان چنین بیان کرده: «بخورید و بیاشامید گوارا، در برابر اعمالى که در ایام گذشته انجام داده اید» (کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِیئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیّامِ الْخالِیَةِ).
آرى، این نعمت هاى بزرگ، بى حساب نیست، اینها پاداش اعمال شما است که در دنیا براى امروز ذخیره کردید و از پیش فرستادید، البته، این اعمال ناچیز هنگامى که در افق فضل و رحمت الهى قرار گرفته، به چنین ثمراتى منتهى شده است.

* * *

 


1 ـ طارق، آیه 9.
2 ـ «هاؤُم» به گفته ارباب لغت، به معنى «بگیرید» مى باشد، اگر مخاطب جمع مردان باشد «هاؤُمْ» گفته مى شود، و اگر جمع زنان «هائُنَّ» و اگر مفرد مذکر باشد «هاءَ» (به فتح) و اگر مفرد مؤنث باشد «هاءِ» (به کسر) و براى تثنیه «هائُما» گفته مى شود، «راغب» در «مفردات» مى گوید: «هاء» در معنى گرفتن به کار مى رود، و «هات» در معنى دادن.
3 ـ «ها» در «حِسابِیَه» «هاء استراحت» یا «هاء سکت» است و معنى خاصى ندارد همان گونه که در «کِتابِیَه» نیز چنین است.
4 ـ با این که «رضایت و خشنودى» صفتى است براى صاحبان این زندگى، ولى در آیه فوق آن را صفتى براى خود زندگى قرار داده، و این نهایت تأکید را افاده مى کند، یعنى نوعى از زندگى است که سراسر رضایت و خشنودى مى باشد.
5 ـ «قُطُوفُ» جمع «قطف» (بر وزن حزب) به معنى میوه چیده شده است، و گاه به معنى میوه اى که آمده چیدن است نیز آمده.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای