چند داستان عبرت انگیز
فهرست موضوعات
جستجو 


در اینجا سرگذشت هاى بسیارى نقل شده که، همه تأکیدى است بر محتواى آیات فوق، و درس عبرتى است براى آنها که تکیه بر مال و مقام کرده، سر تا پا آلوده غرور و غفلت و گناهند، از جمله:
1 ـ در «سفینة البحار» از کتاب «نصائح» چنین نقل شده: «هنگامى که بیمارى هارون الرشید در خراسان شدید شد، دستور داد: طبیبى از طوس حاضر کنند، و سفارش کرد: ادرار او را با ادرار جمع دیگرى از بیماران و از افراد سالم، بر طبیب عرضه کنند، طبیب، شیشه ها را یکى بعد از دیگرى وارسى مى کرد تا به شیشه هارون رسید، و بى آن که بداند مال کیست، گفت: به صاحب این شیشه بگوئید: وصیتش را بکند; چرا که نیرویش مضمحل شده و بنیه اش فرو ریخته است!
هارون از شنیدن این سخن از حیات خود مأیوس شد، و شروع به خواندن این اشعار کرد:
إِنَّ الطَّبِیْبَ بِطِبِّهِ وَ دَوائِهِ *** لایَسْتَطِیْعُ دِفاعَ نَحْب قَدْ أَتى
ما لِلْطَّبِیْبِ یَمُوتُ بِالدّاءِ الَّذِى *** قَدْ کانَ یَبْرَءُ مِثْلُهُ فِیْما مَضى
«طبیب با طبابت و داروى خود ـ قدرت ندارد در برابر مرگى که فرا رسیده دفاع کند»
«اگر قدرت دارد پس چرا خودش با همان بیمارى مى میرد ـ که سابقاً آن را درمان مى کرد»؟!
در این هنگام، به او خبر دادند: مردم شایعه مرگ او را پخش کرده اند، براى این که این شایعه برچیده شود، دستور داد چهارپائى آوردند، گفت: مرا بر آن سوار کنید، ناگهان زانوى حیوان سست شد.
گفت: مرا پیاده کنید که شایعه پراکنان راست مى گویند! سپس سفارش کرد: کفن هائى براى او بیاورند، از میان آنها یکى را پسندید و انتخاب کرد، و گفت: در کنار همین بسترم قبرى براى من آماده کنید.
سپس نگاهى در قبر کرد و این آیات را تلاوت نمود: «ما أَغْنى عَنِّی مالِیَهْ * هَلَکَ عَنِّی سُلْطانِیَهْ» و در همان روز از دنیا رفت».(1)
2 ـ و نیز در همان کتاب، از عالم بزرگوار «شیخ بهائى» چنین نقل شده: «مردى به نام توبه غالباً به محاسبه نفس مى پرداخت، روزى گذشته عمر خود را محاسبه کرد، در حالى که شصت ساله بود، مجموعه ایام آن را حساب کرد 21500 روز شد، گفت: اى واى بر من! اگر در ازاى هر روز یک گناه بیشتر نکرده باشم، بیش از بیست و یک هزار گناه کرده ام، آیا مى خواهم خدا را با بیست و یک هزار گناه ملاقات کنم؟! در این هنگام، صیحه اى زد و بر زمین افتاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد».(2)
3 ـ در کتاب «یتیمه ثعالبى» چنین آمده است: «هنگامى که مرگ «عضد الدوله» فرا رسید، زبانش جز به تلاوت این آیه حرکت نمى کرد: «ما أَغْنى عَنِّی مالِیَهْ * هَلَکَ عَنِّی سُلْطانِیَهْ».

* * *


1 ـ «سفینة البحار»، جلد اول، صفحه 523، ماده «رشد».
2 ـ همان مدرک، صفحه 488، ماده «ذنب» (با اقتباس).
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای