نعمت چشم و زبان، و هدایت
فهرست موضوعات
جستجو 



در تعقیب آیات گذشته، که سخن از غرور و غفلت انسان هاى طغیانگر مى گفت، در آیات مورد بحث، بخشى از مهمترین نعمت هاى مادى و معنوى الهى را بر این انسان مى شمرد، تا از یکسو، غرور و غفلت او را بشکند.و از سوى دیگر، وادار به تفکر در خالق این نعمت ها کند، و با تحریک حس شکرگزارى در درون جانش، او را به سوى معرفت خالق سوق دهد.
نخست مى فرماید: «آیا ما براى این انسان دو چشم قرار ندادیم»؟! (أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ).

* * *

«و یک زبان و دو لب»؟! (وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ).

* * *

«و او را به خیر و شرّش آگاه کردیم، و هدایت نمودیم» (وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ).
به این ترتیب، در این چند جمله کوتاه، به سه نعمت مهم مادى و یک نعمت بزرگ معنوى که همه از عظیمترین نعمت هاى الهى است اشاره نموده است: نعمت چشم ها، و زبان، و لب ها، از یکسو.و نعمت هدایت و معرفت خیر و شرّ از سوى دیگر.
(توجه داشته باشید «نَجْد» در اصل به معنى مکان مرتفع است در مقابل «تهامه» که به سرزمین هاى پست گفته مى شود، یا به تعبیر دیگر «بلند بوم» و «پست بوم» است، و در اینجا کنایه از خیر و شرّ و مسیر سعادت و شقاوت است).(1)
در اهمیت نعمت هاى فوق همین بس که: «چشم»، مهمترین وسیله ارتباط انسان با جهان خارج است، شگفتى هاى چشم، به اندازه اى است که، به راستى انسان را به خضوع در مقابل خالق آن وامى دارد، طبقات هفتگانه چشم که به نام هاى صلبیه (قرنیه) مشیمیه، عنبیه، جلدیه، زلالیه، زجاجیه، و شبکیه نامیده شده، هر کدام ساختمان عجیب، ظریف و شگفت انگیزى دارد که، قوانین فیزیکى و شیمیائى مربوط به نور و آئینه ها به دقیقترین وجهى در آنها رعایت شده، به طورى که پیشرفته ترین دوربین هاى دقیق عکاسى در برابر آن، موجود بى ارزشى است، و به راستى، اگر در تمام دنیا جز انسان، و در تمام وجود انسان جز چشم، چیز دیگرى نبود، مطالعه شگفتى هایش براى شناخت علم و قدرت عظیم پروردگار کافى بود.
و اما «زبان»، مهمترین وسیله ارتباط انسان با انسان هاى دیگر و نقل و مبادله اطلاعات و معلومات از قومى به قوم دیگر، و از نسلى به نسل دیگر است، و اگر این وسیله ارتباطى نبود، هرگز انسان نمى توانست تا این حدّ در علم و دانش و تمدن مادى و مسائل معنوى ترقى کند.
و اما «لب ها»، اولاً ـ نقش مؤثرى در تکلم دارند; چرا که بسیارى از مقاطع حروف به وسیله لب ها ادا مى شود.از این گذشته، لب ها کمک زیادى به جویدن غذا، حفظ رطوبت دهان، و نوشیدن آب مى کند و اگر نبودند، خوردن و آشامیدن انسان، و حتى منظره چهره او بر اثر جریان آب دهان به بیرون، و عدم قدرت بر اداء بسیارى از حروف، وضع اسف انگیزى داشت.و از آنجا که درک حقایق در درجه اول، با چشم و زبان است.
به دنبال اینها به وجود «عقل» و «هدایت عقلانى و فطرى» اشاره مى کند، تعبیر آیه، «هدایت تشریعى» را که به وسیله انبیاء و اولیاء انجام مى گیرد نیز شامل مى شود.
آرى، او هم «دیده بینا» و «آفتاب» را در اختیار انسان گذارده، و هم «راه و چاه» را به او نشان داده، «تا آدمى نگاه کند پیش پاى خویش را».
و با این همه چراغ فروزان که فرا راه او قرار داده است اگر از بیراهه مى رود، باید گفت: «بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش»!
جمله: وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ: «ما او را از راه خیر و شرّ آگاه کردیم» علاوه بر این که مسأله اختیار و آزادى اراده انسان را بیان مى کند، با توجه به این که: «نَجْد» مکان مرتفع است، اشاره به این است که: پیمودن راه خیر، خالى از مشکلات، زحمت و رنج نیست، همان گونه که بالا رفتن از زمین هاى مرتفع مشکلاتى دارد، حتى پیمودن راه شرّ نیز مشکلاتى دارد، چه بهتر که انسان با سعى و تلاشش راه خیر را برگزیند.
اما در عین حال، انتخاب راه، با خود انسان است، او است که مى تواند چشم و زبان را در مسیر حلال یا حرام به گردش درآورد، و از دو جاده «خیر» و «شرّ» هر کدام را بخواهد، برگزیند.لذا در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: خداوند متعال به فرزندان آدم مى گوید: یَا بنَ آدَمَ! اِنْ نازَعَکَ لِسانُکَ فِیْما حَرُمَتْ عَلَیْکَ فَقَدْ أَعَنْتُکَ عَلَیْهِ بِطَبَقَتَیْنِ فَأَطْبِقْ، وَ اِنْ نازَعَکَ بَصَرُکَ اِلى بَعْضِ ما حَرُمَتْ عَلَیْکَ فَقَدْ أَعَنْتُکَ عَلَیْهِ بِطَبَقَتَیْنِ فَأَطْبِقْ...:
«اى فرزند آدم! اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند، من دو لب را براى جلوگیرى از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فروبند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوى حرام ببرد، من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند!...».(2)
و به این ترتیب، خداوند وسائل کنترل این نعمت هاى بزرگ را نیز، در اختیار بشر قرار داده و این یکى دیگر از الطاف بزرگ او است.
جالب این که: آیات فوق در مورد زبان، اشاره به لب ها شده، اما در مورد چشم ها، اشاره به پلک ها نشده است، و این ظاهراً به دو علت است:
یکى این که: نقش لب ها براى سخن گفتن و غذا خوردن و سایر جهات به مراتب بیش از پلک ها در مورد چشم است.
و دیگر این که: کنترل زبان از کنترل چشم به مراتب مهم تر و سرنوشت سازتر است.

* * *

 


1 ـ این تفسیر در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل شده (مجمع البیان، ذیل آیات مورد بحث) و این که بعضى آن را به دو پستان مادر که برآمدگى سینه ها است! تفسیر کرده اند بسیار بعید است، ضمناً تعبیر به «نَجْد» در مورد خیر به خاطر عظمت آن است و در مورد شرّ از باب تغلیب است.
2 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 581.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای