نکته ها:
فهرست موضوعات
جستجو 


1 ـ همان گونه که در بالا اشاره کرده ایم، در روایات متعددى آمده است: منظور از آیه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» (به عنوان بیان یک مصداق) نصب امیرمؤمنان على(علیه السلام) به خلافت، بعد از انجام امر رسالت است.
«آلوسى» در «روح المعانى» بعد از نقل این سخن از بعضى از «امامیه»، مى گوید: آنها «فَانْصَبْ» را با کسر «ص» خوانده اند، و به فرض که چنین باشد، دلیلى بر این نمى شود که منظور نصب «على بن ابیطالب»(علیه السلام) باشد، سپس از «زمخشرى» در «کشّاف» نقل مى کند: اگر براى شیعه چنین تفسیرى ممکن باشد، «ناصبى ها» (دشمنان على(علیه السلام)) نیز مى توانند آن را به عنوان دستور به «نصب» (به معنى بغض على بن ابیطالب) تفسیر کنند»!.(1)
زیرا «اِنْصَبْ» (به فتح «ص») به معنى خود را به تعب بینداز و جدّ و جهد کن آمده، در حالى که «اِنْصِبْ» (به کسر «ص») دستور به نصب کردن، بالا بردن و برپا داشتن است.
این مفسران چنین پنداشته اند: «شیعه» قرائت آیه را تغییر مى دهد، تا براى مسأله ولایت به آن استدلال کند، در حالى که هرگز نیاز به چنین تغییرى نیست، بلکه همین قرائت معروف و شناخته شده براى تفسیر مزبور کافى است; زیرا مى گوید: بعد از فراغت از امر مهمى مانند رسالت، براى امر مهم دیگرى مانند ولایت تلاش و کوشش کن، و این به عنوان یک مصداق، کاملاً قابل قبول است.
و مى دانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) طبق حدیث معروف «غدیر» و احادیث فراوان دیگر که در کتب همه علماى اسلام آمده است، تلاش پى گیر و مستمرى در این زمینه داشت. اما چقدر زننده است که دانشمندى همچون «زمخشرى» که على(علیه السلام) را به عنوان چهارمین پیشواى بزرگ اسلام و جانشین پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى شمرد، به خود اجازه دهد بگوید: «ناصبى ها» نیز حق دارند آیه را به بغض على بن ابیطالب(علیه السلام)تفسیر کنند، چه تعبیر رکیک و زننده اى؟ آن هم از چنین مفسرى!!
راستى، تعصب چه پیامدهاى زشتى که ندارد؟!

* * *

2 ـ دانشمند معروف معتزلى «ابن ابى الحدید» در شرح «نهج البلاغه» از «زبیر بن بکّار» ـ که به گفته او نه شیعه بود، و نه با «معاویه» دشمنى داشت ـ بلکه از على(علیه السلام) کناره گیرى کرد، و به مخالفان پیوست، از فرزند «مغیرة بن شعبه» نقل مى کند: «پدرم «مغیره» از عقل و درایت «معاویه» سخن بسیار مى گفت، و از طرز تفکرش اعجاب داشت، ولى شبى از نزد او آمد، در حالى که بسیار غمگین و ناراحت بود، فهمیدم مسأله مهمى رخ داده است، از او سؤال کردم، دیدم از «معاویه» شدیداً بدگوئى مى کند، علت را سؤال کردم، گفت: امشب با او خلوت کرده بودم، به او گفتم: تو به مقاماتى که مى خواستى رسیده اى، اکنون در عدالت و گسترش خیرات بکوش; زیرا سن تو بالا رفته است، نسبت به «بنى هاشم» نیز نیکى کن; چرا که امروز تهدیدى براى تو محسوب نمى شوند، و این سبب نام نیک براى تو مى شود.
او در پاسخ گفت: هیهات! چه نامى از من باقى مى ماند؟
خلیفه اول و دوم آن همه کار کردند، چه نامى از آنها باقى مانده؟ ولى شما «ابن ابى کبشه» (محمّد(صلى الله علیه وآله)) را بنگرید، که هر روز، پنج مرتبه نام او را بر فراز مأذنه ها به صورت «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» مى برند، اى بیچاره! چه کارى از کارهاى من بعد از او باقى مى ماند؟ و چه نامى براى ما خواهد ماند؟ نه، به خدا سوگند مگر این که: این وضع دگرگون گردد و نام پیامبر مدفون شود»!.(2)
ولى، به مقتضاى «وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ» خدا خواسته است این نام در سراسر تاریخ و در تمام جهان بشریت، بلند آوازه باشد، چه دیگران بپسندند یا نپسندند؟ خشنود باشند، یا ناخشنود؟ اساساً این تعبیرات را اگر بشکافیم، چه معنى خواهد داشت؟! لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ!.

* * *

خداوندا! قلب ما را از حب ذات تهى کن و از عشق خودت مملوّ ساز!
پروردگارا! تو خود وعده داده اى که با هر مشکلى راحتى و آسودگى است، مسلمین امروز را از این مشکلات عظیم و ناملائماتى که از ناحیه دشمنان به آنها مى رسد آسوده ساز!
بارالها! نعمت ها و مواهب تو بر ما فراوان است، به ما توفیق شکرگزارى آنها را مرحمت فرما!

* * *

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ
پایان سوره أ لم نشرح(3)


1 ـ «روح المعانى»، جلد 30، صفحه 172 ـ تفسیر «کشّاف»، جلد 4، صفحه 772.
2 ـ «شرح نهج البلاغه»، جلد 5، صفحه 129 (عبارت «ابن ابى الحدید» در اینجا چنین است: «فَأَیُّ عَمَلِى یَبْقى؟ وَ أَىُّ ذِکْر یَدُومُ بَعْدَ هَذَا؟ لا أَباً لَکَ، لا وَ اللّهِ إِلاّ دَفْناً دَفْناً»!
3 ـ تصحیح: 6 / 3 / 1383.
از عجائب روزگار این که، زمان تألیف این تفسیر، دوران جنگ تحمیلى «عراق» بر ضد «ایران» بود و دوران بمباران و تعرضات هوائى به شهرهاى کشورمان و کلمات و دعاهاى این مجلد اشاره به مسائل این جنگ دارد.
و امروز که ایام تصحیح این جلد است، عراق در اشغال شیطان بزرگ «آمریکا» و «انگلیس» است و روز قبل گلوله خمپاره اى به حرم امیرمؤمنان(علیه السلام) اصابت نمود، خیابان هاى «نجف» و «کربلا» زیر چرخ هاى تانک ها و قدم هاى سربازان آنها است. مى کُشند، زندان و شکنجه مى کنند، که روزانه این اخبار را از رسانه ها مى شنویم.
خداوند وسیله نجات این کشور را فراهم نماید.آمین!
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای