بخوان به نام پروردگارت
فهرست موضوعات
جستجو 


در نخستین آیه، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را مخاطب ساخته، مى گوید: «بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید» (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ).(1)
بعضى گفته اند: مفعول در جمله بالا محذوف است و در اصل چنین بود: اقْرَأْ الْقُرْآنَ بِاسْمِ رَبِّکَ: «قرآن را به نام پروردگارت بخوان» و به همین جهت، بعضى این آیه را دلیل بر آن گرفته اند که «بسم اللّه» جزء آیات سوره هاى قرآن است.(2)
بعضى «باء» را «زائده» دانسته، و گفته اند: منظور این است که نام پروردگارت را بخوان، ولى این تفسیر، بعید به نظر مى رسد; چرا که مناسب این است گفته شود: نام پروردگارت را به یادآور.
قابل توجه این که: در اینجا قبل از هر چیز، تکیه روى مسأله «ربوبیت» پروردگار شده است، و مى دانیم «ربّ» به معنى «مالک مصلح» است، کسى که هم صاحب چیزى است و هم به اصلاح و تربیت آن مى پردازد.
آن گاه، براى اثبات ربوبیت پروردگار، روى مسأله خلقت و آفرینش جهان هستى تکیه شده; چرا که بهترین دلیل بر ربوبیت او خالقیت او است، کسى عالم را تدبیر مى کند که آفریننده آن است.
این در حقیقت، پاسخى است به مشرکان عرب، که خالقیت خدا را پذیرفته بودند، اما ربوبیت و تدبیر را براى بت ها قائل بودند! به علاوه، ربوبیت خداوند و تدبیر او در نظام هستى، بهترین دلیل بر اثبات ذات مقدس او است.

* * *

از آن پس، از میان مخلوقات، روى مهمترین پدیده جهان خلقت و گل سرسبد آفرینش یعنى «انسان» تکیه کرده، آفرینش او را یادآور شده، مى فرماید: «همان خدائى که انسان را از خون بسته اى خلق کرد» (خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق).
«عَلَق» در اصل، به معنى چسبیدن به چیزى است، و لذا به خون بسته و همچنین به «زالو» که براى مکیدن خون به بدن مى چسبد «عَلَق» گفته اند: و از آنجا که نطفه بعد از گذراندن دوران نخستین در عالم جنین، به شکل قطعه خون بسته چسبنده اى در مى آید، که در ظاهر بسیار کم ارزش است، مبدأ آفرینش انسان را در این آیه، همین موجود ناچیز مى شمرد، تا قدرت نمائى عظیم پروردگار روشن شود، که از موجودى چنان بى ارزش، مخلوقى چنین پر ارزش آفریده است.
بعضى نیز گفته اند: منظور از «علق» در اینجا، گِل آدم است که آن هم حالت چسبندگى داشت، بدیهى است، خدائى که این مخلوق عجیب را از آن قطعه «گِلِ چسبنده» به وجود آورد، شایسته هر گونه ستایش است.
گاه «علق» را به معنى موجود «صاحب علاقه» دانسته اند، که اشاره اى است به روح اجتماعى انسان، و عُلقه آنها به یکدیگر که در حقیقت پایه اصلى تکامل بشر و پیشرفت تمدن ها را تشکیل مى دهد.
بعضى نیز «علق» را اشاره به «نطفه نر» (اسپرم) مى دانند، که شباهت زیادى به «زالو» دارد، این موجود ذره بینى، در آب نطفه شناور است، و به سوى «نطفه زن» در «رحم» پیش مى رود، و به آن مى چسبد، و از ترکیب آن دو، نطفه کامل انسان به وجود مى آید.
درست است که در آن زمان، این گونه مسائل هنوز شناخته نشده بود، ولى قرآن مجید از طریق اعجاز علمى، پرده از روى آن برداشته است.
از میان این تفسیرهاى چهارگانه، تفسیر اول روشن تر به نظر مى رسد، هر چند جمع میان چهار تفسیر نیز بى مانع است.
از آنچه گفتیم روشن شد: «انسان» بر طبق یک تفسیر، به معنى حضرت آدم و بر طبق سه تفسیر دیگر، به معنى مطلق انسان ها است.

* * *

بار دیگر براى تأکید مى افزاید: «بخوان که پروردگارت از هر کریمى کریم تر است، و از هر بزرگوارى بزرگوارتر» (اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ).(3)
بعضى معتقدند: «اِقْرَأ» دوم، تأکیدى است بر «اِقْرَأ» در آیات قبل، و بعضى گفته اند: با آن متفاوت است، در جمله اول، منظور قرائت پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى خویش است و در جمله دوم، قرائت براى مردم، ولى تأکید، مناسب تر به نظر مى رسد، زیرا دلیلى بر این تفاوت در دست نیست.
و به هر حال، تعبیر این آیه در حقیقت، پاسخى است به گفتار پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جواب «جبرئیل» که گفت: من قرائت کننده نیستم.
یعنى: «از برکت پروردگار فوق العاده کریم و بزرگوار، تو توانائى بر قرائت و تلاوت دارى».

* * *

سپس، به توصیف خداوندى که اکرم الاکرمین است پرداخته، مى فرماید: «همان کسى که به وسیله قلم تعلیم فرمود» (الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ).

* * *

«و به انسان آنچه را نمى دانست یاد داد» (عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ).
در حقیقت، این آیات نیز پاسخى است به همان گفتار پیامبر(صلى الله علیه وآله) که فرمود: «من قرائت کننده نیستم» یعنى همان خدائى که به وسیله قلم، انسان ها را تعلیم داد، و به انسان آنچه را نمى دانست آموخت، قادر است که به بنده اى درس نخوانده همچون تو نیز، قرائت و تلاوت را بیاموزد.
جمله «اَلَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» تاب دو معنى دارد، نخست این که: خداوند نوشتن و کتابت را به انسان آموخت و قدرت و توانائى این کار عظیم را که مبدأ تاریخ بشر، و سرچشمه تمام علوم و فنون و تمدن ها است، در او ایجاد کرد.
دیگر این که: منظور این است: علوم و دانش ها را از این طریق و با این وسیله به انسان آموخت.
خلاصه این که: طبق یک تفسیر، منظور تعلیم کتابت است، و طبق تفسیر دیگر، منظور علومى است که از طریق کتابت به انسان رسیده است.
و در هر حال، تعبیرى است پر معنى، که در آن لحظات حساس نخستین نزول وحى، در این آیات بزرگ و پر معنى منعکس شده است.

* * *

 


1 ـ «راغب» در «مفردات» مى گوید: «قرائت» به معنى ضمیمه کردن حروف و کلمات به یکدیگر است و لذا به حرف واحد قرائت نمى گویند.
2 ـ در این صورت «باء» براى «ملابست» است.
3 ـ جمله «وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ» جمله اسمیه استینافیه و مرکب از «مبتدا» و «خبر» است.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای