با ابرهه گو، کز پى تعجیل نیاید!
فهرست موضوعات
جستجو 




در نخستین آیه این سوره، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را مخاطب ساخته، مى فرماید: «آیا ندیدى پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد»؟ (أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفیلِ).
آنها با آن همه لشگر و قدرت آمده بودند تا خانه خدا را ویران سازند، و خداوند با لشگرى به ظاهر بسیار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید، فیل ها را با پرنده هاى کوچک و سلاح هاى پیشرفته آن روز را با سنگریزه «سجیل» از کار انداخت، تا ضعف و ناتوانى این انسان مغرور و خیره سر را در برابر قدرت الهى ظاهر و آشکار سازد.
تعبیر به أَ لَمْ تَرَ: «آیا ندیدى»؟ با این که این حادثه، زمانى رخ داد که پیامبر(صلى الله علیه وآله) دیده به جهان نگشوده بود، و یا مقارن تولد آن حضرت بود، به خاطر آن است که حادثه مزبور، بسیار نزدیک به عصر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بود و به علاوه به قدرى مشهور و معروف و متواتر بود، که گوئى پیغمبر با چشم مبارکش آن را مشاهده کرده بود، و جمعى از معاصران پیامبر، مسلماً آن را با چشم خود دیده بودند.
تعبیر به «اصحاب الفیل» به خاطر همان چند فیلى است که آنها با خود از «یمن» آورده بودند، تا مخالفان را مرعوب ساخته و شترها و اسب ها از مشاهده آن رَم کنند و در میدانِ جنگ نمانند.(1)

* * *

آن گاه، مى افزاید: «آیا خداوند نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد»؟! (أَ لَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فی تَضْلیل).
آنها قصد داشتند خانه کعبه را خراب کنند، به این امید که به کلیساى «یمن» مرکزیت بخشند، و تمام قبائل عرب را متوجه آنجا سازند، اما آنها نه تنها به مقصد خود نرسیدند، بلکه این ماجرا که آوازه اش در تمام «جزیره عربستان» پیچید، بر عظمت «مکّه» و خانه کعبه افزود، و دل هاى مشتاقان را بیش از پیش متوجه آن ساخت و به آن دیار، امنیت بیشترى بخشید.
منظور از «تضلیل» که همان گمراه ساختن است، این است که آنها هرگز به هدف خود نرسیدند.

* * *

پس از آن، بر شرح این ماجرا پرداخته، مى فرماید: «خداوند پرندگانى را گروه گروه بر سر آنها فرستاد» (وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ).
«ابابیل» بر خلاف آنچه در زبان ها مشهور است، نام آن پرنده نبود، بلکه معنى وصفى دارد.
بعضى آن را به معنى «جماعات متفرقه» دانسته اند، به این معنى که پرندگان مزبور «گروه، گروه» از هر طرف به سوى لشکر «فیل» آمدند.
این کلمه، معنى جمعى دارد، که بعضى مفرد آن را «ابابله» به معنى گروهى از پرندگان یا اسب ها و شتران دانسته اند، و بعضى مى گویند: جمعى است که مفرد از جنس خود ندارد.
به هر حال، «طیر» در اینجا معنى جمعى دارد و این دو واژه «طیر» و «ابابیل» مجموعاً به معنى پرندگان گروه، گروه است (نه این که «ابابیل» نام آن پرندگان باشد).
در این که: این پرنده چه پرنده اى بوده است؟ همانطور که در شرح داستان آورده ایم، مشهور این است پرندگانى شبیه به «پرستو» و «چلچله» بودند، که از طریق «دریاى احمر» برخاستند و به سراغ لشگر فیل آمدند.

* * *

سپس مى فرماید: «این پرندگان آن لشگر را با سنگ هاى کوچکى از سجّیل (گِل هاى متحجر) هدف قرار مى دادند» (تَرْمیهِمْ بِحِجارَة مِنْ سِجِّیل).(2)
چنان که در شرح این ماجرا از تواریخ، تفاسیر و روایات نقل کردیم، هر یک از این پرندگان کوچک سه سنگریزه به اندازه نخود یا کوچک تر با خود داشتند، که یکى را با منقار و دو تا را با پاهاى خویش حمل مى کردند، و این سنگ هاى کوچک بر هر کس فرود مى آمد او را از هم متلاشى مى ساخت!

* * *

چنان که در آیه بعد مى فرماید: «آنها را مانند کاهِ خورده شده قرار داد»! (فَجَعَلَهُمْ کَعَصْف مَأْکُول).
«عَصْف» (بر وزن حذف) به معنى برگ هائى است که بر ساقه زراعت است، سپس خشکیده و کوبیده شده است، و به تعبیرى دیگر، به معنى «کاه» است، و بعضى آن را به معنى پوسته گندم هنگامى که در خوشه است تفسیر کرده اند.
و در اینجا مناسب همان معنى اول است.
تعبیر به «مأکول» اشاره به آن است که: این کاه در زیر دندان هاى حیوان بار دیگر کوبیده شده، و کاملاً از هم متلاشى گشته، سپس معده حیوان نیز آن را براى سومین بار خرد کرده است، و این نشان مى دهد که سنگ ریزه ها بر هر کس فرو مى افتاد او را کاملاً از هم متلاشى مى کرد!
این تعبیر، علاوه بر این که دلیل بر شدت متلاشى شدن آنها است، اشاره اى به بى ارزش بودن، ضعف و ناتوانى این گروه و جمعیت طغیانگر، مستکبر و ظاهراً نیرومند است.

* * *

 


1 ـ «فیل» گرچه در اینجا مفرد است، ولى معنى جنس و جمع دارد.
2 ـ «سِجِّیل» کلمه اى است فارسى که از «سنگ» و «گِل» ترکیب شده است، بنابراین، چیزى است که نه همچون سنگ سخت است و نه همچون گِل سست است.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای