3 ـ شاخه هاى توحید افعالى
فهرست موضوعات
جستجو 


«توحید افعالى» نیز به نوبه خود شاخه هاى زیادى دارد که در اینجا به شش قسمت از مهمترین فروع آن اشاره مى کنیم:

1 ـ توحید خالقیت

همان گونه که قرآن مى گوید: قُلِ اللّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْء: «بگو خداوند آفریدگار همه چیز است».(1)
دلیل آن هم روشن است وقتى با دلائل گذشته ثابت شد واجب الوجود یکى است، و همه چیز غیر از او ممکن الوجود است، بنابراین خالق همه موجودات نیز یکى خواهد بود.

2 ـ توحید ربوبیت

یعنى مدبر، مدیر، مربى و نظام بخش عالم هستى تنها خدا است، چنان که قرآن مى گوید: قُلْ أَ غَیْرَ اللّهِ أَبْغی رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْء: «آیا غیر خدا را پروردگار خود بطلبم در حالى که او پروردگار همه چیز است»؟!.(2)
دلیل آن نیز وحدت واجب الوجود و توحید خالق در عالم هستى است.

3 ـ توحید در قانونگذارى و تشریع

چنان که قرآن مى گوید: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللّه فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُون: «هر کس که به آنچه خدا نازل کرده است حکم نکند کافر است».(3)
زیرا وقتى ثابت کردیم مدیر و مدبر او است، مسلماً غیر او صلاحیت قانونگذارى نخواهد داشت، چون غیر او در تدبیر جهان سهمى ندارد، تا قوانینى هماهنگ با نظام تکوین وضع کند.

4 ـ توحید در مالکیت

خواه «مالکیت حقیقى» یعنى سلطه تکوینى بر چیزى باشد، یا «مالکیت حقوقى» یعنى سلطه قانونى بر چیزى، اینها همه از او است، چنان که قرآن مى گوید: وَ لِلّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ: «مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین مخصوص خدا است».(4)
و نیز مى فرماید: وَ أَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیه: «انفاق کنید از اموالى که خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده».(5)
دلیل آن هم همان توحید در خالقیت است، وقتى خالق همه اشیاء او است، طبعاً مالک همه اشیاء نیز ذات مقدس او است، بنابراین هر ملکیتى باید از مالکیت او سرچشمه گیرد.

5 ـ توحید حاکمیت

مسلماً جامعه بشرى نیاز به حکومت دارد; چرا که زندگى دسته جمعى بدون حکومت ممکن نیست، تقسیم مسئولیت ها، تنظیم برنامه ها، اجراى مدیریت ها، و جلوگیرى از تعدیات و تجاوزها، تنها به وسیله حکومت میسر است.
از طرفى، اصل آزادى انسان ها مى گوید: هیچ کس بر هیچ کس حق حکومت ندارد، مگر آن که مالک اصلى و صاحب حقیقى اجازه دهد، و از همین جاست که ما هر حکومتى را که به حکومت الهى منتهى نشود، مردود مى دانیم، و نیز از همین جاست که مشروعیت حکومت را از آن پیامبر(صلى الله علیه وآله) و سپس امامان معصوم(علیهم السلام) و بعد از آنها براى فقیه جامع الشرائط مى دانیم.
البته، ممکن است مردم به کسى اجازه دهند که بر آنها حکومت کند، ولى چون اتفاق تمام افراد جامعه عادتاً غیر ممکن است، چنین حکومتى عملاً ممکن نیست.(6)
البته، نباید فراموش کرد: توحید ربوبیت مربوط به عالم تکوین است و توحید قانونگذارى و حکومت به عالم تشریع.
قرآن مجید مى گوید: إِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لِلّهِ: «حکم و حکومت تنها از آن خدا است».(7)

6 ـ توحید اطاعت

یعنى تنها مقام «واجب الإطاعة» در جهان، ذات پاک خدا است، و مشروعیت اطاعت از هر مقام دیگرى، باید از همینجا سرچشمه گیرد، یعنى اطاعت او، اطاعت خدا محسوب مى شود.
دلیل آن هم روشن است: وقتى حاکمیت مخصوص او است، مطاع بودن هم مخصوص او است، و لذا ما اطاعت انبیاء(علیهم السلام) و ائمه معصومین و جانشینان آنها را پرتوى از اطاعت خدا مى شمریم، قرآن مى گوید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّه وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُم: «اى کسانى که ایمان آورده اید از خدا و رسول او و صاحبان امر (امامان معصوم) اطاعت کنید».(8)
و نیز مى فرماید: مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه: «هر کس رسول خدا را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است».(9)
البته، بحث هاى فوق، هر کدام در خور شرح و بسط فراوان است و ما به ملاحظه این که از شکل بحث تفسیرى خارج نشویم، آنها را فشرده بیان کردیم.

* * *

خداوندا! ما را در تمام عمر به خط توحید ثابت بدار!
پروردگارا! شاخه هاى شرک، همچون شاخه هاى توحید زیاد است و نجات از شرک جز با لطف تو میسر نیست، ما را مشمول الطافت گردان!
بارالها! ما را با توحید زنده دار، و با توحید بمیران، و با حقیقت توحید محشور بگردان!

* * *

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ
پایان سوره اخلاص(10)


1 ـ رعد، آیه 16.
2 ـ انعام، آیه 164.
3 ـ مائده، آیه 44.
4 ـ آل عمران، آیه 189.
5 ـ حدید، آیه 7.
6 ـ لذا اگر حکومت از طریق آراء عمومى و اکثریت تعیین شود باید از طریق فقیه جامع الشرائط تنفیذ گردد، تا مشروعیت الهیه پیدا کند.
7 ـ انعام، آیه 57.
8 ـ نساء، آیه 59.
9 ـ نساء، آیه 80.
10 ـ تصحیح: 24 / 3 / 1383.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای