پناه مى برم به پروردگار مردم!
فهرست موضوعات
جستجو 


در این سوره که آخرین سوره قرآن مجید است، روى سخن را به شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) به عنوان سرمشق، مقتدا و پیشواى مردم کرده، مى فرماید: «بگو پناه مى برم به پروردگار مردم» (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ).

* * *

«به مالک و حاکم مردم» (مَلِکِ النّاسِ).

* * *

«به خدا و معبود مردم» (إِلهِ النّاسِ).
قابل توجه این که: در اینجا روى سه وصف از اوصاف بزرگ خداوند (ربوبیت، مالکیت و الوهیت) تکیه شده است، که همه آنها ارتباط مستقیمى به تربیت انسان، و نجات او از چنگال وسوسه گران دارد.
البته، منظور از پناه بردن به خدا این نیست که انسان تنها با زبان این جمله را بگوید، بلکه باید با فکر، عقیده و عمل نیز، خود را در پناه خدا قرار دهد، از راه هاى شیطانى، برنامه هاى شیطانى، افکار و تبلیغات شیطانى، مجالس و محافل شیطانى، خود را کنار کشد، و در مسیر افکار و تبلیغات رحمانى جاى دهد، و گرنه، انسانى که خود را در معرض طوفان آن وسوسه ها عملاً قرار داده، تنها با خواندن این سوره و گفتن این الفاظ، به جائى نمى رسد.
با گفتن «رِبِّ النّاس» اعتراف به ربوبیت پروردگار مى کند، و خود را تحت تربیت او قرار مى دهد.
با گفتن «مَلِکِ النّاس» خود را ملک او مى داند، و بنده سر بر فرمانش مى شود.
و با گفتن «إِلهِ النّاسِ» در طریق عبودیت او گام مى نهد، و از عبادت غیر او پرهیز مى کند، بدون شک، کسى که به این صفات سه گانه مؤمن باشد، و خود را با هر سه هماهنگ سازد، از شرّ وسوسه گران در امان خواهد بود.
در حقیقت، این اوصاف سه گانه، سه درس مهم تربیتى، سه برنامه پیشگیرى، و سه وسیله نجات از شرّ وسوسه گران است و انسان را در مقابل آنها بیمه مى کند.

* * *

لذا، در آیه بعد مى افزاید: «از شرّ وسواس خناس» (مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ).

* * *

«همان کسى که در سینه هاى انسان ها وسوسه مى کند» (الَّذی یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النّاسِ).

* * *

«وسوسه گرانى از جنّ یا از انسان» (مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ).
واژه «وسواس» به گفته «راغب» در «مفردات»: در اصل، صداى آهسته اى است که از به هم خوردن زینت آلات برمى خیزد!
سپس، به هر صداى آهسته گفته شده، و بعد از آن به خطورات و افکار بد و نامطلوبى که در دل و جان انسان پیدا مى شود، و شبیه صداى آهسته اى است که در گوش فرو مى خوانند، اطلاق گردیده.
«وسواس» معنى مصدرى دارد، ولى گاهى به معنى «فاعل» (وسوسه گر) نیز مى آید، و در آیه مورد بحث به همین معنى است.
«خنّاس» صیغه مبالغه از ماده «خُنُوس» (بر وزن خسوف) به معنى جمع شدن و عقب رفتن است، این به خاطر آن است که، شیاطین هنگامى که نام خدا برده مى شود، عقب نشینى مى کنند، و از آنجا که این امر غالباً با پنهان شدن توأم است، این واژه به معنى «اختفاء» نیز آمده است.
بنابراین، مفهوم آیات چنین است: «بگو من از شرّ وسوسه گر شیطان صفتى که از نام خدا مى گریزد و پنهان مى گردد، به خدا پناه مى برم».
اصولاً «شیاطین» برنامه هاى خود را با مخفى کارى مى آمیزند، و گاه چنان در گوشِ جان انسان مى دمند، که انسان باور مى کند فکر، فکر خود او است، و از درون جانش جوشیده، و همین باعث اغوا و گمراهى او مى شود!
کار شیطان، تزیین است و مخفى کردن باطل در لعابى از حق، و دروغ در پوسته اى از راست، و گناه در لباس عبادت، و گمراهى در پوشش هدایت.
خلاصه، هم خودشان مخفى هستند، و هم برنامه هایشان پنهان است، و این هشدارى است به همه رهروان راه حق، که منتظر نباشند شیاطین را در چهره و قیافه اصلى ببینند، یا برنامه هایشان را در شکل انحرافى مشاهده کنند، هرگز چنین نیست، آنها وسواس خنّاسند، و کارشان حقه، دروغ، نیرنگ، ریا کارى و ظاهرسازى و مخفى کردن حق.
اگر آنها در «چهره اصلى» ظاهر شوند، اگر آنها «باطل» را با «حق» نیامیزند، و اگر آنها «صریح و صاف» سخن بگویند، به گفته على(علیه السلام): لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتادِینَ: «مطلب بر پویندگان راه خدا مخفى نمى شد»!
آنها همیشه قسمتى از «این» مى گیرند، و قسمتى از «آن»، و به هم آمیزند تا بر مردم مسلط شوند، چنان که امیرمؤمنان(علیه السلام) در ادامه همین سخن مى فرماید: «فَهُنالِکَ یَسْتَوْلِى الشَّیْطانُ عَلى أَوْلِیائِهِ».(1)
تعبیر «الَّذی یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النّاسِ» و انتخاب لفظ «وسوسه» و لفظ «صدور» (سینه ها) نیز تأکیدى بر این معنى است.
اینها همه از یکسو، از سوى دیگر، جمله «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ» هشدار مى دهد که: «وسواسان خنّاس» تنها در میان یک گروه و یک جماعت، و در یک قشر و یک لباس نیستند، در میان جن و انس پراکنده اند و در هر لباس و هر جماعتى یافت مى شوند، باید مراقب همه آنها بود و باید از شرّ همه آنها به خدا پناه برد.
دوستان ناباب، همنشین هاى منحرف، پیشوایان گمراه و ظالم، کارگزاران جباران و طاغوتیان، نویسندگان و گویندگان فاسد، مکتب هاى الحادى و التقاطى ظاهر فریب، وسائل ارتباط جمعى وسوسه گر، همه اینها و غیر اینها در مفهوم گسترده «وسواس خنّاس» واردند که انسان باید از شرّ آنها به خدا پناه برد.

* * *

 


1 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 50.
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Lotus
Mitra
Nazanin
Titr
Tahoma
آبی
سبز تیره
سبز روشن
قهوه ای