تأکید امام علی(ع) بر «آزادی بیان» مردم در برابر حاکم

امام علی(علیه السلام) شیوه برخورد با حاکم عادل را چگونه دانسته اند؟

امام علی(ع) می فرماید: «با من آن گونه كه با زمامداران ستمگر سخن گفته مى شود سخن نگوييد و آن گونه كه مردم خود را در برابر حاكمان تندخو و جبّار حفظ مى كنند محدود نسازيد و به طور تصنّعى و منافقانه با من رفتار نكنيد، هرگز گمان مبريد كه درباره حقى كه به من پيشنهاد مى كنيد كوتاهى كنم [يا ناراحت شوم] و هرگز خيال نكنيد من در پى بزرگ ساختن خويشتنم، زيرا كسى كه شنيدن حق يا پيشنهاد عدالت به او برايش سنگين باشد عمل به آن دو براى او سخت تر و سنگين تر است».

محترم بودن همه عقايد؟!

آيا هر عقيده اي محترم است؟ و صرف اینکه افراد زیادی طرفدار آن هستند ما نیز باید آن را به رسمیّت بشناسیم؟ محدوده احترام و آزادی عقاید تا چه حد است؟

از نگاه اسلامی «توهين» به عقاید و مقدسات ديگران، امری ناپسند بوده و حتّی «فحّاشی» به بت بی جان نیز مذموم است؛ ضمن اینکه جان، مال و آبروی هر انسانی فارغ از «عقیده اش» محترم است. اما این به معنای درست پنداشتن و صحیح شمردن، حق دانستن و به رسمیّت شناختن همه آن عقاید نمی باشد. یعنی «عقیده» از حیث «عقیده» و «مبنای آن» مصون از نقد، چالش و مبارزه نخواهد بود و از این حیث محترم نیست. راه دين در تعامل با پيروان باورهای مختلف، نقد و بررسي عقلاني آنهاست؛ آنها که بر پایه منطق و مبانی عقلی و فطری بنا شده باشند، محترم شمرده شده و آنها که بر اساس تقلید، تعصب، خرافه و ... باشند، ارزشی نخواهند داشت و با عقایدی مانند بت پرستی، شیطان پرستی، انحرافات جنسی اخلاقی و ... که نوعی انحراف و بیماری فکری و اخلاقی است، مانند یک بیماری برخورد خواهد شد، نه نوعی «اندیشه و باور محترم عقلانی»!

آزادی انسان در «اظهار عقیده» از منظر اسلام و عقل

اسلام و عقل آزادی انسان در «اظهار عقیده» را چگونه ترسیم می کنند؟

از منظر عقل، آزادی در «اظهار عقیده»، از اوّلیات حقوق انسان است؛ زیرا سبب تبادل و تکامل افکار می شود. از سویی اسلام نیز در «اظهار عقیده»، به انسان آزادی داده، و درهای مناظره و بحث را بر اساس منطق استدلال بر روی صاحبان مذاهب و ادیان باز می گذارد. لذا در قرآن می فرماید: «با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما، و با آن ها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن». همچنین می فرماید: «بندگان مرا بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند».

حکم «عقل» درباره ضرورت تصحیح عقاید باطل

حکم «عقل» درباره ضرورت تصحیح عقاید باطل چیست؟

عقل در عین این که انسان را به آزادی در اظهار عقیده دعوت می کند، تصحیح عقاید باطل را نیز واجب می شمارد؛ زیرا عقیده اساس هر عمل است، و عقیده باطل جامعه را به فساد می کشاند. از این رو عقل، تصحیح عقاید دیگران را امری لازم و ضروری می داند، اما از آنجا که تصحیح عقاید دیگران با زور و اجبار ممکن نیست، لذا راه برای رسیدن به این هدف را تنویر و هدایت افکار به عقاید صحیح می داند. اما اگر فرد یا افرادی مانع هدایت افکار انسان ها شوند؛ راهی جز قهر و غلبه در برخورد با  موانع سعادت جامعه باقی نمی ماند.

بیهودگی «آزادی تفکر» با اعتقاد به حقانیت اسلام؟!

با اینکه مسلمین معتقدند که «حق» و «حقیقت» یکی است و آن هم در اسلام متجلی شده، دیگر فایده بحث از آزادی تفکر و اندیشه چیست؟

وحدت حق و حقیقت، از جمله مفاهیمی است که اسلام مطرح کرده و حق به معنی مطابقت عقیده یا عمل با واقع است. حال در صورتی که حق یکی است و در اسلام متجلی شده، ثمره بحث و آزادی تفکر چیست؟ در واقع خداوند انسان را به پیروی از دینی دعوت می کند که مطابق با فطرت است؛ فطرتی که بر پذیرش حق بنا شده، در حالی که عقل نیز آن را می پذیرد. در واقع آزادی تفکر به معنی مخالفت انسان با پیروی از عقل و فطرت نیست، بلکه اسلام علاوه بر دعوت به آزادی تفکر، در جهت تبیین حق نیز تلاش می کند، زیرا سبب تکامل فکر و عقیده می شود.

تنافی «حجاب» با حق آزادی زن!!

آیا بین الزام به «حجاب» با حق آزادی زن تنافی وجود دارد؟

برخی «حجاب» را ناقض حق آزادی دانسته و می گویند: الزام به حجاب موجب سلب حقّ آزادی زن بوده و در حقیقت نوعی توهین به حیثیت انسانی او است. در پاسخ به این اشکال می توان گفت: 1- هنگام تزاحم بین ملاک اهمّ و مهم، ملاک اهم مقدم بر ملاک مهم است. حال اگر آزادی زن سبب سلب آزادی از اجتماع و فساد در جامعه شود، باید آزادی او فدای آزادی اجتماع گردد. 2- اسلام زن را در خانه حبس نکرده، بلکه می گوید به خاطر حفظ کرامت زن و مصلحت جامعه، زنان باید از پوشش عقلایی و اسلامی استفاده کنند تا نظام خانواده و جامعه آسیب نبیند.

اشکالات تفکر «اومانیسم»

تفکر «اومانیسم» دارای چه اشکالاتی است؟

تفکر و اندیشه «اومانیسم» دارای اشکالاتی است. مانند: تناقض در اندیشه و عمل. در واقع وجود فاصله عمیق میان «اومانیسم» به عنوان یک جنبش فکری و آنچه در مرحله عمل در تاریخ حاکمیت «اومانیسم» روی داده، یکی از نقدهای اساسی این جنبش است. از سویی بی دلیل بودن مبانی و ادعاهای «اومانیسم»، یکی دیگر از ضعف های «اومانیسم» است. از سوی دیگر «اومانیسم» گرفتار طبیعت گرایی شده و  انسان را در ردیف حیوانات می داند. همچنین آزادی و عنان گسیختگی و تساهل و تسامح از دیگر اشکالات تفکر «اومانیسم» است.

منشأ قدرت و سلطه در نظام های سیاسی اسلام و غرب

منشأ قدرت و سلطه در نظام های سیاسی اسلام و غرب چیست؟

یکی از مهم ترین اصول نظام های سیاسی، موضوع مبدأ سلطه و قدرت است. دیدگاه اسلام در این زمینه، همانند سایر ادیان انسان را عبد خالقی به نام «اللَّه» دانسته که باید در برابرش خضوع و تواضع کند. در پرتو این عقیده، سلطنت و قدرت مطلق مخصوص خداوند متعال است و انسان در برابر سلطه و قدرت خداوند، آزادی مطلق ندارد؛ زیرا او بنده خداست. اما بر طبق «دموکراسی» غربی، انسان ها صاحب قدرت و سیادت مطلق اند، زیرا انسان ها آزاد آفریده شده اند. از این رو در مقام تشریع و حکومت؛ لذا خودشان حقّ تعیین سرنوشت بر خود را دارند.

راهکار دین برای حل اشکال تضاد بین «سلطه» و «آزادی»

راهکار دین برای حل اشکال تضاد بین «سلطه» و «آزادی» چیست؟

یکی از بارزترین اشکالات در علم سیاست، تضاد بین سلطه و آزادی است؛ زیرا سلطه منشأ سلب آزادی است، در حالی که آزادی حق طبیعی هر انسانی است. از این رو بشر تلاش کرده از سلطه دیگران بگریزد. زیرا از لحاظ علمی نمی توان بین آزادی نامحدود انسان و تضییق ها جمع کرد. همچنین از لحاظ عملی، چه ضمانتی دارد که همه مردم مطیع حاکم سلطه گرا باشند؟ دین در حل این تضاد، آزادی مطلق را حق طبیعی انسان نمی داند، بلکه انسان را به عبودیت الهی سفارش می کند تا از طریق بندگی به مقام خلیفه اللَّهی برسد.

حکم عقل و اسلام به لزوم «آزادی عقیده در انسان»

عقل و اسلام «آزادی عقیده در انسان» را چگونه ترسیم می کنند؟

بر اساس حکم عقل، انسان در اختیار و انتخاب عقیده آزاد است؛ از این رو نمی توان عقیده ای را بر انسان تحمیل کرد. زیرا عقاید انسان در تملک کسی نیست. از سویی اسلام نیز با صراحت این موضوع را تصدیق کرده و می فرماید: «در قبول دین اکراهی نیست، [زیرا] راه درست از راه انحرافی، روشن شده است». لذا «علامه طباطبایی(ره)» در تفسیر این آیه می نویسد: «آیه دین اجباری را نفی می کند؛ زیرا دین یک سلسله معارف علمی است که عمل را به دنبال دارد و جامع آنها اعتقادات است. و اعتقاد و ایمان از امور قلبی است که اجبارپذیر نیست».

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال ابي عبدالله (عليه السلام)

لا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکَعْبَةُ.

تا زمانى که کعبه استوار و پابرجاست، دين نيز پايدار خواهد بود.

کافى: 4/271/4