بازخوانی آخرین شب قدر امیرمومنان علی (علیه السلام) از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 
makarem news

یادداشت روز:

بازخوانی آخرین شب قدر امیرمومنان علی (علیه السلام) از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

پیشگویی پیامبر اسلام درمورد شهادت امام علی(علیه السلام) / آخرین افطار پدر /  نفرين على(علیه السلام) در شب نوزدهم رمضان / شهادت در محرابِ عبادت / فزت و رب الکعبه، نوای آخر علی(علیه السلام) / ندای درد آلود جبرئیل / از تولد در کعبه تا شهادت در محراب

شب نوزدهم ماه رمضان، اوّلين شب از شب ‏هاى قدر،‏[1] و سالروز ضربت خوردن امير مؤمنان على(عليه السلام) به دست ابن ملجم اشقى الآخرين (در سال چهلم هجرى) است.[2]  شایسته است به شرح زندگى آن حضرت و تفحّص و دقّت در وقايع‏ آن شب بپردازیم.

پیشگویی پیامبر اسلام درمورد شهادت امام علی(عليه السلام)

آن حضرت از پيامبر اكرم(صلّى اللّه عليه و آله) مژده شهادت را شنيده بود، و مى دانست به دست اشقى الآخرين (عبد الرحمن ابن ملجم‏) شهيد مى ‏شود.[3]

در بعضى از روايات آمده است كه پيغمبر اكرم(صلّى اللّه عليه و آله) به على(علیه السلام) فرمود: «مَنْ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ؟ سنگدل‏ ترين افراد اقوام نخستين كه بود؟

على(علیه السلام) در پاسخ عرض كرد: «عَاقِرُ النَّاقَةِ؛ آن كسى كه ناقه ثمود را به هلاكت رساند».

پيامبر(صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: «صَدَقتَ، فَمَن أشقَى الآخِرِينَ؟؛ راست گفتى، شقى ‏ترين افراد اقوام اخير چه كسى است؟» على (علیه السلام) مى گويد: «عرض كردم نمى دانم اى رسول خدا».

پيامبر(صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: «اَلَّذِي يَضْرِبُك عَلَى هَذِهِ وَ أَشَارَ إِلَى يَافُوخِهِ؛[4] كسى كه شمشير را بر اين نقطه از سر تو وارد مى كند، و پيامبر اشاره به قسمت بالاى پيشانى آن حضرت كرد».[5]

در روایتی دیگر چنين آمده است: على(عليه السّلام) عرض كرد: يا رسول اللّه تو به من وعده شهادت دادى؛ از خدا بخواه زودتر نصيب من كند.[6]

پيامبر(صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: اگر تو به زودى شهيد شوى چه كسى با «ناكثين»، «قاسطين» و «مارقين» (آتش افروزان جمل و اصحاب معاويه و خوارج) پيكار مى كند؟ آرى، من به تو وعده شهادت داده ‏ام و شهيد هم خواهى شد و محاسن تو از خون فرقت رنگين خواهد شد. (أَما إنِّي وَعَدْتُکَ الشَّهادَةَ وَ سَتُشْهَدُ، تُضْرَبُ عَلَى هذِهِ فَتُخْضَبُ هذِهِ).[7]

آخرین افطار پدر

در روايت معروفى آمده است كه على (عليه السلام) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان در خانه دخترش ام کلثوم مهمان بود، هنگامى كه دختر امیرالمومنین(علیه ‌السّلام) دو سه نوع غذاى ساده در سفره گذاشت، حضرت از خوردن بيش از يك نوع خوددارى كرد و به دخترش‏ فرمود: «أَتُرِيدِينَ أَنْ يَطُولَ وُقُوفِي غَداً بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ... يا بُنَيَّةُ إنَّ الدُّنيا في حَلالِها حِسابٌ وفي حَرامِها عِقابٌ...؛ آيا مى خواهى فرداى قيامت توقّفم در برابر خداوند طولانى شود... دخترم! حلال خدا حساب دارد و حرامش عقاب».[8]

در حديث ديگر در كنز العمال‏،[9]مى خوانيم آن حضرت بعد از آنكه به نان و نمك افطار كرد و از آنچه غير از آن در سفره بود صرف نظر فرمود، خطاب به دخترش‏ چنين گفت:[10] «فِي حَلالِها حِسابٌ وفِي حَرامِها عِقابٌ، فَدَعِ الْحَلالَ لِطُولِ الْحِسابِ وَدَعِ الْحَرامَ لِطُولِ الْعَذابِ؛ در حلال دنيا حساب و در حرامش عقاب است، بنابراين از پاره ‏اى از حلال ‏ها به موجب طول حساب صرف نظر كنيد و از حرام به سبب طول عذاب چشم بپوشيد».[11]

شايد كوتاه‏ ترين و زيبا ترين تعبير در اين مورد كلام ديگرى از اميرمؤمنان(عليه السلام) باشد كه فرمود: «تَخَفَّفوا تَلحَقوا؛ سبكبار شويد تا به قافله سعادت برسيد».[12]

هر چند آنان كه از حلال دنيا بهره مى ‏گيرند، در قيامت كيفر نمى ‏بينند؛ ولى با توجه به اينكه در برابر نعمت ‏هايى كه از آنها بهره‏ مند شده ‏اند و استفاده‏ اى كه از دنيا برده ‏اند، مورد سؤال قرار مى‏گيرند، براى سهولت حسابرسى و سرعت گذشتن از مواقف قيامت، از داشته ‏هاى دنيوى خود بيشتر به ديگران مى دهند، و كمتر از آن استفاده مى كنند، زيرا «نَجَى‏ المُخَفَّفُون‏؛ رستگارند كسانى كه تخفيف در حوائج مى ‏دهند و به كم قانع ‏اند».[13]

نفرين على(علیه السلام) در شب نوزدهم رمضان

آن حضرت اين سخن را در سحرگاه روزى كه در آن ضربت خورد، بيان فرمود: «مَلَكَتْنِي عَيْنِي وَأَنَا جَالِسٌ، فَسَنَحَ لي رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): يَا رَسُولَ اللهِ، مَاذَا لَقِيتُ مِنْ أُمَّتِكَ مِنَ الاْوَدِ وَاللَّدَدِ؟ فَقَالَ: «ادْعُ عَلَيْهِمْ»، فَقُلْتُ: أَبْدَلَنِي اللهُ بِهمْ خَيْراً لي مِنْهُمْ، وَأَبْدَلَهُمْ بِي شَرّاً لَهُمْ مِنِّي؛ در حالى كه نشسته بودم، خواب چشمان مرا فرا گرفت، ناگهان رسول خدا(صلّى اللّه عليه و آله) بر من ظاهر شد، عرض كردم: اى رسول خدا! چه كژى ‏ها و عداوت ها كه از امّتت ديدم؟ فرمود: آن ها را نفرين كن! عرض كردم: خداوند بهتر از آنان‏ را به‏ من‏ دهد و به جاى من، شخص بدى را بر آن ها مسلّط كند».[14]

آری آن حضرت در عالم خواب و رؤيا، شكايت امّت به پيغمبر اكرم(صلّى اللّه عليه و آله) برد. محتواى نفرين امام(عليه السّلام) نيز در خور دقّت مى باشد، چرا كه نخست براى نجات خويشتن از دست افراد ناسپاس و قدرنشناس دعا مى ‏كند، سپس از خدا مى خواهد كه امام(عليه السّلام) را از آن ها بگيرد و حاكم ظالمى را بر سر آنان مسلّط كند، تا طعم تلخ اعمال زشت خود را بچشند.[15]

به هر حال، نفرين امام(عليه‏ السّلام) در اين مكاشفه روحانى به اجابت رسيد و پس از چند ساعت، امام(عليه السّلام) در محراب‏ شهادت به بزرگ ترين افتخار نايل آمد و در جوار رحمت خدا و در كنار پيامبر اكرم(صلّى اللّه عليه و آله) در بهشت قرار گرفت و بعد از او «معاويه» و سپس «يزيد» و «حجّاج» بر سر مردم ناسپاس عراق مسلّط شدند و دمار از روزگار آن ها درآوردند، كه در تاريخ بى‏سابقه بود.[16]

شهادت در محرابِ عبادت

حضرت على عليه السلام تا آخرين لحظات عمرش به عبادت و بندگى خدا، عشق مى ورزيد،[17] و اين علاقه بود كه در شب 19 ماه رمضان با ضربه خوردن على (عليه السلام) توسط اشقى‏ الاشقياء ابن ملجم مرادى، تجلى كرد،[18] و آن حضرت جان عزيزش را به هنگام نماز و در محراب‏ عبادت تقديم جانان كرد. [19] و در صبح نوزدهم‏ ماه مبارك رمضان سال چهلم هجرى به دست يكى از دست پرورده‏شدگان سياهكارى ‏هاى معاويه ضربت شهادت نوشيد.[20]

«فُزْتُ‏ وَرَبِّ الکعبه»؛ نوای آخر علی(علیه السلام)

در تاريخ پرافتخار زندگى على(عليه السلام) مى‏ خوانيم، هنگامى كه ضربه شمشير آن جانى روزگار بر فرق مباركش وارد شد، فرمود: «بسم الله وبالله وعلى ملة رسول الله فُزْتُ‏ وَرَبِّ الكعبة؛ به نام خدا و برای خدا و بر دین رسول خدا، به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم».[21]

ندای درد آلود جبرئیل

روایت شد، که در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(علیه السلام) جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت: «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ‏ أَرْکَانُ‏ الْهُدَى‏ وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللَّهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى قُتِلَ الْوَصِیُّ الْمُجْتَبَى قُتِلَ عَلِیٌّ الْمُرْتَضَى قُتِلَ وَ اللَّهِ سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ قَتَلَهُ أَشْقَى الْأَشْقِیَاء؛ سوگند به خدا که ارکان هدایت درهم شکست و ستاره های دانش نبوت تاریک و نشانه های پرهیزکاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، به شهادت رسانید».[22]

سخن آخر: (از تولد در کعبه تا شهادت در محراب)

در خاتمه باید اذعان نمود او با آمدنش در كعبه، و با رفتنش از محراب مسجد كوفه، عملًا نشان داد كه‏ «إِنّا لِلّهِ وَ انّا إِلَيْهِ راجِعُونَ؛ ما از آنِ خدائیم؛ و به سوی او بازمی‌گردیم!»[23]

او زيست تا چگونه زيستن آموزد و در ماه خدا، در خانه خدا، سر به سجده شهادت در محراب‏ خونين عبادت نهاد تا چگونه مردن آموزد.[24]

آرى مردم آزاده و دورانديش و طالب سعادت بايد به تماشاگه راز اين متّقى آيند، و از جلوه‏ هاى يقين و معرفت او طرفى بندند، و از نداى ملكوتى ‏«فزت‏ و ربّ‏ الكعبه‏» او بعد از شكافتن فرق نازنينش بهره برگيرند، و به هوش باشند.[25]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منابع:

1. اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)

2. پيام امام امير المومنين عليه السلام

 

[1] كليات مفاتيح نوين، ص783.

[2] منتهی الامال، زندگانى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام؛ (كليات مفاتيح نوين، ص695).

[3] همان، ج‏ ، ص191.

[4] «يافوخ» به آن قسمتى از پيش سر گفته مى ‏شود كه در كودكان كاملاً نرم است و به تدريج حالت استخوانى به خود مى‏گيرد و محكم مى‏شود، و از حساس ترين نقاط سر است؛ (لغات در تفسير نمونه، ص632).

[5] مجمع البيان، ج10، ص 499؛ همين معنى به صورت مختصرتر در تفسير قرطبى، ج 6، ص 7168 نيز آمده است؛ احوالات اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه ‏السّلام، ج4، ص35- 34؛ الصواعق المحرقة، ص 74؛ (تفسير نمونه ، ج‏27 ، ص55).

[6] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏6، ص153.

[7] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 9، ص 206؛ (پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏6، ص154).

[8] بحارالانوار، ج42، ص276؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص482).

[9] كنزالعمال، ح 8566..

[10] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏10، ص243.

[11] همان، ص244.

[12] نهج‏البلاغه، خطبه 21.

[13] مكارم الاخلاق، ص440؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص482).

[14] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏3، ص148.

[15] همان، ص151.

[16] همان.

[17] سوگندهاى پر بار قرآن، ص442.

[18] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص220.

[19] سوگند هاى پر بار قرآن، ص442

[20] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويداد ها، پيامد ها، ص153.

[21] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص220.

[22] بحار الانوار، ج42، ص282.

[23] سوره بقره، آيه 156؛ (اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص14).

[24] همان.

[25] همان، ص251.


تاریخ انتشار: « 1400/02/11 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1304