پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

عدل الهی و تضمین روزی بندگان، با وجود فقر و غنای بندگان؟!

پرسش : چرا بعضی ها باید در ناز و نعمت باشند، در حالی که بعضی در خفّت و خواری زندگی می کنند؛ این چه عدالتی است که خدا دارد مگر خدا روزی همه را تضمن نکرده است؟!
پاسخ اجمالی:

منظور از تضيمن رزق از سوى خداوند و تكفل و تعهد و تقسيم آن، فراهم آوردن زمينه ها است که برخی از این زمينه ها در خارج از وجود انسان و برخی دیگر در درون وجود او است كه هرگاه دست به دست هم دهند انسان سهم خود را از روزى دريافت مى كند.
بعد از فراهم آمدن آن زمینه ها، تلاش و كوشش انسان شرط تحقق و به فعليت رسیدن آن زمينه ها است؛ بنابراين حكمت خدا ايجاب مى كند كه هركس تلاش و كوشش و اخلاص و فداكارى بيشترى داشته باشد روزى اش گسترده تر گردد. چرا که خداوند متعال اراده اش را - از جمله اراده اش را در روزی دادن مخلوقات - در قالب نظام متشکل از شبکه های گسترده علت و معلولی عملی می کند.
مواردى نیز از فقر و بی عدالتی در طول تاریخ وجود دارند که سبب آن نه تنبلی و تن پروری و عدم نشاط شخص و جامعه، بلکه نتیجه ظلم و تحمیل استعمارگران و استثمارکنندگان فردی یا گروهی بوده است. به تعبير ديگر علاوه بر مسأله تلاش و كوشش، وجود عدالت اجتماعى نيز شرط تقسيم عادلانه روزى ها است.

منافات دعا با مقام رضا و تسليم بر اراده الهی؟!

پرسش : آیا دعا کردن با مقام رضا و تسلیم در برابر اراده الهی منافات دارد؟!
پاسخ اجمالی:

رضایت و تسلیم باید بر قضای الهی باشد و قضای الهی نیز بر اساس استعدادها و لیاقت هایی که هر شخص از خود نشان می دهد شکل می گیرد و جریان می یابد. «دعا» به تصریح آموزه های اهل بیت(ع) یکی از مؤثرترین عواملی است که مواهب الهی را به شخص جلب می کند. زیرا دعاکننده بعد از آن که نهایت کوشش خود را در استفاده از همه وسایل موجود به کار می بندد، آن جا که دیگر کاری از دستش بر نمی آید و به نقطه بن بست رسید، به در خانه خدا می رود و با توجه و توکل و تکیه بر خدا، فراهم شدن اسباب و عواملِ خارج از دایره قدرت انسانی را از وی طلب می کند و با همین توکل و تکیه است که تسلیم قضای الهی می شود.

اهمیت حجاب و عدم درج آن در فروع دین!

پرسش : آیا درج نشدن حجاب ذیل فروع دین ، نشانه کم اهمیّت بودن آن نیست؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: منظور از فروع دین احکام شرعی اسلام در موضوعات و زمینه های مختلف است؛ به دیگر سخن، فروع دین مجموعه تکالیفی است که یک مسلمان باید به آنها عمل نماید. فروع دين بسيار زياد است و هر شخصى نمى تواند آنها را از منابع دینی استخراج كند. شمارش آنها به هشت یا ده، از باب اهمیت اینها در بخش عبادات است و گرنه آن چنان که برخی از علما گفته اند، هر آنچه در برابر اصول قرار دارد و جزء احکام عملی است، یعنی همه واجبات و محرمات و احکام معاملات از فروع دین شمرده می شوند.

ثانیا: نگاهی به آیات قرآن و بیان حکم حجاب در آنها، احادیث معصومین(ع) در بیان حدود و ثغور آن، تأکیدات آنها بر مسأله عفاف و حیا، دستورات و اقدامات عملی شان در محکوم کردن بی حجابی و بی عفتی و سیره بانوان اهل بیت(ع) مانند حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) در حفظ حجاب و پوشش عفیفانه، کم ترین تردیدی را باقی نمی گذارد که حجاب هم سنگ و هم وزن بسیاری دیگر از فروع فقهی است و اگر از آنها بیشتر نباشد، بی شک کم تر از آنها هم نیست.

استدلال به «غیرت عرب نسبت به زنان» برای انکار حمله به فاطمه(س)!

پرسش : آیا استدلال به غیرت عرب نسبت به زنان، برای انکار حمله به حضرت زهرا(س) قابل پذیرش است؟
پاسخ اجمالی:

اگر غیرت عرب مانع از کتک زدن زنان می شد، پس چرا اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند؟! چرا سمیّه مادر عمار در زیر شکنجه های اعراب به شهادت رسید؟! چرا اعراب مسلمان در جنگ ردّه زنان دیگر مسلمانان را اسیر کردند؟!  چرا اعراب در فتح آفریقا و دیگر سرزمین ها زنان و دختران را به بردگی می گرفتند؟! 

عمر بن خطاب نیز کسی است که علمای اهل سنت گزارشات متعددی از آزار او نسبت به زنان نقل کرده اند: 1. عمر از اسلام آوردن خواهرش اطلاع یافت، به خانه او رفت و شوهر او را مورد ضرب و شتم قرار داد، خواهرش برای دفاع از شوهرش مداخله کرد، عمر چنان با مشت بر صورت او کوبید که خون از تمام صورتش جاری شد. 2. زینب دختر رسول خدا(ص) از دنیا رفت، زنان بر او می گریستند. عمر با تازیانه ای که در دست داشت در حضور پیامبر(ص) شروع به کتک زدن زنان کرد. 3. عمر زمانی که مشرک بود کنیزان مسلمان شده از بنومؤمل را کتک می زد تا دست از اسلام بردارند. 4.  ابوبکر از دنیا رفت، عایشه به عزاداری پرداخت، عمر به درب خانه عایشه آمده و زنان را از گریه و عزاداری نهی کرد، ولی زنان گوش ندادند. زنان را به دستور عمر یکی پس از دیگری از خانه بیرون آوردند و عمر بر آنان تازیانه زد. 5. خشونت عمر طوری مشهور بود که عبدالرزاق صنعانی در کتاب «المصنف» می نویسد: عمر، زنی را احضار کرد و آن زن از ترس، بچه اش را سقط کرد.

پشت در قرار گرفتن فاطمه زهرا(س) با وجود علی(ع)!

پرسش : چرا با وجود اينكه حضرت علی(ع) هنگام یورش عمر به خانه حضرت زهراء در خانه بود، زهرا(س) پشت در رفت؟!
پاسخ اجمالی:

اهل سنت می خواهند با این شبهه نقصی را برای علی(ع) بتراشند و دامان عمر را از این جسارت پاک و اصل قضیه را تکذیب کنند.
اولا: آلوسى می نویسد: عمر شمشیرش را به پهلوى فاطمه و تازیانه را بر بازوى او زد. ناگهان علی(ع) گریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید.
ثانیا: شاید آمدن حضرت زهرا(س) برای این باشد، تا مهاجمان از او شرم کنند، که چنین نشد.
ثالثا: بسیاری از علمای اهل سنت اصل ماجرای هتاکی و هجوم را آورده اند، وقتی اصل ماجرا ثابت شد اینگونه سؤال ها دامان کسی را پاک نخواهد کرد.

نگاه قرآن به شخصیت حضرت عیسی مسیح(ع)

پرسش : حضرت عیسی(ع) از دید قرآن چه جایگاهی دارد و قرآن از ایشان با چه تعابیری یاد می کند؟
پاسخ اجمالی:

قرآن با ذکر القابی مثل «روح الله»، «کلمة الله» و «قول الحق»، شخصیتی متعالی از حضرت عیسی(ع) ارائه کرده است. از دید قرآن آفرينش او مانند حضرت آدم(ع) بوده و امری عجیب نیست. قرآن در آيات متعدد مسیح را فرزند حضرت مريم(س) معرفى كرده تا پاسخى به مدعيان الوهيت حضرت عيسى(ع) باشد؛ زيرا كسى كه از مادر متولد مى ‏شود چگونه مى‏ تواند خدا باشد؟! در این کتاب الهی، عیسی(ع) هيچ‏ گونه ادعايى جز بندگى خداوند و نبوت نداشت و آنچه از معجزات انجام مى‏ داد همگى به اذن و فرمان خدا بود.

شباهت کار شیعیان به کار امت نوح، در شرک و بت پرستی!

پرسش : آیا کار شیعیان در زیارت قبور و طلب شفاعت، همانند کار امت نوح نیست که مجسمه سه تن از مومنان را ساختند و آنان را شفیع قرار دادند؟!
پاسخ اجمالی:

قرائن قرآنی نشانگر تفاوت ماهوی گرامی داشت بت ها نزد قوم نوح با آموزه های اصیلی هم چون توسل و زیارت قبور نزد شیعیان است. بت پرستان قوم نوح حقیقتا بت ها را می پرستیدند و آنها را «الهه» و خدای خود مى دانستند. این مسأله از تعبیر «آلهه» در آیه 23 سوره نوح کاملا مشخص است. در واقع اشتباه مهمّی که وهابیون و دیگر مخالفان زیارت قبور مرتکب می شوند این است که شفاعت طلبيدن از اوليا و توسل به آنها را که درخواستی مبتنی بر توحید و از درگاه پروردگار است، با شفاعت طلبيدن مستقیم از بت ها و خواستن حاجات از آن موجودات بى جان و بى عقل و شعور مقايسه مى كنند. هيچ کدام از زیارت کنندگان مراقد پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) را پرستش نمى كنند.

این مسأله در میان شیعیان و دیگر مسلمانان معتقد به آموزه توسل بدیهی است که وجود مقدس شخص یا مرقد او، به هیچ وجه مورد پرستش قرار نمی گیرد و تأثیر مستقیم و اصلی در برآورده شدن حاجات، همواره از آن خداوند دانسته می شود. زیرا عبادت، خضوع در مقابل دیگرى به عنوان آن است که او خدا یا پروردگار است یا کارهاى خدا به او سپرده شده است. این در حالی است که در توسل به پیامبران و صالحان و شهدا هیچ یک از این قیدها وجود ندارد، بلکه تنها از این جهت به آنان توسل مى شود که بندگان مورد احترام خدایند و دعاى آنان نزد خداوند سبحان مستجاب است. ائمه اهل بیت و معصومین(ع) و دیگر اولیاء الله نزد شیعیان همان بندگان صالح و مورد احترام خداوند هستند و ساختن مراقد برای آنها و تبرک جستن به آثارشان به هیچ وجه شائبه «الوهیت» این ذوات مقدس را حتی در اذهان عادی ترین شیعیان پدید نیاورده است.

منظور از «ولایت مطلقه» فقیه؟

پرسش : منظور از «ولایت مطلقه» فقیه چیست؟
پاسخ اجمالی:

«ولایت فقیه» به معنای جواز تصرف و سرپرستی و عهده دار شدن شخص فقیه در یک امر خاص است. گاه این امر شخصی است مانند اجرای عقد نکاح و گاهی امری کلی مثل عهده داری حکومت جامعه اسلامی. اقوال مختلفی بین فقها وجود دارد که محدوده مجاز برای اعمال ولایت فقیه تا چه اندازه است؟ آیا فقیه بر همه شؤون حکومتی و اجتماعی، امور حسبه، اموال و انفس مردم و...  ولایت دارد یا نه ولایت او منحصر است در سرپرستی امور خاص؟

به باور امام خمینی هر اختیاری که پیامبر اسلام(ص) در اداره جامعه اسلامی داشته برای فقیه عادل هم ثابت است اعم از تدارک و بسیج سپاه، تعیین والیان ولایات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان و... البته این درباره اختیاراتی است که معصوم(ع) از جنبه ولایت و سلطنت اجتماعی و سیاسی دارد.

انحصارگرایی اسلام در حقّانیّت!

پرسش : چرا اسلام فقط خود را برحق و دیگران باطل می داند؟!
پاسخ اجمالی:

ادیان الهی سابق در زمان خود بر حق بودند ولی پس از اینکه خداوند اسلام را به عنوان آخرین و کاملترین شریعت ارائه نمود، منسوخ شدند. زیرا از یک سو فرستادن دین جدید توسط خداوند درصورتی حکیمانه خواهد بود که دین کاملتری عرضه شود و از سوی دیگر، هنگامی که چنین دینی وجود داشته باشد دلیلی برای پیروی از سایر ادیان باقی نمی ماند. از طرفی دلایل متعدد عقلی و نقلی ای وجود دارد که دلالت بر انحراف و تحریف ادیان سابق، از صورت اولیه خود دارد. ضمن اینکه نمی توان نظرات متناقض را به صورت همزمان صحیح یا حق دانست!

 

بدعت بودن عزاداری!

پرسش : آیا طبق معیارهای دینی عزاداری بدعت محسوب می شود؟!
پاسخ اجمالی:

بدعت اضافه کردن چیزی در دین یا کاستن از آن است. اما آیا موضوعی مثل عزاداری به عنوان امری فطری و منطبق بر روحیه بشری که دارای شواهد قرآنی(همچون سوگواری یعقوب در جدایی از یوسف) و روایی فراوانی است و نمونه های بی شماری - حتی به نقل از بسیاری از منابع اهل سنت - در سیره پیامبر اکرم(ص)، اهل بیت(ع)، همسران پیامبر، خلفای راشدین، صحابه، تابعین و علما و فقهای ادوار مختلف فریقین دارد، می تواند امری خارج از دین باشد؟

آیا می توان انکار کرد که رسول خدا(ص) خود هنگام شهادت عموی شان حمزه گریستند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کردند؟ آیا می توان این واقعه تاریخی را رد کرد که خلیفه اول و مردم مکه و مدینه هنگام رحلت پیامبر به سوگواری و عزاداری پرداختند؟ بی گمان چنین نیست. احتمالا از همین روست که حتی در میان فقهای اهل سنت نیزهیچ کس فتوا به تحریم اصل گریه کردن در رثای مرگ عزیزان و اطرافیان نداده اند و همه انها تحت شرایطی آن را مجاز شمرده اند و فقط مالکیه و حنفیه، بر اين باورند كه گریه با صدا و شیون با صوت، اشکال دارد.

«انسانيت» دين من است!

پرسش : آیا بهتر نیست «انسانیت» را جایگزین ادیان مختلفی کنیم که با دستورات و اختلافات خود دردهای بشر را بیشتر می کنند؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: در صورت نفی رابطه خدا و انسان نمی توان برای انسان عواطفی تصور کرد؛ زیرا انسانی که در دیدگاه ماتریالیست ها نه مخلوق خداوند، بلکه ماشینی پیچیده و صرفا مادی باشد، نمی تواند خودش به خودش این احساسات و عواطف و انگیزه های روحی را افاضه کند.

ثانیا: اگر ملاک آئین انسانیت «عقل» است، باید گفت: هر کسی ممکن است بعضی کارها را درست و بعضی دیگر را غلط بداند، غافل از اینکه شخصی دیگر در تشخیص آن ملاک های اخلاقی برعکس او عمل می کند؛ یعنی عقل ناقص انسانی خود زاینده اختلاف و تزاحم و تضاد و کشمکش است.

ثالثا: در نبود انذار و بشارت دینی-اخروی، چنین مسلکی هیچ ضمانت اجرایی ندارد. در نظام های اخلاقی سکولار گفته می شود یکی از مهم ترین این ضمانت ها فهم این موضوع است که «نفع من در نفع دیگران است». اما در شرایطی دیگر که میزان قدرت آحاد جامعه در مقایسه با یکدیگر نامتوازن باشد، این ملاک به هیچ وجه ضمانت اجرایی نخواهد داشت؛ چرا که زورمندان می توانند نفعی نامرتبط با نفع دیگران تعریف کنند.

رابعا: دینداری نه تنها با اخلاق نیک تقابل ندارد بلکه دین دار واقعی حتما دارای «اخلاق نیک» یا به تعبیری «انسانیت» است. با توجه به جایگاه والایی که در متون دینی برای «حسن خلق» بیان شده، می پرسیم که دین داری چه تقابلی با انسانیت و «زیست اخلاقی» دارد که ما فقط مجاز به انتخاب یکی شان باشیم؟!

نسبت دروغ به پیامبران الهی در قرآن!

پرسش : در قرآن کریم نقل شده است که حضرت ابراهيم(علیه السلام) برای بیرون نرفتن از شهر وانمود به بیماری کرد و فرمود: «إِنِّی سَقِيم»؛ (من بیمار هستم). در حالی که ایشان بیمار نبود! و یا بر خلاف عقیده اش اظهار به پرستش ستارگان و خورشید نمود! و یا شکستن بت ها را به بت بزرگ نسبت داد! همچنین در مورد حضرت یوسف(علیه السلام) نقل شده است که ایشان برادرش را متّهم به سرقت کرد! آیا این اقدامات توجیهی دارد؟! چگونه شخصی معصوم دروغ و خلاف واقع می گوید؟!
پاسخ اجمالی:

- درباره آیه اول باید گفت، دلیلی بر خلاف ظاهر آیه و بیان حضرت ابراهیم(ع) نداریم که واقعا بیمار نبوده باشند.
- درباره مورد دوم حضرت ابراهیم(ع) این سخن را به عنوان یک فرض و احتمال درباره تحقیق از خدا گفت، نه اینکه واقعا مرادش آن بوده باشد.
- درباره شکسته شدن بت ها به دست آن حضرت نیز باید گفت که ایشان قصد جدى از انتساب شکستن بتها به بت بزرگ نداشتند و فقط مى خواست عقائد بی اساس بت پرستان را به رخ آنان بكشد.
- درباره حضرت(ع) یوسف نیز باید گفت ایشان در آنجا توریه کرده و مراد ایشان سابقه برادران در سرقت یوسف از پدرشان بود.

كوتاهی مدت عذاب جهنم نسبت به شیعه!؟

پرسش : آیا این مطلب صحیح است که شیعه مانند یهود معتقد است آتش جهنم جز در زمان اندکی بر ايشان حرام است؟!
پاسخ اجمالی:

یکي از تهمت ها به شیعه اين است كه مى گويند: «شيعه عقيده دارد كه آتش دوزخ به مقدار كمى آنها را می سوزاند». آيا سزاوار است چنين نسبت ناروايی بدون هيچ گونه دليلی به جمعيّتى بدهند؟ به فرض اينكه شيعه و يهود چنين اعتقادى داشته باشند، آيا اين اتحاد عقيده موجب مى شود كه كسى بگويد «تشيّع» از «يهوديت» گرفته شده يا آيين يهود در مذهب شيعه خودنمايى نموده است؟!

اعتقاد شیعیان به الوهيت ائمه(ع)!!

پرسش : آیا شیعیان معتقد به الوهیت ائمه(ع) هستند، یا اینکه این تهمتی است از طرف دشمنان اسلام؟
پاسخ اجمالی:

يكي از تهمت ها، معتقد دانستن شیعه به الوهیت ائمه(ع) است! در حالي كه هيچ شيعه اي چنين عقيده اى نسبت به امامان(ع) ندارد. آری اگر منظور آنها غلات شيعه هستند، آنها در حقيقت پاى بند به مذهب نيستند، و شيعه اماميه و امامان شيعه(ع) به كلى از اين فرقه ها و اين گونه افكار و عقايد اعلام بيزاري كرده اند و آن را از بدترين انواع كفر و گمراهى شمرده اند...

سرچشمه اصلی تهمت ها و افتراها به شیعه؟

پرسش : دلیل اصلی این همه تهمت و افترا به شیعیان چیست؟
پاسخ اجمالی:

دلیل اصلی تهمت ها و افتراها به شيعيان اين است كه نویسندگان این تهمت ها، غالباً براى شناخت مذهب شيعه بر گفته هاى افرادي مثل ابن خلدون تكيه مى كنند و براي مطالعه در افق وسيع تر به نوشته هاى بيگانگانی چون استاد «ولهوسن» و استاد «دوزى» و امثال آنها مراجعه مى كنند و «مدارك قاطع» را در گفته هاى آنها جستجو مى نمايند! و در اين ميان متأسفانه از مراجعه به كتاب هاى شیعه غفلت مي كنند و نتيجه آن، زدن تهمت ها و افتراها به شيعه می شود.

اتّهام «تجسیم» به هشام بن حکم!

پرسش : آیا هشام بن حکم قائل به تجسیم بوده است و معتقد است که خداوند «جسم لا کالاجسام» می باشد؟!
پاسخ اجمالی:

با توجه به روایات بسیار زیاد اهل بیت(ع) که در ستایش هشام وارد شده، چنین اتهامی یا ساخته و پرداخته دشمنان و حسودان بوده است که می خواسته اند با مخدوش کردن وجهه اش، انتقام شکست هایی را که در مناظره هایشان با وی متحمل شده اند بگیرند، یا مربوط به دوره ای است که هشام هنوز شیعه و مطلع از آراء ائمه درباره این موضوع نشده بود، و یا در مقام بحث و معارضه با شخصص لجوجی به نام «علاف» صورت گرفته و بدیهی است چنین سخنی نمی تواند اعتقاد واقعی وی باشد.

میزان اعتبار «سلیم بن قیس» و کتاب «اسرار آل محمد» در میان رجالی ها و علمای شیعه؟

پرسش : آیا کتاب «اسرار آل محمد» سلیم بن قیس هلالی معتبر است و خود این شخص ثقه و مورد اطمینان است؟
پاسخ اجمالی:

علمای شیعه سه نظر درباره کتاب «اسرار آل محمد» دارند:
1. برخی علما همه مطالب آن را صحیح دانسته و کتاب را به عنوان یکی از اصول اساسی شیعه معرفی می کنند.
2. در مقابل برخی دیگر از علما اصل نوشته شدن کتابی توسط سلیم را زیر سوال می برند و تمامی مطالب کتاب منسوب به وی را جعلی می دانند.
3. گروه سومی از علما نیز اصل کتاب را به صورت کلی «مجعول» نمی دانند؛ اما معتقدند این کتاب چه در مطالب نقل شده و چه در سندش خالی از اشکال نیست و احادیث آن باید بررسی مفصلی در سند و دلالت شوند.

حكمت واجب کردن سفر مشقت بار حج؟

پرسش : اجبار مسلمانان به سفر مشقت بار حج چه حکمتی دارد؟
پاسخ اجمالی:

حج حکمت ها، کارکردها و ظرفیت های بسیار متنوعی دارد، مانند: 1. تقویت بعد اخلاقی و دگرگونی های درونی و روحی با خودسازی و جدا شدن انسان از مرزهای زندگی مادی و امتیازات ظاهری و زر و زیور. 2. برجسته شدن بعد سیاسی جامعه مسلمانان و از بین رفتن تعصبات ملی و نژادی آنها با ایستادن همه در صف واحد امت اسلام علیه استعمار. 3. ارتباط قشرهای مختلف مسلمانان از لحاظ فرهنگی و علمی. 4. امکان کم شدن فاصله طبقاتی با تقویت پایه های اقتصادی جهان اسلام و بسیاری برکات دیگر.

محرومیّت برخی افراد از اسباب هدایت الهی!

پرسش : چرا خداوند همه را هدایت نکرده و راه کمال را برای همگان باز ننموده است؟!
پاسخ اجمالی:

هدایت الهی شامل همه موجودات و انسانها می گردد، امّا اگر کسی خود بستر رشد و هدایت تکوینی را نابود کند یا در برابر هدایت تشریعی عناد ورزد، ضلالت او به اختیار خود است. هدایت الهی چون نور خورشید و باران بر وجود همگان نازل می شود، امّا بعضی از انسانها از معرض نور و باران می گریزند.

هدایت و ضلالت الهی به معنای زمینه سازی یا از بین بردن زمينه هاى مساعد است، بدون اينكه فرد توسط اراده الهی بر هدایت یا گمراهی اجبار شده باشد. این توفیقات و یا سلب توفیقات از سوی خداوند بی حساب و کتاب نیست؛ بلکه هر بنده ای با اعمال اختیاری خود که شامل نافرمانی و کفر و نفاق یا با توبه و جهاد و اطاعت فرامین خداوند است، توفیقات الهی را به خود جلب و یا از خود سلب می کند.

جعل شأن صدور برای روایت نبوی «فاطمه پاره تن من است» و تناقضات این جعل!

پرسش : آیا درست است که حضرت علی(ع) ازدختر ابوجهل خواستگاری کردند و رسول خدا(ص) به همین مناسبت فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هر کسی او را بیازارد، مرا آزرده است»؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: پذیرش این ادعا متضمن پذیرش مخالفت پیامبر(ص) با حکمی است که صریحا در قرآن مجاز شمرده شده است؛ یعنی«جواز ازدواج همزمان مرد مسلمان با چهار زن». چگونه رسول خدا(ص) آنچه را که اسلام مباح کرده، انکار نموده است؟!
ثانیا: طبق روایات اهل سنّت و شیعه، رسول خدا(ص) فرمود: «من فاطمه را به عقد علی در نياوردم مگر آنكه خدا در آسمان او را به همسرى علي در آورد»؛ آیا معقول است که خداوند كسى را برای همسری حضرت زهرا(س) برگزیده باشد که او را آزار نمايد؟!
ثالثا: نقل این واقعه در منابع اهل سنّت، نهایتا به یک راوی، یعنی «مسور بن مخرمه» باز می گردد؛ بنابراین این انتظار می رود که این راوی وقایع مربوط به این موضوع را به یک گونه نقل کند. در حالی که وحدتی در چگونگی نقل جزئیات آن وجود ندارد! چنین تناقض و تهافتی اعتبار این واقعه را به شدت زیر سؤال می برد. تاریخ ‏نویسان می گویند به دنیا آمدن مِسوَر بعد از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه بوده و مسور در آن زمان نهایتا شش یا هفت سال بیشتر نداشته است؛ اگر راوی اصلی در سنّی نبوده باشد که این وقایع را دیده و در حافظه خود ضبط کند، یا خود در بزرگ سالی این روایات متناقض را ساخته، یا جاعلان به زبانش بسته اند و از آنجا که دروغ گو کم حافظه است دچار تناقض می شود.
رابعا: سند این حدیث حتّی با معیار های اهل سنّت نیز قابل پذیرش نیست؛ درباره دو تن از رجال سند این حدیث، یعنی «مسور» و «زهری»، در منابع رجالی و تراجم اهل سنّت اوصافی ذکر شده که قبول این حدیث را از آنان دچار مشکل می کند.

آثار شوم «قمار»؟

پرسش : «قمار» داراى چه آثار شومى مى باشد؟
پاسخ اجمالی:

1 ـ قمار بزرگ ترین عامل هیجان و مرگ است. 2- 30درصد جنایت ها با قمار رابطه مستقیم دارد، و از عوامل به وجود آمدن 70 درصد جنایات دیگر نیز به شمار مى رود. 3- میلیاردها واحد از ثروت مردم جهان در این راه از بین مى رود. 4- از نظر اجتماعی بسیارى از قماربازان حاضر نمى شوند تن به کارهاى تولیدى و اقتصادى بدهند، قماربازان سربار اجتماع هستند و بدون این که کمترین سودى به این اجتماع برسانند از دست رنج آنها استفاده مى کنند، و گاهى هم که در بازى قمار باختند، براى جبران آن دست به سرقت مى زنند.

زیان های «قمار»؟

پرسش : «قمار» چه مفاسد و آسیب هایی دارد؟
پاسخ اجمالی:

دیوانگی و بیماری های عصبی، یکی از آسیب های قماربازی است؛ زیرا هيجان و استرس برد و باخت، سبب افزایش و کاهش فشار آنها می شود، و در نهایت برخى از آنان دست به خودكشى می زنند. امام صادق(ع) در روايتى می فرماید: «در عصر جاهليّت بعضى از مردم بر سر مال و نواميس خود قمار مى زدند» و لذا اسلام در چنان محيط فاسدى حكم تحريم قمار را صادر كرد.

نگاهي به فلسفه تحريم «قمار»

پرسش : فلسفه تحريم «قمار» چيست؟
پاسخ اجمالی:

به اعتقاد روانشناسان هيجانات روانى، عامل اصلى بسيارى از بيماريها است و قمار بزرگترين عامل پيدايش هيجان است. يك سوم جنايتها با قمار رابطه مستقيم دارد و از عوامل ايجاد دو سوم جنايات ديگر نيز هست. در طول سال، ميلياردها واحد از ثروت مردم جهان در اين راه از بين مى رود و ساعات زيادى از نيروى انسانى در اين راه تلف مى شود و نشاطِ كارِ مداوم را در ساعات ديگر سلب مى كند. بسيارى از قماربازان به علت اينكه گاهى برنده مى شوند، تن به كارهاى توليدى و اقتصادى نمي دهند و چرخ هاى توليد و اقتصاد به همان نسبت لنگ مى شود.

حکمت رو به قبله ایستادن، در نماز؟

پرسش : چرا هنگام نماز رو به قبله می ایستیم؟ مگر خداوند در همه جا حضور ندارد؟!
پاسخ اجمالی:

وجود و حضور خداوند متعال به تصریح آیات قرآن منحصر در هیچ جهت و جای خاصّ نیست و این محدودیّت جسمانی انسان است که او را ناگزیر می کند که برای عبادت در نهایت به جهتی رو کند. دین اسلام نیز از این ظرفیّت در جهت همبستگی و اتّحاد مسلمانان بهره برداری نموده و مسلمانان را مکلّف کرده تا برای عبادت به طرف خانه کعبه به نماز بایستند؛ بنایی که قديمى ترين مركز توحيد است. مسلما بزرگداشت کعبه بزرگداشت توحید و یکتاپرستی و خداپرستی است.

فاطمه(س) محبوبترین فرد نزد پیامبر(ص)

پرسش : پیامبر اکرم(ص) تا چه حدی به دخترش فاطمه(س) اظهار علاقه می کرد؟
پاسخ اجمالی:

حضرت رسول اکرم(ص) علاقه فراوانی به حضرت زهرا(س) داشتند به گونه ای در مسافرت، ایشان آخرین کسی بودند که با او خداحافظی می کردند و در بازگشت اولین کسی بودند که پیامبر(ص) به دیدارشان می رفتد، اظهار علاقه رسول الله(ص) به گونه ای بود که اعتراض عایشه را برانگیخت و حضرت(ص) در جواب او داستان شب معراج و میوه های بهشتی را بیان فرمودند.

علت نام گذاری حضرت فاطمه(س)، به زهرا؟

پرسش : چرا حضرت فاطمه(س)، زهرا نامیده شده است؟
پاسخ اجمالی:

امام صادق(ع) فرمودند: هرگاه حضرت فاطمه(ع) در محراب عبادت می ایستاد، نور ایشان برای اهل آسمان پرتو افکن می شد همان گونه که ستارگان برای اهل زمین نورافشانی می کنند، از این رو ایشان را زهرا نامیدند.

فاطمه، برترین بانوی جهان

پرسش : چرا به حضرت زهراء(س) برترین بانوی جهان می گویند؟
پاسخ اجمالی:

بر اساس معارف قرآن و اسلام آنچه به انسان ارزش مى دهد، همان علم و ایمان و تقوا و ملکات فاضله انسانى است. با توجه به این معیارها بانوى اسلام فاطمه زهرا(س) برترین زنان جهان از لسان پیامبر(ص) معرفى شده است.

دلیل نامگذاری حضرت فاطمه(س) به فاطمه؟

پرسش : چرا حضرت فاطمه(س) فاطمه نامیده شد؟
پاسخ اجمالی:

هر نامى، اگر توسط حکیمى گذاشته شود، بیانگر چگونگى صاحب آن است و نامگذارى فاطمه زهرا(س) به وسیله حکیم على الاطلاق، خداى عالم انجام گرفته است.

«فاطمه» از ماده «فطم» بر وزن حتم  و  به معناى بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایى اطلاق شده است.

پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «او را فاطمه نام نهاده؛ زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است». در جای دیگر فرمود: «خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ در قیامت باز مى دارد».