پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ناعادلانه بودن کفاره روزه خواری عمدی!

پرسش : آیا دو ماه روزه گرفتن علاوه بر قضای آن روز برای کفاره تنها یک روز روزه خواری اجحاف نیست؟!
پاسخ اجمالی:

در متون دینی آثار والایی برای روزه بیان شده است. برای رعایت حرمت چنین عبادت مهمی باید از سوی خداوند به عنوان قانونگذار جریمه های سنگینی وضع شود تا کسی از آن تخطی نکند. علاوه بر آن چنین جریمه ای آثار تربیتی و روانی بسیار مثبتی برای توبه کنندگانی که می خواهند روح شان را از عصیان روزه خواری برهانند، دارد. از آن گذشته کفاره روزه منحصر در این یک مورد نیست و می توان با اطعام فقرا که خود عاملی جهت شکل گیری بیشتر عدالت اجتماعی است، این کفاره را به جا آورد.
در نهایت خداوند به تصریح آیه 286 سوره بقره «هیچ کس را، جز به اندازه توانایی اش، تکلیف نمى کند»؛ لذا فقها فرموده اند: كسى كه كفاره روزه بر او واجب شود، بايد يكى از اين دو (60 روز روزه گرفتن یا اطعام 60 فقیر) را انجام دهد و اگر هيچ يک از اينها برايش مقدور نيست، بايد يا 18 روز روزه بگيرد و يا چند مُدّ طعام به فقير بدهد و اگر نتواند هرچند روز را كه مى‏ تواند روزه بگيرد و اگر آن را هم نتواند انجام دهد، بايد استغفار كند.
این میزان از رأفت و ارفاق در حکم کفاره نشان می دهد که هدف خداوند از تشریع چنین حکمی نه آزار بندگان و نه ظلم به آنهاست بلکه او توبه و رشد معنوی بندگان و نفوذ هر چه بیشتر عدالت اجتماعی در لایه های مختلف اجتماعی شان را مد نظر قرار داده است.

کتب غیرمعتبری که محدث نوری در قول به تحریف به آنها استناد نموده؟!

پرسش : محدث نوری در قول به تحریف قرآن کریم به چه کتاب‌هایی استناد کرده است؟
پاسخ اجمالی:

محدث نوری در قول به «تحریف قرآن کریم» به اسنادی اعتماد نموده که از نظر محققین و بزرگان علما قابل اعتماد نیستند. يكى از آن كتاب‌ها رساله مجهول النسبى است كه به رغم وحدت اصل، با عناوين مختلف، به افراد گوناگونى منتسب شده است. از دیگر کتبی که به آن اعتماد کرده‌اند کتاب «السقيفة» نوشته سليم‌بن‌قيس هلالى است. و همچنین «قرائات» نوشته احمدبن‌محمد سيّارى یا «تفسير ابوالجارود زيادبن‌منذر» معروف به «سرحوب» و یا تفسير «على‌بن‌ابراهيم قمى» و یا کتاب «الاستغاثه» تأليف على‌بن‌احمد كوفى و «احتجاج» نوشته طبرسى و ..... می باشد.

 

بدعت بودن عزاداری!

پرسش : آیا طبق معیارهای دینی، عزاداری بدعت محسوب می شود؟!
پاسخ اجمالی:

بدعت اضافه کردن چیزی در دین یا کاستن از آن است. اما آیا موضوعی مثل عزاداری به عنوان امری فطری و منطبق بر روحیه بشری که دارای شواهد قرآنی(همچون سوگواری یعقوب در جدایی از یوسف) و روایی فراوانی است و نمونه های بی شماری - حتی به نقل از بسیاری از منابع اهل سنت - در سیره پیامبر اکرم(ص)، اهل بیت(ع)، همسران پیامبر، خلفای راشدین، صحابه، تابعین و علما و فقهای ادوار مختلف فریقین دارد، می تواند امری خارج از دین باشد؟!
آیا می توان انکار کرد که رسول خدا(ص) خود هنگام شهادت عموی شان حمزه گریستند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کردند؟ آیا می توان این واقعه تاریخی را رد کرد که خلیفه اول و مردم مکه و مدینه هنگام رحلت پیامبر به سوگواری و عزاداری پرداختند؟ بی گمان چنین نیست. احتمالا از همین روست که حتی در میان فقهای اهل سنت نیز هیچ کس فتوا به تحریم اصل گریه کردن در رثای مرگ عزیزان و اطرافیان نداده اند و همه آنها تحت شرایطی آن را مجاز شمرده اند و فقط مالکیه و حنفیه، بر اين باورند كه گریه با صدا و شیون با صوت، اشکال دارد.

دستور ندادن یزید برای شهادت امام حسین(ع)!؟

پرسش : آیا درست است که یزید دستوری برای شهادت امام حسین(ع) نداده بود و ابن زیاد خودسرانه عمل کرده است؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: منابع مختلف تاریخی از دستور یزید برای کشتن امام حسین(ع) خبر می دهند؛ با توجه به این منابع ذهبی شاگرد ابن تیمیه هم در مواقع مختلف یزید را آمر قتل امام حسین معرفی کرده است.
ثانیا: اگر یزید دستور به قتل امام حسین(ع) نداده بود، چرا ابن زیاد را مؤاخذه نکرد و مقام او را ترفیع داد!؟ چرا به او اجازه داد جوایز فراوانی از بیت المال به قاتلان امام پرداخت شود؟!
ثالثا: اگر یزید از این وقایع خبر نداشت و از قتل امام ناراحت بود، چرا سر امام را به کاخ دمشق فراخواند؟! چرا با عصا زدن، به سر مبارک ایشان اهانت کرد؟!

قیام حسین بن علی(ع) قیامی کور بود!

پرسش : با توجه به مناسبات عصر حسین بن علی و دنیا زدگی مردم و بی اعتنایی آنها به حق جویی و با توجه به سنگینی کفّه قدرت به نفع بنی امیّه و کم بودن امکان پیروزی برای حسین بن علی، چرا ایشان اقدام به قیام کرد؟! آیا چنین قیامی مصداق قیام کور نیست؟
پاسخ اجمالی:

اولا: اگر امام حسین(ع) تشنه قدرت بوده و قصد قیام کور داشتند، بعد از شهادت برادرشان این کار را می کردند؛ اما چون معاویه خود را عامل به قرآن و سنت معرفی کرده بود، حجت شرعی برای این کار نداشتند. از طرفی معاويه هرگز تقاضاى بيعت نكرد.
ثانیا: ایشان بر اساس تمام بودن حجت حداقلی ظاهری (دعوت عراقیها و ضعف یزید) و بر اساس احساس تکلیف و انگیزه های دینی اقدام به قیام کرد. بعضى معتقدند كه واقعاً در كوفه يك زمينه صددرصد آماده اى بود و يك جريان غير مترقَّب اوضاع را دگرگون كرد. از نظر تاريخى اگر امام حسين به آن نامه ها ترتيب اثر نمى داد، به طور مسلّم در مقابل تاريخ محكوم بود.
ثالثا: امام حسین(ع) با درخواست بیعت یک فاسق روبرو بود و نمی توانست با چنین شخصی بیعت کند. یزید که فاقد هرگونه صلاحیتی برای اداره امور مسلمین بود، بعد از رسیدن به قدرت در اولین اقدام از امام حسین(ع) تقاضای بیعت کرد. در چنین شرائطی امام حسين(ع) فرمود: «هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد».
رابعا: انگیزه امام انجام وظیفه ای دینی بود نه انگیزه ای مادی و سیاسی؛ بسیاری از انبیاء و اولیاء الهی و آزادگان جهان با وجود موانع و آماده نبودن زمینه ها بر علیه وضع موجود اقدام به قیام کردند؛ چرا که اعتراض و اصلاح طلبی در امور جامعه خود را وظیفه خود می دانستند. نمی توان درباره هر واکنش اجتماعی با معیار اقتصاد یا «منافع» تحلیل ارائه داد. امام به منظور اصلاح امّت جدّش و جامعه اسلامى قیام کرد و اگر دست به این کار بزرگ نمى زد به یقین امروز خبرى از اسلام نبود.
خامسا: شهادت امام حسین(ع) موجب بیداری امت شد و «پیروز حقیقی» او بود؛ قیام ایشان اگرچه در ظاهر سرکوب شد اما زمینه ساز قیام های بعدی علیه یزید شد. حرکت اصلاح گرانه امام حسین، خون غیرت و حق طلبی را در رگ های بسیاری از انسان های نخوت زده به جریان انداخت.

دلیل تقدس تربت امام حسین(ع) نزد شیعیان؟

پرسش : چرا تربت امام حسین(ع) برای شیعیان مقدس است؟
پاسخ اجمالی:

طبق قانون تداعی و محاكات(یادآوری و الگوگیری)، سجده بر تربت كربلا خاطره فداكارى سالار شهيدان حسين بن على(ع) را در قلوب افراد نمازگزار زنده‏ مى‏ كند و ارواح پاك و دل ‏هاى بيدار را دعوت به پيروى از آن مكتب عالى نموده، روح جانبازى و فداكارى را در زمينه‏ هاى مساعد تقويت مى‏ نمايد.
تربت حسینی در میان انبیاء و اولیای الهی از جایگاه مهم و شناخته شده ای برخوردار بوده است. طیق روایتی از ام سلمه، رسول گرامي اسلام(ص) هر وقت اين تربت را مي ديدند اشك از چشمان مبارکش جاری می شد و از شهادت مظلومانه ی امام حسین(ع) در كربلا سخن می گفتند. ایشان تربت امام حسین(ع) را استشمام و آن را می بوسید.
در متون حدیثی و فقهی، آثار متعددی برای تربت حسینی ذکر شده است. در احادیث گفته شده که تربت حسینی، شفابخش بیماری‌ هاست، ولی شرط تأثیر آن پیروی از امام حسین(ع) و اعتقاد به آن حضرت دانسته شده است.

عزاداری عاملی برای تخدیر اجتماعی و مانع عمل گرایی انقلابی!

پرسش : گریه عامل فروکش کردن خشم انقلابی نسبت به دشمنان حق است و عقده‌های متراکم جبهه حق را تخلیه می‌کند؛ آیا جامعه ای که با عزاداری همه احساسات خود را تخلیه می کند، می تواند اهل اقدام و عمل باشد؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: استمرار حیات شیعه حول عزاداری امام حسین(ع) در دوران سخت و پرتقیه خلفای اموی و عباسی خلاف این فرض را ثابت می کند.
ثانیا: هر اقدام انقلابی متوقف بر تزکیه و آموزش آحاد جامعه و گرد آمدن حول موضوع و «هدفی واحد» است که این مهم نیز در مجالس عزاداری امام حسین انجام می گیرد.
ثالثا: خاستگاه همه انقلابها، توفیقات و اقدامات اصلاح گرانه شیعه در نیم قرن اخیر، «مجالس عزادرای» امام حسین(ع) بوده اند.

نجات و بهشت رفتن انسان گنهکار به صرف گریه بر امام حسین(ع)!؟

پرسش : چه توجیهی دارد که یک نفر تمام عمر گناه و معصیت کند و با گریستن برای امام حسین(ع) و یک اشک به بهشت برود؟!
پاسخ اجمالی:

اینکه آدمی مشمول شفاعت و درک ثواب عزاداری امام حسین(ع) باشد، شرایط و ضوابطی دارد که مهم ترین آنها رعایت «تقوای الهی» است. یعنی حدود الهی را که چیزی جز «انجام واجبات و ترک محرمات» نیست، رعایت کند. هیچ عمل مستحبی ولو دارای ثواب زیاد، نمی تواند خسران ترک واجب یا ارتکاب حرام را جبران کند؛ به خصوص اگر در این بین «حق الناس» ضایع شود.
اصولا ثواب هاى‏ عظيم و پاداش‏هاى فوق العاده ای که در احادیث برای عزاداری امام حسین(ع) بیان شده، از آن كسانى است كه عارف به حق ایشان باشند و بدانند آن حضرت براى چه هدفى قيام كرد و در چه راهى شربت شهادت نوشيد و در مسير اهداف آن بزرگوار قرار گيرند.
ضمن اینکه «مداومت» بر گناه به امید واهی جبران آن در عزاداری و امید واهی به شفاعت، بعداز مدتی ممکن است «توفیق عزاداری» را نیز از او سلب کند. بسیاری از گناهان انسان را از جاده مستقیم الهی خارج می سازند و به کوره راه های كفر و عناد با اهل بیت(ع) می کشانند.

گریه و عزاداری بر مظلومان 1400 سال پیش و فراموشی مظلومان زمانه!

پرسش : آیا بهتر نیست که بجای متوقف شدن در 1400 سال قبل، به حال مقتولان میانمار، غزه، یمن و ... گریه کنیم؟
پاسخ اجمالی:

در اسلام آنچه اهمیت دارد یاری مظلومان می باشد و گریه بر ستمدیدگان، جبران وظیفه «یاری مظلوم» را نمی کند. افراد بی تفاوت در قبال رنج مظلومان مورد توبیخ خدا خواهند بود. آیات و راوایات با کمال صراحت مسلمانان را ملزم و مکلف به یاری ستمدیدگان می کند. بنابراین وظیفه اساسی و اولیه ما به عنوان مسلمان در قبال رنج ها و ظلم هایی که دیگر مسلمانان متحمل می شوند، نه گریه و زاری که یاری آنها و حمایت شان با جان و مال است.
اما عزاداری برای امام حسین(ع) و گریه برمصائب ایشان، نه تنها منافاتی با دلسوزی و حمایت از مظلومین عالم ندارد بلکه مقوم آن است. زیرا از یک طرف قیام امام حسین(ع) برترین الگوی ظلم ستيزان است و گریه و عزاداری میثاقی بر ادامه اهداف سید الشهدا در ظلم ستیزی است و از طرف دیگر این عزاداری ها می تواند توده های مسلمان را بسیج و آنها را تربیت کند. نیروهای تربیت یافته در این مجالس، بهتر از دیگر مسلمانان، آمادگی دفاع و حمایت از برادران و خواهران مسلمان رنج دیده شان در اقصی نقاط عالم را دارند.

گریه و عزاداری عامل افسردگی روانی جامعه!

پرسش : آیا گریه و عزاداری باعث افسردگی روانی شهروندان یک جامعه نیست؟
پاسخ اجمالی:

عزاداری برای امام حسین(ع) نه تنها موجب هیچ نوع افسردگی نمی شود بلکه حتی برعکس، موجب رفع افسردگی می شود و این موضوع مورد تأیید پژوهش های علمی است. بررسی افراد مبتلا‌ به‌ درجاتی‌ از‌ افسردگی‌ که در این‌ مراسم‌ شرکت کرده اند نشان داد که میانگین نمره آنها پس از مراسم به حدود سلامتی رسیده و بهبود‌ پیدا‌ کرده اند‌.

حرکت تاریخی امام حسین(ع) قیام اصلاح طلبانه یا سودای تشکیل حکومت؟

پرسش : آیا امام حسین(ع) قیام کرد؟ اگر قیام کرده بود چرا فرزندانش را با خود برد؟! و اگر قصد قیام داشت، چرا به اندازه کافی آذوقه به همراه نبرد؟! ایشان تنها از سوی عده ای دعوت به تشکیل حکومت شده بود و به این نیت سفر کرد!
پاسخ اجمالی:

انحرافات تدریجی پیش آمده در جامعه اسلامی سبب قیام امام حسین(ع) علیه آنها شد. این حقیقت، در سخنان آن حضرت که هدف حرکت اصلاح طلبانه خود را امر به معروف و نهی از منکر و احیای سنت رسول خدا(ص) و امام علی(ع) معرفی می کند به راحتی قابل مشاهده است. ایشان اگرچه خود را برای حکومت محق تر از هر کس می دانستند و این موضوع را بارها هنگام توضیح دلایل شان برای سرباز زدن از بیعت با یزید، صریحا اعلام کردند، اما سخنان مرگ آگانه شان در کنار عدم انصراف از ادامه مسیر کوفه هنگام رسیدن خبر خیانت کوفیان، بهترین گواه بر این حقیقت است که هدف والای حضرت اباعبدالله نه سودای قدرت و حکومت، بلکه قیام برای اصلاح جامعه اسلامی بود.
بله در این مسیر اگر امور به گونه ای جریان می یافت که حضرت می توانست با رهبری یک حکومت متمرکز در کوفه، به اهداف اصلاح گرانه شان جامه عمل بپوشانند، حتما از چنین امری استقبال می کرد، اما از آنجایی که افق نگاه حضرت بسیار بلند و هدف گذاری های شان سطح بندی های مختلفی داشت، با محقق نشدن آن هدف نیز ایشان به گونه ای دیگر به هدف اصلاح گرانه شان رسیدند یعنی با تقدیم خون خود و اصحاب با وفای شان و رسوا ساختن بنی امیه.
درباره چرایی همراه ساختن خانواده نیز باید گفت که این رفتار علاوه بر حکمتی که در رسواسازی حکومت اموی به وسیله سخنرانی های حضرت زینب و سایر افراد کاروان اسیران داشت، امری مرسوم در بین اعراب آن زمان بوده است، آن چنان که می بینیم که حتی پیامبر(ص) نیز در جنگ های شان، همسران شان را همراه با خود می بردند.

ماجراى غدیر خمّ

پرسش : در غدیر چه گذشت؟
پاسخ اجمالی:

پیغمبر(ص) در آخرین سال عمرشان پس از اتمام مراسم حج در بیابان خشک و سوزان «غدیر خم»  مسلمانان را جمع کرد تا پیام خدا را به آنها برساند. ایشان در مقابل جمعیت دست علی(ع) را گرفت و بلند کرد و فرمود: «هر کس من مولا و رهبر او هستم على مولا و رهبر اوست». سپس برای او و دوستان او دعا کرد و دشمنانش را نفرین نمود. هنوز مردم متفرّق نشده بودند که جبرئیل نازل شد و این آیه را بر پیامبر فروخواند: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى».

اوضاع سياسی عصر امام كاظم(ع)

پرسش : اوضاع سیاسی عصر امام كاظم(ع) چگونه بود و ایشان چگونه با اين اوضاع، به هدایت و امامت شيعيان می پرداختند؟
پاسخ اجمالی:

دوران امام کاظم(ع) مصادف با استبداد و ستمگری حکّام عباسی بود كه پس از استقرار و استحكام پایه های سلطه خود، مخالفان خود را زیر شدیدترین فشارها قرار دادند. عصر امام كاظم(ع) دوران بسیار سختی برای شیعیان بود، بطوري كه حرکت ها‌ و قيام های متعددی از طرف شیعیان و علویان عليه خلفای عباسی آغاز شد كه همگي آنها سركوب شدند. همچنين دستگيري و زنداني كردن و شكنجه امام كاظم(ع) باعث شد تا ايشان و امامان ديگر همگی بر لزوم رعایت تقیه از سوي شيعيان پافشاری کنند و به اين طريق توانستند تشکّل شیعه را حفظ نمایند.

آیه «اکمال دین» و غدیر خم

پرسش : آیه «اًلْیَوْم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» چه مناسبتی با ولایت حضرت على(ع) و ماجرای غدیر دارد؟
پاسخ اجمالی:

علمای طراز اوّل شیعه و سنی، نزول آیه را در روز غدیر قطعی می دانند. و با توجه به اینکه ترتیب نزول سوره ها و آیات قرآن با ترتیب فعلى آن کاملا مغایرت دارد، در این آیه نیز با برداشتن قسمت دوّم یعنی از«الیوم یئس الذین» تا «رضیت لکم الاسلام دینا»، کوچکترین لطمه اى به ارتباط آیه وارد نمى شود و این خود گواه بر این است که قسمت مزبور کلامى است مستقل که در وسط آیه واقع شده. ضمن اینکه اکمال دین با امر مهمی مثل وصایت محقق می شود نه یک حکم جزئی، خصوصا اینکه بعد از نزول این آیه احکام دیگری نیز بیان شده است.

فلسفه اجمالى اعمال حج؟

پرسش : فلسفه اعمال حج چیست؟
پاسخ اجمالی:

حج، در حقیقت یک هجرت بزرگ، و یک سفر الهى است، حج میدان گسترده خودسازى و جهاد اکبر است، و عبادتى است که عمیقاً با خاطره مجاهدات ابراهیم(ع)، فرزند و همسرش آمیخته است؛ مسأله قربانی، رمی جمرات و سعی صفا و مروه، همه یادآور فداکاری ابراهیم(ع) می باشد؛ که بخاطر فرمان خدا، همسر و فرزندش که در سنین پیری به او عطا شد را در بیابان سوزان و بدون آب و گیاه تنها گذاشته و بعد حاضر شد شیرین ترین ثمره عمرش را در راه خدا ایثار کند. همه اینها درس فداکاری و امید و تلاش را به انسان می آموزد.

مهمترین دلایل قائلین به تحریف قرآن کریم؟

پرسش : مهمترین دلایل قائلین به تحریف قرآن کریم کدام است؟
پاسخ اجمالی:

مهمترين مستند مدعيان تحريف، مجموعه‌اى از روايات پراكنده است كه از جاهاى مختلف گردآورى شده و از نظر ايشان اينگونه روايات به صورت عام يا به صورت خاص و با تصريح به موضع تحريف، بر تحريف قرآن دلالت دارند. محدث نوری اين روايات را از منابع مختلفى كه بيشتر آنها از درجه اعتبار ساقط است گرد آورده است و اندك باقيمانده آنها هم ارتباطى با مسأله تحريف ندارد. شگفت آنكه محدث نورى با تكيه بر گستردگى تتبع خود و اخذ از منابعى كه كمتر كسى از آن آگاهى دارد مخالفان خود را به هماوردى فرا خوانده است!

حکمت های عدم امداد الهی در کربلا؟!

پرسش : چرا خداوند در روز عاشورا امام حسین (ع) و یارانش را با امداد های غیبی یاری ننمود؟! آیا اينکه خداوند انبياء حتي پيامبر اسلام(ص) را به وسيله امداد هاي غيبي و ملائک ياري نمود، ولی امام حسين(ع) را تنها و بی ياور گذاشت، بي عدالتي نيست؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: قرار نیست همیشه ظلم از طریق امدادهای غیبی از بین برود؛ بلکه از آنجا که خداوند جریان امور عالم را از راه جریان اسباب و مسببات قرار داده است، اصل بر این است که خود انسان ها برای مبارزه با ظلم تلاش کنند. اگر قرار باشد ظالمان را خدا نابود کند طرف مقابل آنها برای چه آفریده شده اند؟! کربلا و عاشورا نیز فرصت آزمودن مسلمانان مدعی آن جامعه بود که بیشتر آنها «رفوزه» شدند.

ثانیا: انبیاء و اولیاء بوسیله مصائب «امتحان» می شوند و به تناسب رنجی که تحمل می کنند، «ترفیع درجه» پیدا می کنند؛ «هر که در این بزم مقرب تر است *** جام بلا بیشترش می دهند».

ثالثا: اگر هر عمل ظالمانه ای، بلافاصله جزا داده شود، هیچ کس جرأتی برای بروز اراده واقعی و باطنش نخواهد داشت و با پدید آمدن حالتی شبیه به جبر، اختیار و جسارت هر کس برای انتخاب آزادانه اعمال از بین خواهد رفت و مجالِ کامل شدنِ «حجّت» روز جزا فراهم نخواهد آمد.

رابعا: روایاتی وجود دارد که نصرت ملائک الهي در کربلا به یاری امام حسين(ع) آمد ولی ایشان نپذیرفت و بين پيروزى بر دشمنانش و لقاى پروردگارش، لقاى پروردگارش را برگزيد.

خامسا: اگر امام پيروزی ظاهری از طریق معجزه را می پذیرفت، ديگر نمی توانست براي بشريت نقش «الگو» را ايفا نماید.

مشروعیّت قتل حسین بن علی(ع) بنابر شریعت جدّش!

پرسش : آیا همانطور که قاضى ابوبكر بن عربى اندلسى مالكى گفته، قتل امام حسين(ع) به خاطر مضمون حدیث نبوی مبنی بر «قتل برهم زننده وحت امت اسلامی»، مشروع و موافق شريعت جدش بوده است!؟
پاسخ اجمالی:

قاضى ابوبكر بن عربى اندلسى در حقیقت نخواسته تشخيص دهد كه عامل اصلى اين این فاجعه، خود يزيد بوده است؛ این عاملان يزيد بودند که در هر فرصتى می خواستند امام حسین(ع) را به قتل برسانند! لذا امام مجبور شدند از مدینه و سپس از مکه خارج شوند. در حقیقت زمینه قیام نظامی را یزید به وجود آورد.

علاوه بر این حکومت یزید هم در مساله بیعت و هم در شیوه حکومت مشروع نبود و امام حسین(ع) به خاطر عمل به وظیفه دینی «امر به معروف و نهی از منکر»، قیام کرد. امّا قاضی فساد و جنایات یزید و احادیث امر به معروف را نخواسته ببیند!

ارزيابی سفر امام حسين(ع) به عراق از لحاظ سياسی

پرسش : با توجه به سوابق سیاسی و تاریخی اهل کوفه چرا امام حسین به عراق رفتند؟! آیا امام فریب کوفیان امام را خورد؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: کمتر زمانی بوده که کار سیاسی توسط یک فرد انقلابی، با احتمال به موفقیت قطعی انجام شده باشد. از این رو صحیح نیست که فکر کنیم امام باید صد در صد در مورد پیروزی این سفر، اطمینان داشته باشد. امام اهدافی را در چند سطح در نظر داشت؛ دستیابی به هر یک از این اهداف عمل به وظیفه دینی و پیروزی بود و حجّت ظاهری را تمام می کرد. سیل نامه‌های اهل عراق نشان می‌داد عده زیادی نه تنها او را حفاظت خواهند کرد، بلکه با دشمنش خواهند جنگید، در مقابل از هیچ نقطه دیگری از او دعوت به عمل نیامد. اگر امام بعد از دریافت نامه ها به عراق نمی‌رفت، همه کتب تاریخی می‌نوشتند: اگر به عراق رفته بود پیروز می‌شد! چرا ایشان به نامه‌های مردم پاسخ مثبت نداد؟! چرا اجازه داد که در حجاز به دست عمّال یزید به شهادت برسد و هیچ اقدامی نکند؟!

ثانیا: واقعیّت های تاریخی نشان می دهد که یزید اجازه نمی‌داد کسی چون امام حسین(ع) بدون بیعت با او، راحت زندگی کند و امام حسین(ع) نیز کسی نبود که به آرامی زندگی کند؛ در این صورت تنها انتخاب یزید در صورت عدم بیعت، کشتن امام بود. وقتی قرار باشد امام یبعت نکند، چه کار باید می کرد؟ اگر امام بنا داشت در جایی مستقر شود، کجا را باید بر می‌گزید؟ سرزمینهایی مثل مدینه و مکّه در شرایطی نبود که در برابر خواست یزید مبنی بر کشتن امام، مقاومتی از خود نشان دهد. تنها عراق که کانون شیعیان امام بود می‌توانست مورد توجه قرار گیرد. این منطقه از جهات دیگری نیز از شام متنفر بود.

ثالثا: امام بدون تحقیق و اتمام حجّت تسلیم نامه ها نشد. امام برای این که میزان حمایت مردم را بهتر بشناسد، نماینده مستقیم خود، یعنی مسلم بن عقیل را که فردی کاملاً مطمئن بود به کوفه فرستاد. زمانی كه مسلم به کوفه رفت و مردم گروه گروه با او بیعت کردند، نامه‌ای به امام حسین(ع) نوشت که: «بیش از بیست هزار نفر با تو بیعت کرده‌اند، وقتی نامه به دست تو رسید، بشتاب».

ضرورت بحث از حجاب و پوشش بانوان در جامعه؟!

پرسش : چرا این قدر به بحث حجاب پرداخته می شود؟! آيا این یک استراتژی سياسی است يا اينكه به لحاظ شرعی و دينی واجب و لازم است؟
پاسخ اجمالی:

اگر الزامی به حجاب در جوامع دینی مشاهده می شود، طبق فرامین الهی و برای حفظ منافع و مصالح عالی است؛ نه یک استراتژی سياسی موقت. حجاب‏ از واجبات و مسلّمات، بلكه از ضروريّات دين‏ اسلام است؛ دین انسان را ملزم به صیانت از گوهر حیاء در پوشش، نگاه، گفتار، رفتار و آرایش می نماید. این وجوب دینی حجاب فرآیندی منطبق با فطرت توحیدی و در راستای حفظ گوهر حیاء است که در تمدن ها و ادیان پیشین نیز بدان پرداخته می شد. بازشناسایی زنان به عفت و مصونیت از آزارها؛ حفظ مردان از شعله غریزه؛ مصونیت خانواه؛ کاهش فرزندان نامشروع؛ حفظ ارزش و احترام زن؛ استواری اجتماع و حفظ نيروی فعال و كم كردن هزينه اقتصادی و ايجاد آرامش روحی زنان و مردان و ... از حکمت های وجوب دینی حجاب است.

استدلال‌های محدث نوری در کتاب فصل الخطاب

پرسش : محدث نوری در کتاب «فصل الخطاب» برای مدعای خود مبنی بر تحریف قرآن کریم چه استدلال‌هایی آورده است؟
پاسخ اجمالی:

«محدث نورى» كتاب خود فصل الخطاب را در سه مقدمه و دوازده فصل و يك خاتمه تدوين كرده و در ضمن فصل‌هاى دوازده‌گانه، دلايل خود را براى اثبات تحريف آورده است. آنچه او را به نگاشتن اين كتاب واداشته، اين است كه پنداشته است مخالفان، فضائل اهل بيت(علیهم السلام) و معايب دشمنان‌شان را از قرآن حذف نموده‌اند؛ لذا با نوشتن اين كتاب در صدد بوده است كه به پرسش برخى از علماى هند كه سبب فقدان نام اهل بيت(علیهم السلام) در قرآن را از او پرسيده بودند پاسخ دهد.

اثبات صحت حدیث مباهله

پرسش : از چه راه هایى مى توان صحت حدیث مباهله را اثبات نمود؟
پاسخ اجمالی:

1. وجود حدیث در صحاح؛ 2. تصریح به صحت حدیث توسط علمای فریقین؛ 3. تصریح به تواتر حدیث؛ 4. تصریح به عدم خلاف؛ 5. تصریح به وثاقت راویان؛ 6. ارسال مسلّم دانستن حدیث؛ یعنی ابن اثیر در «الکامل» این حدیث را از مسلّمات حدیثى دانسته است.

محتواي آيه «مباهله»؟

پرسش : آيه «مباهله» کدام یک از آیات قرآن است و در چه موردی نازل شد؟
پاسخ اجمالی:

آيه 61 سوره آل عمران در برابر پافشارى مسيحيان در عقايد باطل خود و عدم كارايى منطق و استدلال در برابر لجاجت آنها، نازل شد و در آن پيامبر(ص) مأمور شد از طريق مباهله صدق گفتار خود را به ثبوت برساند؛ لذا ایشان به مسيحيان نجران پیشنهاد داد که یکدیگر را نفرين كنند تا راستگو از دروغگو شناخته شود! اسقف اعظم مسیحیان به آنها گفت: اگر فردا محمد(ص) با خانواده اش آمد از مباهله بپرهيزيد، ولی اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد كه او پايه و اساسى ندارد و لذا وقتي كه ديدند پيامبر(ص) با خانواده آمده مباهله نكردن

اهميت «آيه مباهله»؟

پرسش : «آيه مباهله» از چه جهت دارای اهميت می باشد؟
پاسخ اجمالی:

اول اینکه مسأله مباهله نشانه حقانيت پيامبر(ص) در رسالت است؛ زیرا کسی كه ايمان قطعي به راه خود ندارد مباهله نمي كند. دیگر اینکه اين آيه سندی روشن بر عظمت مقام اهل بيت(ع) نزد خداوند است؛ چرا که پیامبر(ص) در این عرصه فقط آنان را به همراه خود برد و این نشانه افضلیت آنها را بر تمام امت می باشد.

اطلاق صیغه جمع بر مفرد، در آیه مباهله!

پرسش : اگر در جریان مباهله، پیامبر(ص) فقط حضرت فاطمه(س) و حسنین(ع)، و امام علی(ع) را همراه خود آورد، پس چرا عبارات آیه در مورد زنان که یک نفر بود و فرزندان که دو نفر بودند و نفوس که دو نفر بودند(پیامبر و علی) به صورت جمع آمده است؟
پاسخ اجمالی:

اجماع علماى اسلام اعم از شیعه و سنى در زمینه ورود این آیه در مورد اهل بیت(ع) و تصریح آنها بر اینکه پیغمبر(ص) غیر از على(ع)  و فاطمه(س) و حسن و حسین(ع) کسى را براى مباهله نیاورد، قرینه آشکارى براى تفسیر آیه خواهد بود. بنابراین، ایراد مزبور تنها متوجه شیعه نمى شود. بلکه همه دانشمندان اسلام باید به آن پاسخ گویند. ثانیاً؛ اطلاق «صیغه جمع» بر«مفرد» یا بر «تثنیه» تازگى ندارد، و در قرآن و غیر قرآن از ادبیات عرب و حتى غیر عرب شواهد بسیارى دارد.

تعارض شأن نزول آيه مباهله با ضمائر جمع در «انفسنا» و «نسائنا» و «ابنائنا»!

پرسش : اگر آيه مباهله در شأن اهل بيت(ع) نازل شده است چرا ضمائر در «انفسنا» و «نسائنا» و «ابنائنا» به صورت جمع آمده است؟
پاسخ اجمالی:

عده‌اي گفته اند كلمات «ابنائنا»، «انفسنا»، «نساءنا» جمعند و بر يك يا دو نفر اطلاق نمي‌شوند؟ پاسخ اينکه اولا: پيغمبر(ص)، تنها امام على(ع) و حضرت فاطمه(س) و دو فرزندشان را به مباهله برد. ثانیا: در قرآن و غیر آن اطلاق صيغه جمع بر مفرد يا تثنيه زیاد دیده شده است. ضمن اینکه بسيار مى شود كه به هنگام تنظيم يك قرارداد، حكم به صورت كلى و به صيغه جمع آورده مى شود تا بر همه مصاديق منطبق گردد؛ ولى در مرحله اجرا، ممكن است مصداق منحصر به يك فرد باشد و اين انحصار در مصداق، منافات با كلى بودن مسئله ندارد.

شأن نزول «آيه مباهله» از منظر روايات اهل سنت؟

پرسش : بر اساس روایاتی که در منابع اهل سنت وجود دارد، «آيه مباهله» در شأن چه كساني نازل شده است؟
پاسخ اجمالی:

به تصريح منابع روایی اهل سنت، مانند صحيح مسلم، مسند حنبل، سنن بيهقى، صحيح ترمذى، الدرالمنثور، احكام القرآن و ... «آيه مباهله» درباره امام على(ع) و حضرت فاطمه(س) و حسنین(ع) نازل شده است.
به عنوان مثال در «صحيح مسلم» در كتاب فضائل الصحابة در باب فضائل على بن ابيطالب(ع) از سعد بن ابى وقاص نقل شده كه معاويه به سعد گفت: چرا ابوتراب را سبّ و دشنام نمى دهى؟ گفت: من سه سخن از پيامبر اكرم(ص) به ياد دارم كه به خاطر آنها نمى توانم على(ع) را دشنام دهم! و اگر يكى از آنها براى من باشد بهتر از تعداد زيادى اشتران سرخ مو است. سپس داستان حديث منزلت در جنگ تبوك و داستان پرچم دادن به دست على(ع) در جنگ خيبر را ذكر مى كند، و بعد مى افزايد: «هنگامى كه آيه مباهله نازل شد؛ رسول خدا(ص) على و فاطمه و حسن و حسين(ع) را فرا خواند. سپس عرضه داشت: خداوندا اينها اهل بيت من هستند» و مصداق اين آيه اند.
با اين وجود و در کمال تعجب نويسنده تفسير المنار که عالم معروفی محسوب می شود، گفته اند: «مدارك اين روايات مربوط به شيعه است». ما از او می پرسیم آيا صحيح مسلم، صحيح ترمذى، مسند احمد، الدّر المنثور، و ... را علماى شيعه نوشته اند؟!

ماجرای مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران؟

پرسش : ماجرای مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران چه بود؟
پاسخ اجمالی:

در زمان رسول اکرم(ص) گفتگوهایی بین ایشان و مسیحیان نجران درباره حضرت مسیح(ع) انجام شد و آنها لجاجت کردند خداوند به پیامبر(ص) دستور داد با آنها مباهله کند، پیامبر(ص) به همراه امیرالمومنین(ع) و حضرت فاطمه(س) وامام حسن(ع) و امام حسین(ع) برای این کار آماده شدند، وقتی مسیحیان با این صحنه مواجه شدند، احساس خطر کردند و از مباهله سرباز زدند و با پیامبر(ص) مصالحه کردند.